رأی
نحوه تعیین خواسته
نحوه تعیین خواسته
خ. م.:
در تاریخ 31 اردیبهشت 1393، دادگاه عمومی حقوقی تهران به موضوعی رسیدگی نمود که در آن خواستهای به منظور استرداد مقادیری کاشی و یک هزار عدد پالت به ارزش 859,143,600 ریال و همچنین صدور قرار تامین خواسته به مبلغ 45,000,000 ریال مطرح شده بود. در این راستا، دادگاه ب. ت. ب. دفاعیات ارائهشده از سوی طرف مقابل، مبنی بر اینکه وی تنها به عنوان انباردار به مدت یک ماه فعالیت کرده و سپس به عنوان تنخواهدار ادامه داده است، همچنین به عدم تاریخ رسیدهای ارائهشده و شکایت طرف مقابل از خواهان در اداره کار، دعوی را غیرموجه تشخیص داد. لذا، بر اساس ماده 197 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، حکم به ردّ دعوی صادر گردید. این حکم قابلیت تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر استان تهران را داشت. در مرحله تجدیدنظر، درخواست تجدیدنظر به دلیل عدم ارائه دلایل قانونی کافی و نارساییهای شکلی در دادخواست رد شد و دادگاه تجدیدنظر با استناد به مواد 348 و 351 قانون آیین دادرسی، حکم بدوی را با اصلاح عنوان از "حکم به ردّ" به "قرار ردّ" تایید کرد. رای دادگاه تجدیدنظر قطعی است.
تاریخ دادنامه قطعی: 1393/02/31
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: ارجاع تعیین اوصاف و مشخصات خواسته به ضمائم دادخواست وجاهت قانونی ندارد و چنین دعوایی قابل استماع نیست.
رای دادگاه بدوی
در خصوص دعوی آقای م.ر. با وکالت آقای م.س. به طرفیت آقای م.ح. به خواسته استرداد مقادیری کاشی به شرح لیست های پیوست دادخواست م. ب. 600/859/143 ریال و نیز استرداد یک هزار عدد پالت با جلب نظر کارشناس و بدوا صدور قرار تامین خواسته به مبلغ 45/000/000 ریال با احتساب خسارات دادرسی، دادگاه با عنایت به رسیدگی معموله و استماع اظهارات و مدافعات طرفین و مداقه در مستندات ابرازی ایشان، ن. ب. ا. اولا: حسب دفاعیات خوانده، مشارٌالیه صرفا حدود یک ماه به عنوان انباردار در انبار خواهان مشغول به کار بوده و سپس به دلیل عدم امکان نظارت بر رفت وآمد اشخاص ثالث به جهت مشترک بودن محوطه انبار میان چندین مغازه، از سمت انباردار کناره گیری کرده و به عنوان «تنخواه دار»; در انبار موصوف به کار خود ادامه داده است. ثانیا: رسیدهای ابرازی از سوی وکیل خواهان به پیوست دادخواست، علاوه بر اینکه فاقد تاریخ میباشد، توسط دو نفر (خوانده و شخصی به نام آقای ک.ف.) به عنوان تحویل گیرنده امضاءشده و مشخص نیست علت عدم طرح دعوی به طرفیت مشارٌالیه چیست؟ ثالثا: خوانده متعاقب ترک کار در تاریخ 1391/05/30 ، به منظور وصول مطالبات معوقه، مبادرت به طرح شکایت در اداره کار نموده و خواهان به پرداخت مبلغ 950/274/43 ریال بابت مزایای متعلقه و نیز حق بیمه معوقه د. ح. خوانده محکوم گردیده که به عقیده دادگاه، علت تاخیر در طرح دعوی بافاصله حدود یک ساله نیز قرینه ای بر بی اساس بودن ادعای خواهان و تحت الشعاع قرار دادن شکایت خوانده در اداره کار م. ب.. رابعا: خ. د. د. از دعوی مطروحه اظهار داشته که در زمان اشتغال ایشان حدود چهارده نیسان کاشی و سرامیک شکسته به عنوان نخاله از محوطه انبار خارج شده که شهود نیز به شرح استشهادیه پیوست پرونده، این مطلب را تایید نمودهاند و به زعم دادگاه نیز ب. ت. ب. نوع اجناس و عرف موجود، شکستن درصدی از اجناس در هنگام تخلیه و بارگیری و جابه جایی و غیره، طبیعی و بدیهی و اجتناب ناپذیر م. ب.. خامسا: طرح خواسته صدور قرار تامین خواسته صرفا به مبلغ 45/000/000 ریال از مجموع خواسته نیز قرینه ای بر این استنباط دادگاه م. ب. که دعوی حاضر صرفا به منظور تحت الشعاع قرار دادن شکایت مطروحه از سوی خوانده علیه خواهان در اداره کار م. ب.. علی هذا با عنایت به مراتب فوق، دادگاه دعوی وکیل خواهان را غیر وارد تشخیص و با پذیرش دفاعیات خوانده و مستندا به ماده 197 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم بر ردّ آن صادر و اعلام میگردد. حکم صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران م. ب..
رئیس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران - محمودی
رای دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه آقای م.س. به وکالت از ت. ن. خ. آقای م.ر. به طرفیت ت. ن. خ. آقای م.ح. و نسبت به دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 00932 مورخ 9/10/92 شعبه --- محترم دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر صدور حکم به ردّ دعوی بدوی خ. ب. خ. استرداد مقادیری کاشی به شرح لیست های پیوست دادخواست م. ب. 600/859/143 ریال و نیز استرداد یک هزار پالت با جلب نظر کارشناس و با احتساب خسارات دادرسی و بدوا نیز تامین خواسته به میزان 45/000/000 ریال اشعار داشته، با هیچ یک از شقوق مقررات قانونی موضوع ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مطابقتی نداشته و مشروح لایحه تجدیدنظرخواهی نیز متضمن جهت یا جهات قانونی نقض نبوده و مفاد آنکه علی رغم تطویل کلام، فاقد تقید به هرگونه ادله شرعیه و قانونیه است و مسئولیت آن عهده نامبرده بوده مرجع محترم نخستین و استدلال و استنباط قضایی مربوطه خدشه و منقصتی وارد نیست و دادنامه مطابق موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده اصدار یافته و در مجموع دلیلی شرعی با قانونی بر نقض آن تقدیم و ارائه نگردیده زیرا: اولا: وکیل ت. ن. خ. با تغافل از مقررات قانونی موضوع ماده 348 قانون پیش گفته، دعوی موکل خویش را مقید به هیچ یک از جهت یا جهات قانونی نقض ننموده و نه تنها در دادخواست حاوی دعوی مارالبیان، همچنین در لایحه اعتراضیه نیز مراتب دعوی مطروحه را مقید به جهات قانونی اعتراض نداشته و به صرف ابراز ادعای بلاجهت و بلادلیل و صرف انتفاع و استفاده از ظرفیت تجدیدنظرخواهی به سنده و اکتفا نموده که به ترتیب مبینه دعوی مرقوم فاقد موقعیت قانونی گردیده و صرفا در لایحه تجدیدنظرخواهی به استناد مادتین 348 و 358 قانون پیش گفته دعوی مرقوم را مطرح داشته که بدون تعیین جهت یا جهات پنج گانه مقرره در مقررات موضوع ماده 348 قانون مرقوم، تقاضای رسیدگی به موضوع را داشته که در وضعیت مبینه، دعوی مطروحه فاقد موقعیت قانونی گردیده و از آنجا که دعوی تجدیدنظر همانند دعوی اعاده دادرسی مستلزم تعیین جهت یا جهات مقرره بوده و اِلا مجوز قانونی در رسیدگی به دعوی وجود نداشته و از طرفی نارسایی یادشده از موارد نواقص دادخواست تجدیدنظر موضوع ماده 345 قانون صدرالذکر نمیباشد تا امکان رفع نقص در آن متصور باشد و قید عناوینی در شمارگان احصائی مانند جانب داری قاضی رسیدگی کننده و خروج وی از مسیر عدالت و اصل تناظر و بی طرفی یا عدم انعکاس و ثبت مدافعات وکیل یادشده در صورت مجلس تنظیمی، یا اظهارات و مدافعات ضدونقیض ت. ن. خ. و عدم توجه دادگاه به دلایل ابرازی، هیچ یک رافع نارسایی و نقیصه معنونه نبوده و تاثیری در وضعیت نداشته، مضافا آنکه استناد به ماده 358 قانون پیش گفته، اصولا خارج از موضع قانونی به عمل آمده و در غیر موضع مقرره، مورد استناد قرارگرفته که صرف نظر از نارسایی های معنونه ثالثا دعوی مطروحه بدوی از ابتدای طرح و اقامه آن در وضعیت نارسا و پر منقصتی قرار داشته که در وضعیت مطروحه، کلیتا فاقد موقعیت قانونی و غیرقابل استماع بوده چه اینکه کلیتا وکیل خواهان بدوی، در دادخواست تقدیمی حاوی دعوی مطروحه، ساده ترین اصول قانونی و آمره شکلی را مورد رعایت قرار نداده و دعوایی را مطرح داشته که از ابتدای طرح و اقامه، قابلیت و ارزش قانونی در ارزیابی و ممیزی را دارا نبوده زیرا:
الف) در ستون خواسته دادخواست تقدیمی بدوا قید گردیده: «الزام خوانده به استرداد مقادیری کاشی و غیره به شرح لیست پیوستی»; که خواسته مرقوم مطابق موازین و مقررات قانونی نبوده و حتی به طورمعمول و متعارف، مقدار کاشی های ادعایی، نوع و جنس آن ها و دیگر خصوصیات مربوطه، به گونه ای که رافع هرگونه ابهام باشد، تبیین نگردیده و وکیل خواهان حتی زحمت تشریح آن ها را متقبل نشده و خواسته ای را مطروح داشته که مطابق مقررات قانونی بند 9 ذیل ماده 84 قانون صدرالذکر، قابلیت استماع را دارا نبوده و ارجاع آن به لیست پیوستی نیز رافع نارسایی و منقصت معنونه نمیباشد، چه آنکه لیست پیوستی واحد نبوده بلکه رونوشت آن ها که شامل موارد عدیده و متفرع م. ب. و در برگ های 3 لغایت 21 پرونده، مضبوط و مندرج بوده که درهرحال به نحو قاطع، معین و منجز در ستون مذکور در دادخواست تقدیمی، تبیین نگردیده و از آن نامطلوب تر اینکه «مقادیری کاشی توام یا غیره»; درخواست شده که نارسایی معنونه را تشدید نموده و همگی دلالت بر عدم تسلط و نیز عدم رعایت ساده ترین اصول و موازین قانونی و آمره ی شکلی در تقدیم مراتب داشته،
ب) ضمن آنکه در ستون خواسته مرقوم به تشریح موضوع 1000 عدد پالت ادعایی پرداخته نشده و جنس پالت ها و ابعاد آن ها و دیگر جزئیات مربوطه نیز تبیین نگردیده بلکه همچنین مبادرت به تقویم این بخش از خواسته نشده و مراتب منوط به جلب نظر کارشناس گردیده و این در حالی است که اگر استرداد آن ها مورد درخواست مشارٌالیه بوده، چگونه تقویم آن ها واگذار به جلب نظر کارشناسی گردیده؟ که موضوع نقیصه معنونه نیز از ابتدای طرح دعوی بدوی همچنان وجود داشته و علی رغم مطرح بودن خواسته ای همچنان مبهم و نامعین و نامشخص نیز بدون تقویم صحیح و قانونی آن، عملا و در این بخش از خواسته، از نوعی دادرسی مجانی انتفاع حاصل گردیده، مضافا آنکه خواسته مرقوم جزء مواردی نبوده که تقویم آن ممکن نباشد و مستلزم جلب نظر کارشناس باشد و حتی اگر مستلزم تعیین ارزش از سوی کارشناس می بوده، این خواهان بدوی است که وظیفه تعیین ارزش آن را قبل از اقامه دعوی داشته و درهرحال مقررات قانونی موضوع بند 14 ذیل ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین نیز در مورد مذکور قابل اعمال نبوده و منقصت معنونه نیز از نارسایی های دعوی بدوی و در این بخش از خواسته، محسوب میگردد
ج) در متن دادخواست تقدیمی که کلا در 4 سطر تنظیم گردیده نیز هیچ گونه توضیحی که رافع نارسایی و منقصت های مذکور باشد ابراز نگردیده و به اختصار تمام، خواسته های نامعین، نامعلوم و غیر منجز ادعایی، تکرار گردیده که عملا موثر در مقام رفع نواقص مربوطه نخواهد بود.
د) ازنظر اصولی و منطقی، صرفا پس از اثبات و احراز ید امانی امین و نسبت به یکایک و جزء جزء اموال ادعایی امانی، مالک و صاحب کالا امکان استرداد عین آن ها و صرفا در صورت موجود بودن عین را خواهد داشت و این نیز در حالی است که وکیل خواهان بدوی با تغافل از مراتب یادشده و بدون تبیین و تشریح و تعلیل علت هرگونه ید امانی خوانده، علی الراس و استبدائا و بر اساس مفروضات ذهنی، مراتب استرداد کالاهای ادعایی (و در وضعیت نامعین و نامشخص) را مورد درخواست قرار داده که در مجموع فاقد موقعیت قانونی بوده و تزلزل یادشده حکایت از عدم تسلط بر ساده ترین موازین قانونی، شرعی و علمی داشته است. رابعا: وکیل ت. ن. خ. در بخشی از لایحه اعتراضیه مدعی گردیده که مدافعات وی در صورت جلسه رسیدگی 7/10/92 مرجع رسیدگی نخستین درج و منعکس نگردیده که ادعای یادشده نیز فاقد ادله شرعیه یا قانونیه بوده و ملاحظه صورت جلسه مرقوم که در سه برگ تنظیم و در اوراق 40 لغایت 42 پرونده مضبوط است و جزئی ترین اظهارات طرفین نیز در آن منعکس با ادعای معنونه کاملا منافات داشته و اتفاقا سطور پایانی برگ آخر آن بدین مضمون: «... چون ایشان از طرف یکی از برادران موکل به وی معرفی شده بود لذا موکل شکایتی نکرد و سعی کرد از طریق مصالحه حل وفصل گردد ولی وقتی ایشان در اداره کار شکایت کرد موکل نیز مجبور به شکایت متقابل داشت...»; بسیار حائز اهمیت بوده و حاوی تبیین اقدام و عمل مقابله به مثل و رفتار تلافی جویانه میباشد، بناءعلی هذا و با عنایت به مراتب معنونه مشروحه مارالذکر، دادگاه تجدیدنظرخواهی بلادلیل و بلاجهت ابرازی را وارد و موجه ندانسته و صرافا از آنجا که: اولا: پیرامون خواسته شکلی (تامین خواسته) عدم پذیرش آن مستلزم رای شکلی سلبی بوده و صدور رای ماهوی سلبی و تحت عنوان «حکم به ردّ»; مطابق رویه قاطع قضایی و دکترین موثر حقوقی نبوده زیرا شان خواسته شکلی اعم از قبول یا ردّ آن، صدور رای شکلی (قرار) م. ب. ثانیا: مطابق رویه قاطع در سطح مراجع عالی قضایی و نیز دکترین موثر حقوقی، اصولا و علی القاعده حکم به ردّ دعوی فاقد معنای حقوقی بوده زیرا ردّ دعوی از شئون رای غیر ماهوی و غیر قاطع دعوی (قرار) م. ب. نه رای ماهیتی و قاطع دعوی (حکم)، بنابراین هرگاه پس از رسیدگی ماهوی، مرجع صالحه مربوطه، دعوی را غیرموجه تشخیص دهد، باید «حکم به بی حقی یا بطلان دعوی خواهان یا عدم ثبوت آن»; صادر نماید و این مهم در نظریه شماره 1441/7 مورخ 1377/04/29 اداره کل حقوقی و تدوین قوانین قوه قضائیه ملحوظ و منعکس میباشد، بنابراین و ب. ت. ب. استدلال های مرجع محترم رسیدگی نخستین (که علی رغم ادعای وکیل ت. ن. خ. و در تمامی بخش های خواسته اصدار یافته) به صورت شکلی و غیر ماهوی بوده، لذا صدور حکم به ردّ دعوی بدوی ناظر به صدور قرار ردّ دعوی بدوی بوده که قابل اصلاح به قرار خواهد بو د، لذا دادگاه بدوا و مستندا به ماده 351 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، با اصلاح عنوان رای تجدیدنظر خواسته از حکم به ردّ به قرار ردّ سپس ضمن ردّ تجدیدنظرخواهی بلاجهت و بلادلیل مطروحه و با استناد به ماده 351 قانون مرقوم و رعایت ماده 353 همان قانون، دادنامه تجدیدنظر خواسته معترض عنه را با اصلاح معموله و درنتیجه و اساس، اصلاحا تایید و استوار مینماید. رای دادگاه قطعی است.
رئیس شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه
طاهری - موحدی
موارد مرتبط 99
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
دادگاه صالح در دعوای ناشی از تعهدات شرکت در مقابل اشخاص خارج از شرکت
ماده 3 قانون وصول برخی از درامدهای دولت و مصرف ان در
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی از رای در فرض اعلام قطعیت آن
ماده 3 قانون وصول برخی از درامدهای دولت و مصرف ان در
-
رأی
هماستناد
رأی دادگاه بدوی
ماده 3 قانون وصول برخی از درامدهای دولت و مصرف ان در
-
رأی
هماستناد
اثر شرط داوری نسبت به شخص ثالث
ماده 3 قانون وصول برخی از درامدهای دولت و مصرف ان در
-
رأی
هماستناد
قابلیت مطالبه ضررناشی از، ازدست دادن فرصت
ماده 3 قانون وصول برخی از درامدهای دولت و مصرف ان در
-
رأی
هماستناد
رأی خلاصه جریان پرونده
ماده 3 قانون وصول برخی از درامدهای دولت و مصرف ان در
-
رأی
هماستناد
جعل کارت بانکی با دستگاه اسکیمر
ماده 3 قانون وصول برخی از درامدهای دولت و مصرف ان در
-
رأی
هماستناد
مصداق تغلیظ دیه
ماده 3 از قانون وصول برخی از درامدهای دولت و مصرف ان در
-
رأی
هماستناد
تعهد بیمه گر به ایفای تعهدات بدون لحاظ جنسیت و دین و به قیمت یوم الادا
ماده 3 قانون وصول برخی از درامدهای دولت و مصرف ان در
-
رأی
هماستناد
رأی خلاصه جریان پرونده
ماده 3 قانون وصول برخی از درامدهای دولت و مصرف ان در
-
رأی
هماستناد
رأی دادگاه بدوی
ماده 3 قانون وصول برخی از درامدهای دولت و مصرف ان در
-
رأی
هماستناد
عدم قابلیت استناد سازش نامه اجرانشده
ماده 3 قانون وصول برخی از درامدهای دولت و مصرف ان در
-
رأی
هماستناد
رای قاضی کمیسیون ماده واحده جنگل ها و مراتع خارج و مازاد برخواسته
ماده 3 قانون وصول برخی از درامدهای دولت و مصرف ان در
-
رأی
هماستناد
وجود رابطۀ استلزامی بین ورود به ملک غیر و تخریب آن
ماده 3 قانون وصول برخی از درامدهای دولت و مصرف ان در
-
رأی
هماستناد
دعوای مطالبه اجرت المثل اموال شرکت از سوی وراث سهامدار
ماده 3 قانون وصول برخی از درامدهای دولت و مصرف ان در
-
رأی
هماستناد
اعتبار کارشناسی مجدد برای مطالبات وصول نشده به جهت تاخیر محکوم له
ماده 3 قانون وصول برخی از درامدهای دولت و مصرف ان در
-
رأی
هماستناد
عدم تحقق جعل رایانهای با ارسال پیامک
ماده 3 قانون وصول برخی از درامدهای دولت و مصرف ان در
-
رأی
هماستناد
اصل قانونی جرم و مجازات در قوانین کیفری
ماده 3 قانون وصول برخی از درامدهای دولت و مصرف ان در
-
رأی
هماستناد
حمل مشروبات الکلی خارجی غیرعمده
ماده 3 از قانون وصول برخی از درامدهای دولت و مصرف ان در
-
رأی
هماستناد
فاقد ارزش تکراری
ماده 3 قانون وصول برخی از درامدهای دولت و مصرف ان در
-
رأی
هماستناد
از غیرتاجر دعوی ورشکستگی پذیرفته نیست
ماده 197 و 512 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
ابطال درخواست ابطال رای داوری و اجراییه به دلیل عدم تطابق با مهلت و بندهای قانونی در دادگاه.
مواد 490 و 492 و 482 و197 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت ناشی از کلاهبرداری و درخواست اعسار؛ محکومیت خوانده به پرداخت خسارت و هزینه دادرسی، بیحقی در خسارت تأخیر تادیه
ماده 197 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
اثر کارت بازرگانی بر تاجر بودن
مواد 194 و 197 از قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
تکلیف دادگاه در اعتراض به نظریه پزشکی قانونی
ماده 197 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
عدم پذیرش دعوای ورشکستگی
مواد 2 و 197 و 257 از قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
شرایط طرح دعوای اعتراض ثالث اصلی
مواد 194 و197 از قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
تمایز میان مفهوم حجر و ضعف نفس
ماده 197 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
رأی خلاصه جریان پرونده
ماده 197 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
عدم پذیرش دعوای ورشکستگی
مواد 2 و 197 و 257 از قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
اثر کارت بازرگانی بر تاجر بودن
مواد 194 و 197 از قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
شرایط دین برای صدور حکم ورشکستگی
ماده 197 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت ناشی از وجه التزام از ثالث
مواد 197و198و199 از قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
اعاده دادرسی مجدد پس از صدور حکم طبق ماده 477 قانون ایین دادرسی کیفری
ماده 197 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
شرط اعمال حق فسخ به دلیل نقض تعهدات قرادادی
ماده 197 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
صلاحبت دیوان عدالت اداری در شکایت نهادهای دولتی از آرای مراجع شبه قضایی
ماده 197 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
موضوع اعتراض ثالث اجرایی
ماده 348 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
رد تجدیدنظرخواهی به دلیل ارائه خارج از مهلت قانونی و تایید دادنامه بر اساس ماده 353 قانون آیین دادرسی مدنی
ماده 348 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
اعمال وکالت در طلاق به جهت اعتیاد زوج
مواد 2 و 348 و 358 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
تایید حکم اولیه دادگاه با رد درخواست تجدیدنظر و امکان فرجامخواهی در دیوان عالی کشور بر اساس ماده 358 قانون آیین دادرسی
ماده 348 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
نظریات مشورتی 15
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/353 مورخ 1397/03/01
ماده 3 قانون نحوه وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین قرا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/1514 مورخ 1395/06/29
ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین اند و بر
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/2595 مورخ 1395/10/12
ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین نیست و ب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/2059 مورخ 1395/08/19
ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین نیز نیست
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/5869 مورخ 1376/10/02
ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین مصوب سال
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/1583 مورخ 1395/07/05
ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین نیز نیست
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/92/2162 مورخ 1392/11/13
ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین امکان صد
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1400/1486 مورخ 1400/11/16
ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین جزای نقد
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/3284 مورخ 1395/12/17
ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین به شرحی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/893 مورخ 1396/04/24
ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین بیان گرد
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1400/1226 مورخ 1400/10/04
ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین و ضمائم
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1096 مورخ 1398/10/11
ماده 3 قانون نحوه وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین مصو
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/1110 مورخ 1396/05/16
ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/2084 مورخ 1395/08/22
ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین میباشد
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/3136 مورخ 1396/12/21
ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین نیز افزا
مواد مرتبط 4
-
اعمال
از این صفحه
ماده 197 — قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی
ماده 197 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم بر ر
-
اعمال
از این صفحه
ماده 3 — قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین (مصوب ۱۳۶۹/۰۸/۲۰)
ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین نیز در م
-
اعمال
از این صفحه
ماده 351 — قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی
ماده 351 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 348 — قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی
ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مطابقتی
دکترین 40
-
مقاله
هماستناد
ها.0.0000 لاته واه — دادگاه صادر میشود
ماده 197 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
علاوه بر این اصول دیگری نیز وجود دارد که برابر اصل ۱۶۶
ماده 197 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
علاوه بر این اصول دیگری نیز وجود دارد که برابر اصل ۱۶۶
ماده 197 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
هرگاه کسی بعنوان نمایندگی اقامه دعوی کرده از قبیل وکالت یا ولایت
ماده 197 ق.آ.د.م سال 1318
-
مقاله
هماستناد
اما به عکس در جهات مندرج در ماده ۱۹۷ قانون آئین دادرسی
ماده 197 ق.آ.د.م سال 1318
-
مقاله
هماستناد
اما به عکس در جهات مندرج در ماده ۱۹۷ قانون آئین دادرسی
ماده 197 ق.آ.د.م سال 1318
-
مقاله
هماستناد
ماده ۱۹۷ ق
ماده 197 ق.آ.د.م سال 1318
-
مقاله
هماستناد
ماده ۱۹۷ ق
ماده 197 ق.آ.د.م سال 1318
-
مقاله
هماستناد
در صورتی که دعوی مشمول مرور زمان باشد
مواد 197 و 203 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مدعی اختیار داده شد تا ضمن پاسخ به ماهیت دعوا
مواد 197 و 203 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مدعی اختیار داده شد تا ضمن پاسخ به ماهیت دعوا
مواد 197 و 203 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
رسمی ترجیح ده ای که شفتگی مغایر با — اداره ثبت احوال دامغان طی نامه ای
ماده 197 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
رسمی ترجیح ده ای که شفتگی مغایر با — شعبه اول دادگاه عمومی شهرستان دامغان نهایتاً
ماده 197 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
رسمی ترجیح ده ای که شفتگی مغایر با — شعبه اول دادگاه عمومی شهرستان دامغان نهایتاً
ماده 197 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
فقدان صلاحیت نسبی — ویژگی های یک دعوا و مختصات یک
ماده 197 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
فقدان صلاحیت نسبی — تا پیش از حکومت قانون آیین دادرسی
ماده 197 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
فقدان صلاحیت نسبی — تا پیش از حکومت قانون آیین دادرسی
ماده 197 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
ترتب طرح ایرادات شکلی بر دفاعیات ماهوی و حتی ترتب برخی از
ماده 348 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
ماده ۳۴۸ ق
ماده 348 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
ماده ۳۴۸ ق
ماده 348 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مناط زمانی تثبیت و برقراری صلاحیت — اما با تصویب قانون آیین دادرسی مدنی
ماده 348 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مناط زمانی تثبیت و برقراری صلاحیت — میکند هم شان مرجع عالی را در
ماده 348 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مناط زمانی تثبیت و برقراری صلاحیت — میکند هم شان مرجع عالی را در
ماده 348 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
۳-۳-۴- تعیین صلاحیت دادسرا به تبع صلاحیت دادگاه متبوع — طرفین را آورده و رأی خود را
بند ه ماده 348 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
۳-۳-۴- تعیین صلاحیت دادسرا به تبع صلاحیت دادگاه متبوع — افزون بر این موارد مصداق بارز این
بند ه ماده 348 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
برای مفهوم قوانین ماهوی وشکلی، رجوع کنید بهد — دکتر احمد متین دفتری آئین دادرسی مدنی
ماده 348 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
برای مفهوم قوانین ماهوی وشکلی، رجوع کنید بهد — گرفته قانونی ماهوی باشد یا شکلی
ماده 348 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
برای مفهوم قوانین ماهوی وشکلی، رجوع کنید بهد — گرفته قانونی ماهوی باشد یا شکلی
ماده 348 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مراجع قضایی استثنایی و اختصاصی — قضاوت ندارد
بند د ماده 348 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مراجع قضایی استثنایی و اختصاصی — قضاوت ندارد
بند د ماده 348 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
رد دادرس فرع بر صلاحیت او
ماده 348 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
رد دادرس فرع بر صلاحیت او — جهات رد دادرس را باید از شرایط
ماده 348 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
رد دادرس فرع بر صلاحیت او — رأی وحدت رویه شماره ۵۱۷ مورخ ۱۳۶۷/۱۱/۱۸
بند د ماده 348 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
رد دادرس فرع بر صلاحیت او — دومین مورد صلاحیت قاضی است بند د
بند د ماده 348 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
رد دادرس فرع بر صلاحیت او — دومین مورد صلاحیت قاضی است بند د
بند د ماده 348 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
این نکته که تعیین خواسته بند ۳ ماده ۵۱ ق
بند ه ماده 348 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
از بین میبرد — افزون بر این موارد مصداق بارز این
بند ه ماده 348 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
از بین میبرد — افزون بر این موارد مصداق بارز این
بند ه ماده 348 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
ج - ۲ - دفاع خوانده در مقام ایراد به صلاحیت دادگاه — آیین دادرسی مدنی — جلد ۳ (نهرینی)
بند ب ماده 348 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
ج - ۲ - دفاع خوانده در مقام ایراد به صلاحیت دادگاه — آیین دادرسی مدنی — جلد ۳ (نهرینی)
بند ب ماده 348 ق.آ.د.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
