Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی شعبه دیوان عالی کشور شماره پرونده : 9309984424701055 شماره دادنامه : 9509970907600450 شعبه : شعبه شانزدهم دیوان عالی کشور تاریخ : 1395/05/05-09:30 قاضی : عبدالعلی ناصح فورگ قاضی : عباسعلی علیزاده بایگی قاضی : سعید عالم خلاصه جریان پرونده در تاریخ 93/6/15 آقای ف. ح.ز. به طرفیت خانم ز. ب. با وکالت آقای …. ل.پ. وکیل پایه 1 دادگستری دادخواستی به خواسته ثبت واقعه طلاق در یکی از دفاتر رسمی ثبت واقعه طلاق در محاکم خانواده بوکان مطرح نموده که به شعبه دوم حقوقی ارجاع شده است. وکیل خ. د. م. دادخواست گفته است ب. ت. ب. عقدنامه مورخ 90/9/1 رابطه زوجیت بین موکل و خوانده برقرار شده است. در حال حاضر جدا از هم زندگی کرده و به علت اختلافات عدیده خوانده با بذل کلیه حقوقات شرعی و قانونی حاضر به متارکه و طلاق از موکل می گردد که طلاق نامه عادی پیوستی و استشهادیه و شهادت شهود که در پرونده 92002 حقوقی 2 در مهر دادگاه شهادت دادند مؤید صحت ادعا م. ب. طرفین مذهب آنان تسنن شافعی بوده تقاضای صدور حکم به ثبت واقعه طلاق در یکی از دفاتر رسمی طلاق مورد خواسته است (عضو ممیز: استنادات خواهان در برگ 1 و 2 پیوست است.) دادگاه وقت جهت رسیدگی تعیین نموده است. خ. د. ل. ای که تقدیم نموده است پس از وقوع طلاق خلعی چون زن حق رجوع دارد من با فاصله 5 روز از تاریخ ادعای خ. د. ج. شورای حل اختلاف در مذاکرات صورت گرفته میگوید بنده مهریه خویش را مطالبه کردم و این امر به منزله رجوع از بذل صاحب می شود تصویر دادنامه 17/93 مورخ 93/1/7 صادره از شعبه دوم دادگاه حقوقی بوکان که مفاداً حاکی است که دادگاه پس از تحقیق از شهود نسبت به خواسته تنفیذ طلاق نامه عادی ابرازی آقای ف. ح.ز. به طرفیت خانم ز. ب. مستنداً به مواد 198 و 229 و 230 و 241 قانون آئین دادرسی مدنی مواد 1133 و 1146 و 1315 لغایت 1318 قانون مدنی حکم بر تنفیذ واقعه طلاق عادی صادر نموده است. که رأی مذکور برابر تصویر دادنامه 537/93 شعبه 5 دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی دعوی مطروحه را که تحت عنوان تنفیذ طلاق مطرح شده به کیفیت و عنوان معنونه قابل رسیدگی نبوده رأی بدوی را نقض و قرار عدم استماع دعوی خواهان را صادر نموده است. تصویر رأی شورای حل اختلاف که مبتنی و مستند بر اظهارات طرفین یعنی خانم ز. ب. و آقای ف. ح.ز. درخصوص تقسیط مهریه زوجه و محکومیت زوج به پرداخت اقساط صادر شده است. پیوست لایحه خواهان تقدیم شده است. در جلسه دادرسی مورخ 93/7/30 خواهان حضور نداشته وکیل او گفته است خواسته ب. ش. د. تقدیمی است مستنداً به شهادت شهود خوانده و خواهان در حضور شهود و در محضر عاقد با اجرای صیغه طلاق با بذل کلیه حقوقات شرعی و قانونی خویش از هم متارکه کرده و صیغه طلاق جاری گردیده است که در این راستا شهود در پرونده 920022/2 حقوقی با عاقد شهادت در محضر دادگاه داده اند و اجرای صیغه طلاق را با بذل کلیه حقوقات شرعی و قانونی را تأیید نموده اند ب. ت. ب. اینکه شهود مجدداً نیز حاضرند در محضر دادگاه شهادت دهند تقاضای استماع شهادت آنان م. ا.. خ. گ. ا. دفاعیات به شرح لایحه ای است که تقدیم می گردد مضافاً اینکه من در زمانی که خواهان صیغه طلاق را اجرا کرد حضور نداشتم تا طلاق را قبول کنم وکیل خ. ا. د. ب. ت. ب. اینکه خواهان خوانده را به صورت توافقی و خلعی طلاق داده است و خوانده نیز فی المجلس از کلیه حقوقات شرعی و قانونی خود صرفنظر نموده تقاضای استماع شهادت شهود تعرفه ای و نهایتاً صدور حکم به اجرای صیغه طلاق م. ا.. دادگاه قرار استماع شهادت شهود را در برگ های جداگانه صادر و از آنان تحقیق به عمل آورده خوانده پس از تحقیق از شهود خ. ا. د. من در مجلس طلاق حضور نداشتم و اطلاع از اینکه به صورت یکطرفه مرا طلاق داده ندارم و هیچ وقت نگفته ام که از حقوقات خود صرفنظر کرده ام و شهادت شهود را نیز قبول ندارم. ( عضو ممیز: اظهارات شهود در اوراق 17 و 18 پرونده منعکس است) دادگاه چون به پرونده 920022/2 استناد شد آن را جهت ملاحظه پیوست پرونده نمائید که در اوراق 23 الی 35 پرونده ضمن انعکاس خلاصه مفید آن در برگ 35 تصویر اوراق مؤثر در این پرونده نیز پیوست گردیده است و دادگاه دستور اعاده پرونده به لحاظ رفع نیاز صادر نموده است. سپس با بررسی اوراق پرونده و ختم دادرسی طی دادنامه 2014 مورخ 93/11/8 چون برابر اظهارات شهود تعرفه در پرونده استنادی و اظهارات روحانی مجری صیغه طلاق صراحتاً اعلام نموده که حسب توافق طرفین زوجه از کلیه حقوق شرعی اعم از مهریه و نفقه صرفنظر نموده آن را بذل کرده و زوج نیز او را به یک طلاق، طلاق داده و زوجه بلافاصله آن را قبول کرده است و بقیه شهود نیز در پرونده استنادی بر صحت مراتب شهادت داده اند و اینکه زوجین اهل تسنن و پیرو فقه مذهب شافعی هستند و در مذهب امام شافعی (ره) رجوع زوجه از بذل مهریه پذیرفته نشده است و خوانده نیز دفاع مؤثر و محکمه پسندی ابراز ننموده است. بنا به مراتب با احراز وقوع طلاق خوانده دعوی خواهان را محرز و مشروع تشخیص داده به استناد مواد 198 و 215 و 229 و 330 و 241 قانون آئین دادرسی مدنی حکم به ثبت واقعه طلاق در یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق صادر و اعلام می نماید. از این رأی وکیل خانم ز. ب. تجدیدنظرخواهی نموده است. دادگاه مرجوع الیه شعبه پنجم تجدیدنظر استان در مقام رسیدگی به پرونده چون انجام تحقیقاتی را ضروری دانسته است از دادگاه بدوی خواسته است اولاً پرونده موضوع مطالبه مهریه را که در این پرونده مورد اشاره قرار گرفته است مطالبه و خلاصه مفید آن و نتیجه رسیدگی و سرانجام آن در این پرونده منعکس نمایند و تصاویر اوراق مؤثر پرونده را استخراج و جهت بهره برداری قضائی پیوست پرونده کار نمایند. ثانیاً از شورای روحانیت اهل تسنن مهاباد استعلام و استفتاء گردد در صورت وقوع طلاق خلع آیا زوجه در مدت ایام عده حق رجوع به مهریه اش دارد یا خیر؟ نظریه شورای مزبور اخذ و ضمیمه پرونده شود و پس از تکمیل این تحقیقات پرونده را اعاده نمایند. دادگاه بدوی در برگ 54 پرونده نظریه شورای روحانیت شهرستان بوکان را که حاکی است «بعد از وقوع طلاق خلعی در مدت ایام عده زن حق رجوع به مهریه خویش را ندارد.»; دربرگ 55 پرونده خلاصه مفید پرونده کلاسه 1409/91 شعبه سوم شورای حل اختلاف در مورد تقسیط مهریه زوجه که 200 سکه بهار آزادی از قرار ماهی یک ربع سکه بهار آزادی موضوع خواسته خانم ز. ب. به طرفیت آقای ف. ح.ز. ملاحظه شده است و دادگاه حقوقی تصویر از دادخواست و صورت جلسه و حکم شورای حل اختلاف را پیوست پرونده کار کرده است. دادگاه تجدید نظر پس از وصول پرونده با بررسی اوراق پرونده و ختم رسیدگی به شرح دادنامه 1603/94 با این استدلال «ن. ب. ا. از سوی ت. ن. خ. ایراد و اعتراض مؤثری که اسباب تزلزل و تخدیش دادنامه نخستین را ایجاب نماید به عمل نیامده است. از طرفی دادنامه سابق الاشاره وفق موازین قانونی صادر شده و از حیث رسیدگی شکلی رعایت اصول و تشریفات دادرسی نیز فاقد ایراد و خدشه م. ب. بنا به مراتب مذکور مستنداً به ماده 358 قانون آئین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی نامبرده دادنامه تجدیدنظر خواسته را تأیید و استوار می نماید. اکنون از این رأی خانم ز. ب. فرجام خواهی نموده که هنگام شور لایحه فرجامی او با گزارش پرونده قرائت می شود. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … ممیز و ملاحظه اوراق پرونده درخصوص دادنامه شماره 1603/94 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد. رأی شعبه با وصف اینکه موضوع خواسته مطروحه در پرونده بدوی ثبت واقعه طلاق در یکی از دفاتر رسمی است که مجموع اظهارات مدعی و مدعی علیه حکایت از وقوع طلاق خلعی مورد ادعای خواهان دارد النهایه خوانده (مدعی علیها) مدعی رجوع به مابذل بعد از وقوع طلاق است صرفنظر از اینکه ثبت واقعه طلاق با توجه بهماده 20 قانون حمایت خانواده الزامی است و دادگاه نیاز به بررسی رجوع یا عدم رجوع ادعائی خوانده دادگاه برای ثبت واقعه طلاق الزام و تکلیفی نداشته است که در این خصوص نظر روحانیت پیروان مذهب شافعی را استعلام نماید چون رأی دادگاه بنا به مراتب در حدود موازین قانونی بلااشکال است و قطعی نیز محسوب می شود ضمن اینکه در اصل وقوع یا عدم وقوع طلاق اختلافی فیمابین نبوده چون وقوع آن ب. ت. ب. شهادت شهود ثابت است. نتیجتاً با رد اعتراض خانم ز. ب. تأیید و ابرام می گردد. شعبه شانزدهم دیوان عالی کشوررئیس: عبدالعلی ناصح مستشار: عباسعلی علیزاده عضو معاون: سعید عالم فهرست شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی تاثیر رجوع از طلاق خلعی بر ثبت طلاق در تاریخ 15 شهریور 1393، دعوی ثبت واقعه طلاق به دادگاه ارائه و به شعبه دوم حقوقی ارجاع شد. خواهان با ارائه مدارکی از جمله طلاق‌نامه عادی و شهادت شهود، وقوع طلاق را مطرح و خواستار ثبت آن در دفاتر رسمی گردید. در دفاعیات، خوانده به ادعای رجوع به مهریه پس از طلاق اشاره کرد. دادگاه بدوی با استناد به مواد 198 و 229 قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 1133 و 1146 قانون مدنی، حکم به تنفیذ طلاق صادر کرد. این رای در مرحله تجدیدنظر توسط شعبه پنجم تجدیدنظر استان نقض و قرار عدم استماع دعوی صادر شد. با این حال، دادگاه بدوی بار دیگر با استناد به شهادت شهود و نظریه شورای روحانیت، حکم به ثبت واقعه طلاق صادر کرد. تجدیدنظرخواهی از این رای نیز رد و تایید شد. در نهایت، شعبه شانزدهم دیوان عالی کشور با تاکید بر صحت وقوع طلاق و عدم نیاز به بررسی ادعای رجوع، رای دادگاه بدوی را تایید کرد. تاریخ دادنامه قطعی: 1395/05/05 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: در صورتی که در اصل وقوع طلاق اختلافی نباشد ثبت واقعه طلاق الزامی است و لزومی به بررسی ادعای زوجه مبنی رجوع به مابذل در طلاق خلعی وجود ندارد. رای شعبه دیوان عالی کشور شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه شانزدهم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/05/05 - 09 : 30 قاضی: عبدالعلی ناصح فورگ قاضی: عباسعلی علیزاده بایگی قاضی: سعید عالم در تاریخ 93/6/15 آقای ف. ح.ز. به طرفیت خانم ز. ب. با وکالت آقای …. ل.پ. وکیل پایه 1 دادگستری دادخواستی به خواسته ثبت واقعه طلاق در یکی از دفاتر رسمی ثبت واقعه طلاق در محاکم خانواده بوکان مطرح نموده که به شعبه دوم حقوقی ارجاع شده است. وکیل خ. د. م. دادخواست گفته است ب. ت. ب. عقدنامه مورخ 90/9/1 رابطه زوجیت بین موکل و خوانده برقرار شده است. در حال حاضر جدا از هم زندگی کرده و به علت اختلافات عدیده خوانده با بذل کلیه حقوقات شرعی و قانونی حاضر به متارکه و طلاق از موکل می‌گردد که طلاق نامه عادی پیوستی و استشهادیه و شهادت شهود که در پرونده 92002 حقوقی 2 در مهر دادگاه شهادت دادند موید صحت ادعا م. ب. طرفین مذهب آنان تسنن شافعی بوده تقاضای صدور حکم به ثبت واقعه طلاق در یکی از دفاتر رسمی طلاق مورد خواسته است (عضو ممیز: استنادات خواهان در برگ 1 و 2 پیوست است.) دادگاه وقت جهت رسیدگی تعیین نموده است. خ. د. ل. ای که تقدیم نموده است پس از وقوع طلاق خلعی چون زن حق رجوع دارد من با فاصله 5 روز از تاریخ ادعای خ. د. ج. شورای حل اختلاف در مذاکرات صورت گرفته میگوید بنده مهریه خویش را مطالبه کردم و این امر به منزله رجوع از بذل صاحب می‌شود تصویر دادنامه --- مورخ 93/1/7 صادره از شعبه دوم دادگاه حقوقی بوکان که مفادا حاکی است که دادگاه پس از تحقیق از شهود نسبت به خواسته تنفیذ طلاق نامه عادی ابرازی آقای ف. ح.ز. به طرفیت خانم ز. ب. مستندا به مواد 198 و 229 و 230 و 241 قانون آیین دادرسی مدنی مواد 1133 و 1146 و 1315 لغایت 1318 قانون مدنی حکم بر تنفیذ واقعه طلاق عادی صادر نموده است. که رای مذکور برابر تصویر دادنامه --- شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی دعوی مطروحه را که تحت عنوان تنفیذ طلاق مطرح شده به کیفیت و عنوان معنونه قابل رسیدگی نبوده رای بدوی را نقض و قرار عدم استماع دعوی خواهان را صادر نموده است. تصویر رای شورای حل اختلاف که مبتنی و مستند بر اظهارات طرفین یعنی خانم ز. ب. و آقای ف. ح.ز. در خصوص تقسیط مهریه زوجه و محکومیت زوج به پرداخت اقساط صادر شده است. پیوست لایحه خواهان تقدیم شده است. در جلسه دادرسی مورخ 93/7/30 خواهان حضور نداشته وکیل او گفته است خواسته ب. ش. د. تقدیمی است مستندا به شهادت شهود خوانده و خواهان در حضور شهود و در محضر عاقد با اجرای صیغه طلاق با بذل کلیه حقوقات شرعی و قانونی خویش از هم متارکه کرده و صیغه طلاق جاری گردیده است که در این راستا شهود در پرونده 920022/2 حقوقی با عاقد شهادت در محضر دادگاه داده اند و اجرای صیغه طلاق را با بذل کلیه حقوقات شرعی و قانونی را تایید نموده‌اند ب. ت. ب. اینکه شهود مجددا نیز حاضرند در محضر دادگاه شهادت دهند تقاضای استماع شهادت آنان م. ا.. خ. گ. ا. دفاعیات به شرح لایحه ای است که تقدیم می‌گردد مضافا اینکه من در زمانی که خواهان صیغه طلاق را اجرا کرد حضور نداشتم تا طلاق را قبول کنم وکیل خ. ا. د. ب. ت. ب. اینکه خواهان خوانده را به صورت توافقی و خلعی طلاق داده است و خوانده نیز فی المجلس از کلیه حقوقات شرعی و قانونی خود صرفنظر نموده تقاضای استماع شهادت شهود تعرفه ای و نهایتا صدور حکم به اجرای صیغه طلاق م. ا.. دادگاه قرار استماع شهادت شهود را در برگ های جداگانه صادر و از آنان تحقیق به عمل آورده خوانده پس از تحقیق از شهود خ. ا. د. من در مجلس طلاق حضور نداشتم و اطلاع از اینکه به صورت یکطرفه مرا طلاق داده ندارم و هیچ وقت نگفته ام که از حقوقات خود صرفنظر کرده ام و شهادت شهود را نیز قبول ندارم. (عضو ممیز: اظهارات شهود در اوراق 17 و 18 پرونده منعکس است) دادگاه چون به پرونده 920022/2 استناد شد آن را جهت ملاحظه پیوست پرونده نمائید که در اوراق 23 الی 35 پرونده ضمن انعکاس خلاصه مفید آن در برگ 35 تصویر اوراق موثر در این پرونده نیز پیوست گردیده است و دادگاه دستور اعاده پرونده به لحاظ رفع نیاز صادر نموده است. سپس با بررسی اوراق پرونده و ختم دادرسی طی دادنامه --- مورخ 93/11/8 چون برابر اظهارات شهود تعرفه در پرونده استنادی و اظهارات روحانی مجری صیغه طلاق صراحتا اعلام نموده که حسب توافق طرفین زوجه از کلیه حقوق شرعی اعم از مهریه و نفقه صرفنظر نموده آن را بذل کرده و زوج نیز او را به یک طلاق، طلاق داده و زوجه بلافاصله آن را قبول کرده است و بقیه شهود نیز در پرونده استنادی بر صحت مراتب شهادت داده اند و اینکه زوجین اهل تسنن و پیرو فقه مذهب شافعی هستند و در مذهب امام شافعی (ره) رجوع زوجه از بذل مهریه پذیرفته نشده است و خوانده نیز دفاع موثر و محکمه پسندی ابراز ننموده است. بنا به مراتب با احراز وقوع طلاق خوانده دعوی خواهان را محرز و مشروع تشخیص داده به استناد مواد 198 و 215 و 229 و 330 و 241 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به ثبت واقعه طلاق در یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق صادر و اعلام می‌نماید. از این رای وکیل خانم ز. ب. تجدیدنظرخواهی نموده است. دادگاه مرجوع الیه شعبه پنجم تجدیدنظر استان در مقام رسیدگی به پرونده چون انجام تحقیقاتی را ضروری دانسته است از دادگاه بدوی خواسته است اولا پرونده موضوع مطالبه مهریه را که در این پرونده مورد اشاره قرار گرفته است مطالبه و خلاصه مفید آن و نتیجه رسیدگی و سرانجام آن در این پرونده منعکس نمایند و تصاویر اوراق موثر پرونده را استخراج و جهت بهره برداری قضایی پیوست پرونده کار نمایند. ثانیا از شورای روحانیت اهل تسنن مهاباد استعلام و استفتاء گردد در صورت وقوع طلاق خلع آیا زوجه در مدت ایام عده حق رجوع به مهریه اش دارد یا خیر؟ نظریه شورای مزبور اخذ و ضمیمه پرونده شود و پس از تکمیل این تحقیقات پرونده را اعاده نمایند. دادگاه بدوی در برگ 54 پرونده نظریه شورای روحانیت شهرستان بوکان را که حاکی است «بعد از وقوع طلاق خلعی در مدت ایام عده زن حق رجوع به مهریه خویش را ندارد.»; دربرگ 55 پرونده خلاصه مفید پرونده کلاسه --- شعبه سوم شورای حل اختلاف در مورد تقسیط مهریه زوجه که 200 سکه بهار آزادی از قرار ماهی یک ربع سکه بهار آزادی موضوع خواسته خانم ز. ب. به طرفیت آقای ف. ح.ز. ملاحظه شده است و دادگاه حقوقی تصویر از دادخواست و صورت جلسه و حکم شورای حل اختلاف را پیوست پرونده کار کرده است. دادگاه تجدید نظر پس از وصول پرونده با بررسی اوراق پرونده و ختم رسیدگی به شرح دادنامه --- با این استدلال «ن. ب. ا. از سوی ت. ن. خ. ایراد و اعتراض موثری که اسباب تزلزل و تخدیش دادنامه نخستین را ایجاب نماید به عمل نیامده است. از طرفی دادنامه سابق الاشاره وفق موازین قانونی صادر شده و از حیث رسیدگی شکلی رعایت اصول و تشریفات دادرسی نیز فاقد ایراد و خدشه م. ب. بنا به مراتب مذکور مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی نامبرده دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید و استوار می‌نماید. اکنون از این رای خانم ز. ب. فرجام خواهی نموده که هنگام شور لایحه فرجامی او با گزارش پرونده قرائت می‌شود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره --- فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد. با وصف اینکه موضوع خواسته مطروحه در پرونده بدوی ثبت واقعه طلاق در یکی از دفاتر رسمی است که مجموع اظهارات مدعی و مدعی علیه حکایت از وقوع طلاق خلعی مورد ادعای خواهان دارد النهایه خوانده (مدعی علیها) مدعی رجوع به مابذل بعد از وقوع طلاق است صرفنظر از اینکه ثبت واقعه طلاق با توجه بهماده 20 قانون حمایت خانواده الزامی است و دادگاه نیاز به بررسی رجوع یا عدم رجوع ادعائی خوانده دادگاه برای ثبت واقعه طلاق الزام و تکلیفی نداشته است که در این خصوص نظر روحانیت پیروان مذهب شافعی را استعلام نماید چون رای دادگاه بنا به مراتب در حدود موازین قانونی بلااشکال است و قطعی نیز محسوب می‌شود ضمن اینکه در اصل وقوع یا عدم وقوع طلاق اختلافی فیمابین نبوده چون وقوع آن ب. ت. ب. شهادت شهود ثابت است. نتیجتا با رد اعتراض خانم ز. ب. تایید و ابرام می‌گردد.

موارد مرتبط 42

آرای مرتبط 40

مواد مرتبط 2

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین