رأی
شاکی در بزه صدور چک بلامحل
رأی دادگاه بدوی
در خصوص کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب ت. علیه ح. م. با وکالت ل. م. و م. ن. دایر بر صدور سه فقره چک بلامحل به شماره سریال 033...- 1393/05/03 به مبلغ 300 میلیون ریال عهده بانک ر. و به شماره سریال 034...-1393/03/07 به مبلغ 320 میلیون ریال عهده بانک ر. و به شماره سریال 024...- 1392/01/12 به مبلغ 500 میلیون ریال عهده بانک م. موضوع شکایت ف. ت. با وکالت ع. الف.پ. ، با عنایت به اوراق پرونده ؛ ازجمله شکایت مطرحشده و تصویر چکها و گواهی عدم پرداخت موجود در پرونده و با عنایت به اینکه دفاعیات متهم و وکلای وی مستند به دلیل اثباتی نبوده ، لذا بزهکاری نامبرده مطابق بند (ج ) ماده 7 قانون صدور چک اصلاحی 1382 محرز لذا وی را به تحمل 15 ماه حبس تعزیری و دو سال منوعیت از داشتن دسته چک محکوم مینماید . رأی صادره حضوری تلقی ، ظرف 20روز بعد از ابلاغ به طرفین دعوی قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاههای تجدیدنظر استان تهران است. در خصوص دادخواست خ. ب. ط. خوانده فوقالذکر به خواسته مطالبه وجه چکهای فوق به انضمام خسارت دادرسی و تأخیر تأدیه ب. ت. ب. مدارک و مستندات مورد اشاره و وجود اصل آنها در دست خواهان و ب. ت. ب. اظهارات وکیل خواهان در دادگاه و ب. ت. ب. اینکه خوانده دع و. د. ج. دادگاه حضور نیافته و لایحهای نیز تقدیم نکرده ، دعوی مطروحه وارد تشخیص ، مطابق مواد 519 و 522 و198 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379 و مواد 310 و 313 قانون تجارت ، خوانده موصوف را به پرداخت وجه سه فقره چک فوقالذکر به انضمام هزینه دادرسی و حقالوکاله وکیل و همچنین به پرداخت خسارت تأخیر تأدیه از زمان سررسید تا هنگام پرداخت ، مطابق شاخص سالانه بانک مرکزی د. ح. خ. محکوم مینماید . این قسمت از رأی ظرف 20 روز پس از ابلاغ به خوانده، قابل واخواهی در این شعبه و پس از انقضای آن ظرف 20 روز قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران است. همچنین رأی صادره ظرف 20 روز پس از ابلاغ به خواهان قابل تجدیدنظرخواهی است.
دادرس شعبه 1145 محاکم عمومی تهران - قیصری
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م. ن. به وکالت از آقای ح. م. نسبت به آن قسمت از دادنامه شماره 9309970211000883 مورخ 1393/11/07 صادره از شعبه 1145 دادگاه عمومی جزایی ت. که طی آن متهم ت. ن. خ. از حیث اتهام صدور یک فقره چک بلامحل به شماره 034... مورخ 1393/03/07 مبلغ سیصد و بیست میلیون ریال عهده بانک ر. شعبه ... به تحمل پانزده ماه حبس تعزیری و ممنوعیت از داشتن دسته چک به مدت دو سال محکومیت جزایی حاصل نموده است. از عطف توجه به اوراق متشکله پرونده و ن. ب. ا. چک موضوع پرونده کار از مجموع دو فقره چکهای شمارههای 24/860... مورخ 1392/12/01 و 034... مورخ 1393/03/07 است که بر طبق مراودات مالی به ت. ن. خ. آقای ف. ت. تسلیم گردیده است و با عنایت به توالی سریال و تاریخ چکهای موصوف، واحد بودن دارنده آنها و بانک محالعلیه و همچنین ب. ت. ب. اینکه اصولاً این امر مستبعد مینماید که دارنده چکها به رغم عدم وصول چک شماره 24/860... مورخ 1392/12/01 (در تاریخ مقدم)، حاضر به دریافت چک دیگری در تاریخ مؤخر گردد، مگر اینکه معتقد شویم چک فوقالاشعار در تاریخ مقدم بر تاریخ مندرج در متن آنها صادر و تسلیم شده باشد و با عنایت به اینکه در پرونده کار دلیلی که خلاف این استنباط را ایجاب نماید ملاحظه نمیگردد؛ لهذا به نظر میرسد که چک شماره 034... مورخ 1393/03/07 در تاریخ مقدم بر تاریخ مندرج در متن آن تحریر یافته و از مصادیق چک وعدهدار مشمول بند "هـ" ماده 13 قانون اصلاح موادی از قانون صدور چک مصوب 1382 محسوب میشود و فاقد وصف جزایی است. بر این مبنا دادگاه با استناد به بند یک از قسمت «ب» ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378 ضمن نقض این قسمت از رأی تجدیدنظر خواسته، متهم ت. ن. خ. آقای ح. م. را با رعایت اصل 37 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از بزه انتسابی تبرئه مینماید. اما تجدیدنظرخواهی آقای م. ن. به وکالت از آقای ح. م. نسبت به آن قسمت از دادنامه شماره 9309970211000883 مورخ 1393/11/07 صادره از شعبه 1145 دادگاه عمومی جزایی ت. که طی آن متهم ت. ن. خ. از حیث اتهام صدور یک فقره چک بلامحل به شماره 033... مورخ 1393/03/05 به مبلغ سیصد میلیون ریال عهده بانک ر. شعبه ... به تحمل پانزده ماه حبس تعزیری و ممنوعیت از داشتن دسته چک به مدت دو سال محکومیت جزایی حاصل نموده است؛ وارد به نظر میرسد. چه آنکه برابر قسمت اخیر ماده 2 قانون اصلاح موادی از قانون صدور چک مصوب 1382 که تصریح نموده: «... دارنده چک اعم است از کسی که چک در وجه او صادر گردیده یا به نام او پشت نویسى شده ....» و توجهاً به ماده 312 قانون تجارت که مقرر میدارد: «چک ممکن است در وجه حامل یا شخص معین یا به حواله کرد باشد ممکن است به صرف امضاء در ظهر به دیگری منتقل شود»، ظهر نویسی چک عمل حقوقی است که به موجب آن دارنده با امضاء ظهر چک آن را به دیگری واگذار میکند. بنابراین شخصی که چک در وجه او صادر شده در صورتی که بدون ظهر نویسی آن را در اختیار دیگری قرار دهد چون این اقدام منطبق با قانون نیست، شخصی که چک را در اختیار دارد، دارنده چک به مفهومی که در قانون آمده تلقی نمیشود و طرح شکایت کیفری یا دعوی حقوقی از جانب وی قانوناً جایز نیست. در ما نحن فیه نیز چک در وجه آقای ح. خ. صادر گردیده؛ لیکن ت. ن. خ. آقای ف. ت. بدون ظهر نویسی از سوی مشارالیه، آن را به بانک ارائه داده و متعاقباً به لحاظ کسر موجودی منتهی به صدور گواهی عدم پرداخت شده است. لذا ت. ن. خ. آقای ف. ت. دارنده چک در مفهوم قانونی محسوب نمیگردد تا حق شکایت کیفری داشته باشد. لهذا دادگاه با استناد به بند یک از قسمت «ب» ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378 ضمن نقض این قسمت از رأی تجدیدنظر خواسته، قرار موقوفی تعقیب متهم ت. ن. خ. آقای ح. م. را صادر و اعلام مینماید. امّا در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م. ن. به وکالت از آقای ح. م. نسبت به آن قسمت از دادنامه شماره 9309970211000883 مورخ 1393/11/07 صادره از شعبه 1145 دادگاه عمومی جزایی ت. که طی آن متهم ت. ن. خ. از حیث اتهام صدور یک فقره چک بلامحل به شماره 24/860... مورخ 1392/12/01 به مبلغ پانصد میلیون ریال عهده بانک م. به تحمل پانزده ماه حبس تعزیری و ممنوعیت از داشتن دسته چک به مدت دو سال محکومیت جزایی حاصل نموده است. با عنایت به محتویات پرونده، چون وکیل متهم ت. ن. خ. بیان اعتراضی که نقض این قسمت از دادنامه تجدیدنظر خواسته را ایجاب نماید، به عمل نیاورده است و ادعای وعدهدار بودن چک موضوع پرونده کار غیر مقرون به دلایل اثباتی است و از طرفی از حیث دلایل احراز بزه و انتساب آن به متهم ت. ن. خ. و انطباق آن با قانون و رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز اشکال مؤثری که مستلزم گسست دادنامه تجدیدنظر خواسته باشد، ملاحظه نمیگردد. لهذا دادگاه ضمن رد تجدیدنظرخواهی توجهاً به بند "الف" ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378 دادنامه تجدیدنظر خواسته را تأیید و استوار مینماید. رأی دادگاه قطعی است.
شعبه 68 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار
اسدالله مسعودی مقام - خیرالله غفوری گوراب
فهرست
دادگاه بدوی
دادگاه تجدیدنظر استان
نقد رأی
شاکی در بزه صدور چک بلامحل
در تاریخ 31 اردیبهشت 1393، دادگاه بدوی نسبت به اتهام صدور چک بلامحل به مبلغ 96 میلیون ریال حکمی به مدت 18 ماه حبس تعزیری و 2 سال محرومیت از داشتن دسته چک صادر نمود. این حکم با استناد به مواد 3، 7 و 22 قانون صدور چک و همچنین مواد 181 و 217 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری صادر گردید. پس از صدور این حکم، دادسرای عمومی و انقلاب تهران نسبت به آن تجدیدنظرخواهی کرد. پس از بررسی مستندات در دادگاه تجدیدنظر، مشخص شد که شاکی به عنوان دارنده چک، حق قانونی برای طرح شکایت ندارد، چرا که چک به نام شخص دیگری صادر شده و به وی منتقل نشده بود. در نتیجه، دادگاه تجدیدنظر حکم بدوی را فسخ و متهم را از اتهام انتسابی تبرئه کرد. این رای قطعی و لازمالاجرا است.
تاریخ دادنامه قطعی: 1393/02/31
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: صرفا دارنده چک به مفهوم مصطلح در قانون صدور چک حق شکایت کیفری دارد و شخصی که چک از طریق قانونی به وی منتقل نشده باشد، دارنده چک محسوب نمی شود.
در خصوص اتهام آقای م.ط. فرزند ح. دایر بر صدور یک فقره چک بلامحل به شماره... عهده بانک تجارت از جاری... به مبلغ 96 میلیون ریال موضوع شکایت آقای م.الف. فرزند م. که به موجب کیفرخواست صادره از سوی دادسرای محترم ناحیه 12 تقاضای مجازات نامبرده گردیده است؛ دادگاه با بررسی اوراق و محتویات پرونده و ملاحظه تصاویر چک و گواهینامه عدم پرداخت وجه آن و عدم دسترسی به متهم و سایر قرائن و امارات موجود بزه انتسابی را محرز و مسلم دانسته، مستفاد از مواد 181 و 217 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری و مستندا به مواد 3 و 7 و 22 قانون صدور چک متهم موصوف را به تحمل 18 ماه حبس تعزیری و 2 سال محرومیت از داشتن دسته چک محکوم مینماید. رای صادره غیابی و ظرف مهلت ده روز پس از ابلاغ واقعی قابل واخواهی در این دادگاه م. ب..
رئیس شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران - دهقان
رای دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی ناحیه دوازده دادسرای عمومی و انقلاب تهران نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 4 - 2 - 1392 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن آقای م.ط. فرزند ح. به اتهام صدور یک فقره چک بلامحل به شماره... مورخ 5 - 1 - 1391 به مبلغ نود و شش میلیون ریال عهده حساب جاری شماره... بانک تجارت با شکایت آقای م.الف. و به استناد مواد 3 و 7 و 22 قانون صدور چک اصلاحی سال 1382 به کیفر هجده ماه حبس و ممنوعیت از داشتن دسته چک به مدت دو سال محکوم گردیده وارد است؛ چه آن که همان گونه که کپی متن و ظهر چک موضوع پرونده حکایت دارد این چک در وجه شخصی به نام ح.ن. صادر گردیده است، مع الوصف ت. ن. خ. آقای م.الف. بدون این که چک موصوف از طریق قانونی یا ظهرنویسی به وی منتقل شده باشد مبادرت به برگشت چک و سپس اقدام به شکایت کیفری نموده است. بنابراین چون ت. ن. خ. آقای م.الف. در مانحن فیه دارنده چک به مفهوم مصطلح در قانون صدور چک محسوب نمی گردد و از طرفی به تکلیف ماده 11 قانون صدور چک اصلاحی سال 1382 جرایم مذکور در این قانون بدون شکایت دارنده چک قابل تعقیب نیست این دادگاه ضمن فسخ حکم تجدیدنظرخواسته توجها به بند 1 از قسمت ب ذیل ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری بر برائت متهم صدرالمشار از اتهام انتسابی اصدار حکم مینماید. این رای قطعی است.
رئیس شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران مامور در شعبه --- - مستشار دادگاه
در تاریخ 5 اردیبهشت 1394، دادگاه بدوی به کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب رسیدگی کرد و متهم را به اتهام صدور سه فقره چک بلامحل به مبالغ 300 میلیون ریال، 320 میلیون ریال و 500 میلیون ریال، به 15 ماه حبس تعزیری و دو سال ممنوعیت از داشتن دسته چک محکوم نمود. این حکم بر اساس بند (ج) ماده 7 قانون صدور چک اصلاحی 1382 صادر گردید. <br>پس از آن، دادگاه به خواسته مطالبه وجه چکها به همراه هزینه دادرسی و خسارت تاخیر تادیه رسیدگی کرده و با استناد به مواد 519 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 310 و 313 قانون تجارت، متهم را به پرداخت وجوه چکها و خسارات محکوم کرد. رای صادره ظرف 20 روز قابل تجدیدنظر بود.<br>در مرحله تجدیدنظر، دادگاه به تجدیدنظرخواهی متهم رسیدگی کرد و در خصوص چک شماره 034، با استناد به بند ه- ماده 13 قانون صدور چک، آن را مشمول چک وعدهدار دانسته و متهم را از بزه انتسابی تبرئه نمود. اما در ارتباط با چک شماره 033، به دلیل عدم ارائه دلایل کافی، رای دادگاه بدوی تایید و استوار گردید و این رای به عنوان رای قطعی اعلام شد.
تاریخ دادنامه قطعی: 1394/02/05
پیام: در صورتی که چک بدون ظهرنویسی در اختیار دیگری قرار گیرد؛ شخصی که چک را در اختیار دارد، دارنده چک به مفهوم مصطلح در قانون نبوده و طرح شکایت کیفری یا دعوی حقوقی از جانب وی قانونا جایز نیست.
در خصوص کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب ت. علیه ح. م. با وکالت ل. م. و م. ن. دایر بر صدور سه فقره چک بلامحل به شماره سریال 033 ...- 1393/05/03 به مبلغ 300 میلیون ریال عهده بانک ر. و به شماره سریال 034 ...- 1393/03/07 به مبلغ 320 میلیون ریال عهده بانک ر. و به شماره سریال 024 ...- 1392/01/12 به مبلغ 500 میلیون ریال عهده بانک م. موضوع شکایت ف. ت. با وکالت ع. الف.پ.، با عنایت به اوراق پرونده ؛ ازجمله شکایت مطرحشده و تصویر چکها و گواهی عدم پرداخت موجود در پرونده و با عنایت به اینکه دفاعیات متهم و وکلای وی مستند به دلیل اثباتی نبوده، لذا بزهکاری نامبرده مطابق بند (ج) ماده 7 قانون صدور چک اصلاحی 1382 محرز لذا وی را به تحمل 15 ماه حبس تعزیری و دو سال منوعیت از داشتن دسته چک محکوم مینماید. رای صادره حضوری تلقی، ظرف 20 روز بعد از ابلاغ به طرفین دعوی قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاههای تجدیدنظر استان تهران است. در خصوص دادخواست خ. ب. ط. خوانده فوقالذکر به خواسته مطالبه وجه چکهای فوق به انضمام خسارت دادرسی و تاخیر تادیه ب. ت. ب. مدارک و مستندات مورد اشاره و وجود اصل آنها در دست خواهان و ب. ت. ب. اظهارات وکیل خواهان در دادگاه و ب. ت. ب. اینکه خوانده دع و. د. ج. دادگاه حضور نیافته و لایحهای نیز تقدیم نکرده، دعوی مطروحه وارد تشخیص، مطابق مواد 519 و 522 و 198 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379 و مواد 310 و 313 قانون تجارت، خوانده موصوف را به پرداخت وجه سه فقره چک فوقالذکر به انضمام هزینه دادرسی و حقالوکاله وکیل و همچنین به پرداخت خسارت تاخیر تادیه از زمان سررسید تا هنگام پرداخت، مطابق شاخص سالانه بانک مرکزی د. ح. خ. محکوم مینماید. این قسمت از رای ظرف 20 روز پس از ابلاغ به خوانده، قابل واخواهی در این شعبه و پس از انقضای آن ظرف 20 روز قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران است. همچنین رای صادره ظرف 20 روز پس از ابلاغ به خواهان قابل تجدیدنظرخواهی است.
دادرس شعبه --- محاکم عمومی تهران - قیصری
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م. ن. به وکالت از آقای ح. م. نسبت به آن قسمت از دادنامه شماره --- مورخ 1393/11/07 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی ت. که طی آن متهم ت. ن. خ. از حیث اتهام صدور یک فقره چک بلامحل به شماره 034 ... مورخ 1393/03/07 مبلغ سیصد و بیست میلیون ریال عهده بانک ر. شعبه... به تحمل پانزده ماه حبس تعزیری و ممنوعیت از داشتن دسته چک به مدت دو سال محکومیت جزایی حاصل نموده است. از عطف توجه به اوراق متشکله پرونده و ن. ب. ا. چک موضوع پرونده کار از مجموع دو فقره چکهای شمارههای 24/860 ... مورخ 1392/12/01 و 034 ... مورخ 1393/03/07 است که بر طبق مراودات مالی به ت. ن. خ. آقای ف. ت. تسلیم گردیده است و با عنایت به توالی سریال و تاریخ چکهای موصوف، واحد بودن دارنده آنها و بانک محالعلیه و همچنین ب. ت. ب. اینکه اصولا این امر مستبعد مینماید که دارنده چکها به رغم عدم وصول چک شماره 24/860 ... مورخ 1392/12/01 (در تاریخ مقدم)، حاضر به دریافت چک دیگری در تاریخ موخر گردد، مگر اینکه معتقد شویم چک فوقالاشعار در تاریخ مقدم بر تاریخ مندرج در متن آنها صادر و تسلیم شده باشد و با عنایت به اینکه در پرونده کار دلیلی که خلاف این استنباط را ایجاب نماید ملاحظه نمیگردد؛ لهذا به نظر میرسد که چک شماره 034 ... مورخ 1393/03/07 در تاریخ مقدم بر تاریخ مندرج در متن آن تحریر یافته و از مصادیق چک وعدهدار مشمول بند ه- ماده 13 قانون اصلاح موادی از قانون صدور چک مصوب 1382 محسوب میشود و فاقد وصف جزایی است. بر این مبنا دادگاه با استناد به بند یک از قسمت «ب» ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378 ضمن نقض این قسمت از رای تجدیدنظر خواسته، متهم ت. ن. خ. آقای ح. م. را با رعایت اصل 37 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از بزه انتسابی تبرئه مینماید. اما تجدیدنظرخواهی آقای م. ن. به وکالت از آقای ح. م. نسبت به آن قسمت از دادنامه شماره --- مورخ 1393/11/07 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی ت. که طی آن متهم ت. ن. خ. از حیث اتهام صدور یک فقره چک بلامحل به شماره 033 ... مورخ 1393/03/05 به مبلغ سیصد میلیون ریال عهده بانک ر. شعبه... به تحمل پانزده ماه حبس تعزیری و ممنوعیت از داشتن دسته چک به مدت دو سال محکومیت جزایی حاصل نموده است؛ وارد به نظر میرسد. چه آنکه برابر قسمت اخیر ماده 2 قانون اصلاح موادی از قانون صدور چک مصوب 1382 که تصریح نموده: «... دارنده چک اعم است از کسی که چک در وجه او صادر گردیده یا به نام او پشت نویسی شده....» و توجها به ماده 312 قانون تجارت که مقرر میدارد: «چک ممکن است در وجه حامل یا شخص معین یا به حواله کرد باشد ممکن است به صرف امضا در ظهر به دیگری منتقل شود»، ظهر نویسی چک عمل حقوقی است که به موجب آن دارنده با امضا ظهر چک آن را به دیگری واگذار میکند. بنابراین شخصی که چک در وجه او صادر شده در صورتی که بدون ظهر نویسی آن را در اختیار دیگری قرار دهد چون این اقدام منطبق با قانون نیست، شخصی که چک را در اختیار دارد، دارنده چک به مفهومی که در قانون آمده تلقی نمیشود و طرح شکایت کیفری یا دعوی حقوقی از جانب وی قانونا جایز نیست. در ما نحن فیه نیز چک در وجه آقای ح. خ. صادر گردیده؛ لیکن ت. ن. خ. آقای ف. ت. بدون ظهر نویسی از سوی مشارالیه، آن را به بانک ارائه داده و متعاقبا به لحاظ کسر موجودی منتهی به صدور گواهی عدم پرداخت شده است. لذا ت. ن. خ. آقای ف. ت. دارنده چک در مفهوم قانونی محسوب نمیگردد تا حق شکایت کیفری داشته باشد. لهذا دادگاه با استناد به بند یک از قسمت «ب» ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378 ضمن نقض این قسمت از رای تجدیدنظر خواسته، قرار موقوفی تعقیب متهم ت. ن. خ. آقای ح. م. را صادر و اعلام مینماید. امّا در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م. ن. به وکالت از آقای ح. م. نسبت به آن قسمت از دادنامه شماره --- مورخ 1393/11/07 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی ت. که طی آن متهم ت. ن. خ. از حیث اتهام صدور یک فقره چک بلامحل به شماره 24/860 ... مورخ 1392/12/01 به مبلغ پانصد میلیون ریال عهده بانک م. به تحمل پانزده ماه حبس تعزیری و ممنوعیت از داشتن دسته چک به مدت دو سال محکومیت جزایی حاصل نموده است. با عنایت به محتویات پرونده، چون وکیل متهم ت. ن. خ. بیان اعتراضی که نقض این قسمت از دادنامه تجدیدنظر خواسته را ایجاب نماید، به عمل نیاورده است و ادعای وعدهدار بودن چک موضوع پرونده کار غیر مقرون به دلایل اثباتی است و از طرفی از حیث دلایل احراز بزه و انتساب آن به متهم ت. ن. خ. و انطباق آن با قانون و رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز اشکال موثری که مستلزم گسست دادنامه تجدیدنظر خواسته باشد، ملاحظه نمیگردد. لهذا دادگاه ضمن رد تجدیدنظرخواهی توجها به بند الف ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378 دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید و استوار مینماید. رای دادگاه قطعی است.
شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار
در تاریخ 30 اردیبهشت 1394، دادگاه بدوی به اتهام صدور چک بلامحل، حکم بر برائت متهم صادر کرد و با استناد به اصل 37 قانون اساسی، اتهام را محرز ندانست. شاکی به عنوان دارنده چک، نسبت به این رای در دادگاه تجدیدنظر اعتراض کرد. دادگاه تجدیدنظر با استناد به ماده 2 قانون اصلاح موادی از قانون صدور چک و ماده 312 قانون تجارت، به این نتیجه رسید که شاکی به دلیل عدم انتقال قانونی چک از طریق ظهرنویسی، حق شکایت کیفری ندارد. همچنین، نظر کارشناس مبنی بر عدم انتساب امضاهای ظهر به شاکی نیز تایید شد. در نهایت، دادگاه تجدیدنظر حکم برائت را به قرار موقوفی تعقیب اصلاح و تایید کرد و رای صادره را قطعی اعلام نمود. این تصمیم بر اساس ماده 250 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری و تبصره 4 ماده 22 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب اتخاذ گردید.
تاریخ دادنامه قطعی: 1394/02/30
پیام: شخصی که به طور قانونی مانند ظهرنویسی، چک به او منتقل نشده است دارنده چک به مفهوم مصطلح در قانون صدور چک نیست و حق شکایت کیفری ندارد.
در خصوص اتهام آقای س. د. دایر بر صدور چک بلامحل موضوع شکایت و. خ. دادگاه توجها به جمیع اوراق و محتویات پرونده , استماع اظهارات شاکی , دفاعیات بیشائبه متهم توجه اتهام به متهم را محرز و مسلم نمیداند , مستندا به اصل 37 قانون اساسی (قاعده اصاله البرائه) رای بر برائت متهم صادر و اعلام میگردد. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض و رسیدگی در محاکم تجدیدنظر استان تهران خواهد بود.
رئیس شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران - میری
تجدیدنظرخواهی آقای …. ش. به وکالت از آقای و. خ. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1393/11/27 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران که طی آن آقای س. د. از حیث اتهام صدور یک فقره چک بلامحل به شماره 4 - 44181832 مورخ 1392/10/11 به مبلغ پانصد میلیون ریال عهده بانک پ. شعبه کیلومتر 15 جاده مخصوص کرج برائت حاصل نموده، وارد به نظر نمیرسد. چه آنکه برابر قسمت اخیر ماده 2 قانون اصلاح موادی از قانون صدور چک مصوب 1382 که تصریح نموده: «... دارنده چک اعم است از کسی که چک در وجه او صادر گردیده یا به نام او پشت نویسی شده....» و توجها به ماده 312 قانون تجارت که مقرر میدارد: «چک ممکن است در وجه حامل یا شخص معین یا به حواله کرد باشد ممکن است به صرف امضا در ظهر به دیگری منتقل شود»، ظهرنویسی چک عمل حقوقی است که به موجب آن دارنده با امضا ظهر چک آن را به دیگری واگذار میکند. بنابراین شخصی که چک در وجه او صادرشده در صورتی که بدون ظهرنویسی آن را در اختیار دیگری قرار دهد چون این اقدام منطبق با قانون نیست، شخصی که چک را در اختیار دارد، دارنده چک به مفهومی که در قانون آمده تلقی نمیشود و طرح شکایت کیفری یا دعوی حقوقی از جانب وی قانونا جایز نیست. در ما نحنفیه نیز چک در وجه آقای م.م. صادر گردیده و ت. ن. خ. آقای و. خ. مدعی است به نحو قانونی چک از طریق ظهرنویسی به وی انتقال یافته است؛ لیکن آقای م.م. به عنوان گواه در دادگاه حاضر و ادعای ت. ن. خ. را مقرون به صحت ندانسته و ارجاع امر به کارشناسی مبنی بر عدم انتساب امضائات ظهر به خود را خواستار شده است که اتفاقا کارشناس منتخب دادگاه نیز طی نظریه مثبوت به شماره 91000957 مورخ 1393/09/02 امضائات ظهر چک را منتسب به آقای م.م. تشخیص نداده است که نسبت به نظریه مزبور ایراد و اعتراض موجه و مدللی مطرح نگردیده است. لهذا چون وکیل ت. ن. خ. بیان اعتراضی که نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته را ایجاب نماید، به عمل نیاورده است و از طرفی از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز اشکال موثری که مستلزم گسست دادنامه تجدیدنظر خواسته باشد، ملاحظه نمیگردد. النهایه ازآنجاکه ت. ن. خ. آقای و. خ. دارنده چک در مفهوم قانونی محسوب نمیگردد تا حق شکایت کیفری داشته باشد و اقتضاء دارد در چنین مواردی قرار موقوفی تعقیب و نه قرار منع تعقیب یا حکم برائت صادر گردد. بدین لحاظ دادگاه با رعایت ماده 250 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378 و تبصره 4 ماده 22 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 1381 دادنامه تجدیدنظر خواسته را از حیث صدور حکم برائت به قرار موقوفی تعقیب متهم آقای س. د. از بابت اتهام صدور چک بلامحل اصلاح میکند و در نتیجه دادنامه تجدیدنظر خواسته را با اصلاح به عمل آمده، تایید و استوار مینماید. رای دادگاه قطعی است.
موارد مرتبط 92
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
عدم پذیرش دعوای ورشکستگی
مواد 2 و 197 و 257 از قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
عدم پذیرش دعوای ورشکستگی
مواد 2 و 197 و 257 از قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
فاقد نکته
ماده 257 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح جهت رسیدگی به اتهام خیانت در امانت
ماده 257 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
اثر خط خوردن عبارت «به حواله کرد» در متن چک
مواد 310، 312، 314 و 313 قانون تجارت و همچنین مواد 198 و 515 قانون آیین دادرسی مدنی استناد
-
رأی
هماستناد
خوانده دعوی مطالبه وجه چک از شرکت منحله
مواد 310 قانون تجارت و 198 و 515 و 519 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
نحوه انتقال چک در وجه شخص معین
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 310
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه سند تجاری توسط وکیل در وصول
مواد 310 و 313 قانون تجارت و همچنین مواد 198 و 515 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حکم دادگاه تجدیدنظر در پرونده مطالبه وجه چک و خسارات قراردادی و تاخیر تادیه با استناد به قوانین آیین دادرسی مدنی و تجارت
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 310
-
رأی
هماستناد
شرط مطالبه وجه چک تضمینی
مواد 310 و 312 قانون تجارت و 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
رای تکراری
مواد 310 قانون تجارت و 198 و 519 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
نقش ارسال اظهارنامه پیش از اقدام به طرح دعوای خلع ید
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 310
-
رأی
هماستناد
دستور موقت نسبت به ملک بازداشتی
ماده 310 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد درخواست خواهان را صادر و اعلام می
-
رأی
هماستناد
اثر اعلام آمادگی مدیون به پرداخت وجه چک برگشت شده بر خسارت تأخیر تأدیه
قانون آیین دادرسی در امور مدنی و مواد 310
-
رأی
هماستناد
تقاضای تعیین خسارت عدم انجام به موقع تعهد تا پایان دادرسی
قانون آیین دادرسی مدنی مواد 310
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه چک در فرض رد دعوی کیفری دارنده
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 310
-
رأی
هماستناد
مبدا محاسبه خسارت تاخیر تادیه چک
مواد 310 و 314 قانون تجارت و 198 و 515 و 519 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر
-
رأی
هماستناد
نحوه احراز عدم حسن نیت دارنده چک
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 310
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای عدم رعایت تشریفات قانونی در مورد تصمیمات هیات مدیره
ماده 310 قانون آیین دادرسی مدنی و توجها به مراتب مذکور موضوع سالبه به انتف
-
رأی
هماستناد
دادگاه صالح در دعوای اعتراض ثالث
قانون آیین دادرسی مدنی، ماده 310
-
رأی
هماستناد
امکان شرکت وکیل مدیران در جلسات مجمع عمومی و هیأت مدیره
مواد 310، 311، 315 و 325 قانون آیین دادرسی مدنی و همچنین مواد 107
-
رأی
هماستناد
اثر وصف تجریدی چک
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 310
-
رأی
هماستناد
مرجع رسیدگی به دعاوی راجع به ترکه
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 310
-
رأی
هماستناد
اعتراض از آراء هیأت های حل اختلاف کارگر و کارفرما
مواد 310 ، 311 ، 315 ، 317 ، 319 ، 320 و 325 قانون آیین دادرسی مدنی دستور موقت مبنی بر توقف عملیات اجرایی (اجر
-
رأی
هماستناد
وصف تجریدی اسناد در قبال دارنده چکاستناد به ایرادات در برابر دارنده با حسن نیت چک
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 310
-
رأی
هماستناد
شاکی در بزه صدور چک بلامحل
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 310
-
رأی
هماستناد
(1)- اثبات پرداخت وجه چک از سوی صادرکننده (2)-حدود اختیار مدیون در انتخاب دین پرداختی
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 310
-
رأی
هماستناد
حدود مسئولیت صادرکنندگان متعدد سند تجاریامضای چک صادره از حساب مشترک توسط یکی از صاحبان حساب
قانون آیین دادرسی مدنی مواد 310
-
رأی
هماستناد
مبدا محاسبه خسارت تأخیر تادیه چک
مواد 310 قانون تجارت و 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی و همچنین تبصره الح
-
رأی
هماستناد
دستور موقت جلوگیری از نقل و انتقال عین مرهونه
ماده 310 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد درخواست خواهان را صادر و اعلام می
-
رأی
هماستناد
تمکن مدیون در دعوی مطالبه خسارت تاخیر تادیه چک
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 310
-
رأی
هماستناد
ادعای جعل سند در دادگاه حقوقی با وجود صدور حکم برائت
ماده 310 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فوق الذکر را غیابی وظرف 20 روز قاب
-
رأی
هماستناد
وصف تجریدی اسناد تجاری
قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض آن با رعایت مواد 310
-
رأی
هماستناد
اثر عدم مطالبه چک در سررسید بر خسارت تأخیر تأدیه
مواد 310 قانون تجارت و 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
شرط ابطال سند به جهت وقوع در بستر رودخانه
مواد 310 و 315 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بطلان دعوی خواهان و قرار رد درخواست
-
رأی
هماستناد
بررسی حقوقی و قضایی پرونده مطالبه وجه چک سفید امضا و مراحل مختلف دادرسی شامل واخواهی، تجدیدنظر و اعاده دادرسی
مواد 310، 314 و 320 قانون تجارت و همچنین مواد 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
دستور موقت جلوگیری از نقل و انتقال عین مرهونه
ماده 310 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد درخواست خواهان را صادر و اعلام می
-
رأی
هماستناد
ادعای جعل سند در دادگاه حقوقی با وجود صدور حکم برائت
ماده 310 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فوق الذکر را غیابی وظرف 20روز قابل
-
رأی
هماستناد
مبدا محاسبه خسارت تاخیر تادیه چک
مواد 310 و 314 قانون تجارت و 198 و 515 و 519 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر
-
رأی
هماستناد
نحوه انتقال چک در وجه شخص معین
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 310
نظریات مشورتی 2
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/1382 مورخ 1396/06/19
ماده 519 قانون آیین دادرسی در امور مدنی قرار می گیرد
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/421 مورخ 1395/02/29
ماده 519 قانون آیین دادرسی در امور مدنی می باشد ولی اگر تامین دلیل موثر در
نشستهای قضایی 2
-
نشست قضایی
هماستناد
اعتراض به حکم غیابی و تقاضای رسیدگی فوری در موردی که حکم غیابی اجرا شده باشد
ماده 310 قانون آیین دادرسی مدنی
-
نشست قضایی
هماستناد
استرداد وسیله نقلیه
مواد 310 و 311 قانون آیین دادرسی مدنی بلافاصله پس از ابلاغ قابلیت اجرایی دارد
مواد مرتبط 8
-
اعمال
از این صفحه
ماده 13 — قانون صدور چک (مصوب ۱۳۵۵/۰۴/۱۶)
ماده 13 قانون اصلاح موادی از قانون صدور چک مصوب 1382 محسوب می شود و فاقد
-
اعمال
از این صفحه
ماده 2 — قانون صدور چک (مصوب ۱۳۵۵/۰۴/۱۶)
ماده 2 قانون اصلاح موادی از قانون صدور چک مصوب 1382 که تصریح نموده: «
-
اعمال
از این صفحه
ماده 257 — قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی
ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 13
-
اعمال
از این صفحه
ماده 312 — قانون تجارت
ماده 312 قانون تجارت که مقرر می دارد: «چک ممکن است در وجه حامل یا شخص معین
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 7 — قانون صدور چک (مصوب ۱۳۵۵/۰۴/۱۶)
ماده 7 قانون صدور چک اصلاحی 1382 محرز لذا وی را به تحمل 15 ماه حبس تعزیر
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 519 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
مواد 519 و 522 و198 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 310 — قانون تجارت
مواد 310 و 313 قانون تجارت
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 310 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379 و مواد 310
دکترین 40
-
مقاله
هماستناد
برای مفهوم قوانین ماهوی وشکلی، رجوع کنید بهد — به علت تخصصی بودن موضوع جلب نظر
ماده 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
برای مفهوم قوانین ماهوی وشکلی، رجوع کنید بهد
ماده 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
برای مفهوم قوانین ماهوی وشکلی، رجوع کنید بهد
ماده 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
صدور قرار کارشناسی — قرار کارشناسی دادگاه اضافه بر اعلام نظر
ماده 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
صدور قرار کارشناسی — نام کارشناس مورد وثوق و منتخب دادگاه
ماده 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
صدور قرار کارشناسی — نام کارشناس مورد وثوق و منتخب دادگاه
ماده 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
کارشناسی دلیل یا وسیله اثباتی
مواد 257 و 259 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
کارشناسی دلیل یا وسیله اثباتی — از جمله پرسشهای مهم در باره ماهیت
مواد 257 و 259 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
ضرورت انجام کارشناسی
ماده 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
ضرورت انجام کارشناسی — اول آن که کارشناسی باید در امور
ماده 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
تشخیص دادگاه یا درخواست یکی از اصحاب دعوا
ماده 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
تشخیص دادگاه یا درخواست یکی از اصحاب دعوا — کارشناسی در شمار وسایلی است که دادگاه
ماده 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
سوم - ارتباط تخصص کارشناس با موضوع ارجاعی
ماده 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
سوم - ارتباط تخصص کارشناس با موضوع ارجاعی — جهت دیگری که به نظر کارشناس اعتبار
ماده 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
پنجم - تشخیص و احراز عرف عام
ماده 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
پنجم - تشخیص و احراز عرف عام — در مواردی که تعیین تکلیف قضیه وابسته
ماده 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
دستور دادگاه — بخش سوم از دستورهای دادگاه به یکی
مواد 257 و 259 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
دستور دادگاه — مهمترین نظر دادگاه همان رأی دادگاه است
مواد 257 و 259 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
دستور دادگاه — مهمترین نظر دادگاه همان رأی دادگاه است
مواد 257 و 259 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
دعوای مبنای حکم خلع ید — وی کافی است
مواد 199، 248، 249 و 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
دعوای مبنای حکم خلع ید — افزون بر اینها تصرف خوانده نیز باید
مواد 199، 248، 249 و 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
دعوای مبنای حکم خلع ید — افزون بر اینها تصرف خوانده نیز باید
مواد 199، 248، 249 و 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بازداشت محصول املاک و باغ ها
مواد 254 تا 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بازداشت محصول املاک و باغ ها — دایر بر ترتیب و روش بازداشت منافع
مواد 254 تا 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
تصمیم به رد ادعای مستثنیات دین یا پذیرش آن
مواد 199، 248، 249، 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
تصمیم به رد ادعای مستثنیات دین یا پذیرش آن — نصب دادگاه مجری حکم و صالح در
مواد 199، 248، 249، 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
صدور تدابیر ترتیبات) تحقیقی
ماده 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
صدور تدابیر ترتیبات) تحقیقی — دادگاه در جریان رسیدگی به اعتراض ثالث
ماده 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
قرار دادگاه — حکم و در غیر این صورت قرار
ماده 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
قرار دادگاه — بر مبنای ماده ۲۹۹ ق
ماده 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
قرار دادگاه — بر مبنای ماده ۲۹۹ ق
ماده 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
قانون گذار برخلاف حکم که تعریف مثبت از آن ارائه نموده در
ماده 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بر مبنای ماده ۲۹۹ ق
ماده 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بر مبنای ماده ۲۹۹ ق
ماده 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
احراز فوریت در فرآیند داوری — قانون گذار در مواد ۳۱۱ و ۳۱۲
مواد 199، 229، 248 و 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
احراز فوریت در فرآیند داوری — به منظور نیل به این نتیجه مهم
مواد 199، 229، 248 و 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
احراز فوریت در فرآیند داوری — به منظور نیل به این نتیجه مهم
مواد 199، 229، 248 و 257 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
اولاً
ماده 310 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
مسائل و اندیشه های قضایی راجع به تفسیر قرار دادها ۳۳۹۷ وجه
ماده 310 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
مسائل و اندیشه های قضایی راجع به تفسیر قرار دادها ۳۳۹۷ وجه
ماده 310 ق.ت
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
