رأی
بهم ریختگی
رأی خلاصه جریان پرونده
به حکایت محتویات پرونده آقای ی. م. و خانم س. م.گ.ق. در تاریخ 1393/11/16 دادخواستی را به خواسته اعتراض ثالث نسبت به دادنامه شماره 78/782 ـ 78/7/1 صادره از شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی مرند که به تأیید شعبه هفتم دیوان عالی کشور به موجب دادنامه شماره 7/222 ـ 79/5/1 قرار گرفته است به طرفیت آقایان و بانوان 1 ـ ن.ن.خ. ع.د.
2 ـ م. م.
3 ـ ر.
4 ـ علی
5 ـ ک.
6 ـ ح. همگی م. فرز ن. ن علی تقدیم دادگستری مرند نموده است و به شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی مرند ارجاع گردید است شعبه مرجوع الیه که ظاهراً صادر کننده دادنامه اولیه قطعیت یافته مورد اعتراض ثالث بوده پس از انجام تشریفات دادرسی اعم از ثبت و تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین و ارسال نسخه ثانی برای خواندگان سرانجام در تاریخ 1395/2/4 به شرح آتی اتخاذ تصمیم نموده است « . . . ن. ب. ا. به موجب ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی اعتراض شخص ثالث به دادگاهی تقدیم می شود که رأی قطعی معترض عنه را صادر کرده است و ن. ب. ا. رأی صادره از شعبه سوم دادگاه حقوقی شهرستان مرند توسط شعبه هفتم دیوان عالی کشور مورد تأیید قرار گرفته است و قطعی گردیده است بنابراین مرجع رسیدگی کننده به اعتراض شخص ثالث موضوع پرونده دیوان عالی کشور است لذا پرونده از آمار کسر و جهت اتخاذ تصمیم مقتضی به دیوان عالی کشور ارسال گردد . »; پس از اخذ تصمیم یاد شده پرونده به دیوان عالی کشور ارسال گردید و در تاریخ 95/2/29 در دبیرخانه دیوان عالی کشور ثبت و به این شعبه ارجاع گردید پرونده حکایت دیگر ن. رد . بتاریخ فوق هیأت شعبه با حضور امضاء کنندگان ذیل تشکیل جلسه داده است . پس از قرائت گزارش عضوممیز و انجام مشاوره به شرح آتی مبادرت به صدور رأی می نماید :
رأی شعبه
همانطور که دادگاه محترم شعبه سوم حقوقی مرند درتصمیمشان آورده اند اعتراض ثالث به موجب ماده 420 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی به دادگاهی تقدیم می شود که رأی قطعی معترض عنه را صادر کرده است لیکن از مفاد صدر ماده 367 قانون سابق الذکر که اشعار می دارد : « آراء دادگاه های بدوی که به علت عدم درخواست تجدیدنظر قطعیت یافته قابل فرجام خواهی نیست مگر در موارد زیر . . . »; غفلت نموده اند که آرائی به دیوان عالی کشور از طریق فرجام خواهی ارسال و قابل فرجام خواهی است که قبلاً قطعیت یافته باشد بنا به مراتب رأی مورد نظر به واسطه عدم تجدیدنظرخواهی در دادگاه بدوی به قطعیت رسیده است و بعد از آن فرجام خواهی گردیده است اساساً در دیوان عالی کشور آراء قطعی مورد رسیدگی شکلی قرار می گیرد نه رسیدگی ماهوی در نتیجه دیوان عالی کشور در وضعیت موجود پرونده مواجه با تکلیفی نیست پرونده اعاده می گردد تا دادگاه محترم به تکلیف قانونی خود عمل نماید .
رئیس شعبه 18 دیوان عالی کشور : حسین طالبی مستشار : سعید عمرانی
تصمیم یاد شده پرونده به دیوان عالی کشور ارسال گردید و در تاریخ 95/2/29 در دبیرخانه دیوان عالی کشور ثبت و به این شعبه ارجاع گردید پرونده حکایت دیگر ن. رد . بتاریخ فوق هیأت شعبه با حضور امضاء کنندگان ذیل تشکیل جلسه داده است . پس از قرائت گزارش عضوممیز و انجام مشاوره به شرح آتی مبادرت به صدور رأی می نماید :
رأی شعبه
همانطور که دادگاه محترم شعبه سوم حقوقی مرند درتصمیمشان آورده اند اعتراض ثالث به موجب ماده 420 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی به دادگاهی تقدیم می شود که رأی قطعی معترض عنه را صادر کرده است لیکن از مفاد صدر ماده 367 قانون سابق الذکر که اشعار می دارد : « آراء دادگاه های بدوی که به علت عدم درخواست تجدیدنظر قطعیت یافته قابل فرجام خواهی نیست مگر در موارد زیر . . . »; غفلت نموده اند که آرائی به دیوان عالی کشور از طریق فرجام خواهی ارسال و قابل فرجام خواهی است که قبلاً قطعیت یافته باشد بنا به مراتب رأی مورد نظر به واسطه عدم تجدیدنظرخواهی در دادگاه بدوی به قطعیت رسیده است و بعد از آن فرجام خواهی گردیده است اساساً در دیوان عالی کشور آراء قطعی مورد رسیدگی شکلی قرار می گیرد نه رسیدگی ماهوی در نتیجه دیوان عالی کشور در وضعیت موجود پرونده مواجه با تکلیفی نیست پرونده اعاده می گردد تا دادگاه محترم به تکلیف قانونی خود عمل نماید .
رئیس شعبه 18 دیوان عالی کشور : حسین طالبی مستشار : سعید عمرانی
تصمیم یاد شده پرونده به دیوان عالی کشور ارسال گردید و در تاریخ 95/2/29 در دبیرخانه دیوان عالی کشور ثبت و به این شعبه ارجاع گردید پرونده حکایت دیگر ن. رد . بتاریخ فوق هیأت شعبه با حضور امضاء کنندگان ذیل تشکیل جلسه داده است . پس از قرائت گزارش عضوممیز و انجام مشاوره به شرح آتی مبادرت به صدور رأی می نماید :
رأی شعبه
همانطور که دادگاه محترم شعبه سوم حقوقی مرند درتصمیمشان آورده اند اعتراض ثالث به موجب ماده 420 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی به دادگاهی تقدیم می شود که رأی قطعی معترض عنه را صادر کرده است لیکن از مفاد صدر ماده 367 قانون سابق الذکر که اشعار می دارد : « آراء دادگاه های بدوی که به علت عدم درخواست تجدیدنظر قطعیت یافته قابل فرجام خواهی نیست مگر در موارد زیر . . . »; غفلت نموده اند که آرائی به دیوان عالی کشور از طریق فرجام خواهی ارسال و قابل فرجام خواهی است که قبلاً قطعیت یافته باشد بنا به مراتب رأی مورد نظر به واسطه عدم تجدیدنظرخواهی در دادگاه بدوی به قطعیت رسیده است و بعد از آن فرجام خواهی گردیده است اساساً در دیوان عالی کشور آراء قطعی مورد رسیدگی شکلی قرار می گیرد نه رسیدگی ماهوی در نتیجه دیوان عالی کشور در وضعیت موجود پرونده مواجه با تکلیفی نیست پرونده اعاده می گردد تا دادگاه محترم به تکلیف قانونی خود عمل نماید .
رئیس شعبه 18 دیوان عالی کشور : حسین طالبی مستشار : سعید عمرانی
تصمیم یاد شده پرونده به دیوان عالی کشور ارسال گردید و در تاریخ 95/2/29 در دبیرخانه دیوان عالی کشور ثبت و به این شعبه ارجاع گردید پرونده حکایت دیگر ن. رد . بتاریخ فوق هیأت شعبه با حضور امضاء کنندگان ذیل تشکیل جلسه داده است . پس از قرائت گزارش عضوممیز و انجام مشاوره به شرح آتی مبادرت به صدور رأی می نماید :
رأی شعبه
همانطور که دادگاه محترم شعبه سوم حقوقی مرند درتصمیمشان آورده اند اعتراض ثالث به موجب ماده 420 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی به دادگاهی تقدیم می شود که رأی قطعی معترض عنه را صادر کرده است لیکن از مفاد صدر ماده 367 قانون سابق الذکر که اشعار می دارد : « آراء دادگاه های بدوی که به علت عدم درخواست تجدیدنظر قطعیت یافته قابل فرجام خواهی نیست مگر در موارد زیر . . . »; غفلت نموده اند که آرائی به دیوان عالی کشور از طریق فرجام خواهی ارسال و قابل فرجام خواهی است که قبلاً قطعیت یافته باشد بنا به مراتب رأی مورد نظر به واسطه عدم تجدیدنظرخواهی در دادگاه بدوی به قطعیت رسیده است و بعد از آن فرجام خواهی گردیده است اساساً در دیوان عالی کشور آراء قطعی مورد رسیدگی شکلی قرار می گیرد نه رسیدگی ماهوی در نتیجه دیوان عالی کشور در وضعیت موجود پرونده مواجه با تکلیفی نیست پرونده اعاده می گردد تا دادگاه محترم به تکلیف قانونی خود عمل نماید .
رئیس شعبه 18 دیوان عالی کشور : حسین طالبی مستشار : سعید عمرانی
تصمیم یاد شده پرونده به دیوان عالی کشور ارسال گردید و در تاریخ 95/2/29 در دبیرخانه دیوان عالی کشور ثبت و به این شعبه ارجاع گردید پرونده حکایت دیگر ن. رد . بتاریخ فوق هیأت شعبه با حضور امضاء کنندگان ذیل تشکیل جلسه داده است . پس از قرائت گزارش عضوممیز و انجام مشاوره به شرح آتی مبادرت به صدور رأی می نماید :
رأی شعبه
همانطور که دادگاه محترم شعبه سوم حقوقی مرند درتصمیمشان آورده اند اعتراض ثالث به موجب ماده 420 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی به دادگاهی تقدیم می شود که رأی قطعی معترض عنه را صادر کرده است لیکن از مفاد صدر ماده 367 قانون سابق الذکر که اشعار می دارد : « آراء دادگاه های بدوی که به علت عدم درخواست تجدیدنظر قطعیت یافته قابل فرجام خواهی نیست مگر در موارد زیر . . . »; غفلت نموده اند که آرائی به دیوان عالی کشور از طریق فرجام خواهی ارسال و قابل فرجام خواهی است که قبلاً قطعیت یافته باشد بنا به مراتب رأی مورد نظر به واسطه عدم تجدیدنظرخواهی در دادگاه بدوی به قطعیت رسیده است و بعد از آن فرجام خواهی گردیده است اساساً در دیوان عالی کشور آراء قطعی مورد رسیدگی شکلی قرار می گیرد نه رسیدگی ماهوی در نتیجه دیوان عالی کشور در وضعیت موجود پرونده مواجه با تکلیفی نیست پرونده اعاده می گردد تا دادگاه محترم به تکلیف قانونی خود عمل نماید .
رئیس شعبه 18 دیوان عالی کشور : حسین طالبی مستشار : سعید عمرانی
فهرست
خلاصه جریان پرونده
نقد رأی
موارد مرتبط 36
آرای مرتبط 23
-
رأی
هماستناد
نحوه اعتراض ثالث نسبت به حکم ضبط مال در امر کیفری
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی 2 - اصولا موضوع جرم ارتکابی که در پی آن خو
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی پس از تشخیص خلاف بین شرع بودن رأی
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی خود را صالح به رسیدگی ندانسته و به صلاحیت
-
رأی
هماستناد
شخص ذینفع در دعوای اعتراض ثالث
ماده 420 و 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر رد دعوی اعتراض ثالث خواهان صادر و ا
-
رأی
هماستناد
طرح خواسته جدید در دادخواست اعتراض ثالث
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی دعوی اعتراض ثالث صرفا ناظر به آرای قطعیت ی
-
رأی
هماستناد
اعتراض ثالث به دادنامه غیابی غیر قطعی
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
دادگاه صالح رسیدگی به اعتراض ثالث
مواد 420، 422 و 424 قانون آیین دادرسی مدنی اعلام کرد که مرجع صالح برای رسیدگی به اعتر
-
رأی
هماستناد
صلاحیت محلی در مورد دعوی مال منقول و غیرمنقول
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تبدیل مجازات در بزه تحصیل مال از طریق نامشروع
مواد 420 و 425 و 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به رد دعوی مطروحه صادر و اعلام مینماید
-
رأی
هماستناد
اعتراض ثالث نسبت به رأی غیر قطعی
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اعتراض به صلاحیت محلی دادگاه صادرکننده رأی در مرحله اعتراض شخص ثالث
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به اعتراض شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر نسبت به رفع توقیف خودرو
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
دعوی اعتراض ثالث در صورت رد دعوی اصلی
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
دادگاه صالح رسیدگی به اعتراض ثالث
مواد 420، 422 و 424 قانون آیین دادرسی مدنی اعلام کرد که این اعتراض قابلیت استماع ندار
-
رأی
هماستناد
خصوصیات اعاده دادرسی مبنی بر اعمال ماده 18 و تشخیص خلاف شرع
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی خود را صالح به رسیدگی ندانسته و به صلاحیت
-
رأی
هماستناد
طرح خواسته جدید در دادخواست اعتراض ثالث
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی دعوی اعتراض ثالث صرفا ناظر به آرای قطعیت ی
-
رأی
هماستناد
خصوصیات اعاده دادرسی مبنی بر اعمال ماده 18 و تشخیص خلاف شرع
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی خود را صالح به رسیدگی ندانسته و به صلاحیت
-
رأی
هماستناد
دادگاه صالح رسیدگی به اعتراض ثالث
مواد 420 و 422 و 424 از قانون آیین دادرسی مدنی مرجع صالح به رسیدگی به دعوی اعتراض ثالث دا
-
رأی
هماستناد
دعوی اعتراض ثالث در صورت رد دعوی اصلی
ماده420 قانون آیین دادرسی مدنی دادخواست اعتراض ثالث می بایست به دادگاهی ک
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به اعتراض شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر نسبت به رفع توقیف خودرو
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اعتراض به صلاحیت محلی دادگاه صادرکننده رأی در مرحله اعتراض شخص ثالث
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی پس از تشخیص خلاف بین شرع بودن رأی
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی خود را صالح به رسیدگی ندانسته و به صلاحیت
-
رأی
هماستناد
شخص ذینفع در دعوای اعتراض ثالث
ماده 420 و 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر رد دعوی اعتراض ثالث خواهان صادر و ا
-
رأی
هماستناد
اعتراض ثالث نسبت به رأی غیر قطعی
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی
نظریات مشورتی 6
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1783 مورخ 1398/12/26
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی تصور و مقررات آن را اعمال نموده و عقیده دا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/1684 مورخ 1395/07/17
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی مرجع رسیدگی به اعتراض ثالث دیوان عالی کشور
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/3358 مورخ 1398/01/18
ماده 420 قانون آیین دادرسی در امور مدنی رسیدگی به اعتراض ثالث در صلاحیت شع
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/2159 مورخ 1395/08/26
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی بدون شماره مورخ 1397/07/24
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی رسیدگی به اعتراض ثالث در صلاحیت شعبه خاص د
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/99/788 — 1399/07/02
ماده 420 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
نشستهای قضایی 6
-
نشست قضایی
هماستناد
اکتفاء دادگاه کیفری به موارد منصوص قانونی در رسیدگی به اعتراض شخص ثالث
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی در اعتراض اصلی ثالث (و نه طاری
-
نشست قضایی
هماستناد
بررسی قابل واخواهی و یا قابل اعتراض بودن رای صادره بعد از اعتراض ثالث حکمی
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی مندرج در بخش اعتراض ثالث اعلام داشته "ترتی
-
نشست قضایی
هماستناد
مرجع رسیدگی به اعتراض ثالث اجرایی در دادگاه خانواده
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی دادخواست اعتراض ثالث به دادگاهی تقدیم می ش
-
نشست قضایی
هماستناد
جمع میان رای وحدت رویه 818 و مواد 417 و 420 قانون آیین دادرسی مدنی
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی در خود تجدیدنظر قابل اعتراض است
-
نشست قضایی
هماستناد
اعتراض ثالث پس از قطعی شدن رای در دادگاه تجدیدنظر
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه کیفری 2 چه تصمیمی باید اتخاذ کند؟ ن
-
نشست قضایی
هماستناد
مرجع صالح برای رسیدگی به اعتراض ثالث نسبت به رای داور
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی این است که شخص داور می تواند به آن اعتراض
مواد مرتبط 1
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 420 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی اعتراض شخص ثالث به دادگاهی تقدیم می شود که
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
