رأی
صدور حکم به رد دعوا
رأی خلاصه جریان پرونده
خانم م.ر. با وکالت آقای ر.و. در تاریخ 1391/9/25 دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به دلیل غیبت زوج آقای ع.الف. به دادگاه عمومی خانواده شهرستان کرج تقدیم نموده، که به شعبه 25 دادگاه حقوقی کرج ارجاع و ثبت گردیده است. در شرح دادخواست اعلام داشته: «برابر سند نکاحیه شماره 25075 مورخه 6/6/ 1377 به عقد دائم خوانده درآمدم و خوانده ع.الف. در بهمن ماه 1381 از منزل خارج و دیگر مراجعت نداشته است و بدون دلیل ترک زوجیت و نفقه و کسوه نموده است و شهادت شهود و تأیید کلانتری و مسجد محل را ضمیمه نموده است. دادگاه عمومی شعبه 25 کرج اقدام به ابلاغ زمان دادرسی از طریق نشر آگهی به لحاظ مجهولالمکان بودن زوج نموده، سپس در تاریخ 1392/2/29 تشکیل جلسه داده، خواهان اصیل به همراه وکیل در دادگاه حاضر، ولی خوانده حضور نداشته است. خ. ا. د. است در مرداد سال 1378 عقد کردیم و یکسال عقد بودیم و دوم بهمن سال 1381 زوج رفت و برنگشت و حدود یازده سال است وی را ندیدم. مادرش که در تهران بود، منزل را تخلیه نمود و دو تا برادرش در کانادا هستند، خواهر ندارد و فرزند مشترک نداریم، مهریه دو هزار سکه است و ده عدد را میبخشم و الباقی را مطالبه میکنم. پدر و مادرم فوت کردند.» دادگاه جهت استماع اظهارات شهود وقت رسیدگی تعیین و در تاریخ 1392/5/2 از گواه به نام م.ح. تحقیق که گواه بیان داشت: «همسر خانم م.ر. به نام ع.الف. مدت یازده سال است که وی را ترک و هیچگونه ارتباط با وی نداشته است و در سال 77 مستأجر من بودند که پس از یکسال همسر وی ایشان را ترک و تا سال 1385 این خانم …. همسر ایشان مراجعتی به منزل نداشته است.» (این گواهی را مکتوب و با اعلام اینکه من به خارج کشور مسافرت میکنم از حضور در جلسه دادگاه معذورم و درصورت نیاز در جلسه بعدی دادگاه حضور مییابم.) گواه دیگر بنام س.م. متولد 1324 معلم بازنشسته نیز اظهار داشت: «من زوجه را از بچگی میشناسم و شوهرش را نیز دیدهام و از سال 81 به بعد ندیدم و فرزند ندارند.» گواه دیگر به نام ح.ه. متولد 1326 افسر بازنشسته با ارائه تصویر کارت ملی اظهار داشت: «زوجه را از سال 1354 میشناسم و شوهرش را دیدهام ولی نمیشناختم، تا سال 1381 یکی دو بار دیدهام. از شغل وی خبر ندارم. ولی میگویند در بازار طلا کار میکند، فرزند ندارند.» سپس دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر و آقای م.ر. (برادر زوجه) بهعنوان داور زوجه معرفی که نظر خود را دائر بر اینکه: «... در گذشته با هم اختلافاتی داشتند، با وجود تلاشهای اقوام حتی اینجانب، مشکلات فیمابین حل نگردید و بیش از ده سال م. ب. زوج محل مشترک را ترک نموده و تاکنون مراجعت نداشته است و هیچ تلاشی جهت صلح و سازش نیز ننموده است و به نظر نمیرسد که امکانی جهت زندگی مشترک دوباره وجود داشته باشد.» در خصوص حق و حقوق مالی زوجه اعلام نمود: «در ازاء طلاق بخشی از مهریه را میبخشد و جهیزیه در اختیار زوجه میباشد، فرزند مشترک ندارند و اجرتالمثل و نفقه مطابق زندگی مشترک و قوانین، طلبکار است.» ب. ت. ب. مجهولالمکان بودن زوج، دادگاه شخصی بنام ح.ع. را بهعنوان داور زوج معرفی که داور در نظریه خود اعلام داشت: «... ز. ا. د. حدود 14 سال با ع.الف. ازدواج و سه سال زندگی مشترک داشتیم. خانه مستأجری داشتیم. زوج حاضر نبود محل سکونت تهیه کند و حتی مخارج روزانه زندگی را هم پرداخت نمیکرد و مادرش بیشتر مخارج ما را پرداخت مینمود. دروغهای بسیار گفته بود و مرا در امر ازدواج فریب داد و اکنون یازده سال است مرا و زندگی را بدون پرداخت هیچگونه نفقه و در بلاتکلیفی گذاشت. با این شرایط تا به حال در شرایط تلخ و غیرقابلتحمل قرار گرفتهام و در عسر و حرج میباشم. حاضرم در قبال طلاق، 50 عدد از 2000 سکه را بذل نمایم و الباقی مهریه و نفقه گذشته را بعداً جداگانه مطالبه خواهم کرد. ضمناً اگر روزی او به من مراجعه نماید، دیگر من حاضر نخواهم شد با او زندگی مشترک را ادامه بدهم.» دادگاه از اداره ثبتاحوال کرج استعلام تا آدرس آقای ع.الف. را از طریق شماره ملی به دادگاه اعلام نماید و ثبتاحوال نیز در تاریخ 1392/9/24 آخرین آدرس را به نشانی (کرج- خیابان 45 متری... با کد پستی ... اعلام نمود.) سپس دادگاه به کلانتری گلشهر کرج جهت تحقیق دستور لازم را صادر و مأمور آقای ع.الف. را شناسایی و زوج آدرس خ. ر. ب. شرح برگ 62 اعلام نموده است. ضمناً دادنامه شماره 2599 مورخه 1383/12/17 شعبه 9 دادگاه خانواده کرج مبنی بر برائت زوج از اتهام ترک نفقه که برابر دادنامه شماره 204 مورخه 1384/2/12 شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان تهران تأیید شده است را ضمیمه نمود و سپس زوج لایحهای به شعبه 25 دادگاه کرج تقدیم و اظهار داشت: «اولاً: در سال 1381 ترک نفقه و زوجیت ننمودم. ثانیاً: مجهولالمکان نیستم و آدرس من را خواهان (زوجه) کاملاً با اطلاع بوده است. ثالثاً: زوجه معلوم نیست در کجا زندگی میکند و تلاش من نتیجه نداشته است. ضمن اینکه مؤدای شهادت شهود کاملاً ساختگی است. پس مجهولالمکان نیستم و ترک انفاق نکردم، بلکه خواهان (زوجه) مرتکب نشوز شده است.» و آقای م.الف. و خانم م.ش. را وکلای خود معرفی نمود و مدارکی دال بر سکونت در مجتمع مسکونی ب. همراه با والدین بهصورت مجردی زندگی میکند را ضمیمه نموده است. سپس دادگاه عمومی شعبه 25 کرج در تاریخ 1393/2/17 با حضور اصحاب دعوی و وکلاء و داوران تشکیل و زوجه همه مطالب را تکرار نمود و زوج در مقابل اظهار داشت که شماره تلفن میدهم. حاضرم پرینت بگیرید و بارها به دنبال همسرم رفتهام و بارها صحبت کردم. پدر و مادرم رفتهاند و صحبت کردند. حتی درب را باز نکرد و من با طلاق مخالفم و منزل پدرم زندگی میکنم. وکیل زوجه اظهار کرد: دو شرط از شرایط عقدنامه محقق شده:
1 - ده سال ترک انفاق؛
2 - غیبت طولانی؛ وکیل ز. ا. د.: «تنها دلیل طلاق یک استشهادیه است، درصورتیکه رأی شعبه 9 در تاریخ 1383 در خصوص ترک انفاق برائت زوج صادر شد. موکل حاضر به طلاق نیست و زوجه حتی یک دادخواست نفقه نداد تا معلوم شود که زوج نفقه میدهد یا خیر؟» وکیل زوجه در خصوص شهادت شهود گفت: «تشریفات رسیدگی رعایت شده است. آقای ر.پ. بهعنوان داور زوجه اظهار کرد که: «من نظر خاصی ندارم، ولی حدود 10 الی 12 سال است زوج را ندیدم و وقتی تفاهم نباشد، این زندگی فایده ندارد.» آقای …. الف. بهعنوان داور زوج اظهار کرد: «به محل کار زوجه رفتهایم تا به زندگی برگردد، ولی نیامد و یکبار به منزلش رفتم. دم درب که باز هم نیامد، به خودش زنگ زدیم که برادرش جواب داد: چرا زنگ میزنید و نظر من در خصوص طلاق این است ای کاش زوجه میآمد و مذاکره میکردیم حل شود.» زوج اظهار کرد: «زوجه آدرس من خونه قدیم و جدید را میدانست و خودش تمایل به زندگی نداشت.» و داور زوجه عنوان داشت: «با عنایت به تعدد و تعمق اختلافات ناشی از سوء رفتار زوج، ادامه زندگی مشترک ممکن و به مصلحت طرفین نیست، لذا تقاضای طلاق دارم.» و داور ز. ا. د. که: «زوجه اصرار بر طلاق داشت و به عقیده من دلیلی بر جدایی نیست، دادگاه به هر ترتیبی که صلاح میداند در جهت از سر گرفتن زندگی مجدد که زوجه حاضر به ادامه آن نمیباشد مبذول فرمایند.» در نهایت دادگاه دادنامهای به شماره 725 مورخه 1393/4/7 را صادر نمود که در دادنامه استدلال کرد: «... با حضور زوجین، داوران و وکلای آنان جلسه دادرسی برگزار شده و زوج نهایتاً دفاعی در قبال خواسته خواهان نداشته و عذر موجهی برای غیبت خود ارائه نکرده است. (دادگاه، چنانچه زوجه اصرار بر طلاق دارد، میتواند کلیه حقوق خودش را بذل کند.) و تلاش در جهت اصلاح ذاتالبین مؤثر واقع نشده، خواهان کماکان در اصرار خود مبنی بر طلاق و جدایی باقی است. به استناد مواد 1129 و 1130 قانون مدنی و تبصره ذیل آن و مواد 24،26، 27 و 29 قانون حمایت خانواده مصوب 1391/12/1 که عسر و حرج زوجه در ادامه زندگی زناشویی محرز و مسلّم است، ب. ت. ب. تخلف زوج از شرایط ضمن عقد به زوجه اجازه داده میشود که با مراجعه به یکی از محاضر رسمی طلاق و احراز شرایط صحی طلاق، با استفاده از بندهای فوقالذکر و شرایط ضمن عقد و وکالت اعطایی زوج با بذل کلیه حقوق، خودش را به طلاق خلعی مطلقه نماید و مدت اعتبار این گواهی وفق ماده 34 مصوب 1391/12/1 شش ماه از تاریخ ابلاغ به دفتر ثبت طلاق تسلیم نشود از درجه اعتبار ساقط خواهد بود...» پس از ابلاغ دادنامه به وکیل خ. د. ت. 1393/4/24 و وکیل خوانده به نام م.ش. در تاریخ 1393/4/23 وکیل خوانده (محکومٌعلیه ) در تاریخ 1393/5/5 نسبت به رأی صادره اعتراض و عنوان داشته: «1 - حسب قسمت اخیر ماده 2 قانون حمایت خانواده 1391 «قاضی انشاء کننده رأی باید در دادنامه به نظر مشاور اشاره و چنانچه با نظر وی مخالف باشد با ذکر دلیل نظریه وی را رد کند.» اما قاضی به این تکلیف عمل نکرد.
2 - حسب قسمت اخیر ماده 2 آییننامه اجرای ماده 31 و 32 قانون اصلاح پارهای از قوانین دادگستری مصوب 1384 قضات تکلیف به سعی و سازش دارند، اما دادگاه این تکلیف را عمل نکرد.
3 - اظهارات زوجه و شهود وی قبل از جلسه 1393/2/17 اخذ و زوج محکوم گردید، در حالیکه ز. ب. ت. استشهادیه مبنی بر ترک زندگی خانوادگی توسط زوجه از خویش دفاع نموده است. بلکه با یک عبارت کلی مقرر داشته است موکل دفاعی در قبل خواسته خواهان نداشته است. سؤال این است چرا دادرس محترم شهادت شهود زوجه را استماع و ترتیب اثر میدهد، لکن هیچ دعوتی از شهود موکل (زوج) به عمل نمیآورد و این با اصل بیطرفی مغایر است. زوج در جلسه 1393/2/17 تقاضای پرسش از شهود زوجه مینماید، اما به این خواسته زوج توجه نمیشود.
4 - رأی شعبه 9 دادگاه خانواده کرج که در تاریخ 1384/2/2 در شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان تهران قطعی شده، حاکی است در سال 1383 و 1384زوج زندگی مشترک را علاقه داشته و حاضر به ادامه زندگی با زوجه است، دیگر اینکه زوجه حاضر به تمکین و زندگی با همسر نیست، سوم اینکه موکل (زوج) ترک انفاق نکرد، چون یکی از شرایط تعلق نفقه به زوجه تمکین است، در حالیکه زوجه حاضر به تمکین نیست، علاوه بر این زوجه قصد خروج از کشور را داشته که با ممانعت زوج مواجه میشود و در نتیجه با استناد به بندهای الف، ب، ج و ه ماده 348 آیین دادرسی مدنی تقاضای نقض رأی صادره را نموده است.» در مقابل وکیل زوجه در پاسخ عنوان داشت: «زوج دوازده سال زندگی مشترک را ترک نموده و از سال 1377 تاکنون اقدام به تهیه مسکن ننموده و برادر من (زوجه) کرایه منزل را پرداخت میکرد.
2 - پنج جلسه تشکیل شده ولی صلح و سازش انجام نشد و زندگی مشترک مقدور نشد.
3 - زوج اقرار به عدم تهیه مسکن و عدم پرداخت نفقه نموده است و ترک زندگی به مدت دوازده سال اعتراف کرد و ب. ت. ب. اقرار نیاز به شهادت شهود نیست.
4 - محیط زندگی را زوج پرتنش ایجاد رعب وحشت، برخورد فیزیکی، شکستن لوازم منزل، لگد زدن به ظرف غذا و تهدید و توهین مداوم به من و خانواده نموده است.
5 - زوج از سال 1377 تاکنون تعهد خود را عمل نکرد.
6 - زوج سه ماه قبل از ترک دائم محل زندگی مصرانه درخواست ویزای اسپانیا و متعاقب آن عزیمت به کشور آلمان و اقامت در کمپ آلمان را به اتفاق زوجه نمود، که زوجه مخالفت شدید نمود، سپس محل زندگی را ترک و مرا در عسر و حرج قرار داد، همراه با ناراحتی.
7 - حدود 9 سال در یک منزل سکونت دارم. اما زوج آگاهی ندارد که همین مبین عدم عذر حضور و عدم پرداخت نفقه م. ب. و زوج در منزل پدرش بود که من بیاطلاع بودم و بارها به محل قبلی رفتم که همسایهها اظهار بیاطلاعی میکردند.
8 - از سال 1381 تاکنون و بعد از دادگاه به بعد هیچ حرکتی در جهت تأمین مسکن و... انجام نداد، لازمه تمکین در درجه اول تهیه مسکن، پوشاک، نفقه و عدم سوء رفتار م. ب..
9 - خود زوج اقرار نمود که محل زندگی را ترک و نفقهای نیز پرداخت ننموده است.
10 - ب. ت. ب. سوء رفتار در طول 14 سال منجر به تخریب روح و روان، موقعیت زندگی، توهین لفظی و فیزیکی زوج بود و منصفانه نیست که مجوز طلاق بنده را منوط به بذل کلیه حقوحقوق قانونی خود اعم از مهریه، نفقه، اجرتالمثل بنده باشد.» سپس پرونده به شعبه پنجم تجدیدنظر استان البرز ارجاع و دادنامه 682 مورخه 1393/6/8 صادر گردید که با استدلال این مطلب: «... زوجه علت طلاق را ترک زوج، عدم پرداخت نفقه، عسر و حرج اعلام نموده است، ولی هیچ دلیلی جهت اثبات ادعای خود ارائه ننمود و در حقوق خانواده طلاق ایقاع متعلق به زوج م. ب. و زوج فاقد اراده مبتنی بر مطلقه نمودن زوجه است و به لحاظ قداست خانواده اعتراض ت. ن. خ. را موجه تشخیص و حکم به رد دعوی ت. ن. خ. صادر مینماید...» پس از ابلاغ رأی به ز. د. ت. 1393/6/29 و در فرجه قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به آن فرجامخواهی نموده است و در لایحه فرجامخواهی اجمالاً اعلام داشت که (به شرح پاسخ به لایحه تجدیدنظرخواهی) پس از انجام تبادل لوایح و وصول پاسخ، پرونده به دیوانعالیکشور ارسال و رسیدگی به این شعبه ارجاع گردید، اینک با تهیه گزارش پرونده معد برای اتخاذ تصمیم قانونی م. ب..
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … اجمالاً مبنی بر: صدور رأی شایسته موردتقاضا میباشد، در خصوص دادنامه شماره 682 مورخ 1393/6/8 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رأی میدهد.
رأی شعبه دیوان عالی کشور
فرجامخواهی زوجه محکومعلیها خانم م.ر. نسبت به دادنامه شماره 682 مورخ 1393/6/8 شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان البرز که با نقض رأی بدوی شماره 725 مورخ 1393/4/7 شعبه 25 دادگاه عمومی خانواده شهرستان کرج حکم به رد دعوی خواهان (ت. ن. خ.) به خواسته طلاق به لحاظ عسر و حرج و تخلف از شرایط ضمن عقد صادر گردیده است، به جهات ذیلالذکر موجه و درخور پذیرش است؛ زیرا:
1 - حسب مفاد تبصره الحاقی به ماده 1130 قانون مدنی و قید ذیل آن علاوه بر موارد مصرح در سایر مواردی هم که عسر و حرج زوجه در دادگاه احراز شود، حکم طلاق صادر میگردد. حسب مفاد دادخواست تقدیمی زوجه و دلایل ارائه شده از ناحیه وی ازجمله شهادت گواهان، زوج از سال 1381 زندگی مشترک را ترک نموده و به لحاظ ناسازگاری و عدم تفاهم اخلاقی نفقه پرداخت نکرده و مفارقت طولانی مدت حدود یازده ساله داشته و پس از سالها از طریق دادگاه خانواده آدرس و محل زندگی زوج شناسایی و به دادگاه احضار شده است، در این مدت زوج مسکنی برای زندگی زوجه تهیه ننموده و پرداخت اجارهبهاء مسکن و تأمین مخارج زوجه به عهده برادرش بوده است. داوران زوجین نیز در نظریههای اعلامی خویش مراتب را تأیید کردهاند. استدلال دادگاه تجدیدنظر برخلاف مفاد رأی مستدل بدوی دائر بر اینکه زوجه هیچ دلیلی جهت اثبات ادعای خود در خصوص عسر و حرج ارائه ننموده موجه نبوده و با محتویات پرونده و دلایل ارائه شده در آن انطباق ندارد.
2 - ب. ت. ب. شرایط ضمن عقد مندرج در سند نکاحیه و تفویض وکالت در طلاق از سوی زوج به زوجه در بند ب شروط مذکوره در موارد احراز تخلف زوج و همچنین بذل مهریه و قبول آنکه حداقل در خصوص بندهای 1، 2 و 8 شروط ضمن عقد نکاح زوجین با رسیدگیهای قضایی در دادگاه عمومی خانواده کرج مصداق داشته و محرز گردیده و اعمال مقررات مواد 1119 و 1146 قانون مدنی را که مورد خواسته زوجه نیز بوده ایجاب مینموده است، معالوصف توجیه و استدلال دادگاه تجدیدنظر در رأی فرجامخواسته به اینکه طلاق ایقاع متعلق به زوج بوده و زوج فاقد اراده لازم برای مطلقه نمودن زوجه میباشد، فاقد وجاهت شرعی و قانونی است.
3 - صدور حکم به رد دعوی در ماهیت امر مغایر با اصول و قواعد آیین دادرسی مدنی است و دادگاه تجدیدنظر میبایستی حکم به بیحقی یا بطلان یا عدم ثبوت دعوی خواهان صادر میکرد، لهذا به استناد بندهای 2، 3 و 5 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، رأی فرجامخواسته نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به شعبه دیگر (همعرض) دادگاه تجدیدنظر استان البرز ارجاع میشود.
رئیس و عضو معاون شعبه 42 دیوانعالیکشور
علیزاده - هاشمپور
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1
موارد مرتبط 105
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
رأی: ن. ب. ا. ۱ ـ تبصره ۵ ماده ۱ ۲ قانون شوراهای حل اختلاف مصوب سال ۱ ۴ ۰ ۲ مقرر داشته: آراء دادگاه صلح قطعی است، مگر در موارد زیر که قابل تجدیدنظرخوا
ماده 2 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری
-
رأی
هماستناد
صدور حکم به رد دعوا
ماده 31 و 32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری
-
رأی
هماستناد
نحوه اعمال آیین نامه اجرایی مواد 31 و 32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری در مورد تجدیدنظر خواهی از قرارهای صادره
مواد 31 و 32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای عدم طرح دعوا از جانب وکیل
مواد 31 و 32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 873 مورخ 1404/09/25 هیات عمومی دیوان عالی کشور | عدم قابلیت فرجامخواهی آرای دادگاههای صلح در دیوان عالی کشور
ماده 2 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری مصوب 1356و ماده 17 لایحه ق
-
رأی
هماستناد
رأی وحدت رویه 140449390000193793 دیوان عالی کشور — 1368/2/1
ماده 2 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری مصوب 1356
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 714 مورخ 1388/12/11 هیات عمومی دیوان عالی کشور | حق دادخواهی و انتخاب وکیل در نظام حقوقی ایران: تحلیل اصول قانون اساسی و قوانین دادرسی
مواد 31 و 32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری مصوب خرداد 1356 و آیین نام
-
رأی
هماستناد
صدور قرار رد دعوا در صورت عدم اقامه دعوا از ناحیه وکیل
مواد 31 و 32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری (موسوم به اجباری شدن وکالت
-
رأی
هماستناد
الزام خوانده به اختیار وکیل در دفاع از دعوا
مواد 31 و 32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری که در تاریخ 1384/3/5به تصو
-
رأی
هماستناد
رأی وحدت رویه شماره 714 هیأت عمومی دیوان عالی کشور در خصوص عدم الزام قانونی به دخالت وکیل برای اقامه دعاوی حقوقی، شکایت از آراء و دفاع از آنها
با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری مصوب 1356 تا زمان تصویب آی
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره ۷۱۴ هیأت عمومی دیوان عالی کشور در خصوص عدم الزام قانونی به دخالت وکیل برای اقامه دعاوی حقوقی، شکایت از آرای و دفاع از آنها
ماده 32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری مصوب 1356 تا زمان تصویب آی
-
رأی
هماستناد
رای شماره 140331390001130548 مورخ 1403/05/16 هیات عموعی دیوان عدالت اداری
ماده 24 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی در مهلت تجدیدنظر خواهی
قانون مدنی و مواد 24
-
رأی
هماستناد
شرط تحقق وکالت زوجه در طلاق به جهت ناباروری زوج
قانون مدنی و مواد 24
-
رأی
هماستناد
درخواست طلاق به دلیل سوء معاشرت زوج
قانون مدنی و ماده 24
-
رأی
هماستناد
ابرام رای در صورت تفاوت فاحش نظر دادگاه بدوی و تجدیدنظر در میزان نحله
قانون مدنی و مواد 24
-
رأی
هماستناد
معیار زمانی محاسبه اجرت المثل ایام زوجیت
قانون مدنی و مواد 24
-
رأی
هماستناد
صدور گواهی عدم امکان سازش و تأیید نهایی در دیوان عالی کشور بر اساس ماده 1133 قانون مدنی و حقوق مالی زوجه
قانون مدنی و مواد 24
-
رأی
هماستناد
اثبات امتناع زوج از پرداخت نفقه پس از واخواهی از رای غیابی
قانون مدنی و مواد 24
-
رأی
هماستناد
رای صحیح در دعوای طلاق به دلیل عسر و حرج
قانون مدنی و مواد 24
-
رأی
هماستناد
اثر انحلال ازدواج مجدد بر تحقق شرط وکالت زوجه در طلاق
قانون مدنی و مواد 24
-
رأی
هماستناد
احصایی یا تمثیلی بودن مصادیق عسروحرج
قانون مدنی و مواد 24
-
رأی
هماستناد
صدور حکم طلاق به دلیل محکومیت کیفری و عدم پرداخت نفقه با استناد به شروط ضمن عقد و تایید دیوان عالی کشور
قانون مدنی و مواد 24
-
رأی
هماستناد
تبدیل مجازات در بزه تحصیل مال از طریق نامشروع
قانون مدنی و مواد 24
-
رأی
هماستناد
اثبات اعسار و تقسیط مهریه در دعوی طلاق از ناحیه زوج
قانون مدنی و مواد 24
-
رأی
هماستناد
درخواست طلاق زوجه به علت ناباروری زوج
قانون مدنی و مواد 24
-
رأی
هماستناد
مبنای رسیدگی دادگاه به حقوق مالی زوجه در دعوای طلاق از سوی زوج
قانون مدنی و مواد 24
-
رأی
هماستناد
تعیین تکلیف حقوق مالی زوجه
قانون مدنی و مواد 24
-
رأی
هماستناد
شرط درخواست طلاق به دلیل اعتیاد زوج
قانون مدنی و ماده 24
-
رأی
هماستناد
رجوع از بذل مهریه
قانون مدنی و مواد 24
-
رأی
هماستناد
رای تکراری
قانون مدنی و مواد 24
-
رأی
هماستناد
رای شماره 508769 مورخ 1402/02/31 هیات تخصصی اداری و امور عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 24 ق.م
-
رأی
هماستناد
رای شماره 86 مورخ 1397/04/30 هیات تخصصی عمران، شهرسازی و اسناد دیوان عدالت اداری
ماده 24 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
(1)- حدود وکالت زوجه در طلاق (2)- رابطه بذل مهریه و کراهت
قانون مدنی و مواد 24
-
رأی
هماستناد
محدوده تکلیف دادگاه در تعیین حقوق مالی زوجه
قانون مدنی و مواد 24
-
رأی
هماستناد
اعمال شرط تنصیف نسبت به مال غیر منقول فاقد سندرسمی
قانون مدنی و مواد 24
-
رأی
هماستناد
نحوه تعیین نفقه زوجه
قانون مدنی و مواد 24
-
رأی
هماستناد
محدوده اموال موضوع شرط تنصیف دارایی
قانون مدنی و مواد 24
-
رأی
هماستناد
شرط پذیرش دعوای طلاق به دلیل نپرداختن نفقه
قانون مدنی و مواد 24
-
رأی
هماستناد
دعوی طلاق به دلیل صدور حکم قصاص برای زوج
قانون مدنی و مواد 24
نظریات مشورتی 2
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1400/1450 مورخ 1401/01/29
ماده 24 قانون مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1401/145 مورخ 1401/02/25
ماده 24 قانون مدنی
نشستهای قضایی 3
-
نشست قضایی
هماستناد
دخالت اجباری وکیل در طرح بعضی از دعاوی با توجه به مواد 31 و 32 قانون اصلاح پارهای از قوانین دادگستری و آییننامه اجرایی
مواد 31 و 32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری
-
نشست قضایی
هماستناد
ویژگیهای ضرورت اقامه دعوای حقوقی توسط وکیل
مواد 31 و 32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری
-
نشست قضایی
هماستناد
امکان پذیرش دادخواست بدون دخالت وکیل
مواد 31 و 32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری مصوب 1356 در صورت اعلام وز
مواد مرتبط 9
-
استناد
از این صفحه
ماده 31 — قانون اصلاح پارهای از قوانین دادگستری
ماده 31 و 32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری
-
استناد
از این صفحه
ماده 32 — قانون اصلاح پارهای از قوانین دادگستری
ماده 31 و 32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری
-
اعمال
از این صفحه
ماده 2 — قانون حمایت خانواده
ماده 2 قانون حمایت خانواده 1391 «قاضی انشاء کننده رای باید در دادنامه به
-
اعمال
از این صفحه
ماده 2 — قانون اصلاح پارهای از قوانین دادگستری
ماده 2 آیین نامه اجرای ماده 31 و 32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری م
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1130 — قانون مدنی
ماده 1130 قانون مدنی و قید ذیل آن علاوه بر موارد مصرح در سایر مواردی هم که
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1119 — قانون مدنی
مواد 1119 و 1146 قانون مدنی را که مورد خواسته زوجه نیز بوده ایجاب می نموده است
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 1129 — قانون مدنی
مواد 1129 و 1130 قانون مدنی
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 401 — قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی
ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 24 — قانون مدنی
به استناد مواد 1129 و 1130 قانون مدنی و تبصره ذیل آن و مواد 24
مقرراتِ مرتبط 14
-
آییننامه
هماستناد
آئین نامه اجرایی ماده 31 و 32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری مصوب خرداد 1356 با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 31 و 32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری
-
آییننامه
هماستناد
اصلاح ماده (۵۷) آیین نامه مدیریت و ساماندهی وسایل پرنده فوق سبک غیرنظامی
ماده 31 و 32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری
-
آییننامه
هماستناد
شیوهنامه اجرایی فصل دوم دستورالعمل شماره یک طرح جامع رفع اطاله دادرسی مصوب 1384/7/30 «تنظیم حدود اختیار وکلاء و کارشناسان در صلح و سازش»
مواد 31 و 32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری
-
بخشنامه
هماستناد
طرح جامع رفع اطاله دادرسی، دستورالعمل شماره 1 "ارشاد و معاضدت قضایی و امور رابطان و استعلامات"
مواد 31و32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری
-
آییننامه
هماستناد
آیین نامه اجرایی ماده 31 و 32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری مصوب خرداد 1356
ماده 31 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری مصوب 1365 وکلای دادگستری و
-
بخشنامه
هماستناد
ابلاغ آییننامه اجرایی ماده 32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری در مورد لزوم اقامه دعاوی با حضور وکیل
ماده 31 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری مصوب 1365 وکلای دادگستری و
-
تصویبنامه
هماستناد
اصلاح ماده اول آیین نامه اجرایی مواد (31 ) و(32) قانون اصلاح پاره ای ازقوانین دادگستری مصوب خرداد1356 با اصلاحات و الحاقات بعدی
مواد 31 و 32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری مصوب خرداد 1356 بشرح زیر ا
-
دستورالعمل
هماستناد
شیوه نامه اجرایی فصل دوم دستورالعمل شماره یک طرح جامع رفع اطاله دادرسی مصوب 30/7/1384 «تنظیم حدود اختیار وکلاء و کارشناسان در صلح و سازش» با اصلاحات و الحاقات بعدی
مواد 31 و 32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری مصوب 1365
-
بخشنامه
هماستناد
شرط تنصیف دارایی در صورت ارتباط نامشروع زوجه
قانون مدنی و مواد 24
-
بخشنامه
هماستناد
محدوده رسیدگی در دیوان عالی کشور
قانون مدنی و مواد 24
-
بخشنامه
هماستناد
تکلیف مهریه بعد از کشف فساد اقرار زوجه به دریافت مهریه
قانون مدنی و مواد 24
-
بخشنامه
هماستناد
وضعیت نفقه زوجه در صورت زندگی در منزل زوج
قانون مدنی و مواد 24
-
بخشنامه
هماستناد
مبنای رسیدگی دادگاه به حقوق مالی زوجه در دعوای طلاق از سوی زوج
قانون مدنی و مواد 24
-
بخشنامه
هماستناد
شرط تنصیف دارایی در صورت ارتباط نامشروع زوجه
قانون مدنی و مواد 24
دکترین 34
-
مقاله
هماستناد
در دو نظام اجرا — اجرای رأی در هر دو نظام اجرایی
مواد 24 و 34 ق.م
-
مقاله
هماستناد
در دو نظام اجرا — اجرای فوری اصلی است که هر دو
مواد 24 و 34 ق.م
-
مقاله
هماستناد
در دو نظام اجرا — اجرای فوری اصلی است که هر دو
مواد 24 و 34 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تامین مصالح هر دو سوی اجرا — کاهش موجودی دایره اجرا و اعمال مدیریت
ماده 24 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تامین مصالح هر دو سوی اجرا — تاخیر در توقیف و وقفه در جریان
ماده 24 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تامین مصالح هر دو سوی اجرا — تاخیر در توقیف و وقفه در جریان
ماده 24 ق.م
-
مقاله
هماستناد
۱ اموال عمومی و دولتی
ماده 24 ق.م
-
مقاله
هماستناد
۱ اموال عمومی و دولتی — اموال عمومی و دولتی به اموالی اطلاق
ماده 24 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اموال عمومی — اما تملک پاره ای از اموال به
ماده 24 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اموال عمومی — به موجب ماده ۲۴ ق
ماده 24 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اموال عمومی — به موجب ماده ۲۴ ق
ماده 24 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اقسام منطوق
ماده 24 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اقسام منطوق — الف) منطوق صریح صریح عبارت از آن
ماده 24 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اقامه ی دعوای اصلی و دادخواست مربوط به اصل دعوا تا زمان
مواد 233 و 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
بند ۳ ماده ۶۲ ق
مواد 233 و 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
بند ۳ ماده ۶۲ ق
مواد 233 و 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ذی حق در مطالبه آن میداند
مواد 233 و 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مستند مزبور در قانون آئین دادرسی مدنی مصوب ۷۹/۱/۲۱ به قدری در
مواد 233 و 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مستند مزبور در قانون آئین دادرسی مدنی مصوب ۷۹/۱/۲۱ به قدری در
مواد 233 و 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مبحث نخست - شرایط اجرای حکم مدنی — رف رای وحدت رویه هیات عمومی دیوان
ماده 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مبحث نخست - شرایط اجرای حکم مدنی — رف رای وحدت رویه هیات عمومی دیوان
ماده 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مبحث نخست - شرایط اجرای حکم مدنی — رف رای وحدت رویه هیات عمومی دیوان
ماده 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مبحث نخست - شرایط اجرای حکم مدنی — وضعیت دوم در مورد احکام خاص است
ماده 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مبحث نخست - شرایط اجرای حکم مدنی — وضعیت دوم در مورد احکام خاص است
ماده 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق — طلاق مخصوص عقد دائم است و زن
ماده 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق — هر معامله که مالی از اموال منقول
ماده 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق — هر معامله که مالی از اموال منقول
ماده 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش — ثانیاً
ماده 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش — ثالثاً
ماده 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش — ثالثاً
ماده 1119 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم محکومیت به پرداخت نفقه
ماده 1129 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم محکومیت به پرداخت نفقه — برابر ماده ۱۱۰۲ ق
ماده 1129 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تفسیر تحلیلی مبانی فسخ قرارداد — فرق بین فسخ با منفسخ عبارت است
مواد 1120 تا 1132 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تفسیر تحلیلی مبانی فسخ قرارداد — رک مواد ۳۹۶ تا ۴۵۷ ق
مواد 1120 تا 1132 ق.م
نکتههای مرتبط 3
-
هماستناد
ابلاغ آیین نامه اجرایی ماده 32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری در مورد لزوم اقامه دعاوی با حضور وکیل با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 31 و 32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری
-
هماستناد
توجه دادگاهها و سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور، به نکاتی مرتبط با وظایف آنها با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 31 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری مصوب 25/3/1356 وکلای دادگس
-
هماستناد
طرح جامع رفع اطاله دادرسی، دستورالعمل شماره 1 "ارشاد و معاضدت قضایی و امور رابطان و استعلامات" با اصلاحات و الحاقات بعدی
مواد 31و32 قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری مصوب 5/3/1384 و پس از هماه
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
