Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید.
رأی دادگاه بدوی در خصوص اتهام آقای م.ح. با وکالت آقای م. ف. دایر به معاونت در تحریق عمدی (آتش‌سوزی عمدی) موضوع شکایت آقای ح. ق. با وکالت آقای ج.خ. دادگاه نظر به محتویات پرونده ، شکایت شاکی، تحقیقات معموله ، گزارش مرجع انتظامی ، شهادت شهود که متعاقب درخواست سرپرست دادسرای ناحیه 10 تهران در راستای کشف دلیل جدید تقاضای تجویز رسیدگی نموده است و کیفرخواست صادره از طرف دادسرای ناحیه 10 تهران و انکار بلا وجه متهم و عدم دفاع مؤثر و نیز قبول پرداخت خسارت به شاکی با اختلاف در ارقام پرداختی قرینه بر اصل دخالت صرف‌نظر از نوع آن اعم از مباشرت یا معاونت محسوب می‌شود و دادسرا هم به اقل مراتب (معاونت) اکتفا نموده است و با رد دفاعیات متهم به لحاظ گذشت زمان که نافی عملیات مجرمانه نیست با انطباق عمل مجرمانه نامبرده با ماده 675 قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) لذا محکمه با رعایت مواد 126و127 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 با لحاظ دو درجه پایین‌تر از اصل مجازات ارتکاب نامبرده را به تحمل شش ماه حبس محکوم می‌نماید.‌ رأی صادره حضوری است ظرف بیست روز قابل‌رسیدگی تجدیدنظرخواهی در مرجع محترم تجدیدنظر استان تهران است. رئیس شعبه 1167 دادگاه عمومی جزایی تهران - حسینی رأی دادگاه تجدیدنظر استان آقای م.ح. به‌موجب دادنامه 0361 -1393/5/28 صادره از شعبه 1167 دادگاه عمومی جزایی تهران به جهت معاونت در آتش زدن رستوران به تحمل شش ماه حبس تعزیری محکوم شده و آقای م.ص. به وکالت از مشارالیه نسبت به حکم صادره اعتراض نموده است و آقای ج.خ. وکیل ح. ق. از حیث اینکه اتهام نامبرده مباشرت است نه معاونت به رأی مذکور اعتراض کرده‌اند توجهاً به اینکه برادر م. ع. بنام م.ح. قبلاً به‌موجب دادنامه 1230-1389/11/20 صادره از همان محکمه با عنوان مباشرت در ارتکاب بزه آتش زدن ملک محکومیت کیفری تحصیل‌کرده و متواری است و از طرف دیگر اتهام آقای م.ح. قبلاً منجر به صدور قرار منع پیگرد شده و به قرار منع پیگرد اعتراض شده و مردود اعلام گردیده و پس از گذشت مدتی با ارائه دلایل جدید و اخذ مجوز رسیدگی مجدد با سیر مراحل قانونی پرونده حاضر مطرح و در نهایت منجر به رأی محکومیت مارالذکر شده است و دادگاه محترم در پاسخ استعلام دادگاه تجدیدنظر فقط اعلام کرده که محکمه به اقل موضوع که معاونت در آتش‌سوزی است اکتفا نموده است و عنایتاً به اینکه آقای ح. ق. در مقام درخواست تجویز رسیدگی مجدد از محکمه درواقع خواستار شده که اتهام آقای م.ح. تحت عنوان معاونت در بزه آتش زدن عمدی ملک مجدداً رسیدگی شود و در تمامی مراحل دادسرا هم این امر به این کیفیت رسیدگی شده است طرح مجدد مباشرت متهم آقای م.ح. در بزه اتفاقی با موازین قانونی مطابقتی ندارد فلذا تجدیدنظرخواهی در این زمینه را مستند به دلایل لازمه کافیه و قابل انطباق با موازین قانونی ندانسته و به استناد ماده 257 از قانون آیین دادرسی کیفری مردود اعلام می‌دارد در ثانی ن. ب. ا. همکار محترم در محکمه بدوی در رأی خویش مشخص ننموده که عمل آقای م.ح. با کدام‌یک از مصادیق معاونت مطابقت دارد؟ و اینکه در بزه معاونت وجود وحدت قصد و اقتران زمانی مطرح است این امر احراز شده است یا خیر؟در رأی خویش اشاره ننموده است تا ب. ت. ب. متواری بودن م. ع. غیابی به کیفیت مدافعات متهم و وکیلش توجه و اظهارنظر شود لذا در مورد تجدیدنظرخواهی م. ع. پرونده به مرجع محترم بدوی ارجاع می‌گردد تا برابر قانون از حیث موارد مارالذکر رفع ابهام نموده و جهت رسیدگی پرونده را به محکمه تجدیدنظر ارسال دارند. رأی صادره قطعی است. شعبه 4 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار هدایت اله جوادی - بهزاد سعادت زاده رأی دادگاه تجدیدنظر استان در خصوص اعتراض و تجدیدنظرخواهی آقای م.ح. با وکالت آقایان م.ف. و م.ص. نسبت به دادنامه شماره 93000361 مورخ 1393/05/25 صادره از سوی شعبه 1167 دادگاه عمومی جزایی تهران که به‌موجب مفاد آن ت. ن. خ. به اتهام معاونت در تحریق عمدی به تحمل شش ماه حبس تعزیری محکوم و پس از ابلاغ و در فرجه مورد تجدیدنظرخواهی واقع و پس از ارجاع و بررسی و ازآنجاکه در رأی به‌صورت کلی قید معاونت صورت گرفته و دادرس محترم دادگاه بدوی می‌بایست در رأی خود به‌صراحت معلوم می‌کردند منظورش از معاونت کدام شق از شقوق مختلف معاونت است و دلیل اثباتی علیه متهم کدام است که مراتب به دادگاه بدوی تذکر داده شده است ولی پاسخ صحیح و قانونی دریافت نشده است و معلوم نشده است که متهم ت. ن. خ. اقدام به ترغیب، تهدید، تطمیع یا تحریک نموده است یا اینکه وسیله ارتکاب بزه را تهیه‌کرده است یا وقوع جرم را تسهیل نموده است و دادرس محترم دادگاه بدوی در توضیحات اعلامی بیان نموده که بر اساس شهادت و اظهارات شهود و به شرح ص 328 پرونده که مربوط به اظهارات متهم است معاونت وی از نوع تحریک و ترغیب بوده است و در ادامه اعلام کرده است که ت. ن. خ. م.ح. اقدام به تهیه مواد منفجره نموده درحالی‌که هیچ‌گونه دلیل و بینه‌ای که این امر را ثابت نماید وجود ندارد و ازآنجاکه مباشر در جرم بنام آقای م.ر.ح. هم متواری بوده و به‌صورت غیابی محکوم‌شده است و تا زمان حضور وی و رسیدگی به اتهام وی احراز وحدت قصد و اقتران زمانی بین عمل مباشر و معاون را نمی‌توان محرز دانست علی‌هذا و من‌حیث‌المجموع وقوع بزه معنونه از ناحیه متهم ت. ن. خ. برای این دادگاه محرز و ثابت نشده و با در نظر گرفتن اصاله البرائه و اصل 37 قانون اساسی و بند الف ماده 177 و بند ب ماده 257 قانون آیین دادرسی کیفری با وارد دانستن تجدیدنظرخواهی و با اعلام نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته رأی بر برائت وی از اتهام معنونه را صادر و اعلام می‌دارد . رأی صادره قطعی است. شعبه 4 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار هدایت اله جوادی - بهزاد سعادت زاده فهرست دادگاه بدوی دادگاه تجدیدنظر استان دادگاه تجدیدنظر استان نقد رأی نحوه رسیدگی به معاونت در جرم در تاریخ 11 فروردین 1394، دادگاه بدوی متهم را به اتهام معاونت در تحریق عمدی به شش ماه حبس تعزیری محکوم کرد. شاکی با استفاده از وکیل خود شکایت را مطرح نمود و دادگاه با استناد به محتویات پرونده، انکار متهم و پذیرش پرداخت خسارت به شاکی، حکم صادر کرد. متهم به این رای اعتراض نمود و وکیل او درخواست تغییر اتهام به مباشرت را مطرح کرد. دادگاه تجدیدنظر به این اعتراض رسیدگی کرده و ب. ت. ب. عدم احراز وحدت قصد و اقتران زمانی بین عمل مباشر و معاون و همچنین عدم ارائه دلایل کافی برای اثبات اتهام، رای بدوی را نقض و متهم را از اتهام تبرئه کرد. این تصمیم بر مبنای اصول قانونی از جمله اصل 37 قانون اساسی و بندهای ماده 177 و 257 قانون آیین دادرسی کیفری اتخاذ شده و رای صادره قطعی است. تاریخ دادنامه قطعی: 1394/01/11 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: دادگاه مکلف به تصریح نوع معاونت در حکم صادره است. در خصوص اتهام آقای م.ح. با وکالت آقای م. ف. دایر به معاونت در تحریق عمدی (آتش‌سوزی عمدی) موضوع شکایت آقای ح. ق. با وکالت آقای ج.خ. دادگاه نظر به محتویات پرونده، شکایت شاکی، تحقیقات معموله، گزارش مرجع انتظامی، شهادت شهود که متعاقب درخواست سرپرست دادسرای ناحیه 10 تهران در راستای کشف دلیل جدید تقاضای تجویز رسیدگی نموده است و کیفرخواست صادره از طرف دادسرای ناحیه 10 تهران و انکار بلا وجه متهم و عدم دفاع موثر و نیز قبول پرداخت خسارت به شاکی با اختلاف در ارقام پرداختی قرینه بر اصل دخالت صرف‌نظر از نوع آن اعم از مباشرت یا معاونت محسوب می‌شود و دادسرا هم به اقل مراتب (معاونت) اکتفا نموده است و با رد دفاعیات متهم به لحاظ گذشت زمان که نافی عملیات مجرمانه نیست با انطباق عمل مجرمانه نامبرده با ماده 675 قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) لذا محکمه با رعایت مواد 126 و 127 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 با لحاظ دو درجه پآیین‌تر از اصل مجازات ارتکاب نامبرده را به تحمل شش ماه حبس محکوم می‌نماید.‌ رای صادره حضوری است ظرف بیست روز قابل‌رسیدگی تجدیدنظرخواهی در مرجع محترم تجدیدنظر استان تهران است. رئیس شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران - حسینی رای دادگاه تجدیدنظر استان آقای م.ح. به‌موجب دادنامه --- - 1393/05/28 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران به جهت معاونت در آتش زدن رستوران به تحمل شش ماه حبس تعزیری محکوم شده و آقای م.ص. به وکالت از مشارالیه نسبت به حکم صادره اعتراض نموده است و آقای ج.خ. وکیل ح. ق. از حیث اینکه اتهام نامبرده مباشرت است نه معاونت به رای مذکور اعتراض کرده‌اند توجها به اینکه برادر م. ع. ب. نام م.ح. قبلا به‌موجب دادنامه --- - 1389/11/20 صادره از همان محکمه با عنوان مباشرت در ارتکاب بزه آتش زدن ملک محکومیت کیفری تحصیل‌کرده و متواری است و از طرف دیگر اتهام آقای م.ح. قبلا منجر به صدور قرار منع پیگرد شده و به قرار منع پیگرد اعتراض شده و مردود اعلام گردیده و پس از گذشت مدتی با ارائه دلایل جدید و اخذ مجوز رسیدگی مجدد با سیر مراحل قانونی پرونده حاضر مطرح و در نهایت منجر به رای محکومیت مارالذکر شده است و دادگاه محترم در پاسخ استعلام دادگاه تجدیدنظر فقط اعلام کرده که محکمه به اقل موضوع که معاونت در آتش‌سوزی است اکتفا نموده است و عنایتا به اینکه آقای ح. ق. در مقام درخواست تجویز رسیدگی مجدد از محکمه درواقع خواستار شده که اتهام آقای م.ح. تحت عنوان معاونت در بزه آتش زدن عمدی ملک مجددا رسیدگی شود و در تمامی مراحل دادسرا هم این امر به این کیفیت رسیدگی شده است طرح مجدد مباشرت متهم آقای م.ح. در بزه اتفاقی با موازین قانونی مطابقتی ندارد فلذا تجدیدنظرخواهی در این زمینه را مستند به دلایل لازمه کافیه و قابل انطباق با موازین قانونی ندانسته و به استناد ماده 257 از قانون آیین دادرسی کیفری مردود اعلام می‌دارد در ثانی ن. ب. ا. همکار محترم در محکمه بدوی در رای خویش مشخص ننموده که عمل آقای م.ح. با کدام‌یک از مصادیق معاونت مطابقت دارد؟ و اینکه در بزه معاونت وجود وحدت قصد و اقتران زمانی مطرح است این امر احراز شده است یا خیر؟در رای خویش اشاره ننموده است تا ب. ت. ب. متواری بودن م. ع. غیابی به کیفیت مدافعات متهم و وکیلش توجه و اظهارنظر شود لذا در مورد تجدیدنظرخواهی م. ع. پرونده به مرجع محترم بدوی ارجاع می‌گردد تا برابر قانون از حیث موارد مارالذکر رفع ابهام نموده و جهت رسیدگی پرونده را به محکمه تجدیدنظر ارسال دارند. رای صادره قطعی است. شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار در خصوص اعتراض و تجدیدنظرخواهی آقای م.ح. با وکالت آقایان م.ف. و م.ص. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1393/05/25 صادره از سوی شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران که به‌موجب مفاد آن ت. ن. خ. به اتهام معاونت در تحریق عمدی به تحمل شش ماه حبس تعزیری محکوم و پس از ابلاغ و در فرجه مورد تجدیدنظرخواهی واقع و پس از ارجاع و بررسی و ازآنجاکه در رای به‌صورت کلی قید معاونت صورت گرفته و دادرس محترم دادگاه بدوی می‌بایست در رای خود به‌صراحت معلوم می‌کردند منظورش از معاونت کدام شق از شقوق مختلف معاونت است و دلیل اثباتی علیه متهم کدام است که مراتب به دادگاه بدوی تذکر داده شده است ولی پاسخ صحیح و قانونی دریافت نشده است و معلوم نشده است که متهم ت. ن. خ. اقدام به ترغیب، تهدید، تطمیع یا تحریک نموده است یا اینکه وسیله ارتکاب بزه را تهیه‌کرده است یا وقوع جرم را تسهیل نموده است و دادرس محترم دادگاه بدوی در توضیحات اعلامی بیان نموده که بر اساس شهادت و اظهارات شهود و به شرح ص 328 پرونده که مربوط به اظهارات متهم است معاونت وی از نوع تحریک و ترغیب بوده است و در ادامه اعلام کرده است که ت. ن. خ. م.ح. اقدام به تهیه مواد منفجره نموده درحالی‌که هیچ‌گونه دلیل و بینه‌ای که این امر را ثابت نماید وجود ندارد و ازآنجاکه مباشر در جرم به نام آقای م.ر.ح. هم متواری بوده و به‌صورت غیابی محکوم‌شده است و تا زمان حضور وی و رسیدگی به اتهام وی احراز وحدت قصد و اقتران زمانی بین عمل مباشر و معاون را نمی‌توان محرز دانست علی‌هذا و من‌حیث‌المجموع وقوع بزه معنونه از ناحیه متهم ت. ن. خ. برای این دادگاه محرز و ثابت نشده و با در نظر گرفتن اصاله البرائه و اصل 37 قانون اساسی و بند الف ماده 177 و بند ب ماده 257 قانون آیین دادرسی کیفری با وارد دانستن تجدیدنظرخواهی و با اعلام نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته رای بر برائت وی از اتهام معنونه را صادر و اعلام می‌دارد. رای صادره قطعی است.

موارد مرتبط 110

آرای مرتبط 40

نظریات مشورتی 33

نشست‌های قضایی 18

مواد مرتبط 3

دکترین 15

نکته‌های مرتبط 1

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین