Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی دادگاه بدوی پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره * متهم: اقای ح. س. ج. فرزند ف. با وکالت اقای ا. س. ن. فرزند ا. به نشانی *سازمان *و اقای ح. پ. فرزند ع. به نشانی * شکات: ۱. اقای ف. س. ج. فرزند ق به نشانی * ۲. خانم خ. س. فرزند م. به نشانی * ۳. اقای ص. س. فرزند ح. به نشانی * ۴. اقای ح. س. فرزند ا. ا. به نشانی * اتهام: قتل عمدی زن مسلمان گردش کار پرونده به روایت اوراق مکتسبه و محتویات پرونده اجمالا چنین حکایت می نماید. که مقارن ساعت ۲۱:۱۱ دقیقه مورخه۹۷/۱۱/۲۴ مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰ خبر یک مورد قتل را به عوامل گشتی مخابره می کند. عوامل گشتی سریعا به *مراجعه کردند. خانمی که از ناحیه گردن با جسم تیز مجروح شده بود و وضعیت وخیمی داشته به نام ز. س. تحت مداوا بودند همسر فرد مجروح به نام ح. س. فرزند ف. اعلام داشت به همراه فرزند کوچکم به نام ی. ا در منزل پدرم بودیم پس از این که به منزل مراجعت کردیم چندین بار دق الباب اب کردم ولیکن کسی در را باز نکرد به همین خاطر مشکوک شدم و به منزل خواهرم رفته و از ایشان یک عدد چاقو جهت باز کردن درب منزل گرفته و به منزلم برگشتم ولی درب منزل با چاقو باز نشد لذا به خیابان پشت منزلم رفته و از طریق دیوار به داخل منزل رفتم که در این لحظه مشاهده کردم همسرم در پشت بام منزل م. ب.. و به حالت بیهوش افتاده و از ناحیه گردن در حال خونریزی م. ب.. به دلیل شوک وارده وسایل منزلم را تخریب کردم و برای اطلاع رسانی به خانواده ام به خیابان امدم که ناگهان صدای جیغ بلندی از پشت بام منزل امد و متوجه شدم برادرم به هویت ر. س. ج. همسرم را بغل کرده و با خود روی یکی از همسایه ها او را به بیمارستان منتقل کردند. ص۱. ح. س. ج. در مرجع انتظامی پس از ان که خطاب به ایشان گفتند شما متهم هستید به قتل همسرت به نام ز. س. چه جوابی دارید؟ گفتند که بله قبول دارم. حدودا ساعت ۲۰:۲۰ دقیقه شب گذشته خودم و همسرم داخل منزل بودیم مدتی بوده که به وی مشکوک شده بودم که با شخص دیگری رابطه دارد. و به وی گفتم ابرویم را ریختی و ده روز م. ب.. که دارم. تو را تحمل می کنم به من گفت دروغ می گویی ، گفتم پس چرا یک هفته پیش که کلید به درب انداختم یک نفر سر و صورت بسته از پشت بام فرار کرد؟ به او ( مرحومه ) گفتم برو لباسهایم را بیاور. رفت روی پشت بام لباس های مرا بیاورد. من از روی محبت پیشانی او را بوسیدم و بعد با تیزبر به گردن او زدم و زخمی شد در این هنگام برادرم به نام ر. درب منزل امد و در زدند درب را باز نکردم و من از روی عصبانیت وسایل منزل را تخریب کردم و برادرم دو الی سه بار با من تماس گرفت جواب ندادم و برادرم شک کرده بود و از روی پشت بام امد و ما را دید برادرم همسرم را داخل خودروی شخصی گذاشت و به *برد و من به دنبال انها رفتم که داخل بیمارستان توسط مامورین دستگیر شدم ص۳و۴. در مورخه ۹۷/۱۱/۲۴ مامورین انتظامی برای بازبینی محل وقوع قتل به منزل متهم عزیمت کردند. که بالای دستشویی و حمام که یک انباری بوده یک عدد تیغ موکت بری زرد رنگ و مقداری البسه خون الود کشف نمودند ص۵. متهم ح. س. ج. در شعبه *پس از اینکه اتهام قتل خانم ز. س. به ایشان تفهیم شد در پاسخ گفتند قبول دارم. حدودا یک ماه پیش با همسرم و دخترم و پسرم به *رفته بودیم برای خرید لباس برای بچه وارد مغازه شدم که لباس انتخاب بکنم برای دخترم که دیدم یک مردی امد و به همسرم متلک انداخت و خانوم هم به او چشمک زد و خندید از همسرم پرسیدم که ان مرد چه کسی بود گفت هیچکس من هم قبول کردم و رفتیم خرید کردیم و برگشتیم به منزل و با او حرف زدم که این کارها خوب نیست و ابرو ریزی نکن و دیگر بس است.او گفت کاری انجام ندادم که ابروریزی بشود. من هم قبول کردم و بعد از مدتی هر وقت با او حرف میزدم یا درد دل میکردم جواب سربالا میداد و من ناراحت میشدم به او گفتم که چرا با من راحت نیستی؟؟ جواب درستی نمی داد به خانه ما که می رفتیم می گفت ح. برایم لباس نمیخرد یا من مریضم و غیره با او حرف می زدم و نصیحتش می کردم به من میگفت که انگار سه نفر را پیش من گرفته ای و وقتی که این حرف را شنیدم طاقت نیاوردم و دنبال حرف او را گرفتم و گفتم تا انتهایش می روم و یک شب خیلی به من فشار امد وقتی که خواستم با او نزدیکی بکنم او اجازه نداد و تقریبا دو هفته بود رابطه نداشتم و خیلی از این وضعیت ناراحت بودم صبح حدود ساعت ۴:۳۰ دقیقه بود صاحب کارم با من تماس گرفت و گفت بیا برویم سر کار به او گفتم که شما بروید سایر کارگران را جمع اوری کنید و من خودم می ایم سر ۴۵ متری مدرس و از انجا سوار می شوم وقتی که بیرون بودم رفتم پشت دیوار مخفی شدم و دیدم که یک نفر از لوله گاز بالا میرود و تقریبا حدود ده دقیقه من پشت دیوار بودم و توقف کردم تا خیالشان راحت بشود. که من سر کار رفتم اول فکر کردم که دزد است.و از لوله گاز بالا رفته و نگاه کردم و حتی روی پشت بام رفتم و دیدم کسی نیست ولی دیدم که در پشت بام که از انجا لباس پهن می کردیم باز است.و منم شک کردم و به در خانه رفتم و از انجا کلید انداختم و وارد منزل شدم و چون پیش راه پله اخر یک درب چوبی گذاشتم که بچه ها پایین نیفتند در صدا کرده و ان مرد با کفش که پایش بود از زیر پتو با سر و صورت بسته فرار کرد و زنم هم زیر پتو بود و تنها لباسی که تن همسرم دیدم یک تاپ زنانه بود و تمام لباس هایش را دراورده بود و فشار به من امد و به او گفتم که این کارها را نکن و حرفی نزد و گفت که من کاری نکردم و به او گفتم که چرا لباس هایت تنت نیست؟ ولی او گفت که من کاری نکردم و ان جمله سه نفر را پیش من دیده ای را مجددا تکرار کرد و با او تحمل کردم حدود یک هفته طول کشید تا دیشب که فکر کارش خیلی اعصابم را خراب کرده بود دیروز میگفت برای دختر عمویم که تازه فوت کرده بود می خواهم یک دست لباس مشکی بخرم گفتم عیبی ندارد. و من به او گفتم که برو پیش خواهرم و اگر خواهرم داشت از او بخر چون خواهرم فروشنده مغازه هاست اول یک مغازه بالاتر از مغازه خواهرم رفت و دیدم که یک مانتو پوشید و خیلی خوشش نیامد و خواهرم هم لباس نداشت که او میخواست به او گفتم که می خواهم به بازار بروم تا رم موبایل را پر کنم و او هم گفت که با تو می ایم و با خود او را بردم تا انجا اگر لباس دید تهیه بکند و دخترم را با خود برد و به او زنگ زدم و گفتم که کجایی گفت که برادرزاده اش به اسم ی. امده و دخترم به او گیر کرده است.و نمی اید و به او گفتم که بیا پیش خانه خالم که از انجا برویم و وقتی که پیش خانه خاله ام رفتم دیدم انجا نیست و به او زنگ زدم و گفتم کجایی که گفت پیش خانه مش مجد هستم و دارم. پیاده می ایم من گفتم موتور را گذاشتم خانه پدرم و پیاده بیا و امد و به او گفتم که چرا مرا سر کار گذاشتیم و جواب سر سری داد و فکر ان شب مرا دیوانه می کرد و حتی خواستم طلاقش بدهم ولی او کسی را نداشت که برود پیش او ۰ وقتی که وارد خانه شدیم حدود ساعت ۸ شب بود یا کمی بیشتر دخترم گفت می خواهم بروم خانه پدر بزرگم دخترم که سه ساله است.رفت و پسرم خانه بود به زنم گفتم که برو از پشت بام لباس هایم را بیاورد که به بالا رفت و به او گفتم که دستم را بگیرید که بالا بیایم دست مرا هم کشید و بالا رفتم همین طوری که داشت لباس های کارم را جمع می کرد و پشتش به طرفم بود دستم را گذاشتم به گردنش و صورتش را به طرف خودم برگرداندم و طوری بود که روبرویم بود صورتش را بوسیدم و به او گفتم که تا اخر عمر دوستت دارم. و تا روزی که باهم بمیریم دوستت دارم. و یک تیزبر را که از یک معتاد خریده بودم به مبلغ ۸ هزار تومان به گردن او کشیدم و دیدم که گردن او پاره شد فکر نمی کردم که اینقدر تیز باشد. و بعد به او گفتم که تحمل خیانت را ندارم. و به او گفتم که حالا می دانید درد خیانت چیست؟ تنها حرفی که زد این بود که ان پسری که دیدی راست بود و نمیدانم مرد یا بیهوش شده بود و من رفتم دست و پایم را شستم و رفتم بچه کوچکم را بغل کردم و به منزل پدرم رفتم ولی چون برادرم به درب خانه ما امده بود دوباره برگشتم ولی دوباره قصد فرار کردم و حتی فرار هم کردم و رفتم سیگار کشیدم و وقتی که برگشتم سمت منزلم دیدم که در منزل شلوغ است.و برادرم به سرش می زد و همسایه ماشین را روشن کرده بود و این قتل برای این بود که همسرم خیانت کرده بود متهم در پاسخ سوالی که بازپرس از ایشان کرده بود که چرا همان روزی که به گفته شما به تو خیانت کرده با او برخورد نکرده و او را نکشتی؟ در پاسخ گفتند که گفت دست بر میدارم. ولی دست بر نداشت همان روز یک سیلی به او زدم و قهر کرد و رفت و زن صاحب منزلم او را برگرداند و چون دوستش داشتم تحمل کردم ص۱۳ تا ۱۶. قرار بازداشت موقت متهم صادر و روانه زندان شد ص۱۷ و ۱۸. ح. س. و خ. س. به عنوان اولیای دم مرحومه از متهم اعلام شکایت و تقاضای قصاص او را داشته اند ص۲۵ و ۲۶. مورخ۱۳۹۷/۱۲/۶ متهم به همراه بازپرس ویژه قتل و عوامل پلیس اگاهی شهرستان *به محل وقوع قتل عزیمت و دقیقا نحوه قتل بازسازی ص۱۸.ریاست محترم *خطاب به بازپرس نوشتنددر خصوص تشکیل پرونده شخصیت متهم ح. س. ج. فرزند ف. به استحضار می رساند نامبرده توسط احدی از کارشناسان روانشناسی زندان مورد تست ازمون روانی و مصاحبه تخصصی قرار گرفت که بر اساس نتایج استخراج شده نامبرده ب. ت. ب. عمل مرتکب شده یعنی قتل از سلامت روان برخوردار نمی باشد. اما وضعیت اخلاقی و رفتاری وی مورد تایید م. ب.. ص۴۲. اقای ح. پ. به عنوان وکیل ت. م. مراتب وکالت خود را اعلام داشتند ص۴۹. ف. س. ج. فرزند ق ( پدر متهم ) هم با حضور در دادسرا ولایتا از طرف ی. و ا. س. فرزند ا. متهم تقاضای قصاص متهم را نموده است.ص۵۱. پزشکی محترم قانونی *پس از کالبدگشایی و معاینات بالینی جسد نوشتند ب. ت. ب. معاینه جسد و مندرجات پرونده بیمارستانی علت تامه مرگ خفگی ناشی از فشار وارده به ناحیه گردن با جسم قابل انعطاف تشخیص داده شده است.ص۵۸. کیفرخواست علیه متهم صادر و پرونده به دادگاه های کیفری یک استان *ارسال شد که توسط مقام ارجاع به این شعبه ارجاع داده شد ص۷۳ و ۷۴. توسط هییت قضایی شعبه دستور تعیین وقت نظارت و اعمال مواد ۳۸۴ و ۳۸۷ و ۳۸۸ قانون ایین دادرسی کیفری صادر شد ص۷۵. پرونده شخصیت برای متهم تشکیل و ضمیمه پرونده شد گزارشی از پرونده تهیه پیوست پرونده شد ص۸۳ تا ۸۹. قرار بازداشت موقت متهم فک و به قرار تامین از نوع وثیقه به میزان دویست میلیارد ریال تبدیل شد ص۹۰. قرار رفع نقص توسط هییت قضایی دادگاه صادر و پرونده به دادسرا اعاده شد ص۹۲. پرونده پس از رفع نواقص مکتوبه به دادگاه اعاده داده شد و بنا به دستور وقت رسیدگی و احضار اولیای دم و متهم و وکلای انان صادر شد ص۱۱۸. وقت رسیدگی برای مورخه ۱۴۰۰/۱۲/۱ تعیین و جلسه با حضور متهم و وکیل تسخیری ایشان به نام اقای ا. س. ز. تشکیل شد. پرونده حکایت قابل ذکر دیگری ندارد. رای دادگاه در خصوص اتهام اقای ح. س. ج. فرزند ف. ، متولد ۱۳۷۳ ، شغل ازاد ، با کد ملی*، تبعه *، مذهب شیعه ، فاقد سابقه کیفری ، متاهل ، دارای دو فرزند ، باسواد ، با شماره تلفن *، فعلا بازداشت به علت عجز از تودیع وثیقه ، اهل و ساکن *مبنی بر ارتکاب یک فقره قتل عمدی زن مسلمان به اسم ز. س. ( همسر متهم ) با وکالت تسخیری اقای ا. س. ز. وکیل محترم دادگستری. دادگاه با مداقه کافی و وافی و تامل در جمیع اوراق و محتویات پرونده و توجها به شرح مکتوبه و معروضه فوق که از نظر گذشت و توجها به شکایت اولیای دم مرحومه و ولی اولاد صغار مرحوم و توجها به گزارش مرجع محترم انتظامی در زمان مصدومیت و حضور مرحومه در بیمارستان که همراهان مرحومه اظهار داشتند که اقای ح. س. ج. همسر ایشان او را مصدوم نموده است.و این موضوع را هم متهم صریحا قبول داشته و تایید کردند. و توجها به کشف تیزبر که الت قتاله بوده است.در بالای حمام و دستشویی منزل متهم و توجها جامع ابرازی توسط متهم در مرجع انتظامی و دادسرا و خاصه در محضر این دادگاه که بیان داشته بنده اتهام قتل عمدی مرحوم ز. س. را قبول دارم. ( مثبت ) من ز. س. عرض کشتم از شود. قضیه از این قرار است.که بنده سال ۱۳۸۷ اعتیاد پیدا کردم بیشتر در توهم و فکرهای منفی بودم سال ۱۳۹۱ به کمپ ترک اعتیاد رفتم ولی فایده نداشت و دوباره به مصرف مواد مخدر برگشتم یک روز که شیشه مصرف کرده بودم رفته بودم خونه و با همسرم ز. جر و بحث کردم و همسرم می گفت چرا بیرون می روی و مواد مصرف می کنی حالم خراب شد نفهمیدم که چه شد من پشت بام منزل ایشان را کشتم اتهام قتل را قبول دارم. در ان زمان چون مواد مصرف می کردم در حالت عادی نبودم و ز. همسرم را کشتم تقاضای عفو و بخشش دارم. و توجها به بازسازی صحنه قتل صورت گرفته توسط متهم و با حضور بازپرس و عوامل محترم اگاهی در محل وقوع قتل و توجها به نظریه پزشکی قانونی *که پس از کالبد گشایی و معاینات بالینی از جسد مرحومه منتج شده است.و توجها به کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب اسلامی *به شماره *مورخه ۱۳۹۸/۳/۲۹ و با حصول علم قضایی برای هییت قضایی دادگاه ، بزهکاری متهم موصوف صدرالاشاره کاملا محرز و مسلم و مسجل است.بنا علی هذا مستند به مواد ۱۹ و ۲۷ و ۱۴۰ و ۱۴۴ و ۱۶۰ و ۲۱۱ و ۲۸۹ و ۲۹۰ ( بند الف ) و ۳۰۱ و ۳۸۱ از قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۹۲ متهم را از حیث قتل عمدی مرحومه ز. س. به قصاص نفس محکوم می نماید. بدیهی است.اجرای حکم قصاص منوط به پرداخت نصف دیه یک مرد مسلمان و سهم الدیه صغار از طرف اولیای دم م. ب.. رای صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور م. ب.. رییس شعبه *مستشاران شعبه *س. ت. ع. م. ن. س. پ. فهرست دادگاه بدوی نقد رأی

موارد مرتبط 58

آرای مرتبط 40

نظریات مشورتی 13

نشست‌های قضایی 3

مواد مرتبط 2

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین