Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی خلاصه جریان پرونده محتویات پرونده اجمالاً حکایت از مراجعه ش.ص. به دادسرای عمومی و انقلاب خ. و تقدیم شکوائیه‌ای به ‌طرفیت بانو ف.ب. براساس ماده 644 قانون مجازات اسلامی دارد که در توضیح آن اظهار داشته که مشارٌالیها در حالیکه در عقد و همسر پ.پ. بوده بدون اینکه به او اطلاع دهد، با وی ازدواج کرده و به اتهام زنای محصنه از او شکایت دارد که دادسرای مزبور طی شماره 00214 مورخه 1392/03/03 قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادگاه کیفری استان... صادر و پرونده در شعبه اول دادگاه کیفری استان مطرح شده ‌است که د. ا. م. پس از تحقیقاتی که در جلسات مورخه 1392/05/16 و 1392/05/24 از مشتکیٌ‌عنه و در تاریخ 1392/05/20 از شاکی به عمل آورده اقدام به تعیین جلسه رسیدگی برای 1392/08/01 نموده اند که در این جلسه با حضور نماینده دادستان طرفین توضیحات مبسوطی درخصوص نحوه ازدواج خود با یکدیگر و نیز ازدواج با آقای پ.پ. از سوی متهمه بیان شده که نتیجتاً دادگاه پس از اعلام ختم دادرسی مبادرت به صدور دادنامه شماره 00106 مورخه 1392/08/27 نموده ‌است که به لحاظ درج موضوع و اظهارات طرفین در جریان پرونده متن آن عیناً‌ نقل می‌گردد:«...... درخصوص اتهام خانم ف.ب. فرزند س. 34 ساله، شغل خانه دار، باسواد، فاقد سابقه کیفری، دارای شوهر، دایر به زنای محصنه اختصاراً بدین توضیح که آقای ش.ص. به شرح شکوائیه اظهار داشته، متهمه در تاریخ 1387/11/22 به موجب سند نکاحیه عادی به عقد دائم آقای پ.پ. درآمده است و ایشان به ‌علت تحصیل مال مسروقه در زندان بوده و متهمه با علم و اطلاع از زندانی بودن همسر خود، بدون طلاق یا فسخ نکاح، اقدام به ازدواج با وی نموده ‌است که بعد از آزادی آقای پ.پ. از زندان با تقدیم دادخواست مبنی بر ابطال عقد ازدواج، دادگاه حکم بر ابطال عقد دائم و رسمی اینجانب و متهمه نموده ‌است. متهمه در تاریخ 1392/05/16 اظهار داشته: قبلاً‌ همسر دائمی شاکی بوده و در شهریور ماه 86 جدا شده و در تاریخ اردیبهشت ماه 87 صیغه (عقد موقت) آقای پ.پ. شده و شاکی به بهانه‌های زیاد که دو فرزند دخترم تنها هستند و بهتر است برگردم و برگه‌ای که دست من بود، برگه صیغه ‌نامه بود و گمان می‌کردم که فسخ با من است و به دلیل اینکه بالای سر بچه‌ها باشم و برای رضایت پدر و مادرم مجدد به عقد آقای ص. درآمدم و در تاریخ 1392/08/01 در دادگاه کیفری استان بیان کرده که فکر می‌کردم حق فسخ صیغه ‌نامه با من است و مدت آن تمام شده و دو هفته به اتمام صیغه ‌نامه مانده بود که بررسی کردم و سئوال کردم، گفتند: بعد از اتمام دو هفته خود به خود باطل می‌شود و بخاطر بچه‌ها تصمیم گرفتم و به عقد دائم شاکی درآمدم. دادگاه با بررسی محتویات پرونده ن. ب. ا. متهمه قبلاً در عقد دائم شاکی بوده و به واسطه طلاق از وی جدا شده و به عقد آقای پ.پ. درآمده (که به زعم خود عقد موقت بوده) و زمانی که در علقه زوجیت آقای پ.پ. بوده به عقد دائم شاکی درآمده و دفاعیات وی که بیان داشته به خاطر دو فرزند دختر که از شاکی داشته تصور کرده عقد موقت است و مدت آن به اتمام رسیده. به عقیده دادگاه قاعده فقهی درأ ( تدرء الحدود بالشبهات) حاکم است و به ‌استناد ماده 121 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 حکم به برائت متهم صادر و اعلام می‌نماید ......» که پس از ابلاغ دادنامه مذکور آقای ش.ص. به شرح لایحه‌ای که هنگام شور متن آن قرائت خواهد شد نسبت به دادنامه مذکور اعتراض و تجدیدنظرخواهی نموده ‌است که رسیدگی به این شعبه ارجاع و در تاریخ بالا هیئت شعبه با حضور دادیار محترم دادسرای دیوان ‌عالی ‌کشور تشکیل و پس از ملاحظه محتویات پرونده و نظریه دادیار مبنی بر اتخاذ تصمیم شایسته، مشاوره نموده، چنین رأی می‌دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور درخصوص تجدیدنظرخواهی آقای ش.ص. نسبت به دادنامه شماره 000106 مورخه 1392/08/27 صادره از شعبه اول دادگاه کیفری استان، دادگستری استان نظر به مندرجات پرونده و کیفیات منعکس در آن و اینکه ایراد موجهی که نقض حکم تجدیدنظر خواسته و رسیدگی بیشتر را ایجاب نماید، عنوان نشده و از لحاظ رعایت تشریفات و ضوابط قانونی اشکالی مشهود نیست، تجدیدنظر رد و دادنامه تجدیدنظر خواسته تأیید و ابرام می‌شود. شعبه 2 دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون سید احمد هاشمی -رضا صفرپور فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی شبهه ی محتمل د. ح. متهم موضوع این پرونده به شکایت فردی به اتهام ارتکاب زنا در حالی که در عقد دائم همسرش بوده، مربوط می‌شود. شاکی با استناد به ماده 644 قانون مجازات اسلامی ادعا کرده است که متهمه بی‌خبر از وضعیت ازدواج قبلی، با او ازدواج کرده است. دادسرای عمومی و انقلاب پس از بررسی، قرار عدم صلاحیت صادر و پرونده را به دادگاه کیفری استان ارجاع داده است. در دادگاه، متهمه دفاعیات خود را ارائه داده و اعلام کرده است که به اشتباه تصور کرده که عقد موقت با همسرش به پایان رسیده و به دلیل شرایط خانوادگی، دوباره به عقد دائم شاکی درآمده است. دادگاه با استناد به قاعده فقهی "درا الحدود بالشبهات" و ماده 121 قانون مجازات اسلامی، حکم به برائت متهمه صادر کرده است. شاکی نسبت به این حکم اعتراض و درخواست تجدیدنظر نموده است. شعبه دیوان عالی کشور پس از بررسی پرونده و عدم وجود ایراد موجه، تجدیدنظر را رد و حکم دادگاه نخستین را تایید کرده است. تاریخ دادنامه قطعی: 1393/04/01 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: هرگاه احتمال شبهه ب. ت. ب. قراین د. ح. متهم صادق باشد، عنوان حدی مشمول« قاعده ی درا»; می‌شود. رای خلاصه جریان پرونده محتویات پرونده اجمالا حکایت از مراجعه ش.ص. به دادسرای عمومی و انقلاب خ. و تقدیم شکوائیه‌ای به ‌طرفیت بانو ف.ب. براساس ماده 644 قانون مجازات اسلامی دارد که در توضیح آن اظهار داشته که مشارٌالیها در حالی که در عقد و همسر پ.پ. بوده بدون اینکه به او اطلاع دهد، با وی ازدواج کرده و به اتهام زنای محصنه از او شکایت دارد که دادسرای مزبور طی شماره 00214 مورخه 1392/03/03 قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادگاه کیفری استان... صادر و پرونده در شعبه اول دادگاه کیفری استان مطرح شده ‌است که د. ا. م. پس از تحقیقاتی که در جلسات مورخه 1392/05/16 و 1392/05/24 از مشتکیٌ‌عنه و در تاریخ 1392/05/20 از شاکی به عمل آورده اقدام به تعیین جلسه رسیدگی برای 1392/08/01 نموده‌اند که در این جلسه با حضور نماینده دادستان طرفین توضیحات مبسوطی در خصوص نحوه ازدواج خود با یکدیگر و نیز ازدواج با آقای پ.پ. از سوی متهمه بیان شده که نتیجتا دادگاه پس از اعلام ختم دادرسی مبادرت به صدور دادنامه شماره --- مورخه 1392/08/27 نموده ‌است که به لحاظ درج موضوع و اظهارات طرفین در جریان پرونده متن آن عینا‌ نقل می‌گردد:«...... در خصوص اتهام خانم ف.ب. فرزند س. 34 ساله، شغل خانه دار، باسواد، فاقد سابقه کیفری، دارای شوهر، دایر به زنای محصنه اختصارا بدین توضیح که آقای ش.ص. به شرح شکوائیه اظهار داشته، متهمه در تاریخ 1387/11/22 به موجب سند نکاحیه عادی به عقد دائم آقای پ.پ. درآمده است و ایشان به ‌علت تحصیل مال مسروقه در زندان بوده و متهمه با علم و اطلاع از زندانی بودن همسر خود، بدون طلاق یا فسخ نکاح، اقدام به ازدواج با وی نموده ‌است که بعد از آزادی آقای پ.پ. از زندان با تقدیم دادخواست مبنی بر ابطال عقد ازدواج، دادگاه حکم بر ابطال عقد دائم و رسمی اینجانب و متهمه نموده ‌است. متهمه در تاریخ 1392/05/16 اظهار داشته: قبلا‌ همسر دائمی شاکی بوده و در شهریور ماه 86 جدا شده و در تاریخ اردیبهشت ماه 87 صیغه (عقد موقت) آقای پ.پ. شده و شاکی به بهانه‌های زیاد که دو فرزند دخترم تنها هستند و بهتر است برگردم و برگه‌ای که دست من بود، برگه صیغه ‌نامه بود و گمان می‌کردم که فسخ با من است و به دلیل اینکه بالای سر بچه‌ها باشم و برای رضایت پدر و مادرم مجدد به عقد آقای ص. درآمدم و در تاریخ 1392/08/01 در دادگاه کیفری استان بیان کرده که فکر می‌کردم حق فسخ صیغه ‌نامه با من است و مدت آن تمام شده و دو هفته به اتمام صیغه ‌نامه مانده بود که بررسی کردم و سئوال کردم، گفتند: بعد از اتمام دو هفته خود به خود باطل می‌شود و بخاطر بچه‌ها تصمیم گرفتم و به عقد دائم شاکی درآمدم. دادگاه با بررسی محتویات پرونده ن. ب. ا. متهمه قبلا در عقد دائم شاکی بوده و به واسطه طلاق از وی جدا شده و به عقد آقای پ.پ. درآمده (که به زعم خود عقد موقت بوده) و زمانی که در علقه زوجیت آقای پ.پ. بوده به عقد دائم شاکی درآمده و دفاعیات وی که بیان داشته به‌ خاطر دو فرزند دختر که از شاکی داشته تصور کرده عقد موقت است و مدت آن به اتمام رسیده. به عقیده دادگاه قاعده فقهی درا (تدرء الحدود بالشبهات) حاکم است و به ‌استناد ماده 121 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 حکم به برائت متهم صادر و اعلام می‌نماید......» که پس از ابلاغ دادنامه مذکور آقای ش.ص. به شرح لایحه‌ای که هنگام شور متن آن قرائت خواهد شد نسبت به دادنامه مذکور اعتراض و تجدیدنظرخواهی نموده ‌است که رسیدگی به این شعبه ارجاع و در تاریخ بالا هیات شعبه با حضور دادیار محترم دادسرای دیوان ‌عالی ‌کشور تشکیل و پس از ملاحظه محتویات پرونده و نظریه دادیار مبنی بر اتخاذ تصمیم شایسته، مشاوره نموده، چنین رای می‌دهد: رای شعبه دیوان عالی کشور در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ش.ص. نسبت به دادنامه شماره --- مورخه 1392/08/27 صادره از شعبه اول دادگاه کیفری استان، دادگستری استان نظر به مندرجات پرونده و کیفیات منعکس در آن و اینکه ایراد موجهی که نقض حکم تجدیدنظر خواسته و رسیدگی بیشتر را ایجاب نماید، عنوان نشده و از لحاظ رعایت تشریفات و ضوابط قانونی اشکالی مشهود نیست، تجدیدنظر رد و دادنامه تجدیدنظر خواسته تایید و ابرام می‌شود. شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون در تاریخ 31 خرداد 1401، دادگاه کیفری یک ویژه نوجوانان به پرونده‌ای رسیدگی کرد که در آن متهم به اتهام قتل عمدی مورد بررسی قرار گرفت. این اتهام به دلیل وارد کردن ضرب و جرح عمدی با چاقو به مقتول مطرح شده بود. بر اساس مستندات شامل صورتجلسه پلیس، گزارش پزشکی قانونی و اظهارات شهود، مشخص گردید که متهم در حین مشاجره با مقتول، اقدام به وارد کردن ضربه‌ای با چاقو به شکم وی کرده که منجر به فوت مقتول شده است. دفاعیات متهم در این دادرسی بلاوجه تشخیص داده شد و شبهه در رشد و کمال عقلی متهم منتفی اعلام گردید. دادگاه با استناد به بند ب ماده 290 و مواد 312، 347، 350 و 381 قانون مجازات اسلامی، قتل عمدی را محرز دانسته و حکم به قصاص نفس صادر کرد. این رای حضوری محسوب می‌شود و ظرف بیست روز پس از ابلاغ، قابل فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور است. تاریخ دادنامه قطعی: 1401/03/31 پیام: طبق نظریه پزشکی قانونی، شبهه در رشد و کمال عقلی متهم منتفی بوده و لذا حکم به قصاص نفس صادر می‌شود پرونده کلاسه --- شعبه --- دادگاه کیفری یک ویژه نوجوانان * تصمیم نهایی شماره شاکی: اقای ح. ش. ز. فرزند م. متهم: اقای م. ع. فرزند سلام با وکالت اقای ع. پ. فرزند عزیز به نشانی * - جنب دادگستری - روبروی اداره پست به نشانی استان اذربایجان * - منزل پدری و با ولایت اقای س. ع. فرزند ق. و با وکالت اقای س. ا. فرزند م. به نشانی * ک. اتهام: قتل عمدی مسلمان در خصوص اتهام اقای م. ع. فرزند سلام، متولد 1382 ، اهل و مقیم *، فاقد سابقه کیفری و بازداشت به علت عجز از تودیع وثیقه با وکالت اقای ع. پ. دایر بر قتل عمدی مرحوم ر. ش. ز. بدین شرح که حسب صورتجلسه مورخ 1400/02/15 پلیس 110 مبنی بر ایراد ضرب و جرح عمدی با چاقو واقع در *، پس از حضور مامورین شخص به هویت م. ح. بیان داشته که دوست شخص چاقو خورده به هویت ر. ش. ز. می باشم ما در حال راه رفتن در * شخصی به نام م. ع. که در حال شوخی کردن با ریبوار بوده و چاقو در دست داشت ر. را ازناحیه شکم دچار جراحت نموده و متواری شده است.که پس از پیگیری های صورت گرفته مشخص گردیده اقای ر. ش. ز. به علت شدت جراحت در بیمارستان فوت نموده است، با عنایت به جامع اوراق و محتویات پرونده، شکایت اولیای دم، گزارش مرجع انتظامی، تحقیقات و اقدامات معموله پلیس اگاهی سردشت از قبیل صورتجلسه دستگیری متهم و کشف چاقوی مورد استفاده از ایشان، صورتجلسه بازدید از محل وقوع جرم و مشاهده اثار و لکه های خون در روی اسفالت به سمت * و صورتجلسه بازسازی صحنه قتل به شرح منعکس در صص 5 ٫ 8 ، 46 پرونده، گزارش پزشکی قانونی از معاینه جسد مقتول و تعیین علت تامه فوت مبنی برشوک ناشی از کم حجمی خون که بدنبال پارگی احشای داخل شکم بدنبال اصابت جسم تیز و برنده به شکم حادث شده است، اظهارات متهم در مرحله تحقیقات مقدماتی بدین شرح که: من و م. ح. و ریب ش. ه ز. با هم بودیم در کمربندی می رفتیم خانه، اقای ر. ش. ز. به من فحش داد وی مست بود و من گفتم چرا فحش می دهی مرا گرفت و یک مشت به پشت من زد و چاقو دراورد و بعد من هم چاقو دراوردم من به وی یک چاقو زدم و او به من چاقو پرت کرد و من رفتم به مغازه تعمیر لوازم خانگی و دیدم که از وی خون می اید و مجروح شد و به زمین افتاد و من فرار کردم و اظهارات گواه حاضر در صحنه جرم که بیان داشته: من با هر دوی انها دوست میباشم جهت پیاده روی و گردش بیرون امده بودیم حوالی ساعت 23 شب مورخه 1400/02/14 در * نشسته بودیم و ریبوار تخمه اورده بود و تخمه می شکستیم و میخوردیم و از دهان ریبوار شیخه ز. بوی مشروب می امد پرسیدم گفت مشروب خورده ام حوالی ساعت 24 : 20 خواستیم برویم خانه، ماشین پیدا نکردیم پیاده راه افتادیم در مسیر م. و ر. وار بهم فحش میدادند و بحث میکردند. تا این که به * رسیدیم اول م. ع. پ. چاقو دراورد بعد ریبوار شیخ ز. چاقو دراورد م. با چاقو به شکم ریبوار زد و ریبوار زمین افتاد و چاقویش را به سمت م. پرت کرد و م. ع. پ. هم فرار کرد و چاقویش را با خودش برد و از شکم ریبوار خون می امد که بنده به اورژانس زنگ زدم و حدود پنج دقیقه بعد اورژانس امد و ریبوار نمی توانست حرف بزند ولی زنده بود که اورژانس او را برد و بنده همراهش به بیمارستان رفتم و حوالی ساعت 13 مورخ 1400/02/15 فوت کرد، کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان سردشت، اظهارات و دفاعیات بلاوجه متهم و وکیل ا. د. ج. دادرسی و با امعان نظر به منتفی بودن موضوع شبهه در رشد و کمال عقلی متهم وفق جوابیه استعلام واصله از پزشکی قانونی مرکز استان به شرح منعکس در ص 138 پرونده، بزهکاری متهم به نظر دادگاه در ارتکاب قتل عمدی مرحوم ر. ش. ز. محرز تشخیص و مستندا به بند ب از ماده 290 و مواد 312 ٫ 347 ٫ 350 ٫ 381 قانون مجازات اسلامی حکم به قصاص نفس متهم صادر و اعلام می‌گردد. رای صادره حضوری محسوب و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجامخواهی در دیوانعالی محترم کشور م. ب.. رییس و مستشار دادگاه کیفری یک * رونوشت برابر اصل است مدیر دفتر شعبه سوم دادگاه کیفری یک مستقر در * - ص. ا. ا. ز.

موارد مرتبط 48

آرای مرتبط 34

نظریات مشورتی 8

نشست‌های قضایی 1

مواد مرتبط 2

دکترین 3

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین