رأی
ملاک تشخیص حجر( رشد)
رأی شعبه دیوان عالی کشور
ف. خ.: ا. ا.
فرجام خوانده: م. ا. وغیره
فرجام خواسته: دادنامه شماره *صادره از شعبه *
تاریخ ابلاغ دادنامه به ف. خ.:۱۴۰۲/۵/۲۶ تاریخ وصول دادخواست فرجامی: ۱۴۰۲/۶/۱۴
مرجع رسیدگی: شعبه *
هییت شعبه اقایان: ر. ش. ( رییس ) ، دکتر ع. ا. ا. ش. ( عضو معاون )
خلاصه جریان پرونده:
از این قرار است. در تاریخ ۱۴۰۰/۶/۱ خانم ا. ا. مبادرت به تقدیم دادخواستی بخواسته صدور حکم حجر م. ا. ا. بطرفیت سازمان *. ا. ا. م. پ. ک. خ. ل. ک. س. ع. م. ش. م. ح. ش. ن همگی ا. و عروس بال افکن نزد دادگستری شهرستان قائمشهر نموده و توضیح داده است. پدرش به نام م. ا. ا. طبق تصویر مدارک پزشکی *از سال ۱۳۹۷ تحت درمان به لحاظ بیماری الزایمر و پارکینسون بود. و از بهره هوشی برخوردار نبوده و از دادگاه تقاضای رسیدگی و صدور حکم به شرح خواسته را خواستار شده است. شعبه *عهده دار رسیدگی به پرونده شده و خانم س. ن. ج. ح. با ارائه وکالت نامه از ناحیه تعدادی از خواندگان وارد پرونده شده است. نظریه پزشکی قانونی اخذ و مفاد ان حاکی از این است. حسب مستندات و شرح حال م. ا. ا. از ۱۳۹۶/۱۲/۳ دچار درجاتی از اختلال حواس ناشی از زوال عقل سالمندی بوده و توان اداره مالی خود را نداشته است. با وصول نظریه وکیل خواندگان و ک. ا. به این نظریه معترض و تقاضای ارجاع امر به کمیسیون پزشکی را خواستار می شوند به این موضوع توجهی نمی شود. قاضی شعبه با اعلام ختم رسیدگی مبادرت به صدور دادنامه شماره *نموده و به موجب قسمتی از ان حکم محجوریت م. ا. ا. از تاریخ ۱۳۹۶/۱۲/۳ صادر می نماید. مبنای استدلال شعبه این است. با عنایت به جمیع محتویات پرونده و ملاحظه اظهارات طرفین و نظریه پزشکی قانونی به شماره *مورخ ۱۴۰۰/۱۰/۱۴ که در مورد م. ا. ا. اعلام داشته نامبرده از ۱۳۹۶/۱۲/۳ دچار درجاتی از اختلال حواس ناشی از زوال عقل سالمندی بوده و توان اداره امور مالی خود را نداشته سپس با اعتراض به نظریه پزشکی قانونی موضوع به کمیسیون پزشکی ارسال نتیجه کمیسیون پزشکی قانونی به شماره ۱۲/ک/۶/۱۴۰۱ مورخ ۱۴۰۱/۱/۲۱ نیز اعلام داشته نام برده در زمان حیات مبتلا به درجاتی از اختلال شناختی ناشی از کهولت سن بوده و قادر به اداره امور مالی خود نبوده است. همکار محترم مشاور قضایی نیز به صدور حکم حجر اظهارنظر نموده است. دادگاه ادعای خواهان را نسبت به خواندگان ردیف دوم تا پانزدهم وارد تشخیص و حکم بر حجر م. ا. ا. صادر و شروع بیماری و حجر وی ۱۳۹۶/۱۲/۳ م. ب.. با ابلاغ دادنامه م. پ. ک. خ. ل. ک. س. شهرت این ا. با وکالت س. ن. ج. ح. اقدام به تقدیم دادخواست تجدیدنظرخواهی می نمایند پرونده پس از تبادل لوایح به دادگاه تجدیدنظر استان *ارسال و به شعبه *وجب دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۱/۹/۲۱ دادنامه معترض عنه را عینا تایید و استوار می نماید. در ادامه س. ن. ج. ح. به وکالت از اشخاص فوق الذکر مبادرت به تقدیم دادخواست فرجام خواهی نمودند پرونده پس از تبادل لوایح به دیوان عالی کشور ارسال و در دستور کار این شعبه قرار گرفت. به لحاظ نقص دادخواست از حیث تبادل لوایح و عدم لف نظریه کمیسیون پزشکی به دادگاه نخستین اعاده نقص دوم مرتفع و نقص اول کماکان بقوت خود باقی بوده و پرونده با نقص موجود به دیوان عالی کشور ارسال و مجددا در دستور کار شعبه قرار گرفت. به لحاظ نقص موجود در پرونده به مرجع نخستین اعاده این نقیصه هم برطرف گردید.عضو ممیز ع. ا. ا. ش. گزارش پرونده را تهیه و لایحه فرجامی را قرائت سپس هییت شعبه مشاوره نموده وبه شرح ذیل انشا رای می نماید.: دادنامه فرجام خواسته به شماره *مورخ ۱۴۰۱/۹/۲۱صادره از شعبه *که پیرو تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه شماره *اصدار و متضمن تایید دادنامه مرجع نخستین و حجر م. ا. ا. از تاریخ ۱۳۹۶/۱۲/۳ م. ب.. در وضع موجود بلحاظ نقایض ذیل شایسته ابرام نمی باشد. ۱ یکی از اصول حاکم بر فرایند دادرسی نزد محاکم اصل تناظر است. بر اساس این اصل دادگاه می بایست به تمام ادله و اسناد طرفین توجه نموده و پس از ارزیابی ان ادله اقدام به صدور رای نماید. این موضوع در ماده ۱۹۹ قانون ایین دادرسی مدنی امده است. یکی از ادله استنادی طرفین شهادت شهود بوده که از شهود تحقیقی بعمل نیامده است. ۲ مستفاد از ماده ۵۷ قانون امور حسبی در رسیدگی به دعوی حجر دادگاه می بایست هرگونه تحقیقی که لازم بداند بعمل اورد و می تواند اشخاصی که اطلاعات انها را قابل استفاده بداند احضار نموده و یا برای تحقیق از اشخاص نامبرده نماینده بفرستد که در مانحن فیه ضرورت داشته از اهالی وهمسایگان محل سکونت م. ا. ا. در مورد صحت و سلامت روح و روان وی تحقیق شود. که بدینگونه عمل نشده است. علی هذا ب. ت. ب. نقایص یاد شده و با استناد به بند ۵ ماده ۳۷۱ و بند الف ماده ۴۰۱ و ۴۰۳ قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه معترض عنه پرونده را جهت رفع نقایص یاد شده و صدور رای مجدد به شعبه *اعاده می نماید. با اعاده پرونده وقت رسیدگی به تاریخ ۱۴۰۲/۵/۲۳ جهت استماع اظهارات شهود تعیین می شود. در این جلسه ر. ح. ا. غ. ح. م. ا. ش. ف. ح. ح. بعنوان شاهد حاضر می شوند شاهد اول اظهار داشت با مرحوم رفت و امد داشتم مرحوم ب. سال ۱۳۹۹ فوت شد تا اخر عمر حالش خوب بود. دو تا قران داشت و می خواند فقط توان راه رفتن نداشت پرستار داشتند شاهد دوم اظهار داشت این دو سال اخر عمر از پا افتاد ولی از نظر عقلی خوب بود. من چهار ماه قبل از فوت به عیادت اش رفتم حالش خوب بود. حتی خاطرات گذشته را نقل می کرد شاهد سوم اظهار داشت من مستاجر و پرستار حاجی ا. بودم اجاره کم می گرفتند تا من به کارهای اقا برسم غذا درست می کردم تا سال ۱۳۹۵ اونجا بودم حالش خوب بود. فقط پای ایشان ورم داشت نمی توانست راه برود بعد پرستار دیگری داشتند حتی به من پیشنهاد ازدواج داد قبول نکردم از نظر هوش و حواس حالش خوب بود. ش. چهارم اظهار داشت من با این خانم ش. در سال ۱۳۹۷ ازدواج موقت کردم که ایشان خانه حاجی ا. مستاجر بود. حدود هشت ماه رفت و امد داشتم بعدا هم می رفتم سال ۱۳۹۸ حاجی درد پا داشت با من شوخی می کرد از قدیم صحبت می کرد هوش و حواس داشت از نظر ذهنی سالم بود. فقط روی تخت دراز می کشید راه کم می رفت حالش خوب بود. در پایان جلسه قاضی محترم شعبه ختم رسیدگی را اعلام و مبادرت به صدور دادنامه شماره *نموده و بموجب ان ضمن نقض دادنامه معترض عنه حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر می نماید. مبنای استدلال شعبه این است. در مجموع به این نتیجه رسیده است. که نظریه پزشکی قانونی منطبق بر اساس مدارک ارائه شده از جانب فرزند ان دوم ان مرحوم صادر شده و توان مقاومت در برابر گواهان را ندارد. چرا که گواهان تعرفه شده اعلام نموده اند که نامبرده از نظر حرکت و رفت امد مشکل داشت ولی مشکل ذهنی و حواس نداشته وحتی با افراد شوخی می کرد و امور مالی خودش را انجام میداده است. حتی ملکی که دارای سند رسمی بوده را منتقل نموده است. بنابراین تجدیدنظر خواهی به عمل امده وارد است. و دادنامه اصداری قابلیت تایید را ندارد. لذا این دادگاه با رد نظریه پزشکی قانونی که طریقیت داشته با استناد به ماده ۳۵۸ قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را نقض و حکم بر بطلان دعوی خواهان بدوی صادر می نماید. با ابلاغ دادنامه ا. ا. از این دادنامه فرجام خواهی می کند پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و مجددا در دستور کار این شعبه قرار گرفت. بلحاظ نقص در امر تبادل لوایح پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان اعاده و پس از رفع نقیصه یاد شده مجددا در دستور کار این شعبه قرار گرفت. عضو ممیز ع. ا. ا. ش. گزارش پرونده را تهیه و لایحه فرجام خوامی را قرائت سپس هیات شعبه مشاوره نموده و به شرح ذیل انشا رای می نماید.:
( ( رای ) )
دادنامه فرجام خواسته به شماره *مورخ ۱۴۰۲/۵/۲۶ صادره از شعبه *که پیرو تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه شماره *اصدار و ضمن نقض دادنامه معترض عنه بر بطلان دعوی ف. خ. ب. خواسته اعلام حجر م. ا. ا. اشعار دارد. مخالف قانون و مقررات موضوعه و اصول دادرسی بوده و اعتراض به شرح لایحه اعتراضیه وارد و مستوجب نقض ان م. ب.. زیرا که اولا تشخیص حجر امری فنی و تخصصی بوده که نیازمند کسب نظریه افراد متخصص در این زمینه م. ب.. که در پرونده تحت نظر بنا به نظریه کمیسیون سه نفره پزشکی قانونی مراتب محجوریت م. ا. ا. از تاریخ ۱۳۹۶/۱۲/۳ مورد تایید قرار گرفته است. هر چند نظریه پزشکی قانونی اماره و شهادت شهود دلیل محسوب می گردد. اما در امور تخصصی انچه مناط اعتبار است. همانا نظریه افراد متخصص است. و شهود نمی توانند حالات درونی یک شخص را بیان و نسبت به ان اظهار نظر نمایند ثانیا ب. ت. ب. اینکه این نظریه نیز مصون از تعرض باقی مانده و چنانچه دادگاه اعتقاد به نظریه نداشته می بایست موضوع را به کمیسیون بالاتر ارجاع می داد تا اعضای کمیسیون با بررسی مدارک بیمارستانی در رابطه حدوث حجر درتاریخ ان اظهار نظر نمایند از این رو با پذیرش لایحه اعتراضیه و با استناد به بند دوم و سوم ماده ۳۷۱ و بند ج ماده ۴۰۱ قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه معترضعنه پرونده را جهت ادامه رسیدگی به شعبه دیگری از دادگاه تجدیدنظر استان *شعبه همعرض ارجاع می دهد
شعبه *
رییس شعبه: ر. ش. عضو معاون: دکتر ع. ا. ا. ش.
فهرست
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1
موارد مرتبط 38
آرای مرتبط 31
-
رأی
هماستناد
نقش نظریه کارشناسی در خصوص حجر
ماده 57 قانون امور حسبی
-
رأی
هماستناد
درخواست صدور حکم حجر بعد از فوت
مواد 57 ، 70 و 71 قانون امور حسبی
-
رأی
هماستناد
امکان رسیدگی به حجر متوفی
ماده 57 قانون امور حسبی
-
رأی
هماستناد
طرح دعوا علیه محجور
ماده 57 قانون امور حسبی
-
رأی
هماستناد
درخواست صدور حکم حجر بعد از فوت
مواد 57، 70 و 71 قانون امور حسبی
-
رأی
هماستناد
نقش نظریه کارشناسی در خصوص حجر
ماده 57 قانون امور حسبی
-
رأی
هماستناد
تمایز میان مفهوم حجر و ضعف نفس
مواد 57 و 70 قانون امور حسبی
-
رأی
هماستناد
ملاک تعیین تاریخ شروع حجر
ماده 57 قانون امور حسبی حکم به حجر مشار الیها صادر و اعلام می نماید
-
رأی
هماستناد
عدول دادگاه از نظریه پزشکی قانونی در خصوص حجر
مواد 57 و 71 قانون امور حسبی حکم به حجر آقای علیخان ن
-
رأی
هماستناد
درخواست حجر به دلیل سکته مغزی
ماده 57 قانون امور حسبی صادر شده و تاریخ آغاز حجر از 15 شهریور 1393 تعیین
-
رأی
هماستناد
مرجع احراز عدم توانایی محجور در اداره امور مالی خود
ماده 57 قانون امور حسبی به منظور احراز قدر متقین تاریخ شروع حجر با توجه ب
-
رأی
هماستناد
صدور و تأیید حکم حجر به دلیل زوال عقل در دادگاه خانواده و تجدیدنظر استان کرمانشاه و تأیید دیوان عالی کشور
مواد 57 و 58 و 66 و 71 قانون امور حسبی حکم به حجر (سفه
-
رأی
هماستناد
جایگاه نظریه پزشکی قانونی در رای دادگاه
ماده 57 قانون امور حسبی بیان داشته در رسیدگی به درخواست حجر دادگاه نسبت ب
-
رأی
هماستناد
تمایز میان مفهوم حجر و ضعف نفس
ماده 57 قانون امور حسبی در رسیدگی به دعوی حجر دادگاه می بایست هر گونه تحق
-
رأی
هماستناد
ملاک تشخیص حجر(رشد)
ماده 57 قانون امور حسبی در رسیدگی به دعوی حجر دادگاه می بایست هرگونه تحقی
-
رأی
هماستناد
نقش نظریه کارشناسی در خصوص حجر
ماده 57 قانون امور حسبی در رسیدگی به درخواست حجر دادگاه نسبت به اشخاصی که
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی توسط اداره سرپرستی
ماده 57 قانون امور حسبی حکم حجر وی را صادر نموده است و در خاتمه رای اعلام
-
رأی
هماستناد
نقش نظریه کارشناسی در خصوص حجر
ماده 57 قانون امور حسبی در رسیدگی به درخواست حجر دادگاه نسبت به اشخاصی که
-
رأی
هماستناد
ملاک تعیین تاریخ شروع حجر
ماده 57 قانون امور حسبی حکم به حجر مشار الیها صادر و اعلام می نماید
-
رأی
هماستناد
مرجع احراز عدم توانایی محجور در اداره امور مالی خود
ماده 57 قانون امور حسبی به منظور احراز قدر متقین تاریخ شروع حجر با توجه ب
-
رأی
هماستناد
جایگاه نظریه کارشناس در رفع حجر
ماده 57 قانون امور حسبی حکم حجر وی را صادر نموده و ابتدای تاریخ حجر محجور
-
رأی
هماستناد
عدول دادگاه از نظریه پزشکی قانونی در خصوص حجر
مواد 57 و 71 قانون امور حسبی حکم به حجر آقای ع
-
رأی
هماستناد
نحوه رسیدگی به درخواست صدورحکم حجر
مواد 57 و 65 و 70 و 71 قانون امور حسبی و 1207 (بند 3
-
رأی
هماستناد
رأی خلاصه جریان پرونده
مواد 57 و 58 و 66 و 71 قانون امور حسبی حکم به حجر ( سفه
-
رأی
هماستناد
دعوی حقوقی و اختیار دادگاه برای انجام تحقیقات به منظور کشف حقیقت
ماده 57 قانون امور حسبی بیان داشته در رسیدگی به درخواست حجر دادگاه نسبت ب
-
رأی
هماستناد
تمایز میان مفهوم حجر و ضعف نفس
ماده 57 قانون امور حسبی در رسیدگی به دعوی حجر دادگاه می بایست هر گونه تحق
-
رأی
هماستناد
رأی دادگاه بدوی
ماده 57قانون امور حسبی درخواست حجر را رد می نماید
-
رأی
هماستناد
مرجع تصمیم گیرنده در مورد انصراف از فرجام خواهی
مواد 57 و 70 قانون امور حسبی
-
رأی
هماستناد
نحوه رسیدگی به درخواست صدورحکم حجر
ماده 57 قانون امور حسبی
-
رأی
هماستناد
رأی دادگاه بدوی
مواد 57و58 قانون امور حسبی
-
رأی
هماستناد
رأی دادگاه بدوی
مواد 57و58 قانون امور حسبی
نظریات مشورتی 2
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1403/1004 مورخ 1404/03/17
مواد 57 و 58 قانون امور حسبی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/651 مورخ 1360/02/19 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
مواد 57 و 58 قانون امور حسبی
نشستهای قضایی 3
-
نشست قضایی
هماستناد
حجر متوفی پیش از فوت
مواد 57 و 70 قانون امور حسبی
-
نشست قضایی
هماستناد
اعلام زمان حجر و آغاز آن
ماده 57 قانون امور حسبی انجام پذیرد و همان گونه که در نظریه اعلام شده
-
نشست قضایی
هماستناد
نصب قیم برای معلول ذهنی بدون حکم حجر
ماده 57 قانون امور حسبی نیز به ضرورت صدور حکم حجر برای افراد مجنون اشاره
مواد مرتبط 1
-
اعمال
از این صفحه
ماده 57 — قانون امور حسبی
ماده 57 قانون امور حسبی در رسیدگی به دعوی حجر دادگاه می بایست هرگونه تحقی
دکترین 1
-
مقاله
هماستناد
جنون (حقوق خصوصی): تعریف
قانون امور حسبی مصوب 1319، ماده 57
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
