رأی
تدلیس در نکاح
تدلیس در نکاح
خ. م.:
موضوع این پرونده درخواست فسخ نکاح به دلیل تدلیس و تخلف از شرط باکره بودن زوجه است. خواهان ادعا کرده که ازدواج به شرط باکره بودن زوجه صورت گرفته و پس از بروز اختلافات، طرف مقابل به افترا علیه وی شکایت کرده و در این زمان گواهی بکارت ارائه داده است. با این حال، خ. م. ا. که طرف مقابل در واقع باکره نبوده و به همین دلیل تقاضای فسخ نکاح را دارد. دادگاه بدوی پس از بررسی مدارک و استدلالهای طرفین، دعوی خواهان را رد کرده و استدلال کرده که وی به موقع اقدام به طرح دعوی نکرده و دلایل ارائهشده از سوی وی ناکافی است. تجدیدنظرخواهی خواهان نیز رد شده و دادگاه تجدیدنظر اعلام کرده که دلایل ارائهشده به هیچ یک از جهات تجدیدنظرخواهی منطبق نیست. در نهایت، فرجامخواهی خواهان نیز به موجب دادنامه صادره از دیوان عالی کشور رد شده و اعلام گردیده که هیچ دلیل موجهی برای نقض دادنامههای قبلی ارائه نشده است. لذا، دادنامههای صادره از دادگاههای بدوی و تجدیدنظر به قوت خود باقی مانده و پرونده به دادگاه صادرکننده رای اعاده شده است.
خلاصه جریان پرونده:
محتویات پرونده حاکی از این است.که: اقای س. ح. با وکالت اقایان 1 - ف. ک. ح.
2 - م. خ. ر. در تاریخ 1400/12/01 با تقدیم دادخواستی به دادگستری شهرستان *به طرفیت خانم ا. م. ق. با خواسته فسخ نکاح با ادعای تدلیس در ازدواج و تخلف از شرط وصف بکاره تقاضای صدور حکم مقتضی مطابق خواسته خود را نموده است.وکلای ایشان در تشریح خواسته خود ادعا کرده اند: موکل به موجب سند ازدواج شماره 15479 مورخ 1398/09/21 با خوانده ازدواج کرده این ازدواج به شرط باکره بودن زوجه بوده پس از مدتی که بین طرفین مشکلات بوجود امده است.خوانده علیه موکل شکایت ایراد افتراء کرده و تا ان زمان ادعای باکره بودن داشته و حتی گواهی بکارت نیز ارائه کرده است.پس از مدتی موکل اقدام به طرح شکایت کیفری مبنی بر تدلیس در نکاح خوانده نموده که متاسفانه در زمان رسیدگی فرد دیگری به پزشکی قانونی رفته و گواهی به نام خوانده گرفته است.لذا تقاضای صدور حکم بر فسخ نکاح دارد. دیگر مدارک و شواهد و قرائن موجود در جلسه دادرسی تقدیم میگردد. پرونده متشکله جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع گردیده و دادگاه مرجوع الیه نیز پس از جری تشریفات قانونی و رسیدگی های لازم در نهایت به موجب دادنامه شماره *مورخ 1401/01/22 به شرح و استدلال مندرج در متن ان به شرح ذیل حکم به رد دعوی خواهان صادر نموده است:
در خصوص دادخواست اقای س. ح. ح. فرزند س. ر. با وکالت اقایان 1- ف. ک. ح. و م. خ. ر. مجتمعا و منفردا به طرفیت خانم ا. م. ق. فرزند ق. به خواسته فسخ نکاح به جهت تدلیس و تخلف از شرط صفت به شرح متن دادخواست با این توضیح که خ. ا. د. حدود دو سال پیش با خوانده ازدواج نمودم پس از مدتی خوانده به علت اختلافات پیش امده دادخواست افترا در شورای حل اختلاف مطرح نموده و در انجا اقرار به باکره بودن نموده و حال ان که نامبرده با کره نمیباشد. و وفق خواسته خواهان فسخ نکاح می باشم دادگاه ب. ت. ب. محتویات پرونده و ن. ب. ا. فسخ فوری م. ب.. و حال ان که اولا طرفین پرونده در مورخ 98/9/21 ازدواج نمودهاند و حسب اظهارات خوانده پس از عقد رابطه زناشویی داشته اند و این که حسب دادخواست خواهان از باکره نبودن خوانده در ماههای مرداد و شهریور 1399 مطلع بوده و اقدام به طرح دادخواست فسخ نکاح نموده و با این که خواهان وکیل در تاریخ فوق الذکر بوده و از فوریت فسخ نکاح اطلاع داشته لاکن دادخواستی مطرح ننموده و چون مدت زیادی از اطلاع خواهان می گذرد لذا امکان بررسی اینکه چه تاریخی رابطه زناشویی صورت گرفته مقدور نمیباشد. ثانیا اظهارات خ. م. ب. اینکه خوانده فرد دیگری به پزشکی قانونی معرفی نموده ب. ت. ب. ملاحظه گواهی پزشکی قانونی صحیح نمیباشد. زیرا عکسی که ملصق به گواهی پزشکی قانونی شده متعلق به خوانده م. ب.. و نیز اظهارات خ. د. خ. اینکه گواهی پزشکی با گواهی عادی پزشک در تعارض است.نیز صحیح نمیباشد. زیرا بررسی این که زوجه مدخوله م. ب.. یا خیر و اینکه پرده بکارت زوجه از چه نوعی م. ب.. امری تخصصی بوده که غالب پزشکان اطلاع کافی در خصوص انها ندارند ثالثا خواهان دلیل و مدرکی در خصوص اینکه چه تاریخی خوانده رابطه داشته ارائه نداده و اظهارات وکیل خ. د. خ. اینکه پس از رفتن خوانده با مادر خواهان به دکتر و اظهارات دکتر … بر اینکه دکتر … که خوانده دو تا سه سال است.دختر نیست ب. ت. ب. اینکه خوانده متولد 1385 م. ب.. و در سال 1398 ازدواج نموده صحیح به نظر نمی رسد چون با قبول ان باید بگویم خوانده در حالی که ده یا یازده ساله بوده رابطه زناشویی داشته و حال انکه حسب گواهی عادی پزشک در مورخه 99/6/11در اندام تناسل زوجه خراشیدگی در ساعت 11 بوده است.و اگر چنانچه خوانده از دو سال قبل از عقد رابطه زناشویی داشته نباید دارای خراشیدگی در اندام باشد. و این که خواهان دلیل و مدرکی در خصوص عدم طرح دادخواست فسخ نکاح بلافاصله پس از اطلاع در سال 99 ارائه نداده و عذر موجهی نیز برای طرح دادخواست پس از اطلاع ارائه نداده لذا ب. ت. ب. مراتب فوق الذکر و نظر قاضی محترم مشاور دعوی را وارد ندانسته و مستندا به مواد 1131 و 1257 قانون مدنی حکم به رد دعوی خواهان صادر و اعلام می نماید. رای صادره وفق مقررات و ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر در شعب تجدید نظر *رضوی م. ب..
رای مذکور مورد اعتراض وکلای زوج قرار گرفته است.که شعبه *حسب الارجاع در مقام رسیدگی به تجدید نظر خواهی ایشان بر اساس دادنامه شماره *مورخ 1401/03/23 چنین رای داده است:
در این پرونده تجدیدنظر خواهی اقای س. ح. فرزند س. با وکالت اقای م. خ. ر. و ف. ک. ح. به طرفیت خانم ا. م. ق. فرزند ق. نسبت به دادنامه شماره *مورخه 1401/01/22 صادره از شعبه *محترم خانواده که به موجب ان راجع به خواسته اقای س. ح. مبنی بر فسخ نکاح به جهت تدلیس و تخلف از شرط صفت با استدلال مذکور در دادنامه حکم به رد دعوی صادر شده است.که مورد مداقه این دادگاه قرار گرفت. ت. ن. خ. در مهلت مقرر قانونی به رای صادره اعتراض نموده و وکلای وی ضمن اینکه جهات تجدیدنظر خواهی را به استناد بندهای الف، ج، ه ماده 348 قانون ایین دادرسی مدنی عنوان نمودهاند اجمالا بیان داشته اند شعبه محترم بدوی به ادله ابرازی توجه ننموده و جهت کشف حقیقت چهره خوانده با چهره مندرج در گواهی پزشکی قانونی تطبیق داده نشده است.اظهارات خ. م. ب. اینکه پس از عقد رابطه زناشویی داشته اند مورد شدید انکار موکل است.و … در جریان تبادل لوایح و در پاسخ به تجدیدنظر خواهی مطروحه، ت. ن. خ. به شرح صفحات 39 و 40 پرونده اجمالا اظهار داشته در اذرماه سال 1398 با ت. ن. خ. ازدواج نموده که حدود یکماه پس از عقد با همسرش رابطه زناشویی داشته اند و پزشک متخصص نیز مدخوله بودن را تایید نموده است. دادگاه با عنایت به مراتب فوق الذکر و ن. ب. ا. حسب مندرجات اوارق پرونده زوج در شهریور سال 1399 مطلع گردیده که زوجه باکره نیست لیکن در اسفند 1400 (حدود یک سال و نیم بعد) درخواست فسخ نکاح را نموده، ب. ت. ب. اینکه خیار فسخ نکاح مطابق ماده 1131 قانون مدنی فوری است.و با التفات به مفاد دادنامه *مورخه 1400/06/20 شعبه 149 کیفری 2 به شرح صفحات 8 و 9 که در مورد اتهام زوجه مبنی بر فریب در ازدواج قرار منع تعقیب صادر شده است.و ب. ت. ب. اینکه دادنامه صادره مطابق موازین قانونی صادر گردیده و از حیث رعایت اصول و تشریفات دادرسی نیز اشکالی بر ان وارد نیست د. ا. م. از دادرسی دلیل موجه و موثری که موجبات نقض و بی اعتباری ان را فراهم اورد ارائه نشده است.و درخواست تجدیدنظر خواهی با هیچ یک از جهات مندرج در بندهای ذیل ماده 348 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی انطباق ندارد. لذا ب. ت. ب. مراتب فوق الذکر ضمن رد تجدیدنظر خواهی مطروحه به استناد ماده 358 قانون اخیرالذکر دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید و استوار می نماید. رای صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان محترم عالی کشور است.
این رای نیز به طرفین و وکلای انان ابلاغ شده است.که وکلای زوج در فرجه قانونی با تقدیم دادخواستی خطاب به رئیس و قضات دیوان عالی کشور که در هنگام شور قرائت میشود. نسبت به این رای نیز اعتراض و فرجام خواهی کرده اند ایشان در دادخواست فرجامی خود اجمالا ادعا نمودهاند در رسیدگی به این پرونده تحقیقات کافی و لازم صورت نگرفته است.و به ادله ابرازی ما توجه نشده است.زیرا که خوانده برای تطبیق چهره به اگاهی معرفی نشده در حالی که موکل به شدت تطبیق چهره خوانده با چهره و عکس منعکس در گواهی پزشکی قانونی م. ب.. و در مورد تاخیر در طرح دعوی نیز موکل به محض اطلاع از موضوع شکایت کیفری کرده و رسیدگی به ان یک سال طول کشیده پس از ان طرح دعوی حقوقی کرده است.و … فرجام خوانده با تقدیم لایحه ای به فرجام خواهی وکلای ز. پ. د. است.که لایحه ایشان هم در حین شور قرائت میگردد. پرونده امر پس از وصول و ثبت در دبیرخانه دیوان عالی کشور به منظور رسیدگی به فرجام خواهی ایشان به این شعبه ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای غ. ق. عضو ممیز و دادخواست فرجام خواهی و ضمایم ان و مطالعه و بررسی دیگر محتویات اوراق پرونده مشاوره نموده و با استعانت از خداوند متعال چنین رای می دهد:
رای شعبه
در خصوص دادخواست فرجام خواهی اقای س. ح. فرزند س. با وکالت اقایان ف. ک. ح. و م. خ. ر. به طرفیت خانم ا. م. ق. فرزند ق. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1401/03/23 صادره از شعبه *ن. ب. ا. ایشان در دادخواست فرجامخواهی و ضمایم ان هیچگونه مدرک و دلیل موجهی که برابر مقررات موجبات ایراد خدشه اساسی و نقض دادنامه فرجامخواسته را در پی داشته باشد. ارائه ننموده و رای مذکور هم از نظر شکلی و رعایت اصول دادرسی و هم از حیث ماهوی و مبانی استدلال و استنباط قضایی عاری از ایراد و اشکال اساسی و موجب نقض صدور یافته است.لذا این شعبه فرجامخواهی معموله را غیر موجه تشخیص و با استناد به بند الف ماده 368 و ماده 370 و ماده 396 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن ابرام دادنامه فرجامخواسته پرونده را به دادگاه محترم صادر کننده رای مذکور اعاده می نماید./ط
شعبه *
غ. ق. (رئیس) س. ج. (عضو معاون)
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1
موارد مرتبط 46
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
نحوه انتقال امتیازات آب و برق و تلفن در پی انتقال ملک و قابلیت استناد انتقال به ادارات مربوط
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی رد گردید و دادنامه بدوی تایید شد
-
رأی
هماستناد
معیار صحت ثبت اختراع جدید در مقایسه با اختراعات قبلی
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی منطبق و موثر در نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته
-
رأی
هماستناد
مرجع محاسبه خسارت تاخیر تادیه تا اجرای حکم
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی مازاد بر مبلغ اخیر الذکر و هزینه دادرسی من
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت تأخیر تأدیه از دیون متوفی
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی نمی باشد و از حیث رعایت اصول و تشریفات داد
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای نواقص شکلی سفته
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اماره صوری بودن عقد بیع
ماده 348 از قانون آیین دادرسی در امور مدنی نمی باشد بنابراین تجدیدنظرخواهی را
-
رأی
هماستناد
ادعای عدم اصالت سند همراه با ادعای پرداخت
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی نداشته ودراین مرحله ازرسیدگی دلیل جدیدکه م
-
رأی
هماستناد
جریمه طرح دعوی واهی اعسار از پرداخت هزینه دادرسی
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی اعلام و ارائه نشده است و دادنامه بدون خدشه
-
رأی
هماستناد
(1)- اثر عدم ابلاغ رای تصحیحی به محکوم علیه بر تجدیدنظرخواهی وی (2)-مطالبه حصه ثمن مربوط به زمان تنظیم سند (3)- ضمانت اجرای تأخیر در پرداخت دیون نقدی مربوط به قرارداد
مواد 348 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
(1)- ضمانت اجرای حضور در دفتر اسناد رسمی بدون همراه داشتن بقیه ثمن (2)- تکلیف دادگاه در دعوای الزام به تنظیم سند رسمی
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی منطبق نبوده و نهایتا با اصلاح دادنامه درای
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه سفته تضمینی
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی مستندا به ماده 358 قانون مرقوم بانقض دادنا
-
رأی
هماستناد
تقاضای الغاء مزایده پس از صدور دستور انتقال توسط دادگاه
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد و اینکه دادنامه صادره توجها ب
-
رأی
هماستناد
رابطه زندگی مشترک و نفقه
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی رد شد و دادگاه تجدیدنظر با تایید دادنامه ب
-
رأی
هماستناد
تایید فسخ قرارداد به دلیل عدم پرداخت ثمن و بیاعتباری رای داوری به علت عدم رعایت شروط قراردادی
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی قابل انطباق نمی باشد
-
رأی
هماستناد
مطالبه حق الوکاله توسط نماینده قضایی
ماده 348 از قانون آیین دادرسی مدنی نمی باشد و در این مرحله از رسیدگی نیز ایرا
-
رأی
هماستناد
(1)- ضمانت اجرای عدم تودیع هزینه داوری (2)- ماهیت تصمیم دادگاه در تعیین داور
مواد 348 و 353 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تاثیر عدم ذکر مشترکات آپارتمان در قرارداد
ماده 348 از قانون آیین دادرسی مدنی مستندا به قسمت آخر ماده 358 از قانون مرقوم
-
رأی
هماستناد
شرط طرح دعوای دسته جمعی توسط خواهان های متعدد علیه خوانده واحد
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی نداشته مستندا به ماده 353 همان قانون ضمن ر
-
رأی
هماستناد
ارتباط دعوی ابطال مبایعه نامه و ابطال بیع
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
شرط عدم مسئولیت صادرکننده چک
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی ندارد ودادنامه یادشده بامحتویات پرونده ورع
-
رأی
هماستناد
تأثیر اثبات نسب بر تابعیت
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق دارد و مستندا به ماده 358 همان قانو
-
رأی
هماستناد
کیفیات مخففه در اختلاس
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تفاوت مالکیت در اثر ارث و وصیتواخواهی از قرار رد دعوی الزام به تنظیم سند رسمی
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی نبوده و از حیث رعایت قواعد دادرسی و استدلا
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت تاخیر تادیه از خسارت تعیینی کارشناس
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی مستندا به قسمت اخیر ماده 358 قانون مرقوم د
-
رأی
هماستناد
تایید قرار رد دعوی مطالبه وجه چک توسط دادگاه تجدیدنظر به دلیل عدم نفع شخصی خواهان در دعوی
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی نبوده و از حیث رعایت قواعد دادرسی و استدلا
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای خط خوردن عبارت به حواله کرد در چک
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی و رعایت اصول دادرسی
-
رأی
هماستناد
اعتراض ثالث به دستور فروش ملک مشاع
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اثر فوت وکیل واسطه در اعتبار اعمال وکیل دوم
ماده 348 از قانون آیین دادرسی مدنی قابلیت انطباق نداشته ودادگاه بارد تقاضای ت
-
رأی
هماستناد
افزایش خواسته توسط وارد ثالث
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی منطبق نمی باشد
-
رأی
هماستناد
تاثیر اقدامات پس از انفساخ بر اعاده اعتبار به قرارداد
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
شرط تحقق انفساخ قراردادی
ماده 348 قانون آیین دادرسی در امور مدنی نمی باشد در نتیجه دادگاه توجها به
-
رأی
هماستناد
شرط تایید فسخ قرارداد توسط دادگاه
مواد 348 و 353 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حق تغییر نام کوچک
مواد 348 و 358 قانون آیین دادرسی مدنی باطل اعلام گردید
-
رأی
هماستناد
شرط رسیدگی به دعوای جلب ثالث
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
موعد پرداخت حق الزحمه کارشناس
ماده 348 قانون آیین دادرسی در امور مدنی انطباقی نداشته لهذا مستندا به ماده
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای شرط عدم انتقال مال به غیر در قرارداد مشارکت
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی نبوده و از حیث رعایت قواعد دادرسی و استدلا
-
رأی
هماستناد
اعتراض به رأی هیئت تجدیدنظر تشخیص مطالبات تأمین اجتماعی
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد
-
رأی
هماستناد
اعتبار توافق راجع به محکمه صالح در قراردادهای بین المللی
مواد 348 و 353 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت تاخیر تادیه درصورت رضایت زیاندیده
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت تأخیر تأدیه تا زمان اجرای حکم
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی
مواد مرتبط 2
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 348 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
به استناد بندهای الف، ج، ه ماده 348 قانون ایین دادرسی مدنی عنوان نموده اند اجمالا بیان داشته اند شعبه
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 1131 — قانون مدنی
مواد 1131 و 1257 قانون مدنی حکم به رد دعوی خواهان صادر و اعلام می نماید
دکترین 4
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت و حجر در اجرای حکم فسخ نکاح
ماده 1131 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت و حجر در اجرای حکم فسخ نکاح — مرد یا زن به اعتبار عقد صحیح
ماده 1131 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تفسیر تحلیلی مبانی فسخ قرارداد — فرق بین فسخ با منفسخ عبارت است
مواد 1120 تا 1132 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تفسیر تحلیلی مبانی فسخ قرارداد — رک مواد ۳۹۶ تا ۴۵۷ ق
مواد 1120 تا 1132 ق.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
