Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی خلاصه جریان پرونده آقای م.ف. د. ب. ط. همسرش خانم م.ب. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش تقدیم دادگستری خ. نموده که در تاریخ 1391/7/20 به شعبه نهم دادگاه عمومی حقوقی خ. ارجاع شده است. خ. د. د. خود توضیح داده است خوانده 12 سال است که از من تمکین نمی‌نماید و تبعیت ندارد و در تاریخ 1391/1/24 طبق اقرارنامه شماره 14511 کلیه حقوق خ. ر. ب. اینجانب بذل نموده است تقاضای طلاق دارم. تصویر اقرارنامه شماره 14511 مورّخ 1391/3/24 دفترخانه... خ. پیوست پرونده شده که طی آن خانم م.ب. اعلام داشته کلیه مهریه مندرج در سند ازدواج را از آقای م.ف. (زوج) دریافت نموده است (ص 18). جلسه دادگاه در تاریخ 1391/9/18 تشکیل شده است. زوجین و وکیل زوجه حضور داشته‌اند. خواهان در بیان علت طلاق اظهار داشته 1- مدت دوازده سال است همسرم تمکین نمی‌کند 2- بچه 5 ماهه را کورتاژ کرده است. 3- بی‌اجازه به هر کجا که می‌خواهد می‌رود 4- دخالت بی‌جای برادر و خواهر و پدرش در زندگیم باعث تفرقه و آشوب شده است. 5- فروختن خانه‌ای که شریکی بود و پول آن را برده و نمی‌دهد. 6- در مدت 18 سال که همسرم با من بوده حقوق‌بگیر بوده حتی یک ریال به خدای عزوجل به من نداده است 7- قسط خانه را تمام خودم داده‌ام. 8-از نظافت کردن خانه و درست کردن غذا و شستن ظروف خودداری می‌نماید. زوجه پاسخ داده است خواهان در سال 1373 با اینجانب ازدواج نموده که در زمان ازدواج شغل معلمی وی رسمی نبوده و سه ماه یکبار به مبلغ هشت هزار تومان حقوق دریافت می‌نمود درصورتی‌که اینجانب در آن زمان مدیر مدرسه به‌صورت رسمی بوده و حقوق ماهی 30 هزار تومان با محرومیت منطقه‌ای دریافت می‌نمودم درحالی‌که حقوق ایشان کفاف چند هفته را نمی‌نموده است و از سال 73 تا سال 79 مستأجر بودیم که کرایه را پرداخت می‌نمودم و شهود در دسترس م. ب.. امور مالی خانه را تقبل نمودم با استفاده از وام مسکن خانه‌ای از خواهرم در سال 79 خریدم و از حالت مستأجری خارج شدیم و طبق مدارک و شهود و کلام الهی تمام اقساط خانه را خودم پرداخت نمودم و تحت اجبار همان سال به جهت پرداخت سیصد هزار تومان از پول خانه بنده وکالت‌نامه‌ای به ایشان واگذار نمودم و ایشان بیماری‌های متعدد ازجمله درد کمر و عدم توانائی در بچه‌دار شدن دارد و مخارج پزشکی وی را پرداخت نموده‌ام و پارسال با این شرط بنده را راضی به فروش خانه نمود که خانه بهتری خریداری کنیم و بنده نصف خانه را به ایشان انتقال دادم که پس از فروش خانه مبلغ 32 میلیون از خریدار دریافت نمود و پس از گرفتن پول به بهانه‌های مختلف از خرید خانه ممانعت به‌عمل آورد و برای اولین بار در زندگی خانه‌ای رهن و اجاره نمودند که در همان زمان شروع به طرح دعاوی متعدد علیه اینجانب جهت بردن پول خانه نمودند... در مورد کورتاژ مدرک موجود است که مربوط به ضعیف بودن نطفه وی بوده است... دادگاه مساعی خود را جهت سازش معمول داشته ولی زوج کماکان اصرار به طلاق داشته است (ص 21) فلذا قرار ارجاع امر به داوری صادر شده است. داور زوجه اعلام داشته زوجه حاضر به طلاق نیست ولی زوج اصرار بر طلاق دارد و ز. ا. د. چون زوج اصرار به طلاق دارد با شرایط زیر طلاق دهد: 1- جهیزیه را مسترد نماید 2- به مدت 18 سال هیچ‌گونه نفقه‌ای پرداخت نکرده لذا طبق نظر کارشناس نفقه گذشته و حال و زمان عده را پرداخت نماید. 3-نحله و اجرت‌المثل را طبق نظر کارشناس پرداخت کند. 4- چون طلاق به درخواست زوج است تقاضای مطالبه نصف زندگی را دارد (طبق شرط عقدنامه) ضمناً زوجین فاقد فرزند مشترک هستند و با شرایط مذکور تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش داریم. امضاء زوجه و داور و وکیل زوجه (ص 40). داور زوج اعلام داشته نفقه زوجه را م.ف. تا تاریخ 1392/1/24 پرداخت نموده است. م.ب. در کمال صحت و سلامت مهریه خود را درخواست نموده و م.ف. طبق اسناد و مدارک محضری به خانم م.ب. پرداخت نموده است و هیچ‌گونه حق‌وحقوقی نسبت به مهریه ندارد. کلیه وسایل منزل شامل... را م.ف. خریداری نموده است و هیچ‌گونه خرجی خانم م.ب. در منزل انجام نمی‌دهد و برای خودش کار می‌کند. به مدت 12 سال از زناشوئی خودداری نموده است (ص 43). جلسه دادگاه در تاریخ 1392/3/28 تشکیل شده است. زوجین و وکلای آن‌ها حضور داشته‌اند. زوجین اظهار داشته‌اند در مورد مهریه اختلافی ندارند و زوجه از باب مهریه ادعایی ندارد. ز. ا. د. مابقی حقوق مالی من از قبیل جهیزیه و اجرت‌المثل و نحله و نصف عواید زندگی مشترک و نفقه پرداخت نشده است باید شوهرم این‌ها را بدهد ز. پ. د. مهریه طبق اقرارنامه رسمی پرداخت شده است و در مورد نفقه تا امروز با هم زندگی می‌کنیم و مخارج او را پرداخت کرده‌ام اجرت‌المثل و نحله را قبول دارم و قادر به پرداخت یک جای آن نمی‌باشم در خصوص نصف عواید زندگی هیچ مالی ندارم هرچه داشتم نصف آن برای زوجه باشد. طرفین برای تعیین میزان حقوق مالی خود توافق و تفاهمی نداشتند و خواهان تقاضای تعیین کارشناس برای مشخص نمودن میزان حقوق مالی زوجه نموده است (ص 53). دادگاه دستور تحقیق در مورد وضعیت مالی و دارائی زوج صادر نموده است. در جلسه 92/9/17 جلسه دادگاه با حضور زوجین و وکلای آنان تشکیل شده است. خ. ا. د. خرداد ماده سال 73 با هم ازدواج کردیم. وکلای زوجین اجمالاً مطالب قبلی را تکرار کرده‌اند. وکیل زوجه اضافه نموده زوج به علت ترک نفقه محکوم شده است. از زوجه سؤال شده آیا با دستور شوهرتان کارهای خانه را انجام داده‌اید و با قصد عدم تبرع بوده یا خیر پاسخ داده خدا وکیلی این کارها را به خاطر پول انجام ندادم ولی به دستور همسرم انجام دادم چون الان قصد طلاق دارد من هم اجرت آن کارها را می‌خواهم چون د. ح. من نامردی کرد و ایشان بچه‌دار نشده بعد از 19 سال بچه‌دار نشدیم، با هم زندگی می‌کنیم ولی پول رهن منزل را من دادم و اجاره را شوهرم ماهیانه سیصد هزار تومان می‌دهد... در خرج هم کمک حال وی هستم... زوجه اظهار می‌دارد من مالی از وی سراغ ندارم ولی سی و دو میلیون تومان من به وی دادم و نمی‌دانم چکارش کرده است. ز. پ. د. در حال حاضر یک ریال پول ندارم زمین ندارم خانه ندارم ملکی ندارم اگر مالی دارم مال این خانم (ص 65). کارشناس نفقه زوجه از 1391/1/1 لغایت 1392/11/30 را جمعاً دو میلیون و نهصد و هشتاد هزار تومان و نفقه جاریه را ماهی 1/400/000 ریال و نفقه ایام عده را ماهی 2/800/000 ریال محاسبه نموده است و اجرت‌المثل را از تاریخ زندگی مشترک 1373/6/30 لغایت 1392/11/30 (زمان کارشناسی) به مدت 19 سال و پنج ماه جمعاً به مبلغ 000/ 144/ 98 ریال تعیین نموده است و نحله 000/ 35/000 ریال تعیین شده است (ص 79). زوجه به نظریه کارشناس اعتراض کرده است و وکیل زوج اعلام داشته چون زوجه اقرار نموده که خدماتی که در زندگی مشترک انجام داده به خاطر مزد نبوده و تبرعی انجام داده است کارشناس نباید اجرت‌المثل تعیین می‌کرد لذا اعتراض دارم (ص 84). دادگاه نظریه کارشناس را منطبق با اوضاع‌واحوال قضیه دانسته و اعتراض را رد کرده است. نتیجه آزمایش بارداری زوجه منفی اعلام شده است (ص 88). سرانجام شعبه نهم دادگاه عمومی حقوقی خ. طبق دادنامه شماره 00191 مورخ 1393/2/30 ضمن صدور گواهی عدم امکان سازش به زوج اجازه طلاق داده و اضافه نموده زوجه مهریه خود را دریافت نموده است. زوج مکلف است جهیزیه را تحویل زوجه دهد. نفقه ایام گذشته زوجه جمعاً به مبلغ بیست و نه میلیون و هشتصد هزار ریال و از تاریخ 1392/12/1 لغایت پایان زمان عده ماهیانه مبلغ دو میلیون و هشتصد هزار ریال تعیین گردیده که زوج مکلف به پرداخت آن است. اجرت‌المثل ایام زندگی مشترک طبق نظریه کارشناس به مبلغ نود و هشت میلیون و یکصد و چهل و چهار هزار ریال تعیین می‌گردد که زوج مکلف است آن را به زوجه پرداخت نماید. دادگاه رأساً مبلغ پنجاه میلیون ریال به‌عنوان نحله تعیین می‌نماید که زوج مکلف به پرداخت آن است در مورد نصف دارائی چون زوج مالی ندارد و مورد تأیید زوجه قرار گرفته خواسته سالبه به انتفاء موضوع م. ب.. نوع طلاق رجعی است... (ص 93). زوج از این رأی تجدیدنظرخواهی کرده و شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان لرستان حسب دادنامه شماره 00449 مورخ 1393/6/12 رأی نخستین را در مورد تعیین نحله به علت تعیین اجرت‌المثل قانونی ندانسته و با حذف نحله دادنامه بدوی را اصلاح و تأیید نموده است (ص 123). این رأی در تاریخ 1393/6/19 به زوجه و در تاریخ 1393/6/25 به وکیل وی ابلاغ شده است (ص 127- 126) وکیل ز. د. ت. 1393/7/15 نسبت به این رأی فرجام‌خواهی کرده است. وکیل ف. خ. د. لایحه منضم به دادخواست فرجامی که زمان شور قرائت خواهد شد بیان داشته به میزان نفقه اعتراض شده و تقاضای ارجاع امر به هیئت کارشناسی شده ولی دادگاه توجه ننموده است و موکله سوگند یادکرده دیناری بابت مهریه نگرفته و اقرار وی به اجبار شوهرش بوده ولی دادگاه اقدامی در این خصوص نکرده است و از شهود زوجه تحقیق نشده است و دادگاه تجدیدنظر نحله را از دادنامه بدوی حذف کرده... لذا به جهات فوق جهت احقاق حقوق کامل زوجه تقاضای رسیدگی دارد. فرجام‌خواهی وکیل زوجه به شعبه 19 دیوان‌عالی کشور ارجاع شده است. رأی شعبه دیوان عالی کشور اعتراض وکیل ف. خ. بر رأی فرجام‌خواسته به شماره 9309976614900449 شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان لرستان وارد به نظر می‌رسد زیرا اجرت‌المثل که در ماده 29 قانون حمایت خانواده ذکر گردیده مستقل از نحله است اجرت‌المثل اجرت کارهایی است که جزء وظایف شرعیه زوجه نبوده و در ایام زندگی مشترک به موجب عرف و یا به دستور زوج انجام می‌داده است نحله پاداشی است که در هنگام طلاق و جدائی ب. ت. ب. سنوات زندگی مشترک و وسعت مالی زوج و کارهای انجام شده به دستور قانون‌گذار به او تعلق می‌گردد، این موارد در بندهای الف و ب تبصره 6 ماده‌واحده اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب 1371/7/28 مجمع تشخیص مصلحت نظام به تفکیک تعریف گردید است قانون مذکور حسب ماده 58 قانون حمایت خانواده نسخ شده و اجرت‌المثل در ماده 29 آن ذکر شده لکن در بند 8 ماده 58 بند ب تبصره مذکور که در مورد نحله است استثناء شده است لذا رأی فرجام‌خواسته که اجرت‌المثل و نحله را در طول یکدیگر دانسته مغایر موازین قانونی است به استناد بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و رسیدگی به شعبه دیگر همان دادگاه محول می‌گردد. رئیس و مستشار شعبه 19 دیوان‌عالی کشور فاتحی- یاوری فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی رابطه اجرت المثل و نحله زوجه در تاریخ 18 فروردین 1393، درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش به منظور اجرای صیغه طلاق به دادگاه ارائه گردید. خ. ب. ا. به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1133-a_0815110236791">ماده 1133 قانون مدنی</a> و ماده 26 قانون حمایت خانواده، به وجود اختلافات و عدم امکان ادامه زندگی مشترک اشاره نمود. در جلسه دادرسی، وکیل طرف مقابل به درخواست طلاق اعتراض کرده و خواستار پرداخت نفقه و نحله شد. دادگاه پس از ارجاع به داوری و دریافت نظریه عدم سازش، با استناد به مواد قانونی مذکور، گواهی عدم امکان سازش را صادر کرد و طرف را ملزم به پرداخت نفقه و نحله نمود. پس از تجدیدنظرخواهی از سوی طرفین، دادگاه تجدیدنظر با حذف نفقه ایام عده و نحله، دادنامه بدوی را تایید کرد. فرجامخواهی طرف مقابل به دیوان عالی کشور ارسال شد که در نهایت، با استناد به ماده 370 قانون آیین دادرسی، فرجامخواهی رد و دادنامه تجدیدنظر ابرام گردید. تاریخ دادنامه قطعی: 1393/12/05 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: با صدور حکم مبنی بر پرداخت اجرت المثل امکان صدور حکم در مورد نحله وجود ندارد. رای خلاصه جریان پرونده در تاریخ 1393/01/18 آقای ع.الف. به وکالت از طرف آقای ع.ه. به طرفیت خانم پ.الف. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق تقدیم و توضیح داده که خوانده حسب رونوشت سند نکاحیه پیوست در تاریخ 1345/12/14 به عقد نکاح دائم موکل درآمده و حاصل این ازدواج چهار فرزند م. ب. ب. ت. ب. اختلافات و ناراحتی‌های پیش‌آمده و سوءتفاهم فی‌مابین ادامه زندگی مشترک مقدور نبوده و با عنایت به اینکه خوانده حقوق ناشی از عقد نکاح اعم از مهریه و اجرت‌المثل را دریافت نموده است لذا مستندا به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1133-a_0815110236791">ماده 1133 قانون مدنی</a> و ماده 26 قانون حمایت خانواده صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق م. ا.. دادخواست مطروحه در شعبه --- دادگاه خانواده تبریز ثبت و مورد رسیدگی قرار می‌گیرد. خانم …. پ. وکیل پ. ی. د. با تقدیم وکالت‌نامه از جانب زوجه خوانده اعلام وکالت نموده‌اند در جلسه دادرسی مورخ 1393/02/10 که با حضور طرفین و وکلای آنان تشکیل گردیده خواهان و وکیل وی اظهار داشتند خواسته ب. ش. د. تقدیمی است و مهریه و اجرت‌المثل خوانده پرداخت شده است. وکیل خ. د. ا. داشتند درخواست طلاق از طرف خواهان ب. ت. ب. مدت 45 سال زندگی مشترک توسط زوج دور از انصاف است در صورت صدور حکم طلاق کلیه حقوق زوجه من‌جمله نفقه ایام گذشته و نحله م. ا.. زوج از آذرماه 1390 منزل مشترک را ترک نموده تقاضای صدور پرداخت نفقه از آن تاریخ م. ا. وکیل خ. ا. د. در خصوص نفقه مورد مطالبه خوانده باید به عرض برسانم که موکل به دلالت دادنامه شماره --- - 1390 صادره از شعبه --- دادگاه حقوقی، خوانده را محکوم به تمکین نموده و گواهی قطعیت دادنامه مذکور موید عدم تمکین نامبرده م. ب. و طبق <a class="artref" href="/ماده/ماده-1108-a_0815110236765">ماده 1108 قانون مدنی</a> نشوز مانع تحقق نفقه به زوجه م. ب. و اگر قرار بر تعلق نفقه به زوجه باشد از تاریخ صدور حکم طلاق تا پایان عده خواهد بود. خ. ا. د. بنده حاضرم هرکجا شوهرم بگوید به زندگی مشترک با ایشان بروم حتی اگر شبستر هم ببرد می‌روم و در هر جا زندگی می‌کند حاضرم در این سن پیری زندگی داشته باشم سپس دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نمود. زوج خواهان داور خود را معرفی نمود و چون زوجه داور خود را در مهلت مقرر معرفی ننموده از طرف دادگاه برای ایشان داور منصوب گردید و داوران به اتفاق نظریه کتبی خود دال بر عدم سازش طرفین را تقدیم داشته‌اند سپس دادگاه جهت تعیین میزان نفقه معوقه و ایام عده و نحله زوجه موضوع را به کارشناس ارجاع نموده و کارشناس منتخب دادگاه به شرح نظریه کتبی تقدیمی در برگ‌های 44 الی 47 پرونده نفقه زوجه را از تاریخ تقدیم دادخواست ( 1393/01/18 لغایت صدور حکم از قرار ماهیانه مبلغ سه میلیون و پانصد هزار ریال و نفقه ایام عده را ماهیانه مبلغ سه میلیون و هفتصد هزار ریال و میزان نحله را مبلغ سیصد میلیون ریال تعیین و اعلام نموده است نظریه کارشناس به وکلای طرفین ابلاغ شد در فرجه قانونی اعتراضی نسبت به آن در پرونده مشهود نیست سرانجام دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به‌موجب دادنامه شماره --- - 1393/06/30 پس از ذکر مقدمه‌ای از چگونگی اقامه دعوی با اعلام اینکه مساعی دادگاه و تلاش داوران در اصلاح ذات‌البین و انصراف زوج از طلاق زوجه موثر وقع نشده لذا مستندا به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1133-a_0815110236791">ماده 1133 قانون مدنی</a> و مواد 24 و 29 و 34 قانون حمایت خانواده اخیرالتصویب گواهی عدم امکان سازش بین زوجین صادر و به خواهان اجازه داده به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه و نسبت به ثبت رسمی آن اقدام نماید نوع طلاق ب. ت. ب. یائسه بودن زوجه از نوع بائن یائسه است و چون زوجه اعلام داشته که مهریه و اجرت‌المثل را دریافت نموده و نفقه به من نداده است لذا ب. ت. ب. اظهارات طرفین و نظریه کارشناس زوج خواهان را ملزم نموده که از تاریخ تقدیم دادخواست ماهیانه مبلغ سه میلیون و پانصد هزار ریال به‌عنوان نفقه تا زمان اجرای صیغه طلاق و نیز برای نفقه ایام عده هم ماهیانه مبلغ سه میلیون و هفتصد هزار ریال به زوجه پرداخت نماید و همچنین قبل از اجرای صیغه طلاق مبلغ سیصد میلیون ریال بابت نحله به زوجه پرداخت کند. فرزندان مشترک طرفین کبیر هستند و جهیزیه در اختیار زوجه است مدت اعتبار این گواهی سه ماه از تاریخ ابلاغ رای قطعی یا قطعی شدن رای خواهد بود. پس از ابلاغ رای صادره وکلای زوجین هر یک با تقدیم دادخواست نسبت به آن تجدیدنظرخواهی نموده‌اند و اساس اعتراض وکیل ز. ن. ب. نحله مقرر در دادنامه معترض‌عنه و اساس اعتراض وکیل ز. ن. ب. گواهی عدم امکان سازش برای اجرای صیغه طلاق و قلت میزان نحله تعیین شده م. ب. که پس از طی تشریفات قانونی شعبه سیزدهم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره --- - 1393 مورخ 1393/08/24 اعتراضات زوجین را با استدلال منعکس در آن غیر وارد تشخیص و ضمن حذف نفقه ایام عده به لحاظ یائسه بودن زوجه و حذف نحله معینه به لحاظ دریافت اجرت‌المثل از ناحیه زوجه از دادنامه بدوی و رد اعتراضات مطروحه دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1393/08/27 به وکیل ز. ا. ش. و نامبرده در تاریخ 1393/09/17 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به آن فرجام‌خواهی نموده که پس از تبادل لوایح و وصول پرونده به دیوان‌عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است لوایح طرفین به هنگام شور قرائت می‌گردد. رای شعبه دیوان عالی کشور فرجام‌خواهی خانم پ.الف. با وکالت خانم …. پ. نسبت به دادنامه شماره --- - 1393 مورخ 1393/08/24 شعبه سیزدهم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی که در جهت اصلاح و تایید دادنامه بدوی متضمن گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق انشاء گردیده وارد و موجه نیست زیرا زوج ف. خ. ب. شرح دادخواست تقدیمی صدور گواهی عدم امکان سازش و تجویز طلاق زوجه‌اش را درخواست نموده و مطابق <a class="artref" href="/ماده/ماده-1133-a_0815110236791">ماده 1133 قانون مدنی</a> و حاکمیت قاعده فقهی «الطلاق بید من اخذ بالساق» اختیار دارد هر وقت که بخواهد زوجه‌اش را طلاق دهد و مخالفت و عدم رضایت ز. ف. خ. در خصوص مورد موثر در مقام نمی‌باشد و در ارتباط با حقوق مالی زوجه توضیح داده شده که زوجه مهریه و اجرت‌المثل ایام زندگی مشترک را قبلا دریافت نموده که اظهارات وکلای طرفین در مراحل دادرسی و لوایح تقدیمی موید آن م. ب. و نیز مقرر گردیده که زوج از تاریخ تقدیم دادخواست طلاق تا تاریخ اجرای صیغه طلاق ماهیانه مبلغ سیصد و پنجاه هزار تومان به‌عنوان نفقه به زوجه پرداخت نماید و از طرفی هم چون زوجه در سن یائسگی بوده و نوع طلاق هم بائن یائسه اعلام گردیده لذا با لحاظ <a class="artref" href="/ماده/ماده-1109-a_0815110236766">ماده 1109 قانون مدنی</a> استحقاق ز. ن. ب. نفقه ایام عده منتفی بوده و همچنین ب. ت. ب. دریافت اجرت‌المثل ایام زندگی مشترک و قیود و شروط مقرر در تبصره 6 ماده‌ واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق ز. ف. خ. مستحق نحله نخواهد بود از این‌رو اعتراضات ف. خ. د. مورد حذف نفقه ایام عده و نحله مقرر از دادنامه بدوی وجاهت قانونی نداشته و موثر در مقام نمی‌باشد بنابراین دادنامه فرجام‌خواسته ب. ت. ب. جامع اوراق پرونده و اظهارات و مدافعات وکلای طرفین در مراحل دادرسی و اقدامات و رسیدگی‌های معموله موجها و منطبق بر موازین شرعی و مقررات قانونی اصدار یافته و از حیث ماهوی از جهت رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر دادنامه مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات ف. خ. د. حدی نیست که خدشه‌ای بر دادنامه معترض‌عنه وارد و موجبات نقض آن را فراهم سازد فلذا ضمن رد فرجام‌خواهی ف. خ. مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه فرجام‌خواسته ابرام می‌گردد. رئیس و مستشار شعبه --- دیوان‌عالی کشور عباسیان- کریم‌پور نطنزی در تاریخ 30 دی‌ماه 1393، شعبه نهم دادگاه عمومی حقوقی حکمی در خصوص درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش صادر کرد. خ. د. ا. پرونده ادعا نمود که همسرش به مدت 12 سال تمکین نکرده و حقوق خ. ر. ب. وی بذل کرده است. در پاسخ، زوجه به پرداخت نفقه و اجرت‌المثل در طول زندگی مشترک اشاره کرده و خواستار دریافت حقوق مالی خود شامل نفقه، اجرت‌المثل و نحله گردید. دادگاه پس از بررسی ادعاها و مستندات، از جمله اقرارنامه و نظریه کارشناسی، حکم به صدور گواهی عدم امکان سازش و اجازه طلاق صادر کرد و زوج را به پرداخت نفقه و اجرت‌المثل ملزم نمود. در مرحله تجدیدنظر، رای دادگاه بدوی در خصوص نحله تغییر یافته و این مورد حذف گردید. وکیل ز. ن. ب. این حکم فرجامخواهی نمود و دیوان عالی کشور با تاکید بر تفکیک اجرت‌المثل و نحله، رای تجدیدنظر را نقض و رسیدگی مجدد را به شعبه دیگری از دادگاه محول کرد. این تصمیم بر اساس بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی اتخاذ گردید. تاریخ دادنامه قطعی: 1393/10/30 پیام: دادگاه می‌تواند اجرت المثل و نحله را همزمان تعیین کند و این دو در طول یکدیگر نیستند. آقای م.ف. د. ب. ط. همسرش خانم م.ب. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش تقدیم دادگستری خ. نموده که در تاریخ 1391/07/20 به شعبه نهم دادگاه عمومی حقوقی خ. ارجاع شده است. خ. د. د. خود توضیح داده است خوانده 12 سال است که از من تمکین نمی‌نماید و تبعیت ندارد و در تاریخ 1391/01/24 طبق اقرارنامه شماره 14511 کلیه حقوق خ. ر. ب. اینجانب بذل نموده است تقاضای طلاق دارم. تصویر اقرارنامه شماره 14511 مورّخ 1391/03/24 دفترخانه... خ. پیوست پرونده شده که طی آن خانم م.ب. اعلام داشته کلیه مهریه مندرج در سند ازدواج را از آقای م.ف. (زوج) دریافت نموده است (ص 18 ). جلسه دادگاه در تاریخ 1391/09/18 تشکیل شده است. زوجین و وکیل زوجه حضور داشته‌اند. خواهان در بیان علت طلاق اظهار داشته 1 - مدت دوازده سال است همسرم تمکین نمی‌کند 2 - بچه 5 ماهه را کورتاژ کرده است. 3 - بی‌اجازه به هر کجا که می‌خواهد می‌رود 4 - دخالت بی‌جای برادر و خواهر و پدرش در زندگیم باعث تفرقه و آشوب شده است. 5 - فروختن خانه‌ای که شریکی بود و پول آن را برده و نمی‌دهد. 6 - در مدت 18 سال که همسرم با من بوده حقوق‌بگیر بوده حتی یک ریال به خدای عزوجل به من نداده است 7 - قسط خانه را تمام خودم داده‌ام. 8 - از نظافت کردن خانه و درست کردن غذا و شستن ظروف خودداری می‌نماید. زوجه پاسخ داده است خواهان در سال 1373 با اینجانب ازدواج نموده که در زمان ازدواج شغل معلمی وی رسمی نبوده و سه ماه یکبار به مبلغ هشت هزار تومان حقوق دریافت می‌نمود در صورتی که اینجانب در آن زمان مدیر مدرسه به‌صورت رسمی بوده و حقوق ماهی 30 هزار تومان با محرومیت منطقه‌ای دریافت می‌نمودم درحالی‌که حقوق ایشان کفاف چند هفته را نمی‌نموده است و از سال 73 تا سال 79 مستاجر بودیم که کرایه را پرداخت می‌نمودم و شهود در دسترس م. ب.. امور مالی خانه را تقبل نمودم با استفاده از وام مسکن خانه‌ای از خواهرم در سال 79 خریدم و از حالت مستاجری خارج شدیم و طبق مدارک و شهود و کلام الهی تمام اقساط خانه را خودم پرداخت نمودم و تحت اجبار همان سال به جهت پرداخت سیصد هزار تومان از پول خانه بنده وکالت‌نامه‌ای به ایشان واگذار نمودم و ایشان بیماری‌های متعدد ازجمله درد کمر و عدم توانائی در بچه‌دار شدن دارد و مخارج پزشکی وی را پرداخت نموده‌ام و پارسال با این شرط بنده را راضی به فروش خانه نمود که خانه بهتری خریداری کنیم و بنده نصف خانه را به ایشان انتقال دادم که پس از فروش خانه مبلغ 32 میلیون از خریدار دریافت نمود و پس از گرفتن پول به بهانه‌های مختلف از خرید خانه ممانعت به‌عمل آورد و برای اولین بار در زندگی خانه‌ای رهن و اجاره نمودند که در همان زمان شروع به طرح دعاوی متعدد علیه اینجانب جهت بردن پول خانه نمودند... در مورد کورتاژ مدرک موجود است که مربوط به ضعیف بودن نطفه وی بوده است... دادگاه مساعی خود را جهت سازش معمول داشته ولی زوج کماکان اصرار به طلاق داشته است (ص 21 ) فلذا قرار ارجاع امر به داوری صادر شده است. داور زوجه اعلام داشته زوجه حاضر به طلاق نیست ولی زوج اصرار بر طلاق دارد و ز. ا. د. چون زوج اصرار به طلاق دارد با شرایط زیر طلاق دهد: 1 - جهیزیه را مسترد نماید 2 - به مدت 18 سال هیچ‌گونه نفقه‌ای پرداخت نکرده لذا طبق نظر کارشناس نفقه گذشته و حال و زمان عده را پرداخت نماید. 3 - نحله و اجرت‌المثل را طبق نظر کارشناس پرداخت کند. 4 - چون طلاق به درخواست زوج است تقاضای مطالبه نصف زندگی را دارد (طبق شرط عقدنامه) ضمنا زوجین فاقد فرزند مشترک هستند و با شرایط مذکور تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش داریم. امضا زوجه و داور و وکیل زوجه (ص 40 ). داور زوج اعلام داشته نفقه زوجه را م.ف. تا تاریخ 1392/01/24 پرداخت نموده است. م.ب. در کمال صحت و سلامت مهریه خود را درخواست نموده و م.ف. طبق اسناد و مدارک محضری به خانم م.ب. پرداخت نموده است و هیچ‌گونه حق‌وحقوقی نسبت به مهریه ندارد. کلیه وسایل منزل شامل... را م.ف. خریداری نموده است و هیچ‌گونه خرجی خانم م.ب. در منزل انجام نمی‌دهد و برای خودش کار می‌کند. به مدت 12 سال از زناشوئی خودداری نموده است (ص 43 ). جلسه دادگاه در تاریخ 1392/03/28 تشکیل شده است. زوجین و وکلای آن‌ها حضور داشته‌اند. زوجین اظهار داشته‌اند در مورد مهریه اختلافی ندارند و زوجه از باب مهریه ادعایی ندارد. ز. ا. د. مابقی حقوق مالی من از قبیل جهیزیه و اجرت‌المثل و نحله و نصف عواید زندگی مشترک و نفقه پرداخت نشده است باید شوهرم این‌ها را بدهد ز. پ. د. مهریه طبق اقرارنامه رسمی پرداخت شده است و در مورد نفقه تا امروز با هم زندگی می‌کنیم و مخارج او را پرداخت کرده‌ام اجرت‌المثل و نحله را قبول دارم و قادر به پرداخت یک جای آن نمی‌باشم در خصوص نصف عواید زندگی هیچ مالی ندارم هرچه داشتم نصف آن برای زوجه باشد. طرفین برای تعیین میزان حقوق مالی خود توافق و تفاهمی نداشتند و خواهان تقاضای تعیین کارشناس برای مشخص نمودن میزان حقوق مالی زوجه نموده است (ص 53 ). دادگاه دستور تحقیق در مورد وضعیت مالی و دارائی زوج صادر نموده است. در جلسه 92/9/17 جلسه دادگاه با حضور زوجین و وکلای آنان تشکیل شده است. خ. ا. د. خرداد ماده سال 73 با هم ازدواج کردیم. وکلای زوجین اجمالا مطالب قبلی را تکرار کرده‌اند. وکیل زوجه اضافه نموده زوج به علت ترک نفقه محکوم شده است. از زوجه سوال شده آیا با دستور شوهرتان کارهای خانه را انجام داده‌اید و با قصد عدم تبرع بوده یا خیر پاسخ داده خدا وکیلی این کارها را به خاطر پول انجام ندادم ولی به دستور همسرم انجام دادم چون الان قصد طلاق دارد من هم اجرت آن کارها را می‌خواهم چون د. ح. من نامردی کرد و ایشان بچه‌دار نشده بعد از 19 سال بچه‌دار نشدیم، با هم زندگی می‌کنیم ولی پول رهن منزل را من دادم و اجاره را شوهرم ماهیانه سیصد هزار تومان می‌دهد... در خرج هم کمک حال وی هستم... زوجه اظهار می‌دارد من مالی از وی سراغ ندارم ولی سی و دو میلیون تومان من به وی دادم و نمی‌دانم چکارش کرده است. ز. پ. د. در حال حاضر یک ریال پول ندارم زمین ندارم خانه ندارم ملکی ندارم اگر مالی دارم مال این خانم (ص 65 ). کارشناس نفقه زوجه از 1391/01/01 لغایت 1392/11/30 را جمعا دو میلیون و نهصد و هشتاد هزار تومان و نفقه جاریه را ماهی 1/400/000 ریال و نفقه ایام عده را ماهی 2/800/000 ریال محاسبه نموده است و اجرت‌المثل را از تاریخ زندگی مشترک 1373/06/30 لغایت 1392/11/30 (زمان کارشناسی) به مدت 19 سال و پنج ماه جمعا به مبلغ 98/144/000 ریال تعیین نموده است و نحله 000 / 35/000 ریال تعیین شده است (ص 79 ). زوجه به نظریه کارشناس اعتراض کرده است و وکیل زوج اعلام داشته چون زوجه اقرار نموده که خدماتی که در زندگی مشترک انجام داده به خاطر مزد نبوده و تبرعی انجام داده است کارشناس نباید اجرت‌المثل تعیین می‌کرد لذا اعتراض دارم (ص 84 ). دادگاه نظریه کارشناس را منطبق با اوضاع‌واحوال قضیه دانسته و اعتراض را رد کرده است. نتیجه آزمایش بارداری زوجه منفی اعلام شده است (ص 88 ). سرانجام شعبه نهم دادگاه عمومی حقوقی خ. طبق دادنامه شماره --- مورخ 1393/02/30 ضمن صدور گواهی عدم امکان سازش به زوج اجازه طلاق داده و اضافه نموده زوجه مهریه خود را دریافت نموده است. زوج مکلف است جهیزیه را تحویل زوجه دهد. نفقه ایام گذشته زوجه جمعا به مبلغ بیست و نه میلیون و هشتصد هزار ریال و از تاریخ 1392/12/01 لغایت پایان زمان عده ماهیانه مبلغ دو میلیون و هشتصد هزار ریال تعیین گردیده که زوج مکلف به پرداخت آن است. اجرت‌المثل ایام زندگی مشترک طبق نظریه کارشناس به مبلغ نود و هشت میلیون و یکصد و چهل و چهار هزار ریال تعیین می‌گردد که زوج مکلف است آن را به زوجه پرداخت نماید. دادگاه راسا مبلغ پنجاه میلیون ریال به‌عنوان نحله تعیین می‌نماید که زوج مکلف به پرداخت آن است در مورد نصف دارائی چون زوج مالی ندارد و مورد تایید زوجه قرار گرفته خواسته سالبه به انتفاء موضوع م. ب.. نوع طلاق رجعی است... (ص 93 ). زوج از این رای تجدیدنظرخواهی کرده و شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان لرستان حسب دادنامه شماره --- مورخ 1393/06/12 رای نخستین را در مورد تعیین نحله به علت تعیین اجرت‌المثل قانونی ندانسته و با حذف نحله دادنامه بدوی را اصلاح و تایید نموده است (ص 123 ). این رای در تاریخ 1393/06/19 به زوجه و در تاریخ 1393/06/25 به وکیل وی ابلاغ شده است (ص 127 - 126 ) وکیل ز. د. ت. 1393/07/15 نسبت به این رای فرجام‌خواهی کرده است. وکیل ف. خ. د. لایحه منضم به دادخواست فرجامی که زمان شور قرائت خواهد شد بیان داشته به میزان نفقه اعتراض شده و تقاضای ارجاع امر به هیات کارشناسی شده ولی دادگاه توجه ننموده است و موکله سوگند یادکرده دیناری بابت مهریه نگرفته و اقرار وی به اجبار شوهرش بوده ولی دادگاه اقدامی در این خصوص نکرده است و از شهود زوجه تحقیق نشده است و دادگاه تجدیدنظر نحله را از دادنامه بدوی حذف کرده... لذا به جهات فوق جهت احقاق حقوق کامل زوجه تقاضای رسیدگی دارد. فرجام‌خواهی وکیل زوجه به شعبه --- دیوان‌عالی کشور ارجاع شده است. اعتراض وکیل ف. خ. بر رای فرجام‌خواسته به شماره 9309976614900449 شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان لرستان وارد به نظر می‌رسد زیرا اجرت‌المثل که در ماده 29 قانون حمایت خانواده ذکر گردیده مستقل از نحله است اجرت‌المثل اجرت کارهایی است که جزء وظایف شرعیه زوجه نبوده و در ایام زندگی مشترک به موجب عرف و یا به دستور زوج انجام می‌داده است نحله پاداشی است که در هنگام طلاق و جدائی ب. ت. ب. سنوات زندگی مشترک و وسعت مالی زوج و کارهای انجام شده به دستور قانون‌گذار به او تعلق می‌گردد، این موارد در بندهای الف و ب تبصره 6 ماده‌واحده اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب 1371/07/28 مجمع تشخیص مصلحت نظام به تفکیک تعریف گردید است قانون مذکور حسب ماده 58 قانون حمایت خانواده نسخ شده و اجرت‌المثل در ماده 29 آن ذکر شده لکن در بند 8 ماده 58 بند ب تبصره مذکور که در مورد نحله است استثناء شده است لذا رای فرجام‌خواسته که اجرت‌المثل و نحله را در طول یکدیگر دانسته مغایر موازین قانونی است به استناد بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و رسیدگی به شعبه دیگر همان دادگاه محول می‌گردد.

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 3

موارد مرتبط 44

آرای مرتبط 40

مواد مرتبط 3

مقرراتِ مرتبط 1

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین