Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی دادگاه بدوی در خصوص دعوی خواهان آقای م. ش با وکالت آقای ک. ز. به طرفیت خواندگان 1- الف. م.م. 2- ع. گ. به خواسته ابطال سند شماره ... و مطالبه اجرت‌المثل به شرح مندرج در دادخواست. احد از خواندگان آقای …. م.م. در مقام دفاع اظهار داشته: من سه دانگ پلاک ثبتی را از خانم ع. گ خریداری نموده‌ام و ثمن معامله را نیز کاملاً پرداخت نموده‌ام و خواهان نیز در جریان معامله من بوده است ولی اقدام به طرح دعوی فروش مال مشاع کرده است بنابراین تقاضای رد دعوی خواهان را دارم. نظر به محتویات پرونده از جمله مفاد پرونده اجرایی دستور فروش شعبه 109 به کلاسه 910239/109/ج که مبین انجام استعلامات لازم قبل از برگزاری مزایده بوده و به موجب پاسخ استعلام ثبتی آقای م. ش. و خانم ع. گ مالکین مشاع ملک موضوع دعوی بوده‌اند و دستور فروش نیز به‌ درستی صادر و اقدامات اجرایی نیز وفق مقررات قانونی به انجام رسیده و در نهایت آقای م. ش به‌ عنوان برنده مزایده و مالک رسمی شش‌دانگ شناسایی و مراتب صورت‌جلسه شده است. از سوی دیگر خوانده آقای …. م.م. چند روز قبل از انجام مزایده با حضور در دادگاه و اعلام اینکه ایشان نسبت به این پلاک حقوقی دارند به پیگیری قانونی و مکتوب موضوع ارشاد شده لکن اقدام قانونی از سوی ایشان انجام نگردیده و از طرفی ادعای خرید ایشان مستند به قرارداد عادی بوده که قدرت مقابله با اسناد رسمی را نداشته و مفاد قرارداد عادی مذکور که صرفاً میان تنظیم‌کنندگان آن حاکم و معتبر است از سوی ثالث (خواهان) مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد و صحت و تحقق عقد بیع مورد ادعای خواندگان در هیچ محکمه‌ای نیز به اثبات نرسیده است. از سوی دیگر با ملاحظه مفاد اظهارات گواهان معرفی شده در جلسه رسیدگی مورخ 1392/9/16 مشخص است که فی‌الواقع آقای …. م.م. از همسر مالک رسمی سابق سه دانگ خانم ع. گ طلبکار بوده و این وکالت‌نامه و سند عادی بیع به قصد تضمین باز پرداخت دین مدیون در اختیار خوانده آقای م.م. قرارگرفته است. نکته آخر آنکه در پاسخ به سؤال دادگاه مبنی بر ارایه دلیل پرداخت الباقی ثمن معامله از سوی خریدار (آقای م.م.) به فروشنده خانم ع. گ (قسط مربوط به تنظیم سند) ‌آقای م.م. از ارایه دلیل مثبت پرداخت معذور مانده و خوانده دیگر در هیچ‌کدام از مراحل دادرسی حاضر به حضور در دادگاه و ارایه توضیح نشده است. بنابراین از نظر دادگاه تحقق عقد بیع میان خواندگان محرز نمی‌باشد و ن. ب. ا. انتقال صورت گرفته پس از برگزاری مزایده رسمی و قانونی در تاریخ 1391/12/8 و تعیین خواهان به‌ عنوان مالک شش‌دانگ صورت گرفته دادگاه نقل‌ و انتقال موضوع سند رسمی شماره 92916 مورخ 1391/12/17 تنظیمی در دفترخانه شماره 104 تهران را منطبق با قانون ندانسته و مستند به مواد 198 و 515 و 519 قانون آئین دادرسی مدنی و مواد 339 و 362 و 365 قانون مدنی حکم بر ابطال نقل‌ و انتقال مذکور و ابطال سند رسمی شماره 92916 مورخ 1391/12/17 تنظیمی در دفترخانه شماره 104 تهران صادر و اعلام می‌نماید. رأی صادره حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان تهران م. ب.. در خصوص سایر خواسته‌ها پرونده مفتوح م. ب.. رئیس شعبه 109 دادگاه عمومی حقوقی تهران - غلامعلی راستیان نیا رأی دادگاه بدوی رأی اصلاحی در خصوص تقاضای آقای م. ن.ف. به وکالت از خانم ع. گ. مبنی بر اصلاح دادنامه شماره 9209970010800989 مورخ 1392/9/19 صادره از شعبه ١٠٩ دادگاه عمومی حقوقی تهران دادگاه با بررسی مفاد دادنامه، خواسته مطروحه را وارد دانسته و مستند به ماده ٣٠٩ قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه مذکور را در سطر آخر در خصوص خانم ع. گ. از حضوری به غیابی اصلاح می‌نماید. ارایه دادنامه اصلی بدون رونوشت دادنامه اصلاحی فاقد ارزش قانونی است. رئیس شعبه ١٠٩ دادگاه عمومی حقوقی تهران - غلامعلی راستیان نیا رأی دادگاه تجدیدنظر استان در رابطه با تجدیدنظرخواهی الف. م.م. با وکالت د. ح.ب.ت. و ع. الف. به طرفیت 1- م. ش.ن. که در مرحله تبادل لوایح فوت نموده و وراث وی به اسامی غ ش.ن. -س ش.ن. و ف. الف با وکالت ک. ز. وارد دادرسی د. ا. م. شدند و 2- ع. گ. با وکالت م. ن.ف. نسبت به دادنامه شماره 989 مورخ 1392/9/19 صادره از شعبه محترم 109 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم بر ابطال نقل‌ و انتقال سه دانگ یک واحد آپارتمان به پلاک ثبتی ... بخش 11 تهران و سند رسمی انتقال به شماره...مورخ 1391/12/17 تنظیمی دفتر اسناد رسمی شماره ... تهران به نام ت. ن. خ. صادر شد با دقت در محتویات پرونده ن. ب. ا. عمده ادعای تجدیدنظرخواندگان این است که مبایعه‌نامه عادی مورخ 1391/2/30 تنظیمی بین ت. ن. خ. و مالک سه دانگ آپارتمان صوری بوده و واقعیت خارجی ندارد و قصد طرفین از تنظیم آن عقد بیع با ارکان و عناصر لازم آن نبوده است پیرو آن وکالت بلاعزل تنظیمی به نام ت. ن. خ. که بر مبنای آن سند رسمی مورد نزاع تنظیم یافته نیز به همین شکل مبنای صحیح نداشته است لیکن تحقق خواسته اولیه با این ادعا مستلزم تعرض به مبایعه‌نامه و سند مدرکیه ت. ن. خ. و بی‌اعتباری آن و همچنین خارج ساختن سند رسمی وکالت بلاعزل از مواد اعتبار م. ب. چه آنکه با وجود مبایعه‌نامه که اصل تنظیم آن مورد مناقشه قرار نگرفته و سند رسمی وکالت که وفق مواد 22 و 70 قانون ثبت اسناد و املاک آثار خاصی بر آن مترتب است مادام که سند مزبور بی‌اعتبار نگردد ابطال سند رسمی که نتیجه اسناد مزبور و مبتنی بر رابطه حقوقی متعاقدین بر مبنای این اسناد م. ب. قابلیت ابطال نداشته و اثری نیز بر این ابطال مترتب نخواهد بود و این تلقی که با بی‌اعتباری سند رسمی انتقال اسناد قبلی از جمله سند رسمی وکالت بلاعزل نیز منتفی در نتیجه آن بی‌اعتبار خواهد شد وجاهت قانونی ندارد چه آنکه ابطال سند رسمی مستلزم حدوث شرایط قانونی از جمله صدور حکم قطعی که بالصراحه دلالت بر ابطال داشته باشد بوده و با صدور حکم بر ابطال یک سند ذینفع از طی این پروسه و حصول این نتیجه مستغنی نخواهد بود بنابراین دادگاه دعوی را به کیفیت مطروحه قابل‌ رسیدگی ندانسته و تجدیدنظرخواهی را از این جهت شکلی وارد می‌داند و مستنداً به بند ه ماده 348 و ماده 358 قانون آئین دادرسی مدنی با نقض حکم تجدیدنظرخواسته قرار رد دعوی اولیه تجدیدنظر خ. ر. ا. (وراث مرحوم م. ش.ن.) را به طرفیت ت. ن. خ. صادر می‌نماید راجع به تجدیدنظرخواهی به طرفیت ت. ن. خ. ردیف دوم از آنجا که مشارالیها خود خوانده مرحله نخستین بوده و محمول حکم محکومیت م. ب. هرچند امکان تحصیل نفعی درنتیجه حکم تجدیدنظرخواسته برای وی قابل تصور م. ب. به سبب مزبور قرار رد تجدیدنظرخواهی به طرفیت مشارالیها صادر می‌گردد. رأی صادر قطعی است. رئیس و مستشار شعبه 59 دادگاه تجدیدنظر استان تهران سید عباس موسوی - مجتبی نوروزی فهرست دادگاه بدوی دادگاه بدوی دادگاه تجدیدنظر استان نقد رأی ابطال سند رسمی بدون ابطال اسناد مبنای صدور آن در تاریخ 29 فروردین 1394، دادگاه بدوی به دعوی مربوط به ابطال سند رسمی و مطالبه اجرت‌المثل رسیدگی کرد. خواهان ادعا نمود که خوانده، سندی را به‌طور غیرقانونی به نام خود در خصوص سه دانگ از یک ملک ثبت کرده است، در حالی که وی مالک رسمی شش‌دانگ آن ملک م. ب.. خوانده در دفاعیات خود به خرید سه دانگ از پلاک ثبتی از شخص دیگری و پرداخت کامل ثمن معامله استناد کرد و خواستار رد دعوی خواهان شد. <br>دادگاه پس از بررسی مستندات و اظهارات گواهان، به این نتیجه رسید که ادعای خ. م. ب. خرید ملک، مستند به قرارداد عادی است که نمی‌تواند با اسناد رسمی مقابله کند و صحت آن در هیچ محاکمه‌ای اثبات نشده است. در نهایت، دادگاه بر اساس مواد 198 و 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 339 و 362 و 365 قانون مدنی، حکم به ابطال سند رسمی و نقل و انتقال مورد نظر صادر کرد. <br>در مرحله تجدیدنظر، ادعای ت. ن. خ. مبنی بر صوری بودن مبایعه‌نامه مردود اعلام شد و حکم بدوی تایید و تجدیدنظرخواهی رد گردید. رای صادره قطعی است و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ، قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر م. ب.. تاریخ دادنامه قطعی: 1394/01/29 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: مادام که اسنادی که مبنای صدور سند رسمی قرار گرفته اند ابطال نشوند، سند رسمی صادره بر مبنای آن، قابلیت ابطال ندارد. در خصوص دعوی خواهان آقای م. ش با وکالت آقای ک. ز. به طرفیت خواندگان 1 - الف. م.م. 2 - ع. گ. به خواسته ابطال سند شماره... و مطالبه اجرت‌المثل به شرح مندرج در دادخواست. احد از خواندگان آقای …. م.م. در مقام دفاع اظهار داشته: من سه دانگ پلاک ثبتی را از خانم ع. گ خریداری نموده‌ام و ثمن معامله را نیز کاملا پرداخت نموده‌ام و خواهان نیز در جریان معامله من بوده است ولی اقدام به طرح دعوی فروش مال مشاع کرده است بنابراین تقاضای رد دعوی خواهان را دارم. نظر به محتویات پرونده از جمله مفاد پرونده اجرایی دستور فروش شعبه --- به کلاسه --- /ج که مبین انجام استعلامات لازم قبل از برگزاری مزایده بوده و به موجب پاسخ استعلام ثبتی آقای م. ش. و خانم ع. گ مالکین مشاع ملک موضوع دعوی بوده‌اند و دستور فروش نیز به‌ درستی صادر و اقدامات اجرایی نیز وفق مقررات قانونی به انجام رسیده و در نهایت آقای م. ش به‌ عنوان برنده مزایده و مالک رسمی شش‌دانگ شناسایی و مراتب صورت‌جلسه شده است. از سوی دیگر خوانده آقای …. م.م. چند روز قبل از انجام مزایده با حضور در دادگاه و اعلام اینکه ایشان نسبت به این پلاک حقوقی دارند به پیگیری قانونی و مکتوب موضوع ارشاد شده لکن اقدام قانونی از سوی ایشان انجام نگردیده و از طرفی ادعای خرید ایشان مستند به قرارداد عادی بوده که قدرت مقابله با اسناد رسمی را نداشته و مفاد قرارداد عادی مذکور که صرفا میان تنظیم‌کنندگان آن حاکم و معتبر است از سوی ثالث (خواهان) مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد و صحت و تحقق عقد بیع مورد ادعای خواندگان در هیچ محکمه‌ای نیز به اثبات نرسیده است. از سوی دیگر با ملاحظه مفاد اظهارات گواهان معرفی شده در جلسه رسیدگی مورخ 1392/09/16 مشخص است که فی‌الواقع آقای …. م.م. از همسر مالک رسمی سابق سه دانگ خانم ع. گ طلبکار بوده و این وکالت‌نامه و سند عادی بیع به قصد تضمین باز پرداخت دین مدیون در اختیار خوانده آقای م.م. قرارگرفته است. نکته آخر آنکه در پاسخ به سوال دادگاه مبنی بر ارایه دلیل پرداخت الباقی ثمن معامله از سوی خریدار (آقای م.م.) به فروشنده خانم ع. گ (قسط مربوط به تنظیم سند) ‌آقای م.م. از ارایه دلیل مثبت پرداخت معذور مانده و خوانده دیگر در هیچ‌کدام از مراحل دادرسی حاضر به حضور در دادگاه و ارایه توضیح نشده است. بنابراین از نظر دادگاه تحقق عقد بیع میان خواندگان محرز نمی‌باشد و ن. ب. ا. انتقال صورت گرفته پس از برگزاری مزایده رسمی و قانونی در تاریخ 1391/12/08 و تعیین خواهان به‌ عنوان مالک شش‌دانگ صورت گرفته دادگاه نقل‌ و انتقال موضوع سند رسمی شماره 92916 مورخ 1391/12/17 تنظیمی در دفترخانه شماره 104 تهران را منطبق با قانون ندانسته و مستند به مواد 198 و 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 339 و 362 و 365 قانون مدنی حکم بر ابطال نقل‌ و انتقال مذکور و ابطال سند رسمی شماره 92916 مورخ 1391/12/17 تنظیمی در دفترخانه شماره 104 تهران صادر و اعلام می‌نماید. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان تهران م. ب.. در خصوص سایر خواسته‌ها پرونده مفتوح م. ب.. رئیس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران - غلامعلی راستیان نیا در خصوص تقاضای آقای م. ن.ف. به وکالت از خانم ع. گ. مبنی بر اصلاح دادنامه شماره --- مورخ 1392/09/19 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران دادگاه با بررسی مفاد دادنامه، خواسته مطروحه را وارد دانسته و مستند به ماده 309 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه مذکور را در سطر آخر در خصوص خانم ع. گ. از حضوری به غیابی اصلاح می‌نماید. ارایه دادنامه اصلی بدون رونوشت دادنامه اصلاحی فاقد ارزش قانونی است. رای دادگاه تجدیدنظر استان در رابطه با تجدیدنظرخواهی الف. م.م. با وکالت د. ح.ب.ت. و ع. الف. به طرفیت 1 - م. ش.ن. که در مرحله تبادل لوایح فوت نموده و وراث وی به اسامی غ ش.ن. -س ش.ن. و ف. الف با وکالت ک. ز. وارد دادرسی د. ا. م. شدند و 2 - ع. گ. با وکالت م. ن.ف. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1392/09/19 صادره از شعبه محترم --- دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم بر ابطال نقل‌ و انتقال سه دانگ یک واحد آپارتمان به پلاک ثبتی... بخش --- تهران و سند رسمی انتقال به شماره...مورخ 1391/12/17 تنظیمی دفتر اسناد رسمی شماره... تهران به نام ت. ن. خ. صادر شد با دقت در محتویات پرونده ن. ب. ا. عمده ادعای تجدیدنظرخواندگان این است که مبایعه‌نامه عادی مورخ 1391/02/30 تنظیمی بین ت. ن. خ. و مالک سه دانگ آپارتمان صوری بوده و واقعیت خارجی ندارد و قصد طرفین از تنظیم آن عقد بیع با ارکان و عناصر لازم آن نبوده است پیرو آن وکالت بلاعزل تنظیمی به نام ت. ن. خ. که بر مبنای آن سند رسمی مورد نزاع تنظیم یافته نیز به همین شکل مبنای صحیح نداشته است لیکن تحقق خواسته اولیه با این ادعا مستلزم تعرض به مبایعه‌نامه و سند مدرکیه ت. ن. خ. و بی‌اعتباری آن و همچنین خارج ساختن سند رسمی وکالت بلاعزل از مواد اعتبار م. ب. چه آنکه با وجود مبایعه‌نامه که اصل تنظیم آن مورد مناقشه قرار نگرفته و سند رسمی وکالت که وفق مواد 22 و 70 قانون ثبت اسناد و املاک آثار خاصی بر آن مترتب است مادام که سند مزبور بی‌اعتبار نگردد ابطال سند رسمی که نتیجه اسناد مزبور و مبتنی بر رابطه حقوقی متعاقدین بر مبنای این اسناد م. ب. قابلیت ابطال نداشته و اثری نیز بر این ابطال مترتب نخواهد بود و این تلقی که با بی‌اعتباری سند رسمی انتقال اسناد قبلی از جمله سند رسمی وکالت بلاعزل نیز منتفی در نتیجه آن بی‌اعتبار خواهد شد وجاهت قانونی ندارد چه آنکه ابطال سند رسمی مستلزم حدوث شرایط قانونی از جمله صدور حکم قطعی که بالصراحه دلالت بر ابطال داشته باشد بوده و با صدور حکم بر ابطال یک سند ذینفع از طی این پروسه و حصول این نتیجه مستغنی نخواهد بود بنابراین دادگاه دعوی را به کیفیت مطروحه قابل‌ رسیدگی ندانسته و تجدیدنظرخواهی را از این جهت شکلی وارد می‌داند و مستندا به بند ه ماده 348 و ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی با نقض حکم تجدیدنظرخواسته قرار رد دعوی اولیه تجدیدنظر خ. ر. ا. (وراث مرحوم م. ش.ن.) را به طرفیت ت. ن. خ. صادر می‌نماید راجع به تجدیدنظرخواهی به طرفیت ت. ن. خ. ردیف دوم از آنجا که مشارالیها خود خوانده مرحله نخستین بوده و محمول حکم محکومیت م. ب. هرچند امکان تحصیل نفعی درنتیجه حکم تجدیدنظرخواسته برای وی قابل تصور م. ب. به سبب مزبور قرار رد تجدیدنظرخواهی به طرفیت مشارالیها صادر می‌گردد. رای صادر قطعی است. رئیس و مستشار شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران

موارد مرتبط 54

آرای مرتبط 40

نظریات مشورتی 2

مواد مرتبط 2

دکترین 10

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین