رأی
اثر بذل مهریه بر تحقق عسر و حرج
رأی خلاصه جریان پرونده
در تاریخ ۱۳۹۸/۲/۱۴ اقایان ر. ب. س. و ح. ف. س. بوکالت از طرف خانم س. م. م. ف. بطرفیت اقای س. م. م. ن. دادخواستی بخواسته صدور حکم طلاق باستناد بندهای ۱ و ۲ و ۷ از شروط ضمن عقد نکاح تقدیم و توضیح داده اند که زوجین حسب سند نکاحیه پیوست پرونده در تاریخ ۸۹/۵/۱۴ به عقد دائم همدیگر در امده اند و حاصل این ازدواج یک فرزند مشترک م. ب.. زوج در طول زندگی مشترک با زوجه سوی معاشرت داشته و مبتلا به اعتیاد شدید به مواد مخدر گردیده و هم چنین از پرداخت نفقه زوجه و فرزند مشترک استنکاف مینماید.
این امر موجبات عسر و حرج زوجه را فراهم نموده و شروط ضمن عقد ازدواج هم مورد توافق زوجین قرار گرفته است.لذا با اعلام مراتب رسیدگی و صدور حکم رای مبنی بر احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق به جهت تحقق بندهای ۱ و ۲ و ۷ از شروط ضمن عقد نکاح م. ا.. دادخواست مطروح حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. در جلسه رسیدگی مورخ ۹۸/۳/۴ که با حضور احد از وکلای خواهان و نیز خ. ت. گ. وکیل حاضر خ. ا. د. خواسته بشرح دادخواست و تقدیمی است.موکل جهت اثبات دعوی شهود دارد.
که عنداللزوم در دادگاه حاضر خواهد نمود و هم چنین استدعا دارم. که دادگاه محترم در خصوص صحت مراتب مندرج در دادخواست در محل زندگی مشترک تحقیق محلی بعمل اید. خ. ا. د. بنده اعتیاد به مواد مخدر ندارم. قبلا قرص ترامادول مصرف میکردم حدود ۸ ماه است.که قرص هم نخورده ام و حاضر به ازمایش هستم و خودش منزل را ترک کرد و نفقه ای به او تعلق نمیگیرد و در برج ۷ سال ۹۷ منزل را ترک کرده است.و به *در کنار عمویم در شیشه بری کار میکنم و خانه مستقل دارم.
و فرزند مشترک با او زندگی می کند و به هیچ عنوان همسرم را طلاق نمیدهم سپس دادگاه به دادگاه عمومی و انقلاب *نیابت داده تا در خصوص وضعیت اخلاقی و اجتماعی و اعتیاد به مواد مخدر زوج و سوی رفتار وی با همسرش در محل و ادرس تعیین تحقیق و نتیجه را اعلام دارند و هم چنین از زوج جهت معرفی به پزشکی قانونی جهت ازمایش اعتیاد دعوت بعمل اورده است.در جلسه بعدی رسیدگی مورخ ۹۸/۴/۱۵ زوجه خ. ا. د. در تاریخ ۸۹/۵/۱۴ عقد ازدواج کردیم و دو روز بعد عروسی کردیم و از شروع زندگی مشترک با من مواد مخدر مصرف میکرد و دو بار کمپ ترک اعتیاد در *بود الان از تاریخ ۹۶/۱۱ تاکنون در منزل خواهرم هستم دعاوی مالی را تاکنون مطالبه نکرده ام و حاضرم در قبال طلاق کلیه حقوق مالی ناشی از زوجیت اعم از مهریه و نفقه و اجرت المثل و جهیزیه را به شوهرم بذل نمایم و در این خصوص ادعایی نخواهم داشت حضانت فرزند م متولد ۹۲/۳/۵ را میخواهم و فرزند مشترک با من است.و نفقه فرزند مشترک را نمی خواهم و کسی حاضر نیست بیاید و شهادت بدهد و تقاضای استعلام از کمپ ترک اعتیاد را دارم.
و بی مسئولیت است.و سوی معاشرت دارد. و رفیق باز است. سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر مینماید. مامورین *طی گزارش مورخ ۱۳۹۸/۳/۹ به نقل از اهالی محل اعلام گردیده که نامبرده دارای خصوصیات اخلاقی و اجتماعی خوب و مناسب است.و قبلا مواد مخدر مصرف مینموده ولی هم اکنون مصرف نمی کند و ترک کرده است.و مدتی است.که به دلایل نامعلوم با همسر خود اختلاف پیدا کرده و هم اکنون همسرش در خانه پدرش زندگی می کند. مرکز ترک اعتیاد طهارت *در پاسخ به استعلام دادگاه اعلام نموده که اقای س.
م. م. ن. از مورخه ۹۷/۳/۳۰ لغایت ۹۷/۴/۱۳ در این مرکز پذیرش و ترخیص گردیده و ماده مصرفی نامبرده شیشه م. ب.. داور منتخب خواهان و داور منصوب خوانده هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و بموجب دادنامه شماره ۶۹ مورخ ۱۳۹۹/۴/۸ پس از ذکر خواسته و توضیحات خواهان و مدافعات زوج خوانده و مفاد گزارش تحقیق محلی انجام شده از طرف مرجع انتظامی و پاسخ استعلام واصله از مرکز کمپ ترک اعتیاد با اعلام اینکه تلاش داوران طرفین جهت صلح و سازش و بازگشت به زندگی مشترک بی نتیجه بوده و نظر داوران بر جدایی طرفین م.
ب.. و اینکه جدایی طولانی مدت طرفین از همدیگر از مصادیق عسر و حرج برای زوجه م. ب.. لذا دعوی خ. ر. و. تشخیص و باستناد <a class="artref" href="/ماده/ماده-1130-a_0815110236787">ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی</a> و تبصره ذیل ان و موادی از قانون حمایت خانواده مصوب سال ۱۳۹۱ حکم بر الزام زوج به طلاق زوجه صادر و توضیح داده که زوجه در قبال طلاق کلیه حقوق مالی خود را اعم از مهریه و نفقه و اجرت المثل ایام زوجیت و جهیزیه را به زوج بذل می کند و حضانت فرزند مشترک بنام م. متولد ۱۳۹۲/۳/۵ را بعهده زوج محول و برای زوجه بنحو مقرر حق ملاقات با فرزند تعیین نموده و مدت اعتبار حکم طلاق صادره را شش ماه از تاریخ ابلاغ رای فرجامی یا انقضای مهلت فرجامخواهی و نوع طلاق را باین خلعی اعلام و مقرر داشته که سر دفتر در صورت امتناع زوج از اجرای طلاق نمایندگی دارد.
پس از ابلاغ رای صادره ز. د. م. قانونی نسبت به ان تجدیدنظر خواهی نموده و هم چنین وکیل زوجه هم نسبت به دادنامه صادره در قسمت مربوط به واگذاری حضانت فرزند مشترک به پدر اعتراض و تجدیدنظر خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده مرجع تجدیدنظر *، شعبه *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ ۱۳۹۹/۶/۲۲ با عنایت به تحقیقات محلی و گزارش مامورین در خصوص وضعیت اخلاقی زوج که بشرح صورتجلسه مورخ ۹۸/۳/۹ اعلام گردیده که از اهالی حاضر در محل در خصوص وضعیت نامبرده ( زوج ) اظهار داشته نامبرده دارای خصوصیات اخلاقی و اجتماعی خوب و مناسب که قبلا مواد مخدر مصرف نموده ولی هم اکنون مصرف نمی کند و ترک کرده است.و مدرک و مستندی دال بر اعتیاد مضر که به اساس زندگی خانواده خلل وارد نموده است.از ناحیه زوجه ارائه نگردیده است.لذا شروط ضمن عقد را محقق و عسر و حرج زوجه را محرز ندانسته و بر این اساس دادنامه تجدیدنظر خواسته غیرقابل تایید تشخیص و با قبول اعتراض زوج و رد اعتراض زوجه مستندا به ماده ۳۵۸ قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه معترض عنه حکم بر بطلان دعوی خواهان بدوی ( زوجه ) صادر نموده است.
دادنامه اخیرالذکر در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۲۴ به وکلای ز. ا. ش. و نامبرده در تاریخ ۱۳۹۹/۷/۱۳ با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. لایحه فرجامی به هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. ع. ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رأی متن رأی
فرجامخواهی وکلای ف. خ. خانم س. م. م. ف. نسبت به دادنامه شماره *۹۹ مورخ ۱۳۹۹/۶/۲۲ شعبه *که بموجب ان بلحاظ عدم احراز تحقق شروط ضمن عقد نکاح و نیز عدم احراز عسر و حرج زوجه در تداوم زوجیت ضمن نقض دادنامه بدوی حکم بر بطلان دعوی طلاق خواهان بدوی ( ف. خ. ) صادر گردیده است.ب. ت. ب. جامع اوراق پرونده وارد و موجه است.زیرا وکلای زوجه بشرح دادخواست نخستین و توضیحات بعدی در جلسات دادرسی با اشاره به سوی رفتار و سوی معاشرت ز. ن. ب. زوجه و اعتیاد شدید نامبرده به مواد مخدر و عدم پرداخت نفقه زوجه و فرزند مشترک مدعی عسر و جرح زوجه در استمرار زوجیت و تخلف زوج از بندهای ۱ و ۲ و ۷ از شروط ضمن عقد نکاح گردیده و صدور حکم طلاق را خواستار شده اند.
محتویات پرونده و اظهارات طرفین در جلسات دادرسی دلالت بر این دارد. که اولا زوجین باظهار زوجه از برج ۱۱ سال ۹۶ و باظهار زوج از برج ۷ سال ۹۷ بعلت بروز اختلاف بین انان جدا از یکدیگر زندگی می نماید. و زوجه در منزل پدری خود در بلاتکلیفی بسر میبرد و در طول این مدت از ناحیه زوج فرجامخوانده هیچ اقدام مفید و موثری جهت رفع کدورت و اختلاف و ترغیب زوجه به بازگشت به زندگی مشترک و سر و سامان دادن به زندگی مشترک بعمل نیامده است. ثانیا زوج طی صورتمجلس مورخ ۹۸/۳/۴ صریحا به عدم پرداخت نفقه زوجه اقرار نموده و در توجیه ان اعلام نموده که زوجه زندگی مشترک را ترک نموده و نفقه ای بوی تعلق نمیگیرد و به این ترتیب محرز و مسلم است.که زوج در طول مدت افتراق جسمانی هیچ نفقه ای به زوجه پرداخت ننموده است.
ثالثا زوج در جلسه دادرسی مورخ ۹۸/۳/۴ به مصرف قرص ترامادول اقرار النهایه ادعا نموده که حدود هشت ماه است.که قرص مذکور را مصرف نمی نماید. و هم چنین در گزارش تحقیق محلی مورخ ۹۸/۳/۹ مامورین انتظامی هم اعلام شده که زوج قبلا مواد مخدر مصرف می نموده ولی هم اکنون مصرف نمی کند و ترک کرده است. ( ص۲۳ ) و نیز مرکز ترک اعتیاد طهارت طی گواهی بدون تاریخ ( ص۲۹ ) اعلام نموده که زوج فرجامخوانده از مورخه ۹۷/۳/۳۰ لغایت ۹۷/۴/۱۳ در این مرکز پذیرش و ترخیص گردیده و ماده مصرفی نامبرده هم ( شیشه ) م.
ب.. که جملگی دلایل مذکور مدلل میدارد. که زوج در ایامی که با زوجه دارای زندگی مشترک بوده و هنوز افتراق جسمانی بین انان حاصل نشده دارای اعتیاد به مواد مخدر از نوع شیشه بوده که همین امر و عوارض ناشی از ان در نهایت موجب مراتب اختلاف شدید بین طرفین و سرانجام موجب ترک زندگی مشترک از سوی زوجه و مفارقت جسمانی انان گردیده که هنوز هم ادامه دارد. بنابراین اعتیاد زوج اعتیاد مضر محسوب بوده که باساس زندگی خانوادگی خلل وارد نموده و موجب بروز اختلاف بین طرفین و جدایی انان گردیده بنحویکه در طول این مدت طولانی هم به هیچوجه صلح و سازش بین انان ممکن و میسر نگردیده است.مضافا هر چند در گواهی کمپ ترک اعتیاد به درمان و ترک اعتیاد قطعی زوج هیچ اشاره ای نشده و گزارش مامور انتظامی هم نمی تواند دلیل قاطع بر ترک اعتیاد زوج محسوب گردد.
ولی با فرض اینکه زوج در ایامی که از همسرش جدا بوده اعتیاد خود را ترک کرده باشد. این اقدام نامبرده در چنین موقعیت و وضعیتی موثر در مقام نبوده و تخلف نامبرده از شرط ضمن عقد نکاح و حرجی بودن دوام زوجیت برای زوجه را منتفی نمیسازد و رابعا زوجه برای رهای خود از این تنگنا و وضعیت بوجود امده که مشقت بار و غیرقابل تحمل بوده حاضر شده که کل مهریه مافی القباله خود به تعداد سیصد سکه تمام بهار ازادی و هم چنین سایر حقوق ناشی از زوجیت خود را در قبال طلاق بذل نماید.
که این امر خود اماره قضایی بر صحت ادعای زوجه و استقبال وی در زندگی و غیرقابل تحمل بودن وضعیت موجود برای نامبرده و عسر و حرج وی در استمرار زوجیت خواهد بود بنابراین و ب. ت. ب. مجموع دلایل و قرائن مذکور و اوضاع و احوال حاکم بر روابط طرفین و زندگی انان و ممکن نشدن صلح و سازش بین انها و لحاظ شرایط سنی جوانی زوجه علاوه بر محرز بودن تخلف زوج از بند هفتم از شروط ضمن عقد نکاح ، ادامه این وضعیت نوعا وچه از جنبه شخص برای ز. ف. خ.
مشقت بار و تحمل ان سخت و دشوار بوده و با ان موجب عسر و حرج وی در استمرار زوجیت خواهد بود که قواعد فقهی لاجرح لاضرر و نیز مقررات قانونی انرا نفی نماید. بنابراین درخواست طلاق زوجه قانونی و موجه بوده و از این رو دادنامه فرجامخواسته که بدون توجه بمراتب مرقوم در فوق انشای گردیده بلحاظ عدم انطباق ان با دلایل و قرائن موجود در پرونده موازین و مقررات قانونی واجد ایراد قانونی بوده و قابلیت ابرام ندارد. لهذا مستندا به بند ۲ و قسمت اخیر بند ۵ ماده ۳۷۱ و بند ج ماده ۴۰۱ قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض ان رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه تجدیدنظر استان *بعنوان شعبه همعرض ارجاع میگردد. تا ب. ت. ب. دلایل و قرائن موجود در پرونده نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید.
شعبه *
رییس شعبه: ح. ع. ع. معاون: ح. م. ه.
فهرست
خلاصه جریان پرونده
متن رأی
نقد رأی
اثر بذل مهریه بر تحقق عسر و حرج
در تاریخ 2 مهر 1393، رای دیوان عالی کشور در خصوص درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش به دلیل سوءرفتار و اعتیاد زوج صادر شد. خواهان ادعا کرد که به سبب اعتیاد و سوءرفتار زوج، ادامه زندگی مشترک غیرممکن شده و همچنین به ضرب و شتم و فحاشی نیز اقدام کرده است. در مقابل، زوج این ادعاها را رد کرده و به اعتیاد خود اقرار نکرد. دادگاه نخستین به دلیل عدم ارائه مدارک کافی و اظهارات مبهم شهود، درخواست طلاق را رد کرد.
خواهان به رای صادره تجدیدنظرخواهی کرد و دادگاه تجدیدنظر با استناد به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1130-a_0815110236787">ماده 1130 قانون مدنی</a>، رای به طلاق و تعیین نفقه و حضانت فرزند به نفع خواهان صادر کرد. پس از ابلاغ این رای، زوج به دیوان عالی کشور فرجامخواهی کرده و ادعاهای خود مبنی بر عدم اعتیاد و نقص در بررسیهای دادگاه را مطرح نمود. دیوان عالی کشور ب. ت. ب. عدم ارائه مدارک کافی از سوی خواهان و عدم بررسی دقیق ادعاها، رای تجدیدنظر را نقض کرده و پرونده را به دادگاه صادرکننده رای اولیه جهت رسیدگی مجدد ارجاع داد.
تاریخ دادنامه قطعی: 1393/07/02
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: صرف بذل تمام مهریه و اظهار کراهت از زوج مثبت عسر و حرج نیست.
رای خلاصه جریان پرونده
خانم ف.ب. در تاریخ 16/7/91 به وکالت از خانم م.ق. فرزند م د. ب. ط. آقای ر.و. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای طلاق به لحاظ سوءرفتار و اعتیاد وی تسلیم دادگاه عمومی کوار نموده و توضیح داده موکل در تاریخ 5/8/82 به عقد دائم خوانده درآمده علیرغم مشکلاتی که از بدو ازدواج بوده متاسفانه سه سال است خوانده با سوءرفتار و معاشرت و نیز اعتیاد به مواد مخدره ادامه زندگی مشترک را برای موکل غیرممکن ساخته است لذا درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش نموده پرونده بدوا به شورای حل اختلاف ارسال که پرونده به دادگاه عودت داده شده است خ.
د. ج. شورا به اعتیاد اقرار نموده است (ص 9 ) جلسه دادگاه با حضور طرفین و وکیل خواهان تشکیل وکیل خواهان دلیل درخواست طلاق را اعتیاد و ضرب و شتم و فحاشی و افتراء از سوی خوانده به زوجه اعلام داشته و ادامه می دهد مدت یکسال است که موکله را از خانه بیرون و به خانه پدرش فرستاده و نفقه نداده و زوجه را از دیدار فرزند محروم کرده است افرادی هستند که در این خصوص حاضر به ادای گواهی میباشند خوانده در جواب اظهار نموده خواهان از حدود برج یازده پارسال به خانه پدرش رفته و اعتیاد و ضرب وشتم و اتهامات مطرح شده را قبول ندارد و شهود تعرفه شده اجمالا به اینکه یکسال است زوجه درخانه پدرش بوده وزوج سوءرفتار و اعتیاد دارد گواهی داده اند (ص 13 -
15 ) دادگاه قرار ارجاع به داوری صادر و طرفین داوران خ. ر. ب. دادگاه معرفی نموده و پس از تشکیل جلسه نهایتا داوران نظر خود را مبنی بر اینکه سازش امکان پذیر نمیباشد به صورت مکتوب به دادگاه تقدیم داشته اند (ص 28 ) گواهی پزشکی مشعر بر منفی بودن آزمایش حاملگی است (ص 30 ) دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره --- - مورخ 17/4/92 عسروحرج زوجه را به دلیل فقد دلیل اثباتی کافی احراز نکرده و به استناد ماده 1257 و 1258 قم حکم به رد دعوی خواهان صادر و اعلام نموده است خانم م.ق.
از رای صادره تجدیدنظرخواهی کرده و رسیدگی به شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان فارس ارجاع و در تاریخ 23/9/92 با حضور طرفین جلسه دادگاه برگزار و زوج منکر اعتیاد گردیده زوجه جوابا اظهار میدارد خودش مرا از خانه بیرون کرده کفتربازی می کند شبها دیر به خانه آمده مرا اذیت می کرد و زوجه در ادامه اظهار نموده من ایشان را نمی خواستم به خاطر مادرم اختیار کردم از روز اول ایشان در دل من نبوده در قبال طلاق کلیه حقوق ناشی از زوجیت را بذل می نمایم و از ایشان متنفر شده ام ایشان را دوست ندارم، زوج می گوید حاضر به طلاق نیستم دادگاه تجدیدنظر با عنایت به بذل کلیه حقوق ناشی از زوجیت توسط ت.
ن. خ. در قبال طلاق را مبین تبدیل کراهت و تنفر مشارالیها را به عسروحرج دانسته و ضمن وارد دانستن تجدیدنظرخواهی با نقض دادنامه معترض عنه به استناد ماده 1130 قم و تبصره الحاقی حکم به الزام ت. ن. خ. به خوانده در یکی از دفاتر رسمی طلاق و مطلقه نمودن همسر خویش صادر مینماید و نوع طلاق را خلع اعلام و ب. ت. ب. اقرار ت. ن. خ. به اعتیاد (ص 9 ) حضانت فرزند مشترک را تا سن بلوغ به ت. ن. خ. محول نموده و ماهیانه یک میلیون و سیصد هزار ریال برای وی نفقه تعیین مینماید آقای ر.و.
پس از ابلاغ دادنامه در تاریخ 14/2/93 به تاریخ 29/2/93 از دادنامه شماره --- مورخ 23/1/93 صادره از شعبه بیست و دوم استان فارس فرجام خواهی نموده و ضمن تکذیب صورت جلسه شورای حل اختلاف در خصوص اعتراف وی به اعتیاد و رد اظهارات همسرش درخواست نقض دادنامه فرجام خواسته را نموده پرونده پس از طی مراحل قانونی به دیوانعالی کشور ارسال و رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.
رای شعبه دیوان عالی کشور
دادنامه فرجام خواسته مالا دارای ایراد و خدشه و نقص تحقیقاتی م.
ب. زیرا زوجه در دادخواست تقدیمی دلیل درخواست طلاق را اعتیاد و ضرب و شتم و فحاشی و افتراء عنوان داشته و مدرک قابل توجهی برای ایراد ضرب و جرح ارائه نداده است و راجع به اعتیاد به فرص اینکه زوج اقرار به اعتیاد نموده باشد (زوج منکر چنین اقراری م. ب.) اعتراف به اعتیاد مضر که موجب تجویز طلاق است نداشته و در این خصوص بررسی لازم به عمل نیامده است و شهادت شهود ب. ت. ب. نحوه اظهارات آن کافی برای اثبات ادعا نمیباشد و صرف بذل مهریه بدون موافقت زوج و نیز صرف اظهار کراهت زوجه از زوج دلیل عسروحرج زوجه نبوده و مدعی عسروحرج باید ادعای خود را ثابت نماید، مضافا در سلب صلاحیت زوج از حضانت فرزند مشترک و واگذاری حضانت فرزند به مادر حتی بعد از سن 7 سالگی نیز درباره علل عدم صلاحیت و احیانا انحطاط اخلاقی زوج بررسی لازم انجام نیافته و دلیل روشنی ب.
ت. ب. مصادیق ماده 1173 قانونی ارائه نگردیده است بنا به مراتب رای صادره به جهات اشعاری قابلیت تایید را ندارد و نقض میگردد و رسیدگی مجدد به همان دادگاه صادرکننده منقوض محول تا با بررسی همه جانبه رای مقتضی صادر فرمایند.
رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور - مستشار
در تاریخ 14 اردیبهشت 1398، درخواست صدور حکم طلاق به استناد بندهای 1، 2 و 7 شروط ضمن عقد نکاح ارائه گردید. درخواستکننده ادعا کرد که طرف مقابل به اعتیاد شدید به مواد مخدر مبتلا بوده و از پرداخت نفقه زوجه و فرزند مشترک خود امتناع ورزیده است که این امر منجر به ایجاد عسر و حرج برای زوجه شده است.
در جلسات رسیدگی، طرف مقابل ادعای اعتیاد را رد و اعلام نمود که از سال 1397 زندگی مشترک را ترک کرده است. دادگاه با ارجاع به تحقیق محلی و استعلام از مرکز ترک اعتیاد، وضعیت طرف مقابل را مورد بررسی قرار داد. در نهایت، دادگاه بدوی به موجب دادنامهای، درخواست زوجه را وارد تشخیص داده و حکم به الزام طرف مقابل به طلاق صادر کرد. این حکم به تجدیدنظر خواسته شد و شعبه تجدیدنظر با استناد به عدم احراز عسر و حرج زوجه و عدم تحقق شروط ضمن عقد، دادنامه بدوی را نقض و حکم بر بطلان دعوی صادر کرد.
درخواست فرجام زوجه به دیوان عالی کشور ارجاع شد و دیوان ب. ت. ب. شواهد و دلایل موجود، دادنامه تجدیدنظر را نقض و پرونده را برای صدور رای مقتضی به شعبه دیگری از دادگاه تجدیدنظر ارجاع داد.
در تاریخ 1398/02/14 اقایان ر. ب. س. و ح. ف. س. به وکالت از طرف خانم س. م. م. ف. به طرفیت اقای س. م. م. ن. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به استناد بندهای 1 و 2 و 7 از شروط ضمن عقد نکاح تقدیم و توضیح داده اند که زوجین حسب سند نکاحیه پیوست پرونده در تاریخ 89/5/14 به عقد دائم همدیگر در امده اند و حاصل این ازدواج یک فرزند مشترک م.
ب.. زوج در طول زندگی مشترک با زوجه سوی معاشرت داشته و مبتلا به اعتیاد شدید به مواد مخدر گردیده و هم چنین از پرداخت نفقه زوجه و فرزند مشترک استنکاف مینماید. این امر موجبات عسر و حرج زوجه را فراهم نموده و شروط ضمن عقد ازدواج هم مورد توافق زوجین قرار گرفته است.لذا با اعلام مراتب رسیدگی و صدور حکم رای مبنی بر احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق به جهت تحقق بندهای 1 و 2 و 7 از شروط ضمن عقد نکاح م. ا.. دادخواست مطروح حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد.
در جلسه رسیدگی مورخ 98/3/4 که با حضور احد از وکلای خواهان و نیز خ. ت. گ. وکیل حاضر خ. ا. د. خواسته ب. ش. د. و تقدیمی است.موکل جهت اثبات دعوی شهود دارد. که عنداللزوم در دادگاه حاضر خواهد نمود و هم چنین استدعا دارم. که دادگاه محترم در خصوص صحت مراتب مندرج در دادخواست در محل زندگی مشترک تحقیق محلی به عمل اید. خ. ا. د. بنده اعتیاد به مواد مخدر ندارم. قبلا قرص ترامادول مصرف میکردم حدود 8 ماه است.که قرص هم نخورده ام و حاضر به آزمایش هستم و خودش منزل را ترک کرد و نفقه ای به او تعلق نمیگیرد و در برج 7 سال 97 منزل را ترک کرده است.و به *در کنار عمویم در شیشه بری کار میکنم و خانه مستقل دارم.
و فرزند مشترک با او زندگی می کند و به هیچ عنوان همسرم را طلاق نمیدهم سپس دادگاه به دادگاه عمومی و انقلاب *نیابت داده تا در خصوص وضعیت اخلاقی و اجتماعی و اعتیاد به مواد مخدر زوج و سوی رفتار وی با همسرش در محل و ادرس تعیین تحقیق و نتیجه را اعلام دارند و هم چنین از زوج جهت معرفی به پزشکی قانونی جهت آزمایش اعتیاد دعوت به عمل اورده است.در جلسه بعدی رسیدگی مورخ 98/4/15 زوجه خ. ا. د. در تاریخ 89/5/14 عقد ازدواج کردیم و دو روز بعد عروسی کردیم و از شروع زندگی مشترک با من مواد مخدر مصرف میکرد و دو بار کمپ ترک اعتیاد در *بود الان از تاریخ 96/11 تاکنون در منزل خواهرم هستم دعاوی مالی را تاکنون مطالبه نکرده ام و حاضرم در قبال طلاق کلیه حقوق مالی ناشی از زوجیت اعم از مهریه و نفقه و اجرت المثل و جهیزیه را به شوهرم بذل نمایم و در این خصوص ادعایی نخواهم داشت حضانت فرزند م متولد 92/3/5 را میخواهم و فرزند مشترک با من است.و نفقه فرزند مشترک را نمی خواهم و کسی حاضر نیست بیاید و شهادت بدهد و تقاضای استعلام از کمپ ترک اعتیاد را دارم.
و بی مسئولیت است.و سوی معاشرت دارد. و رفیق باز است. سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر مینماید. مامورین *طی گزارش مورخ 1398/03/09 به نقل از اهالی محل اعلام گردیده که نامبرده دارای خصوصیات اخلاقی و اجتماعی خوب و مناسب است.و قبلا مواد مخدر مصرف مینموده ولی هم اکنون مصرف نمی کند و ترک کرده است.و مدتی است.که به دلایل نامعلوم با همسر خود اختلاف پیدا کرده و هم اکنون همسرش در خانه پدرش زندگی می کند. مرکز ترک اعتیاد طهارت *در پاسخ به استعلام دادگاه اعلام نموده که اقای س.
م. م. ن. از مورخه 97/3/30 لغایت 97/4/13 در این مرکز پذیرش و ترخیص گردیده و ماده مصرفی نامبرده شیشه م. ب.. داور منتخب خواهان و داور منصوب خوانده هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره 69 مورخ 1399/04/08 پس از ذکر خواسته و توضیحات خواهان و مدافعات زوج خوانده و مفاد گزارش تحقیق محلی انجام شده از طرف مرجع انتظامی و پاسخ استعلام واصله از مرکز کمپ ترک اعتیاد با اعلام اینکه تلاش داوران طرفین جهت صلح و سازش و بازگشت به زندگی مشترک بی نتیجه بوده و نظر داوران بر جدایی طرفین م.
ب.. و اینکه جدایی طولانی مدت طرفین از همدیگر از مصادیق عسر و حرج برای زوجه م. ب.. لذا دعوی خ. ر. و. تشخیص و به استناد <a class="artref" href="/ماده/ماده-1130-a_0815110236787">ماده 1130 قانون مدنی</a> و تبصره ذیل ان و موادی از قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 حکم بر الزام زوج به طلاق زوجه صادر و توضیح داده که زوجه در قبال طلاق کلیه حقوق مالی خود را اعم از مهریه و نفقه و اجرت المثل ایام زوجیت و جهیزیه را به زوج بذل می کند و حضانت فرزند مشترک به نام م. متولد 1392/03/05 را به عهده زوج محول و برای زوجه به نحو مقرر حق ملاقات با فرزند تعیین نموده و مدت اعتبار حکم طلاق صادره را شش ماه از تاریخ ابلاغ رای فرجامی یا انقضای مهلت فرجامخواهی و نوع طلاق را باین خلعی اعلام و مقرر داشته که سر دفتر در صورت امتناع زوج از اجرای طلاق نمایندگی دارد.
پس از ابلاغ رای صادره ز. د. م. قانونی نسبت به ان تجدیدنظر خواهی نموده و هم چنین وکیل زوجه هم نسبت به دادنامه صادره در قسمت مربوط به واگذاری حضانت فرزند مشترک به پدر اعتراض و تجدیدنظر خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده مرجع تجدیدنظر *، شعبه *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1399/06/22 با عنایت به تحقیقات محلی و گزارش مامورین در خصوص وضعیت اخلاقی زوج که به شرح صورتجلسه مورخ 98/3/9 اعلام گردیده که از اهالی حاضر در محل در خصوص وضعیت نامبرده (زوج) اظهار داشته نامبرده دارای خصوصیات اخلاقی و اجتماعی خوب و مناسب که قبلا مواد مخدر مصرف نموده ولی هم اکنون مصرف نمی کند و ترک کرده است.و مدرک و مستندی دال بر اعتیاد مضر که به اساس زندگی خانواده خلل وارد نموده است.از ناحیه زوجه ارائه نگردیده است.لذا شروط ضمن عقد را محقق و عسر و حرج زوجه را محرز ندانسته و بر این اساس دادنامه تجدیدنظر خواسته غیرقابل تایید تشخیص و با قبول اعتراض زوج و رد اعتراض زوجه مستندا به ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه معترض عنه حکم بر بطلان دعوی خواهان بدوی (زوجه) صادر نموده است.
دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1399/06/24 به وکلای ز. ا. ش. و نامبرده در تاریخ 1399/07/13 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. لایحه فرجامی به هنگام شور قرائت میگردد.
فرجامخواهی وکلای ف. خ. خانم س. م. م. ف. نسبت به دادنامه شماره *99 مورخ 1399/06/22 شعبه *که به موجب ان به لحاظ عدم احراز تحقق شروط ضمن عقد نکاح و نیز عدم احراز عسر و حرج زوجه در تداوم زوجیت ضمن نقض دادنامه بدوی حکم بر بطلان دعوی طلاق خواهان بدوی (ف.
خ.) صادر گردیده است.ب. ت. ب. جامع اوراق پرونده وارد و موجه است.زیرا وکلای زوجه ب. ش. د. نخستین و توضیحات بعدی در جلسات دادرسی با اشاره به سوی رفتار و سوی معاشرت ز. ن. ب. زوجه و اعتیاد شدید نامبرده به مواد مخدر و عدم پرداخت نفقه زوجه و فرزند مشترک مدعی عسر و جرح زوجه در استمرار زوجیت و تخلف زوج از بندهای 1 و 2 و 7 از شروط ضمن عقد نکاح گردیده و صدور حکم طلاق را خواستار شده اند. محتویات پرونده و اظهارات طرفین در جلسات دادرسی دلالت بر این دارد.
که اولا زوجین باظهار زوجه از برج 11 سال 96 و باظهار زوج از برج 7 سال 97 به علت بروز اختلاف بین انان جدا از یکدیگر زندگی می نماید. و زوجه در منزل پدری خود در بلاتکلیفی بسر میبرد و در طول این مدت از ناحیه زوج فرجامخوانده هیچ اقدام مفید و موثری جهت رفع کدورت و اختلاف و ترغیب زوجه به بازگشت به زندگی مشترک و سر و سامان دادن به زندگی مشترک به عمل نیامده است. ثانیا زوج طی صورتمجلس مورخ 98/3/4 صریحا به عدم پرداخت نفقه زوجه اقرار نموده و در توجیه ان اعلام نموده که زوجه زندگی مشترک را ترک نموده و نفقه ای بوی تعلق نمیگیرد و به این ترتیب محرز و مسلم است.که زوج در طول مدت افتراق جسمانی هیچ نفقه ای به زوجه پرداخت ننموده است.
ثالثا زوج در جلسه دادرسی مورخ 98/3/4 به مصرف قرص ترامادول اقرار النهایه ادعا نموده که حدود هشت ماه است.که قرص مذکور را مصرف نمی نماید. و هم چنین در گزارش تحقیق محلی مورخ 98/3/9 مامورین انتظامی هم اعلام شده که زوج قبلا مواد مخدر مصرف می نموده ولی هم اکنون مصرف نمی کند و ترک کرده است. (ص23) و نیز مرکز ترک اعتیاد طهارت طی گواهی بدون تاریخ (ص29) اعلام نموده که زوج فرجامخوانده از مورخه 97/3/30 لغایت 97/4/13 در این مرکز پذیرش و ترخیص گردیده و ماده مصرفی نامبرده هم (شیشه) م.
ب.. که جملگی دلایل مذکور مدلل میدارد. که زوج در ایامی که با زوجه دارای زندگی مشترک بوده و هنوز افتراق جسمانی بین انان حاصل نشده دارای اعتیاد به مواد مخدر از نوع شیشه بوده که همین امر و عوارض ناشی از ان در نهایت موجب مراتب اختلاف شدید بین طرفین و سرانجام موجب ترک زندگی مشترک از سوی زوجه و مفارقت جسمانی انان گردیده که هنوز هم ادامه دارد. بنابراین اعتیاد زوج اعتیاد مضر محسوب بوده که باساس زندگی خانوادگی خلل وارد نموده و موجب بروز اختلاف بین طرفین و جدایی انان گردیده به نحویکه در طول این مدت طولانی هم به هیچوجه صلح و سازش بین انان ممکن و میسر نگردیده است.مضافا هر چند در گواهی کمپ ترک اعتیاد به درمان و ترک اعتیاد قطعی زوج هیچ اشاره ای نشده و گزارش مامور انتظامی هم نمیتواند دلیل قاطع بر ترک اعتیاد زوج محسوب گردد.
ولی با فرض اینکه زوج در ایامی که از همسرش جدا بوده اعتیاد خود را ترک کرده باشد. این اقدام نامبرده در چنین موقعیت و وضعیتی موثر در مقام نبوده و تخلف نامبرده از شرط ضمن عقد نکاح و حرجی بودن دوام زوجیت برای زوجه را منتفی نمیسازد و رابعا زوجه برای رهای خود از این تنگنا و وضعیت بوجود امده که مشقت بار و غیرقابل تحمل بوده حاضر شده که کل مهریه مافی القباله خود به تعداد سیصد سکه تمام بهار ازادی و هم چنین سایر حقوق ناشی از زوجیت خود را در قبال طلاق بذل نماید.
که این امر خود اماره قضایی بر صحت ادعای زوجه و استقبال وی در زندگی و غیرقابل تحمل بودن وضعیت موجود برای نامبرده و عسر و حرج وی در استمرار زوجیت خواهد بود بنابراین و ب. ت. ب. مجموع دلایل و قرائن مذکور و اوضاع و احوال حاکم بر روابط طرفین و زندگی انان و ممکن نشدن صلح و سازش بین انها و لحاظ شرایط سنی جوانی زوجه علاوه بر محرز بودن تخلف زوج از بند هفتم از شروط ضمن عقد نکاح، ادامه این وضعیت نوعا وچه از جنبه شخص برای ز. ف. خ.
مشقت بار و تحمل ان سخت و دشوار بوده و با ان موجب عسر و حرج وی در استمرار زوجیت خواهد بود که قواعد فقهی لاجرح لاضرر و نیز مقررات قانونی انرا نفی نماید. بنابراین درخواست طلاق زوجه قانونی و موجه بوده و از این رو دادنامه فرجامخواسته که بدون توجه بمراتب مرقوم در فوق انشای گردیده به لحاظ عدم انطباق ان با دلایل و قرائن موجود در پرونده موازین و مقررات قانونی واجد ایراد قانونی بوده و قابلیت ابرام ندارد. لهذا مستندا به بند 2 و قسمت اخیر بند 5 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض ان رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه تجدیدنظر استان *به عنوان شعبه همعرض ارجاع میگردد.
تا ب. ت. ب. دلایل و قرائن موجود در پرونده نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید.
رئیس شعبه: ح. ع. ع. معاون: ح. م. ه.
در تاریخ 16 فروردین 1401، دادخواستی به منظور صدور حکم طلاق به دلیل عسر و حرج ناشی از اختلافات شدید بین زوجین و جدایی بیش از 5 سال، به مرجع قضایی ارائه گردید. خواهان اعلام نمود که به دلیل عدم فراهم کردن مقدمات تمکین و سوء معاشرت از سوی زوج، درخواست طلاق دارد و آمادگی خود را برای بذل 584 قطعه سکه از مهریه ابراز کرد.
دادگاه پرونده را به داوری ارجاع داد که نظر داوران نشاندهنده عدم سازش بود. در تاریخ 21 اردیبهشت 1401، دادگاه حکم به طلاق خواهان صادر و به وی اجازه داد تا به دفتر ثبت طلاق مراجعه نماید. وکیل طرف مقابل به این حکم تجدیدنظرخواهی کرد و شعبه تجدیدنظر در تاریخ 15 تیر 1401، به دلیل عدم اثبات عسر و حرج، حکم به بطلان دعوی خواهان صادر نمود. وکیل خواهان به دیوان عالی کشور فرجامخواهی کرد. دیوان پس از بررسی مستندات و دلایل، به این نتیجه رسید که عسر و حرج خواهان محرز است و عدم توجه طرف مقابل به تکالیف قانونی خود، وضعیت را برای خواهان غیرقابل تحمل کرده است.
بنابراین، حکم تجدیدنظر را نقض و پرونده را به شعبه دیگری از دادگاه تجدیدنظر ارجاع داد. این تصمیم مستند به بند 2 و قسمت اخیر بند 5 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی صادر گردید.
در تاریخ 1401/01/16اقای ب. ن. ن. به وکالت از طرف خانم م. س. به طرفیت اقای ا. ح. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به لحاظ عسر و حرج ناشی از حدوث اختلاف شدید بین زوجین و مفارقت بیش از 5 سال بین انان و سوی معاشرت زوج و عدم تهیه مقدمات تمکین زوجه از حیث تهیه مسکن و رد دعوی تمکین نامبرده تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه رسیدگی مورخ 1401/02/06 خوانده حضور نیافته و لایحه ای تقدیم ننموده لیکن وکیل خ.
ح. ی. و اظهار داشت خواسته ب. ش. د. تقدیمی است.موکل در قبال طلاق حاضر است.تعداد (584) قطعه سکه تمام از مهریه را به زوج بذل نماید. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و داور منصوب خواهان (زوجه) و داور منتخب خوانده (زوج) هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1401/02/21 پس از انعکاس خواسته خواهان و توضیحات تکمیلی ایشان و اعلام احراز وجود علقه زوجیت دائم بین طرفین با اعلام اینکه خوانده علیرغم وقت رسیدگی در جلسه دادرسی حضور نیافته و مساعی دادگاه و تلاش داوران منتخب در اصلاح ذات البین موثر واقع نگردیده و خواهان همچنان اصرار بر جدایی دارد.
لذا عسر و حرج خواهان را محرز و مالا دعوی خ. ر. و. تشخص و به استناد مواد 1119 و 1130 قانون مدنی و بندهای 1 و 8 از شروط ضمن عقد نکاح مندرج در سند نکاحیه و مواد 27 و 28 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 حکم به طلاق خواهان صادر و به خواهان اجازه داده به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه و استفاده از وکالت اعطایی ضمن عقد نکاح و بذل 584 عدد سکه تمام بهار ازادی از مهریه در ازای طلاق نسبت به اجرای صیغه طلاق از نوع خلع نوبت اول اقدام نماید.
و در صورت امتناع زوج از حضور در دفترخانه سردفتر به نمایندگی از دادگاه میتواند نسبت به اجرای صیغه طلاق اقدام نماید. ز. ن. ب. سایر حقوق مالی درصورت لزوم طی دادخواست مجزا اقدام می نماید. مدت اعتبار رای صادره شش ماه از تاریخ قطعیت ان م. ب.. پس از ابلاغ رای صادره اقای م. ف. ن. وکیل پ. ی. و مشاور حقوقی به وکالت از طرف ز. ب. ت. دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به مرجع تجدیدنظر استان شعبه *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1401/04/15 با این استدلال که خواهان بدوی دلیل طلاق را عسر و حرج اعلام نموده است.لیکن دلایل و مدارکی که دلالت بر صحت ادعای وی نماید.
به محکمه ارائه نداده است.و هم چنین نامبرده یکی دیگر از دلایل طلاق را سوی رفتار زوج اعلام داشته است.لیکن مدارکی که حکایت از صحت ادعای وی نماید. به محکمه تقدیم نداشته است.مضافا اینکه قانونگذار ضرب و شتم و سوی رفتار وی را از موجبات طلاق می داند که مستمر و غیرقابل تحمل باشد. بنابراین اعتراض ت. ن. خ. را وارد تشخیص و به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته به استناد ماده 1257 قانون ایین دادرسی مدنی حکم بر بطلان دعوی خواهان بدوی صادر نموده است.
دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1401/04/25 به وکیل ز. ا. ش. و خانم ف. ن. وکیل منتخب دیگر زوجه به وکالت از ایشان در تاریخ 1401/05/15 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
فرجام خواهی وکیل ف.
خ. خانم م. س. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1401/04/15 شعبه *که به موجب ان به لحاظ عدم اثبات و احراز عسر و حرج زوجه در تداوم زوجیت ضمن نقض دادنامه شماره *مورخ 1401/02/21 صادره از شعبه *حکم بر بطلان دعوی طلاق خواهان بدوی (ف. خ.) صادر گردیده است. ب. ت. ب. جامع اوراق پرونده مالا وارد و موجه است.زیرا، محتویات پرونده و پیوست ان و اظهارات و مدافعات وکلای طرفین در مراحل دادرسی دلالت بر این دارد. که بعد از عقد نکاح در سال 1389 و شروع زندگی مشترک فیمابین زوجین بعلل و جهات مختلف اختلاف بین انها شروع و به تدریج شدت یافته که در نهایت موجب افتراق جسمانی انان گردیده، به نحویکه از سال 1396 تاکنون جدا از هم زندگی می نمایند و در طول این مدت مدید از ناحیه زوج به عنوان سرپرست و مسئول خانواده اقدام مفید و موثری جهت حل و فصل اختلافات و سر و سامان دادن به زندگی و نیز ترغیب و تشویق زوجه به مراجعت به زندگی مشترک به عمل نیامده و حتی با وجود اینکه با درخواست نامبره حکم بر الزام زوجه به تمکین صادر گردیده، معهذا جهت اجرای حکم نسبت به تمهید مقدمات تمکین و تهیه مسکن مناسب اقدام موثری معمول نداشته و با این قصور و بی تفاوتی خود عملا اجرای حکم تمکین ازسوی زوجه و مراجعت او را به زندگی مشترک غیرمقدور ساخته و نامبرده را بلاتکلیف رها نموده است.و از طرفی هم در طول این مدت مفارقت، طرفین دعاوی متعدد حقوقی با موضوعات مختلف در مراجع قضایی علیه یکدیگر اقامه نمودهاند که تشکیل این پرونده های متعدد قضایی صرفنظر از نتیجه انها خود موید شدت و عمق اختلافات طرفین و تقابل انان با یکدیگر به جای مصالحه و اشتی جهت ادامه زندگی مشترک م.
ب.. و حتی در همین مدت هم زوج در ایفای تکالیف خود در قبال زوجه مرتکب قصور و کوتاهی گردیده و همین بی اعتنایی و بی توجهی او به تکالیف قانونی خود موجب شده که زوجه اجبارا جهت مطالبه نفقه خود بدفعات به مراجع قضایی مراجعه و از این طریق نفقه استحقاقی خود را مطالبه دارد. که این نحو رفتار و عملکرد نامناسب زوج امکان هرگونه صلح و سازش را بین طرفین منتفی ساخته است، چنانکه عدم توفیق داوران منتخب زوجین در حصول سازش بین طرفین وموثر واقع نشدن مساعی دادگاه در اصلاح ذات البین خود موید این امر م.
ب.. لذا در وضعیتی که زوجین به علت بروز اختلاف چندین سال مفارقت داشته و اختلاف بین انان هم شدید و عمیق بوده و افق روشنی از حصول سازش بعدی بین انان مشهود نبوده و زوج نیز عملا زوجه را بلاتکلیف و سرگردان رها نموده و حتی به تکالیف قانونی خ. ن. ب. زوجه بی توجه و بی اعتنا بوده و با عدم تمهید مقدمات تمکین و عدم تهیه مسکن مناسب، عملا امکان مراجعت زوجه به زندگی مشترک را منتفی ساخته، در چنین شرایطی تکلیف به زوجه به تحمل این وضعیت سخت و دشوار و تکلیف مالایطاق بوده که شرعا نفی گردیده است.
از این رو وضعیت بوجود امده نوعا برای زوجه جوان مشقت بار و تحمل ان سخت و دشوار بوده و موجب عسر و حرج او در استمرار زوجیت خواهد بود، چنانکه بذل تعداد (664) قطعه سکه از کل مهریه مافی القباله به تعداد (714) سکه خود اماره قضایی بر عسر و حرج وی و غیرقابل تحمل بودن ادامه زندگی مشترک برای ایشان م. ب.. بنا به مراتب و ب. ت. ب. مجموع مراتب اشعاری عسر و حرج زوجه در ادامه زوجیت ثابت و مدلل بوده و درخواست طلاق نامبرده با لحاظ قسمت اخیر تبصره ذیل <a class="artref" href="/ماده/ماده-1130-a_0815110236787">ماده 1130 قانون مدنی</a> موجه و منطبق با قانون م.
ب.. از این رو دادنامه فرجام خواسته به لحاظ عدم انطباق با دلایل و و قرائن موجود در پرونده و مقررات قانونی قابلیت ابرام نداشته، لهذا مستندا به بند 2 و قسمت اخیر بند 5 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض ان رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه تجدیدنظر استان شعبه *به عنوان شعبه همعرض ارجاع میگردد.
رئیس شعبه: ح. ع. مستشاران: ح. م. ه. - م. ح. م.
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1
موارد مرتبط 41
آرای مرتبط 31
-
رأی
هماستناد
نوع طلاق ناشی از عسر و حرج زوجه
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
1- اثر تحقق عسر و حرج ناشی از اقدامات زوجه2- اثر بذل حقوق مالی توسط زوجه در دعوی طلاق3-تحقق عسر و حرج به جهت تهدید زوج
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
طلاق به دلیل ناباروری زوج
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
اثر بذل مهریه بر تحقق عسر و حرج
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
نقض حکم بطلان دعوی طلاق در تجدیدنظر و الزام به طلاق با استناد به عسروحرج و تایید در دیوان عالی کشور
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی در مهلت تجدیدنظر خواهی
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
صدور رأی در ماهیت دعوا در فرض عدم حضور طرفین بعد از دعوت
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
استناد به عسر و حرج قبل از شروع زندگی مشترک
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تفاوت طلاق حکمی و طلاق قراردادی
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تصمیم دادگاه در دعوی طلاق به درخواست زوجه
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست طلاق به دلیل ناباروری زوج
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تاثیر بازگشت زوج بعد از تحقق وکالت در طلاق زوجه
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رابطه زندگی دو زوجه در یک منزل و عسر و حرج
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
(1)- قلمرو صلاحیت محاکم ایران نسبت به اتباع بیگانه (2)-استناد دادگاه به اسناد ترجمه نشده
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
مفهوم عسر و حرج در طلاق از ناحیه زوجه
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
رابطه پرداخت نفقه زوجه و حسن معاشرت زوج
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست طلاق به دلیل عسر و حرج ناشی از مفارقت طولانی
مواد 1130 و 1129 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
رابطه ی کراهت شدید زوجه با عسر و حرج
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
بذل مهریه در طلاق به استناد عسر و حرج
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست طلاق به دلیل عقیم بودن زوج
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تکلیف دادگاه در خصوص ادعای عسر و حرج زوجه
قانون مدنی و ماده 1130
-
رأی
هماستناد
تداوم اعتیاد شرط تحقق عسر و حرج
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
نقش نظرشورای اهل سنت در دعاوی طلاق بین زوجین سنی مذهب
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
احراز نشوز زوجه
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست طلاق زوجه به دلیل مفارقت جسمانی و ترک انقاق
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست طلاق به دلیل عدم امکان باروری زوج
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تعیین وظایف مالی والدین نسبت به فرزندان بالغ غیررشید در حکم طلاق
ماده 1130 ق.م
-
رأی
هماستناد
اثر ازدواج مجدد زوج بر وکالت زوجه در طلاق
مواد 1130 و 1146 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
ادعای عسر و حرج زوجه در زندگی مشترک
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
احراز عسروحرج زوجه به دلیل کراهت
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی توسط وکیل فاقد حق مداخله
مواد 1130، 1119 و 1129 قانون مدنی
نظریات مشورتی 2
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1401/278 مورخ 1401/03/30
ماده 1130 قانون مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1168 مورخ 1398/09/10
ماده 1130 قانون مدنی
مواد مرتبط 1
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1130 — قانون مدنی
ماده 1130 قانون مدنی
دکترین 7
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق
ماده 1130 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق — احکام و مقررات مربوط طلاق و اجرای
ماده 1130 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق — هر معامله که مالی از اموال منقول
ماده 1130 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق — همچنین در صورت اثبات عسر و حرج
ماده 1130 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق — همچنین در صورت اثبات عسر و حرج
ماده 1130 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تفسیر تحلیلی مبانی فسخ قرارداد — فرق بین فسخ با منفسخ عبارت است
مواد 1120 تا 1132 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تفسیر تحلیلی مبانی فسخ قرارداد — رک مواد ۳۹۶ تا ۴۵۷ ق
مواد 1120 تا 1132 ق.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
