رأی
ارسال پیامک از طریق تلفن همراه
رأی خلاصه جریان پرونده
به دلالت اوراق پرونده خانم ف.الف. در تاریخ 26/ 06/ 1391 با تسلیم یک برگ شکوائیه به دادسرای ... اعلام و ادعا کرده که مشتکیٌعنه آقای م.م. در تاریخ 23/ 06/ 1391 حدود ساعت 11 شب وی را با تهدید و اجبار و ضرب و شتم با یک دستگاه خودرو پژو در خیابان ربوده و به بیرون از شهر برده و با اجبار و تهدید به مشارٌالیها تجاوز ناموسی کرده و تقاضای معرفی به پزشکی قانونی جهت بررسی وضعیت بکارت خود را نموده است. مراتب عیناً به پلیس اطلاعات و امنیت ...
منعکس و مشارٌالیها(شاکیه) به پزشک قانونی ... معرفی و به شرح صفحه 2 پرونده نتیجه معاینات اینگونه اعلامشده است:« معاینه انجامشده و مدخوله محسوب میشود که از زمان حدوث آن بیش از سه هفته گذشته است. در معاینه ناحیه مقعد به دلیل گذشت زمان و تأخیر مراجعه آثار جدید دال بر دخول رؤیت نشد». شاکیه در تحقیقات دادسرا نزد آقای … بر مفاد شکایت مدعی شده که متهم م.م. به کمک دوستش م.ک. او را بهاجبار سوار ماشین نموده و به منزلی بردهاند و م.م. با کمک دوستش بعد از درآوردن لباسهایش بهزور به وی تجاوز کرده است.(صفحه 4 ،
5) حسبالامر مقام قضایی دو نفر متهم تحت تعقیب قرارگرفته، اداره تشخیص هویت هر دو نفر را فاقد سابقه معرفی کرده است. تحقیقات محلی متهم م.م. را فردی شرور و بیکار و ولگرد و شخص م.ک. را واجد اخلاق و رفتار مناسب معرفی کردهاند. پرونده تحت عنوان زنای به عنف با صدور قرار عدم صلاحیت به دادگاه کیفری استان ارسال و شعبه یکم دادگاه عهدهدار رسیدگی شده است. در اولین جلسه دادگاه که صرفاً با حضور شاکیه تشکیلشده است، مشارٌالیها به دادگاه اعلام داشته:« از شخصی بنام م.م.
فرزند ع. شکایت دارم که از افراد شرور م. ب. و در تاریخ 23/ 06/ 1391 شبانه که از منزل خواهرم میآمدم، ایشان با خودرو م.ک. که پژو پارس است جلوی مرا گرفته به صندلی عقب گذاشت، خودش هم صندلی عقب نشست و سرم را پایین گرفت و جیغ زدم، تاریک بود کسی نبود و مرا به یکمنزل خالی بردند که آدرس منزل را بلد هستم، هال پذیرایی داشت، دو اتاق داشت و یک آشپزخانه و م.ک. مرا کتککاری کرد و مرا گرفت و م.م. به من تجاوز کرد البته با شمارۀ ... با شمار من که ...
م. ب. پیامک میداد و مزاحمت میکرد، من فحش میدادم و نامه پزشک قانونی دارم که به من تجاوز شده است و گفت شکایت کنی همه شما را میکشم . آدرس ثابتی ندارد ولگرد است، اگر جلب نشود فرار میکند، روی سینه متهم یک جای چاقو است و گوشت اضافه دارد». پس از پایان جلسه اول دادگاه، حکم جلب متهم م.م. صادر و از حفاظت اطلاعات ... پرینت پیامکهای ارسالی طرفین مطالبه شده است. متهم تلفنی احضار و در کلانتری حاضرشده است و سپس به دادگاه اعزام و در تحقیقات دادگاه در پاسخ به شکایت شاکیه اظهار داشته شکایت شاکیه را قبول ندارم و ارتباط در حد تلفن و پیامک بوده است، به خدا قسم هیچ تجاوزی به او نکردهام من SMS او را دارم که میخواهد از من پول بگیرد و گفته است 30 میلیون به من بدهید تا رضایت بدهم میخواهد آبروی مرا ببرد و چند روز پیش گفت(از طریق SMS) میخواهم آبروی پدرت را ببرم و در پیامک گفته که م.ک.
بوده که تجاوز کرده است. ولی میخواهم آبروی تو را ببرم، خواهرش هم چندین ماه پیش در همین شعبه پرونده سرقت داشته است،« عضو ممیز دادگاه به شرح پرانتز مندرج در صورتجلسه صراحتاً اعلام کرده که SMS ها رؤیت شد اظهارات متهم در خصوص SMS و داشتن پرونده خواهر متهم بنام ز.الف. تأیید شد»، در ادامه م. ا. د.:« رابطه ما حدوداً یک سال است آغازشده است و فقط تلفنی بوده است»، دادگاه به متهم خطاب کرده:« شاکیه مشخصات دقیق بدن شما را تشریح کرده است در این خصوص چه میگویید؟
پاسخ داده: م.ن. پسرعموی شاکیه است و م.ن. که پسرعموی شاکیه است اظهار داشته که خانم … به ما زنگزده است و مشخصات بدن مرا از پسرعموهای خویش پرسیده است حاضرند در دادگاه شهادت بدهند ضمناً همانطور که پیامکها را رؤیت کردهاید شخصی بنام م.ک. به او تجاوز کرده است»، سپس به متهم تفهیم شده اتهام شما دایر بر زنای به عنف و ارتکاب فعل حرام به شما تفهیم میشود بهعنوان دفاع چه میگویید؟ پاسخ داده: « قبول ندارم فقط در حد تلفنی باهم دوست بودهایم.» متهم با صدور قرار کفالت به زندان معرفیشده است.
م.ک. به دادگاه احضار و پس از حضور در خصوص ادعای شاکیه اظهار داشته:«. . . . خانم ف.الف. با سه خواهر دیگرش به منزل برادر م.م. بنام م. رفتند و به آنها گفته بود ظرف 24 ساعت 15 میلیون شما یعنی خانواده م. و 15 میلیون هم خانواده ک. باید به من بدهند وگرنه شکایت میکنم ما گفتیم کاری نکردهایم سوگند یاد میکنیم نه ارتباط داشتیم با این خانم نه اصلاً میشناسیم او را، در عرض 10 الی 12 روز من این خانم را شناختهام حالا خانم ف.الف.
میگوید من و آقای م. او را به خانهای بردهایم و من او را گرفتهام و م.م. به او تجاوز کرده است، آقای م. SMS های او را دارد که به او گفته چه حسی دارید که دارم با آبروی تو بازی میکنم و مطالب دیگر، من نه آقای م. و نه این خانم را در خلوت ندیدهام و هر چه خانم ف.الف.گ فته دروغ بوده و قصد اخاذی دارد». شخصی به عنوان س.ر.، 33 ساله بهعنوان شاهد در دادگاه حاضرشده و شاکیه و خانوادهاش را تماماً معلوم الحال معرفی نموده که قصدشان اخاذی از مردم است و بیان داشته خانواده خوبی نیستند، آنها را میشناسند و به اسم آنها را میشناسند شاید بالغبر 500 اسم توی گوشی خود دارد شماره دارد و مزاحم مردم میشود تا جایی که کسی گیر او بیاید».
شاهد دیگری بهنام م.ع. که آشنایان شاکیه است با سوگند جلاله اعلام داشته که حقیقتاً خانم ف.الف. خانم … و گفت هر کس جلوی مرا بگیرد او را بیآبرو میکنم، تمام شهر... او را میشناسند خانم …. دایی این خانم … م.م. است که با هم آبتنی کردهاند و تفریح کردهاند احتمالاً برای او توضیح داده است که چه نشانههایی دارد». فردی دیگری بهنام م.م. اطلاعات خ. ن. ب. شاکیه و خانوادهاش را بازگو نموده و در خصوص صدور حکم جلب م.م. اظهار داشته:« این خانم که حکم جلب م.
را گرفته بود در دادگاه او را دیدم گفتم چرا آبروی این بچه را بردهای گفته باید م.م. برود شلوار آقای م.ک. را درآورد و از او فیلم بگیرد تا من به او رضایت بدهم و دلم خنک بشود . . .». شاهد دیگر بنام م.ن. با سوگند جلاله به دادگاه اعلام کرده که این خانم (شاکیه) مشکل اخلاقی دارد فامیل پدرم است او را میشناسم، این خانم را میشناسند». با صدور قرار قبولی کفالت متهم م.م. آزادشده است. مجدداً شاکیه به دادگاه احضار و پس از حضور در پاسخ به اظهارات متهم و شهود، اعلام کرده:« از م.م.
شاکی هستم با ایشان هیچ رفاقتی نداشتهام»، راجع به تجاوز م.ک. به وی( که با SMS به م.م. اعلام کرده است) اظهار داشته:« آقای م.ک. را میشناسم ولی با او ارتباط ندارم فقط دوست خواهرم است و من هیچ رابطهای با وی ندارم و قبول ندارم که چنین SMS برای م. فرستاده باشم و دو الی سه هفته یکبار با من(م.م.) تماس میگرفت ولی من جواب او را نمیدادم و به او میگفتم که قصد ازدواج داری به خانوادهام مراجعه کن اظهارات شهود را قبول ندارم.» در جواب درخواست دادگاه از سوی حفاظت سی دی پیامکهای طرفین واصل و روی کاغذ پیاده شده و به شرح صفحات 61 الی 156 ضمیمه پرونده شده است.
آقای خ.ج. از طرف متهم م.م. اعلام وکالت نموده است. جلسه بعدی دادگاه با حضور اعضاء، متهم، شاکیه و وکیل وی در تاریخ 09/ 05/ 1392 تشکیل و بدواً شاکیه خانم ف.الف. به دادگاه خطاب نموده:« شکایت بنده از آقای م.م. دایر بر تجاوز به عنف که منجر به ازاله بکارت شده است میباشد، خواستار رسیدگی هستم». در خصوص ارتباط تلفنی و پیامکی با متهم قبل از تجاوز ادعایی اظهار داشته: متهم به صورت تلفنی مرتباً مزاحم بنده شده است و ارتباطی تلفنی و پیامکی دوستانه و رفاقتی با یکدیگر نداشتهایم .
شاهد دارم که آقای م. گفته حاضر به پرداخت هزینههای ترمیم ازاله بکارت م. ب.. «سپس متهم در پاسخ به ادعای شاکیه اظهار داشته» قبول ندارم فقط رابطه من و شاکی در حد تماس تلفنی و ارسال پیامک بوده است و اتفاقاً شاکی به بنده پیامک داده که آقای م.ک. چنین کاری با وی کرده است و ازاله بکارت مرا انجام داده است، بیگناه هستم سپس وکیل متهم در پاسخ به اتهام موکل مبنی بر تجاوز به عنف و ازاله بکارت از شاکیه به دفاع از وی پرداخته و موکل(متهم) را بی گناه معرفی و برائت وی را خواستار شده است.
شاکیه در پاسخ به اظهارات متهم که مدعی شده شاکیه پیامک مربوط به ازاله بکارت وی توسط م.ک. را برای او فرستاده است اظهار داشته:« همان زمان اعلام کردهام در تاریخ تجاوز به عنف، موبایل مرا متهمان خصوصاً آقای م.م. به سرقت برده است و شهود بنده عبارتاند از ز.الف..و . . . . که در جلسه دادگاه حاضر خواهم کرد». دادگاه قرار استماع شهادت شهود را صادر و متعاقباً جلسه پایانی دادگاه در 12/ 06/ 1392 در وقت مقرر تشکیل و بدواً شاکیه اعلام داشته« شکایت بنده همان است که قبلاً عرض کردهام چون متهم شهود مرا تهدید کرده است آنان در دادگاه حاضر نشدهاند و جرئت شهادت دادن ندارند.» سپس اتهام رابطه نامشروع با شاکیه به متهم م.م.
تفهیم و در پاسخ اظهار داشته:« قبول ندارم، بیگناه هستم شاکیه به من زنگ زد، من هم فقط در حد تماس تلفنی با وی رابطه تلفنی برقرار کردم. سپس وکیل وی به دفاع پرداخته و برائت وی را خواستار شده است. در اثنای جلسه دادگاه تنها یکی از شهود شاکی بنام خانم م.م. در دادگاه حاضر و در خصوص ادعای شاکیه با اتیان سوگند اظهار داشته:« دو یا سه روز بعد از اینکه متهم در جهت ازاله بکارت شاکیه اقدام کرده بود به من گفت که م.م. چنین کار بدی بازور به وی انجام داده است و آقای م.م.
درب منزل ما آمد و گفت ف. فلان شده بیا پائین و گفت چرا ف. نزد برادرم رفته و اصلاً م.م. یا برادر وی به من نگفته که ازنظر محلی موضوع را حل کنیم و دیگر اطلاعی ندارم». سپس متهم در آخرین دفاع در پاسخ به اتهام رابطه نامشروع اظهار نموده:« رابطه نامشروع نکردهام و شهادت شاهد را قبول ندارم». وکیل متهم نیز برائت او را تقاضا کرده است. سرانجام ختم رسیدگی اعلام و به شرح استدلال مقید در دادنامه شمارۀ 9200098 – 18/ 06/ 1392 اکثریت سه نفر از آقایان … را در حد رابطه نامشروع با شاکیه احراز و از حیث تجاوز به عنف(زنای حدی) منتهی به ازاله بکارت تبرئه و به استناد ماده 637 قانون مجازات اسلامی با استناد به پرینت مکالمات شاکی و متهم و اثبات وجود رابطه دوستی و رفاقتی خلاف شرع شاکی و متهم، از حیث رابطه نامشروع به تحمل 50 ضربه شلاق تعزیری در خفاء در دادگستری محکوم و شاکیه خانم ف.الف.
از اتهام زنای حدی و رابطه نامشروع به عدم احراز ارکان اساسی بزه تبرئه شده است. اقلیت دو نفر از آقایان … عقیده به برائت و محکومیت متهم م.م. به شرحی که گذشت، در عین حال از حیث رابطه نامشروع که رابطهای طرفینی است اظهار عقیده به مجرمیت شاکیه در همین حد نمودهاند و معتقد به محکومیت متهم و شاکیه باهم از حیث رابطۀ نامشروع شدهاند. رأی صادره حضوری و قابل اعتراض در دیوان عالی کشور اعلام و وکیل محکومٌعلیه به شرح لایحه تسلیمی که قرائت خواهد شد در فرجه قانونی نسبت به رأی صادره اعتراض نموده و شاکیه و پدر وی طی لایحهای تقدیم به دادگاه بدون اینکه اعتراض به رأی صادر داشته باشند، رضایت بی قید و شرط خویش و تقاضا به مختوم شدن پرونده را اعلام و در عین حال درخواست کرده که اگر لازم است شلاقی اجراء شود به دور از چشم مردم صورت گیرد و مشارٌالیها هم به هیچوجه تحت تعقیب قرار نگیرد(برای حفظ آبرویش).
پرونده با این کیفیت به دیوان عالی کشور ارسال و رسیدگی پس از وصول و ثبت به کلاسه فوق به این شعبه محول و در دستور کار قرارگرفته است. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش عضو ممیز و بررسی اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … عالی کشور اجمالاً مبنی بر ب. ت. ب. محتویات پرونده و صرفنظر از گذشت شاکیه عقیده به نقض رأی دارم، مشاوره نموده چنین رأی میدهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
اعتراض ت. ن. خ. نسبت به دادنامه شماره 9200098 – 18/ 06/ 1392 صادره از شعبه اول دادگاه کیفری استان، توجهاً به جامع اوراق پرونده و استدلال آتی وارد و درخور پذیرش است؛ زیرا اولاً: دادگاه با اتکا به پرینت مکالمات شاکیه و متهم، وجود رابطه دوستی و رفاقت فیمابین طرفین را احراز و با تصور انطباق موضوع با حکم ماده 637 قانون مجازات اسلامی(تعزیرات) رأی به مجازات متهم به شلاق تعزیری صادر نموده است درحالیکه پیامکهای ارسالی از سوی طرفین انصراف موضوعی از شمول ماده یادشده دارد چراکه ارسال پیام با مقصود قانونگذار از ذکر مواردی تمثیلی از روابط نامشروع چون تقبیل یا مُضاجعه، هم سویی و همخوانی ندارد به عبارتی رابطه نامشروع موضوع یادشده، ارتباط فیزیکی فیمابین اجنبی و اجنبیه دون زنا است و وضوحاً موضوع ارسال پیامک از طریق تلفن همراه منصرف از نگرش قانونگذار به موضوع رابطه یا روابط نامشروع است و چنانچه دادگاه مقصودی غیر از این داشته است در رأی معترضٌعنه تبیین ننموده و مصداق رابطه نامشروع ازنظر خود را آشکار نساخته است از طرفی هرچند موارد مذکور در این ماده تمثیلی است لیکن در تعیین مصداق نباید از محدوده و دایره تمثیلات موردنظر مقنن خارج شد و سپس با تفسیر موسع و علیه متهم حکم قضیه را صادر کرد.
ثانیاً: دادگاه بنا به نظر اکثریت، رابطه دوستی و رفاقت را احراز نموده اما در عین حال رأی به برائت شاکیه صادر نموده است که این احراز با آن برائت ناسازگار است و برائت شاکیه در مقام صدور رأی در خصوص مورد فقط به جهت عنف و اکراه قابل توجیه است که آن نیز در خصوص ارسال پیامک منتفی است. ثالثاً: مفاد و محتوی پیامکهای طرفین را دادگاه از حیث وجود مفاهیم مستهجن و غیراخلاقی مورد بررسی و دقت نظر قرار نداده و یا حداقل در پرونده انعکاسی ندارد و این شعبه در حد حوصله خود با بررسی پیامکها به موارد صریح غیراخلاقی یا مستهجن و قبیح نائل نیامد که لازم است مورد امعان نظر قرار گیرند.
رابعاً: اوراق پرونده مشحون از اظهارات متناقض و متضاد شاکیه م. ب. که میتواند مؤید اظهارات گواهان علیه وی باشد و دادگاه مواد متناقض را مورد توجه و بررسی قرار نداده که لازم است در رسیدگی مجدد تذکرات شعبه مورد توجه قرار گیرد. بنا به مراتب مستنداً به بند 2 قسمت «ب» ماده 265 قانون آئین دادرسی کیفری مصوب 1378 دادنامه معترضٌعنه من حیثالمجموع نقض و رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده رأی منقوض ارجاع میگردد.
شعبه 14 دیوانعالی کشور - رئیس و مستشار
محمد رضا صابر - محمد حسین راضی
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
در تاریخ 26 شهریور 1391، گزارشی مبنی بر وقوع تجاوز به عنف و زنای به عنف ارائه گردید، که در آن شاکی ادعا نمود که متهم با تهدید و اجبار، وی را ربوده و مورد تعرض قرار داده است. شاکی به پزشکی قانونی ارجاع شد و معاینات انجام شده، از ازاله بکارت حکایت داشت. در جریان تحقیقات، متهم تمامی اتهامات را رد کرده و اعلام نمود که شاکی در تلاش برای اخاذی از وی بوده است. دادگاه کیفری استان، پس از بررسی شواهد و اظهارات شهود، متهم را از اتهام تجاوز به عنف تبرئه کرد و به دلیل رابطه نامشروع، وی را به 50 ضربه شلاق محکوم نمود.
همچنین، شاکی از اتهام زنای حدی نیز تبرئه گردید. این رای به دیوان عالی کشور ارسال و به دلیل عدم انطباق با ماده 637 قانون مجازات اسلامی و وجود تناقضات در اظهارات شاکی و عدم بررسی دقیق پیامکهای طرفین، نقض و رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده رای منقوض ارجاع شد.
تاریخ دادنامه قطعی: 1393/04/08
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: ارسال پیامک از طریق تلفن همراه مصداق رابطه نامشروع نیست.
رای خلاصه جریان پرونده
به دلالت اوراق پرونده خانم ف.الف.
در تاریخ 26 / 06 / 1391 با تسلیم یک برگ شکوائیه به دادسرای... اعلام و ادعا کرده که مشتکیٌعنه آقای م.م. در تاریخ 23 / 06 / 1391 حدود ساعت 11 شب وی را با تهدید و اجبار و ضرب و شتم با یک دستگاه خودرو پژو در خیابان ربوده و به بیرون از شهر برده و با اجبار و تهدید به مشارٌالیها تجاوز ناموسی کرده و تقاضای معرفی به پزشکی قانونی جهت بررسی وضعیت بکارت خود را نموده است. مراتب عینا به پلیس اطلاعات و امنیت... منعکس و مشارٌالیها(شاکیه) به پزشک قانونی...
معرفی و به شرح صفحه 2 پرونده نتیجه معاینات اینگونه اعلامشده است:« معاینه انجامشده و مدخوله محسوب میشود که از زمان حدوث آن بیش از سه هفته گذشته است. در معاینه ناحیه مقعد به دلیل گذشت زمان و تاخیر مراجعه آثار جدید دال بر دخول رویت نشد». شاکیه در تحقیقات دادسرا نزد آقای … بر مفاد شکایت مدعی شده که متهم م.م. به کمک دوستش م.ک. او را بهاجبار سوار ماشین نموده و به منزلی بردهاند و م.م. با کمک دوستش بعد از درآوردن لباسهایش بهزور به وی تجاوز کرده است.(صفحه 4 ،
5 ) حسبالامر مقام قضایی دو نفر متهم تحت تعقیب قرارگرفته، اداره تشخیص هویت هر دو نفر را فاقد سابقه معرفی کرده است. تحقیقات محلی متهم م.م. را فردی شرور و بیکار و ولگرد و شخص م.ک. را واجد اخلاق و رفتار مناسب معرفی کردهاند. پرونده تحت عنوان زنای به عنف با صدور قرار عدم صلاحیت به دادگاه کیفری استان ارسال و شعبه یکم دادگاه عهدهدار رسیدگی شده است. در اولین جلسه دادگاه که صرفا با حضور شاکیه تشکیلشده است، مشارٌالیها به دادگاه اعلام داشته:« از شخصی به نام م.م.
فرزند ع. شکایت دارم که از افراد شرور م. ب. و در تاریخ 23 / 06 / 1391 شبانه که از منزل خواهرم میآمدم، ایشان با خودرو م.ک. که پژو پارس است جلوی مرا گرفته به صندلی عقب گذاشت، خودش هم صندلی عقب نشست و سرم را پآیین گرفت و جیغ زدم، تاریک بود کسی نبود و مرا به یکمنزل خالی بردند که آدرس منزل را بلد هستم، هال پذیرایی داشت، دو اتاق داشت و یک آشپزخانه و م.ک. مرا کتککاری کرد و مرا گرفت و م.م. به من تجاوز کرد البته با شماره... با شمار من که...
م. ب. پیامک میداد و مزاحمت میکرد، من فحش میدادم و نامه پزشک قانونی دارم که به من تجاوز شده است و گفت شکایت کنی همه شما را میکشم. آدرس ثابتی ندارد ولگرد است، اگر جلب نشود فرار میکند، روی سینه متهم یک جای چاقو است و گوشت اضافه دارد». پس از پایان جلسه اول دادگاه، حکم جلب متهم م.م. صادر و از حفاظت اطلاعات... پرینت پیامکهای ارسالی طرفین مطالبه شده است. متهم تلفنی احضار و در کلانتری حاضرشده است و سپس به دادگاه اعزام و در تحقیقات دادگاه در پاسخ به شکایت شاکیه اظهار داشته شکایت شاکیه را قبول ندارم و ارتباط در حد تلفن و پیامک بوده است، به خدا قسم هیچ تجاوزی به او نکردهام من SMS او را دارم که میخواهد از من پول بگیرد و گفته است 30 میلیون به من بدهید تا رضایت بدهم میخواهد آبروی مرا ببرد و چند روز پیش گفت(از طریق SMS) میخواهم آبروی پدرت را ببرم و در پیامک گفته که م.ک.
بوده که تجاوز کرده است. ولی میخواهم آبروی تو را ببرم، خواهرش هم چندین ماه پیش در همین شعبه پرونده سرقت داشته است،« عضو ممیز دادگاه به شرح پرانتز مندرج در صورتجلسه صراحتا اعلام کرده که SMS ها رویت شد اظهارات متهم در خصوص SMS و داشتن پرونده خواهر متهم به نام ز.الف. تایید شد»، در ادامه م. ا. د.:« رابطه ما حدودا یک سال است آغازشده است و فقط تلفنی بوده است»، دادگاه به متهم خطاب کرده:« شاکیه مشخصات دقیق بدن شما را تشریح کرده است در این خصوص چه میگویید؟
پاسخ داده: م.ن. پسرعموی شاکیه است و م.ن. که پسرعموی شاکیه است اظهار داشته که خانم … به ما زنگزده است و مشخصات بدن مرا از پسرعموهای خویش پرسیده است حاضرند در دادگاه شهادت بدهند ضمنا همانطور که پیامکها را رویت کردهاید شخصی به نام م.ک. به او تجاوز کرده است»، سپس به متهم تفهیم شده اتهام شما دایر بر زنای به عنف و ارتکاب فعل حرام به شما تفهیم میشود بهعنوان دفاع چه میگویید؟ پاسخ داده: « قبول ندارم فقط در حد تلفنی باهم دوست بودهایم.» متهم با صدور قرار کفالت به زندان معرفیشده است.
م.ک. به دادگاه احضار و پس از حضور در خصوص ادعای شاکیه اظهار داشته:«.... خانم ف.الف. با سه خواهر دیگرش به منزل برادر م.م. به نام م. رفتند و به آنها گفته بود ظرف 24 ساعت 15 میلیون شما یعنی خانواده م. و 15 میلیون هم خانواده ک. باید به من بدهند وگرنه شکایت میکنم ما گفتیم کاری نکردهایم سوگند یاد میکنیم نه ارتباط داشتیم با این خانم نه اصلا میشناسیم او را، در عرض 10 الی 12 روز من این خانم را شناختهام حالا خانم ف.الف. میگوید من و آقای م.
او را به خانهای بردهایم و من او را گرفتهام و م.م. به او تجاوز کرده است، آقای م. SMS های او را دارد که به او گفته چه حسی دارید که دارم با آبروی تو بازی میکنم و مطالب دیگر، من نه آقای م. و نه این خانم را در خلوت ندیدهام و هر چه خانم ف.الف.گ فته دروغ بوده و قصد اخاذی دارد». شخصی به عنوان س.ر.، 33 ساله بهعنوان شاهد در دادگاه حاضرشده و شاکیه و خانوادهاش را تماما معلوم الحال معرفی نموده که قصدشان اخاذی از مردم است و بیان داشته خانواده خوبی نیستند، آنها را میشناسند و به اسم آنها را میشناسند شاید بالغبر 500 اسم توی گوشی خود دارد شماره دارد و مزاحم مردم میشود تا جایی که کسی گیر او بیاید».
شاهد دیگری بهنام م.ع. که آشنایان شاکیه است با سوگند جلاله اعلام داشته که حقیقتا خانم ف.الف. خانم … و گفت هر کس جلوی مرا بگیرد او را بیآبرو میکنم، تمام شهر... او را میشناسند خانم …. دایی این خانم … م.م. است که با هم آبتنی کردهاند و تفریح کردهاند احتمالا برای او توضیح داده است که چه نشانههایی دارد». فردی دیگری بهنام م.م. اطلاعات خ. ن. ب. شاکیه و خانوادهاش را بازگو نموده و در خصوص صدور حکم جلب م.م. اظهار داشته:« این خانم که حکم جلب م.
را گرفته بود در دادگاه او را دیدم گفتم چرا آبروی این بچه را بردهای گفته باید م.م. برود شلوار آقای م.ک. را درآورد و از او فیلم بگیرد تا من به او رضایت بدهم و دلم خنک بشود...». شاهد دیگر به نام م.ن. با سوگند جلاله به دادگاه اعلام کرده که این خانم (شاکیه) مشکل اخلاقی دارد فامیل پدرم است او را میشناسم، این خانم را میشناسند». با صدور قرار قبولی کفالت متهم م.م. آزادشده است. مجددا شاکیه به دادگاه احضار و پس از حضور در پاسخ به اظهارات متهم و شهود، اعلام کرده:« از م.م.
شاکی هستم با ایشان هیچ رفاقتی نداشتهام»، راجع به تجاوز م.ک. به وی(که با SMS به م.م. اعلام کرده است) اظهار داشته:« آقای م.ک. را میشناسم ولی با او ارتباط ندارم فقط دوست خواهرم است و من هیچ رابطهای با وی ندارم و قبول ندارم که چنین SMS برای م. فرستاده باشم و دو الی سه هفته یکبار با من(م.م.) تماس میگرفت ولی من جواب او را نمیدادم و به او میگفتم که قصد ازدواج داری به خانوادهام مراجعه کن اظهارات شهود را قبول ندارم.» در جواب درخواست دادگاه از سوی حفاظت سی دی پیامکهای طرفین واصل و روی کاغذ پیاده شده و به شرح صفحات 61 الی 156 ضمیمه پرونده شده است.
آقای خ.ج. از طرف متهم م.م. اعلام وکالت نموده است. جلسه بعدی دادگاه با حضور اعضاء، متهم، شاکیه و وکیل وی در تاریخ 09 / 05 / 1392 تشکیل و بدوا شاکیه خانم ف.الف. به دادگاه خطاب نموده:« شکایت بنده از آقای م.م. دایر بر تجاوز به عنف که منجر به ازاله بکارت شده است میباشد، خواستار رسیدگی هستم». در خصوص ارتباط تلفنی و پیامکی با متهم قبل از تجاوز ادعایی اظهار داشته: متهم به صورت تلفنی مرتبا مزاحم بنده شده است و ارتباطی تلفنی و پیامکی دوستانه و رفاقتی با یکدیگر نداشتهایم.
شاهد دارم که آقای م. گفته حاضر به پرداخت هزینههای ترمیم ازاله بکارت م. ب.. «سپس متهم در پاسخ به ادعای شاکیه اظهار داشته» قبول ندارم فقط رابطه من و شاکی در حد تماس تلفنی و ارسال پیامک بوده است و اتفاقا شاکی به بنده پیامک داده که آقای م.ک. چنین کاری با وی کرده است و ازاله بکارت مرا انجام داده است، بیگناه هستم سپس وکیل متهم در پاسخ به اتهام موکل مبنی بر تجاوز به عنف و ازاله بکارت از شاکیه به دفاع از وی پرداخته و موکل(متهم) را بی گناه معرفی و برائت وی را خواستار شده است.
شاکیه در پاسخ به اظهارات متهم که مدعی شده شاکیه پیامک مربوط به ازاله بکارت وی توسط م.ک. را برای او فرستاده است اظهار داشته:« همان زمان اعلام کردهام در تاریخ تجاوز به عنف، موبایل مرا متهمان خصوصا آقای م.م. به سرقت برده است و شهود بنده عبارتاند از ز.الف..و.... که در جلسه دادگاه حاضر خواهم کرد». دادگاه قرار استماع شهادت شهود را صادر و متعاقبا جلسه پایانی دادگاه در 12 / 06 / 1392 در وقت مقرر تشکیل و بدوا شاکیه اعلام داشته« شکایت بنده همان است که قبلا عرض کردهام چون متهم شهود مرا تهدید کرده است آنان در دادگاه حاضر نشدهاند و جرئت شهادت دادن ندارند.» سپس اتهام رابطه نامشروع با شاکیه به متهم م.م.
تفهیم و در پاسخ اظهار داشته:« قبول ندارم، بیگناه هستم شاکیه به من زنگ زد، من هم فقط در حد تماس تلفنی با وی رابطه تلفنی برقرار کردم. سپس وکیل وی به دفاع پرداخته و برائت وی را خواستار شده است. در اثنای جلسه دادگاه تنها یکی از شهود شاکی به نام خانم م.م. در دادگاه حاضر و در خصوص ادعای شاکیه با اتیان سوگند اظهار داشته:« دو یا سه روز بعد از اینکه متهم در جهت ازاله بکارت شاکیه اقدام کرده بود به من گفت که م.م. چنین کار بدی بازور به وی انجام داده است و آقای م.م.
درب منزل ما آمد و گفت ف. فلان شده بیا پآیین و گفت چرا ف. نزد برادرم رفته و اصلا م.م. یا برادر وی به من نگفته که ازنظر محلی موضوع را حل کنیم و دیگر اطلاعی ندارم». سپس متهم در آخرین دفاع در پاسخ به اتهام رابطه نامشروع اظهار نموده:« رابطه نامشروع نکردهام و شهادت شاهد را قبول ندارم». وکیل متهم نیز برائت او را تقاضا کرده است. سرانجام ختم رسیدگی اعلام و به شرح استدلال مقید در دادنامه شماره --- - 18 / 06 / 1392 اکثریت سه نفر از آقایان … را در حد رابطه نامشروع با شاکیه احراز و از حیث تجاوز به عنف(زنای حدی) منتهی به ازاله بکارت تبرئه و به استناد ماده 637 قانون مجازات اسلامی با استناد به پرینت مکالمات شاکی و متهم و اثبات وجود رابطه دوستی و رفاقتی خلاف شرع شاکی و متهم، از حیث رابطه نامشروع به تحمل 50 ضربه شلاق تعزیری در خفاء در دادگستری محکوم و شاکیه خانم ف.الف.
از اتهام زنای حدی و رابطه نامشروع به عدم احراز ارکان اساسی بزه تبرئه شده است. اقلیت دو نفر از آقایان … عقیده به برائت و محکومیت متهم م.م. به شرحی که گذشت، در عین حال از حیث رابطه نامشروع که رابطهای طرفینی است اظهار عقیده به مجرمیت شاکیه در همین حد نمودهاند و معتقد به محکومیت متهم و شاکیه باهم از حیث رابطه نامشروع شدهاند. رای صادره حضوری و قابل اعتراض در دیوان عالی کشور اعلام و وکیل محکومٌعلیه به شرح لایحه تسلیمی که قرائت خواهد شد در فرجه قانونی نسبت به رای صادره اعتراض نموده و شاکیه و پدر وی طی لایحهای تقدیم به دادگاه بدون اینکه اعتراض به رای صادر داشته باشند، رضایت بی قید و شرط خویش و تقاضا به مختوم شدن پرونده را اعلام و در عین حال درخواست کرده که اگر لازم است شلاقی اجراء شود به دور از چشم مردم صورت گیرد و مشارٌالیها هم به هیچوجه تحت تعقیب قرار نگیرد(برای حفظ آبرویش).
پرونده با این کیفیت به دیوان عالی کشور ارسال و رسیدگی پس از وصول و ثبت به کلاسه فوق به این شعبه محول و در دستور کار قرارگرفته است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش عضو ممیز و بررسی اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … عالی کشور اجمالا مبنی بر ب. ت. ب. محتویات پرونده و صرفنظر از گذشت شاکیه عقیده به نقض رای دارم، مشاوره نموده چنین رای میدهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
اعتراض ت. ن. خ. نسبت به دادنامه شماره --- - 18 / 06 / 1392 صادره از شعبه اول دادگاه کیفری استان، توجها به جامع اوراق پرونده و استدلال آتی وارد و درخور پذیرش است؛ زیرا اولا: دادگاه با اتکا به پرینت مکالمات شاکیه و متهم، وجود رابطه دوستی و رفاقت فیمابین طرفین را احراز و با تصور انطباق موضوع با حکم ماده 637 قانون مجازات اسلامی(تعزیرات) رای به مجازات متهم به شلاق تعزیری صادر نموده است درحالیکه پیامکهای ارسالی از سوی طرفین انصراف موضوعی از شمول ماده یادشده دارد چراکه ارسال پیام با مقصود قانونگذار از ذکر مواردی تمثیلی از روابط نامشروع چون تقبیل یا مُضاجعه، هم سویی و همخوانی ندارد به عبارتی رابطه نامشروع موضوع یادشده، ارتباط فیزیکی فیمابین اجنبی و اجنبیه دون زنا است و وضوحا موضوع ارسال پیامک از طریق تلفن همراه منصرف از نگرش قانونگذار به موضوع رابطه یا روابط نامشروع است و چنانچه دادگاه مقصودی غیر از این داشته است در رای معترضٌعنه تبیین ننموده و مصداق رابطه نامشروع ازنظر خود را آشکار نساخته است از طرفی هرچند موارد مذکور در این ماده تمثیلی است لیکن در تعیین مصداق نباید از محدوده و دایره تمثیلات موردنظر مقنن خارج شد و سپس با تفسیر موسع و علیه متهم حکم قضیه را صادر کرد.
ثانیا: دادگاه بنا به نظر اکثریت، رابطه دوستی و رفاقت را احراز نموده اما در عین حال رای به برائت شاکیه صادر نموده است که این احراز با آن برائت ناسازگار است و برائت شاکیه در مقام صدور رای در خصوص مورد فقط به جهت عنف و اکراه قابل توجیه است که آن نیز در خصوص ارسال پیامک منتفی است. ثالثا: مفاد و محتوی پیامکهای طرفین را دادگاه از حیث وجود مفاهیم مستهجن و غیراخلاقی مورد بررسی و دقت نظر قرار نداده و یا حداقل در پرونده انعکاسی ندارد و این شعبه در حد حوصله خود با بررسی پیامکها به موارد صریح غیراخلاقی یا مستهجن و قبیح نائل نیامد که لازم است مورد امعان نظر قرار گیرند.
رابعا: اوراق پرونده مشحون از اظهارات متناقض و متضاد شاکیه م. ب. که میتواند موید اظهارات گواهان علیه وی باشد و دادگاه مواد متناقض را مورد توجه و بررسی قرار نداده که لازم است در رسیدگی مجدد تذکرات شعبه مورد توجه قرار گیرد. بنا به مراتب مستندا به بند 2 قسمت «ب» ماده 265 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1378 دادنامه معترضٌعنه من حیثالمجموع نقض و رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده رای منقوض ارجاع میگردد.
شعبه --- دیوانعالی کشور - رئیس و مستشار
موارد مرتبط 41
آرای مرتبط 31
-
رأی
هماستناد
دادگاه های پاسور به عنوان آلت قمار
مواد 637، 639 و 702 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
تایید محکومیت به شلاق، حبس و پرداخت ارش البکاره در پرونده اتهام عمل منافی عفت با عنف و جرح عمدی
ماده 637 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
صدور حکم محکومیت شاکی در بزه رابطه نامشروع
قانون مجازات اسلامی مصوب 92 و ماده 637
-
رأی
هماستناد
شرط تحقق بزه رابطه نامشروع
ماده 637 قانون مجازات اسلامی (مصوب 1375
-
رأی
هماستناد
رابطه نامشروع از طریق تلفن
ماده 637 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 صادر گردید و قابلیت تجدیدنظر در محا
-
رأی
هماستناد
تماس تلفنی و ارسال پیامک برای نامحرم
ماده 637 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
قابلیت تعلیق بزه تحریک و ترغیب دیگری به ارتکاب عمل منافی عفت از طریق سامانه رایانه ای
ماده 637 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
تقاضای اعاده دادرسی به استناد ایراد در استدلال دادگاه
ماده 637 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
تعلیق مجازات بزه رابطه نامشروع دون زنا
ماده 637 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 رای به محکومیت هر یک از متهمین به ت
-
رأی
هماستناد
تناسب مجازات در تعیین مجازات تکمیلی
ماده 637 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
برائت متهمان از اتهام رابطه نامشروع غیر از زنا به دلیل عدم کفایت ادله در دادگاه تجدیدنظر
ماده 637 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
1- استناد به منابع فقهی جهت تعیین مجازات باوجود مجازات قانونی2- صدور حکم محکومیت بدون تفهیم اتهام و اخذ آخرین دفاع
ماده 637 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
وصف کیفری خلوت با نامحرم
ماده 637 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 و همچنین مواد 217 و 218 قانون آیین
-
رأی
هماستناد
صلاحیت دادگاه کیفری استان نسبت به دادگاه کیفری دو
ماده 637 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375
-
رأی
هماستناد
قدم زدن زن و مرد نامحرم
ماده 637 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
تهدید دیگری به طرح شکایت علیه وی
ماده 637 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 حکم محکومیت وی به تحمل نودو نه ضربه
-
رأی
هماستناد
لزوم حضور دادستان برای رسمیت جلسه رسیدگی دادگاه
ماده 637 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
محکومیت متهمان به تشکیل خانه فساد و فحشاء؛ حبس، شلاق و پلمب محل در دادگاه بدوی و تجدیدنظر
مواد 637 و 639 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
تعویق و تعلیق مجازات رابطه نامشروعِ مادون زنا
ماده 637 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375
-
رأی
هماستناد
شاکی در بزه رابطه نامشروع مادون زنا
مواد 637 از قانون مجازات اسلامی
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 770 مورخ 1397/04/26 هیات عمومی دیوان عالی کشور | تفاوت تعزیر منصوص شرعی و تعزیرات قانونی در اعمال تخفیف و احتساب ایام بازداشت
ماده 637 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 برداشت های متفاوتی دارند
-
رأی
هماستناد
وصف کیفری حضور دو نامحرم در خودرو
ماده 637 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375
-
رأی
هماستناد
مکالمه تلفنی و تنها بودن زن و مرد نامحرم در یک مکان
ماده 637 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
ایجاد مزاحمت برای بانوان در آسانسور
مواد 637 و 619 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
حضور دادستان در جلسات دادگاه کیفری یک
ماده 637 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 و لحاظ ماده 89 از قانون مجازات اسلا
-
رأی
هماستناد
شرط تحقق بزه دایر کردن مرکز فساد و فحشاء
ماده 637 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 که اشعار داشته « هر گاه زن و مردی ک
-
رأی
هماستناد
عدم جواز رسیدگی غیابی در جرایم حق اللهی
مواد 637، 105 و 19 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
عدم تعیین نوع جراحات در گواهی پزشکی قانونیتعدد مادی بیش از سه جرم
مواد 637، 669، 608 و 697 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 و همچنین مواد 709
-
رأی
هماستناد
ارتباط زن و مرد متأهل نامحرم در فضای مجازی
ماده 637 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
قابلیت رسیدگی مستقیم دادگاه به بزه رابطه نامشروع در غیر از موارد تقبیل و مضاجعه
ماده 637 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375
-
رأی
هماستناد
مصداق اعتقاد قاتل به مهدور الدم بودن مقتول
مواد 637 و 612 از قانون مجازات اسلامی مصوب 1375
نظریات مشورتی 9
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/477 مورخ 1398/04/31
ماده 637 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 به دو بخش تقسیم می شود
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/597 مورخ 1396/03/10
ماده 637 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 به این موضوع اشاره دارد
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/1452 مورخ 1398/01/27
ماده 637 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 شامل دو بخش "روابط نامشروع" و "عمل
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/839 مورخ 1396/04/12
ماده 637 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 فقط به "عمل منافی عفت" مربوط می شود
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/425 مورخ 1396/02/24
ماده 637 از قانون مجازات اسلامی مصوب 75 می باشد
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/92/2181 مورخ 1392/11/16
ماده 637 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 است که به عنوان یکی از جرایم ضد عفت
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1403/694 مورخ 1403/10/30
ماده 637 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1403/732 مورخ 1403/11/01
ماده 637 قانون مجازات اسلامی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1400/388 مورخ 1401/03/30
ماده 637 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 شامل دو بخش است و در بخش مربوط به ر
مواد مرتبط 1
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 637 — قانون مجازات اسلامی
به استناد ماده 637 قانون مجازات اسلامی با استناد به پرینت مکالمات شاکی و متهم و اثبا
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
