رأی
مفهوم بذل کلیه حقوق مالی توسط زوجه
رأی خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 2/9/92 دادخواستی بخواسته صدور حکم طلاق به لحاظ عسر و حرج خانم س.ق. با وکالت ن.ت. وکیل پ. ی. د. در محاکم حقوقی داراب بطرفیت آقای ع.الف. مستند به سند نکاحیه 7484 مورخ 17/5/82 که دلالت بر وجود رابطه زوجیت فیمابین خواهان و خوانده دارد و نیز استشهادیه محلی که مفاداً حاکی است زوج به علت اعتیاد به مواد مخدر و عدم پرداخت نفقه و یارانه به خوانده او، تحت وضعیت دشواری در زندگی مشترک قرار داده است که در عسر و حرج بوده و ادامه زندگی مشترک برای وی مقدور نیست.
رأی 620/91 شورای حل اختلاف شعبه اول خانواده داراب و دادنامه 72/92 صادره از شعبه دوم حقوقی دادگاه عمومی داراب از جمله مستندات زوجه بوده که مفاداً حاکی است زوج از تاریخ 20/1/89 لغایت 30/9/91 جمعاً بابت نفقه زوجه و فرزند مشترک به پرداخت مبلغ سی و شش میلیون ریال محکوم گردیده که رأی قطعی اعلام شده است. تصویر دادنامه 587-18/10/91 شورای حل اختلاف دوم خانواده داراب نیز حاکی است زوج بابت مهریه زوجه به پرداخت 500 سکه بهار آزادی و 20 مثقال طلا محکوم گردیده است و در مورد پرداخت مهریه طی رأی 352/92 شورای حل اختلاف، حکم تقسیط مهریه از قرار پرداخت 20 سکه تمام بهار آزاد و یک مثقال طلا به عنوان پیش پرداخت و هر چهار ماه یک عدد سکه تمام بهار آزادی و یک مثقال طلا بابت اقساط تا تأدیه مهریه محکوم گردیده.
دادگاه وقت جهت دادرسی تعیین نموده است. ز. د. ل. ای که برای جلسه دادرسی مورخ 16/10/92 تقدیم نموده و در جلسه دادرسی مذکور در دفاع از دعوی زوجه و وکیلش که گفته است موکله توسط زوج که سوء رفتار نسبت به وی داشته در طول زندگی به شدت مورد ایراد ضرب و شتم قرار می گرفته و زوج اعتیاد به مواد مخدر و مصرف قرص ترامادول و مصرف مشروبات الکلی داشته و نفقه زوجه توسط او پرداخت نمی شده که پس از گرفتن حکم جلب، مجبور به پرداخت شده است و در طول زندگی چند ساله همیشه نفقه او بعهده پدرش بوده است.
وی علاقه زیاد به رفت و آمد با دوستان و رفقایش داشته و مسئولیت پذیری نسبت به خانواده نداشته که در صورت جلسه مرکز مشاوره نیز ضم پرونده می باشد، بوسیله شهود نیز قابل اثبات است؛ که در صورت صلاحدید دادگاه تقاضای استماع شهادت شهود موکل م. ا.. ب. ت. ب. مراتب و مواد 26 و 29 قانون جدید حمایت خانواده و ماده 8 قانون خانواده سابق و <a class="artref" href="/ماده/ماده-1130-a_0815110236787">ماده 1130 قانون مدنی</a> صدور حکم وفق خواسته م. ا.. خ. د. د. گفته است: «اولاً بنده اگر اعتیاد داشتم، از طرف اداره شهرداری اخراج می شدم.
من چندین دوره به عنوان کارگر نمونه شهرداری معرفی شده ام. اگر هم خارج از خانه بوده ام در سرکار بوده ام. اعتیاد به مواد مخدر ندارم. مابقی اظهاراتم طی لایحه ای به عرض رسیده است.»; دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر و مقرر نموده است از کلانتری مربوطه در خصوص وضعیت رفتار و اخلاق و رفتار اجتماعی خوانده و اشتهار وی به اعتیاد یا عدم آن تحقیق شود و با تعیین وقت جهت رسیدگی، طرفین دعوت شوند و به خواهان تذکر داده شود شهود خود را همراه بیاورد.
در تاریخ 17/11/92 دادگاه در جلسه دادرسی در برگ های 29 الی 33 پرونده از شهود زوجه در برگ های 34 الی 36 پرونده از شهودی که ظاهراً زوج معرفی کرده است در خصوص رفتار و عمل زوج و اعتیاد او تحقیق نموده که مفاد اظهارات شهود تعرفه شده توسط زوجه که اکثراً از اقارب او بوده اند مجموعاً دلالت بر سوءرفتار ز. ن. ب. زوجه و عدم مسئولیت پذیری زوج در قبال زن و فرزندش و اعتیاد او دلالت دارد. شهود تعرفه شده از سوی زوجه نیز بر وجود اختلاف فیمابین و اینکه زوج در شهرداری کار می کند و درآمد خوبی دارد و منشأ اختلاف آنان از روزی شروع شده که زوج پس از تصادف زوجه می گفت باید او دیه بگیرد و زوجه حاضر به پذیرش خواسته زوج نبوده است و رضایت داده است.
از اعتیاد او اظهار بی اطلاعی کرده اند. زوجین داوران خود را معرفی نموده اند. توضیح اینکه زوج داور معرفی نکرده و دادگاه برای او داور تعیین کرده است. نظریه داوران پس از مذاکره با آنان در اوراق 41 و 44 اعلام شده است. در برگ 46 پرونده نتیجه تحقیقات ضابطین دادگستری در خصوص رفتار زوج و اشتهار او به اعتیاد و با تصریح به نامطلوب بودن رفتار اجتماعی او و شهرت وی به اعتیاد اعلام شده است. دادگاه بدوی در تاریخ 25/12/92 با اعلام ختم دادرسی با امعان نظر و تدقیق در محتویات پرونده و اظهارات متداعیین، با عنایت به اینکه زوج فردی شاغل م.
ب. و درآمد مکفی برای اداره زندگی مشترک دارد، اینکه علت دیر آمدن ایشان به خانه بخاطر وضعیت شغلی ایشان است که کارمند شهرداری م. ب. و چندین دوره به عنوان کارمند نمونه شناخته شده در صورتی که اعتیاد به مواد مخدر داشته باشد، مورد مؤاخذه قرار می گرفت؛ این امر دلالت بر عدم اعتیاد ایشان دارد. لذا هر چند دادگاه در جهت اصلاح ذات البین و فصل خصومت با ارجاع امر بداوری مبادرت به انتخاب داورانی نموده که در نهایت تلاش آن در ایجاد صلح و سازش مثمر ثمر نبوده، لیکن ب.
ت. ب. اینکه هیچگونه دلیلی از جمله گواهی پزشکی قانونی که حکایت از سوءرفتار و اعتیاد زوج نماید از ناحیه زوجه ارائه نگردیده است، وضعیت حاکم بر روابط زوجین از مصادیقی نیست که غیرقابل تحمل باشد و با اتکاء به حدیت نبوی «الطلاق بید من اخذ بالساق»;، دعوی خواهان را ثابت ندانسته و عسر و حرج مشارٌالیه را محرز نمی داند. مستنداً به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1257-a_0815110236919">ماده 1257 قانون مدنی</a>، حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. از این حکم وکیل جدید زوجه آقای م.ص. تجدیدنظرخواهی نموده است و عدم توجه دادگاه به دلایل ابرازی از جمله شهادت شهود و تحقیقات ضابط دادگستری که از محل زندگی مشترک زوجین بعمل آمده و سوابق اعتیاد زوج و سوءرفتار او را از جهات تجدیدنظرخواهی و درخواست نقض رأی ذکر نموده است.
پرونده به شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر استان فارس ارجاع شده است. هیأت شعبه مذکور با اعاده پرونده به دادگاه و معرفی زوج به پزشکی قانونی از جهت اعتیاد به موادمخدر و نیز تحقیق از ت. ن. خ. که آیا حاضر است حقوق ناشی از زوجیت را در قبال طلاق بذل نماید یا خیر؟ تکمیلاً ارسال دارند. در تاریخ 15/5/93 در جلسه ای که در دادگاه بدوی تشکیل شده، وکیل ت. ن. خ. گفته است: «اولاً: با معرفی زوج به پزشکی قانونی، واقعیت محرز نمی گردد. زیرا دادگاه محترم بدوی زوج را به پزشکی قانونی معرفی ننموده و پس از تجدیدنظرخواهی، در حال حاضر با گذشت مدت زمان معرفی زوج به پزشکی قانونی باعث تضییع حق و حقوقات قانونی موکل گردیده، چون گذشت مدت زمان باعث سوء استفاده زوج از شرایط و زمان گردیده است.
بنابراین ب. ت. ب. محتویات پرونده تقاضای احضار گواهان جهت اثبات اعتیاد زوج مورد استدعاست؛ زیرا شهادت جزو ادله اثبات دعوی م. ب. و نظریه پزشکی قانونی طریقیت دارد. از سوی دیگر موکل بابت بذل حقوق مالی در قبال طلاق اظهار می نماید زوج قبلاً حاضر به پرداخت مبلغ بیست میلیون تومان در قبال طلاق بوده است. لیکن ب. ت. ب. ذکر این موضوع موکل صراحتاً اعلام می نماید که ب. ت. ب. عسر و حرج شدید و غیر قابل تحمل، حاضر به بذل حقوق مالی در قبال طلاق نیز م.
ب. که ب. ت. ب. عسر و حرج شدید و غیر قابل تحمل، حاضر به این امر شده است. ت. ن. خ. گفته است آمادگی معرفی به پزشکی قانونی جهت آزمایش و تست اعتیاد دارم. وکیل او نیز اعلام آمادگی موکل خود را برای معرفی به پزشکی قانونی نموده است. دادگاه در برگ 75 پرونده با وصول نتیجه معاینه و آزمایش صورت گرفته و اعلام نظریه پزشکی قانونی بر منفی بودن آن، پرونده را به دادگاه تجدیدنظر اعاده داده است. بنظر می رسد وکیل خانم س.ق. طی لایحه ای اسناد و مدارکی در راستای اثبات خواسته موکلش به پیوست در تاریخ 3/4/93 تقدیم نموده است که این مدارک علاوه بر مدارک استنادی قبلی نامه شهرداری داراب مبنی بر این امر که ع.الف.
کارمند نبوده تا به عنوان کارمند نمونه شناخته شود، بلکه ایشان از کارگران پیمانکاری بخش خصوصی فضای سبز شرکت س. است و گزینش او از جهت تست اعتیاد به مواد مخدر توسط شهرداری صورت نمی گیرد و کارگر نمونه نیز در شرکت شناخته نشده است(برگ 89 پرونده). در استشهادیه ای با امضاء 7 نفر مسجلین آن در مورد اعتیاد زوج به مواد مخدر و مشروبات الکلی که به مهر شورای روستای بختاجرود (که زوجین ظاهراً در آنجا زندگی می کرده اند) ممهور شده و امضاء مسجلین مورد تأیید قرار گرفته است، دلالت بر وضعیت خطرناک زوج در برخورد با اطرافیان بلحاظ توهمات ناشی از مصرف موادمخدر دارد(برگ 88).
چند نفر نیز بعنوان شهادت نامه بر اعتیاد زوج به مواد روانگردان و مصرف قرصهای روانگردان و تریاک و مشروبات الکلی در اوراق 84 الی 87 پرونده کتباً شهادت داده اند و ضمن امضاء، اثر انگشت آنان زیر شهادت نامه عادی مستند به آنان نقش بسته است. دادگاه تجدیدنظر با اعلام ختم دادرسی بدین شرح انشاء رأی نموده است: «رأی دادگاه: تجدیدنظرخواهی آقای م.ص. به وکالت از خانم س.ق. فرزند ق. بطرفیت آقای ع.الف. فرزند الف. نسبت به دادنامه 503/92 صادره از شعبه اول حقوقی داراب مشعر بر بطلان دعوی اولیه او به خواسته صدور حکم طلاق به لحاظ وجود عسر و حرج وارد است.
زیرا بر فرض اینکه دلایل ابرازی از ناحیه ت. ن. خ. کافی در عسر و حرج ادعایی تلقی نشود، توجهاً به اینکه وکیل ت. ن. خ. در جلسه مورخ 15/5/92 دادگاه بدوی صراحتاً اعلام نموده که موکلش به لحاظ عسر و حرج شدید حاضر به بذل کلیه حقوق ناشی از زوجیت می باشد، این موضوع خود به تنهایی حکایت از شدت تنفر و انزجار مشارٌالیها نسبت به ت. ن. خ. و تبدیل آن به عسر و حرج در ادامه زندگی م. ب.. النهایه هیأت دادگاه مستنداً به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی، ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته به استناد ماده 1130 قانونی مدنی و تبصره الحاقی، حکم بر الزام ت.
ن. خ. به حضور در یکی از دفاتر رسمی طلاق و مطلقه نمودن همسرش از نوع طلاق خلع و ثبت آن صادر و اعلام می نماید. در صورت امتناع از اجرای صیغه طلاق به سردفتر نمایندگی تفویض می گردد با استعلام از وضعیت شرعی زوج و ارائه گواهی عدم بارداری از سوی زوجه با اجرای صیغه طلاق آن را ثبت دفتر نماید. حضانت فرزند مشترک به عهده پدر خواهد بود. حق ملاقات مادر هفته ای یک نوبت جمعه ها از ساعت 10 صبح تا 14 بعدازظهر محفوظ است. اعتبار این حکم 6 ماه از تاریخ ابلاغ رأی قطعی فرجامی یا انقضاء مهلت فرجام خواهی م. ب..»; اکنون از این رأی وکیل زوج آقای ….س. فرجام خواهی نموده که هنگام شور لایحه فرجامی او با گزارش پرونده قرائت می شود.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر صدور رأی شایسته ب. ت. ب. محتویات پرونده و دادنامه صادره مورد استدعاست؛ دادنامه شماره694/93 فرجام خواسته مشاوره نموده، چنین رأی می دهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
علیرغم لایحه فرجامی وکیل ف. خ. مفاد اظهارات زوجه و وکیل او در جلسه دادرسی مورخ 15/5/93 که به منظور اخذ توضیح از آنان در خصوص میزان بذل حقوق مالی ناشی از زوجیت در قبال طلاق در آن دادگاه حاضر شده اند.
زوجه نفیاً یا اثباتاً در مورد میزان بذل مالی در قبال طلاق اظهارنظری نکرده است، بلکه وکیل او در حالیکه خودش نیز حضور داشته، گفته است: «زوج قبلاً حاضر به پرداخت مبلغ بیست میلیون تومان در قبال طلاق بوده است، لیکن ب. ت. ب. ذکر این موضوع موکل صراحتاً اعلام می نماید که ب. ت. ب. عسر و حرج شدید و غیر قابل تحمل، حاضر به بذل حقوق مالی در قبال طلاق م. ب..»; و در نتیجه دادگاه محترم نیز در حالیکه اظهارات او را موکلش با امضاء ذیل صورت جلسه(برگ 72 پرونده) ضمناً تأیید نموده است و بذل حقوق مالی فی الذّمه زوج را که زوجه مستحق بوده، بعنوان مال الخلع در طلاق که زوج ملزم به انجام آن بوده است، منظور نظر داشته است؛ از این حیث بر رأی صادره خدشه ای بنظر نمی رسد.
با فرض اینکه تا زمان اجرای صیغه طلاق موضوع دادنامه تجدیدنظرخواسته، قسمتی از مهریه زوجه توسط او دریافت شده باشد، از شمول مال البذل منظور نظر زوجه خارج بوده و دادگاه نیز، آن را از شمول آن خارج دانسته؛ النهایه تمام حقوق مالی فی الذّمه زوج از آن تاریخ، یعنی روز صدور رأی قطعی طلاق، خارج بوده چون از جهات دیگر ب. ت. ب. محتویات پرونده و دلایل و قرائن کافی بر عدم ایفاء وظائف شرعی و قانونی و تکالیفی که در عرف بعهده زوج بوده و وی به موقع آن را انجام نمی داده است و بی توجهی و مسئولیت ناپذیری او نسبت به زن در طول سه سال اخیر که موجب حدوث عسر و حرج زوجه شده است، رأی فرجام خواسته را منطبق با محتویات پرونده و موازین قانونی مورد استناد در رأی تشخیص، چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی بر نحوه رسیدگی های معموله در پرونده اشکال موجه نقض رأی مشاهده نشد، مستنداً به ماده 370 قانون آئین دادرسی مدنی ضمن رد فرجام خواهی وکیل فرجام خواه، رأی فرجام خواسته ابرام می گردد.
رئیس شعبه 41 دیوان عالی کشور - مستشار - عضو معاون
رازینی - ناصح - یکتن خدائی
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
مفهوم بذل کلیه حقوق مالی توسط زوجه
در تاریخ 2/9/92، زوجه با ارائه دادخواستی به منظور صدور حکم طلاق به لحاظ عسر و حرج، به محاکم حقوقی مراجعه کرد. زوجه با استناد به سند نکاحیه و مستنداتی از جمله رای شورای حل اختلاف و دادنامههای پیشین، ادعا کرد که زوج به علت اعتیاد و عدم پرداخت نفقه، موجب عسر و حرج او شده است. در دفاعیات، زوج ادعای اعتیاد را رد کرده و به عدم مسئولیتپذیری زوجه اشاره نمود. دادگاه بدوی به دلیل عدم ارائه دلایل کافی از سوی زوجه، دعوی را رد و حکم بر بطلان آن صادر کرد.
زوجه به این حکم تجدیدنظرخواهی کرد و دادگاه تجدیدنظر ب. ت. ب. شرایط عسر و حرج زوجه، حکم به طلاق خلع صادر نمود و زوج را ملزم به ثبت طلاق کرد. در نهایت، وکیل زوج به دیوان عالی کشور فرجامخواهی کرد، اما دیوان با استناد به عدم وجود اشکال در رای تجدیدنظر، فرجامخواهی را رد و رای صادره را ابرام نمود. این تصمیم بر اساس مواد 1130 و 370 قانون آیین دادرسی مدنی اتخاذ گردید.
تاریخ دادنامه قطعی: 1393/09/17
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: بذل کلیه حقوق مالی از سوی زوجه شامل وجوه استیفاء شده قبل از بذل نمی شود و صرفا دربردارنده حقوق استیفاء نشده موجود خواهد بود.
رای خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 2/9/92 دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به لحاظ عسر و حرج خانم س.ق. با وکالت ن.ت. وکیل پ. ی. د. در محاکم حقوقی داراب به طرفیت آقای ع.الف. مستند به سند نکاحیه 7484 مورخ 17/5/82 که دلالت بر وجود رابطه زوجیت فیمابین خواهان و خوانده دارد و نیز استشهادیه محلی که مفادا حاکی است زوج به علت اعتیاد به مواد مخدر و عدم پرداخت نفقه و یارانه به خوانده او، تحت وضعیت دشواری در زندگی مشترک قرار داده است که در عسر و حرج بوده و ادامه زندگی مشترک برای وی مقدور نیست.
رای 620/91 شورای حل اختلاف شعبه اول خانواده داراب و دادنامه --- صادره از شعبه دوم حقوقی دادگاه عمومی داراب از جمله مستندات زوجه بوده که مفادا حاکی است زوج از تاریخ 20/1/89 لغایت 30/9/91 جمعا بابت نفقه زوجه و فرزند مشترک به پرداخت مبلغ سی و شش میلیون ریال محکوم گردیده که رای قطعی اعلام شده است. تصویر دادنامه --- - 18/10/91 شورای حل اختلاف دوم خانواده داراب نیز حاکی است زوج بابت مهریه زوجه به پرداخت 500 سکه بهار آزادی و 20 مثقال طلا محکوم گردیده است و در مورد پرداخت مهریه طی رای 352/92 شورای حل اختلاف، حکم تقسیط مهریه از قرار پرداخت 20 سکه تمام بهار آزاد و یک مثقال طلا به عنوان پیش پرداخت و هر چهار ماه یک عدد سکه تمام بهار آزادی و یک مثقال طلا بابت اقساط تا تادیه مهریه محکوم گردیده.
دادگاه وقت جهت دادرسی تعیین نموده است. ز. د. ل. ای که برای جلسه دادرسی مورخ 16/10/92 تقدیم نموده و در جلسه دادرسی مذکور در دفاع از دعوی زوجه و وکیلش که گفته است موکله توسط زوج که سوء رفتار نسبت به وی داشته در طول زندگی به شدت مورد ایراد ضرب و شتم قرار می گرفته و زوج اعتیاد به مواد مخدر و مصرف قرص ترامادول و مصرف مشروبات الکلی داشته و نفقه زوجه توسط او پرداخت نمی شده که پس از گرفتن حکم جلب، مجبور به پرداخت شده است و در طول زندگی چند ساله همیشه نفقه او به عهده پدرش بوده است.
وی علاقه زیاد به رفت و آمد با دوستان و رفقایش داشته و مسئولیت پذیری نسبت به خانواده نداشته که در صورت جلسه مرکز مشاوره نیز ضم پرونده میباشد، به وسیله شهود نیز قابل اثبات است؛ که در صورت صلاحدید دادگاه تقاضای استماع شهادت شهود موکل م. ا.. ب. ت. ب. مراتب و مواد 26 و 29 قانون جدید حمایت خانواده و ماده 8 قانون خانواده سابق و <a class="artref" href="/ماده/ماده-1130-a_0815110236787">ماده 1130 قانون مدنی</a> صدور حکم وفق خواسته م. ا.. خ. د. د. گفته است: «اولا بنده اگر اعتیاد داشتم، از طرف اداره شهرداری اخراج می شدم.
من چندین دوره به عنوان کارگر نمونه شهرداری معرفی شده ام. اگر هم خارج از خانه بوده ام در سرکار بوده ام. اعتیاد به مواد مخدر ندارم. مابقی اظهاراتم طی لایحه ای به عرض رسیده است.»; دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر و مقرر نموده است از کلانتری مربوطه در خصوص وضعیت رفتار و اخلاق و رفتار اجتماعی خوانده و اشتهار وی به اعتیاد یا عدم آن تحقیق شود و با تعیین وقت جهت رسیدگی، طرفین دعوت شوند و به خواهان تذکر داده شود شهود خود را همراه بیاورد.
در تاریخ 17/11/92 دادگاه در جلسه دادرسی در برگ های 29 الی 33 پرونده از شهود زوجه در برگ های 34 الی 36 پرونده از شهودی که ظاهرا زوج معرفی کرده است در خصوص رفتار و عمل زوج و اعتیاد او تحقیق نموده که مفاد اظهارات شهود تعرفه شده توسط زوجه که اکثرا از اقارب او بوده اند مجموعا دلالت بر سوءرفتار ز. ن. ب. زوجه و عدم مسئولیت پذیری زوج در قبال زن و فرزندش و اعتیاد او دلالت دارد. شهود تعرفه شده از سوی زوجه نیز بر وجود اختلاف فیمابین و اینکه زوج در شهرداری کار می کند و درآمد خوبی دارد و منشا اختلاف آنان از روزی شروع شده که زوج پس از تصادف زوجه می گفت باید او دیه بگیرد و زوجه حاضر به پذیرش خواسته زوج نبوده است و رضایت داده است.
از اعتیاد او اظهار بی اطلاعی کرده اند. زوجین داوران خود را معرفی نموده اند. توضیح اینکه زوج داور معرفی نکرده و دادگاه برای او داور تعیین کرده است. نظریه داوران پس از مذاکره با آنان در اوراق 41 و 44 اعلام شده است. در برگ 46 پرونده نتیجه تحقیقات ضابطین دادگستری در خصوص رفتار زوج و اشتهار او به اعتیاد و با تصریح به نامطلوب بودن رفتار اجتماعی او و شهرت وی به اعتیاد اعلام شده است. دادگاه بدوی در تاریخ 25/12/92 با اعلام ختم دادرسی با امعان نظر و تدقیق در محتویات پرونده و اظهارات متداعیین، با عنایت به اینکه زوج فردی شاغل م.
ب. و درآمد مکفی برای اداره زندگی مشترک دارد، اینکه علت دیر آمدن ایشان به خانه بخاطر وضعیت شغلی ایشان است که کارمند شهرداری م. ب. و چندین دوره به عنوان کارمند نمونه شناخته شده در صورتی که اعتیاد به مواد مخدر داشته باشد، مورد مواخذه قرار می گرفت؛ این امر دلالت بر عدم اعتیاد ایشان دارد. لذا هر چند دادگاه در جهت اصلاح ذات البین و فصل خصومت با ارجاع امر بداوری مبادرت به انتخاب داورانی نموده که در نهایت تلاش آن در ایجاد صلح و سازش مثمر ثمر نبوده، لیکن ب.
ت. ب. اینکه هیچگونه دلیلی از جمله گواهی پزشکی قانونی که حکایت از سوءرفتار و اعتیاد زوج نماید از ناحیه زوجه ارائه نگردیده است، وضعیت حاکم بر روابط زوجین از مصادیقی نیست که غیرقابل تحمل باشد و با اتکاء به حدیت نبوی «الطلاق بید من اخذ بالساق»;، دعوی خواهان را ثابت ندانسته و عسر و حرج مشارٌالیه را محرز نمی داند. مستندا به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1257-a_0815110236919">ماده 1257 قانون مدنی</a>، حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. از این حکم وکیل جدید زوجه آقای م.ص. تجدیدنظرخواهی نموده است و عدم توجه دادگاه به دلایل ابرازی از جمله شهادت شهود و تحقیقات ضابط دادگستری که از محل زندگی مشترک زوجین به عمل آمده و سوابق اعتیاد زوج و سوءرفتار او را از جهات تجدیدنظرخواهی و درخواست نقض رای ذکر نموده است.
پرونده به شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان فارس ارجاع شده است. هیات شعبه مذکور با اعاده پرونده به دادگاه و معرفی زوج به پزشکی قانونی از جهت اعتیاد به مواد مخدر و نیز تحقیق از ت. ن. خ. که آیا حاضر است حقوق ناشی از زوجیت را در قبال طلاق بذل نماید یا خیر؟ تکمیلا ارسال دارند. در تاریخ 15/5/93 در جلسه ای که در دادگاه بدوی تشکیل شده، وکیل ت. ن. خ. گفته است: «اولا: با معرفی زوج به پزشکی قانونی، واقعیت محرز نمی گردد. زیرا دادگاه محترم بدوی زوج را به پزشکی قانونی معرفی ننموده و پس از تجدیدنظرخواهی، در حال حاضر با گذشت مدت زمان معرفی زوج به پزشکی قانونی باعث تضییع حق و حقوقات قانونی موکل گردیده، چون گذشت مدت زمان باعث سوء استفاده زوج از شرایط و زمان گردیده است.
بنابراین ب. ت. ب. محتویات پرونده تقاضای احضار گواهان جهت اثبات اعتیاد زوج مورد استدعاست؛ زیرا شهادت جزو ادله اثبات دعوی م. ب. و نظریه پزشکی قانونی طریقیت دارد. از سوی دیگر موکل بابت بذل حقوق مالی در قبال طلاق اظهار مینماید زوج قبلا حاضر به پرداخت مبلغ بیست میلیون تومان در قبال طلاق بوده است. لیکن ب. ت. ب. ذکر این موضوع موکل صراحتا اعلام مینماید که ب. ت. ب. عسر و حرج شدید و غیر قابل تحمل، حاضر به بذل حقوق مالی در قبال طلاق نیز م.
ب. که ب. ت. ب. عسر و حرج شدید و غیر قابل تحمل، حاضر به این امر شده است. ت. ن. خ. گفته است آمادگی معرفی به پزشکی قانونی جهت آزمایش و تست اعتیاد دارم. وکیل او نیز اعلام آمادگی موکل خود را برای معرفی به پزشکی قانونی نموده است. دادگاه در برگ 75 پرونده با وصول نتیجه معاینه و آزمایش صورت گرفته و اعلام نظریه پزشکی قانونی بر منفی بودن آن، پرونده را به دادگاه تجدیدنظر اعاده داده است. به نظر میرسد وکیل خانم س.ق. طی لایحه ای اسناد و مدارکی در راستای اثبات خواسته موکلش به پیوست در تاریخ 3/4/93 تقدیم نموده است که این مدارک علاوه بر مدارک استنادی قبلی نامه شهرداری داراب مبنی بر این امر که ع.الف.
کارمند نبوده تا به عنوان کارمند نمونه شناخته شود، بلکه ایشان از کارگران پیمانکاری بخش خصوصی فضای سبز شرکت س. است و گزینش او از جهت تست اعتیاد به مواد مخدر توسط شهرداری صورت نمی گیرد و کارگر نمونه نیز در شرکت شناخته نشده است(برگ 89 پرونده). در استشهادیه ای با امضا 7 نفر مسجلین آن در مورد اعتیاد زوج به مواد مخدر و مشروبات الکلی که به مهر شورای روستای بختاجرود (که زوجین ظاهرا در آنجا زندگی می کرده اند) ممهور شده و امضا مسجلین مورد تایید قرار گرفته است، دلالت بر وضعیت خطرناک زوج در برخورد با اطرافیان به لحاظ توهمات ناشی از مصرف مواد مخدر دارد(برگ 88 ).
چند نفر نیز به عنوان شهادت نامه بر اعتیاد زوج به مواد روانگردان و مصرف قرصهای روانگردان و تریاک و مشروبات الکلی در اوراق 84 الی 87 پرونده کتبا شهادت داده اند و ضمن امضاء، اثر انگشت آنان زیر شهادت نامه عادی مستند به آنان نقش بسته است. دادگاه تجدیدنظر با اعلام ختم دادرسی بدین شرح انشاء رای نموده است: «رای دادگاه: تجدیدنظرخواهی آقای م.ص. به وکالت از خانم س.ق. فرزند ق. به طرفیت آقای ع.الف. فرزند الف. نسبت به دادنامه --- صادره از شعبه اول حقوقی داراب مشعر بر بطلان دعوی اولیه او به خواسته صدور حکم طلاق به لحاظ وجود عسر و حرج وارد است.
زیرا بر فرض اینکه دلایل ابرازی از ناحیه ت. ن. خ. کافی در عسر و حرج ادعایی تلقی نشود، توجها به اینکه وکیل ت. ن. خ. در جلسه مورخ 15/5/92 دادگاه بدوی صراحتا اعلام نموده که موکلش به لحاظ عسر و حرج شدید حاضر به بذل کلیه حقوق ناشی از زوجیت میباشد، این موضوع خود به تنهایی حکایت از شدت تنفر و انزجار مشارٌالیها نسبت به ت. ن. خ. و تبدیل آن به عسر و حرج در ادامه زندگی م. ب.. النهایه هیات دادگاه مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی، ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته به استناد ماده 1130 قانونی مدنی و تبصره الحاقی، حکم بر الزام ت.
ن. خ. به حضور در یکی از دفاتر رسمی طلاق و مطلقه نمودن همسرش از نوع طلاق خلع و ثبت آن صادر و اعلام مینماید. در صورت امتناع از اجرای صیغه طلاق به سردفتر نمایندگی تفویض میگردد با استعلام از وضعیت شرعی زوج و ارائه گواهی عدم بارداری از سوی زوجه با اجرای صیغه طلاق آن را ثبت دفتر نماید. حضانت فرزند مشترک به عهده پدر خواهد بود. حق ملاقات مادر هفته ای یک نوبت جمعه ها از ساعت 10 صبح تا 14 بعدازظهر محفوظ است. اعتبار این حکم 6 ماه از تاریخ ابلاغ رای قطعی فرجامی یا انقضاء مهلت فرجام خواهی م.
ب..»; اکنون از این رای وکیل زوج آقای ….س. فرجام خواهی نموده که هنگام شور لایحه فرجامی او با گزارش پرونده قرائت میشود.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر صدور رای شایسته ب. ت. ب. محتویات پرونده و دادنامه صادره مورد استدعاست؛ دادنامه شماره --- فرجام خواسته مشاوره نموده، چنین رای می دهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
علیرغم لایحه فرجامی وکیل ف.
خ. مفاد اظهارات زوجه و وکیل او در جلسه دادرسی مورخ 15/5/93 که به منظور اخذ توضیح از آنان در خصوص میزان بذل حقوق مالی ناشی از زوجیت در قبال طلاق در آن دادگاه حاضر شده اند. زوجه نفیا یا اثباتا در مورد میزان بذل مالی در قبال طلاق اظهارنظری نکرده است، بلکه وکیل او در حالی که خودش نیز حضور داشته، گفته است: «زوج قبلا حاضر به پرداخت مبلغ بیست میلیون تومان در قبال طلاق بوده است، لیکن ب. ت. ب. ذکر این موضوع موکل صراحتا اعلام مینماید که ب.
ت. ب. عسر و حرج شدید و غیر قابل تحمل، حاضر به بذل حقوق مالی در قبال طلاق م. ب..»; و در نتیجه دادگاه محترم نیز در حالی که اظهارات او را موکلش با امضا ذیل صورت جلسه(برگ 72 پرونده) ضمنا تایید نموده است و بذل حقوق مالی فی الذّمه زوج را که زوجه مستحق بوده، به عنوان مال الخلع در طلاق که زوج ملزم به انجام آن بوده است، منظور نظر داشته است؛ از این حیث بر رای صادره خدشه ای به نظر نمی رسد. با فرض اینکه تا زمان اجرای صیغه طلاق موضوع دادنامه تجدیدنظرخواسته، قسمتی از مهریه زوجه توسط او دریافت شده باشد، از شمول مال البذل منظور نظر زوجه خارج بوده و دادگاه نیز، آن را از شمول آن خارج دانسته؛ النهایه تمام حقوق مالی فی الذّمه زوج از آن تاریخ، یعنی روز صدور رای قطعی طلاق، خارج بوده چون از جهات دیگر ب.
ت. ب. محتویات پرونده و دلایل و قرائن کافی بر عدم ایفاء وظائف شرعی و قانونی و تکالیفی که در عرف به عهده زوج بوده و وی به موقع آن را انجام نمی داده است و بی توجهی و مسئولیت ناپذیری او نسبت به زن در طول سه سال اخیر که موجب حدوث عسر و حرج زوجه شده است، رای فرجام خواسته را منطبق با محتویات پرونده و موازین قانونی مورد استناد در رای تشخیص، چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی بر نحوه رسیدگی های معموله در پرونده اشکال موجه نقض رای مشاهده نشد، مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد فرجام خواهی وکیل فرجام خواه، رای فرجام خواسته ابرام میگردد.
رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور - مستشار - عضو معاون
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2
موارد مرتبط 48
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
شرط برخورداری از حمایت های کنوانسیون پاریس
مواد 358 و 359 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن پذیرش اعتراض
-
رأی
هماستناد
معیار صحت ثبت اختراع جدید در مقایسه با اختراعات قبلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حکم پرداخت نفقه تا زمان استحقاق
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حذف نام زوج متوفی از شناسنامه
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی آن را تایید می نماید
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه التزام در فرض عدم انتساب تاخیر به متعهد
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته نقض ودر اصل در راست
-
رأی
هماستناد
استرداد ثمن پس از وقوع اقاله
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
نحوه احراز ظهر نویسی چک
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی نهایتا ضمن رد اعتراض دادنامه تجدیدنظرخواست
-
رأی
هماستناد
دعوی الزام به تنظیم سند رسمی ملک بازداشتی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی با لحاظ ماده 56 از قانون اجرای احکام مدنی
-
رأی
هماستناد
اماره صوری بودن عقد بیع
ماده 358 قانون آیین دادرسی در امور مدنی صادر گردید
-
رأی
هماستناد
مهلت اقامه دعوا علیه متصدی حمل و نقل هوایی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حقوق مالک ملک در فرض تصرف ملک توسط شهرداری
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه صادر در هر سه قسمت حکم به
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای فراهم نبودن اثاث البیت در دعوی تمکین
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
طلاق به دلیل ناباروری زوج
ماده 358 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه التزام قراردادی در فرض انجام تعهد با تأخیر
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه موصوف حکم بر محکومیت تجدید
-
رأی
هماستناد
ابطال معامله و رد دعوای الزام به پرداخت ثمن به نرخ روز به دلیل عدم اثبات استحقاق خواهان
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مبدا محاسبه خسارت تاخیر تادیه در دین بدون سررسید
مواد 358 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
تردید در اثر انگشت مندرج در سند رسمی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را تایید و استوار می نما
-
رأی
هماستناد
ادعای پرداخت بخشی از مبلغ چک دروجه حامل
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ادعای عدم اصالت سند همراه با ادعای پرداخت
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی عینا تایید می نماید این رای قطعی است
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی علیه برخی از محکومٌ له های مرحله بدوی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
جریمه طرح دعوی واهی اعسار از پرداخت هزینه دادرسی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اثر توقیف اموال محکوم علیه بر دعوی اعسار
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
بطلان دعوای خلع ید به استناد قاعده استحسان
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته نقض می گردد و با ا
-
رأی
هماستناد
تحقق شرط ضمن عقد نکاح به جهت اعتیاد سابق زوج
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و به زوجه اجازه داده است از شرط موضوع
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی از قرار سقوط دعوا
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه مارالذکر با استناد به بند
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه سفته تضمینی
قانون آیین دادرسی مدنی مستندا به ماده 358
-
رأی
هماستناد
تفسیر عرفی از شرط فاسخ
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را تایید و استوار می نما
-
رأی
هماستناد
تشریفات رسیدگی در مرحله واخواهی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه موصوف در این بخش تایید می گردد
-
رأی
هماستناد
ادعای اعسار با وجود توقیف اموال
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
درخواست تسلیم ملک به استناد قرارداد عادی فروش سرقفلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و قوانین مرتبط با ثبت اسناد
-
رأی
هماستناد
تفاوت حقوقی مفاهیم حق کسب، پیشه و تجارت با سرقفلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
دعوای ابطال رأی داور به علت عدم رعایت اصول دادرسی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته تایید می گردد
-
رأی
هماستناد
تایید فسخ قرارداد به دلیل عدم پرداخت ثمن و بیاعتباری رای داوری به علت عدم رعایت شروط قراردادی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
زندگی در منزل مشترک اماره تمکین
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد دادخواست تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدی
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای افزایش مهریه
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
دعوای ابطال وکالتنامه بلاعزل
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه معترض عنه حکم بر ابطال وکا
-
رأی
هماستناد
اعتبار حکم به رد دعوی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و رعایت مواد مرتبط
-
رأی
هماستناد
تاثیر عدم ذکر مشترکات آپارتمان در قرارداد
قانون آیین دادرسی مدنی مستندا به قسمت آخر ماده 358
-
رأی
هماستناد
انتقال مبیع توسط خریدار در بیع خیاری
ماده 358 از قانون آیین دادرسی در امور مدنی تائید مینماید این رای قطعی است
-
رأی
هماستناد
انتقال چکی که حواله کرد آن خط خورده
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته نقض و با استناد به
نظریات مشورتی 1
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/2899 مورخ 1396/11/25
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی آیا دادگاه مکلف به رسیدگی ماهیتی به پرونده
مواد مرتبط 4
-
اعمال
از این صفحه
ماده 26 — قانون حمایت خانواده
مواد 26 و 29 قانون جدید حمایت خانواده
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1257 — قانون مدنی
ماده 1257 قانون مدنی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 358 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 8 — قانون حمایت خانواده
قانون جدید حمایت خانواده و ماده 8
دکترین 3
-
مقاله
هماستناد
د تفسیر به اعتبار نوع تفسیر — تفسیر قانون از جهت نوع تفسیر به
مواد 879 و 1257 ق.م
-
مقاله
هماستناد
د تفسیر به اعتبار نوع تفسیر — تفسیر اصولی تفسیری که متکی بر اصول
مواد 879 و 1257 ق.م
-
مقاله
هماستناد
د تفسیر به اعتبار نوع تفسیر — تفسیر اصولی تفسیری که متکی بر اصول
مواد 879 و 1257 ق.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
