Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی خلاصه جریان پرونده آقای ر. ص.ز. دادخواستی بطرفیت 1- خانم م. ز.الف. ی 2- م. ع.ح. 3- ط. ص.ز. 4- دادستان عمومی و انقلاب ابهر بخواسته دعوی اعتراض ثالث نسبت به دادنامه 201207-92/10/26 صادره از شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی ابهر و الغاء دادنامه مذکور تقدیم محاکم عمومی ابهر نموده که پرونده به شعبه دوم ارجاع شده است به موجب دادنامه مذکور بدنبال پیشنهاد دادسرای عمومی و انقلاب ابهر مبنی بر صدور حکم حجر برای آقای م. ع.ح. و نصب خانم م. ز. به عنوان قیم ... دادگاه حکم حجر مشارالیه را صادر و جنون وی را ادواری و متصل به زمان صغر اعلام وهمچنین بنا به پیشنهاد دادسرای عمومی ابهر خانم م. ز. به عنوان قیم وی و فرزندان صغیرش بنامهای ح. ز. و ی. ز. تعیین و منصوب شده است و متعاقب صدور دادنامه یاد شده ، حسب دعوی آقای م. ع.ح. با قیمومیت خانم م. ز.الف. ی به طرفیت آقای ط. ص.ز. بخواسته ابطال معامله مورخ 90/5/1 با این توضیح که آقای م. ع.ح. اقدام به فروش سهم الارث پدری خود درخصوص یک باب مغازه به پلاک ثبتی ... قطعه شماره ...در حوزه ثبتی ابهر به مساحت 16 متر مربع نموده که بعداً معلوم شده وی محجور است و حکم حجر سابق الاشاره در این خصوص صادر شده است و دادگاه طی دادنامه 200178 مورخه 93/2/25 حکم به بطلان معامله و مبایعه نامه صادر نموده است و در مورد خسارات مورد مطالبه حکم به بیحقی خواهان صادر نموده است . خ. ط. ل. ای اظهارداشته شهودی هستند که حاضرند شهادت بدهند که آقای م. ع.ح. دارای عقل معاش و تصمیم گیریهای عاقلانه بوده و تا بحال کسی نتوانسته به او ضرر مالی بزند وی تحصیلات ابتدایی خود را در مدارس دولتی گذرانده و اگر جنون وی متصل به زمان صغر است چگونه بوده که در مدارس استثنایی درس نخوانده است . چرا وی پس از گذشت چند سال از معامله و با افزایش چشمگیر قیمت مغازه تقاضای ابطال معامله را کرده است و آیا وی سابقه معالجه و درمان بیماری خود را داشته یا خیر ؟ .. بعلاوه در هنگام معامله شخص وی و خانم ز. همسرش حضور داشته اند و این ادعا حالا مطرح شده است . دادگاه پس از یک جلسه که در تاریخ 1393/6/11 در غیاب خواندگان تشکیل شده است و خواهان دعوی را بشرح دادخواست اعلام نموده مبادرت به صدور حکم نموده است و طی دادنامه شماره 200669-93/6/15 ب. ت. ب. نظریه پزشکی قانونی و اینکه دلیلی بر نقض دادنامه معترض عنه ارائه نشده حکم به رد دعوی معترض ثالث صادر نموده است . و نهایتاً رأی را حضوری اعلام کرده است هرچند ب. ت. ب. عدم حضور خواندگان در جلسه دادرسی و عدم وصول لایحه ای از آنان و ابلاغ قانونی اخطاریه حکم غیابی و قابل واخواهی بوده است . خ. ن. ب. دادنامه مذکور تجدیدنظر خواهی کرده است . دادگاه تجدیدنظر پرونده حجر را مطالبه نموده است و در این فاصله آقای ع. الف. وکیل دادگستری ب. ت. و. ای خود را وکیل خواهان معرفی کرده است . استشهادیه ای نیز پیوست پرونده است که طی آن تعدادی اشخاص وضعیت آقای م. ع.ح. را کاملاً عادی اعلام کرده اند که حتی در مغازه پدرش مشغول کار بوده و اصولاً ورزشکار بوده و درمسابقات رشته های بدنسازی چند بار شرکت کرده است . در جلسه دادرسی نیز وکیل ت. ن. خ. مطالب لایحه را تکرار و اظهار داشته معامله در حضور همسر آقای … م. ز. صورت گرفته و چند سال از معامله گذشته و بعدا" ادعای حجر وی شده است. آقای ح. در بانکهای ملی و ملت ابهر حساب دارد و خودش با این بانکها مراوده داشته و پول برداشت می کرده شخص خواهان نیز در جلسه با ادعای سلامت کامل خوانده آقای ع.ح. اظهار داشته وی قبل از گرفتن پول بیع نامه را امضاء نمی کرد و حتی کلی چانه زده همسرش هم حضور داشت. و دادگاه سپس حسب دادنامه 700202-94/2/16 با رد تجدیدنظر خواهی دادنامه بدوی را مورد تأییدقرار داده است که این رأی د. ا. م. مورد فرجامخواهی آقای ر. ص.ز. قرار گرفته است . با ذکر این مطلب که دادگاه تجدیدنظر متعاقب رأی قبلی مبادرت به صدور دادنامه غیابی 700345-94/3/17 نموده که در آن دادنامه اولیه را بلحاظ عدم ذکر نام وکیل در آن و ابلاغ دادنامه به شخص ت. ن. خ. اصلاح کرده است . پرونده حکایت دیگری ندارد.بتاریخ فوق شعبه پنجم دیوان عالی کشور بتصدی امضاءکنندگان زیر تشکیل است . پرونده کلاسه فوق تحت نظر است . پس از بررسی محتویات پرونده و قرائت گزارش عضو ممیز و انجام مشاوره بشرح آتی انشاء رأی می نماید : رأی شعبه دیوان عالی کشور فرجامخواهی نسبت به دادنامه فرجامخواسته وارد و صائب بنظر میرسد ، زیرا در رسیدگی به دعوی مطروحه از حیث تحقیقات و بررسی ادله ف. خ. نواقصی وجود دارد که اهم آنها به قرار زیر است ؛ 1- هر چند پرونده مربوط به حجر مورد مطالبه دادگاه تجدیدنظر قرار گرفته ولی انعکاس آن در برگ صورتجلسه بسیار کوتاه و مختصر و بدون روشن شدن و ایضاخ مواردی است که روشن شدن آنها در تصمیم دادگاه موثر است از جمله اینکه در چه تاریخی دادخواست حجر به دادگاه تقدیم شده و غیر از نظریه پزشکی قانونی چه دلیل دیگری بر حجر فرجام خ. ر. د. در پرونده وجود داشته است 2- ظاهراً درشرایط حاضر تنها دلیل حجر نظریه پزشکی قانونی است که تصویری که از آن در پرونده وجود دارد تاریخ معاینه را 92/9/28 یعنی حدوداً پیش از دو سال از گذشت تاریخ انجام معامله (90/5/1) م. ب. لذا تحقیق در این خصوص از فرجامخواندگان و علت تأخیر در طرح دعوی و مراجعه به پزشکی قانونی ضرورت دارد 3-گواهی مذکور نیز اشاره ای به جنون وی ندارد و صرفاً اختلال و عقب ماندگی ذهنی وی را مورد تأیید قرار داده که در آن اشاره ای هم به گذشته و تاریخ شروع حجر ندارد 4- ف. خ. از ابتدای پرونده و رسیدگی به دعوی تقاضای تحقیق از شهود رانموده و مدعی شده که فرجامخوانده مذکور در طول دوران مدرسه و پس از آن در کمال صحت وسلامت عقلی بوده و حتی ورزشکار است اقتضاء داشته دادگاه در این خصوص از شهود و گواهان تعرفه شده تحقیق نماید . 5- اتصال این حالت و ناتوانی ف. خ. مذکور از انجام امور مالی خود درزمان انجام معامله موضوعی است که باید اثبات شود و نیاز به دلیل اثباتی دارد ، زیرا اصل بر صحت و سلامت عقل است و خلاف آن باید ثابت شود خصوصاً که در دادنامه بدوی اشاره شده است که آقای م. ع.ح. دارای جنون ادواری بوده است و به این ترتیب باید ثابت شود که اگر مشارالیه دارای جنون ادواری بوده ، معامله در زمان افاقه نبوده است و در زمان بیماری صورت گرفته است و بررسی این موضوع نیز صرفاً با تحقیق از شهود و حسب استعلام و نظریه پزشکی قانونی قابل تصور است. بناء" علیهذا و توجهاً به مراتب مذکور در فوق از آنجا که دادنامه معنونه بدون توجه به مفاهیم فوق صادر شده واجد نقائص تحقیقاتی بوده در شرایط حاضر قابلیت ابرام ندارد و لذا به تجویز بند 5 ماده 371 قانون آئین دادرسی مدنی ضمن نقض آن در اجرای بند الف ماده 401 قانون آئین دادرسی مدنی پرونده را جهت رسیدگی به شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان زنجان ارجاع می نماید . شعبه پنجم دیوانعالی کشور رئیس شعبه : معینی مستشار شعبه : جلیلی تقویان فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی باراثبات دلیل در دعوای اثبات حجر در تاریخ 29 اردیبهشت 1395، شعبه پنجم دیوان عالی کشور به بررسی دعوی اعتراض ثالثی پرداخت که خواهان علیه چند خوانده مطرح کرده بود. این دعوی به صدور حکمی مبنی بر حجر یکی از خواندگان و تعیین قیم برای او در شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی ابهر منجر شده بود. خواهان ادعا کرد که خوانده محجور نبوده و از سلامت عقل برخوردار است و با استناد به شهادت شهود، درخواست ابطال معامله‌ای را که خوانده در زمان ادعای حجر انجام داده بود، مطرح نمود. دادگاه بدوی دعوی خواهان را رد کرده و معامله را باطل اعلام کرد. در مرحله تجدیدنظر، دادگاه با استناد به نظریه پزشکی قانونی و عدم وجود شواهد کافی، حکم بدوی را تایید نمود. <br>دیوان عالی کشور در بررسی فرجام‌خواهی، نواقص تحقیقاتی در رسیدگی به دعوی را شناسایی کرد که شامل عدم بررسی دقیق تاریخ درخواست حجر و دلایل آن، و عدم تحقیق از شهود بود. بر این اساس، دادنامه تجدیدنظر را نقض کرده و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان زنجان ارجاع داد. این تصمیم بر اساس بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی اتخاذ شده است. تاریخ دادنامه قطعی: 1395/02/29 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: در صورتی که شخصی دارای جنون ادواری باشد، مدعی حجر وی در زمان انعقاد معامله، باید ثابت کند که معامله در زمان افاقه منعقد نشده بلکه در زمان ابتلاء وی به جنون صورت گرفته است. رای شعبه دیوان عالی کشور شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه پنجم دیوان عالی کشور تاریخ: 1394/07/20 - 07 : 58 قاضی: محمدحسن جلیلی تقویان قاضی: سید علی معینی آقای ر. ص.ز. د. ب. ط. 1 - خانم م. ز.الف. ی 2 - م. ع.ح. 3 - ط. ص.ز. 4 - دادستان عمومی و انقلاب ابهر به خواسته دعوی اعتراض ثالث نسبت به دادنامه --- - 92/10/26 صادره از شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی ابهر و الغاء دادنامه مذکور تقدیم محاکم عمومی ابهر نموده که پرونده به شعبه دوم ارجاع شده است به موجب دادنامه مذکور بدنبال پیشنهاد دادسرای عمومی و انقلاب ابهر مبنی بر صدور حکم حجر برای آقای م. ع.ح. و نصب خانم م. زندی به عنوان قیم... دادگاه حکم حجر مشارالیه را صادر و جنون وی را ادواری و متصل به زمان صغر اعلام وهمچنین بنا به پیشنهاد دادسرای عمومی ابهر خانم م. زندی به عنوان قیم وی و فرزندان صغیرش به نامهای حسین زایچه و یگانه زایچه تعیین و منصوب شده است و متعاقب صدور دادنامه یاد شده، حسب دعوی آقای م. ع.ح. با قیمومیت خانم م. ز.الف. ی به طرفیت آقای ط. ص.ز. به خواسته ابطال معامله مورخ 90/5/1 با این توضیح که آقای م. ع.ح. اقدام به فروش سهم الارث پدری خود در خصوص یک باب مغازه به پلاک ثبتی --- قطعه شماره 22 در حوزه ثبتی ابهر به مساحت 16 متر مربع نموده که بعدا معلوم شده وی محجور است و حکم حجر سابق الاشاره در این خصوص صادر شده است و دادگاه طی دادنامه --- مورخه 93/2/25 حکم به بطلان معامله و مبایعه نامه صادر نموده است و در مورد خسارات مورد مطالبه حکم به بیحقی خواهان صادر نموده است. خ. ط. ل. ای اظهارداشته شهودی هستند که حاضرند شهادت بدهند که آقای م. ع.ح. دارای عقل معاش و تصمیم گیریهای عاقلانه بوده و تا بحال کسی نتوانسته به او ضرر مالی بزند وی تحصیلات ابتدایی خود را در مدارس دولتی گذرانده و اگر جنون وی متصل به زمان صغر است چگونه بوده که در مدارس استثنایی درس نخوانده است. چرا وی پس از گذشت چند سال از معامله و با افزایش چشمگیر قیمت مغازه تقاضای ابطال معامله را کرده است و آیا وی سابقه معالجه و درمان بیماری خود را داشته یا خیر ؟.. به علاوه در هنگام معامله شخص وی و خانم … داشته اند و این ادعا حالا مطرح شده است. دادگاه پس از یک جلسه که در تاریخ 1393/06/11 در غیاب خواندگان تشکیل شده است و خواهان دعوی را ب. ش. د. اعلام نموده مبادرت به صدور حکم نموده است و طی دادنامه شماره --- - 93/6/15 ب. ت. ب. نظریه پزشکی قانونی و اینکه دلیلی بر نقض دادنامه معترض عنه ارائه نشده حکم به رد دعوی معترض ثالث صادر نموده است. و نهایتا رای را حضوری اعلام کرده است هرچند ب. ت. ب. عدم حضور خواندگان در جلسه دادرسی و عدم وصول لایحه ای از آنان و ابلاغ قانونی اخطاریه حکم غیابی و قابل واخواهی بوده است. خ. ن. ب. دادنامه مذکور تجدیدنظر خواهی کرده است. دادگاه تجدیدنظر پرونده حجر را مطالبه نموده است و در این فاصله آقای … دادگستری ب. ت. و. ای خود را وکیل خواهان معرفی کرده است. استشهادیه ای نیز پیوست پرونده است که طی آن تعدادی اشخاص وضعیت آقای م. ع.ح. را کاملا عادی اعلام کرده اند که حتی در مغازه پدرش مشغول کار بوده و اصولا ورزشکار بوده و درمسابقات رشته های بدنسازی چند بار شرکت کرده است. در جلسه دادرسی نیز وکیل ت. ن. خ. مطالب لایحه را تکرار و اظهار داشته معامله در حضور همسر آقای … م. زندی صورت گرفته و چند سال از معامله گذشته و بعدا ادعای حجر وی شده است. آقای … در بانک‌های ملی و ملت ابهر حساب دارد و خودش با این بانک‌ها مراوده داشته و پول برداشت می کرده شخص خواهان نیز در جلسه با ادعای سلامت کامل خوانده آقای ع.ح. اظهار داشته وی قبل از گرفتن پول بیع نامه را امضا نمی کرد و حتی کلی چانه زده همسرش هم حضور داشت. و دادگاه سپس حسب دادنامه --- - 94/2/16 با رد تجدیدنظر خواهی دادنامه بدوی را مورد تاییدقرار داده است که این رای د. ا. م. مورد فرجامخواهی آقای ر. ص.ز. قرار گرفته است. با ذکر این مطلب که دادگاه تجدیدنظر متعاقب رای قبلی مبادرت به صدور دادنامه غیابی 700345 - 94/3/17 نموده که در آن دادنامه اولیه را به لحاظ عدم ذکر نام وکیل در آن و ابلاغ دادنامه به شخص ت. ن. خ. اصلاح کرده است. پرونده حکایت دیگری ندارد.به تاریخ فوق شعبه پنجم دیوان عالی کشور به تصدی امضاءکنندگان زیر تشکیل است. پرونده کلاسه فوق تحت نظر است. پس از بررسی محتویات پرونده و قرائت گزارش عضو ممیز و انجام مشاوره به شرح آتی انشاء رای می‌نماید: فرجامخواهی نسبت به دادنامه فرجامخواسته وارد و صائب به نظر میرسد، زیرا در رسیدگی به دعوی مطروحه از حیث تحقیقات و بررسی ادله ف. خ. نواقصی وجود دارد که اهم آنها به قرار زیر است ؛ 1 - هر چند پرونده مربوط به حجر مورد مطالبه دادگاه تجدیدنظر قرار گرفته ولی انعکاس آن در برگ صورتجلسه بسیار کوتاه و مختصر و بدون روشن شدن و ایضاخ مواردی است که روشن شدن آنها در تصمیم دادگاه موثر است از جمله اینکه در چه تاریخی دادخواست حجر به دادگاه تقدیم شده و غیر از نظریه پزشکی قانونی چه دلیل دیگری بر حجر فرجام خ. ر. د. در پرونده وجود داشته است 2 - ظاهرا درشرایط حاضر تنها دلیل حجر نظریه پزشکی قانونی است که تصویری که از آن در پرونده وجود دارد تاریخ معاینه را 92/9/28 یعنی حدودا پیش از دو سال از گذشت تاریخ انجام معامله ( 90/5/1 ) م. ب. لذا تحقیق در این خصوص از فرجامخواندگان و علت تاخیر در طرح دعوی و مراجعه به پزشکی قانونی ضرورت دارد 3 - گواهی مذکور نیز اشاره ای به جنون وی ندارد و صرفا اختلال و عقب ماندگی ذهنی وی را مورد تایید قرار داده که در آن اشاره ای هم به گذشته و تاریخ شروع حجر ندارد 4 - ف. خ. از ابتدای پرونده و رسیدگی به دعوی تقاضای تحقیق از شهود رانموده و مدعی شده که فرجامخوانده مذکور در طول دوران مدرسه و پس از آن در کمال صحت وسلامت عقلی بوده و حتی ورزشکار است اقتضاء داشته دادگاه در این خصوص از شهود و گواهان تعرفه شده تحقیق نماید. 5 - اتصال این حالت و ناتوانی ف. خ. مذکور از انجام امور مالی خود درزمان انجام معامله موضوعی است که باید اثبات شود و نیاز به دلیل اثباتی دارد، زیرا اصل بر صحت و سلامت عقل است و خلاف آن باید ثابت شود خصوصا که در دادنامه بدوی اشاره شده است که آقای م. ع.ح. دارای جنون ادواری بوده است و به این ترتیب باید ثابت شود که اگر مشارالیه دارای جنون ادواری بوده، معامله در زمان افاقه نبوده است و در زمان بیماری صورت گرفته است و بررسی این موضوع نیز صرفا با تحقیق از شهود و حسب استعلام و نظریه پزشکی قانونی قابل تصور است. بناء علیهذا و توجها به مراتب مذکور در فوق از آنجا که دادنامه معنونه بدون توجه به مفاهیم فوق صادر شده واجد نقائص تحقیقاتی بوده در شرایط حاضر قابلیت ابرام ندارد و لذا به تجویز بند 5 ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض آن در اجرای بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی پرونده را جهت رسیدگی به شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان زنجان ارجاع می‌نماید.

موارد مرتبط

برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین