رأی
تقاضای فسخ نکاح به استناد کتمان ازدواج سابق
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی اقای ع. م. ک. فرزند ع. ا. با وکالت اقای س. ب. به طرفیت خانم ف. ا. ا. فرزند س. ک. با وکالت اقای ک. د. و خانم ف. ن. نسبت به دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۲/۳/۱۸ صادره از شعبه *در ؛ با این توضیح که اقای ع. م. ک. د. ب. ط. خانم ف. ا. ا. مبنی بر اعلام فسخ نکاح دائم و مطالبه خسارات دادرسی تقدیم نموده است. پرونده در شعبه *در مورد رسیدگی قرار گرفته است. النهایه دادگاه محترم بدوی طی دادنامه تجدیدنظرخواسته این چنین انشای رای نموده است: … دادگاه ب.
ت. ب. تاریخ عقد نکاح دائم بین طرفین {۲۶/۱۱/۱۳۸۱} ، ملاحظه می نماید. که مدت مدیدی یعنی بیشتر از۲۰ سال خورشیدی ، از ایجاد علقه زوجیت فیمابین طرفین می گذرد و از سویی ، عرف جامعه ایرانی ، عدم اطلاع قبلی زوج از نکاح سابق زوجه یا عدم اطلاع بعدی زوج از نکاح سابق زوجه و دوشیزه نبودن زوجه حین عقد نکاح با زوج ، درطول این سالهای متمادی زندگی مشترک را بعید می انگارد لذا دادگاه صرف نظر از مفاد گواهی گواهان زوج ، خواسته خ. ر. و. ندانسته ومستندا به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1257-a_0815110236919">ماده۱۲۵۷ قانون مدنی</a> و ماده۱۹۸قانون ایین دادرسی مدنی ، حکم به بطلان دعوای خواهان صادر و اعلام می نماید.
اقای ع. م. ک. با وکالت اقای س. ب. ظرف مهلت قانونی نسبت به دادنامه صادره تجدیدنظرخواهی نموده است. پرونده جهت رسیدگی به تجدیدنظرخواهی ایشان به این دادگاه ارجاع گردیده است. با امعان نظر در اوراق و محتویات پرونده و ن. ب. ا. ۱ قوانین کشور ۱۵روز پس از انتشار لازم الاجراست و اصل بر این است.که پس از این مدت افراد علم به قوانین جاری کشور دارند و ادعای جهل به قوانین پذیرفته نخواهد بود مگر ان که مدعی جهل ، ادعای خود را اثبات نماید.
که در مانحن فیه دلیل و مدرکی در این خصوص ارائه نگردیده است. ۲ فسخ نکاح فوری است.و با سپری شدن بیش از ۲۰ سال از زندگی مشترک اعمال چنین حقی قابل پذیرش نمی باشد. ۳ اظهارات ت. ن. خ. در متن دادخواست بدوی و اظهارنامه و صورتجلسه رسیدگی دادگاه بدوی همگی حکایت از ان دارد. که وصف اساسی برای زوج ، باکره بودن زوجه بوده است.نه ان که ازدواج قبلی داشته باشد. که حسب گواهی پزشک اعلام گردیده است. ( بکارت زوجه پس از طلاق از همسر سابق ایشان سالم بوده است ) ، ضمن انکه دلیل حذف مشخصات همسر سابق و دریافت شناسنامه المثنی نیز در راستای ماده ۳۳ قانون ثبت احوال صورت گرفته که شرط ان غیر مدخوله بودن زوجه است. ۴ ت.
ن. خ. مدعی است.در جلسه رسیدگی دعوی استرداد جهیزیه متوجه ازدواج سابق زوجه گردیده است.حال ان که در صورتجلسه مورد ادعا در این خصوص مطلبی مکتوب نگردیده است.و اینکه تقدیم دادخواست الزام به تمکین توسط ت. ن. خ. نیز دلالت بر اسقاط حق فسخ دارد. ۵ صرف پنهان کردن ازدواج قبلی توسط زوجه با وصف باکره بودن وی موجبی برای فسخ نمی باشد. چرا که عقد مبتنی بر این شرط واقع نشده است.و از طرفی مقررات ماده ۳۳ قانون ثبت احوال که به زوجه غیرمدخوله اجازه حذف مشخصات همسر سابق از شناسنامه را داده است.نیز دلالت بر ان داشته که وصف اساسی در عقد نکاح باکره بودن زوجه م.
ب.. ۶ احدی از شهود تعرفه شده ت. ن. خ. ( دایی ایشان ) دارای پرونده کیفری با موضوع ضرب و جرح عمدی با ت. ن. خ. م. ب.. بنابراین و با عنایت به موارد بیان شده و همچنین استدلال دادگاه محترم بدوی و به لحاظ اینکه ایراد و اعتراض موجه و مدللی که موجبات نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته را فراهم اورد از سوی ت. ن. خ. به عمل نیامده است.و از لحاظ قواعد شکلی و ماهوی خلل و خدشه ای به ان وارد نمی باشد. و منطبق با موازین شرعی و قانونی اصدار یافته است ، دادگاه ضمن رد تجدیدنظرخواهی مشارالیه و مستندا به ماده ۳۵۸ قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید می نماید. رای صادره ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور م. ب../
رییس شعبه *مستشار شعبه *
ا. ع. ا. ز.
رونوشت برابر اصل اصداری است. مدیردفتر شعبه *ا. س. م.
فهرست
دادگاه تجدیدنظر استان
نقد رأی
تقاضای فسخ نکاح به استناد کتمان ازدواج سابق
در این پرونده، ی. ا. ط. به عنوان خواهان، درخواست فسخ نکاح را به دلیل تدلیس به دادگاه ارائه کرده است. خواهان ادعا کرده که در زمان عقد، طرف مقابل اعلام کرده است که قبلاً ازدواج نکرده، اما پس از مدتی مشخص شده که وی دارای همسر قبلی بوده و این موضوع منجر به بروز اختلافات گردیده است. از سوی دیگر، طرف مقابل درخواست دریافت مهریه به تعداد 313 عدد سکه بهار آزادی را مطرح کرده است. <br>دادگاه ابتدا به بررسی ادعاها و مستندات طرفین پرداخته و با استناد به نظریه پزشکی مبنی بر باکره بودن طرف مقابل و اینکه پنهان ماندن ازدواج قبلی حق فسخ را برای خواهان ایجاد نمیکند، دعوای خواهان را رد کرده و حکم به تادیه مهریه به نفع طرف مقابل صادر نموده است.
این حکم در مرحله تجدیدنظر نیز تایید شده و در نهایت، دیوان عالی کشور با بررسی محتویات پرونده و عدم وجود خدشه به دادنامههای پیشین، حکم را ابرام کرده است.
تاریخ دادنامه قطعی: 1392/11/30
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: صرف کتمان ازدواج قبلی زوجه موجب تحقق حق فسخ نکاح به دلیل تدلیس نمی شود مگر اینکه عدم سابقه ازدواج در عقدنامه نکاح شرط شده باشد یا عقد متباینا ًبر این مبنا منعقدشده باشد
رای خلاصه جریان پرونده
خواهان زوج آقای م.ر.
فرزند الف. 35 ساله با وکالت آقای م.ب. طی دادخواست تقدیمی به ریاست محترم دادگستری شهرستان کوهدشت پیوست رونوشت عقدنامه و غیره به طرفیت خوانده همسرش خانم ط.الف. فرزند ع. 29 ساله هر دو اهل و ساکن کوهدشت تقاضای فسخ نکاح به جهت تدلیس نموده است و وکیل مذکور توضیح داده است بر اساس عقدنامه تقدیمی موکل و خوانده به عقد شرعی با یکدیگر ازدواج و خوانده در متن شرایط ضمن عقد نکاح اعلام نموده قبلا همسر نداشته و ازدواج نکرده ولیکن بعد از گذشت مدتی مشخص گردیده قبلا به مدت دو سال همسر قانونی و شرعی فردی به نام ن.الف.
بوده است که حتی وام ازدواج نیز دریافت نمودهاند و ظاهرا این موضوع از نکاح با خوانده خودداری می نمود و پس از اطلاع باعث بروز اختلافات شده است. لذا فسخ نکاح به علت تدلیس م. ا. و پرونده پس از تشریفات ثبت و ارجاع در شعبه اول دادگاه حقوقی کوهدشت مطرح و از طرف دیگر زوجه خانم ط.الف. با وکالت خانم ….ب. طی دادخواست تقدیمی به ریاست محترم دادگاه شهرستان کوهدشت به طرفیت خوانده همسرش م.ر. تقاضای رسیدگی و صدور حکم مبنی بر الزام خوانده به تادیه مهریه 313 عدد سکه تمام بهار آزادی طرح جدید نموده است که به شعبه --- دادگاه جزایی ارجاع و مطرح گردیده است ولیکن شعبه --- دادگاه جزایی پرونده مربوطه را جهت جلوگیری از آراء متهافت و جهت رسیدگی توامان پرونده مذکور نیز به شعبه اول دادگاه حقوقی کوهدشت ارسال و ضمیمه پرونده شعبه اول حقوقی ضمیمه پرونده نموده توامان رسیدگی نموده است و در جلسه اولیه دادگاه خ.
ا. د. همسرم به دلیل اینکه قبلا دارای همسر دیگری بوده است مرا فریب داده است و به من اطلاع نداده که قبلا ازدواج کرده و حتی وام ازدواج نیز دریافت کرده اند و رونوشت عقدنامه قبلی پیوست پرونده م. ب.. لذا تقاضای فسخ نکاح نموده است ولیکن خوانده (زوجه) اظهار داشته ب. ت. ب. ارتباط بسیار نزدیک موکله با خواهر خواهان و اطلاع کامل وی از موضوع عقد سابق و اینکه زوجه باکره است و حاضر است به پزشک قانونی معرفی شود لذا ادعای زوج بلاجهت و فقط جهت عدم تادیه حقوق قانونی موکله است و تقاضا نموده دادگاه ضمن حکم به ابطال و دعوای فسخ نکاح در مورد مهریه نیز تعیین تکلیف نماید و شهود زوج ازجمله پدر و برادران وی گفته در جریان عقد خانواده زوجه راجع به ازدواج قبلی خوانده چیزی مطرح نکردند و بعد از گذشت مدتی مطلع شدیم و شهود زوجه ازجمله برادر و خواهر و خاله زوجه اعلام داشته اند که به زوج و خواهرش اطلاع داده اند و کاملا مطلع شده و پزشک قانونی نیز اعلام داشته پرده بکارت از نوع حلقوی و بدون پارگی است و دادگاه پس از تحقیقات انجام شده در دادنامه شماره --- - 8/9/91 در خصوص دادخواست آقای م.ر.
با وکالت م.ب. به طرفیت خانم ط.الف. با وکالت خانم ….ب. به خواسته فسخ نکاح به علت تدلیس دادگاه ب. ت. ب. اوراق و محتویات پرونده ن. ب. ا. عیوب زن که برای مرد حق فسخ ایجاد می کند در قانون احصاء شده و پنهان ماندن عقد نکاح قبلی بدون نزدیکی برای مرد حق فسخ ایجاد نمی کند مضافا اینکه طبق نظریه پزشکی زوجه باکره م. ب. لذا حکم به بطلان دعوای فسخ نکاح صادر نموده است و در خصوص دعوی خانم ط.الف. با وکالت خانم ….ب. ب. ت. ب. عندالمطالبه بودن مهریه در عقدنامه دعوای وی را محمول بر صحت تشخیص و به استناد مواد قانونی که ذکر کرده حکم به تادیه خوانده (زوج) تعداد 313 عدد سکه بهار آزادی طرح جدید و یک میلیون و شصت هزار ریال بابت هزینه دادرسی و حق الوکاله د.
ح. خ. صادر نموده است که از ناحیه وکیل زوج مورد اعتراض واقع شده و طی دادخواست تقدیمی و لایحه پیوست تقاضای تجدیدنظر نموده است. لذا پرونده در شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان لرستان مطرح و در دادنامه شماره --- - 18/10/91 ب. ت. ب. محتویات پرونده ن. ب. ا. طبق محتویات و اظهارات طرفین زوجه باکره بوده و تابه حال تصرف نگردیده و فقط بین زوج و زوجه قبلی عقد شرعی جاری شده بوده و پس از عقد شرعی از یکدیگر جداشده اند و به لحاظ اینکه صرف اجرای عقد بین زوجه و زوج قبلی زمانی موجب فسخ نکاح است که موضوع عدم ازدواج قبلی در ضمن عقد شرط شده باشد یا عقد مبنیا بر آن جاری شده باشد که موارد فوق در عقدنامه ملاحظه نمی شود.
لذا به نظر دادگاه دادنامه دادگاه بدوی قانونی بوده است و ضمن ردّ اعتراض دادنامه بدوی را تایید مینماید. متعاقبا زوج آقای م.ر. با وکالت آقای م.ب. نسبت به دادنامه مذکور اعتراض و طی دادخواست و لایحه فرجامی تقدیمی فرجام خواهی نموده است. لذا پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ( 26 دیوان عالی کشور) ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … و دقت در اوراق پرونده و دادنامه شماره --- - 18/10/91 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
با عنایت به محتویات پرونده های بدوی و تجدیدنظر و مستندات ابرازی طرفین بر دادنامه فرجام خواسته خدشه ای وارد نمیباشد، ابرام میگردد.
رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور - مستشار
در تاریخ 20 فروردین 1390، ی. ا. ط. به دلیل تدلیس، دعوی فسخ نکاح را به دادگاه تقدیم نمود. وی ادعا کرد که طرف مقابل به طور نادرست خود را دارای تحصیلات دانشگاهی و بدون ازدواجهای قبلی معرفی کرده و سن واقعی خود را نیز مخفی کرده است. دادگاه در مراحل مختلف رسیدگی، به دلیل عدم احراز وقوع بزه تدلیس و صدور قرار منع تعقیب در دادسرا، دعوی را رد کرد. پس از آن، طرف مدعی به دادگاه تجدیدنظر مراجعه و خواسته خود را مجدداً مطرح کرد.
شعبه تجدیدنظر ب. ت. ب. ادله و مستندات ارائه شده، به این نتیجه رسید که عدم اعلام ازدواجهای قبلی و تحصیلات طرف مقابل از جمله شرایطی است که موجب عدم رضایت طرف مدعی به ازدواج شده است. بنابراین، حکم به فسخ نکاح صادر گردید. طرف مقابل به این رای اعتراض کرده و درخواست فرجامخواهی نمود. دیوان عالی کشور پس از بررسی، اعتراض را وارد ندانسته و رای تجدیدنظر را به استناد ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی تایید کرد.
تاریخ دادنامه قطعی: 1392/11/21
پیام: چنانچه زوج پیش تر ازدواج های مکرر داشته و در زمان نکاح، این موضوع را از همسر خود پنهان کند چون عقد متبانیا بر این بسته شده که ازدواج اول زوج باشد بنابراین زوجه میتواند نکاح را فسخ کند.
در تاریخ 20/4/90 خانم ن.ن. به استناد تصویر رونوشت سند ازدواج پرونده کلاسه --- مطروحه در شعبه --- دادخواستی به خواسته فسخ نکاح به جهت تدلیس به طرفیت آقای م.ج. تقدیم و چنین توضیح می دهد اینجانب خ. د. ت. 6/12/88 با خوانده(م.ج.) ازدواج نمودم و در تاریخ 7/12/89 متوجه انواع فریب ها
1 - تحصیلات کارشناسی زبان آلمانی معرفی نمود و اکنون کاشف به عمل آمده که مدرک دانشگاهی نداشته که یکی از شروط اینجانب برای ازدواج تحصیلات دانشگاهی همسرم بوده
2 - سه ازدواج ناموفق خود را از من کتمان نموده که همسران قبلی وی نیز حاضر به ادای شهادت میباشند
3 - سن واقعی خود را نیز از من مخفی نگه داشته که با شکایت کیفری در همان تاریخ علیه وی به جهت تدلیس در ازدواج پرونده در حال رسیدگی م. ب. نظر به مراتب یادشده و اینکه عقد متباینا بر آن واقع شده تقاضای رسیدگی و صدور حکم فسخ نکاح به لحاظ تدلیس در ازدواج را دارم پرونده جهت رسیدگی به شعبه بیست و ششم دادگاه عمومی حقوقی اصفهان ارجاع میگردد آقای م.ق. با تقدیم وکالت نامه ای خ. ر. ب. عنوان وکیل ز. م. م. کند و همچنین خانم ها ز.ب. و ش.ش.
با تقدیم وکالت نامه ای به عنوان وکیل زوجه در پرونده مداخله می کنند و وکلای طرفین لایحه ای تقدیم که پیوست پرونده میگردد شعبه مذکور در تاریخ 26/7/90 با حضور وکلای طرفین تشکیل جلسه می دهد وکلای طرفین اظهار داشتند که اظهارات به شرح لایحه تقدیم شده تقاضای رسیدگی را دارند دادگاه پرونده استنادی کلاسه --- از شعبه --- کیفری مطالبه می کند وکیل خ. د. ا. خصوص به دادگاه اعلام می کند ب. ت. ب. اینکه پرونده درخواستی به کلاسه --- در شعبه --- کیفری به شعبه --- دادیاری عودت داده شده و بدل آن پرونده در شعبه --- کیفری موجود است بدین منظور درخواست میشود پرونده کلاسه مزبور از شعبه --- دادیاری درخواست گردد هرچند دادسرای مربوطه موضوع شکایت دعوی را به لحاظ ترک فعل جرم ندانسته و قرار منع تعقیب صادر نموده است در این راستا پرونده کلاسه دیگری به شماره 901106 توضیحا شماره 901016 مطروحه در شعبه --- کیفری به عنوان تدلیس در ازدواج مطرح م.
ب. که وقت رسیدگی آن به تاریخ 11/10/90 ساعت 30/11 مورد لحاظ قرارگرفته است دادگاه پس از وصول پرونده استنادی کلاسه --- چنین مرقوم پرونده استنادی حکایت از این دارد که در خصوص شکایت تدلیس از ناحیه زوجه علیه زوج که منتهی به قرار منع تعقیب شده است با اعتراض به قرار مربوطه به شعبه --- ارجاع و دادگاه محترم قرار منع تعقیب را موجه تشخیص و آن را تایید نموده و قطعیت یافته است با این توصیف ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره --- - 30/11/90 چنین رای می دهد: در خصوص دعوی خانم ن.ن.
فرزند الف. با وکالت خانم ز.ب. به طرفیت آقای م. ج. فرزند ع. با وکالت آقای م.ق. به خواسته فسخ نکاح به جهت تدلیس در آن موضوع سند نکاحیه شماره 3715 مورخ 1388/12/06 دفتر شماره.... حوزه ثبت اصفهان بدین توضیح که خواهان و وکیل وی اظهار داشتند در زمان عقد ازدواج خوانده خود کارشناس زبان آلمانی و دارای کمتر از سن درج شده در سند سجلی و اینکه تابه حال سابقه ازدواج نداشته معرفی نموده حال آنکه پس از عقد مشخص شده که نامبرده فاقد تحصیلات دانشگاهی و دارای چند فقره ازدواج ناموفق و همچنین داشتن سنی بالاتر از سن اعلامی م.
ب. علی هذا دادگاه نظر به محتویات پرونده و ن. ب. ا. موضوع تدلیس در ازدواج با شکایت زوجه در دادسرا مطرح و به لحاظ عدم احراز وقوع بزه قرار منع تعقیب که این قرار در دادگاه شعبه --- تایید گردیده ردّ شده و نظر به عدم کفایت ادله اثباتی و مستندا به ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی رای به ردّ دعوی خواهان صادر و اعلام میدارد پس از ابلاغ رای صادره و تجدیدنظرخواهی خانم ن.ن. شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان بدوا پرونده های کلاسه --- و 901106 یا 901016 شعبه --- دادگاه عمومی جزایی اصفهان را مطالبه می کند و پس از وصول پرونده به شرح صورت جلسه پیوست (ص 50 پرونده) خلاصه آن را در پرونده درج می کند و نهایتا اعلام می کند سرانجام در تاریخ 7/8/90 دادیار قرار مجرمیت متهم (م.ج.) را به خاطر تدلیس در امر ازدواج (خود را لیسانسیه زبان و ادبیات آلمانی معرفی کرده) را صادر پس از موافقت و کیفرخواست متهم به استناد ماده 647 قانون مجازات اسلامی صادرشده است و پرونده جهت رسیدگی به شعبه --- دادگاه عمومی جزایی اصفهان ارجاع که این شعبه متهم از اتهام انتسابی به دلایل مندرج در دادنامه تبرئه می کند که براثر تجدیدنظرخواهی پرونده در شعبه هشتم دادگاه تجدیدنظر استان در نوبت رسیدگی قرار میگیرد که نهایتا برابر تصویر دادنامه شماره --- مورخ 1391/09/09 شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان دادنامه شماره --- - 25/2/91 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی اصفهان مستندا به بند الف ماده 257 قانون آیین دادرسی کیفری تایید و استوار مینماید دادگاه وقت رسیدگی تعیین و طرفین را به دادرسی دعوت می کند و در تاریخ 1392/03/22 با حضور طرفین و وکلای آنان تشکیل جلسه می دهد وکیل زوجه ضمن تکرار مفاد دادخواست توضیح می دهد چون عقد نکاح موکله مبنی برداشتن صفات کماله ازجمله تفاوت سنی کمتر از ده سال و داشتن تحصیلات دانشگاهی و پسر بودن زوج به گفت عرف و ازدواج نکردن وی واقع گردیده به نحوی که فقدان هر یک از این صفات در زوج موکله را بر آن وا می داشت که هرگز راضی به این ازدواج نشود درخواست میگردد به استناد مواد 1128 و 439 قانون مدنی و طبق ماده یک قانون مسئولیت مدنی مصوب 1339 و ب.
ت. ب. مسئله 113 تحریرالوسیله حضرت امام (ره) حکم بر فسخ نکاح در دادنامه بدوی را صادر فرمایند سپس وکیل خ. د. پ. اظهار داشت در مورد مسئله 13 تحریر مربوط به جایی است که شرط تصریح شده و در مانحن فیه خروج موضوعی دارد و در مورد دادنامه کیفری در رای شعبه هشتم دادگاه تجدیدنظر به خاطر عدم ارائه ادله اثباتی مبنای صدور رای بوده است آخرین اراده طرفین در سند نکاحیه قیدشده که شغل موکلم آزاد و آهن فروش قیدشده است آنچه قاطبه شهود در پرونده کیفری گفته اند و موکل هم در زمان آشنایی با این خانم که پرسیده اند آلمان چه کار می کرده ای گفته است که تحصیل می کردم و درست هم بوده و مدارک آن موجود است که موکلم دو، سه مستر که حدود یک سال بشود را در آلمان به تحصیل زبان آلمانی مشغول بوده است و آنچه در آلمان رویه است صدور گواهی اتمام تحصیلات است که مدرک لیسانس که در ایران مرسوم م.
ب. دادگاه خطاب به ت. ن. خ. سوال می کند حدود چند سال تحصیل در دانشگاه آلمان مصادف با لیسانس ایران است نامبرده پاسخ داد نمی دانم سپس مجددا وکیل ت. ن. خ. توضیح داد که این ادعاهایی که زوجه دارند جزء شروط ابتدایی م. ب. که بنا بر اجماع فقهای امامیه باطل است و جزء شروط بنایی نمیباشد درواقع سه ادعای ت. ن. خ. مبنی بر سن موکل و تحصیلات و عدم ازدواج قبلی موکل در مورد اول جزء شروط ابتدایی با قید این نکته که فرض مبحث حقوقی است نه قید وقایع، موکل مصرانه مدعی عدم اشتراط است در مورد سوم ازدواج های قبلی موکل به لحاظ اعلام و اظهار ازدواج های قبلی به ت.
ن. خ. توسط موکل و آگاهی ایشان از این موضوع اساسا ادعای مشروط بودن آن مفروغٌ عنه از مباحث شروط است تقاضای ردّ تجدیدنظرخواهی را دارد ت. ن. خ. در پاسخ دادگاه اظهار داشت که من سه ازدواج قبلی داشته ام اولی سال 75 بود به خاطر مشکلات خودم طلاق دادم و مهریه اش را پرداخت کردم دوم سال 79 بود طلاق توافقی صادر شد ازدواج سوم سال 85 بود خودم رفتم تقاضای طلاق کردم و مهریه ایشان را هم نصف پرداخت کردم و هر سه مورد ازدواج قبلیم را قبل از عقد در یک جلسه خصوصی به ایشان گفتم در مورد مدارک من با ایشان گفتم که خواهر و برادرم آلمان هستند و من هم مدتی آنجا بودم و یک دوره کالج زبان آلمانی هم خوانده ام که این حرف ما شده که من مدرک دارم و فلان و به همان - در پایان زوجه توضیحاتی می دهند و دادگاه از 4 نفر از شهود تعرفه شده خ.
ب. ش. اوراق جداگانه تحقیق (صفحات 63 الی 66 پرونده) می کند و آنگاه پایان رسیدگی را اعلام و طی رای شماره --- - 1392/03/28 چنین استدلال می کند تجدیدنظرخواهی ت. ن. خ. با وکالت ز.ب. و ش.ش. نسبت به دادنامه شماره --- - 900 وارد است زیرا صرف نظر از ادعای زوجه در مورد سن و مدرک تحصیلی زوج که به سهولت قابل بررسی بوده و میتواند کوتاهی از ناحیه وی در مورد احراز صحت وسقم آن ها تلقی گردد لیکن در مورد ازدواج های قبلی زوج که مورد تایید وی نیز م.
ب. و مدعی است در سال های 75 - 79 - 85 سه ازدواج داشته که هر سه آن ها منتهی به جدایی شده است و چون ادعای زوج مبنی بر اعلام ازدواج های قبلی در یک جلسه خصوصی به زوجه بدون دلیل م. ب. و اثبات نشده و از طرفی ب. ت. ب. موقعیت خانوادگی و اجتماعی و شغلی زوجه محرز است که قصد ازدواج با فردی بوده که اولین ازدواج او باشد و درواقع صفت ازدواج اول زوج جزء صفاتی است که مقصود چنین زنی با چنین موقعیتی میباشد، اگرچه در عقد تصریح به آن نشده باشد و به تعبیری در مانحن فیه صفت مذکور جزء صفاتی است که عقد متباینا بر آن واقع شده لذا خواسته مطروحه ثابت تشخیص داده میشود و مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی در امور مدنی و مواد 1120 و 1128 قانون مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته حکم به فسخ نکاح نامبردگان صادر و اعلام میگردد این رای در تاریخ 1392/05/02 ابلاغ و آقای م.ج.
در تاریخ 1392/05/12 نسبت به آن اعتراض و تقاضای فرجام خواهی می کند پرونده جهت رسیدگی پس از تبادل لوایح به دیوان عالی کشور ارسال که به این شعبه ارجاع میگردد - مشروح مفاد لوایح طرفین به هنگام ملاحظه گزارش قرائت خواهد شد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای … و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
اعتراض ف. خ. آقای م.ج. نسبت به رای شماره --- - 1392/03/28 صادره از شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان ب.
ت. ب. مندرجات پرونده و رسیدگی های به عمل آمده وارد نیست رای دادگاه بنا به جهات و دلایل منعکس در آن و نحوه استدلال و اظهارات ف. خ. ب. شرح صورت جلسه مورخ 1392/03/22 دادگاه تجدیدنظر استان و تکذیب ادعای وی از ناحیه فرجام خوانده و رعایت تشریفات دادرسی مخالف قانون نمیباشد فلذا با استناد ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب سال 1379 رای فرجام خواسته نتیجتا ابرام و پرونده اعاده میگردد.
در روند تجدیدنظرخواهی نسبت به رای صادره از دادگاه بدوی در تاریخ 18 خرداد 1402، خواهان درخواست فسخ نکاح دائم و مطالبه خسارات دادرسی را مطرح کرده است.
دادگاه بدوی با استناد به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1257-a_0815110236919">ماده 1257 قانون مدنی</a> و ماده 198 قانون آیین دادرسی مدنی، دعوای خواهان را به دلیل گذشت بیش از 20 سال از تاریخ عقد نکاح و عدم اطلاع زوج از نکاح قبلی زوجه، غیرموجه تشخیص داده و حکم به بطلان دعوی صادر کرده است. ت. ن. خ. با ارائه دلایل، ادعا کرده است که عدم اطلاع از ازدواج قبلی زوجه موجب فسخ نکاح میگردد. با این حال، دادگاه تجدیدنظر با ارزیابی مواد قانونی و مستندات ارائهشده، به این نتیجه رسید که ادعای خواهان فاقد شواهد کافی است و در نتیجه، تجدیدنظرخواهی را رد و رای بدوی را تایید نمود.
رای صادره ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ، قابلیت فرجامخواهی در دیوان عالی کشور را دارد.
رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی اقای ع. م. ک. فرزند ع. ا. با وکالت اقای س. ب. به طرفیت خانم ف. ا. ا. فرزند س. ک. با وکالت اقای ک. د. و خانم ف. ن. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1402/03/18 صادره از شعبه *در ؛ با این توضیح که اقای ع. م. ک. د. ب. ط. خانم ف. ا. ا. مبنی بر اعلام فسخ نکاح دائم و مطالبه خسارات دادرسی تقدیم نموده است.
پرونده در شعبه *در مورد رسیدگی قرار گرفته است. النهایه دادگاه محترم بدوی طی دادنامه تجدیدنظرخواسته این چنین انشای رای نموده است: … دادگاه ب. ت. ب. تاریخ عقد نکاح دائم بین طرفین {1381/11/26}، ملاحظه می نماید. که مدت مدیدی یعنی بیشتر از20 سال خورشیدی، از ایجاد علقه زوجیت فیمابین طرفین می گذرد و از سویی، عرف جامعه ایرانی، عدم اطلاع قبلی زوج از نکاح سابق زوجه یا عدم اطلاع بعدی زوج از نکاح سابق زوجه و دوشیزه نبودن زوجه حین عقد نکاح با زوج، درطول این سالهای متمادی زندگی مشترک را بعید می انگارد لذا دادگاه صرف نظر از مفاد گواهی گواهان زوج، خواسته خ.
ر. و. ندانسته ومستندا به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1257-a_0815110236919">ماده 1257 قانون مدنی</a> و ماده 198 قانون ایین دادرسی مدنی، حکم به بطلان دعوای خواهان صادر و اعلام می نماید. اقای ع. م. ک. با وکالت اقای س. ب. ظرف مهلت قانونی نسبت به دادنامه صادره تجدیدنظرخواهی نموده است. پرونده جهت رسیدگی به تجدیدنظرخواهی ایشان به این دادگاه ارجاع گردیده است. با امعان نظر در اوراق و محتویات پرونده و ن. ب. ا. 1 قوانین کشور 15روز پس از انتشار لازم الاجراست و اصل بر این است.که پس از این مدت افراد علم به قوانین جاری کشور دارند و ادعای جهل به قوانین پذیرفته نخواهد بود مگر ان که مدعی جهل، ادعای خود را اثبات نماید.
که در مانحن فیه دلیل و مدرکی در این خصوص ارائه نگردیده است. 2 فسخ نکاح فوری است.و با سپری شدن بیش از 20 سال از زندگی مشترک اعمال چنین حقی قابل پذیرش نمیباشد. 3 اظهارات ت. ن. خ. در متن دادخواست بدوی و اظهارنامه و صورتجلسه رسیدگی دادگاه بدوی همگی حکایت از ان دارد. که وصف اساسی برای زوج، باکره بودن زوجه بوده است.نه ان که ازدواج قبلی داشته باشد. که حسب گواهی پزشک اعلام گردیده است. (بکارت زوجه پس از طلاق از همسر سابق ایشان سالم بوده است)، ضمن انکه دلیل حذف مشخصات همسر سابق و دریافت شناسنامه المثنی نیز در راستای ماده 33 قانون ثبت احوال صورت گرفته که شرط ان غیر مدخوله بودن زوجه است. 4 ت.
ن. خ. مدعی است.در جلسه رسیدگی دعوی استرداد جهیزیه متوجه ازدواج سابق زوجه گردیده است.حال ان که در صورتجلسه مورد ادعا در این خصوص مطلبی مکتوب نگردیده است.و اینکه تقدیم دادخواست الزام به تمکین توسط ت. ن. خ. نیز دلالت بر اسقاط حق فسخ دارد. 5 صرف پنهان کردن ازدواج قبلی توسط زوجه با وصف باکره بودن وی موجبی برای فسخ نمیباشد. چرا که عقد مبتنی بر این شرط واقع نشده است.و از طرفی مقررات ماده 33 قانون ثبت احوال که به زوجه غیرمدخوله اجازه حذف مشخصات همسر سابق از شناسنامه را داده است.نیز دلالت بر ان داشته که وصف اساسی در عقد نکاح باکره بودن زوجه م.
ب.. 6 احدی از شهود تعرفه شده ت. ن. خ. (دایی ایشان) دارای پرونده کیفری با موضوع ضرب و جرح عمدی با ت. ن. خ. م. ب.. بنابراین و با عنایت به موارد بیان شده و همچنین استدلال دادگاه محترم بدوی و به لحاظ اینکه ایراد و اعتراض موجه و مدللی که موجبات نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته را فراهم اورد از سوی ت. ن. خ. به عمل نیامده است.و از لحاظ قواعد شکلی و ماهوی خلل و خدشه ای به ان وارد نمیباشد. و منطبق با موازین شرعی و قانونی اصدار یافته است، دادگاه ضمن رد تجدیدنظرخواهی مشارالیه و مستندا به ماده 358 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید می نماید. رای صادره ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور م. ب../
رئیس شعبه *مستشار شعبه *
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1
موارد مرتبط 52
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
حذف نام زوج متوفی از شناسنامه
ماده 33 قانون ثبت احوال و عدم وجود نص قانونی در خصوص طلاق زوجه غیرمدخوله
-
رأی
هماستناد
2- صدور قرار امتناع از رسیدگی به واسطه اظهارنظر ارشادی
ماده 33 قانون ثبت احوال و نیز به مستفاد از قسمت اخیر ماده 24 قانون حمایت
-
رأی
هماستناد
رای شماره 206 و 207 مورخ 1392/03/27 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 33 قانون ثبت احوال را مطرح کرده است
-
رأی
هماستناد
1- شرط عدم سابقه نکاح زوج2- حذف مشخصات همسر سابق از شناسنامه
ماده 33 قانون ثبت احوال در طلاق غیر مدخوله اجازه اصلاح شناسنامه را داده و
-
رأی
هماستناد
درخواست ثبت طلاق شرعی
ماده 33 قانون ثبت احوال و نیز به مستفاد از قسمت اخیر ماده 24 قانون حمایت
-
رأی
هماستناد
1- اثر اظهارنظر ارشادی قاضی بر رسیدگی ماهوی وی به پرونده2- اثر طلاق غیررسمی
ماده 33 قانون ثبت احوال و نیز به مستفاد از قسمت اخیر ماده 24 قانون حمایت
-
رأی
هماستناد
رای شماره 183 مورخ 1381/06/10 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 33 قانون ثبت احوال نمودم ولی بر طبق بخشنامه مورد شکایت موضوع تعویض ش
-
رأی
هماستناد
تقاضای فسخ نکاح به استناد کتمان ازدواج سابق
ماده 33 قانون ثبت احوال صورت گرفته که شرط ان غیر مدخوله بودن زوجه است
-
رأی
هماستناد
(1)- اثر رد شکایت کیفری فریب در ازدواج بر دعوی حقوقی فسخ نکاح - (2)- تشخیص رعایت فوریت اعمال حق فسخ نکاح
ماده 33 قانون ثبت احوال این واقعه درشناسنامه قید نمی شود
-
رأی
هماستناد
حذف نام زوج متوفی از شناسنامه
ماده 33 قانون ثبت احوال ناظر بر طلاق زوجه غیرمدخوله است و در مانحن فیه نص
-
رأی
هماستناد
درخواست ثبت طلاق شرعی
ماده 33 قانون ثبت احوال و نیز به مستفاد از قسمت اخیر ماده 24 قانون حمایت
-
رأی
هماستناد
شرط تحقق فریب در ازدواج
ماده 33 قانون ثبت احوال این واقعه درشناسنامه قید نمی شود
-
رأی
هماستناد
رسیدگی به خواسته اثبات مالکیت بر اساس اسناد عادی در اموال غیرمنقول ثبتی
ماده 33 قانون ثبت احوال در طلاق غیر مدخوله اجازه اصلاح شناسنامه را داده و
-
رأی
هماستناد
1- اثر اظهارنظر ارشادی قاضی بر ایراد رد دادرس2- اثر طلاق غیررسمی توسط مجتهد
ماده 33 قانون ثبت احوال و نیز به مستفاد از قسمت اخیر ماده 24 قانون حمایت
-
رأی
هماستناد
حذف نام همسر از سند سجلی المثنی در صورت فوت احدی از زوجین
ماده 33 قانون ثبت احوال به سند سجلی زوج نیز تسری داد
-
رأی
هماستناد
نقض دادنامه بدوی و رد دعوی مطالبه خسارت به دلیل عدم تخلیه ملک به علت وجود تصرف شخص ثالث و سند رسمی انتقال ملک
قانون مدنی ومواد 198
-
رأی
هماستناد
شرط ابطال سند ملک مشاعی به میزان قدر السهم
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
دعوی الزام به تنظیم سند رسمی ملک بازداشتی
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت تاخیر تادیه نسبت به دین تعیینی توسط کارشناس
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
شرط فسخ قرارداد به علت عدم پرداخت وجه چک
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
تفسیر «شرط پرداخت وجه التزام در صورت فسخ قرارداد»
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
(1)- ضمانت اجرای حضور در دفتر اسناد رسمی بدون همراه داشتن بقیه ثمن (2)- تکلیف دادگاه در دعوای الزام به تنظیم سند رسمی
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
حدود اختیارات وکیل در انتقال ملک
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
تقصیر سنگین شرط عدم مسئولیّت
مواد 198 ، 515 و 519 از قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تفاوت مالکیت در اثر ارث و وصیتواخواهی از قرار رد دعوی الزام به تنظیم سند رسمی
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
تجزیه و تحلیل دادخواست خلع ید و قلع و قمع بنا علیه آموزش و پرورش و نقض قرار ابطال در تجدیدنظر
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
استناد به سرمای شدید در فصل زمستان به عنوان مصداق قوه قاهره
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
خلع ید در فرض رابطه استیجاری با مالک سابقتاثیر تغییر مالک بر وضعیت اجاره
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
مفهوم سند مکتوم اعاده دادرسیشرط اعاده دادرسی مستند به سند مکتوم
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
تعهدات الحاقی به سند سفید امضاء
قانون مدنی و ماده 198
-
رأی
هماستناد
نقش کاربری قانونی در تعیین میزان اجرت المثل
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
واخواهی در مهلت تجدیدنظرخواهی
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
اعتراض ثالث مستاجر نسبت به حکم تحویل مبیعتاثیر شرط همزمانی تحویل مبیع و تتمه ثمن بر دعوای الزام به تحویل مبیع
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
انکار بعد از اقرار ناشی از اکراه
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت تاخیر تادیه نسبت به وجه التزام
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
حدود صلاحیت دادگاه در رسیدگی به مطالبه بهای ملک واقع شده در طرح
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
عسر و حرج زوجه به جهت یک بار ضرب و جرح
قانون مدنی و ماده 198
-
رأی
هماستناد
ضبط ضمانتنامه برنده مناقصه در فرض فقدان شرایط برنده شدن
قانون مدنی و مواد 198
-
رأی
هماستناد
ادعای اکراه و اجبار در تحریر اقرارنامه
قانون مدنی و ماده 198
-
رأی
هماستناد
اظهارنظر دادگاه نسبت به موضوع خارج از خواسته
قانون مدنی و ماده 198
نشستهای قضایی 1
-
نشست قضایی
هماستناد
بررسی امکان حذف مشخصات زوج در شناسنامه زوجه ای که نسبت به همسر اول مدخوله و نسبت به همسر دوم غیر مدخوله است
ماده 33 قانون ثبت احوال می گردد
مواد مرتبط 3
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1257 — قانون مدنی
ماده1257 قانون مدنی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 33 — قانون ثبت احوال
ماده 33 قانون ثبت احوال صورت گرفته که شرط ان غیر مدخوله بودن زوجه است
-
اعمال
از این صفحه
ماده 198 — قانون مدنی
قانون مدنی و ماده198
دکترین 8
-
مقاله
هماستناد
د تفسیر به اعتبار نوع تفسیر — تفسیر قانون از جهت نوع تفسیر به
مواد 879 و 1257 ق.م
-
مقاله
هماستناد
د تفسیر به اعتبار نوع تفسیر — تفسیر اصولی تفسیری که متکی بر اصول
مواد 879 و 1257 ق.م
-
مقاله
هماستناد
د تفسیر به اعتبار نوع تفسیر — تفسیر اصولی تفسیری که متکی بر اصول
مواد 879 و 1257 ق.م
-
مقاله
هماستناد
دعاوی مربوط به ثبت احوال / ۶۱۹ — دوم چنانچه طلاق از نوع مدخوله باشد
ماده 33 قانون ثبت احوال اصلاحی 1363/10/18 تکلیف قانونی ادارات ثبت احوال ا
-
مقاله
هماستناد
دعاوی مربوط به ثبت احوال / ۶۱۹ — اداره حقوقی قوه قضائیه در نظریه مشورتی
ماده 33 قانون ثبت احوال اصلاحی 1363/10/18 تکلیف قانونی ادارات ثبت احوال ا
-
مقاله
هماستناد
دعاوی مربوط به ثبت احوال / ۶۱۹ — اداره حقوقی قوه قضائیه در نظریه مشورتی
ماده 33 قانون ثبت احوال اصلاحی 1363/10/18 تکلیف قانونی ادارات ثبت احوال ا
-
مقاله
هماستناد
قسمت ب بند 151 مجموعه بخشنامههای ثبتی
قانون ثبت احوال پیام دادنامه: اجرای حکم مقرر در ماده 33
-
مقاله
هماستناد
قسمت ب بند 151 مجموعه بخشنامههای ثبتی — پیام دادنامه
قانون ثبت احوال پیام دادنامه: اجرای حکم مقرر در ماده 33
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
