Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی خلاصه جریان پرونده خانم ز. غ. در تاریخ 93/9/2 دادخواستی به خواسته تقاضای رسیدگی والزام زوج به طلاق به علت ترک انفاق، نداشتن تأمین جانی، اعتیاد به موادمخدر، فحاشی، تهدید، کتک کاری به طرفیت شوهرش آقای غ. ز.الف.پ.ب. تقدیم محاکم عمومی خ. رشت نموده، جهت رسیدگی به شعبه دهم دادگاه عمومی (حقوقی) ارجاع شده است در توضیح دعوی بیان داشته برابر رونوشت سند ازدواج که ضمیمه است اینجانب درتاریخ 86/1/11 در دفترخانه رسمی ... رشت با خوانده دعوی ازدواج نموده حاصل زندگی مشترک یک فرزند پسرهفت ساله م. ب. چون شوهرم خرجی نمی دهد و مدت سه سال است جدا از هم زندگی می کنیم. در این مدت اصلاً خرجی نداده، بنده را تهدید می کند، فحاشی می نماید، تأمین جانی ندارم، جانم به لب رسیده است و از دست وی خسته شده ام از محضر دادگاه تقاضای صدور حکم طلاق دارم، وقت دادرسی تعیین شده است، طرفین دعوت شده اند، در وقت رسیدگی 93/10/3 حاضر شده اند، خ. ا. د. است عرایض ب. ش. د. تقدیمی است از دست شوهرم تأمین جانی ندارم، متأسفانه دلیلی براینکه ثابت کنم در عسروحرج هستم ندارم. خ. ا. د. دفاعیاتم به شرح لایحه تقدیمی است. خوانده لایحه ای ارسال و با ضمیمه نمودن آراء سابق دادنامه شماره 1653-92/11/9 شعبه 10 دادگاه عمومی رشت، دادنامه شماره 199-93/3/31 شعبه 6 تجدیدنظراستان گیلان و دادنامه شماره 100323-93/5/28 این شعبه در مقام رد اعتراض فرجام خواهی که متضمن حکم به رد دعوی خ. ب. خ. طلاق به علت عسروحرج م. ب.. بیان داشته که دعوی کنونی در واقع تکرار دعوی سابق است که به علت فقد دلیل و شرایط طلاق مردود اعلام شده و لذا رد دعوی اخیر را خواستار گردیده است. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر می نماید. زوجین داوران خود را معرفی نموده اند، داور زوجه اعلام داشته که در سال 86 با خوانده ازدواج نموده مدت سه سال است جدا زندگی می کنند. و زوج زندگی را ترک نموده است. به خانه همسرش نمی آید. اینجانبه با زوج صحبت کرده و قابل پند و اندرز نمی باشد. از طرفی چون زوجه سالهاست از دست شوهرش به ستوه آمده حاضر به زندگی نمی باشد و تنها راه چاره طلاق است. داور زوج اعلام داشته که زوج همسر خود را دوست دارد و به هیچ عنوان حاضر به طلاق نمی باشد و می خواهد ادامه زندگی بدهد و هیچ مشکلی ندارد و تقاضای طلاق خواهان قبلاً رد شده است. سپس دادگاه با ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره 1486-93/10/10 مقدمتاً با ذکر اظهارات و مطالب اظهاری طرفین با این استدلال ... ن. ب. ا. به موجب صورتجلسه مورخ 92/10/3 خواهان اذعان نموده که دلیلی دال براثبات وی باشد نداشته (ظاهراً کلمه ادعا از قلم افتاده است عضوممیز) و ن. ب. ا. حق طلاق به موجب <a class="artref" href="/ماده/ماده-1133-a_0815110236791">ماده 1133 قانون مدنی</a> با شوهر است و قاعده فقهی «الطلاق بید من اخذ بالساق»; نیز مؤید همین مطلب بوده لذا به جهات معنون دادگاه دعوی خ. ر. و. ندانسته مستند به ملاک ماده 197 قانون آئین دادرسی ...حکم به رد دعوی خواهان صادر می نماید. با اعتراض تجدیدنظرخواهی خواهان شعبه 13 تجدیدنظر استان گیلان حسب الارجاع عهده دار رسیدگی شده است. با تعیین وقت رسیدگی طرفین را دعوت نموده است. در وقت مقرر 94/3/18 طرفین حضور یافته اند. ابتدا زوجه بیان نموده به اعتراض تجدیدنظرخواهی خود باقی هستم اگر ت. ن. خ. تعهد کتبی بدهد تا با من خوش رفتاری نماید و خرج من و فرزند مشترک را تأمین نماید. حاضرم به سرزندگی خود برگردم در غیراینصورت تقاضای طلاق دارم. ت. ن. خ. بیان داشته من تعهد نمی سپارم ایشان بیاید سرزندگی خود من تاکنون بی حرمتی به وی نکرده ام. ایشان چهارسال است زندگیش را ترک نموده و نزد مادرش زندگی می کند و من مهریه وی را دارم به صورت اقساط می پردازم و خرج و نفقه فرزند را ماهانه مبلغ یکصدوپنجاه هزارتومان پرداخت می کنم استدعای تأیید دادنامه بدوی دارم. سپس دادگاه با ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره 325-94/3/19 با رد اعتراض و عدم ارائه دلیل عسروحرج رأی بدوی را تأیید می نماید. با اعتراض فرجام خواهی خواهان (زوجه) پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است. ف. خ. د. دادخواست و لایحه فرجامی بیان داشته حاضرم بخشی از مهریه خود را بذل نمایم مدت 5 سال است جدا زندگی می کنم و با مادرم که فردی پیر و از کارافتاده است زندگی می کنم. تقاضای راهکاری جهت خلاصی از این وضعیت دارم، مشروح لایحه هنگام شور قرائت می گردد.هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای … و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی میدهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور اعتراض فرجام خواهی خانم ز. غ. نسبت به دادنامه شماره 325-94/3/19 صادره از شعبه 13 تجدیدنظراستان گیلان وارد نیست. زیرا در پرونده امر همانگونه که محاکم استنباط و استدلال نموده اند دلیلی موجب عسروحرج ناشی از فعل و رفتار زوج ارائه نشده است. و صرف مفارقت وجدائی زوجین بدون آنکه علت آن منتسب به زوج باشد نمی تواند موجبی جهت الزام زوج به طلاق گردد. بنا علیهذا با اعلام اینکه رأی صادره با محتویات پرونده و ادله آن و موازین شرعی و قانونی منطبق م. ب.. مستند به مواد 370 و 396 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی وانقلاب در امور مدنی تأیید وابرام می شود. دفتر پرونده به مرجع مربوطه اعاده گردد./م شعبه اول دیوان عالی کشور - مستشار و عضومعاون حمیدرضا موحدی - عنایت حیاتی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی درخواست طلاق به دلیل مفارقت جسمانی زوجین در تاریخ 27 آبان 1394، دیوان عالی کشور به پرونده‌ای رسیدگی کرد که در آن درخواست زوجه برای الزام زوج به طلاق به دلایل ترک انفاق، عدم تامین جانی، اعتیاد، فحاشی و کتک‌کاری مطرح شده بود. زوجه در دادخواست خود به زندگی جداگانه به مدت سه سال و عدم تامین هزینه‌های زندگی اشاره کرده و خواستار صدور حکم طلاق شد. دادگاه نخست با استناد به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1133-a_0815110236791">ماده 1133 قانون مدنی</a> و قاعده فقهی «الطلاق بید من اخذ بالساق»، دعوی زوجه را به دلیل عدم ارائه دلایل کافی رد کرد. پس از صدور حکم بدوی، زوجه به تجدیدنظرخواهی اقدام کرد و در جلسه تجدیدنظر اعلام نمود که در صورت تعهد زوج به تامین هزینه‌ها، حاضر به بازگشت به زندگی مشترک است. با این حال، زوج به این تعهد پاسخ منفی داد. در نهایت، دادگاه تجدیدنظر نیز با رد اعتراض زوجه، حکم بدوی را تایید کرد. زوجه پس از آن با ارائه درخواست فرجام به دیوان عالی کشور، به عدم وجود دلایل کافی برای اثبات عسروحرج اشاره کرد. دیوان عالی کشور با تاکید بر عدم وجود شواهد لازم و انطباق رای با موازین شرعی و قانونی، حکم دادگاه‌های پایین‌تر را تایید و پرونده را به مرجع مربوطه اعاده کرد. تاریخ دادنامه قطعی: 1394/08/27 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: صرف مفارقت وجدائی زوجین بدون آنکه علت آن منتسب به زوج باشد، دلیل موجهی برای تقاضای طلاق از ناحیه زوجه نبوده و نمی تواند موجب الزام زوج به طلاق شود. رای خلاصه جریان پرونده خانم ز. غ. در تاریخ 93/9/2 دادخواستی به خواسته تقاضای رسیدگی والزام زوج به طلاق به علت ترک انفاق، نداشتن تامین جانی، اعتیاد به مواد مخدر، فحاشی، تهدید، کتک کاری به طرفیت شوهرش آقای غ. ز.الف.پ.ب. تقدیم محاکم عمومی خ. رشت نموده، جهت رسیدگی به شعبه دهم دادگاه عمومی (حقوقی) ارجاع شده است در توضیح دعوی بیان داشته برابر رونوشت سند ازدواج که ضمیمه است اینجانب در تاریخ 86/1/11 در دفترخانه رسمی... رشت با خوانده دعوی ازدواج نموده حاصل زندگی مشترک یک فرزند پسرهفت ساله م. ب. چون شوهرم خرجی نمی دهد و مدت سه سال است جدا از هم زندگی می کنیم. در این مدت اصلا خرجی نداده، بنده را تهدید می کند، فحاشی می‌نماید، تامین جانی ندارم، جانم به لب رسیده است و از دست وی خسته شده ام از محضر دادگاه تقاضای صدور حکم طلاق دارم، وقت دادرسی تعیین شده است، طرفین دعوت شده اند، در وقت رسیدگی 93/10/3 حاضر شده اند، خ. ا. د. است عرایض ب. ش. د. تقدیمی است از دست شوهرم تامین جانی ندارم، متاسفانه دلیلی براینکه ثابت کنم در عسروحرج هستم ندارم. خ. ا. د. دفاعیاتم به شرح لایحه تقدیمی است. خوانده لایحه ای ارسال و با ضمیمه نمودن آراء سابق دادنامه شماره --- - 92/11/9 شعبه --- دادگاه عمومی رشت، دادنامه شماره --- - 93/3/31 شعبه --- تجدیدنظر استان گیلان و دادنامه شماره --- - 93/5/28 این شعبه در مقام رد اعتراض فرجام خواهی که متضمن حکم به رد دعوی خ. ب. خ. طلاق به علت عسروحرج م. ب.. بیان داشته که دعوی کنونی در واقع تکرار دعوی سابق است که به علت فقد دلیل و شرایط طلاق مردود اعلام شده و لذا رد دعوی اخیر را خواستار گردیده است. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر می‌نماید. زوجین داوران خود را معرفی نموده اند، داور زوجه اعلام داشته که در سال 86 با خوانده ازدواج نموده مدت سه سال است جدا زندگی می کنند. و زوج زندگی را ترک نموده است. به خانه همسرش نمی آید. اینجانبه با زوج صحبت کرده و قابل پند و اندرز نمی‌باشد. از طرفی چون زوجه سالهاست از دست شوهرش به ستوه آمده حاضر به زندگی نمی‌باشد و تنها راه چاره طلاق است. داور زوج اعلام داشته که زوج همسر خود را دوست دارد و به هیچ عنوان حاضر به طلاق نمی‌باشد و می خواهد ادامه زندگی بدهد و هیچ مشکلی ندارد و تقاضای طلاق خواهان قبلا رد شده است. سپس دادگاه با ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره --- - 93/10/10 مقدمتا با ذکر اظهارات و مطالب اظهاری طرفین با این استدلال... ن. ب. ا. به موجب صورتجلسه مورخ 92/10/3 خواهان اذعان نموده که دلیلی دال براثبات وی باشد نداشته (ظاهرا کلمه ادعا از قلم افتاده است عضو ممیز) و ن. ب. ا. حق طلاق به موجب <a class="artref" href="/ماده/ماده-1133-a_0815110236791">ماده 1133 قانون مدنی</a> با شوهر است و قاعده فقهی «الطلاق بید من اخذ بالساق»; نیز موید همین مطلب بوده لذا به جهات معنون دادگاه دعوی خ. ر. و. ندانسته مستند به ملاک ماده 197 قانون آیین دادرسی...حکم به رد دعوی خواهان صادر می‌نماید. با اعتراض تجدیدنظرخواهی خواهان شعبه --- تجدیدنظر استان گیلان حسب الارجاع عهده دار رسیدگی شده است. با تعیین وقت رسیدگی طرفین را دعوت نموده است. در وقت مقرر 94/3/18 طرفین حضور یافته اند. ابتدا زوجه بیان نموده به اعتراض تجدیدنظرخواهی خود باقی هستم اگر ت. ن. خ. تعهد کتبی بدهد تا با من خوش رفتاری نماید و خرج من و فرزند مشترک را تامین نماید. حاضرم به سرزندگی خود برگردم در غیراین صورت تقاضای طلاق دارم. ت. ن. خ. بیان داشته من تعهد نمی سپارم ایشان بیاید سرزندگی خود من تاکنون بی حرمتی به وی نکرده ام. ایشان چهارسال است زندگیش را ترک نموده و نزد مادرش زندگی می کند و من مهریه وی را دارم به صورت اقساط می پردازم و خرج و نفقه فرزند را ماهانه مبلغ یکصدوپنجاه هزارتومان پرداخت می کنم استدعای تایید دادنامه بدوی دارم. سپس دادگاه با ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره --- - 94/3/19 با رد اعتراض و عدم ارائه دلیل عسروحرج رای بدوی را تایید می‌نماید. با اعتراض فرجام خواهی خواهان (زوجه) پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است. ف. خ. د. دادخواست و لایحه فرجامی بیان داشته حاضرم بخشی از مهریه خود را بذل نمایم مدت 5 سال است جدا زندگی می کنم و با مادرم که فردی پیر و از کارافتاده است زندگی می کنم. تقاضای راهکاری جهت خلاصی از این وضعیت دارم، مشروح لایحه هنگام شور قرائت می‌گردد.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای … ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد: رای شعبه دیوان عالی کشور اعتراض فرجام خواهی خانم ز. غ. نسبت به دادنامه شماره --- - 94/3/19 صادره از شعبه --- تجدیدنظر استان گیلان وارد نیست. زیرا در پرونده امر همانگونه که محاکم استنباط و استدلال نموده‌اند دلیلی موجب عسروحرج ناشی از فعل و رفتار زوج ارائه نشده است. و صرف مفارقت وجدائی زوجین بدون آنکه علت آن منتسب به زوج باشد نمی تواند موجبی جهت الزام زوج به طلاق گردد. بنا علیهذا با اعلام اینکه رای صادره با محتویات پرونده و ادله آن و موازین شرعی و قانونی منطبق م. ب.. مستند به مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی تایید وابرام می‌شود. دفتر پرونده به مرجع مربوطه اعاده گردد./م

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1

موارد مرتبط 41

آرای مرتبط 37

مواد مرتبط 1

  • مبتنی بر از این صفحه ماده 1133 — قانون مدنی به موجب ماده 1133 قانون مدنی با شوهر است و قاعده فقهی «الطلاق بید من اخذ بالساق»; ن

مقرراتِ مرتبط 1

دکترین 2

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین