Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی دادگاه بدوی در خصوص دادخواست خانم م.ت. متولد 1351 به طرفیت همسرش آقای ج.س.م. متولد 1340 به خواسته صدور حکم طلاق به علت ترک زوجیت و انفاق و مفارقت به مدت شش سال و سوء‬رفتار و معاشرت با عنایت به اوراق و محتویات پرونده دادخواست و مدارک استنادی از جمله سند نکاح شماره ... مورخ 1367/3/6 صادره از دفتر ازدواج شماره ... حوزه ثبت تهران و محرز بودن علقه زوجیت بین طرفین و اظهارات خواهان و لوایح تقدیمی و استشهادیه پیوست و نظریه داوران و تحقیقات به‌ عمل‌آمده توسط مددکار اجتماعی و سایر قرائن و امارات موجود از جمله اینکه زوج با وصف ابلاغ‌های قانونی حضور نیافته و دفاعی معمول نداشته صرف‌نظر از تحقق بند هشت از شرایط ضمن عقد و ایجاد حق طلاق برای زوجه و مفارقت زوجین به مدت شش سال مستلزم عسروحرج وی و خواسته موجه است علی‌هذا استناداً به مواد 1284 و 1119 و 1130 از قانون مدنی و ماده 26 و 27 و 28 و 33 و تبصره ماده 33 از قانون حمایت خانواده مصوب 1391/12/1 حکم طلاق مشارالیها را صادر و اعلام می‌نماید ظرف شش ماه از تاریخ ابلاغ و قطعیت دادنامه می‌تواند با بذل مبلغ دویست هزار تومان از کل مهریه مافی ‬القباله به نرخ روز و قبول بذل از طرف زوج و توکیل غیر به اجرای طلاق خلع نوبت اول و ثبت آن اقدام و از تاریخ اجرای طلاق به مقدار سه طهر عده دارد و زوجین دارای 4 فرزند مشترک سه دختر 25 و 23 و 16 ساله خارج از حضانت و یک پسر به ‬نام الف. متولد 1378/4/27 در شرایط موجود تا اتمام سن 15 سال قمری در حضانت خواهان خواهد بود و حسب‬ الاظهار فرزندان همگی همراه خواهان (مادر) هستند و خوانده حق ملاقات فرزند پسر خود را دارد و پس از 15 سال فرزند پسر در انتخاب والدین مختار است و از ناحیه زوجه ادعای بارداری نشده است در زمان اجرای طلاق ارائه تست گواهی بارداری در دفترخانه الزامی است و الباقی مهریه زوجه و سایر حقوق مالی وی که در این پرونده ادعائی به ‬عمل نیامده است به قوت خود باقی است رأی صادره غیابی بوده و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل واخواهی در همین دادگاه و پس از آن قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان تهران و پس قابل فرجام م. ب.. رئیس شعبه 233 دادگاه عمومی خانواده تهران میرزایی رأی دادگاه تجدیدنظر استان در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ج.ر.م. به طرفیت خانم م.ت. از دادنامه شماره 930797- 1393/5/29 صادره از شعبه محترم 233 دادگاه خانواده تهران که به‌ موجب آن نسبت به دادنامه شماره 9309970200300368- 1393/3/19 در مورد حکم طلاق زوجه فوق‌الذکر واخواهی شده ضمن رد واخواهی و تأیید دادنامه مارالذکر 930368 به ‬شرح توضیحات داده شده در دادنامه موصوف صادر گردیده است وارد نمی‌باشد زیرا رأی بر اساس مقررات و موازین قانونی صادر شده و ایرادی از حیث ماهوی یا شکلی به آن وارد نیست و استدلال محکمه محترم بدوی و نیز مستندات آن صحیح م. ب. و ت. ن. خ. دلیلی که موجبات نقض یا بی‌اعتباری دادنامه را فراهم نماید ارائه ننموده لذا بنا به مراتب دادگاه مستنداً به قسمت اخیر ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی 1379/1/21 ضمن رد اعتراض معترض دادنامه معترض‌عنه را عیناً تأیید می‌نماید رأی دادگاه به‌موجب مواد 368-397 از قانون فوق‌الذکر ظرف 20 روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجام‌خواهی در دیوان‬ عالی ‬کشور م. ب.. رئیس و مستشار شعبه 26 دادگاه تجدیدنظر استان تهران احمدی – میرزائی فهرست دادگاه بدوی دادگاه تجدیدنظر استان نقد رأی تاثیر مفارقت جسمانی بر اثبات عسروحرج در این پرونده، درخواست طلاق به دلیل عسر و حرج از سوی ی. ا. ط. مطرح شده است. خواهان ادعا کرده که طرف مقابل به مدت چهار سال از پرداخت نفقه خودداری کرده و این امر موجب کراهت و جدایی گردیده است. همچنین، به عدم اجرای حکم طلاق و جدایی جسمانی به مدت پنج سال اشاره شده است. دادگاه بدوی به دلیل عدم ارائه دلایل کافی برای اثبات عسر و حرج، حکم به بطلان دعوی صادر کرده است. ف. خ. ب. این حکم اعتراض کرده و با استناد به محکومیت طرف مقابل به پرداخت نفقه، بذل بخشی از مهریه و نظریه داوری مبنی بر عدم امکان سازش، خواسته خود را توجیه نموده است. هیات شعبه پس از بررسی پرونده و استناد به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی، دادنامه فرجام‌خواسته را نقض کرده و پرونده را برای رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده رای منقوض ارجاع می‌دهد. در این پرونده م. س. به وکالت از ز. ج. ن. در مورخه 98/10/19 با تقدیم دادخواست به خواسته طلاق به لحاظ عسر و حرج به طرفیت ش. ج. ن. طرح دعوی نموده و اعلام کرده ب. ت. ب. سوی رفتار خوانده مفارقت و کراهت ایجاد شده و زوج 4 سال از پرداخت نفقه خودداری نموده است. زوج تقاضای صدور حکم طلاق نموده که با قطعیت ان اجرای نشده که خود دلیل بر سوی معاشرت است. شعبه *در 99/2/13 تشکیل جلسه داده است. خواهان گفته در سال 79 ازدواج کرده و دو فرزند داریم. وکیل خواهان لایحه تقدیم و اعلام نموده موکل در عسر و حرج م. ب.. زوج به پرداخت نفقه محکوم شده و با صدور اجراییه از پرداخت ان خودداری نموده که شرط نیز محقق است.و از طرفی موجب کراهت موکل شده و 5 سال است.که متارکه جسمانی دارند. زوج طبق دادنامه مورخه 95/2/29 به پرداخت نفقه زوجه از *تا زمان صدور حکم محکوم گردیده است. ص 23) زوجه 150 سکه از مهریه را بابت طلاق بذل نموده است. دادگاه قرار ارجاع به داوری صادر نموده است. داور زوجه نظر به عدم سازش داده است.ص 37 حکم جلب زوج در مورخه 99/7/13 بابت نفقه صادرشده است.ص 40 دادگاه به موجب دادنامه شماره *مورخه 99/12/13 به لحاظ فقد دلیل حکم بر بطلان دعوی خواهان صادرنموده است. اقای م. س. به وکالت از ز. ن. ب. دادنامه اعتراض نموده است.و شعبه *به موجب دادنامه شماره *مورخه1400/03/17 دادنامه بدوی را تایید نموده است. اقای م. س. به وکالت از زوجه از دادنامه فرجامخواهی نموده و به کراهت موکل نسبت به زوج به لحاظ سوی رفتار وی و محکومیت زوج به پرداخت نفقه زوجه با صدور حکم جلب ایشان و صدور گواهی عدم امکان سازش به درخواست زوج و عدم اجرای ان اشاره نموده که متن لایحه تقدیمی ایشان در زمان شور قرائت می‌گردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. م. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره*1400/03/17 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد. فرجامخواهی اقای م. س. به وکالت از ز. ج. ن. نسبت به دادنامه شماره *مورخه 1400/03/17 صادره از شعبه *که به موجب ان با تایید دادنامه بدوی حکم بر بطلان دعوی ف. خ. از جهت درخواست صدور حکم طلاق به لحاظ عسر و حرج صادر گردیده وارد و موجه م. ب.. زیرا دادگاه بدوی در دادنامه صادره اعلام نموده هیچگونه دلیلی بر عسر و حرج زوجه ارائه نشده است.این در حالی است.که اولا وکیل زوجه با ارائه دادنامه قطعی مبنی بر محکومیت زوج به پرداخت نفقه معوقه طولانی زوجه و بعد صدور اجراییه و حکم جلب زوج دلیل کافی هم بر تحقق شرط بند یک عقد و هم عسر و حرج ارائه نموده که ظاهرا مورد توجه محاکم بدوی و تجدیدنظر قرار نگرفته است. ثانیا اینکه زوجه اعلام کراهت و تنفر شدید نموده و بخشی از مهریه خود را بابت ان بذل نموده است.ب. ت. ب. اینکه کراهت امری درونی است.و صرف اعلام ان کافی است.و خود می‌تواند از مصادیق بارز عسر و حرج تلقی گردد. دادگاه به این خواسته زوجه هم رسیدگی ننموده است. ثالثا اینکه نظریه داوری بر عدم امکان سازش م. ب.. و دادگاه در رد ان طبق ماده 27 قانون حمایت خانواده استدلال ننموده است. رابعا اینکه زوج در هیچ یک از جلسات دادرسی حضور نیافته و در مقابل ادعای زوجه دفاعی به عمل نیاورده است. خامسا اینکه جدایی جسمانی زوجین به مدت طولانی خود موجب عسر وحرج است.و ب. ت. ب. اینکه زوج یکبار تقاضای طلاق نموده وحکم قطعی صادر شده ولی از اجرای ان خودداری نموده خود حکایت از عدم تمایل وی به زندگی مشترک م. ب.. لذا با استناد به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته را نقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع می نماید. /ا400/6/24 رئیس شعبه: ج. ق. مستشار: س. م. ت. تأثیر مفارقت جسمانی بر اثبات عسروحرج در تاریخ 6 آبان 1393، دادگاه بدوی به درخواست یکی از طرفین، حکم طلاق را به دلیل ترک زوجیت و سوءرفتار صادر کرد. خ. ب. ا. به مدارکی از جمله سند نکاح و اظهارات خود، ادعا نمود که طرف مقابل به مدت شش سال غیبت داشته و در دفاع از خود حاضر نشده است. دادگاه با استناد به مواد 1284، 1119 و 1130 قانون مدنی و مواد 26 تا 33 قانون حمایت خانواده مصوب 1391، حکم طلاق را صادر و شرایط اجرای آن را مشخص کرد. این شرایط شامل حق حضانت فرزند پسر تا سن 15 سالگی و الزام به ارائه تست بارداری در زمان اجرای طلاق بود. در مرحله تجدیدنظر، دادگاه با بررسی اعتراض طرف مقابل، دادنامه بدوی را تایید و اعلام نمود که استدلال‌های دادگاه بدوی صحیح و مطابق با مقررات قانونی بوده است. این رای بر اساس ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی، ظرف 20 روز از تاریخ ابلاغ، قابل فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور م. ب.. تاریخ دادنامه قطعی: 1393/08/06 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: مفارقت جسمانی طولانی مدت، از جمله قرائن مثبت عسر و حرج است. در خصوص دادخواست خانم م.ت. متولد 1351 به طرفیت همسرش آقای ج.س.م. متولد 1340 به خواسته صدور حکم طلاق به علت ترک زوجیت و انفاق و مفارقت به مدت شش سال و سوء‌رفتار و معاشرت با عنایت به اوراق و محتویات پرونده دادخواست و مدارک استنادی از جمله سند نکاح شماره... مورخ 1367/03/06 صادره از دفتر ازدواج شماره... حوزه ثبت تهران و محرز بودن علقه زوجیت بین طرفین و اظهارات خواهان و لوایح تقدیمی و استشهادیه پیوست و نظریه داوران و تحقیقات به‌ عمل‌آمده توسط مددکار اجتماعی و سایر قرائن و امارات موجود از جمله اینکه زوج با وصف ابلاغ‌های قانونی حضور نیافته و دفاعی معمول نداشته صرف‌نظر از تحقق بند هشت از شرایط ضمن عقد و ایجاد حق طلاق برای زوجه و مفارقت زوجین به مدت شش سال مستلزم عسروحرج وی و خواسته موجه است علی‌هذا استنادا به مواد 1284 و 1119 و 1130 از قانون مدنی و ماده 26 و 27 و 28 و 33 و تبصره ماده 33 از قانون حمایت خانواده مصوب 1391/12/01 حکم طلاق مشارالیها را صادر و اعلام می‌نماید ظرف شش ماه از تاریخ ابلاغ و قطعیت دادنامه می‌تواند با بذل مبلغ دویست هزار تومان از کل مهریه مافی ‌القباله به نرخ روز و قبول بذل از طرف زوج و توکیل غیر به اجرای طلاق خلع نوبت اول و ثبت آن اقدام و از تاریخ اجرای طلاق به مقدار سه طهر عده دارد و زوجین دارای 4 فرزند مشترک سه دختر 25 و 23 و 16 ساله خارج از حضانت و یک پسر به ‌نام الف. متولد 1378/04/27 در شرایط موجود تا اتمام سن 15 سال قمری در حضانت خواهان خواهد بود و حسب‌ الاظهار فرزندان همگی همراه خواهان (مادر) هستند و خوانده حق ملاقات فرزند پسر خود را دارد و پس از 15 سال فرزند پسر در انتخاب والدین مختار است و از ناحیه زوجه ادعای بارداری نشده است در زمان اجرای طلاق ارائه تست گواهی بارداری در دفترخانه الزامی است و الباقی مهریه زوجه و سایر حقوق مالی وی که در این پرونده ادعائی به ‌عمل نیامده است به قوت خود باقی است رای صادره غیابی بوده و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل واخواهی در همین دادگاه و پس از آن قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان تهران و پس قابل فرجام م. ب.. رئیس شعبه --- دادگاه عمومی خانواده تهران رای دادگاه تجدیدنظر استان در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ج.ر.م. به طرفیت خانم م.ت. از دادنامه شماره --- - 1393/05/29 صادره از شعبه محترم --- دادگاه خانواده تهران که به‌ موجب آن نسبت به دادنامه شماره --- - 1393/03/19 در مورد حکم طلاق زوجه فوق‌الذکر واخواهی شده ضمن رد واخواهی و تایید دادنامه مارالذکر 930368 به ‌شرح توضیحات داده شده در دادنامه موصوف صادر گردیده است وارد نمی‌باشد زیرا رای بر اساس مقررات و موازین قانونی صادر شده و ایرادی از حیث ماهوی یا شکلی به آن وارد نیست و استدلال محکمه محترم بدوی و نیز مستندات آن صحیح م. ب. و ت. ن. خ. دلیلی که موجبات نقض یا بی‌اعتباری دادنامه را فراهم نماید ارائه ننموده لذا بنا به مراتب دادگاه مستندا به قسمت اخیر ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی 1379/01/21 ضمن رد اعتراض معترض دادنامه معترض‌عنه را عینا تایید می‌نماید رای دادگاه به‌موجب مواد 368 - 397 از قانون فوق‌الذکر ظرف 20 روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجام‌خواهی در دیوان‌ عالی ‌کشور م. ب.. رئیس و مستشار شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران در تاریخ 21 فروردین 1401، دادنامه‌ای صادر شد که به بررسی دعوای طرفین در خصوص الزام به تمکین و درخواست طلاق پرداخته است. ی. ا. ط. ادعا کرده که طرف مقابل بدون عذر شرعی منزل مشترک را ترک کرده و حاضر به بازگشت نیست. طرف دیگر نیز در پاسخ به این ادعا، به رفتارهای نامناسب و پرخاشگرانه اشاره کرده و درخواست طلاق و صدور گواهی عدم امکان سازش را مطرح نموده است. پرونده به شورای حل اختلاف ارجاع و پس از عدم موفقیت در سازش، به دادگاه منتقل گردید. &lt;br&gt;در جلسات رسیدگی، طرف درخواست‌کننده طلاق به شهادت شهود و گزارش‌های پزشکی قانونی استناد کرده و طرف مقابل نیز ادعاهای مطرح‌شده را رد کرده و به عدم اثبات ضرب و شتم اشاره نمود. دادگاه پس از بررسی شواهد و اظهارات طرفین، به این نتیجه رسید که ادامه زندگی مشترک موجب عسر و حرج برای طرف درخواست‌کننده طلاق است و بر اساس <a class="artref" href="/ماده/ماده-1130-a_0815110236787">ماده 1130 قانون مدنی</a>، طرف مقابل را ملزم به طلاق نمود. همچنین، دادگاه حکم به پرداخت نفقه معوق و جاری صادر کرد. اعتراض به این حکم در دادگاه تجدیدنظر رد و حکم اولیه تایید گردید. نهایتاً، فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور نیز با استناد به عدم انطباق با جهات قانونی رد و حکم ابرام گردید. تاریخ دادنامه قطعی: 1401/01/21 پیام: طرح دعاوی مختلف بین زوجین و مفارقت طولانی مدت آن ها از یکدیگر، نشان از عدم امکان ادامه زندگی مشترک دارد و از موجبات طلاق است. رای خلاصه جریان پرونده خلاصه جریان پرونده: به این شرح است.که اقای ف. س. پ. د. ب. ط. همسرش خانم س. م. خ. به خواسته الزام به تمکین تقدیم و در متن دادخواست توضیح داده است.که خوانده همسر دائمی اینجانب است.از اسفند 99 بدون عذر شرعی از انجام تکالیف خود امتناع و منزل مشترک را ترک نمود و حاضر به بازگشت نیست درخواست الزام به تمکین را دارد. پرونده ابتدا جهت صلح و سازش به شعبه *ارجاع شده است.تلاش اعضای شورای حل اختلاف جهت سازش به نتیجه ای نرسیده است.و پرونده جهت رسیدگی به شعبه *د. ارجاع شده است.و در جریان رسیدگی قرار گرفته است.زوجه در مورخ 400/1/22 د. ب. ط. همسرش به خواسته طلاق تقدیم و در متن دادخواست وکیل او توضیح داده است.که خواهان و خوانده در مرداد 95 به ازدواج یکدیگر درآمده اند زوج با رفتار نامناسب و پرخاشگرانه همراه با ضرب و شتم مدام به جسم و روان خواهان اسیب وارد نموده به حدی که خواهان مجبور شده محل زندگی مشترک را ترک و از ترس روح و روان و ابروی خود به خانه خواهرش پناه برده و انجا نیز مورد هجوم خوانده قرار گرفته است.ادامه این زندگی برای خواهان امکان پذیر نیست تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش را دارد. این پرونده جهت صلح و سازش به شعبه *ارجاع شده است.تلاش اعضای شورای حل اختلاف جهت سازش به نتیجه ای نرسیده است.و پرونده جهت رسیدگی به شعبه *د. ارجاع و توامان در جریان رسیدگی قرار گرفته است.جلسه رسیدگی در مورخ 400/5/10 با حضور طرفین تشکیل شده است.زوجه توضیح داده است.که زوج از بدو ازدواج سویمعاشرت داشته است.و جهت اثبات دعوی به شهادت شهود و گزارش مرجع انتظامی استناد نموده است.وکیل ز. پ. د. است.که ایراد ضرب و شتم نسبت به زوجه در هیچ مرجعی ثابت نگردیده است.و پرونده کیفری منتهی به صدور قرار منع تعقیب شده است.وکیل زوج لایحه ای به دادگاه تقدیم و اظهار داشته که دوبرگ گواهی پزشکی قانونی مربوط به سالهای 96 و 99 ورود جراحاتی به زوجه در حد حارصه و یا کبودی و کوفتگی نمی تواند دلیل بر عسر و حرج تلقی شود. دادگاه مندرجات پرونده کیفری را بررسی و در جلسه مورخ 400/6/6 اظهارت طرفین را در خصوص حقوق مالی زوجه استماع نموده است.وکیل ز. ا. د. موکل او 30 سکه ازمهریه و اجرت المثل خود را در قبال طلاق به زوجه بذل می کند و نفقه معوق را مطالبه می کند و تقاضای استرداد جهیزیه دارد. ز. پ. د. که زوجه هیچ جهیزیه ای نداشته و برای تمامی وسایل موجود در خانه فاکتور خرید و شاهد دارم. دادگاه پس از استماع اظهارات طرفین جهت تعیین نفقه معوق زوجه قرار ارجاع امر به کارشناسی را صادر نموده است.پس از وصول نظریه کارشناسی در مورخ 400/6/29 قرار ارجاع امر به داوری را صادر و به زوجین ابلاغ کرده است.که داور واجر شرایط خود را معرفی کنند زوجه داور منتخب خ. ر. ب. دادگاه معرفی نموده است.و داور او درگزارش داوری خود اعلام داشته که هیچگونه تفاهم و صلاحی در ادامه زندگی انها نمی بینم و ادامه زندگی را مضر به حال هردوی انها بخصوص زوجه می دانم صلح و سازش میان زوجین و بازگشت زوجه به منزل زوج به دلیل عدم امنیت جانی و روانی زوجه میسر و به مصلحت نمی‌باشد. زوج نیز داور خود را معرفی نموده و داور او در گزارش داروی خود اعلام داشته زوج حاضر به ادامه زندگی مشترک بوده و قادر به تامین کلیه لوازم زندگی شرافتمند بوده و حاضر به طلاق همسرش نیست صلاح بر ادامه زندگی زوجین است.دادگاه پس از وصول گزارش داوران به پیشنهاد قاضی مشاور دادگاه خانواده قرار استماع شهادت شهود را صادر و به زوجه ابلاغ نموده گواهان خود را حاضر نماید. و در جلسه مورخ 400/8/16 از یکی از اقارب سببی زوجه به عنوان شاهد تحقیق و او اظهار داشته که خون مردگی در بدن زوجه و پارگی لباس او را مشاهده نموده ام و توهین زوج به همسرش را با گوش خودم شنیده ام دادگاه پس از وصول گزارش داوران و رسیدگی به دلایل خواهان ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره *- 400 با توجه اینکه تلاش های معموله در شورای حل اختلاف و نیز مساعی داوران و همچنین نصایح دادگاه در انصراف خواهان از طلاق مثمر ثمر واقع نگردیده است.و خواهان دعوای طلاق به خواسته خود اصرار ورزیده است.و نیز توجها به محتویات پرونده از جمله گزارش مرکز مشاوره خانواده که دلالت بر عدم امکان ادامه زندگی مشترک زوجین دارد. و چون اولا اوضاع و احوال حاکم بر پرونده و تطبیق سوابق مراجعه زوجین به مراجع قضایی و انتظامی جهت تشکیل پرونده علیه همدیگر با تاریخ عقد و شروع زندگی ایشان که گویای فاصله شش ماهه است.و پرونده امر و ارائه شده از ناحیه زوجین حکایت از طرح اتهامات مکرر و مستمر کیفری با عناوین متفاوت علیه همدیگر م. ب.. و این امر نشان از عمق اختلافات ایشان و عدم امکان ادامه زندگی مشترک دارد. و ثانیا هر چند زوج و وکیل وی در مقام رد اظهارات زوجه به امر خودزنی زوجه اشاره نموده‌اند و زوجه این امر را انکار کرده است.لیکن ب. ت. ب. اینکه زوجه سه فقره گزارش پزشکی قانونی ارائه داده است.مشخصا اعلام ننموده‌اند که در کدام فقره زوجه چنین اقدامی را انجام داده است.و ثالثا تعهدنامه کتبی مورخ 96/3/18 تنظیم شده در مرجع انتظامی که طی ان زوج به عدم سوی معاشرت و عدم ایراد ضرب و شتم و فحاشی و بد رفتاری تعهد داده است.لیکن اوراق پرونده گویای ان است.که بعد از همان تاریخ اختلافات زوجین تشدید گردیده و استمرار یافته است.رابعا دفاعیات زوجه در پرونده تمکین بدین شرح که (روز دوم ازدواج با من خ. ا. د. که تمایلی به زندگی با من ندارد. و بعد از کش و قوس های فراوان و بازگشت به زندگی مشترک ایشان من را مجبور کرد که از بانک مسکن دسته چک بگیرم و ایشان با اجبار امضای من را در ذیل چک ها اخذ و دسته چک را به نحو سفید امضا از من اخذ کرد و هر وقت که با من حرفی می زد من را تهدید به خرج کردن چک ها می نمود و خواهان برای هر چیز کوچکی من را کتک می زد و دائم فضای خانه را با داد و بیداد و …. متشنج می کرد و تحویل دسته چک را منوط به بذل مهریه ام می نمود و حتی یکبار نیز در سال 1395 من را شدیدا مورد ضرب و جرح قرار داد و این امر توسط مرجع انتظامی نیز صورتجلسه گردید.و مجموع ضرب و شتم ها و بی محبتی های وی و سوی معاشرت وی من را مجبور کرد تا خانه راترک کنم و ضمنا ایشان از شغل من اطلاع داشتند و اگر برخی موارد دیر به خانه می امدم با اطلاع شخص خواهان بود و ضمنا دختر وی نیز همراه من بوده است) که مستفاد از دفاعیات زوج ان است.که اظهارات زوجه در خصوص دسته چک و استنکاف زوج از اعاده ان صحت داشته است.و موضوع با طرح پرونده خاتمه یافته است.و این امر بر خلاف تکلیف زوجین به حسن معاشرت و گویای عدم حسن نیت زوج و خوف مالی برای زوجه در زندگی مشترک م. ب.. و خامسا هر چند جرح به عمل امده از سوی زوج و وکیل وی در خصوص احدی از شهود زوجه به دلیل سابقه طرح پرونده کیفری که منجر به قرار موقوفی تعقیب گردیده است؛ وارد تشخیص گردیده است.لیکن شهادت شاهد دیگر و مجموع موارد فوق الذکر گویای وقوع زوجه در عسر و حرج در فرض استمرار زندگی مشترک با زوج م. ب.. و بنا به مراتب مرقوم دادگاه با تایید نظر قاضی مشاور و ملاحظه نظریه داوران، دعوای خ. ر. و. و ادامه زندگی بین طرفین را موجب عسر و حرج و مشقت برای زوجه تشخیص و مستندا به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1130-a_0815110236787">ماده 1130 قانون مدنی</a> و تبصره الحاقی به ان و موادی از و قانون حمایت خانواده خوانده را ملزم و محکوم نموده که ب. ر. م. قانونی و موازین شرعی نسبت به مطلقه نمودن خواهان اقدام نماید. نوع طلاق ب. ت. ب. وقوع زوجه در عسر و حرج و احراز ان از سوی دادگاه و اظهار زوجه مبنی بر بذل سی عدد سکه تمام بهار ازادی از مهریه و نیز اجرت المثل خود به زوج در قبال طلاق حسب مقررات <a class="artref" href="/ماده/ماده-1145-a_0815110236804">ماده 1145 قانون مدنی</a> باین خلع اعلام گردیده با عنایت به اینکه ز. ا. د. است. (تعداد سی عدد سکه تمام بهار ازادی از مهریه و نیز اجرت المثل خود را در قبال طلاق به زوج بذل می کند و در خصوص نفقه تقاضای صدور حکم بر نفقه معوق زوجه از تاریخ 99/12/15 تا اجرای صیغه طلاق تقاضای نفقه داریم) و نیز لایحه واصله از سوی وکیل زوجه دائر بر اقدام متعاقب در خصوص جهیزیه، و در خصوص حقوق مالی زوجه به استثنای نفقه تقاضایی مطرح نکرده است.لذا دادگاه در خصوص موارد مذکور مواجه با تکلیف نمی‌باشد. و در خصوص نفقه با توجه تقاضای صدور حکم بر نفقه معوق زوجه از تاریخ 15/12/99 تا اجرای صیغه طلاق تقاضای نفقه، با توجه مراتب فوق الذکر و اوضاع و احوال حاکم بر خروج زوجه از منزل مشترک و محتویات پرونده و شهادت شاهد زوجه و عدم ارائه دفاع موثر از ناحیه زوج در این خصوص خواسته مطروحه قابل پذیرش تشخیص گردیده و به جهت فنی بودن امر دادگاه اقدام به اخذ نظریه کارشناس رسمی نموده است.و نظریه مزبور مصون از تعرض باقی مانده است.لذا حکم بر محکومیت زوج به پرداخت مبلغ یکصد و چهل و چهار میلیون ریال به عنوان نفقه معوق زوجه از تاریخ 99/12/15 لغایت مورخ 400/6/15 و نیز از تاریخ اخیر به پرداخت ماهانه بیست و چهار میلیون ریال به عنوان نفقات جاری زوجه صادر نموده است.زوجین فرزند مشترک ندارند و نظر به توضیحات و اوضاع و احوال مذکور مذکور و استدلال به عمل امده دعوای زوج علیه زوجه دائر بر الزام زوجه به تمکین عام و خاص از زوج قابل پذیرش تشخیص نگردیده و حکم بر بطلان دعوای زوج صادر نموده است این رای مورد اعتراض وکیل زوج قرار گرفته و پرونده جهت رسیدگی به اعتراض او به شعبه *ارجاع شده است.و دادگاه تجدید نظر در جلسه فوق العاده مورخ 400/10/22 به اعتراض رسیدگی و به شرح دادنامه شماره *-- 400 ب. ت. ب. گواهی گواهان تعرفه شده از سوی زوجه که حاکی است.زوج دارای سوی معاشرت با زوجه است.و ب. ت. ب. شکایات مکرر مطروحه از سوی زوجه علیه زوج و صورت جلسه تنظیمی توسط نیروی انتظامی که ضمن ان زوج متعهد گردیده است.سوی معاشرتی با زوجه نداشته باشد.لذا تجدیدنظرخواهی وکیل زوج را غیر وارد تشخیص و حکم معترض عنه را تایید نموده است این رای در تاریخ 400/10/22 به طرفین ابلاغ و وکیل ز. د. ت. 400/11/12 نسبت به ان فرجام خواهی نموده است.و پرونده جهت رسیدگی به اعتراض او به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است.لایحه فرجام خواهی او هنگام شور قرائت میگردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ج. ب. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *-- 400 صادره از شعبه *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: عقد ازدواج بین زوجین در مرداد 1395 با مهریه 200 قطعه سکه تمام بهار ازادی منعقد گردیده است. زوجه به علت سوی معاشرت زوج تصمیم به طلاق و جدایی گرفته است.دادگاه ب. ت. ب. طرح دعاوی مختلف بین زوجین و مفارقت طولانی مدت بین انها و اظهارات گواهان و سوابق موجود در پزشکی قانونی دوام زندگی مشترک بین انها را غیرممکن دانسته حکم به الزام زوج به مطلقه نمودن زوجه صادر نموده است.فرجام خواهی وکیل زوج باهیچ یک از جهات ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد. و ایراد و اشکال موثری بر نحوه رسیدگی و توجه به دلایل و رعایت اصول و قواعد دادرسی در پرونده مشاهده نمی گردد. هیات شعبه مستندا به ماده 370 همان قانون رای فرجام خواسته (دادنامه شماره *-- 400 صادره از شعبه *) را ابرام می‌نماید./ت ح. ط. (رییس) ج. ب. (عضو معاون)

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2

موارد مرتبط 89

آرای مرتبط 40

نظریات مشورتی 6

مواد مرتبط 3

دکترین 40

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین