تعهد
جستجوی «تعهد» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
قانون محاسبات عمومی ماده 14: تعهد عبارت است از الزاماتی بر ذمه دولت ناشی از: الف - تحویل کالا یا انجام دادن خدمت ب - اجرای قراردادهایی که با رعایت قوانین و مقررات منعقد می شود ج - احکام صادر شده از مراجع قانونی و ذیصلاحیت د - پیوستن به قراردادهای بین المللی و عضویت در سازمانها یا مجامع بین المللی با اجازه قانون
ترمینولوژی حقوق، ص 462: (درخود توانایی عمل کردن بشرط را در زمانی که باید عمل کند نبیند (ماده ۲۳۲ قانون مدنی
روابطِ واژه
تعهد
- هممعنی نزدیک
- التزام، دین
- نوعی از
- رابطهٔ حقوقی
- طرفها
- متعهد و متعهدله
- موضوع
- دادن مال، انجام فعل یا ترک فعل
- منابع
- عقد، ایقاع، قانون، ضمان قهری
- آثار
- الزام به اجرا و مسئولیت ناشی از تخلف
- سقوط
- وفای به عهد، ابراء، تهاتر، تبدیل تعهد، مالکیت ما فیالذمه
- مقابل نسبی
- برائت ذمه
- همخانواده
- متعهد، متعهدله، تعهدات، التزام
تعهد
- هممعنی نزدیک
- الزام حقوقی
- نوعی از
- رابطهٔ دینی
- طرفها
- متعهد و متعهدله
- موضوع
- انجام دادن کار، خودداری از کار، پرداخت مال یا انتقال حق
- اثر
- متعهدله میتواند اجرای تعهد یا جبران خسارت ناشی از نقض آن را در حدود قانون مطالبه کند
- مفاهیم نزدیک
- دین، قرارداد، اجرای تعهد
- مقابل
- حق عینی
- همخانواده
- تعهد، متعهد، متعهدله
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
قرارداد (مفاهیم وابسته) · دین (هممعنی نزدیک) · سند (موضوع) · وجه التزام (همخانواده) · کلی فیالذمه (مفاهیم نزدیک) · عقد عهدی (مفاهیم نزدیک) · عقد عهدی (همخانواده) · شرط فعل (مفاهیم نزدیک) · قولنامه (همخانواده) · وعدهٔ قرارداد (همخانواده) · چک تضمینی (همخانواده) · چک بابت تضمین (همخانواده) · سقف تعهد بیمهگر (همخانواده) · مسئولیت قراردادی (همخانواده) · تبدیل تعهد (همخانواده) · تبدیل موضوع تعهد (همخانواده) · تبدیل سبب تعهد (همخانواده) · تعهد به نفع ثالث (همخانواده) · متعهد به نفع ثالث (همخانواده) · متعهدله در تعهد به نفع ثالث (همخانواده) · تعهد به فعل ثالث (همخانواده) · عقود و تعهدات (مفاهیم نزدیک) · عقود و تعهدات (همخانواده) · تأدیهٔ ثمن (مفاهیم نزدیک) · قرارداد (مفاهیم نزدیک) · موضوع معامله (مفاهیم نزدیک) · شرط فعل (همخانواده)
گونهها
- تعهد ایمنی — معیار: اقسام تعهد
اسبابِ پیدایش
- اتلاف
- استیفاء
- تسبیب
ترکیبهای ثبتشده
انقضایتعهد · تبدیلتعهد · تعلیقتعهد · سقوطتعهد · نقض تعهد · ایفای غیرموضوع تعهد · تبدیل سبب تعهد · تبدیل موضوع تعهد · الزامبهایفایتعهد · تعهد به فعل ثالث · تعهد به نفع ثالث · خسارتعدمانجامتعهد · زوال تضمینات تعهد سابق · سقف تعهد بیمهگر · وجهالتزامتاخیرانجامتعهد · تعهد به تنظیم سند رسمی · وجهالتزامعدمانجامتعهد · متعهدله در تعهد به نفع ثالث
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
