فسخ
جستجوی «فسخ» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
روابطِ واژه
فسخ
فسخ
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
انفساخ (متمایز از) · بطلان (متمایز از) · ایقاع (نمونهها) · شرط فاسخ (همخانواده) · اصل لزوم (مفاهیم نزدیک) · عقد لازم (مفاهیم نزدیک) · عقد خیاری (مفاهیم نزدیک) · شرط خیار (مفاهیم نزدیک) · خیار مجلس (مفاهیم نزدیک) · خیار حیوان (مفاهیم نزدیک) · خیار شرط (مفاهیم نزدیک) · اسقاط خیار (مفاهیم نزدیک) · اسقاط کافهٔ خیارات (مفاهیم نزدیک) · تلف مبیع (مفاهیم نزدیک) · فسخ نکاح (همخانواده) · تأخیر در تحویل (مفاهیم نزدیک) · اقاله (مفاهیم نزدیک) · اقاله (متمایز از) · تقایل (مفاهیم نزدیک) · بازگشت عوضین (مفاهیم نزدیک) · عدهٔ فسخ نکاح (همخانواده) · فوریت حق فسخ (همخانواده) · جنونِ موجب فسخ (همخانواده) · عیوب مرد موجب فسخ (همخانواده) · مقطوعبودن آلت تناسلی (مفاهیم نزدیک) · عیوب زن موجب فسخ (همخانواده) · جذام (مفاهیم نزدیک) · نابینایی از هر دو چشم (مفاهیم نزدیک) · تدلیس در نکاح (مفاهیم نزدیک) · شرط صفت در نکاح (مفاهیم نزدیک) · اقالهٔ صلح (مفاهیم نزدیک) · فسخ حواله به سبب اعسار (همخانواده) · اصل لزوم قراردادها (مفاهیم نزدیک) · عقد جایز (مفاهیم نزدیک) · ایقاع (مفاهیم نزدیک) · خیار (مفاهیم نزدیک) · انفساخ (مفاهیم نزدیک) · انفساخ (همخانواده) · تفاسخ (همخانواده) · خیارات (مفاهیم نزدیک) · مدت خیار شرط (مفاهیم نزدیک) · خیار رؤیت و تخلف وصف (مفاهیم نزدیک) · اجبار به وفای شرط (مفاهیم نزدیک) · ضمان لازم (مفاهیم نزدیک)
مفهوم
mw-parser-output"> فسخ ، به معنای زائل گردانیدن، تباه گردانیدن رأی، شکستن، ویران ساختن، باطل کردن، نقض کردن، برهم زدن آمده است.
مستندها
ریشه و سیرِ واژه
- منشأ
- عربی، از ریشهٔ «فَسَخَ»
- معنای اولیه
- شکستن، باطل کردن، زایل کردن، نقض کردن (مثلاً شکستن پیمان)
- تطورِ معنایی
- این واژه از معنای لغویِ شکستن و نقض کردن، در اصطلاح فقهی برای اشاره به انحلال یکجانبهٔ عقدِ لازم به کار رفت و همین معنای تخصصی به نظام حقوقی موضوعهٔ ایران راه یافت.
- در فقه
- بر هم زدن عقد لازم از سوی یکی از طرفین معامله یا شخص ثالث، به استناد حقی قانونی یا قراردادی (خیار).
- در قانونِ موضوعه
- قانون مدنی ایران تعریف مستقیمی از «فسخ» ارائه نکرده است، اما از مجموع مواد مربوط، بهویژه مبحث خیارات، چنین استنباط میشود که فسخ عبارت است از انحلال ارادی عقد توسط یکی از طرفین که دارای «حق خیار» است.
- تفاوتِ این دو
- مفهوم فسخ در قانون موضوعه ایران، ترجمان و اقتباس مستقیم از مفهوم آن در فقه امامیه است و تفاوت ماهوی میان این دو وجود ندارد.
- همخانواده
- فاسخ؛ منفسخ؛ انفساخ؛ تفاسخ
مفهوم
فسخ یک عمل حقوقی یکجانبه است که به موجب آن، شخصی که طبق قانون یا قرارداد دارای اختیار برهم زدن معامله (حق خیار) است، به حیات حقوقی یک عقد لازمِ صحیح، خاتمه میدهد.
زیرمجموعهٔ: انحلال قرارداد
مفهوم فسخ ریشه در فقه اسلامی دارد و به عنوان ابزاری برای تعدیل اصل لزوم قراردادها و جلوگیری از ضرر ناروا ایجاد شده است. این مفهوم با همان ماهیت به قانون مدنی ایران راه یافته و دامنهٔ آن در قراردادهای جدید نیز تسری پیدا کرده است.
گونهها
- فسخ قانونی — معیار: منشأ حق فسخ
- فسخ قراردادی — معیار: منشأ حق فسخ
اسبابِ پیدایش
- وجود حق خیار — سبب ایجاد امکان فسخ، وجود حقی به نام «خیار» است که یا ناشی از حکم قانون است یا ناشی از توافق طرفین.
مفاهیمِ مجاور و مرزشان
- اقاله (یا تفاسخ) — اقاله انحلال قرارداد با رضایت دو طرف است (عقد)، اما فسخ یک عمل حقوقی یکجانبه است (ایقاع) و تنها به ارادهٔ صاحب حق نیاز دارد.
- انفساخ — انفساخ انحلال قهری و خودبهخودی عقد به سببی است که خارج از ارادهٔ طرفین است (مانند تلف مبیع قبل از قبض). اما فسخ نیازمند اعمال اراده و انشای قاطع صاحب حق است.
- بطلان — عقد باطل از ابتدا به دلیل فقدان شرایط اساسی صحت، فاقد اثر حقوقی است. اما فسخ، یک عقد صحیح را که آثار حقوقی داشته، برای آینده منحل میکند. بطلان کاشف از بیاعتباری از روز نخست است، ولی فسخ ناظر به آینده است.
- عدم نفوذ — عقد غیرنافذ، عقدی صحیح اما ناقص است که برای کامل شدن نیازمند «تنفیذ» است. اما فسخ مربوط به انحلال یک عقد صحیح و کامل است.
ارکان و ضمانتِ اجرا
- رکن — ارادهٔ انشایی مبنی بر فسخ · قصد حقوقی برای انحلال عقد که باید به نحوی (لفظی، کتبی یا عملی) ابراز شود.
- رکن — صاحب حق فسخ (ذوالخیار) · شخصی که قانون یا قرارداد به او حق برهم زدن معامله را داده است.
- شرط_صحت — اهلیت صاحب حق · فاسخ باید در زمان اعمال حق، اهلیت استیفا (اهلیت تصرف در اموال و حقوق مالی) را داشته باشد.
- شرط_صحت — وجود حق فسخ در زمان اعمال آن · حق فسخ نباید پیش از اعمال، به سببی از اسباب (مانند اسقاط یا انقضای مدت) از بین رفته باشد.
مستندها
- مادهٔ ۲۱۹ قانون مدنی — این ماده اصل لزوم قراردادها را بیان کرده و انحلال را به موارد قانونی یا اقاله محدود میکند.
- مادهٔ ۳۹۶ قانون مدنی — این ماده به شمارش انواع خیارات قانونی میپردازد.
- مادهٔ ۴۴۹ قانون مدنی — این ماده بیان میکند که فسخ با هر لفظ یا فعلی که بر آن دلالت کند، محقق میشود.
تطبیقِ اصطلاحشناختی
- رومی-ژرمنی — Résolution, Résiliation · در حقوق فرانسه، «Résolution» به انحلال عقد با اثر قهقرایی (معمولاً به دلیل عدم اجرا) و «Résiliation» به انحلال برای آینده در قراردادهای مستمر اشاره دارد. فسخ در حقوق ایران به هر دو نزدیک است اما ماهیت آن به عنوان یک حق یکجانبه (خیار) که ممکن است ناشی از توافق یا قانون باشد، ویژگی متمایز آن است.
- کامنلا — Rescission, Termination · «Rescission» معمولاً به انحلال عقد از ابتدا (ab initio) به دلیل عیوب اراده (مانند اشتباه یا اکراه) اشاره دارد. «Termination» به خاتمه دادن به قرارداد برای آینده به دلیل نقض یا طبق شرایط قرارداد گفته میشود. فسخ در حقوق ایران به «Termination» نزدیکتر است، اما قواعد خاص خود را در مورد ماهیت حق و آثار آن (مثلاً در خصوص منافع قبل از فسخ) دارد.
همارزها و همخانوادهها
معنای نقض · زایل گردانیدن · تباه کردن · حل عقد · برهم زدن معامله
اینها در جستجو با هم گرفته میشوند (بینشان «یا»).
مفاهیمِ مرتبط و متناظر
الزام به ایفای تعهد · انعقاد عقد · لزوم عقد
دو سوی یک رابطهٔ حقوقیاند (مثلِ بایع و مشتری، مبیع و ثمن) — نه متضاد، نه هممعنا.
متضادها و مفاهیمِ مقابل
اینها خودکار جستجو نمیشوند — پیشنهادند. متضاد اگر «یا» شود، سندی که فقط واژهٔ مقابل را دارد بالا میآید.
ترکیبهای ثبتشده
فسخ نکاح · فسخپیمان · جنونِ موجب فسخ · عدهٔ فسخ نکاح · فوریت حق فسخ · عیوب زن موجب فسخ · عیوب مرد موجب فسخ · تفاوت فسخ نکاح و طلاق · فسخ حواله به سبب اعسار · فسخ بهعلت تخلف شرط فعل
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
تعریف
نسخ قانون عملی است که قانونگذار به موجب آن به طور صریح یا ضمنی اعتبار قانونی را سلب میکند. به عبارت دیگر با وضع قانون جدید، اعتبار و قدرت قانون قدیم از بین میرود و قانون جدید جایگزین میشود. در اصطلاح حقوقی قانون جدید را ناسخ و قانون قدیم را منسوخ میگویند. نسخ قانون را با ابطال آن نباید اشتباه گرفت. به طور مثال در حکومت جدیدی که حکومت سابق خود را نامشروع می داند و در نتیجه مجلس جدید ایجاد میکند و اعلام میکند که قوانین گذشته بر اساس قانون اساسی جدید درست نبوده است و آنها را ابطال میکند، آثار قوانین ابطال شده بهکلی از بین میرود و نتیجهاش شامل گذشته نیز میشود اما نسخ قانون به موردی گفته میشود که قانونگذار وجود قانونی را که تشریفات وضع آن درست بوده است را بنا به مصالحی زاید تشخیص میدهد. بنابراین اثر قانون نسبت به آینده از بین میرود اما آثار گذشتهُ آن حفظ میشود.
منبع: ویکیپدیا — نسخ (حقوق) (CC BY-SA 4.0)
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
