رأی
اثبات تاجر بودن
اثبات تاجر بودن
خ. م.:
در مورد درخواست صدور حکم ورشکستگی، دادگاه بدوی با استناد به اصول کلی اثبات ادعا و مواد قانونی مرتبط، به بررسی ادعاها پرداخت. خواهان با ارائه مستنداتی از جمله گواهی اتحادیه و کارت بازرگانی، ادعا نمود که طرف مقابل تاجر بوده و به دلیل ناتوانی در پرداخت دیون، مستحق اعلام ورشکستگی است. با این حال، دادگاه بدوی به دلیل عدم احراز صفت تاجر بودن و ضعف در ادله ارائهشده، حکم به بطلان دعوی صادر کرد. دادگاه تجدیدنظر نیز پس از بررسی مجدد ادعاها و مستندات، به همان نتیجه رسید و رای دادگاه بدوی را تایید نمود. این دادگاه با استناد به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی، رای صادره از دادگاه بدوی را قطعی اعلام کرد.
رای دادگاه بدوی
در خصوص دادخواست سازمان *با وکالت ع. م. و م. ا. به طرفیت 1.ح. ح. س. غ. 2.دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه *به خواسته صدور حکم ورشکستگی
دادگاه در مقدمه بیان می دارد.: یکم:. بار اثبات دلیل قاعده ایست که در تمام نظام های دادرسی مورد پذیرش است.مطابق این اصل، علی القاعده هرکسی مدعی حقیست باید ادعای خود را اثبات نماید. لذا ارائه و اثبات دلیل با مدعیست.حال این ادعا میتواند ابتدایا از سوی خواهان و یا در مقام دفاع از جانب خوانده طرح گردد. انجا که <a class="artref" href="/ماده/ماده-1257-a_0815110236919">ماده 1257 از قانون مدنی</a> مقرر می دارد.: … مدعی علیه هرگاه در مقام دفاع؛ مدعی امری شود. که محتاج دلیل باشد.، اثبات امر به عهده اوست.هرچند در ماده 199 قانون ایین دادرسی مدنی قاعده منع تحصیل مورد تعدیل قرار گرفته اما ماده مزبور در چارچوب رکن رکین و مفروض ماخوذ بودن اثبات ادعا توسط مدعی قابل بررسی و اعمالست.بدین معنا که دادرس دادگاه در چارچوب ادله ابرازی طرفین و در راستای بررسی انها میتواند اقدامات لازم مد نظر خویش را به عمل اورد و در هر حال نمی توان از قاعده کلی اثبات ادعا توسط مدعی دست شست.به بیان دیگر دادگاه در راستای ادله اقامه شده توسط خواهان و امور موضوعی ناظر بر ان که تکلیف قانونی وی م. ب..، عنداللزوم مبادرت به اخذ نظریه کارشناسی می نماید.
دوم: در پرونده حاضر پرداختن به دو موضوع سبب دعوی و توصیف دعوی میتواند در بیان مبانی استدلال دادگاه موثر باشد.در خصوص سبب دعوی سه نظر مطرح شده است:
عده ای سبب دعوی را مفهوم حقوقی دانسته به واسطه ان خواسته قابل توجیه میگردد. به موجب این نظریه، امور موضوعی دعوی تا زمانی که توصف حقوقی نگردند، واجد اعتبار در دعوا نخواهند بود مطابق این نظریه، وظیفه دادگاه، چیزی نیست جز انطباق وقایع خارجی با قواعد حقوقی.
گروهی دیگر بر این باورند که جهت دعوی صرفا اموریست که در عالم خارج واقع شده است.و این دادرس است.که با توصیف خود یا تغییر در توصف طرفین دعوی، رای مناسب را صادر می نماید.
اما مطابق نظریه سوم که مختار این دادگاه هم م. ب..، جهت دعوی را نمی توان صرفا امور حکمی یا موضوعی دانست، بلکه سبب دعوا ان بخش از عناصر موضوعیست که توسط خواهان توصیف و منبطق با امور حکمی شده است.
از سوی دیگر دادگاه بر این باور است.که هرچند گاهی ادله اثبات دعوی با امور موضوعی تطابق پیدا می کنند اما علی الاصول ادله اثبات دعوی با متفاوت از امور موضوعی بوده و صرفا نقش اثبات کننده امور واقع شده در عالم خارج را به عهده دارند
سوم: در دعوی ورشکستگی اشخاص حقیقی، نقطه ثقل اولیه و موثر دعوی احراز تاجر بودن فرد مدعیست که بنا بدانچه بیان گردید، اثبات ان بر اساس جهات استدلالی صدرالاشاره بر عهده خواهان است. دادگاه به این مهم توجه دارد. که امور تجاری و خصوصا مبحث ورشکستگی که به منزله حجر نسبی شخصیت حقوقی یا تاجر تلقی میگردد. میبایست با احتیاط و حزم اندیشی عمل نمود و به قدر متیقن از امر اکتفا نموده و از تفسیر موسع از مفهوم توقف و مصادیق ان پرهیز نمود
چهارم: هنگامی که خواهان مدعی تاجر بودن شخصی به عنوان خوانده است، علی القاعده میبایست دلایل خود بر تجارت و صدق عنوان تاجر را نیز اقامه و این ادعا را ثابت نماید. تا متعاقبا به بحث احراز یا عدم احراز توقف وی ورود شود.،
در دعوی حاضر خواهان مدعیست احتراما به وکالت از شرکت سازمان *که بیش از 800 هزار عضو از معلمین و دبیران کشور دارد. به استحضار می رساند:خوانده اقای ح. ح. س. غ. به موجب مستندات ضمیمه دادخواست و ماده 2 قانون تجارت اشتغال به تجارت داشته و طبق گواهی اتحادیه صنف فروشندگان اهن و فولاد و فلزات شهرستان شعبه *از سال 1357 دارای دفتر اهن فروشی بوده و عضو اتحادیه مذکور بوده است.و تا سال 1387 عضو اتحادیه مذکور بوده است.همچنین به موجب گواهی مورخه 18 3 3366 اتحادیه مذکور به شغل فروش عمده اهن الات اشتغال داشته است.به موجب گواهی اتاق بازرگانی و صنایع و معادن شعبه *دارای کارت بازرگانی شماره 291 379 بوده است.از انجا که مشارالیه اشتغال به تجارت عمده اهن الات و واردات ان داشته نهایتا دو کارخانه به اسامی م. افزار سهامی خاص و شرکت گروه صنعتی ذوب به و نبرد پویا شعبه *را نیز تاسیس و اقدام به راه اندازی خط تولید انواع اهن الات از طریق وارد نمودن تجهیزات مذکور از کشور *نموده بود که در این راستا تعداد 250 سهم از هزار سهم کارخانه و شرکت ذوب و ن. شعبه *را به موکل فروخته ولیکن به لحاظ تقلبات انجام داده شده در معاملات مذکور موکل از مشارالیه در دادگاه کیفری شعبه *شکایت نموده و منتهی به صدور حکم کلاهبرداری وی شده است. در جریان اجرای رای دادگاه کیفری مشارالیه متواری شده و مشخص شده که هیچگونه اموالی از وی در دسترس نمیباشد. و همچنین خوانده کلیه اموال و دارایی خود را طی معاملات محاباتی قبل از ان و یا در حین رسیدگی به اشخاص دیگری منتقل نموده است.همچنین تاجر یاد شده معامله ای با شخصی به نام اقای ب. ر. و سازمان *ایران و بانک صادرات نموده است.به موجب سند رسمی شماره 88440مورخ 1381/09/11خوانده اموالی را که تحصیل می نموده است.به نام همسرش خانم ه. س. ر. ز. د. و فرزند ا. خود به نام م. و ا. ح. س. غ. و اقای ع. ف. انتقال داده و سپس از ایشان طی وکالتنامه های شماره 358 145 مورخ 1/ 2 /1380 و 813 148 مورخه /22 9 /1380 و 1991 مورخ 18/ 6 /1380 وکالت رسمی با حق انتقال مورد وکالت و توثیق ان اخذ نموده است.و به موجب سند مذکور 19 قلم اموال غیر منقول که به نام خود و همسر و فرزند ان و اقای ع. ف. بوده است.را جهت اخذ وام بانکی در رهن بانک صادرات ایران قرار داده است.خوانده پروانه بهره برداری و تجهیزات و ماشین الات شرکت گروه صنعتی وذوب و نورد پویا شعبه *را در رهن سازمان *قرار داده و اقدام به اخذ وام نموده است.که با عدم پرداخت اقساط وامهای اخذ شده بانک اقدام به عملیات اجرایی در راستای تملک اموال مذکور نموده است.با وصف اینکه همسر و فرزند ان وی تاجر نبوده و هیچگونه فعالیت تجارتی نداشته اند شرکت م. که اشتغال به تولید قطعات خودرو دارد. را تاسیس و همسر و فرزند ان خود را در ان صاحب سهم نموده و خود نیز 3598 سهم داشته که در تاریخ 3/ 11 /1383 سهام خ. ر. ب. غیر از یک سهم کلا منتقل نموده است.که این انتقال نیز محاباتی بوده است.با عنایت به اینکه طبق ماده 1 قانون تجارت تاجر کسی است.که شغل معمولی خود را معاملات تجارتی قرار دهد و مشارالیه طبق بند 1 و 3 و 4 ماده 2 قانون یادشده اشتغال به واردات اهن الات و فروش عمده اهن الات و تاسیس و به کار انداختن دو کارخانه م. و گروه صنعتی ذ. و ن.ا شعبه *داشته است.اقدامات مذکور نیز عملیات تجارتی محسوب میگردد. (مستندات ان پیوست است). طبق نامه سازمان *و دادنامه شماره 10 مورخ 31 3 1386 شعبه *و شعبه *به شماره 146 مورخ 13/ 8 /1386 خوانده محکوم به استرداد مبلغ 35 میلیارد و 330 میلیون ریال شده است.به لحاظ اینکه مشارالیه متعهد به استرداد وجوه از تاریخ معامله یعنی 2 9 1382 شده علاوه بر ان فعل و انفعالات تجاری و معاملات محاباتی وی دلالت دارد. نامبرده از سال 1380 متوقف بوده و اموال خ. ر. ب. قصد عدم دسترسی طلبکاران به نام همسر و فرزند ان خود انتقال داده است.لذا تاریخ توقف خوانده قدر مسلم به سال 1380 برمی گردد.از انجا که طبق ماده 412 و 413 قانون تجارت ورشکستگی تاجر یا شرکت تجارتی در نتیجه توقف در تادیه وجوهی که بر عهده اوست حاصل میشود. و طبق ماده 413 قانون تجارت تاجر باید ظرف سه روز از تاریخ وقفه ای که در تادیه قروض یا سایر تعهدات نقدی حاصل شده توقف خ. ر. ب. محکمه بدایت محل اقامت خود اظهار و صورت دارایی و کلیه دفاتر تجارتی خ. ر. ب. دفتر محکمه مذکور تسلیم نماید. و به موجب بند ب ماده 415 قانون تجارت به موجب تقاضا ی یک یا چند نفر از طلبکارها حکم ورشکستگی تاجر به حکم محکمه بدایت اعلام میشود. و ب. ت. ب. اینکه مشارالیه طی سند رسمی شماره 440 88 مورخ /9 11 /1381 میزان 19 قلم از اموال غیر منقولی را که به نام خود بوده و یا وکالت رسمی از مالکین ظاهری رسمی (همسر و فرزند ان با دامادش) داشته است.در وثیقه غیر قرار داده و همچنین طی اسناد صلح 168 162 مورخ 19/ 3 /1384 و 331 16 مورخه /18 7 /1384 و 826 161 مورخه 15/ 2 /1384 معاملاتی نموده که اموال خ. ر. ب. ضرر طلبکاران از دسترس خارج نموده که این معاملات و سایر معاملات که فوقا اشاره شده یا صوری بوده یا بعد از توقف وی انجام شده طبق مواد 423 و 424 و 425 و 426 قانون تجارت بضرر طلبکاران م. ب.. و قانونا قابل رسیدگی توسط اداره تصفیه امور ورشکستگی بوده است.استدعای صدور حکم ورشکستگی خوانده از تاریخ 9 2 1382 و صدور حکم توقف از سال 1380 را عنداللزوم با جلب نظر کارشناس داریم.ضمنا به لحاظ وحدت موضوع با پرونده کلاسه *مطروحه در شعبه *استدعای رسیدگی توام را دارم.
دادگاه بنا به جهات استدلالی پیش گفته عقیده دارد. که صرف ارائه مستنداتی مبنی بر اینکه خواهان قریب به 15 سال پیش دارای کارت بازرگانی یا مجوز اتحادیه بوده است.و یا سهامدار شرکتی بوده است.دلیلی بر احراز وصف تاجر بودن وی نیست لذا ب. ت. ب. جهات استدلالی پیش گفته، ب. ت. ب. عدم احراز تاجر بودن خواهان، مستندا به ماده 197 از قانون ایین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام میگردد. رای صادره تصف به وصف حضوری یا غیابی نبوده لکن ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدید نظرخواهی در دادگاه تجدید نظر استان شعبه *است.
دادرس شعبه */م. خ. م.
رای دادگاه تجدیدنظر استان
پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
ت. ن. خ.: سازمان *با وکالت اقای ع. م. فرزند ض. به نشانی *و اقای م. ا. فرزند ع. به نشانی *. پایین تر از ب. ش. ر رو بروی میثاق 5 *
تجدید نظر خواندگان: 1. اقای ح. ح. س. غ. به نشانی مجهول المکان2. دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 22 *معاون دادستان به نشانی *دادسرای تخصصی رسیدگی به جرایم اقتصادی (ناحیه 32)
تجدیدنظر خواسته:دادنامه شماره 4801949 مورخ 1402/04/11صادره از شعبه *
رای دادگاه
دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره *مورخ 1402/04/11صادره از شعبه *که بر بطلان دعوی ابتدایی اعلان ورشکستگی و به شرح بازتاب یافته در مندرجات ان اشعار دارد. در نتیجه موافق با قانون و مدارک ابرازی بوده و مفاد لایحه اعتراضیه ت. ن. خ. به نحوی نیست که خدشه ای بر دادنامه مبحوث عنه وارد اورده و موجبات بی اعتباری ان را فراهم نماید. زیرا قدر متیقن این است.که عمده اظهارات ت. ن. خ. در ارتباط با ورشکستگی در حد ادعا است.وامری اثبات شده نیست نکته قابل تاویلی است.که از ماده 413 قانون استنادی صورت گرفته است.این امر در عین اینکه نسبت به توقف ظاهری صحت دارد. اما در مورد توقیف واقعی موثر نیست بنابراین اگرچه مقنن دران مواد وقفه تادیه قروض و سایر تعهدات را به صورت مطلق ذکر کرده است.اما مراد و مقصود قابل انتساب مقنن از وقفه حکایت از تمامی دیون و سایر تعهدات نقدی دارد. و به هیچ وجه مشمول قسمتی از انها نمی شوند بر این اساس انچه که در رسیدگی محکمه باید مورد توجه قرار گیرد این نکته است.که اساسا توانایی تاجر در خصوص تادیه دیون بر بستانکاران در مجموع چگونه است.و در صورتی که دارایی های تاجر مستغرق در بدهی ها باشد. مشارالیه در بین تجار اعتباری نداشته باشد. در این حالت قطعا چنین تاجری ورشکسته است.حال انکه به صرف مطالبات یک شخص وعدم تادیه وجوه انها نمی توان تاجر را ورشکسته اعلام نمود. بدین استدلال این محکمه تجدیدنظرخواهی مطرح شده را بر مبنای ان چه که قلم گرفته شد متکی به ادله قانونی ندانسته و انگاه با اختیارات حاصله از ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه مبحوث عنه را عینا تایید و اعلام می نماید. رای اصداری قطعی است.
حجت الله امیدواری س. م. ر.
رئیس شعبه *مستشار دادگاه
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1
موارد مرتبط 71
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
شرط برخورداری از حمایت های کنوانسیون پاریس
مواد 358 و 359 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن پذیرش اعتراض
-
رأی
هماستناد
معیار صحت ثبت اختراع جدید در مقایسه با اختراعات قبلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حکم پرداخت نفقه تا زمان استحقاق
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حذف نام زوج متوفی از شناسنامه
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی آن را تایید می نماید
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه التزام در فرض عدم انتساب تاخیر به متعهد
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته نقض ودر اصل در راست
-
رأی
هماستناد
استرداد ثمن پس از وقوع اقاله
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
نحوه احراز ظهر نویسی چک
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی نهایتا ضمن رد اعتراض دادنامه تجدیدنظرخواست
-
رأی
هماستناد
دعوی الزام به تنظیم سند رسمی ملک بازداشتی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی با لحاظ ماده 56 از قانون اجرای احکام مدنی
-
رأی
هماستناد
اماره صوری بودن عقد بیع
ماده 358 قانون آیین دادرسی در امور مدنی صادر گردید
-
رأی
هماستناد
مهلت اقامه دعوا علیه متصدی حمل و نقل هوایی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حقوق مالک ملک در فرض تصرف ملک توسط شهرداری
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه صادر در هر سه قسمت حکم به
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای فراهم نبودن اثاث البیت در دعوی تمکین
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
طلاق به دلیل ناباروری زوج
ماده 358 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه التزام قراردادی در فرض انجام تعهد با تأخیر
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه موصوف حکم بر محکومیت تجدید
-
رأی
هماستناد
ابطال معامله و رد دعوای الزام به پرداخت ثمن به نرخ روز به دلیل عدم اثبات استحقاق خواهان
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مبدا محاسبه خسارت تاخیر تادیه در دین بدون سررسید
مواد 358 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
تردید در اثر انگشت مندرج در سند رسمی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را تایید و استوار می نما
-
رأی
هماستناد
ادعای پرداخت بخشی از مبلغ چک دروجه حامل
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ادعای عدم اصالت سند همراه با ادعای پرداخت
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی عینا تایید می نماید این رای قطعی است
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی علیه برخی از محکومٌ له های مرحله بدوی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
جریمه طرح دعوی واهی اعسار از پرداخت هزینه دادرسی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اثر توقیف اموال محکوم علیه بر دعوی اعسار
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
بطلان دعوای خلع ید به استناد قاعده استحسان
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته نقض می گردد و با ا
-
رأی
هماستناد
تحقق شرط ضمن عقد نکاح به جهت اعتیاد سابق زوج
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و به زوجه اجازه داده است از شرط موضوع
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی از قرار سقوط دعوا
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه مارالذکر با استناد به بند
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه سفته تضمینی
قانون آیین دادرسی مدنی مستندا به ماده 358
-
رأی
هماستناد
تفسیر عرفی از شرط فاسخ
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را تایید و استوار می نما
-
رأی
هماستناد
تشریفات رسیدگی در مرحله واخواهی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه موصوف در این بخش تایید می گردد
-
رأی
هماستناد
ادعای اعسار با وجود توقیف اموال
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
درخواست تسلیم ملک به استناد قرارداد عادی فروش سرقفلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و قوانین مرتبط با ثبت اسناد
-
رأی
هماستناد
تفاوت حقوقی مفاهیم حق کسب، پیشه و تجارت با سرقفلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
دعوای ابطال رأی داور به علت عدم رعایت اصول دادرسی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته تایید می گردد
-
رأی
هماستناد
تایید فسخ قرارداد به دلیل عدم پرداخت ثمن و بیاعتباری رای داوری به علت عدم رعایت شروط قراردادی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
زندگی در منزل مشترک اماره تمکین
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد دادخواست تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدی
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای افزایش مهریه
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
دعوای ابطال وکالتنامه بلاعزل
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه معترض عنه حکم بر ابطال وکا
-
رأی
هماستناد
اعتبار حکم به رد دعوی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و رعایت مواد مرتبط
-
رأی
هماستناد
تاثیر عدم ذکر مشترکات آپارتمان در قرارداد
قانون آیین دادرسی مدنی مستندا به قسمت آخر ماده 358
-
رأی
هماستناد
انتقال مبیع توسط خریدار در بیع خیاری
ماده 358 از قانون آیین دادرسی در امور مدنی تائید مینماید این رای قطعی است
-
رأی
هماستناد
انتقال چکی که حواله کرد آن خط خورده
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته نقض و با استناد به
نظریات مشورتی 1
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/2899 مورخ 1396/11/25
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی آیا دادگاه مکلف به رسیدگی ماهیتی به پرونده
مواد مرتبط 5
-
اعمال
از این صفحه
ماده 358 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1257 — قانون مدنی
ماده 1257 از قانون مدنی مقرر می دارد
-
اعمال
از این صفحه
ماده 412 — قانون تجارت
ماده 412 و 413 قانون تجارت ورشکستگی تاجر یا شرکت تجارتی در نتیجه توقف در تادیه و
-
اعمال
از این صفحه
ماده 423 — قانون تجارت
مواد 423 و 424 و 425 و 426 قانون تجارت بضرر طلبکاران می باشد
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 415 — قانون تجارت
به موجب بند ب ماده 415 قانون تجارت به موجب تقاضا ی یک یا چند نفر از طلبکارها حکم ورشکستگ
دکترین 25
-
مقاله
هماستناد
د تفسیر به اعتبار نوع تفسیر — تفسیر قانون از جهت نوع تفسیر به
مواد 879 و 1257 ق.م
-
مقاله
هماستناد
د تفسیر به اعتبار نوع تفسیر — تفسیر اصولی تفسیری که متکی بر اصول
مواد 879 و 1257 ق.م
-
مقاله
هماستناد
د تفسیر به اعتبار نوع تفسیر — تفسیر اصولی تفسیری که متکی بر اصول
مواد 879 و 1257 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مفهوم توقف و ورشکستگی — شماری دیگر از اندیشمندان راه میانه ای
ماده 412 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
مفهوم توقف و ورشکستگی — اما در خصوص مفهوم ورشکستگی ماده ۴۱۲
ماده 412 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
مفهوم توقف و ورشکستگی — اما در خصوص مفهوم ورشکستگی ماده ۴۱۲
ماده 412 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
مفهوم توقف و ورشکستگی — ستوده تهرانی دکتر حسن همان منبع
ماده 412 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
مفهوم توقف و ورشکستگی — از آن سو گروهی بر این باور
ماده 412 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
مفهوم توقف و ورشکستگی — از آن سو گروهی بر این باور
ماده 412 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
مفهوم توقف و ورشکستگی — همچنین طرفداران این دیدگاه استدلال کرده اند
ماده 412 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
مفهوم توقف و ورشکستگی — در داوری بین این دو دیدگاه باید
ماده 412 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
اداره تصفیه یا مدیر تصفیه
مواد 412، 413، 415، 416 و 418 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
اداره تصفیه یا مدیر تصفیه — در صورتی که به اعتبار حکم قطعیت
مواد 412، 413، 415، 416 و 418 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
هرگاه مدعی اعسار در دعوی اصلی محکوم له واقع شود و از
ماده 412ق.ت مصوب 1311
-
مقاله
هماستناد
مطابق تعریف ماده ۴۱۲ق
ماده 412ق.ت مصوب 1311
-
مقاله
هماستناد
مطابق تعریف ماده ۴۱۲ق
ماده 412ق.ت مصوب 1311
-
مقاله
هماستناد
حکم ورشکستگی و اجرای آن
ماده 415 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
حکم ورشکستگی و اجرای آن — دوباره دادرسی شود و نیز می تواند
ماده 415 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم علیه بازرگان ورشکسته — در مواردی که اجرائیه بر پایه حکم
ماده 423 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم علیه بازرگان ورشکسته — نکته مهم اینکه چنانچه به تصور اعتبار
ماده 423 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم علیه بازرگان ورشکسته — نکته مهم اینکه چنانچه به تصور اعتبار
ماده 423 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
نسبت به داد باخته محجور که علت حجر او جنون است عملیات
ماده 423 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
چنانچه علت حجر سفه باشد
ماده 423 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
۲۰ تعارض در یک متن قانونی — تحلیل هرگاه در یک متن قانونی تعارضی
ماده 423 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
۲۰ تعارض در یک متن قانونی — به این مفهوم که موارد از حیث
ماده 423 ق.ت
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
