Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی دادگاه بدوی خواسته شرکت ط. با مدیریت آقای ه.د. با وکالت آقای م.ح. وکالت بعدی آقای ج.الف. و به طرفیت 1-ش. سازمان تأمین اجتماعی با وکالت آقای ش.ت. 2-ش. به شرح لایحه وارده مربوط به قبل از برگزاری جلسه اول دادرسی به شماره 4085-27/11/89 عبارت است «مطالبه ضرر و زیان و مابه التفاوت قرارداد شماره 1127/89 مورخ 8/9/89 به جهت غبن فاحش و عیب مورد معامله طبق نظر کارشناس با احتساب خسارات دادرسی و حق الوکاله وکیل م. ب.. الف. ن. ب. ا. خ. ب. م. لایحه وارده به شماره 4040-مورخ 29/11/91 دادخواست خود را نسبت به ش. مسترد نموده است این دادگاه به استناد بند الف ماده 107 قانون آیین دادرسی مدنی قرار ابطال دادخواست خواهان را نسبت به ش. صادر و اعلام می نماید. ب. ب. ت. ب. اینکه وکیل در صورتی می تواند موضوع وکالت را به دیگری تفویض کند که دارای اختیار توکیل ب. غ. باشد و با مداقه در وکالت نامه تقدیمی از سوی آقای ش.ت. ملاحظه می شود که ایشان اختیار توکیل ب. غ. را ندارد لذا این دادگاه به استناد ماده 35 قانون آیین دادرسی مدنی با عدم اجابت درخواست تفویض وکالت به آقای ع.ح. کماکان آقای ش.ت. را به عنوان وکیل خوانده قلمداد می نماید. پ. و اما در خصوص اصل دعوی، جریان از این قرار است که خ. م. ا. مقدار 000/216/8 سهم معادل 16/82% سهام ش. را از ش. به مبلغ 331/225/456/79 ریال خریداری و مبلغ 599/867/836/23 ریال را به صورت نقد پرداخت و مانده آن به مبلغ 725/885/568/75 ریال طی اقساط و با سود 12% باید پرداخت شود. و دو قسط نیز هریک به مبلغ 572/588/556/7 ریال نیز پرداخت نموده است. پس از انعقاد معامله کاشف به عمل آمده است که کاربری اراضی مربوط به محل استقرار شرکت خریداری شده در سایت و محدوده تاریخی بیستون است و امکان تغییر کاربری و گسترش فعالیت وجود ندارد و در چنین وصفی در کاربری زمین، هم به نوعی عیب است و هم باعث پایین آمدن ارزش زمین و نتیجتاً ارزش سهام گردیده است و به نوعی غبن در معامله است و مضافاً آنکه ارزش تأسیسات ملک نیز ب. ت. ب. کلیه امکانات بیش از ارزش واقعی آن ها در قرارداد لحاظ شده است و جهت اثبات ادعای خود نامه سازمان میراث فرهنگی و نظریه کارشناس در پرونده تأمین دلیل ارائه داده است و خلاصه دفاعیات وکیل خوانده از این قرار است که ارزش موضوع معامله بر اساس نظریه کارشناس به صورت دقیق و علمی تقویم شده است و بعد از معامله نیز نه تنها از قیمت مورد معامله کاسته نشده بلکه افزایش پیداکرده است و غبن و عیب در مورد معامله محقق نشده است و ب. ت. ب. اسقاط کافه خیارات ادعای خواهان توجیه قانونی ندارد. وکیل خ. د. ج. دادرسی در پاسخ به ایرادات وکیل خوانده دفاعاً بیان نمود از یکسو با قرار گرفتن زمین مورد معامله در محدوده اراضی باستانی این خود یک عیب است چرا که بایستی کاربری زمین و محدوده آن کاربری صنعتی باشد و ملاک تعیین قیمت اراضی و املاک کارخانه کاربری صنعتی است و طبق رأی شماره 1218-3/5/1308 اصول قضایی عبده اسقاط خیار عیب شامل عیوبی که خارج از حد متعارف باشد نیست و طبق <a class="artref" href="/ماده/ماده-426-a_0815110236073">ماده 426 قانون مدنی</a> عیبی که موجب پایین آمدن ارزش معامله و توابع آن شده است تشخیص آن با عرف است و عرف این قضیه را نوعی عیب می داند و طبق رویه قضایی و علی الخصوص نظر حقوقدانان ذکر اسقاط کافه خیارات در مواردی هم چون این قضیه بر سبیل رسم انشاء می شود بدون آنکه اراده موکل بر آن تعلق بگیرد و قابل اعتناء نیست و همچنین غبن در این معامله افحش بوده است نه فاحش و عیب نیز خارج از حد متعارف است شامل سقوط نمی شود و موکل نیز اختیار ارش و مابه التفاوت قیمت را نموده است. در اجرای درخواست خواهان موضوع به کارشناس هم در زمینه تأسیسات کارخانه و هم در زمینه ساختمانی و اراضی ارجاع داده شد که کارشناسان منتخب بامطالعه پرونده و مراجعه به محل، نظریه کارشناسی خود را تقدیم و نظریه کارشناسی به طرفین پرونده ابلاغ وکیل خ. ن. ب. نظریه کارشناس اعتراض اعلام نداشته ولیکن وکیل خ. ب. ن. کارشناس اعتراض و دلیل اعتراض خود را عدم مراجعه کارشناسان به محل و بازدید از محل اعلام داشته اند درحالی که در همان گونه در نظریه هردو کارشناسی آمده است هردو کارشناس به طرفین پرونده اعلام نموده اند و در محل کارخانه واقع در کرمانشاه عزیمت نموده اند و در ایراد اعتراض وکیل محترم خوانده وارد نمی باشد و نظریه کارشناسی نیز با اوضاع واحوال معلوم و محقق قضیه مباینتی ندارد و لذا دادگاه دعوی خواهان را ثابت وارد تشخیص و به استناد مواد 421-422-423-426-427 قانون مدنی و مواد 195-198-265-515-519 قانون آیین دادرسی مدنی با عنایت به اینکه هردو کارشناس ارزش سهام را در مورد 16/82% کل سهام 000/760/929/39 ریال برآورد نموده اند و خواهان نیز مبلغ 743/044/950/38 ریال از ثمن معامله را پرداخت نموده اند این دادگاه حکم به محکومیت خوانده به استرداد مبلغ 324/993/475/59 ریال به عنوان اصل خواسته به علاوه خسارت دادرسی به مبلغ 000/200/58 ریال و هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل م. ت. د. حق خواهان را صادر و اعلام می دارد. بدیهی است دایره اجرا نسبت به احتساب هزینه دادرسی و حق الوکاله اقدام و مبلغ محکومٌ به را با چک و اسناد دریافتی از خواهان احتساب و تهاتر خواهند نمود. رأی صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در دادگاه تجدیدنظر استان تهران م. ب.. رییس شعبه 34 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ مردانی رأی دادگاه تجدیدنظر استان تجدیدنظرخواهی ش. با وکالت آقای ش.ت. به طرفیت شرکت ط. با وکالت آقای ج.الف. نسبت به دادنامه شماره 518-14 /5 / 92 شعبه 34 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم به محکومیت ت. ن. خ. به استرداد مبلغ 324/993 /475/59 ریال به عنوان ارش و خسارات دادرسی صادرشده، به نحوی نیست که موجبات نقض و تخدیش اساس آن گردد. با عنایت به مؤثر بودن عیب در تعیین بهاء مورد معامله به دلالت نظر کارشناسی موجود در پرونده تشخیص دادگاه نخستین در ضرورت پرداخت ارش از ناحیه ت. ن. خ. خالی از اشکال است و د. ا. م. از دادرسی از ناحیه ت. ن. خ. دلیلی که موجبات تغییر نتیجه را فراهم نماید و با جهات تجدیدنظرخواهی مقرر در ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی منطبق باشد، ارائه نشده است لیکن وجوه مذکور در دادنامه تجدیدنظرخواسته به عنوان ارش و قابل استرداد با لحاظ وجوه پرداختی نقد و مبالغ باقیمانده به عنوان ثمن مؤجل و جدول نحوه محاسبه وجوه قابل پرداخت مؤجل و نیز مطالبات و سود انباشته سهام که در ماده 4 قرارداد به بهاء سهام افزوده شده (مبلغ 331/641/109/5 ریال) درخور اصلاح م. ب. که به دلالت مواد 351 و 358 آن قانون ضمن ردّ تجدیدنظرخواهی با کسر مبلغ فوق الذکر، وجه قابل استرداد به عنوان ارش از قیمت مؤجل را به مبلغ 993/351/366/54 ریال اصلاح و دادنامه مذکور را با اصلاح به عمل آمده تأیید می نماید این رأی قطعی است. رییس شعبه 12 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه دوبحری ـ قیصری فهرست دادگاه بدوی دادگاه تجدیدنظر استان نقد رأی مطالبه ارش باوصف اسقاط کلیه خیارات موضوع این پرونده، دعوی یک شرکت به منظور مطالبه ضرر و زیان ناشی از غبن فاحش و عیب در معامله سهام است. خواسته اصلی شامل استرداد مبلغ 324,993,475.59 ریال به عنوان مابه‌التفاوت و خسارات دادرسی م. ب.. خواهان ادعا می‌کند که سهام خریداری‌شده به دلیل وجود عیوب در کاربری اراضی، ارزش واقعی خود را از دست داده و این امر منجر به غبن در معامله شده است. در مقابل، وکیل طرف مقابل ادعا می‌کند که ارزش سهام پس از معامله افزایش یافته و غبن و عیبی وجود ندارد. &lt;br&gt;دادگاه بدوی با استناد به نظریه کارشناسی و مواد مربوطه از قانون مدنی، خواسته خ. ر. و. دانسته و حکم به محکومیت طرف مقابل صادر کرده است. در مرحله تجدیدنظر، دادگاه با تایید حکم بدوی، مبلغ قابل استرداد را به 993,351,366.54 ریال اصلاح نموده و با استناد به مواد مربوطه از قانون آیین دادرسی مدنی، رای را تایید کرده است. این رای قطعی بوده و ظرف بیست روز پس از ابلاغ، قابل تجدیدنظر در دادگاه تجدیدنظر استان تهران م. ب.. تاریخ دادنامه قطعی: 1393/04/11 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: در صورت موثر بودن عیب در تعیین بهای مورد معامله، فروشنده باید ارش بدهد ولو آنکه کلیه خیارات ساقط شده باشد. خواسته شرکت ط. با مدیریت آقای ه.د. با وکالت آقای م.ح. وکالت بعدی آقای ج.الف. و به طرفیت 1 - ش. سازمان تامین اجتماعی با وکالت آقای ش.ت. 2 - ش. به شرح لایحه وارده مربوط به قبل از برگزاری جلسه اول دادرسی به شماره 4085 - 27/11/89 عبارت است «مطالبه ضرر و زیان و مابه التفاوت قرارداد شماره 1127/89 مورخ 8/9/89 به جهت غبن فاحش و عیب مورد معامله طبق نظر کارشناس با احتساب خسارات دادرسی و حق الوکاله وکیل م. ب.. الف. ن. ب. ا. خ. ب. م. لایحه وارده به شماره 4040 - مورخ 29/11/91 دادخواست خود را نسبت به ش. مسترد نموده است این دادگاه به استناد بند الف ماده 107 قانون آیین دادرسی مدنی قرار ابطال دادخواست خواهان را نسبت به ش. صادر و اعلام می‌نماید. ب. ب. ت. ب. اینکه وکیل در صورتی می‌تواند موضوع وکالت را به دیگری تفویض کند که دارای اختیار توکیل ب. غ. باشد و با مداقه در وکالت نامه تقدیمی از سوی آقای ش.ت. ملاحظه می‌شود که ایشان اختیار توکیل ب. غ. را ندارد لذا این دادگاه به استناد ماده 35 قانون آیین دادرسی مدنی با عدم اجابت درخواست تفویض وکالت به آقای ع.ح. کماکان آقای ش.ت. را به عنوان وکیل خوانده قلمداد می‌نماید. پ. و اما در خصوص اصل دعوی، جریان از این قرار است که خ. م. ا. مقدار 8/216/000 سهم معادل 16/82 % سهام ش. را از ش. به مبلغ 331/225/456/79 ریال خریداری و مبلغ 599/867/836/23 ریال را به صورت نقد پرداخت و مانده آن به مبلغ 725/885/568/75 ریال طی اقساط و با سود 12 % باید پرداخت شود. و دو قسط نیز هریک به مبلغ 572/588/556/7 ریال نیز پرداخت نموده است. پس از انعقاد معامله کاشف به عمل آمده است که کاربری اراضی مربوط به محل استقرار شرکت خریداری شده در سایت و محدوده تاریخی بیستون است و امکان تغییر کاربری و گسترش فعالیت وجود ندارد و در چنین وصفی در کاربری زمین، هم به نوعی عیب است و هم باعث پآیین آمدن ارزش زمین و نتیجتا ارزش سهام گردیده است و به نوعی غبن در معامله است و مضافا آنکه ارزش تاسیسات ملک نیز ب. ت. ب. کلیه امکانات بیش از ارزش واقعی آن ها در قرارداد لحاظ شده است و جهت اثبات ادعای خود نامه سازمان میراث فرهنگی و نظریه کارشناس در پرونده تامین دلیل ارائه داده است و خلاصه دفاعیات وکیل خوانده از این قرار است که ارزش موضوع معامله بر اساس نظریه کارشناس به صورت دقیق و علمی تقویم شده است و بعد از معامله نیز نه تنها از قیمت مورد معامله کاسته نشده بلکه افزایش پیداکرده است و غبن و عیب در مورد معامله محقق نشده است و ب. ت. ب. اسقاط کافه خیارات ادعای خواهان توجیه قانونی ندارد. وکیل خ. د. ج. دادرسی در پاسخ به ایرادات وکیل خوانده دفاعا بیان نمود از یکسو با قرار گرفتن زمین مورد معامله در محدوده اراضی باستانی این خود یک عیب است چرا که بایستی کاربری زمین و محدوده آن کاربری صنعتی باشد و ملاک تعیین قیمت اراضی و املاک کارخانه کاربری صنعتی است و طبق رای شماره --- - 1308/05/03 اصول قضایی عبده اسقاط خیار عیب شامل عیوبی که خارج از حد متعارف باشد نیست و طبق <a class="artref" href="/ماده/ماده-426-a_0815110236073">ماده 426 قانون مدنی</a> عیبی که موجب پآیین آمدن ارزش معامله و توابع آن شده است تشخیص آن با عرف است و عرف این قضیه را نوعی عیب می داند و طبق رویه قضایی و علی الخصوص نظر حقوقدانان ذکر اسقاط کافه خیارات در مواردی هم چون این قضیه بر سبیل رسم انشاء می‌شود بدون آنکه اراده موکل بر آن تعلق بگیرد و قابل اعتناء نیست و همچنین غبن در این معامله افحش بوده است نه فاحش و عیب نیز خارج از حد متعارف است شامل سقوط نمی شود و موکل نیز اختیار ارش و مابه التفاوت قیمت را نموده است. در اجرای درخواست خواهان موضوع به کارشناس هم در زمینه تاسیسات کارخانه و هم در زمینه ساختمانی و اراضی ارجاع داده شد که کارشناسان منتخب بامطالعه پرونده و مراجعه به محل، نظریه کارشناسی خود را تقدیم و نظریه کارشناسی به طرفین پرونده ابلاغ وکیل خ. ن. ب. نظریه کارشناس اعتراض اعلام نداشته ولیکن وکیل خ. ب. ن. کارشناس اعتراض و دلیل اعتراض خود را عدم مراجعه کارشناسان به محل و بازدید از محل اعلام داشته اند درحالی که در همان گونه در نظریه هردو کارشناسی آمده است هردو کارشناس به طرفین پرونده اعلام نموده‌اند و در محل کارخانه واقع در کرمانشاه عزیمت نموده‌اند و در ایراد اعتراض وکیل محترم خوانده وارد نمی‌باشد و نظریه کارشناسی نیز با اوضاع واحوال معلوم و محقق قضیه مباینتی ندارد و لذا دادگاه دعوی خواهان را ثابت وارد تشخیص و به استناد مواد 421 - 422 - 423 - 426 - 427 قانون مدنی و مواد 195 - 198 - 265 - 515 - 519 قانون آیین دادرسی مدنی با عنایت به اینکه هردو کارشناس ارزش سهام را در مورد 16/82 % کل سهام 929/760/000/39 ریال برآورد نموده‌اند و خواهان نیز مبلغ 743/044/950/38 ریال از ثمن معامله را پرداخت نموده‌اند این دادگاه حکم به محکومیت خوانده به استرداد مبلغ 324/993/475/59 ریال به عنوان اصل خواسته به علاوه خسارت دادرسی به مبلغ 58/200/000 ریال و هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل م. ت. د. حق خواهان را صادر و اعلام می دارد. بدیهی است دایره اجرا نسبت به احتساب هزینه دادرسی و حق الوکاله اقدام و مبلغ محکومٌ به را با چک و اسناد دریافتی از خواهان احتساب و تهاتر خواهند نمود. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در دادگاه تجدیدنظر استان تهران م. ب.. رییس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران - مردانی رای دادگاه تجدیدنظر استان تجدیدنظرخواهی ش. با وکالت آقای ش.ت. به طرفیت شرکت ط. با وکالت آقای ج.الف. نسبت به دادنامه شماره --- - 14 / 5 / 92 شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم به محکومیت ت. ن. خ. به استرداد مبلغ 324/993 / 475/59 ریال به عنوان ارش و خسارات دادرسی صادرشده، به نحوی نیست که موجبات نقض و تخدیش اساس آن گردد. با عنایت به موثر بودن عیب در تعیین بهاء مورد معامله به دلالت نظر کارشناسی موجود در پرونده تشخیص دادگاه نخستین در ضرورت پرداخت ارش از ناحیه ت. ن. خ. خالی از اشکال است و د. ا. م. از دادرسی از ناحیه ت. ن. خ. دلیلی که موجبات تغییر نتیجه را فراهم نماید و با جهات تجدیدنظرخواهی مقرر در ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی منطبق باشد، ارائه نشده است لیکن وجوه مذکور در دادنامه تجدیدنظرخواسته به عنوان ارش و قابل استرداد با لحاظ وجوه پرداختی نقد و مبالغ باقیمانده به عنوان ثمن موجل و جدول نحوه محاسبه وجوه قابل پرداخت موجل و نیز مطالبات و سود انباشته سهام که در ماده 4 قرارداد به بهاء سهام افزوده شده (مبلغ 331/641/109/5 ریال) درخور اصلاح م. ب. که به دلالت مواد 351 و 358 آن قانون ضمن ردّ تجدیدنظرخواهی با کسر مبلغ فوق الذکر، وجه قابل استرداد به عنوان ارش از قیمت موجل را به مبلغ 993/351/366/54 ریال اصلاح و دادنامه مذکور را با اصلاح به عمل آمده تایید می‌نماید این رای قطعی است. رییس شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1

موارد مرتبط 89

آرای مرتبط 40

نظریات مشورتی 24

نشست‌های قضایی 11

مواد مرتبط 5

مقرراتِ مرتبط 6

دکترین 3

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین