Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی خلاصه جریان پرونده پیرو دادنامه شماره 00123 مورخ 1393/4/31 شعبه نوزدهم دیوان‌عالی‌کشور اجمال موضوع این است که خانم ص.غ. د. ب. ط. آقای م.ن. به خواسته طلاق تقدیم دادگستری تهران نموده که در تاریخ 1392/8/26 به شعبه 233 دادگاه خانواده تهران ارجاع شده است. خ. د. د. خود توضیح داده: «در تاریخ 1391/1/2 عقد کردیم و شب عروسی زندگی ما به هم خورد و ایشان تهمت زد و گفت دختر نیستی و من شما را به‌عنوان یک زن پاکدامن نمی‌توانم قبول کنم و موقع عکس گرفتن حاضر نشد با من عکس بگیرد و چون دیدم تعادل اعصاب ندارد، حاضر نشدم با ایشان داخل ماشین تنها باشم. به پدرم گفت: زن من دختر نیست. هر چه التماس کردم م.کوتاه بیا! اشتباه میکنی. کسانی که به عروسی آمده بودند، گفتند عروس دختر نیست، فرار کرده است. من شکایت کردم. ایشان به جرم افترا محکوم شد و رأی قطعی شده است. به خاطر تهمتی که به من زده محکوم شده است و من تقاضای طلاق دارم.» خ. پ. د.: «من افتراء نزدم. فقط می‌خواستم مطمئن شوم و حالا هم از ایشان می‌خواهم زندگی کنم.» تصویر حکم محکومیت کیفری زوج و گواهی بکارت زوجه پیوست پرونده شده است. شعبه 233 دادگاه خانواده تهران حسب دادنامه شماره 01615 مورخ 1392/11/9 شروط 2 و 9 ضمن عقد را محقق دانسته و حکم طلاق زوجه را صادر نموده است. ز. ن. ب. این رأی تجدیدنظرخواهی نموده و شعبه 2 دادگاه تجدیدنظر تهران به شرح دادنامه شماره 02142 مورخ 1392/12/26 تخلف از بندهای 2 و 9 شروط ضمن عقد را محرز ندانسته و با استدلال مندرج در متن رأی حکم نخستین را نقض و رأی به رد دعوی صادر نموده است. زوجه از این رأی فرجام‌خواهی کرده و شعبه نوزدهم دیوان‌عالی‌کشور حسب دادنامه شماره 00123 مورخ 1393/4/31 چنین رأی داده‌اند: «فرجام‌خواهی خانم ص.غ. وارد است. زیرا ف. خ. ب. استناد دادنامه قطعی به شماره 300335 مورخ 1392/4/22 صادره از شعبه 1148 دادگاه عمومی جزائی تهران و سوء معاشرت فرجام‌خوانده طرح دعوی نموده و شعبه 233 دادگاه محترم عمومی حقوقی تهران ب. ت. ب. اظهارات طرفین دعوی و مساعی داوران در اصلاح ذات‌البین که بلانتیجه بوده و به استناد دادنامه قطعی کیفری فوق‌الذکر و گواهی پزشکی قانونی دایر بر باکره بودن فرجام‌خواه، تحقق شروط بند 2 و 9 از شروط ضمن عقد طلاق را احراز و به استناد مواد 1284 و 1119 و بند 1 <a class="artref" href="/ماده/ماده-1145-a_0815110236804">ماده 1145 قانون مدنی</a> و مواد 26 - 27 - 28 و 32 قانون حمایت خانواده، حکم طلاق از نوع بائن غیرمدخوله نوبت اول را به شرح دادنامه 00001615 - 1392/11/9 صادر نموده است و شعبه دوم دادگاه محترم تجدیدنظر با این استدلال که هنوز زوجین زندگی مشترک را آغاز نکرده‌اند تا موضوع سوء معاشرت محقق شود و سوء معاشرت را منتفی دانسته است و در مورد تحقق شرط بند 9 عقدنامه به این دلیل که شکایت از ناحیه زوجه بوده آن را نپذیرفته و دادنامه بدوی را نقض و حکم به رد دعوی صادر کرده است. نظر به مراتب فوق و مفاد محتویات پرونده کیفری استنادی به اینکه شوهر، همسر خود را غیر باکره قلمداد نموده و در جامعه اسلامی چه سخنی دردناک‌تر از این موضوع می‌تواند برای زوجه متصور باشد که خلاف آن در دادگاه کیفری به اثبات رسیده است و این نوع رفتار نمونه اجلای سوء معاشرت است. از طرفی در بند 9 عقدنامه، محکومیت قطعی زوج، به‌طور مطلق عنوان شده، از طرف دیگر طلاق زوجه باکره غیرمدخوله، بائن تلقی می‌گردد و با تحقق شروط ضمن عقد نیاز به خلعی بودن آن نیست. لذا چون دادنامه فرجام‌خواسته به شماره 0002142 مورخ 1392/12/26 مغایر با موازین قانونی صادر شده آن را نقض و به استناد بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، پرونده جهت رسیدگی به دادگاه هم‌عرض دادگاه صادرکننده رأی منقوض محول می‌گردد.» این ‌بار پرونده به شعبه 60 دادگاه تجدیدنظر تهران ارجاع شده است. زوجه طی لایحه‌ای مطالب قبلی را تکرار نموده است. زوج نیز طی لایحه‌ای اعلام داشته: «ب. ت. ب. اینکه یک اختلاف و سوءتفاهم بین من و همسرم در شب عروسی در خصوص پرده بکارت و نوع حلقوی و فاقد خونریزی پیش آمد و همسرم بدون دلیل در خصوص باکره نبودن رأی از دادگاه 1148 گرفته و حالیه من این سؤال را دارم: به فرمایش امام علی بین حق و ناحق یک تار مو فاصله است. لذا چگونه ممکن است بنده با حقوق کارمندی و هزینه‌های سخت زندگی و گرفتن تالار و اسباب و اثاثیه منزل در شب عروسی که همسرم بدون دلیل عروسی را بهم زده و حاضر به زندگی نیست. حالیه با تمام این موارد همسرم را دوست دارم و از دادگاه خواهانم که ترتیبی دهند که زندگی ما منجر به صلح و سازش شود. تصویر رأی قطعی تمکین پیوست است و نفقه وی نیز پرداخت شده است.» (ص 46) در جلسه مورخ 1393/7/20 دادگاه تجدیدنظر، ت. ن. خ. (زوج) اظهار داشته: «یک سوءتفاهم بود. چون در دوران عقد هیچ رابطه زناشوئی نداشتیم. شب عروسی چون از یک خانواده سنتی هستیم، فقط به خانم … هستی یا خیر؟ همین باعث شد که بین من و خانم کش مکش پیش آید و عروسی بهم خورد.» سؤال شده چرا عروسی بهم خورد؟ پاسخ داده: «چون فقط از او یک سؤال کردم. او گفت پرده بکارت حلقوی است و خونریزی ندارم. من سؤال کردم مگر قبلاً مشکلی داشتی؟ همین باعث شد که کش مکش بوجود آید. عروسی را بهم زد. خانم … شب رفت منزل پدرش.» سؤال شده شب عروسی خانم … به منزل شما نیامد؟ پاسخ داده: «هنوز اول عروسی بود. همین حرف را بهانه کردند و عروسی را بهم زدند در تالار. من حکم تمکین خانم را هم گرفتم و تا الآن نفقه او را هم می‌پردازم و او مهریه‌اش را هم به اجرا گذاشته و می‌گیرد.» ت. ن. خ. (زوجه) پاسخ داده: «یک روز قبل از عروسی من با مادرم رفتیم دکتر … و دکتر …: ارتجاعی است و احتمال خونریزی در شب عروسی خیلی کم است. تا اینکه شب عروسی شوهرم از من سؤال کرد و من جریان را به او گفتم. شوهرم گفت: مگر تو مشکلی داشتی؟ گفتم: خیر؛ فقط برای احترام مادرم رفتم. چون از خودم اعتماد دارم. بعد این آقا گفت: این دکتری که رفتید قبول ندارم. گفتم: خودت مرا ببر. رفتیم عکس بگیریم و چند تا عکس گرفتیم. این آقا گفت: دیگر عکس نمی‌گیرم. عکاس گفت: چرا عکس نمی‌گیرید؟ شوهرم گفت: داداشم مرده است و بعد آمد جلو خانم …: این خانم من دختر نیست و بعد خودش آمد در حضور پدرش و پدر من و بعضی از میهمانان که حضور داشتند گفت: همسر من دختر نیست. هرچه التماسش کردند که بیاید در جایگاه بنشیند، نیامد و بعد پدرم مرا برگرداند منزل. حتی خواهرش برگشت گفت: مثل سگ مهریه‌اش را می‌بخشد.» ز. پ. د.: «من گرفتن عکس را نیمه‌کاره گذاشتم، چون خواستم موضوع مشخص شود که چرا خانم من خونریزی ندارد.» در ادامه ز. ا. د.: «سه سکه و هزینه سفرکربلا را بذل می‌کنم.» و زوج جواب داده: حاضر به طلاق نیست. (ص 50) آخر‌الامر شعبه 60 دادگاه تجدیدنظر تهران به موجب دادنامه شماره 01226 مورخ 1393/7/20 با این استدلال که «مساعی دادگاه در جهت اصلاح ذات‌البین مثمر ثمر نشد و زوجه ب. ت. ب. مسائلی که زوج بوجود آورده، آن هم دقیقاً در شب عروسی بدون آنکه چیزی ثابت شود، به هیچ وجه حاضر به بازگشت نشد و به نظر این دادگاه با عنایت به محتویات پرونده و استماع اظهارات طرفین و محکومیت زوج به اتهام تهمتی که به همسرش زده و عدم دفاع مؤثر تجدیدنظرخواه، اعتراض را وارد ندانسته (ص 53) رأی نخستین را تأیید و اضافه نموده ب. ت. ب. اینکه زوجه باکره است و نصف مهریه به او تعلق می‌گیرد، اظهار داشت سه عدد سکه بانضمام هزینه کربلا را بذل می‌کند. این رأی در تاریخ 1393/8/19 (ص 56) به زوج ابلاغ و نامبرده در تاریخ 1393/9/5 نسبت به آن فرجام‌خواهی کرده است. (ص 67) ف. خ. د. دادخواست خود اظهار داشته: «خواهشمندم ضمن مطالعه دقیق پرونده ب. ت. ب. تضییع حقوق مادی و معنوی اینجانب اقدام لازم مبذول فرمایید.» نامبرده در لایحه منضم به دادخواست فرجامی اعلام داشته: «زوجه محکوم به تمکین شده، وی از بازگشت به منزل مشترک امتناع می‌ورزد و ناشزه محسوب می‌شود و هیچ‌یک از مراجع ذیصلاح اعم از دادگاه نخستین و تجدیدنظر وقعی به آن ننهاده و طلاق زن ناشزه را صادر نموده‌اند. ب. ت. ب. اینکه درخواست طلاق از ناحیه خودش بوده اقدام به طرح نفقه معوقه نموده است که لایحه‌ایشان پیوست م. ب.. اگر زوجه از اینجانب کراهت دارد و اصرار بر طلاق دارد، چرا میزان بذل مهریه‌اش آن‌قدر کم است که شهود و اخلاق را زیر پا نهاده و شعبه با آن موافقت نموده، زیرا این میزان از بذل اینجانب را کاملاً در عسر و حرج و مشقت در پرداخت قرار می‌دهد.» لایحه ف. خ. و نیز پاسخ فرجام‌خوانده زمان شور قرائت خواهد شد. فرجام‌خواهی زوج به شعبه 19 دیوان‌عالی‌کشور ارجاع شده است. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … و اوراق پرونده اجمالاً‌ مبنی بر فرجام‌خواهی آقای م.ن. نسبت به دادنامه 9309972130501226 - 1393/7/20 صادره از شعبه 60 دادگاه تجدیدنظر استان تهران مشاوره نموده، چنین رأی می‌دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور در مورد فرجام‌خواهی آقای م.ن. نسبت به دادنامه 9309972130501226 مورخ 1393/7/29 صادره از شعبه 60 دادگاه تجدیدنظر استان تهران، ب. ت. ب. کلیه محتویات پرونده، چون ف. خ. ایراد و اعتراض موجهی که مستلزم نقض رأی فرجام‌خواسته شود به عمل نیاورده است، اصول و قواعد قانون آیین دادرسی مدنی رعایت شده، استنباط دادگاه از دلایل و مدارک موجود در پرونده نیز خالی از اشکال است. بنا به مراتب ضمن رد فرجام‌خواهی به استناد ماده 370 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، رأی فرجام‌خواسته نتیجتاً ابرام می‌گردد. مستشاران شعبه 19 دیوان‌عالی‌کشور کریمی صحنه سرائی - یاوری فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی تحقق سوء معاشرت قبل از شروع زندگی مشترک در تاریخ 25 بهمن 1393، دیوان عالی کشور به درخواست فرجام‌خواهی نسبت به دادنامه صادره از شعبه تجدیدنظر استان تهران رسیدگی نمود. موضوع پرونده مربوط به درخواست طلاق از سوی زوجه بود که به دلیل اتهام افترا و سوء معاشرت زوج در شب عروسی مطرح شده بود. زوجه ادعا کرد که اتهامات زوج منجر به بروز مشکلات جدی در زندگی مشترک آنها شده است. در مقابل، ز. ا. د. که سوءتفاهمی در خصوص پرده بکارت وجود دارد و خواستار ادامه زندگی مشترک بود. شعبه نخست دادگاه خانواده حکم به طلاق زوجه صادر کرد، اما دادگاه تجدیدنظر این حکم را نقض و دعوی را رد نمود. زوجه با استناد به حکم قطعی کیفری علیه زوج و گواهی پزشکی قانونی، اقدام به فرجام‌خواهی کرد. دیوان عالی کشور با تاکید بر عدم وجود ایراد موجه از سوی ف. خ. و رعایت اصول دادرسی، حکم تجدیدنظر را تایید و فرجام‌خواهی را رد نمود. این تصمیم بر اساس ماده 370 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی اتخاذ گردید. تاریخ دادنامه قطعی: 1393/11/25 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: امکان تحقق سوء معاشرت ز. ن. ب. زوجه حتی قبل از شروع زندگی مشترک نیز وجود دارد. رای خلاصه جریان پرونده پیرو دادنامه شماره --- مورخ 1393/04/31 شعبه نوزدهم دیوان‌عالی‌کشور اجمال موضوع این است که خانم ص.غ. د. ب. ط. آقای م.ن. به خواسته طلاق تقدیم دادگستری تهران نموده که در تاریخ 1392/08/26 به شعبه --- دادگاه خانواده تهران ارجاع شده است. خ. د. د. خود توضیح داده: «در تاریخ 1391/01/02 عقد کردیم و شب عروسی زندگی ما به هم خورد و ایشان تهمت زد و گفت دختر نیستی و من شما را به‌عنوان یک زن پاکدامن نمی‌توانم قبول کنم و موقع عکس گرفتن حاضر نشد با من عکس بگیرد و چون دیدم تعادل اعصاب ندارد، حاضر نشدم با ایشان داخل ماشین تنها باشم. به پدرم گفت: زن من دختر نیست. هر چه التماس کردم م.کوتاه بیا! اشتباه میکنی. کسانی که به عروسی آمده بودند، گفتند عروس دختر نیست، فرار کرده است. من شکایت کردم. ایشان به جرم افترا محکوم شد و رای قطعی شده است. به خاطر تهمتی که به من زده محکوم شده است و من تقاضای طلاق دارم.» خ. پ. د.: «من افتراء نزدم. فقط می‌خواستم مطمئن شوم و حالا هم از ایشان می‌خواهم زندگی کنم.» تصویر حکم محکومیت کیفری زوج و گواهی بکارت زوجه پیوست پرونده شده است. شعبه --- دادگاه خانواده تهران حسب دادنامه شماره --- مورخ 1392/11/09 شروط 2 و 9 ضمن عقد را محقق دانسته و حکم طلاق زوجه را صادر نموده است. ز. ن. ب. این رای تجدیدنظرخواهی نموده و شعبه --- دادگاه تجدیدنظر تهران به شرح دادنامه شماره --- مورخ 1392/12/26 تخلف از بندهای 2 و 9 شروط ضمن عقد را محرز ندانسته و با استدلال مندرج در متن رای حکم نخستین را نقض و رای به رد دعوی صادر نموده است. زوجه از این رای فرجام‌خواهی کرده و شعبه نوزدهم دیوان‌عالی‌کشور حسب دادنامه شماره --- مورخ 1393/04/31 چنین رای داده‌اند: «فرجام‌خواهی خانم ص.غ. وارد است. زیرا ف. خ. ب. استناد دادنامه قطعی به شماره 300335 مورخ 1392/04/22 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران و سوء معاشرت فرجام‌خوانده طرح دعوی نموده و شعبه --- دادگاه محترم عمومی حقوقی تهران ب. ت. ب. اظهارات طرفین دعوی و مساعی داوران در اصلاح ذات‌البین که بلانتیجه بوده و به استناد دادنامه قطعی کیفری فوق‌الذکر و گواهی پزشکی قانونی دایر بر باکره بودن فرجام‌خواه، تحقق شروط بند 2 و 9 از شروط ضمن عقد طلاق را احراز و به استناد مواد 1284 و 1119 و بند 1 <a class="artref" href="/ماده/ماده-1145-a_0815110236804">ماده 1145 قانون مدنی</a> و مواد 26 - 27 - 28 و 32 قانون حمایت خانواده، حکم طلاق از نوع بائن غیرمدخوله نوبت اول را به شرح دادنامه --- - 1392/11/09 صادر نموده است و شعبه دوم دادگاه محترم تجدیدنظر با این استدلال که هنوز زوجین زندگی مشترک را آغاز نکرده‌اند تا موضوع سوء معاشرت محقق شود و سوء معاشرت را منتفی دانسته است و در مورد تحقق شرط بند 9 عقدنامه به این دلیل که شکایت از ناحیه زوجه بوده آن را نپذیرفته و دادنامه بدوی را نقض و حکم به رد دعوی صادر کرده است. نظر به مراتب فوق و مفاد محتویات پرونده کیفری استنادی به اینکه شوهر، همسر خود را غیر باکره قلمداد نموده و در جامعه اسلامی چه سخنی دردناک‌تر از این موضوع می‌تواند برای زوجه متصور باشد که خلاف آن در دادگاه کیفری به اثبات رسیده است و این نوع رفتار نمونه اجلای سوء معاشرت است. از طرفی در بند 9 عقدنامه، محکومیت قطعی زوج، به‌طور مطلق عنوان شده، از طرف دیگر طلاق زوجه باکره غیرمدخوله، بائن تلقی می‌گردد و با تحقق شروط ضمن عقد نیاز به خلعی بودن آن نیست. لذا چون دادنامه فرجام‌خواسته به شماره 0002142 مورخ 1392/12/26 مغایر با موازین قانونی صادر شده آن را نقض و به استناد بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، پرونده جهت رسیدگی به دادگاه هم‌عرض دادگاه صادرکننده رای منقوض محول می‌گردد.» این ‌بار پرونده به شعبه --- دادگاه تجدیدنظر تهران ارجاع شده است. زوجه طی لایحه‌ای مطالب قبلی را تکرار نموده است. زوج نیز طی لایحه‌ای اعلام داشته: «ب. ت. ب. اینکه یک اختلاف و سوءتفاهم بین من و همسرم در شب عروسی در خصوص پرده بکارت و نوع حلقوی و فاقد خونریزی پیش آمد و همسرم بدون دلیل در خصوص باکره نبودن رای از دادگاه 1148 گرفته و حالیه من این سوال را دارم: به فرمایش امام علی بین حق و ناحق یک تار مو فاصله است. لذا چگونه ممکن است بنده با حقوق کارمندی و هزینه‌های سخت زندگی و گرفتن تالار و اسباب و اثاثیه منزل در شب عروسی که همسرم بدون دلیل عروسی را بهم زده و حاضر به زندگی نیست. حالیه با تمام این موارد همسرم را دوست دارم و از دادگاه خواهانم که ترتیبی دهند که زندگی ما منجر به صلح و سازش شود. تصویر رای قطعی تمکین پیوست است و نفقه وی نیز پرداخت شده است.» (ص 46 ) در جلسه مورخ 1393/07/20 دادگاه تجدیدنظر، ت. ن. خ. (زوج) اظهار داشته: «یک سوءتفاهم بود. چون در دوران عقد هیچ رابطه زناشوئی نداشتیم. شب عروسی چون از یک خانواده سنتی هستیم، فقط به خانم … هستی یا خیر؟ همین باعث شد که بین من و خانم کش مکش پیش آید و عروسی بهم خورد.» سوال شده چرا عروسی بهم خورد؟ پاسخ داده: «چون فقط از او یک سوال کردم. او گفت پرده بکارت حلقوی است و خونریزی ندارم. من سوال کردم مگر قبلا مشکلی داشتی؟ همین باعث شد که کش مکش بوجود آید. عروسی را بهم زد. خانم … شب رفت منزل پدرش.» سوال شده شب عروسی خانم … به منزل شما نیامد؟ پاسخ داده: «هنوز اول عروسی بود. همین حرف را بهانه کردند و عروسی را بهم زدند در تالار. من حکم تمکین خانم را هم گرفتم و تا الان نفقه او را هم می‌پردازم و او مهریه‌اش را هم به اجرا گذاشته و می‌گیرد.» ت. ن. خ. (زوجه) پاسخ داده: «یک روز قبل از عروسی من با مادرم رفتیم دکتر … و دکتر …: ارتجاعی است و احتمال خونریزی در شب عروسی خیلی کم است. تا اینکه شب عروسی شوهرم از من سوال کرد و من جریان را به او گفتم. شوهرم گفت: مگر تو مشکلی داشتی؟ گفتم: خیر؛ فقط برای احترام مادرم رفتم. چون از خودم اعتماد دارم. بعد این آقا گفت: این دکتری که رفتید قبول ندارم. گفتم: خودت مرا ببر. رفتیم عکس بگیریم و چند تا عکس گرفتیم. این آقا گفت: دیگر عکس نمی‌گیرم. عکاس گفت: چرا عکس نمی‌گیرید؟ شوهرم گفت: داداشم مرده است و بعد آمد جلو خانم …: این خانم من دختر نیست و بعد خودش آمد در حضور پدرش و پدر من و بعضی از میهمانان که حضور داشتند گفت: همسر من دختر نیست. هرچه التماسش کردند که بیاید در جایگاه بنشیند، نیامد و بعد پدرم مرا برگرداند منزل. حتی خواهرش برگشت گفت: مثل سگ مهریه‌اش را می‌بخشد.» ز. پ. د.: «من گرفتن عکس را نیمه‌کاره گذاشتم، چون خواستم موضوع مشخص شود که چرا خانم من خونریزی ندارد.» در ادامه ز. ا. د.: «سه سکه و هزینه سفرکربلا را بذل می‌کنم.» و زوج جواب داده: حاضر به طلاق نیست. (ص 50 ) آخر‌الامر شعبه --- دادگاه تجدیدنظر تهران به موجب دادنامه شماره --- مورخ 1393/07/20 با این استدلال که «مساعی دادگاه در جهت اصلاح ذات‌البین مثمر ثمر نشد و زوجه ب. ت. ب. مسائلی که زوج بوجود آورده، آن هم دقیقا در شب عروسی بدون آنکه چیزی ثابت شود، به هیچ وجه حاضر به بازگشت نشد و به نظر این دادگاه با عنایت به محتویات پرونده و استماع اظهارات طرفین و محکومیت زوج به اتهام تهمتی که به همسرش زده و عدم دفاع موثر تجدیدنظرخواه، اعتراض را وارد ندانسته (ص 53 ) رای نخستین را تایید و اضافه نموده ب. ت. ب. اینکه زوجه باکره است و نصف مهریه به او تعلق می‌گیرد، اظهار داشت سه عدد سکه بانضمام هزینه کربلا را بذل می‌کند. این رای در تاریخ 1393/08/19 (ص 56 ) به زوج ابلاغ و نامبرده در تاریخ 1393/09/05 نسبت به آن فرجام‌خواهی کرده است. (ص 67 ) ف. خ. د. دادخواست خود اظهار داشته: «خواهشمندم ضمن مطالعه دقیق پرونده ب. ت. ب. تضییع حقوق مادی و معنوی اینجانب اقدام لازم مبذول فرمایید.» نامبرده در لایحه منضم به دادخواست فرجامی اعلام داشته: «زوجه محکوم به تمکین شده، وی از بازگشت به منزل مشترک امتناع می‌ورزد و ناشزه محسوب می‌شود و هیچ‌یک از مراجع ذیصلاح اعم از دادگاه نخستین و تجدیدنظر وقعی به آن ننهاده و طلاق زن ناشزه را صادر نموده‌اند. ب. ت. ب. اینکه درخواست طلاق از ناحیه خودش بوده اقدام به طرح نفقه معوقه نموده است که لایحه‌ایشان پیوست م. ب.. اگر زوجه از اینجانب کراهت دارد و اصرار بر طلاق دارد، چرا میزان بذل مهریه‌اش آن‌قدر کم است که شهود و اخلاق را زیر پا نهاده و شعبه با آن موافقت نموده، زیرا این میزان از بذل اینجانب را کاملا در عسر و حرج و مشقت در پرداخت قرار می‌دهد.» لایحه ف. خ. و نیز پاسخ فرجام‌خوانده زمان شور قرائت خواهد شد. فرجام‌خواهی زوج به شعبه --- دیوان‌عالی‌کشور ارجاع شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … و اوراق پرونده اجمالا‌ مبنی بر فرجام‌خواهی آقای م.ن. نسبت به دادنامه --- - 1393/07/20 صادره از شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران مشاوره نموده، چنین رای می‌دهد: رای شعبه دیوان عالی کشور در مورد فرجام‌خواهی آقای م.ن. نسبت به دادنامه --- مورخ 1393/07/29 صادره از شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران، ب. ت. ب. کلیه محتویات پرونده، چون ف. خ. ایراد و اعتراض موجهی که مستلزم نقض رای فرجام‌خواسته شود به عمل نیاورده است، اصول و قواعد قانون آیین دادرسی مدنی رعایت شده، استنباط دادگاه از دلایل و مدارک موجود در پرونده نیز خالی از اشکال است. بنا به مراتب ضمن رد فرجام‌خواهی به استناد ماده 370 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، رای فرجام‌خواسته نتیجتا ابرام می‌گردد. مستشاران شعبه --- دیوان‌عالی‌کشور به موجب دادنامه‌ای، پرونده‌ای با موضوع درخواست طلاق از سوی زوجه به دادگاه خانواده ارائه گردید. زوجه ادعا نمود که رفتار و اخلاق زوج موجب عسر و حرج شده و ادامه زندگی مشترک برای او ممکن نیست. زوج این ادعا را رد کرده و به عدم شروع زندگی مشترک و عدم اثبات عسر و حرج اشاره کرد و خواهان طلاق نبود. دادگاه در مراحل مختلف، تلاش‌های داوران و مشاور را برای سازش ناکام دانست و در نهایت، با استناد به مواد مربوطه قانون مدنی و قانون حمایت خانواده، حکم به طلاق زوجه صادر کرد. پس از تجدیدنظرخواهی زوج، شعبه تجدیدنظر دادنامه بدوی را نقض و دعوی زوجه را غیرقابل قبول تشخیص داد. زوجه سپس با فرجام‌خواهی به دیوان عالی کشور مراجعه کرد. دیوان ب. ت. ب. نقص استدلال در دادنامه تجدیدنظر، عدم تامین مقدمات زندگی مشترک، هتک حرمت زوجه و بذل مهریه، حکم به نقض دادنامه تجدیدنظر و ارجاع مجدد پرونده به دادگاه صادر کرد. تاریخ دادنامه قطعی: 1400/07/25 پیام: دادگاه موظف است در صورت نپذیرفتن نظریه داوران و قاضی مشاور در رد ان استدلال نماید به حکایت محتویات پرونده خانم ف. ع. ز. ص. در تاریخ 1399/08/01 به طرفیت همسرش اقای م. خ. م. خ. دادخواستی به خواسته طلاق به دادگاه خانواده *شهر تقدیم نموده است.که جهت رسیدگی به شعبه دوم ارجاع گردیده است.خ. ت. د. است.که در تاریخ 1397/08/19 با خوانده ازدواج نموده است.خوانده سوی رفتار و اخلاق و معاشرت دارد. رفتار ناپسند ایشان باعث بی مهری در زندگی شده ادامه زندگی برای اینجانب مقدور نیست. خوانده ضمن تقدیم لایحه اعلام کرده است.هنوز عروسی نکردیم و زندگی مستقلی شروع نکردیم نمی دانم که چگونه زن و شوهری که زندگی مشترک شروع نکرده سوی معاشرت و اخلاق با هم دارند … ما بعد از گذشت حدود 20 روز از عقد مطالبی از جانب خواهان اعلام شد و درنتیجه صورتجلسه که به امضای طرفین یعنی من و نامبرده و گواهان که در ذیل صورتجلسه به امضای رسید مقرر شد که بدون کوچکترین برخورد حساب مالی و مسایل از هم جدا شویم ولی متاسفانه خانم در رابطه با مهریه و دیگر حقوق مالی اقدام کرد و من در همه موارد در حال پرداخت حقوق مالی او هستم. اختیار طلاق با زوج است.من خلافی نکرده ام که خواهان مستحق طلاق باشد. در جلسه مورخ 1399/10/02 دادگاه خ. گ. ا..خواسته ب. ش. د. بر طلاق به علت عسر و حرج م. ب.. و دلایل بر طلاق بلاتکلیف هستم و زوج سوی رفتار دارد. خ. ا. د. با طلاق موافق نیستم. دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر کرده است. زوجه ضمن تقدیم لایحه مورخ 99/10/4 اعلام کرده است. 3 مرتبه پدرش، 4 مرتبه مادرش و یک مرتبه برادرش جهت حل اختلاف و شروع زندگی مشترک به منزل زوج رفته اند اما هر بار انها به قول خود عمل نکرده اند. نهایتا اقای دادستان وقت پدر وی (زوجه) را به همراه یک نفر روحانی جهت گفتگو و حل موضوع به منزل انان فرستاده است.که اینبار نیز موضوع را حل نکرده اند و در مرحله اخر خودش (زوجه) پس از بارها تماس موفق شده است.با زوج صحبت کند اما مشکل حل نشده است. داور ز. ا. ک. است: … علی ایحال تلاش داور در جهت برقراری سازش و اصلاح ذات البین موثر واقع نگردید. داور زوج نیز موفق به ایجاد صلح و سازش نشده است. برابر تصویر دادنامه شماره *صادره از شعبه *دادخواست تمکین زوج به طرفیت زوجه بدلیل عدم تهیه مسکن و لوازم زندگی محکوم به بطلان گردیده است. (برگ 45 ) برابر قرار شماره --- 1398/05/13 صادره از شعبه *در خصوص شکایت اقای م. خ. م. علیه خانم ف. ع. ص. مبنی بر فریب در ازدواج (تدلیس در نکاح و عدم بکارت) قرار منع تعقیب صادرگردیده است.که برابر دادنامه صادره از شعبه *قطعی گردیده است. در جلسه مورخ 1399/11/29 دادگاه وکیل زوجه ضمن تکرار خواسته با اشاره به شکایت زوج علیه زوجه علیرغم عدم اثبات موضوع و صدور قرار منع تعقیب با اعلام عدم بکارت زوجه نزد افراد و محل های مختلف باعث هتک حرمت و عسر و حرج زوجه گردیده است.و با اشاره به صدور حکم بطلان دعوی تمکین زوج و عدم تهیه مقدمات شروع زندگی و بلاتکلیفی زوجه درخواست صدور حکم را نموده است.وکیل ز. گ. ا..زوج منزلهای مختلف جهت شروع زندگی تهیه نموده لیکن زوجه حاضر به امدن به منزل مشترک نبوده است. زوج مخالف طلاق است. قاضی مشاور دادگاه مستندا به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1130-a_0815110236787">ماده 1130 قانون مدنی</a> نظر به پذیرش دادخواست خ. ا. ن. است. دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره --- مورخ 1399/12/19 پس از درج خلاصه اظهارات و زوجه و وکیل وی و دفاع زوج وکیل او با اشاره به عدم تاثیر سعی و تلاش دادگاه و داوران منتخب در اصلاح ذات البین دعوی خ. ر. و. دانسته و مستندا به مواد 1129 و 1130 و 1146 قانون مدنی و مواد 26 و 29 و 33 قانون حمایت خانواده حکم به الزام زوج به طلاق زوجه با شرایط مندرج در دادنامه صادر نموده است.باتجدیدنظر خواهی زوج نسبت باین دادنامه شعبه *متکفل رسیدگی گردیده و به موجب دادنامه شماره --- مورخ 1400/03/24 دلایل ابرازی زوجه را جهت اثبات عسر و حرج قانع کننده و محکمه پسند تشخیص نداده و با نقض دادنامه بدوی حکم بر بطلان دعوی زوجه (خواهان بدوی) صادر کرده است.سپس براساس فرجامخواهی وکیل زوجه پرونده به دیوانعالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ج. ق. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره --- 1400/03/24 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد. فرجامخواهی خانم ف. ع. ص. با وکالت اقای ع. پ. نسبت به دادنامه شماره *صادره از شعبه * به شرح ذیل وارد م. ب..: 1 - مطابق تکلیف مقرر در ماده 2 و 27 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 دادگاه موظف است.در صورت نپذیرفتن نظریه داوران و قاضی مشاور در رد ان استدلال نماید. در دادنامه فرجامخواسته هیچگونه استدلالی دراین زمینه تببین نشده است.و دادنامه از این جهت دارای نقص است. 2 - دادخواست تمکین مطروحه از سوی زوج محکوم به بطلان گردیده است.و بدلیل عدم تهیه مقدمات شروع زندگی مشترک زوجه از سال 1397 تاکنون بلاتکلیف است. 3 - زوج با شکایت فریب در ازدواج و عدم بکارت علیه زوجه که منتهی به منع تعقیب نیز شده است.موجبات هتک حرمت و عسر وحرج زوجه را فراهم کرده است. 4 - زوجه 80 قطعه سکه طلا از مهریه خود را بذل نموده است. که قرینه بر صحت دعوی وی م. ب.. 5 - داوران زوجین موفق به اصلاح ذات البین نشده اند و قاضی مشاور عقیده بر پذیرش دعوی زوجه اعلام نموده است. بنابه مراتب به استناد بند 5 ماده 371 و شق الف ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن نقض دادنامه فرجامخواسته رسیدگی مجدد را به دادگاه محترم صادر کننده دادنامه منقوض ارجاع می‌نماید./ا 400/7/26 رییس: ج. ق. مستشار: دکتر ح. ح.

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2

موارد مرتبط 92

آرای مرتبط 40

نظریات مشورتی 6

مواد مرتبط 4

مقرراتِ مرتبط 7

دکترین 35

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین