رأی
اصل بیطرفی و استقلال داور
رأی دادگاه بدوی
در خصوص دعوای اقای ع.الف.م. ح. و شرکت پ.ک.ت. با وکالت اقای ج. م. علیه اقای م. اقا ح. و شرکت پ.الف.ت.م. با وکالت خانم س. ش. آقای ع. ب.ن. مبنی بر ابطال رای داوری بنا به جهات مذکور در گردش کار ن. ب. ا. هر چند دادگاه در ارزیابی رای داوری از مقام نظارت قضایی و در محدوده قواعد حاکم بر فرایند داوری خود را محدود به جهات مورد نظر طرفین نمی داند اما ابتدا به برخی جهات مورد اشاره خواهان پاسخ می دهد از جمله راجع به اینکه رای به شخص حقوقی ابلاغ نشده و باعث مخدوش شدن آن است که امر ابلاغ در مرحله پس از رای داوری قرار دارد و تاثیری در ارزیابی رای ندارد و مسلما" بحث ابلاغ در این پرونده غیر از تسلیم رای به شرح مذکور در بند 4 .ماده 489 قانون ایین دادرسی مدنی است. نکته دیگر راجع به دفاعیات مربوط به امور اثباتی راجع به اجرا و عدم اجرا ی تعهدات و پاره ای معاذیر (البته غیر از توجیهات قانونی چون فورس ماژور )در اجرای تعهدات است که از نظر این دادگاه در محدوده نظارت قضایی بر رای داوری قرار نمی گیرد. اما در باب رای صادره ن. ب. ا. راجع به نفع مسلم داور در اختلاف پیش امده هر چند همانگونه که وکلای محترم خ. گ. اند در حقوق ما مطابق مستفاد از مواد 466 و 469 قانون ایین دادرسی مدنی انتخاب ذینفع نیز برای داوری ممکن است اما ایراد خ. د. ا. مورد خاص وارد است؛ چه اولا" در زمان انعقاد توافق نامه داوری اقای داور سهام دار و رئیس هیات مدیره شرکت خوانده نبوده پس به هیچ وجه خواهان با علم به ذینفع بودن چنین نکرده است ثانیا" اگرچه انتخاب ذینفع به عنوان داور ممکن است اما نباید فراموش کنیم که به رغم عدم مخالفت قانون آیین دادرسی مدنی با امکان داوری ی. ا. ط. به نظر ثالث بودن داور چنان بداهتی دارد که نیاز به تصریح قانون ندارد و از این رو آقای … که در زمان صدور رای رئیس هیات مدیره شرکت خوانده بوده است نمی تواند به عنوان ثالث توصیف شود چه به رغم استقلال شخصیت شرکت عملا" این مدیران شرکت هستند که در رویدادهای حقوقی نقش می افرینند و توصیف رئیس هیات مدیره یکی از شرکت های طرف دعوا تنها یک عبارت صوری و خالی از محتوا خواهد بود. پس اصل استقلال قاضی (داور)به عنوان یکی از اصول کلی حقوقی حاکم بر هر رسیدگی و داوری محل پرسش است و بی طرفی نیز با داوری شخص مذبور نقض شده است ن. ب. ا. راجع به اینکه اساسا" اقای داور از سوی شرکتهای طرفین دعوا به داوری برگزیده شده نیزهیچ دلیلی وجود ندارد و اگر امضای اشخاص حقیقی که هیچ کدام به نمایندگی خود از شرکتهای متبوع تصریح نکرده اند استناد کنیم باز هم مشخص نیست که موضوع و منشا" دقیق اختلاف این شرکت ها و شرح دقیق تنازعات انها کدام است وانگهی حدود اختیارات داور در اظهار نظر در این تنازعات نیز تصریح نشده است و این دشواری ارزیابی قضایی رای را توسط دادگاه در پی دارد (بند های 1و2و3و7 ماده 489 قانون ایین دادرسی مدنی) ن. ب. ا. صدور حکم بر محوریت تضامنی خ. ه. نیز مغایر با اصول و قواعد حاکم برتضامن در نظام حقوقی حاکم است چه مطابق مستفاد از اصولی چون نسبیت حاکم بر تعهدات قرارداد ی حتی تعهدات ناشی از الزامات قانون و اصل تساوی مسئولیت که هم در قانون مدنی حتی در بخش هایی با صبغه مدنی قانون مجازات مورد تصریح قرار گرفته است و در حقوق موضوعه ایران اصل بر عدم تضامن است و تضامن چه در امور مدنی (چون غصب )و چه در روابط تجاری (مواد 249 و 403 به بعد و 592 قانون تجارت )همگی محدود به موارد منصوص است و مشخص نیست که در این مورد اقای داور بر چه اساس و بر طبق کدام توافق قراردادی یا قاعده قانونی به تضامن رای داده است پس از این حیث رای بر مسئولیت تضامنی برخلاف قواعد موجد حق است و بالاخره در باب لزوم موجه سازی و مستند سازی رای داوری که مطابق حکم مقرر در ماده 482 قانون ایین دادرسی مدنی در داوری نیز الزامی است مشخص است رای موضوع این دعوا نه به خوبی موجه شده است و نه به هیچ قاعده ای مستند شده است و این به معنای این است که که منطق قضایی استنباط داور از حقوق و تعهدات طرفین و چگونگی نیل به حکم نهایی وی روشن نیست و پشتوانه قانونی رای که همان استناد آن به قواعد حقوقی معتبر است نیز وجود ندارد و نهاد داوری که صرفا بر پایه توافق نمی گردد و بی گمان تابع شرایط الزام اور قانونی نیز هست نمی توان این الزامات قضایی را نادیده بگیرد چه همان قانونی که اجرای رای داوری را تضمین می کند شرایط حداقلی برای مشروعیت رای داوری را لازم میداند در نتیجه رای صادره به جهات یاد شده و بر اساس قواعد مذکور در متن رای مخدوش است و حکم بر بطلان ان صادر می گردد. رای حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ در دادگاه تجدید نظر استان تهران قابل تجدید نظر خواهی است .
رئیس شعبه 36 دادگاه عمومی تهران-ه. ر. ن.
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
آقای م. الف.ح. ک. و شرکت پ.الف.ت.م با وکالت آقای ع. ب.ن. و خانم س. ش. بطرفیت آقای ع. الف. و شرکت پ.ک.ت. نسبت به دادنامه شماره 0533 مورخ 94/05/31 صادره از شعبه 36 دادگاه عمومی حقوقی شهرستان تهران مشعر بر صدور حکم بر ابطال رأی داوری بلحاظ ذینفع بودن داور و عدم رعایت الزامات قانونی، دادخواست تجدیدنظرخواهی بخواسته صدور حکم به نقض دادنامه فوق الاشعار و نهایتاً صدور رای به رد دعوی تقدیم نموده اند. توجهاً به مفاد دادخواست و منضمات تقدیم شده و مفاد لایحه تقدیمی وکیل تجدیدنظرخواهان و مفاد لایحه تقدیمی وکیل ت. ن. خ. پس از رویت لایحه تجدیدنظرخواهی ت. ن. خ. و اینکه داور در زمان انتخاب بداوری ذینفع نبوده تا مسئله ای بنام اتفاق به انتخاب با وصف مذکور مطرح باشد و نظر به سایر محتویات پرونده مطروحه ایرادی مدلل و موجه که موثر در مقام بوده و موجبات نقض دادنامه معترض عنه را فراهم آورد ارائه و اعلام نگردیده است و توجهاً به اینکه دادنامه یاد شده ب. ر. م. شکلی و ماهوی صادر گردیده و عاری از منقصت قانونی است تجدیدنظرخواهی را وارد ندانسته و با رد تجدیدنظرخواهی ت. ن. خ. نسبت به دادنامه تجدیدنظرخواسته به استناد ماده 358 از قانون آئین دادرسی مدنی دادنامه مارالذکر را تایید و اعلام میدارد رای صادره قطعی است .
شعبه 4 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار
هدایت اله جوادی - بهزادسعادت زاده
فهرست
دادگاه بدوی
دادگاه تجدیدنظر استان
نقد رأی
اصل بی طرفی و استقلال داور
در تاریخ 9 آذر 1394، دادگاه بدوی به موضوع ابطال رای داوری رسیدگی نمود. در این راستا، خ. ه. ادعا کردند که رای داوری به شخص حقوقی ابلاغ نشده و همچنین داور دارای نفع شخصی بوده است. دادگاه بدوی با استناد به مواد 489 و 482 قانون آیین دادرسی مدنی، ابلاغ رای در مرحله داوری را بدون تاثیر دانسته و وجود نفع داور در زمان صدور رای را مخل به بیطرفی وی تشخیص داد. همچنین، دادگاه به عدم موجه بودن و مستند نبودن رای داوری اشاره کرده و در نهایت حکم به بطلان رای داوری صادر نمود. رای بدوی ظرف بیست روز قابل تجدیدنظرخواهی بود. در مرحله تجدیدنظر، تجدیدنظر خ. ن. ب. دادنامه بدوی اعتراض کردند، اما دادگاه تجدیدنظر پس از بررسی پرونده و لایحههای ارائه شده، ایراد موثری در نقض دادنامه بدوی نیافت و آن را تایید کرد. این دادنامه نیز به عنوان قطعی اعلام گردید.
تاریخ دادنامه قطعی: 1394/09/09
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در صورتی که داور در زمان صدور رای داوری، رئیس هیات مدیره شرکت محکومله رای داوری باشد، نمی تواند به عنوان ثالث توصیف شود چه به رغم استقلال شخصیت شرکت، این مدیران شرکت هستند که در رویدادهای حقوقی نقش می آفرینند. بنابراین، در این فرض، به علت نقض اصل استقلال و بیطرفی داور، رای داوری ابطال میشود.
در خصوص دعوای اقای ع.الف.م. ح. و شرکت پ.ک.ت. با وکالت اقای ج. م. علیه اقای م. اقا ح. و شرکت پ.الف.ت.م. با وکالت خانم س. ش. آقای ع. ب.ن. مبنی بر ابطال رای داوری بنا به جهات مذکور در گردش کار ن. ب. ا. هر چند دادگاه در ارزیابی رای داوری از مقام نظارت قضایی و در محدوده قواعد حاکم بر فرایند داوری خود را محدود به جهات مورد نظر طرفین نمی داند اما ابتدا به برخی جهات مورد اشاره خواهان پاسخ می دهد از جمله راجع به اینکه رای به شخص حقوقی ابلاغ نشده و باعث مخدوش شدن آن است که امر ابلاغ در مرحله پس از رای داوری قرار دارد و تاثیری در ارزیابی رای ندارد و مسلما بحث ابلاغ در این پرونده غیر از تسلیم رای به شرح مذکور در بند 4 .ماده 489 قانون آیین دادرسی مدنی است. نکته دیگر راجع به دفاعیات مربوط به امور اثباتی راجع به اجرا و عدم اجرا ی تعهدات و پاره ای معاذیر (البته غیر از توجیهات قانونی چون فورس ماژور)در اجرای تعهدات است که از نظر این دادگاه در محدوده نظارت قضایی بر رای داوری قرار نمی گیرد. اما در باب رای صادره ن. ب. ا. راجع به نفع مسلم داور در اختلاف پیش امده هر چند همانگونه که وکلای محترم خ. گ. اند در حقوق ما مطابق مستفاد از مواد 466 و 469 قانون آیین دادرسی مدنی انتخاب ذینفع نیز برای داوری ممکن است اما ایراد خ. د. ا. مورد خاص وارد است؛ چه اولا در زمان انعقاد توافق نامه داوری اقای داور سهام دار و رئیس هیات مدیره شرکت خوانده نبوده پس به هیچ وجه خواهان با علم به ذینفع بودن چنین نکرده است ثانیا اگرچه انتخاب ذینفع به عنوان داور ممکن است اما نباید فراموش کنیم که به رغم عدم مخالفت قانون آیین دادرسی مدنی با امکان داوری ی. ا. ط. به نظر ثالث بودن داور چنان بداهتی دارد که نیاز به تصریح قانون ندارد و از این رو آقای … که در زمان صدور رای رئیس هیات مدیره شرکت خوانده بوده است نمی تواند به عنوان ثالث توصیف شود چه به رغم استقلال شخصیت شرکت عملا این مدیران شرکت هستند که در رویدادهای حقوقی نقش می افرینند و توصیف رئیس هیات مدیره یکی از شرکت های طرف دعوا تنها یک عبارت صوری و خالی از محتوا خواهد بود. پس اصل استقلال قاضی (داور)به عنوان یکی از اصول کلی حقوقی حاکم بر هر رسیدگی و داوری محل پرسش است و بی طرفی نیز با داوری شخص مذبور نقض شده است ن. ب. ا. راجع به اینکه اساسا اقای داور از سوی شرکتهای طرفین دعوا به داوری برگزیده شده نیزهیچ دلیلی وجود ندارد و اگر امضای اشخاص حقیقی که هیچ کدام به نمایندگی خود از شرکتهای متبوع تصریح نکرده اند استناد کنیم باز هم مشخص نیست که موضوع و منشا دقیق اختلاف این شرکت ها و شرح دقیق تنازعات انها کدام است وانگهی حدود اختیارات داور در اظهار نظر در این تنازعات نیز تصریح نشده است و این دشواری ارزیابی قضایی رای را توسط دادگاه در پی دارد (بند های 1 و 2 و 3 و 7 ماده 489 قانون آیین دادرسی مدنی) ن. ب. ا. صدور حکم بر محوریت تضامنی خ. ه. نیز مغایر با اصول و قواعد حاکم برتضامن در نظام حقوقی حاکم است چه مطابق مستفاد از اصولی چون نسبیت حاکم بر تعهدات قرارداد ی حتی تعهدات ناشی از الزامات قانون و اصل تساوی مسئولیت که هم در قانون مدنی حتی در بخش هایی با صبغه مدنی قانون مجازات مورد تصریح قرار گرفته است و در حقوق موضوعه ایران اصل بر عدم تضامن است و تضامن چه در امور مدنی (چون غصب)و چه در روابط تجاری (مواد 249 و 403 به بعد و 592 قانون تجارت)همگی محدود به موارد منصوص است و مشخص نیست که در این مورد اقای داور بر چه اساس و بر طبق کدام توافق قراردادی یا قاعده قانونی به تضامن رای داده است پس از این حیث رای بر مسئولیت تضامنی برخلاف قواعد موجد حق است و بالاخره در باب لزوم موجه سازی و مستند سازی رای داوری که مطابق حکم مقرر در ماده 482 قانون آیین دادرسی مدنی در داوری نیز الزامی است مشخص است رای موضوع این دعوا نه به خوبی موجه شده است و نه به هیچ قاعده ای مستند شده است و این به معنای این است که که منطق قضایی استنباط داور از حقوق و تعهدات طرفین و چگونگی نیل به حکم نهایی وی روشن نیست و پشتوانه قانونی رای که همان استناد آن به قواعد حقوقی معتبر است نیز وجود ندارد و نهاد داوری که صرفا بر پایه توافق نمی گردد و بی گمان تابع شرایط الزام اور قانونی نیز هست نمی توان این الزامات قضایی را نادیده بگیرد چه همان قانونی که اجرای رای داوری را تضمین می کند شرایط حداقلی برای مشروعیت رای داوری را لازم میداند در نتیجه رای صادره به جهات یاد شده و بر اساس قواعد مذکور در متن رای مخدوش است و حکم بر بطلان ان صادر میگردد. رای حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ در دادگاه تجدید نظر استان تهران قابل تجدید نظر خواهی است.
رئیس شعبه --- دادگاه عمومی تهران ه. ر. ن.
رای دادگاه تجدیدنظر استان
آقای م. الف.ح. ک. و شرکت پ.الف.ت.م با وکالت آقای ع. ب.ن. و خانم س. ش. به طرفیت آقای …. و شرکت پ.ک.ت. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 94/05/31 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی شهرستان تهران مشعر بر صدور حکم بر ابطال رای داوری به لحاظ ذینفع بودن داور و عدم رعایت الزامات قانونی، دادخواست تجدیدنظرخواهی به خواسته صدور حکم به نقض دادنامه فوق الاشعار و نهایتا صدور رای به رد دعوی تقدیم نموده اند. توجها به مفاد دادخواست و منضمات تقدیم شده و مفاد لایحه تقدیمی وکیل تجدیدنظرخواهان و مفاد لایحه تقدیمی وکیل ت. ن. خ. پس از رویت لایحه تجدیدنظرخواهی ت. ن. خ. و اینکه داور در زمان انتخاب بداوری ذینفع نبوده تا مسئله ای به نام اتفاق به انتخاب با وصف مذکور مطرح باشد و نظر به سایر محتویات پرونده مطروحه ایرادی مدلل و موجه که موثر در مقام بوده و موجبات نقض دادنامه معترض عنه را فراهم آورد ارائه و اعلام نگردیده است و توجها به اینکه دادنامه یاد شده ب. ر. م. شکلی و ماهوی صادر گردیده و عاری از منقصت قانونی است تجدیدنظرخواهی را وارد ندانسته و با رد تجدیدنظرخواهی ت. ن. خ. نسبت به دادنامه تجدیدنظرخواسته به استناد ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه مارالذکر را تایید و اعلام میدارد رای صادره قطعی است.
شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار
موارد مرتبط 44
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
شرط برخورداری از حمایت های کنوانسیون پاریس
مواد 358 و 359 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن پذیرش اعتراض
-
رأی
هماستناد
معیار صحت ثبت اختراع جدید در مقایسه با اختراعات قبلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حکم پرداخت نفقه تا زمان استحقاق
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حذف نام زوج متوفی از شناسنامه
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی آن را تایید می نماید
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه التزام در فرض عدم انتساب تاخیر به متعهد
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته نقض ودر اصل در راست
-
رأی
هماستناد
استرداد ثمن پس از وقوع اقاله
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
نحوه احراز ظهر نویسی چک
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی نهایتا ضمن رد اعتراض دادنامه تجدیدنظرخواست
-
رأی
هماستناد
دعوی الزام به تنظیم سند رسمی ملک بازداشتی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی با لحاظ ماده 56 از قانون اجرای احکام مدنی
-
رأی
هماستناد
اماره صوری بودن عقد بیع
ماده 358 قانون آیین دادرسی در امور مدنی صادر گردید
-
رأی
هماستناد
مهلت اقامه دعوا علیه متصدی حمل و نقل هوایی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حقوق مالک ملک در فرض تصرف ملک توسط شهرداری
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه صادر در هر سه قسمت حکم به
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای فراهم نبودن اثاث البیت در دعوی تمکین
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
طلاق به دلیل ناباروری زوج
ماده 358 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه التزام قراردادی در فرض انجام تعهد با تأخیر
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه موصوف حکم بر محکومیت تجدید
-
رأی
هماستناد
ابطال معامله و رد دعوای الزام به پرداخت ثمن به نرخ روز به دلیل عدم اثبات استحقاق خواهان
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مبدا محاسبه خسارت تاخیر تادیه در دین بدون سررسید
مواد 358 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
تردید در اثر انگشت مندرج در سند رسمی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را تایید و استوار می نما
-
رأی
هماستناد
ادعای پرداخت بخشی از مبلغ چک دروجه حامل
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ادعای عدم اصالت سند همراه با ادعای پرداخت
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی عینا تایید می نماید این رای قطعی است
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی علیه برخی از محکومٌ له های مرحله بدوی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
جریمه طرح دعوی واهی اعسار از پرداخت هزینه دادرسی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اثر توقیف اموال محکوم علیه بر دعوی اعسار
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
بطلان دعوای خلع ید به استناد قاعده استحسان
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته نقض می گردد و با ا
-
رأی
هماستناد
تحقق شرط ضمن عقد نکاح به جهت اعتیاد سابق زوج
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و به زوجه اجازه داده است از شرط موضوع
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی از قرار سقوط دعوا
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه مارالذکر با استناد به بند
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه سفته تضمینی
قانون آیین دادرسی مدنی مستندا به ماده 358
-
رأی
هماستناد
تفسیر عرفی از شرط فاسخ
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را تایید و استوار می نما
-
رأی
هماستناد
تشریفات رسیدگی در مرحله واخواهی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه موصوف در این بخش تایید می گردد
-
رأی
هماستناد
ادعای اعسار با وجود توقیف اموال
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
درخواست تسلیم ملک به استناد قرارداد عادی فروش سرقفلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و قوانین مرتبط با ثبت اسناد
-
رأی
هماستناد
تفاوت حقوقی مفاهیم حق کسب، پیشه و تجارت با سرقفلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
دعوای ابطال رأی داور به علت عدم رعایت اصول دادرسی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته تایید می گردد
-
رأی
هماستناد
تایید فسخ قرارداد به دلیل عدم پرداخت ثمن و بیاعتباری رای داوری به علت عدم رعایت شروط قراردادی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
زندگی در منزل مشترک اماره تمکین
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد دادخواست تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدی
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای افزایش مهریه
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
دعوای ابطال وکالتنامه بلاعزل
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه معترض عنه حکم بر ابطال وکا
-
رأی
هماستناد
اعتبار حکم به رد دعوی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و رعایت مواد مرتبط
-
رأی
هماستناد
تاثیر عدم ذکر مشترکات آپارتمان در قرارداد
قانون آیین دادرسی مدنی مستندا به قسمت آخر ماده 358
-
رأی
هماستناد
انتقال مبیع توسط خریدار در بیع خیاری
ماده 358 از قانون آیین دادرسی در امور مدنی تائید مینماید این رای قطعی است
-
رأی
هماستناد
انتقال چکی که حواله کرد آن خط خورده
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته نقض و با استناد به
نظریات مشورتی 1
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/2899 مورخ 1396/11/25
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی آیا دادگاه مکلف به رسیدگی ماهیتی به پرونده
مواد مرتبط 3
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 466 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
مطابق مستفاد از مواد 466 و 469 قانون ایین دادرسی مدنی انتخاب ذینفع نیز برای داوری ممکن است اما ا
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 482 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
مطابق حکم مقرر در ماده 482 قانون ایین دادرسی مدنی در داوری نیز الزامی است مشخص است رای موضوع
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 358 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
به استناد ماده 358 از قانون آئین دادرسی مدنی دادنامه مارالذکر را تایید و اعلام میدارد ر
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
