رأی
اثر قاعده اقدام بر عسروحرج زوجه
رأی خلاصه جریان پرونده
به حکایت دادخواست (ص 5) خانم خ.ک. به وکالت کارآموز وکالت (ص 4) خانم ب.ت. به طرفیت آقای ف.ت. به وکالت بعدی (ص 7) آقای …. الف. و به خواسته صدور حکم طلاق به سبب تخلف از شروط ضمن عقد نکاح و وجود عسر و حرج، موضوع سند نکاحیه شماره 16866 مورخ 1380/1/10 دفتر ثبت ازدواج شماره... حوزه ثبتی... در مشروحه دادخواست بهوسیله وکیل وی ابراز شده اجمالاً موکله در سال 1380 با خوانده ازدواج نموده، این زندگی مشترک قریب سه سال بدون هیچگونه درگیری و اختلافی ادامه داشته تا اینکه خوانده اقدام به ازدواج مجدد با شخص دیگری به نام پ.ت. نموده و صاحب اولاد نیز گردیدهاند، از طرفی مدت هفت سال است که موکله در منزل پدریاش به امان خدا رهاست، موجبات عسر و حرج موکله محقق است، عنداللزوم استعلام از ثبت احوال نسبت به شناسایی همسر دوم خوانده و احراز آن، اقدامات و دستورات لازم را نسبت به صدورحکم طلاق به لحاظ وجود عسروحرج و تخلف از بند 12 شروط ضمن عقد نکاح درخواست مینمایم، لذا اجمالاً درخواست صدور حکم به محکومیت خوانده به حکم طلاق به لحاظ وجود عسروحرج، به صدور حکم به تخلف از بند 12 شروط ضمن عقد نکاح، خواستار گردیده است.
این دادخواست (ص 5) به شماره 00388-90 به تاریخ 1390/4/6 ثبت و به شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی مراغه در مورخ 1390/4/4 ارجاع گردیده است دادرس محترم پرونده دستور تعیین وقت دادرسی داده است، وقت دادرسی به وکیل خواهان خانم ب.ت. (ص 10) و به خوانده آقای ف.ت. (ص 9) ابلاغ گردیده است.
وکیل خواهان خانم ب.ت. ضمن دادخواست و وکیل خوانده آقای …. الف. در تاریخ 1390/5/16 مقارن اجلاس اول دادرسی (ص 7) اعلام وکالت نمودهاند، در حدود اختیارات وکالتنامه شماره 007923 سری ز مخصوص کارآموزان وکالت وکیل خواهان حق دادخواهی بدوی- تجدیدنظرخواهی مقرر شده است (البته در مرحله تجدیدنظر در تاریخ 1390/9/19 اعلام استعفا نموده (ص 42)) وکیل خوانده در حدود اختیارات وکالتنامه شماره 6817 سری ص حق دادخواهی بدوی- تجدیدنظرخواهی- فرجامخواهی مقرر شده است.
اجلاس اول دادرسی در مورخ 1390/5/17 (ص 11) منعقد با عدم حضور خواهان خانم خ.ک. و عدم حضور وکیل خواهان خانم ب.ت. و حضور خوانده آقای ف.ت. و حضور وکیل خوانده آقای …. الف. از گزارش مطالب تکرار مکررات طرفین پرونده در طول دادرسی خودداری میشود.
خواهان و وکیل خواهان اجمالاً در جلسه حضور نداشتهاند لکن پس از ختم جلسه در همان روز لایحه وکیل خواهان مشعر بر خواسته ب. ش. د. است (ص 12 و 13) دلایل در دادخواست ابراز و تقاضای صدور حکم به شرح خواسته مورد استدعا است در لایحه اجمالاً مشعر بر این است؛ موکله پس از تمهید جهیزیه به منزل مشترک عزیمت، تا آنکه بنا به عواملی واهی در مدت سه سال علقه و عواطفش نسبت به زوجه از بین رفته بود مبادرت به بد رفتاری با موکله نموده، در تاریخ 1383/5/13 به منزل پدرش رها و بلافاصله اقدام به طرح دعوی تمکین مینماید در وضعی که به سبب کمی سن و تجربه بدون آنکه معنای تمکین و آثار آن را بداند با مشاهده بدرفتاری زوج در زمان سکونت در منزل زوج به وقوع پیوسته بود به لحاظ ترس از جان و دفع شکنجه از خود از تمکین خودداری مینماید، سریعاً بعد از صدور حکم به تمکین خوانده دادخواست تجدید فراش داده و با اخذ حکم دادگاه با شخص دیگری ازدواج رسمینموده، قریب هفت سال از زندگی مشترک خوانده با همسر دومش گذشته و حتی صاحب اولاد گشته است، خوانده موکله را هفت سال است که به امان خدا رها نموده و موجبات عسر و حرج موکله را فراهم نموده، با طرح یک پرونده تمکین در هفت سال پیش دیگر خود را مبری از مسئولیت نفقه زوجه دانسته و حتی یکبار از زوجه درخواست ادامه زندگی مشترک را دیگر ننموده است، هدف از طرح تمکین مسبوق صرفاً جهت اسقاط نفقه موکله و تجدید فراش بوده است، با استماع شهادت شهود محرز میگردد زوج مدت هفت سال موکله را معلق نهاده حتی فقط یکبار با زوجه ملاقات و مراوده ننموده است، خوانده مشغول زندگی در کنار همسر و فرزند دیگری است، موکله در این هفت سال بدون دیناری از بابت نفقه و در بلاتکلیفی عمر و جوانی خود را زایل نموده و این عمل زوج معنای زندگی مشترک و جایگاه خانواده را مخدوش نموده است، به استناد مادتین 1129 و 1130 قانون مدنی درخواست صدور حکم طلاق را مینمایم.
وکیل خوانده نسبت به خواسته دعوی خواهان دفاع نموده (ص 11) که طی لایحه تقدیم میشود، لایحه دفاعی وکیل خوانده در این جلسه (ص 20 و 21) اجمالاً مشعر بر این است؛ برخلاف ادعای وکیل خ. م. ب. ترک زندگی، موکل تمامی مساعی را نموده جهت مراجعات و استمرار زندگی مشترک که هیچکدام مثمر ثمر نبوده است، ازجمله دعوی تمکین در پروندههای کلاسه 1401/2/83ع و 140/3/83ع منتهی به الزام زوجه (خواهان فعلی) به تمکین از موکل (زوج خوانده فعلی) و علیرغم صدور اجرائیه باز خواهان امتناع نموده است، موکل ناچار دعوی تجویز ازدواج مجدد طی پرونده کلاسه 1623/3/85 و علیرغم مساعی دادگاه باز خواهان از تمکین و مراجعت به منزل مشترک امتناع نموده لذا طی دادنامه 14 مورخ 1376/1/17 حکم بر ازدواج مجدد موکل طی پرونده شماره 11/86/407 شعبه 11 تجدیدنظر استان و طی دادنامه 423 مورخ 1386/4/31 دادنامه بدوی را تأیید نموده است، ازدواج مجدد موکل مستند به تجویز قانونی بوده و مجوز حق طلاق برای خواهان نمیباشد، زوجه خواهان دعوی ناشزه محسوب و استحقاق وی را جهت دریافت نفقه ساقط مینماید، خواهان در دعوی مطالبه مهریه ماهانه یک عدد سکه تمام بهار آزادی در پرونده 216/85 از موکل دریافت مینماید، هماکنون موکل حاضر به زندگی مشترک با خواهان م. ب. و بههیچوجه راضی به طلاق نیست، درخواست صدور حکم به بطلان دعوی دارم.
در اخیر اجلاس دادرسی دادرس محترم پرونده ختم دادرسی را ابراز نمودهاند و طی دادنامه شماره 00735-90 مورخ 1390/5/18 در ماهیت دعوی اعلام رأی نمودند (ص 25) بدین اشعار اجمالاً: در خصوص دعوی خانم خ.ک. به طرفیت آقای ف.ت. و به خواسته صدور حکم طلاق به سبب تخلف از شروط ضمن عقد نکاح و وجود عسروحرج، دادگاه ب. ت. ب. مفاد دادخواست و مفاد لایحه تقدیمی وکیل خواهان علت درخواست طلاق عدم پرداخت نفقه از سوی خوانده بوده و مبنا و منشأ دیگری در خصوص تخلف از شروط ضمن عقد نکاح و عسر و حرج اعلام نکرده است ب. ت. ب. لایحه دفاعیه وکیل زوج خوانده دعوی به عدم تمکین زوجه و ترک وظایف زناشویی به شرح دادنامه 411- 1384/3/11 پرونده 1041-3/83 شعبه سوم حقوقی و اجراییه صادره که به سبب امتناع از تمکین و اجازه ازدواج مجدد طی دادنامه شماره 14- 1386/1/17 از این دادگاه دریافت نموده که طی دادنامه 423 مورخ 1386/4/31 تأیید و ابرام گردیده است دعوی وکیل خواهان هم از لحاظ عدم پرداخت نفقه و هم ازدواج مجدد مبتنی بر تخلف زوجه از وظایف زناشویی بوده که صراحت رأی وحدت رویه 716- 1389/7/20 هیأت عمومی دیوانعالی کشور محکوم به رد بوده و خواهان نمیتواند بدین جهت زوج را متخلف از شروط عقد نکاح محسوب نماید چون تخلفی از ناحیه زوج صورت نگرفته است و در خصوص عسر و حرج نیز عدم پرداخت نفقه حکم شرعی و قانونی مصداقی حاضر است چون پرداخت نفقه فرع بر تمکین است و زوجهای که تمکین نمینماید و وظایف زناشویی خود را بدون مانع مشروع انجام نمیدهد نمیتواند ادعای عسروحرج به لحاظ عدم پرداخت نفقه نماید چون خود تخلف از وظایف زناشویی نموده است و خوانده نقشی در به وجود آمدن عسروحرج خواهان نداشته است فلذا با قبول دفاعیات وکیل خوانده دعوی را وارد ندانسته و به استناد ماده 197 آیین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوی صادر و اعلام مینماید.
دادخواست تجدیدنظرخواهی در مقام اعتراض از رأی بدوی از سوی خواهان بدوی خانم خ.ک. به وکالت خانم ب.ت. تقدیم شده است اجمالاً درخواست صدور حکم به نقض دادنامه بدوی را خواستار گردیده است.
این دادخواست به شماره 00110-90 مورخ 1390/6/8 (ص 29) ثبت و متعاقب ابلاغ تبادل لوایح به محاکم تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی ارسال و به شعبه نهم تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی ارجاع گردیده است.
لایحه دفاعی و ابرازی ت. ن. خ. خانم خ.ک. ضمیمه دادخواست تجدیدنظر است، توجهاً از صفحه 26 ابلاغ رأی تا تقدیم دادخواست که صفحه 29 درج شده در این حد فاصل مستندات و لایحه ت. ن. خ. که جمعاً 14 ورق فاقد شماره صفحات است که پس از صفحه 29 آغاز میشود، در لایحه دفاعی و ابرازی ت. ن. خ. مشعر بر این است که؛ وکیل اینجانب در طول دادرسی و در لایحه تجدیدنظرخواهی بدان اشاره و استنادی ننمودهاند عاجزانه درخواست مطالعه این لایحه را دارم، اجمالاً عبارتاند از: دلایل فراوانی است که اینجانبه همیشه آماده تمکین از شوهر بوده و اقدام به تمکین از شوهر نمودهام ولی زوج با تظاهر خواهان تمکین اینجانبه بوده ولی فینفسه و باطناً چنین خواستهای را دنبال ننموده بلکه با اعمال و رفتار خود عملاً عدم تمکین اینجانبه را خواستار شده است دلایل آنها: طی دادنامه 411- 1384/3/11 شعبه سوم حقوقی مراغه محکوم به عدم تمکین از شوهر گردیدهام ت. ن. خ. زوج تقاضای اجرائیه را نموده که برگ اجرائیه در تاریخ 1384/4/23 تنظیم و در مورخ 1384/5/5 به من ابلاغ شده در مورخ 1384/5/22 اینجانبه در اجرای احکام مدنی شهرستان مراغه حاضر و آمادگی خود را جهت تمکین از شوهر اعلام نمودهام که مراتب طی شماره 1384/229 مورخ 1384/5/22 صورتمجلس و امضاء گردید.
عضو ممیز اوراق صورتمجلس حد فاصل صفحات مرقوم فاقد شماره ورق ملاحظه شد؛ (صورتمجلس حاوی اعلام تمکین از زوج است که مسئول در اجرای احکام مینویسند در ادامه که به کلانتری اعلام گردد که منزل مذکور بررسی گردیده چنانچه شرایط فوقالذکر را داشته باشد خانم خ. شروع به تمکین از شوهرشان نمایند، تصویر مکاتبه با کلانتری در صفحه بعدی) (تصویر صورتمجلس کلانتری مورخ 1384/5/23 صفحه بعد مشعر و متضمن این است که طرفین توافق کردند که با هم زندگی داشته باشند و هیچگونه اعتراض منبعد به همدیگر نداشته باشند و در خصوص اختلافات قبلی، لذا کلیه وسایل به طرفین تحویل و زندگی مشترک را شروع کردند امضاء: ف.ت.– خانم خ.ک. امضاء: ص.ک. امضاء: ن.ت. و امضای مأمور کلانتری) (تصویر ورقه گواهی پزشکی قانونی 1384/5/23 خطاب به شورای حل اختلاف متضمن صدمات خراشیدگی و ساییدگی خانم خ.ک.) (تصویر لایحه 1384/5/22 خانم خ.ک. خطاب به اجرای احکام مشعر بر متعاقب اعزام و اعلام تمکین بعد از ترک مأمورین؛ همسرم اینجانبه را مورد ضرب و شتم قرار داده که با مراجعه پلیس 110 اینجانب از دست نامبرده نجات یافته و توسط مأمورین خارج شدم) تصویر دادنامه 5 مورخ 1385/1/7 شعبه سوم حقوقی مراغه دعوی اجازه ازدواج مجدد زوج با امعان توجه به اینکه خوانده دعوی زوجه به شرح محتویات پرونده ضمن اعلام آمادگی به تمکین قانونی از خ. ا. د. به تجویز ازدواج دوم زوج خواهان رضایت ندارد، دادگاه با عنایت به مراتب مذکور و اینکه در صورت تعدد زوجات خواهان نمیتواند بین زوجین اجرای عدالت نماید و از نظر مالی نیز توانایی اداره دو همسر را ندارد لذا دعوی خواهان را غیرثابت تشخیص و حکم بر بطلان آن اعلام نمودهاند.
وکیل ت. ن. خ. آقای …. الف. در لایحه تبادل لوایح (ص 31) مشعر بر اینکه؛ مفاد لایحه ت. ن. خ. تکرار همان مطالب قبلی است، دادگاه بدوی با لحاظ مدارک مثبته تقدیمی و احکام قضایی مضبوط مبادرت به صدور رأی نموده است، مفاد لایحه طرف خارج از ماده 348 آیین دادرسی مدنی است.
شعبه نهم تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی در وقت فوقالعاده 1390/9/9 (ص 39) به سبب عدم اجرای داوری قرار ارجاع امر به داوری اعلام و مقرر نمودند و دستور تعیین وقت اداری دادهاند، وکیل ت. ن. خ. خانم ب.ت. در تاریخ 1390/9/19 اعلام استعفای از وکالت (ص 42) نموده است اتخاذ دادرسی تصمیم ارجاع امر به داوری به ت. ن. خ. (ص 47) ابلاغ گردیده است.
طی لایحه، تجدیدنظرخواه در مورخ 1390/9/20 (ص 44) مشعر بر معرفی داور، پدر خویش آقای ص.ک. را به عنوان داور معرفی نموده است که او نیز قبول داوری نموده است و طی لایحه، وکیل ت. ن. خ. در مورخ 1390/10/7 (ص 45) مشعر بر معرفی داور، برادر خواهان آقای ن.ت. را بهعنوان داور معرفی نموده است که او نیز قبول داوری نموده است.
لایحه داور زوجه آقای ص.ک. در مورخ 1390/10/11(ص 46) اجمالاً مشعر بر مدت هفت سال اختلافات متعدد حقوقی و کیفری علیه همدیگر مطرح، علیرغم اختتام تمام پروندهها هیچگونه روزنهای در جهت رفع سوءتفاهمات و صلح و سازش روشن نشده است، اینجانب بهعنوان پدر زوجه نیز تابهحال بارها و بارها با توسل به انواع و اقسام راهکارها ازجمله ریشسفیدان و مذاکره با زوج نتوانستم صلح و سازش نامبردگان را برقرار نمایم، ایجاد صلح و سازش بین زوجین به نظر اینجانب بعید و غیرممکن است.
به وقت جلسه فوقالعاده مورخ 1390/11/23 (ص 49) تصمیم ارجاع امر به داوری به داوران آنها داور زوجه آقای ص.ک. و داور زوج آقای ن.ت. با هدف تفهیم موضوع داوری انجام شده است مضمون لایحه داور زوجه آقای ص.ک. در تاریخ 1390/12/10 (ص 60) همان است که در مورخ 1390/10/11 (ص 46) اجمالاً ایجاد صلح و سازش بین زوجین به نظر اینجانب بعید و غیرممکن است، اشعار گردید و لایحه داور زوج آقای ن.ت. در تاریخ 1390/12/10 (ص 61)، اجمالاً عدم رضای قلبی زوج به طلاق و رضایت کامل بر استمرار زندگی مشترک، زوج به هیچ عنوان راضی به امر طلاق نیست، علیرغم مراجعات رأسا و بهوسیله ریشسفیدان زوجه و والدینش همکاری لازم را با اینجانب نداشته و مانع ورود ما شدند- دادرسان محترم پرونده در ظهر ورقه (ص 55) فاقد تاریخ اتخاذ تصمیم به انعقاد اجلاس دادرسی و مطالبه پرونده اجرای احکام را نمودند وقت دادرسی به ت. ن. خ. خانم خ.ک. (ص 62) و به وکیل ت. ن. خ. آقای …. الف. (ص 60) و به ت. ن. خ. آقای ف.ت. (ص 61) ابلاغ گردیده است.
اجلاس اول دادرسی تجدیدنظر استان در مورخ 1391/6/13 (ص 63 لغایت 65) منعقد با حضور ت. ن. خ. خانم خ.ک. و وکیل ت. ن. خ. آقای …. الف. و ت. ن. خ. آقای ف.ت. منعقد گردید اجمالاً سؤالات مفید و بدون تکرار دادگاه از طرفین از ت. ن. خ. خانم خ.ک. و ت. ن. خ. آقای ف.ت. سؤال شد آیا فرزند مشترک دارید؟، جواب: هر دو طرف اعلام کردند خیر. از ت. ن. خ. خانم خ.ک. سؤال شد تاریخ عقد؟، جواب: سال 1380. سؤال شد آیا مطالبه مهریه شده؟، جواب: بلی و در حال دریافت هستم قبلاً هر ماه یک سکه بوده و الان هر دو ماه یک سکه پرداخت میشود. از ت. ن. خ. سؤال شد آیا دعوی مطالبه نفقه اقامه کردهاید؟، جواب: بلی ولی به جهت وجود حکم تمکین مردود شد البته دعوی نفقه قبل از صدور حکم تمکین، من منزل مسکونی مستقلی خواسته بودم که شوهرم منزل پدرش را مطرح کرد و من قبول نکردم فلذا دعوی رد شد. از ت. ن. خ. خانم خ.ک. سؤال شد آیا پس از صدور حکم تمکین سال 1384 به بعد مطالبه نفقهای صورت گرفته است؟، جواب: خیر. از خانم خ.ک. سؤال شد علت چه بوده است؟، جواب: ترسیدم همان بهانه منزل تکرار شود فلذا مطالبه نکردم. از ت. ن. خ. سؤال شد حسب ادعای شما در 1384/5/22 پس از اینکه تمکین اجراء شده شوهر شما را مورد ضرب و جرح قرار داده و گواهی نیز در پرونده موجود است آیا شکایتی در این خصوص به عمل آمد یا خیر و نتیجه چه بوده است؟، جواب: شکایت کردم ولی در شورای حل اختلاف به جهت عدم کفایت دلیل پرونده مختومه شد. از ت. ن. خ. خانم خ.ک. سؤال شد در قبال طلاق آیا حاضرید مالی را به شوهرتان بذل نمائید؟، جواب: خیر. از ت. ن. خ. سؤال شد چه مقدار از مهریه را دریافت کردهاید؟، جواب: از چهارصد سکه تابهحال 72 عدد دریافت کردهام.
از ت. ن. خ. آقای ف.ت. (ص 63 و 64) سؤال شد حسب محتویات پرونده حکم تمکین در سال 1384 اجرا شده پس از اجرای حکم را توضیح دهید؟، جواب: پس از آنکه با زور مأمور حکم اجرا شد پدرزنم گفت برویم بعداً بیاییم که من نگذاشتم و همسرم در منزل ماند و پس از چند دقیقهای پدرزنم و مادرزنم آمدند و درب را زدند من باز نکردم همسرم زد شیشه منزل را شکست و من مجبور شدم به 110 زنگ بزنم و از کلانتری آمدند و هر دو را بردند و سپس شکایت وی علیه من به اثبات نرسید و مأمور نیز ادعای همسرم را تأیید نکرده و پس از آن بارها جهت برگرداندن همسرم اقدام کردم ولی برنگشت. از ت. ن. خ. آقای ف.ت. سؤال شد آیا مجدداً دعوی تمکین مطرح کردید؟ جواب: خیر ولی افرادی را برای بازگرداندن وی فرستادم که برنگشت. از ت. ن. خ. آقای ف.ت. سؤال شد آیا شما ازدواج مجدد کردهاید؟، جواب: بلی ازدواج دائم کردهام و یک دختر سهساله دارم. از وکیل ت. ن. خ. آقای …. الف. (ص 64) سؤال شد اگر مطالبی در دفاع از موکل خود دارید بیان نمائید؟، جواب: عرایضم به شرح دفاعیات 1390/5/17 است و سپس استناد به دادنامههای مسبوق الذکر نموده است.
از ت. ن. خ. خانم خ.ک. (ص 64) سؤال شد آیا زوج جهت برگرداندن شما خود یا کسانی را به منزل شما فرستاد یا مراجعه کردند؟ جواب: بلی افرادی را فرستادند نه برای بردن من بلکه برای حلوفصل مهریه. از ت. ن. خ. خانم خ.ک. سؤال شد آیا شما در حال حاضر آمادگی تمکین را دارید که با مراجعه به زندگی مشترک تمکین نمائید؟ جواب: خیر حاضر نیستم چون ازدواج کرده و از طرفی اگر قرار بود من به زندگی مشترک برگردم درخواست طلاق نمیکردم.
از ت. ن. خ. آقای ف.ت. (ص 65) سؤال شد آیا حاضرید که همسرتان با مراجعت به زندگی مشترک و تمکین از شما به زندگی مشترک ادامه دهید؟ جواب: بلی حاضرم زندگی کنیم و خواستار تمکین وی میباشم.
در اخیر اجلاس دادرسی دادرسان محترم پرونده در مورخ 1391/6/13 (ص 66) ختم دادرسی را ابراز نمودهاند و طی دادنامه شماره 00861-1391 مورخ 1391/6/13 صادره از شعبه نهم محاکم تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی (ص 68) در ماهیت دعوی اعلام رأی نمودند.
اجمالاً: اعتراض به رأی بدوی از سوی (ت. ن. خ.) خانم خ.ک. خواهان بدوی به طرفیت آقای ف.ت. خوانده بدوی (ت. ن. خ.) با وکالت آقای …. الف. نسبت به دادنامه بدوی شماره 00735-1390مورخ 1390/5/18 صادره از شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی مراغه نظر به محتویات پرونده بهویژه اظهارات طرفین در جلسه این دادگاه که زوجه تصریح نموده که حاضر نیست در قبال طلاق هیچ مالی را به زوج بذل نماید و از طرفی هیچگونه محکومیتی برای زوج غیر از موضوع مهریه اعم از کیفری یا حقوقی صادر نشده است و نیز مطالبه نفقهای از طرف زوجه پس از صدور حکم تمکین و ادعای اخراج مجدد وی توسط زوج از منزل بهعمل نیامده است و نتیجه شکایت ضربوجرح علیه زوج نیز منجر به عدم ثبوت امر مذکور شده؟ و تابهحال نیز 72 قطعه سکه تمام بهار آزادی از مهریه دریافت نموده است فلذا وقوع زوجه در عسر و حرج محرز نیست و حتی به جهت عدم تمکین زوجه حاضر به زندگی با زوج و تمکین از وی نیست و اگر قصد تمکین داشت دادخواست طلاق مطرح نمیکرد علیهذا با غیرموجه دانستن اعتراض مستنداً به ماده 358 آیین دادرسی مدنی با رد اعتراض رأی تجدیدنظرخواسته تأیید میشود.
دادخواست فرجامی در مقام اعتراض از رأی تجدیدنظر از سوی خواهان بدوی خانم خ.ک. تقدیم شده است اجمالاً درخواست صدور حکم به نقض رأی تجدیدنظر دادنامه بدوی را خواستار گردیده است.
رأی شعبه دیوان عالی کشور
فرجامخواهی خانم خ.ک. نسبت به دادنامه شماره 00861-1391مورخ 1391/6/13 صادره از شعبه نهم محاکم تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی در قسمت مورد اظهار عقیده منتهی به رأی{عسروحرج} اجمالاً مردود است.
اول- ضرورت تمییز فیمابین قاعده اقدام با قاعده حرج در قضایای مرافعات زوجین امری قاطع است لذا هیچگاه نمیتوان امور حرجی که مبتنی بر قاعده اقدام است با امور حرجی که فارق و فاحش از قاعده اقدام است یکسان مفروض نمود، هرگاه امر حرجی مستند به قاعده اقدام باشد هرچند صورت حرج را ظاهر سازد چون حرج مستند به فعل زوجه است مجال شرعی و قانونی استیفاء از قاعده حرج و موضوع تبصره <a class="artref" href="/ماده/ماده-1130-a_0815110236787">ماده 1130 قانون مدنی</a> را ندارد. وقوع حرج منصرف از موارد اقدام زن{زوجه} است همینکه ثابت شود بر حسب اعمال سرخود زمینه حرج مستند به فعل زن است (هرچند وضعیتی که ادامه زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد) از عناوین وقوعی حرج منصرف است و از شمول اخیر تبصره الحاقی به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1130-a_0815110236787">ماده 1130 قانون مدنی</a> خارج است.
ثانیاً- عدم انعقاد زندگی مشترک و یا ترک استمرار زندگی مشترک درصورتیکه مستند به فعل زوج باشد از مصادیق بارز تخلف از شرط ضمنالعقد و ایجاد حرج زن است در این پرونده زوجه خواهان دعوی در اجلاس اول دادرسی تجدیدنظر استان در مورخ 1391/6/13 (ص 63 لغایت 65) از ت. ن. خ. خانم خ.ک. سؤال شد آیا شما در حال حاضر آمادگی تمکین را دارید که با مراجعه به زندگی مشترک تمکین نمائید؟، جواب: خیر حاضر نیستم چون ازدواج کرده و از طرفی اگر قرار بود من به زندگی مشترک برگردم درخواست طلاق نمیکردم. لذا استیفای از حقوق قانونی مرقوم منوط به ترک زن از اعمال عناوینی است که مشمول قاعده اقدام نباشد همینکه زن مرتکب اعمالی برحسب اقدام شد و منتهی بر وقوع حرج خود گردید دیگر فارق و منصرف از حکم حرج مقرر در موازین شرعی و مقررات قانونی است.
ثالثاً- دادرسان تبعیت از ادله اثبات دعوی را ناگزیرند علم به موضوع ولو از طرق غیرمتعارف، صورت شرعی و قانونی حجیت را ندارد در مقام اثبات استلزام به احتجاج است، اصرار بر طلاق بدون تمهید ادله اثبات دعوی مقرون به اجابت نخواهد بود ازدواج دوم با حکم به تجویز ازدواج از سوی محاکم قضایی مثبت حرج زن و تخلف از شرط محسوب نمیشود رابعاً- سقوط اعتبار دلیلی از دلایل و یا سقوط اعتبار جهتی از جهات یا سقوط اعتبار سببی از اسباب مانع از استناد به جهت و سبب ترک انعقاد زندگی مشترک نیز نمیباشد (اصل عدم تداخل اسباب و مسببات در قضیه حکومت میکند)
رابعاً- از حیث اصول دادرسی دعوی خانم خ.ک. به طرفیت آقای ف.ت. به خواسته (صدور حکم طلاق به سبب تخلف از شروط ضمن عقد نکاح و وجود عسروحرج) را خواستار گردیده و در دادنامه بدوی شماره 9000735 مورخ 1390/5/18 در ماهیت دعوی به خواسته صدور حکم طلاق به سبب تخلف از شروط ضمن عقد نکاح و وجود عسروحرج) اظهارنظر و اعلام رأی نموده است لکن در مرحله تجدیدنظر طی دادنامه شماره 00861-1391مورخ 1391/6/13 صادره از شعبه نهم محاکم تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی در ماهیت نسبت به آن قسمت از دعوی تجدیدنظرخواهی خانم خ.ک. در ماهیت دعوی تخلف از شروط ضمن عقد نکاح اعلام رأی ننمودند و این مرجع فقط نسبت به آن قسمتی که تجدیدنظر اعلام رأی نموده که مبتنی بر سبب عسروحرج اعلام رأی شده اظهار عقیده مینماید که بنا به جهات مرقوم رأی صادره منطبق با موازین قانونی و شرعی است ضمن ابرام دادنامه فرجامخواسته اعتراض ف. خ. رد میشود و دادگاه تجدیدنظر مکلف است نسبت به قسمت طلاق به سبب تخلف از شرط اعلام رأی نماید.
رئیس و مستشار شعبه 21 دیوانعالی کشور
اخوان ملایری- حسینی طباطبایی
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
اثر قاعده اقدام بر عسروحرج زوجه
در تاریخ 12 اسفند 1393، دادنامهای صادر شد که موضوع آن به درخواست زنی برای صدور حکم طلاق به دلیل تخلف از شروط ضمن عقد نکاح و وجود عسر و حرج مرتبط بود. خواهان ادعا کرد که طرف مقابل به ازدواج مجدد با شخص دیگری اقدام کرده و به مدت هفت سال او را رها کرده است که این وضعیت موجب عسر و حرج برای وی شده است. در دفاعیات، نماینده طرف مقابل بیان کرد که خواهان از تمکین خودداری کرده و این امر موجب ازدواج مجدد طرف مقابل شده است. دادگاه بدوی ب. ت. ب. عدم وجود دلایل کافی برای اثبات ادعای خواهان و عدم احراز تخلف از ناحیه طرف مقابل، حکم به بطلان دعوی صادر کرد. این حکم مورد تجدیدنظر قرار گرفت، اما دادگاه تجدیدنظر نیز با استناد به عدم وجود عسر و حرج و عدم تمکین خواهان، رای بدوی را تایید نمود. در نهایت، دیوان عالی کشور با رد درخواست فرجامخواهی، بر صحت رای دادگاههای بدوی و تجدیدنظر تاکید کرده و مقرر داشت که ادعای عسر و حرج ناشی از رفتار خواهان است و لذا از شمول قانون مدنی خارج م. ب..
تاریخ دادنامه قطعی: 1393/12/12
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: هرگاه امر حرجی مستند به قاعده اقدام باشد هرچند صورت حرج را ظاهر سازد چون حرج مستند به فعل زوجه است مجال شرعی و قانونی استیفاء از قاعده حرج و درخواست طلاق به علت عسر و حرج نیست.
رای خلاصه جریان پرونده
به حکایت دادخواست (ص 5 ) خانم خ.ک. به وکالت کارآموز وکالت (ص 4 ) خانم ب.ت. به طرفیت آقای ف.ت. به وکالت بعدی (ص 7 ) آقای …. الف. و به خواسته صدور حکم طلاق به سبب تخلف از شروط ضمن عقد نکاح و وجود عسر و حرج، موضوع سند نکاحیه شماره 16866 مورخ 1380/01/10 دفتر ثبت ازدواج شماره... حوزه ثبتی... در مشروحه دادخواست بهوسیله وکیل وی ابراز شده اجمالا موکله در سال 1380 با خوانده ازدواج نموده، این زندگی مشترک قریب سه سال بدون هیچگونه درگیری و اختلافی ادامه داشته تا اینکه خوانده اقدام به ازدواج مجدد با شخص دیگری به نام پ.ت. نموده و صاحب اولاد نیز گردیدهاند، از طرفی مدت هفت سال است که موکله در منزل پدریاش به امان خدا رهاست، موجبات عسر و حرج موکله محقق است، عنداللزوم استعلام از ثبت احوال نسبت به شناسایی همسر دوم خوانده و احراز آن، اقدامات و دستورات لازم را نسبت به صدور حکم طلاق به لحاظ وجود عسروحرج و تخلف از بند 12 شروط ضمن عقد نکاح درخواست مینمایم، لذا اجمالا درخواست صدور حکم به محکومیت خوانده به حکم طلاق به لحاظ وجود عسروحرج، به صدور حکم به تخلف از بند 12 شروط ضمن عقد نکاح، خواستار گردیده است.
این دادخواست (ص 5 ) به شماره 00388 - 90 به تاریخ 1390/04/06 ثبت و به شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی مراغه در مورخ 1390/04/04 ارجاع گردیده است دادرس محترم پرونده دستور تعیین وقت دادرسی داده است، وقت دادرسی به وکیل خواهان خانم ب.ت. (ص 10 ) و به خوانده آقای ف.ت. (ص 9 ) ابلاغ گردیده است.
وکیل خواهان خانم ب.ت. ضمن دادخواست و وکیل خوانده آقای …. الف. در تاریخ 1390/05/16 مقارن اجلاس اول دادرسی (ص 7 ) اعلام وکالت نمودهاند، در حدود اختیارات وکالتنامه شماره 007923 سری ز مخصوص کارآموزان وکالت وکیل خواهان حق دادخواهی بدوی- تجدیدنظرخواهی مقرر شده است (البته در مرحله تجدیدنظر در تاریخ 1390/09/19 اعلام استعفا نموده (ص 42 )) وکیل خوانده در حدود اختیارات وکالتنامه شماره 6817 سری ص حق دادخواهی بدوی- تجدیدنظرخواهی- فرجامخواهی مقرر شده است.
اجلاس اول دادرسی در مورخ 1390/05/17 (ص 11 ) منعقد با عدم حضور خواهان خانم خ.ک. و عدم حضور وکیل خواهان خانم ب.ت. و حضور خوانده آقای ف.ت. و حضور وکیل خوانده آقای …. الف. از گزارش مطالب تکرار مکررات طرفین پرونده در طول دادرسی خودداری میشود.
خواهان و وکیل خواهان اجمالا در جلسه حضور نداشتهاند لکن پس از ختم جلسه در همان روز لایحه وکیل خواهان مشعر بر خواسته ب. ش. د. است (ص 12 و 13 ) دلایل در دادخواست ابراز و تقاضای صدور حکم به شرح خواسته مورد استدعا است در لایحه اجمالا مشعر بر این است؛ موکله پس از تمهید جهیزیه به منزل مشترک عزیمت، تا آنکه بنا به عواملی واهی در مدت سه سال علقه و عواطفش نسبت به زوجه از بین رفته بود مبادرت به بد رفتاری با موکله نموده، در تاریخ 1383/05/13 به منزل پدرش رها و بلافاصله اقدام به طرح دعوی تمکین مینماید در وضعی که به سبب کمی سن و تجربه بدون آنکه معنای تمکین و آثار آن را بداند با مشاهده بدرفتاری زوج در زمان سکونت در منزل زوج به وقوع پیوسته بود به لحاظ ترس از جان و دفع شکنجه از خود از تمکین خودداری مینماید، سریعا بعد از صدور حکم به تمکین خوانده دادخواست تجدید فراش داده و با اخذ حکم دادگاه با شخص دیگری ازدواج رسمینموده، قریب هفت سال از زندگی مشترک خوانده با همسر دومش گذشته و حتی صاحب اولاد گشته است، خوانده موکله را هفت سال است که به امان خدا رها نموده و موجبات عسر و حرج موکله را فراهم نموده، با طرح یک پرونده تمکین در هفت سال پیش دیگر خود را مبری از مسئولیت نفقه زوجه دانسته و حتی یکبار از زوجه درخواست ادامه زندگی مشترک را دیگر ننموده است، هدف از طرح تمکین مسبوق صرفا جهت اسقاط نفقه موکله و تجدید فراش بوده است، با استماع شهادت شهود محرز میگردد زوج مدت هفت سال موکله را معلق نهاده حتی فقط یکبار با زوجه ملاقات و مراوده ننموده است، خوانده مشغول زندگی در کنار همسر و فرزند دیگری است، موکله در این هفت سال بدون دیناری از بابت نفقه و در بلاتکلیفی عمر و جوانی خود را زایل نموده و این عمل زوج معنای زندگی مشترک و جایگاه خانواده را مخدوش نموده است، به استناد مادتین 1129 و 1130 قانون مدنی درخواست صدور حکم طلاق را مینمایم.
وکیل خوانده نسبت به خواسته دعوی خواهان دفاع نموده (ص 11 ) که طی لایحه تقدیم میشود، لایحه دفاعی وکیل خوانده در این جلسه (ص 20 و 21 ) اجمالا مشعر بر این است؛ برخلاف ادعای وکیل خ. م. ب. ترک زندگی، موکل تمامی مساعی را نموده جهت مراجعات و استمرار زندگی مشترک که هیچکدام مثمر ثمر نبوده است، ازجمله دعوی تمکین در پروندههای کلاسه --- /83 ع و 140/3/83 ع منتهی به الزام زوجه (خواهان فعلی) به تمکین از موکل (زوج خوانده فعلی) و علیرغم صدور اجراییه باز خواهان امتناع نموده است، موکل ناچار دعوی تجویز ازدواج مجدد طی پرونده کلاسه --- /85 و علیرغم مساعی دادگاه باز خواهان از تمکین و مراجعت به منزل مشترک امتناع نموده لذا طی دادنامه --- مورخ 1376/01/17 حکم بر ازدواج مجدد موکل طی پرونده شماره 11/86/407 شعبه --- تجدیدنظر استان و طی دادنامه --- مورخ 1386/04/31 دادنامه بدوی را تایید نموده است، ازدواج مجدد موکل مستند به تجویز قانونی بوده و مجوز حق طلاق برای خواهان نمیباشد، زوجه خواهان دعوی ناشزه محسوب و استحقاق وی را جهت دریافت نفقه ساقط مینماید، خواهان در دعوی مطالبه مهریه ماهانه یک عدد سکه تمام بهار آزادی در پرونده 216/85 از موکل دریافت مینماید، هماکنون موکل حاضر به زندگی مشترک با خواهان م. ب. و بههیچوجه راضی به طلاق نیست، درخواست صدور حکم به بطلان دعوی دارم.
در اخیر اجلاس دادرسی دادرس محترم پرونده ختم دادرسی را ابراز نمودهاند و طی دادنامه شماره --- - 90 مورخ 1390/05/18 در ماهیت دعوی اعلام رای نمودند (ص 25 ) بدین اشعار اجمالا: در خصوص دعوی خانم خ.ک. به طرفیت آقای ف.ت. و به خواسته صدور حکم طلاق به سبب تخلف از شروط ضمن عقد نکاح و وجود عسروحرج، دادگاه ب. ت. ب. مفاد دادخواست و مفاد لایحه تقدیمی وکیل خواهان علت درخواست طلاق عدم پرداخت نفقه از سوی خوانده بوده و مبنا و منشا دیگری در خصوص تخلف از شروط ضمن عقد نکاح و عسر و حرج اعلام نکرده است ب. ت. ب. لایحه دفاعیه وکیل زوج خوانده دعوی به عدم تمکین زوجه و ترک وظایف زناشویی به شرح دادنامه --- - 1384/03/11 پرونده 1041 - 3/83 شعبه سوم حقوقی و اجراییه صادره که به سبب امتناع از تمکین و اجازه ازدواج مجدد طی دادنامه شماره --- - 1386/01/17 از این دادگاه دریافت نموده که طی دادنامه --- مورخ 1386/04/31 تایید و ابرام گردیده است دعوی وکیل خواهان هم از لحاظ عدم پرداخت نفقه و هم ازدواج مجدد مبتنی بر تخلف زوجه از وظایف زناشویی بوده که صراحت رای وحدت رویه 716 - 1389/07/20 هیات عمومی دیوانعالی کشور محکوم به رد بوده و خواهان نمیتواند بدین جهت زوج را متخلف از شروط عقد نکاح محسوب نماید چون تخلفی از ناحیه زوج صورت نگرفته است و در خصوص عسر و حرج نیز عدم پرداخت نفقه حکم شرعی و قانونی مصداقی حاضر است چون پرداخت نفقه فرع بر تمکین است و زوجهای که تمکین نمینماید و وظایف زناشویی خود را بدون مانع مشروع انجام نمیدهد نمیتواند ادعای عسروحرج به لحاظ عدم پرداخت نفقه نماید چون خود تخلف از وظایف زناشویی نموده است و خوانده نقشی در به وجود آمدن عسروحرج خواهان نداشته است فلذا با قبول دفاعیات وکیل خوانده دعوی را وارد ندانسته و به استناد ماده 197 آیین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوی صادر و اعلام مینماید.
دادخواست تجدیدنظرخواهی در مقام اعتراض از رای بدوی از سوی خواهان بدوی خانم خ.ک. به وکالت خانم ب.ت. تقدیم شده است اجمالا درخواست صدور حکم به نقض دادنامه بدوی را خواستار گردیده است.
این دادخواست به شماره 00110 - 90 مورخ 1390/06/08 (ص 29 ) ثبت و متعاقب ابلاغ تبادل لوایح به محاکم تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی ارسال و به شعبه نهم تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی ارجاع گردیده است.
لایحه دفاعی و ابرازی ت. ن. خ. خانم خ.ک. ضمیمه دادخواست تجدیدنظر است، توجها از صفحه 26 ابلاغ رای تا تقدیم دادخواست که صفحه 29 درج شده در این حد فاصل مستندات و لایحه ت. ن. خ. که جمعا 14 ورق فاقد شماره صفحات است که پس از صفحه 29 آغاز میشود، در لایحه دفاعی و ابرازی ت. ن. خ. مشعر بر این است که؛ وکیل اینجانب در طول دادرسی و در لایحه تجدیدنظرخواهی بدان اشاره و استنادی ننمودهاند عاجزانه درخواست مطالعه این لایحه را دارم، اجمالا عبارتاند از: دلایل فراوانی است که اینجانبه همیشه آماده تمکین از شوهر بوده و اقدام به تمکین از شوهر نمودهام ولی زوج با تظاهر خواهان تمکین اینجانبه بوده ولی فینفسه و باطنا چنین خواستهای را دنبال ننموده بلکه با اعمال و رفتار خود عملا عدم تمکین اینجانبه را خواستار شده است دلایل آنها: طی دادنامه --- - 1384/03/11 شعبه سوم حقوقی مراغه محکوم به عدم تمکین از شوهر گردیدهام ت. ن. خ. زوج تقاضای اجراییه را نموده که برگ اجراییه در تاریخ 1384/04/23 تنظیم و در مورخ 1384/05/05 به من ابلاغ شده در مورخ 1384/05/22 اینجانبه در اجرای احکام مدنی شهرستان مراغه حاضر و آمادگی خود را جهت تمکین از شوهر اعلام نمودهام که مراتب طی شماره 1384/229 مورخ 1384/05/22 صورتمجلس و امضا گردید.
عضو ممیز اوراق صورتمجلس حد فاصل صفحات مرقوم فاقد شماره ورق ملاحظه شد؛ (صورتمجلس حاوی اعلام تمکین از زوج است که مسئول در اجرای احکام مینویسند در ادامه که به کلانتری اعلام گردد که منزل مذکور بررسی گردیده چنانچه شرایط فوقالذکر را داشته باشد خانم خ. شروع به تمکین از شوهرشان نمایند، تصویر مکاتبه با کلانتری در صفحه بعدی) (تصویر صورتمجلس کلانتری مورخ 1384/05/23 صفحه بعد مشعر و متضمن این است که طرفین توافق کردند که با هم زندگی داشته باشند و هیچگونه اعتراض منبعد به همدیگر نداشته باشند و در خصوص اختلافات قبلی، لذا کلیه وسایل به طرفین تحویل و زندگی مشترک را شروع کردند امضاء: ف.ت.- خانم خ.ک. امضاء: ص.ک. امضاء: ن.ت. و امضای مامور کلانتری) (تصویر ورقه گواهی پزشکی قانونی 1384/05/23 خطاب به شورای حل اختلاف متضمن صدمات خراشیدگی و ساییدگی خانم خ.ک.) (تصویر لایحه 1384/05/22 خانم خ.ک. خطاب به اجرای احکام مشعر بر متعاقب اعزام و اعلام تمکین بعد از ترک مامورین؛ همسرم اینجانبه را مورد ضرب و شتم قرار داده که با مراجعه پلیس 110 اینجانب از دست نامبرده نجات یافته و توسط مامورین خارج شدم) تصویر دادنامه --- مورخ 1385/01/07 شعبه سوم حقوقی مراغه دعوی اجازه ازدواج مجدد زوج با امعان توجه به اینکه خوانده دعوی زوجه به شرح محتویات پرونده ضمن اعلام آمادگی به تمکین قانونی از خ. ا. د. به تجویز ازدواج دوم زوج خواهان رضایت ندارد، دادگاه با عنایت به مراتب مذکور و اینکه در صورت تعدد زوجات خواهان نمیتواند بین زوجین اجرای عدالت نماید و از نظر مالی نیز توانایی اداره دو همسر را ندارد لذا دعوی خواهان را غیرثابت تشخیص و حکم بر بطلان آن اعلام نمودهاند.
وکیل ت. ن. خ. آقای …. الف. در لایحه تبادل لوایح (ص 31 ) مشعر بر اینکه؛ مفاد لایحه ت. ن. خ. تکرار همان مطالب قبلی است، دادگاه بدوی با لحاظ مدارک مثبته تقدیمی و احکام قضایی مضبوط مبادرت به صدور رای نموده است، مفاد لایحه طرف خارج از ماده 348 آیین دادرسی مدنی است.
شعبه نهم تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی در وقت فوقالعاده 1390/09/09 (ص 39 ) به سبب عدم اجرای داوری قرار ارجاع امر به داوری اعلام و مقرر نمودند و دستور تعیین وقت اداری دادهاند، وکیل ت. ن. خ. خانم ب.ت. در تاریخ 1390/09/19 اعلام استعفای از وکالت (ص 42 ) نموده است اتخاذ دادرسی تصمیم ارجاع امر به داوری به ت. ن. خ. (ص 47 ) ابلاغ گردیده است.
طی لایحه، تجدیدنظرخواه در مورخ 1390/09/20 (ص 44 ) مشعر بر معرفی داور، پدر خویش آقای ص.ک. را به عنوان داور معرفی نموده است که او نیز قبول داوری نموده است و طی لایحه، وکیل ت. ن. خ. در مورخ 1390/10/07 (ص 45 ) مشعر بر معرفی داور، برادر خواهان آقای ن.ت. را بهعنوان داور معرفی نموده است که او نیز قبول داوری نموده است.
به وقت جلسه فوقالعاده مورخ 1390/11/23 (ص 49 ) تصمیم ارجاع امر به داوری به داوران آنها داور زوجه آقای ص.ک. و داور زوج آقای ن.ت. با هدف تفهیم موضوع داوری انجام شده است مضمون لایحه داور زوجه آقای ص.ک. در تاریخ 1390/12/10 (ص 60 ) همان است که در مورخ 1390/10/11 (ص 46 ) اجمالا ایجاد صلح و سازش بین زوجین به نظر اینجانب بعید و غیرممکن است، اشعار گردید و لایحه داور زوج آقای ن.ت. در تاریخ 1390/12/10 (ص 61 )، اجمالا عدم رضای قلبی زوج به طلاق و رضایت کامل بر استمرار زندگی مشترک، زوج به هیچ عنوان راضی به امر طلاق نیست، علیرغم مراجعات راسا و بهوسیله ریشسفیدان زوجه و والدینش همکاری لازم را با اینجانب نداشته و مانع ورود ما شدند- دادرسان محترم پرونده در ظهر ورقه (ص 55 ) فاقد تاریخ اتخاذ تصمیم به انعقاد اجلاس دادرسی و مطالبه پرونده اجرای احکام را نمودند وقت دادرسی به ت. ن. خ. خانم خ.ک. (ص 62 ) و به وکیل ت. ن. خ. آقای …. الف. (ص 60 ) و به ت. ن. خ. آقای ف.ت. (ص 61 ) ابلاغ گردیده است.
اجلاس اول دادرسی تجدیدنظر استان در مورخ 1391/06/13 (ص 63 لغایت 65 ) منعقد با حضور ت. ن. خ. خانم خ.ک. و وکیل ت. ن. خ. آقای …. الف. و ت. ن. خ. آقای ف.ت. منعقد گردید اجمالا سوالات مفید و بدون تکرار دادگاه از طرفین از ت. ن. خ. خانم خ.ک. و ت. ن. خ. آقای ف.ت. سوال شد آیا فرزند مشترک دارید؟، جواب: هر دو طرف اعلام کردند خیر. از ت. ن. خ. خانم خ.ک. سوال شد تاریخ عقد؟، جواب: سال 1380 . سوال شد آیا مطالبه مهریه شده؟، جواب: بلی و در حال دریافت هستم قبلا هر ماه یک سکه بوده و الان هر دو ماه یک سکه پرداخت میشود. از ت. ن. خ. سوال شد آیا دعوی مطالبه نفقه اقامه کردهاید؟، جواب: بلی ولی به جهت وجود حکم تمکین مردود شد البته دعوی نفقه قبل از صدور حکم تمکین، من منزل مسکونی مستقلی خواسته بودم که شوهرم منزل پدرش را مطرح کرد و من قبول نکردم فلذا دعوی رد شد. از ت. ن. خ. خانم خ.ک. سوال شد آیا پس از صدور حکم تمکین سال 1384 به بعد مطالبه نفقهای صورت گرفته است؟، جواب: خیر. از خانم خ.ک. سوال شد علت چه بوده است؟، جواب: ترسیدم همان بهانه منزل تکرار شود فلذا مطالبه نکردم. از ت. ن. خ. سوال شد حسب ادعای شما در 1384/05/22 پس از اینکه تمکین اجراء شده شوهر شما را مورد ضرب و جرح قرار داده و گواهی نیز در پرونده موجود است آیا شکایتی در این خصوص به عمل آمد یا خیر و نتیجه چه بوده است؟، جواب: شکایت کردم ولی در شورای حل اختلاف به جهت عدم کفایت دلیل پرونده مختومه شد. از ت. ن. خ. خانم خ.ک. سوال شد در قبال طلاق آیا حاضرید مالی را به شوهرتان بذل نمائید؟، جواب: خیر. از ت. ن. خ. سوال شد چه مقدار از مهریه را دریافت کردهاید؟، جواب: از چهارصد سکه تابهحال 72 عدد دریافت کردهام.
از ت. ن. خ. آقای ف.ت. (ص 63 و 64 ) سوال شد حسب محتویات پرونده حکم تمکین در سال 1384 اجرا شده پس از اجرای حکم را توضیح دهید؟، جواب: پس از آنکه با زور مامور حکم اجرا شد پدرزنم گفت برویم بعدا بیاییم که من نگذاشتم و همسرم در منزل ماند و پس از چند دقیقهای پدرزنم و مادرزنم آمدند و درب را زدند من باز نکردم همسرم زد شیشه منزل را شکست و من مجبور شدم به 110 زنگ بزنم و از کلانتری آمدند و هر دو را بردند و سپس شکایت وی علیه من به اثبات نرسید و مامور نیز ادعای همسرم را تایید نکرده و پس از آن بارها جهت برگرداندن همسرم اقدام کردم ولی برنگشت. از ت. ن. خ. آقای ف.ت. سوال شد آیا مجددا دعوی تمکین مطرح کردید؟ جواب: خیر ولی افرادی را برای بازگرداندن وی فرستادم که برنگشت. از ت. ن. خ. آقای ف.ت. سوال شد آیا شما ازدواج مجدد کردهاید؟، جواب: بلی ازدواج دائم کردهام و یک دختر سهساله دارم. از وکیل ت. ن. خ. آقای …. الف. (ص 64 ) سوال شد اگر مطالبی در دفاع از موکل خود دارید بیان نمائید؟، جواب: عرایضم به شرح دفاعیات 1390/05/17 است و سپس استناد به دادنامههای مسبوق الذکر نموده است.
از ت. ن. خ. خانم خ.ک. (ص 64 ) سوال شد آیا زوج جهت برگرداندن شما خود یا کسانی را به منزل شما فرستاد یا مراجعه کردند؟ جواب: بلی افرادی را فرستادند نه برای بردن من بلکه برای حلوفصل مهریه. از ت. ن. خ. خانم خ.ک. سوال شد آیا شما در حال حاضر آمادگی تمکین را دارید که با مراجعه به زندگی مشترک تمکین نمائید؟ جواب: خیر حاضر نیستم چون ازدواج کرده و از طرفی اگر قرار بود من به زندگی مشترک برگردم درخواست طلاق نمیکردم.
از ت. ن. خ. آقای ف.ت. (ص 65 ) سوال شد آیا حاضرید که همسرتان با مراجعت به زندگی مشترک و تمکین از شما به زندگی مشترک ادامه دهید؟ جواب: بلی حاضرم زندگی کنیم و خواستار تمکین وی میباشم.
در اخیر اجلاس دادرسی دادرسان محترم پرونده در مورخ 1391/06/13 (ص 66 ) ختم دادرسی را ابراز نمودهاند و طی دادنامه شماره --- - 1391 مورخ 1391/06/13 صادره از شعبه نهم محاکم تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی (ص 68 ) در ماهیت دعوی اعلام رای نمودند.
اجمالا: اعتراض به رای بدوی از سوی (ت. ن. خ.) خانم خ.ک. خواهان بدوی به طرفیت آقای ف.ت. خوانده بدوی (ت. ن. خ.) با وکالت آقای …. الف. نسبت به دادنامه بدوی شماره 00735 - 1390 مورخ 1390/05/18 صادره از شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی مراغه نظر به محتویات پرونده بهویژه اظهارات طرفین در جلسه این دادگاه که زوجه تصریح نموده که حاضر نیست در قبال طلاق هیچ مالی را به زوج بذل نماید و از طرفی هیچگونه محکومیتی برای زوج غیر از موضوع مهریه اعم از کیفری یا حقوقی صادر نشده است و نیز مطالبه نفقهای از طرف زوجه پس از صدور حکم تمکین و ادعای اخراج مجدد وی توسط زوج از منزل بهعمل نیامده است و نتیجه شکایت ضربوجرح علیه زوج نیز منجر به عدم ثبوت امر مذکور شده؟ و تابهحال نیز 72 قطعه سکه تمام بهار آزادی از مهریه دریافت نموده است فلذا وقوع زوجه در عسر و حرج محرز نیست و حتی به جهت عدم تمکین زوجه حاضر به زندگی با زوج و تمکین از وی نیست و اگر قصد تمکین داشت دادخواست طلاق مطرح نمیکرد علیهذا با غیرموجه دانستن اعتراض مستندا به ماده 358 آیین دادرسی مدنی با رد اعتراض رای تجدیدنظرخواسته تایید میشود.
دادخواست فرجامی در مقام اعتراض از رای تجدیدنظر از سوی خواهان بدوی خانم خ.ک. تقدیم شده است اجمالا درخواست صدور حکم به نقض رای تجدیدنظر دادنامه بدوی را خواستار گردیده است.
رای شعبه دیوان عالی کشور
فرجامخواهی خانم خ.ک. نسبت به دادنامه شماره --- - 1391 مورخ 1391/06/13 صادره از شعبه نهم محاکم تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی در قسمت مورد اظهار عقیده منتهی به رای{عسروحرج} اجمالا مردود است.
ثانیا- عدم انعقاد زندگی مشترک و یا ترک استمرار زندگی مشترک در صورتی که مستند به فعل زوج باشد از مصادیق بارز تخلف از شرط ضمنالعقد و ایجاد حرج زن است در این پرونده زوجه خواهان دعوی در اجلاس اول دادرسی تجدیدنظر استان در مورخ 1391/06/13 (ص 63 لغایت 65 ) از ت. ن. خ. خانم خ.ک. سوال شد آیا شما در حال حاضر آمادگی تمکین را دارید که با مراجعه به زندگی مشترک تمکین نمائید؟، جواب: خیر حاضر نیستم چون ازدواج کرده و از طرفی اگر قرار بود من به زندگی مشترک برگردم درخواست طلاق نمیکردم. لذا استیفای از حقوق قانونی مرقوم منوط به ترک زن از اعمال عناوینی است که مشمول قاعده اقدام نباشد همینکه زن مرتکب اعمالی برحسب اقدام شد و منتهی بر وقوع حرج خود گردید دیگر فارق و منصرف از حکم حرج مقرر در موازین شرعی و مقررات قانونی است.
رابعا- از حیث اصول دادرسی دعوی خانم خ.ک. به طرفیت آقای ف.ت. به خواسته (صدور حکم طلاق به سبب تخلف از شروط ضمن عقد نکاح و وجود عسروحرج) را خواستار گردیده و در دادنامه بدوی شماره 9000735 مورخ 1390/05/18 در ماهیت دعوی به خواسته صدور حکم طلاق به سبب تخلف از شروط ضمن عقد نکاح و وجود عسروحرج) اظهارنظر و اعلام رای نموده است لکن در مرحله تجدیدنظر طی دادنامه شماره --- - 1391 مورخ 1391/06/13 صادره از شعبه نهم محاکم تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی در ماهیت نسبت به آن قسمت از دعوی تجدیدنظرخواهی خانم خ.ک. در ماهیت دعوی تخلف از شروط ضمن عقد نکاح اعلام رای ننمودند و این مرجع فقط نسبت به آن قسمتی که تجدیدنظر اعلام رای نموده که مبتنی بر سبب عسروحرج اعلام رای شده اظهار عقیده مینماید که بنا به جهات مرقوم رای صادره منطبق با موازین قانونی و شرعی است ضمن ابرام دادنامه فرجامخواسته اعتراض ف. خ. رد میشود و دادگاه تجدیدنظر مکلف است نسبت به قسمت طلاق به سبب تخلف از شرط اعلام رای نماید.
رئیس و مستشار شعبه --- دیوانعالی کشور
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1
موارد مرتبط 41
آرای مرتبط 31
-
رأی
هماستناد
نوع طلاق ناشی از عسر و حرج زوجه
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
1- اثر تحقق عسر و حرج ناشی از اقدامات زوجه2- اثر بذل حقوق مالی توسط زوجه در دعوی طلاق3-تحقق عسر و حرج به جهت تهدید زوج
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
طلاق به دلیل ناباروری زوج
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
اثر بذل مهریه بر تحقق عسر و حرج
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
نقض حکم بطلان دعوی طلاق در تجدیدنظر و الزام به طلاق با استناد به عسروحرج و تایید در دیوان عالی کشور
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی در مهلت تجدیدنظر خواهی
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
صدور رأی در ماهیت دعوا در فرض عدم حضور طرفین بعد از دعوت
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
استناد به عسر و حرج قبل از شروع زندگی مشترک
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تفاوت طلاق حکمی و طلاق قراردادی
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تصمیم دادگاه در دعوی طلاق به درخواست زوجه
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست طلاق به دلیل ناباروری زوج
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تاثیر بازگشت زوج بعد از تحقق وکالت در طلاق زوجه
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رابطه زندگی دو زوجه در یک منزل و عسر و حرج
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
(1)- قلمرو صلاحیت محاکم ایران نسبت به اتباع بیگانه (2)-استناد دادگاه به اسناد ترجمه نشده
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
مفهوم عسر و حرج در طلاق از ناحیه زوجه
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
رابطه پرداخت نفقه زوجه و حسن معاشرت زوج
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست طلاق به دلیل عسر و حرج ناشی از مفارقت طولانی
مواد 1130 و 1129 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
رابطه ی کراهت شدید زوجه با عسر و حرج
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
بذل مهریه در طلاق به استناد عسر و حرج
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست طلاق به دلیل عقیم بودن زوج
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تکلیف دادگاه در خصوص ادعای عسر و حرج زوجه
قانون مدنی و ماده 1130
-
رأی
هماستناد
تداوم اعتیاد شرط تحقق عسر و حرج
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
نقش نظرشورای اهل سنت در دعاوی طلاق بین زوجین سنی مذهب
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
احراز نشوز زوجه
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست طلاق زوجه به دلیل مفارقت جسمانی و ترک انقاق
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست طلاق به دلیل عدم امکان باروری زوج
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تعیین وظایف مالی والدین نسبت به فرزندان بالغ غیررشید در حکم طلاق
ماده 1130 ق.م
-
رأی
هماستناد
اثر ازدواج مجدد زوج بر وکالت زوجه در طلاق
مواد 1130 و 1146 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
ادعای عسر و حرج زوجه در زندگی مشترک
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
احراز عسروحرج زوجه به دلیل کراهت
ماده 1130 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی توسط وکیل فاقد حق مداخله
مواد 1130، 1119 و 1129 قانون مدنی
نظریات مشورتی 2
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1401/278 مورخ 1401/03/30
ماده 1130 قانون مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1168 مورخ 1398/09/10
ماده 1130 قانون مدنی
مواد مرتبط 1
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1130 — قانون مدنی
ماده 1130 قانون مدنی را ندارد
دکترین 7
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق
ماده 1130 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق — احکام و مقررات مربوط طلاق و اجرای
ماده 1130 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق — هر معامله که مالی از اموال منقول
ماده 1130 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق — همچنین در صورت اثبات عسر و حرج
ماده 1130 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق — همچنین در صورت اثبات عسر و حرج
ماده 1130 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تفسیر تحلیلی مبانی فسخ قرارداد — فرق بین فسخ با منفسخ عبارت است
مواد 1120 تا 1132 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تفسیر تحلیلی مبانی فسخ قرارداد — رک مواد ۳۹۶ تا ۴۵۷ ق
مواد 1120 تا 1132 ق.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
