دکترین
س تفاوت غبن فاحش و افحش
س تفاوت غبن فاحش و افحش
چکیده:
در عقد بیع، غبن فاحش خمس قیمت و بنا به فتاوی معتبر در مواردی عشر قیمت است و فراتر از این مشمول غبن افحش می شود و با شرط سقوط خیار غبن فاحش، غبن افحش ساقط نمی شود.
شماره دادنامه قطعی :
100162
تاریخ دادنامه قطعی :
1393/06/24
رأی خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 14/2/92 ع.ق. علیه ف. و پ.ط. در دادگستری شهربابک اقامه دعوی و درخواست رسیدگی و صدور حکم به فسخ معامله مورخ 9/12/90 و الزام خواندگان به حضور در دفتر اسناد رسمی و انتقال پلاک ثبتی ؟؟اصلی واقع در صحرای اجکوئیه مقوم به مبلغ پنجاه و یک میلیون ریال با احتساب خسارات قانونی را کرده و در توضیح خواسته خود اظهار داشته که پلاک ثبتی اصلی مرقوم واقع در بخش 46 یزد را به مبلغ صد و سی وپنج میلیون تومان به ف.ط. فروخته ام در حالی که قیمت واقعی آن دویست و بیست وپنج میلیون تومان بوده کمتر از بیست وچهار ساعت متوجه شدم که بیش از یک دوم ثمن معامله متضرر شده ام بلافاصله با او تماس و در حضور شهود آن را اعلام کردم ولی او فوراً ملک را بنام برادرزاده اش خوانده ردیف دوم انتقال داد درخواست جلب نظر کارشناس و فسخ معامله و الزام خوانده دوم به انتقال سند را دارد چون غبن فاحش بلکه افحش است آنچه که ساقط شده خیار غبن است و برای اثبات ادعا تصویر قرارداد عادی مورخ 9/12/90 و اظهارنامه شماره 1345 ـ 28/12/90 و نظریه کارشناسی را پیوست دادخواست خودکرده است ع.م. به وکالت از خواهان و ف.ع. و غ.ر. به وکالت از ف.ط. وارد دعوی شده اند شعبه اول دادگاه عمومی شهر بابک وقت رسیدگی تعیین و طرفین را به دادرسی دعوت کرده است و در تاریخ 29/6/91 با حضور وکلای طرفین تشکیل جلسه داده است وکیل خواهان طی لایحه ای اظهار داشته در این معامله به موکل ضرر خورده است و برخلاف قاعده لاضرر است و قیمت فروش باقیمت واقعی تفاوت فاحش دارد. موکل هنگام فروش از قیمت واقعی بی اطلاع بوده است ولی خریدار کارمند شهرداری از قیمت اطلاع داشته است و به همین خاطر اسقاط خیار غبن را در قولنامه گنجانیده است موکل به قیمت غیرواقعی قصد فروش نداشته است و اسقاط خیار غبن هم در ضررهای متعارف است نه زیان فاحش لذا درخواست رسیدگی و صدور حکم به فسخ آن می شود وکیل خوانده دفاع کرده است که قرارداد با آزادی اراده منعقد و خیارات اسقاط و حتی خیار غبن فاحش و خواهان به همه شرایط آگاه بوده است و اگر قرار باشد در هر معامله شرایط درج و به آن عمل نشود معاملات دچار تزلزل می شود نه تنها قرارداد بین طرفین قطعاً منعقدشده بلکه وکالت در انتقال هم به موکل داده است. لذا درخواست ردّ دعوی خواهان می شود. پ.ط. اظهار داشته من طرف دعوی نمی باشم معامله بین ف. و خواهان صورت گرفته است. وکالت نامه رسمی شماره 36090 ـ 9/12/90 دفتر اسناد رسمی شماره . . . شهر بابک هم پیوست پرونده گردیده و طی آن ع.ق. وکالت ضمن عقد خارج لازم و بلا عزل به ف.ط. درباره پلاک ثبتی ؟؟؟اصلی بخش 46 یزد وکالت تام الاختیار داده است دادگاه سپس ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه 100536 ـ 29/6/91 پس از نقل خلاصه ادعا و مدافعات خوانده با استدلال به اینکه طرفین کافه خیارات را در قرارداد از خود ساقط نموده اند دعوی فروشنده برای فسخ را قابل پذیرش ندانسته و مستنداً به مواد 10 ـ 183 ـ 219 ـ 220 ـ 448 ـ 457 قانون مدنی و مواد 515 ـ 198ـ 519 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به بی حقی خواهان را از حیث فسخ معامله صادر کرده است و در مورد خوانده دیگر پ.ط. با توجه به انتقال ملک به او به طور رسمی دعوی را قابل استماع ندانسته و قرار عدم استماع صادر کرده است و به همین لحاظ دعوی الزام را متوجه خوانده اول تلقی ننموده و قرار ردّ آن را صادر نموده است. پس از ابلاغ رأی و انقضاء موعد تجدیدنظرخواهی وکیل خواهان از آن فرجام خواهی کرده است. اعتراضات فرجامی وی خلاصه تکرارمطالبی است که در مرحله بدوی ایراد و در لایحه ای خود به تفصیل آورده و قبلاً درج شد و مجدداً به ضرر فاحش وارد به موکل و معامله او از روی بی اطلاعی و به بصیرت و کارشناس بودن فرجام خوانده استناد کرده است و اضافه کرده است که موکل قصد و اراده فروش ملک به قیمت غیر واقعی نداشته است بعداً متوجه غبن شده و به استناد آن اقدام به فسخ معامله کرده است اسقاط خیار غبن هم در مورد ضررهای متعارف بوده است نه غیرمتعارف در حالی که در این معامله ضرر هنگفت به وی واردشده است و قیمت واقعی ملک در زمان معامله هم توسط کارشناس تعیین و پیوست دادخواست است. لذا درخواست رسیدگی و صدور حکم شایسته کرده است. وکیل قبلی خوانده ف.ط.
لينك عضويت در بزرگترين كانال اطلاعات حقوقى و قضايى
اينستاگرام
تلگرام
تفاوتانفساخ، تفاسخ و فسخ:
1⃣انفساخ ، انحلال قهری است.بدین معنا که عقد، بدون نیاز به عمل حقوقی اضافی، خود به خود از بین می رود و حق انتخاب برای طرفین یا دادگاه باقی نمی ماند.به این معنا که عقد بدون اراده طرفین منحل می شود.قهری بودن انحلال ، منافاتی با ارادی بودن سبب آن ندارد. مثلاً ممکن است طرفین قبلاً تراضی کنند که سه ماه بعد عقد خود به خود، منفسخ شود.
2⃣انفساخ عقد را به اعتبار نقشی که اراده در آن دارد، می توان به سه گروه تقسیم کرد:
الف:انفساخی که به طور مستقیم ناشی از اراده صریح طرفین عقد است.مانند اجاره ای که پس از پایان مدت یک سال خود به خود از بین برود.
ب:انفساخی که ناشی از حکم قانونگذار است اما به گونه ای است که قانونگذار، اراده ضمنی و مفروض طرفین عقد را اجرا می کند، مثل تلف مبیع قبل از قبض موضوع <a class="artref" href="/ماده/ماده-387-a_0815110236034">ماده ۳۸۷قانون مدنی</a> که اگر مبیع قبل از قبض تلف شود، عقد فسخ می شود، این انفساخ ناشی از اراده ضمنی طرفین است که اگر مبیع از بین رفت، دیگر تعهد از بین می رود.
ج:انفساخی که ناشی از حکم قانونگذار است اما هدف آن تأمین پایگاه اراده و تراضی است.مانند انحلال همه قراردادهای جایز در صورت فوت یا حجر یکی از متعاقدین.
تفاسخ یا اقاله در اصطلاح به معنای برانداختن و برهم زدن معامله با تراضی و سازش طرفین معامله است و به جهت اینکه رضایت طرفین در آن شرط شده، از آن به تفاسخ و تقایل نیز تعبیر شده است.اقاله فقط در عقود لازم قابل اجرا است.عقد لازم عقدی لازم الاجرا است که طرفین نمی توانند به دلخواه خود آن را فسخ کنند و از بین ببرند.اقاله را برای عقد جایز نمی توان اجرا کرد. عقد جایز عقدی است که طرفین هر وقت بخواهند می توانند آن را منحل کنند.اقاله راه حلی برای انحلال ناپذیری عقود لازم است.در تعریف اقاله قانونگذار عنوان داشته است که اقاله، تراضی دو طرف عقد لازم برای انحلال آن یا برهم زدن عقد لازم با توافق طرفین است.فسخ که به آن انحلال ارادی قرارداد نیز گفته می شود، در اصطلاح حقوقی عبارت از پایان دادن حقوقی به قرارداد به وسیله یکی از دو طرف قرارداد یا شخص ثالث است.موضوع فسخ قرارداد، اختصاص به عقود لازم دارد زیرا در عقود جایز هر کدام از طرفین می تواند هر زمان که اراده کند، عقد را بر هم زند.
3⃣فسخ ، انشای یک طرفه انحلال قرارداد و تعهد است و مانند ابراء نوعی ایقاع است یعنی اینکه یک طرف به طور مستقل می تواند حق فسخ خود را اعمال کند؛ بدون اینکه نیازی به رضایت طرف دیگر باشد که به این عمل، ایقاع گفته می شود.طرفین قرارداد می توانند ضمن عقد یا خارج از آن برای یک یا هر دو طرف معامله یا شخص ثالث، حق فسخ قرار دهند.مثل اینکه شخصی اتومبیلی به دیگری بفروشد و در آن شرط شود که هر کدام از طرفین یا شخص ثالث هر وقت مایل باشند، بتوانند ظرف یک ماه آن معامله را فسخ کنند.به این حق اصطلاحاً خیار شرط گفته می شود.همان طور که در مواد ۳۹۹ و ۴۰۰ قانون مدنی به آن اشاره شده است.قانون در مواردی برای جلوگیری از ضرری که به طور ناخواسته، از قرارداد، متوجه یکی از دو طرف معامله است، به طور مستقیم به او حق می دهد که بتواند با فسخ قرارداد، از ضرر مذکور جلوگیری کند. مثل اینکه کسی خانه ای اجاره کند و پس از مدتی متوجه شود که سکونت در آن میسر نیست؛ که در اینجا به استناد مواد ۴۷۸ و ۴۷۹ قانون مدنی حق دارد عقد اجاره را فسخ کند.
#فسخ_انفساخ_تفاوت_آنها
این نکته طلایی رو هنگام امضا مبایعه نامه حتما بهش توجه کن
اگر در قسمت مبایعه نامه این جمله رو دیدی امضا نکن
اسقاط کافه خیارات خصوصا خیار غبن هر چند فاحش از طرفین بعمل امد
این جمله مبایعه نامه تمام اختیارات را از شما میگیرد
این جمله کوتاه یعنی چه ؟
"اسقاط کافه خیارات ولو خیار غبن هر چند فاحش یا افحش از طرفین بعمل آمد "
این جمله کلیدی که در اکثر قراردادهای معاملاتی میآید بدین معناست که
طرفین کلیه اختیارات فسخ قرارداد، از جمله ادعای متضرر شدن را از خود ساقط کردند و دیگر نمیتوانند تحت هیچ شرایطی ادعای فسخ کنند حتی اگر این ضرر بزرگ وقابل چشم پوشی نباشد، مثلا بگویند: این ملک را خیلی گران خریدم. یا خیلی ارزان فروختم. یا بگوید این خانه دارای عیوب و ایرادات مختلف است. یا چون بها وثمن معامله را ندادی پس قرارداد را فسخ میکنم .
#اسقاط_خیارات_غبن
به هیچ عنوان از کلمه "منفسخ" درمبایعه نامه استفاده نکنید.
با توجه به اینکه قیمت ملک رو به افزایش است این جمله را در قولنامه قید نکنید
اگرفروشنده به تعهدات خودش تا تاریخ تعیین شده درمبایعه نامه عمل نکند معامله منفسخ می گردد.
1⃣منفسخ یعنی فسخ بدون چون چرا معامله
باید نوشته شود در صورت عدم اجرای مفاد قولنامه معامله "فسخ" می گردد و درمقابل فسخ قرارداد باذکر تاریخ مبلغ قابل توجه ای در نظر گرفته شود.با توجه به اینکه احتمال افزایش قیمت ملک وجود خواهد داشت
2⃣اگرمبلغ فسخ کم باشد مجددامالک میتواند ملکش را بفروشدباقیمت بالاتر وملبغ فسخ شمارا پرداخت می کند و شما متضرر میگردید
#قرارداد_فسخ
عبارت اسقاط کافه خیارات به چه معنا است؟
این عبارت که امروزه در متن قراردادها به کرات از ان استفاده میشود و عبارتی بسیار ساده انگاشته میشود به چه معنا است؟
اصل پایبندی به مفاد یک قرارداد در قانون و حتی عرف وجود دارد و طرفین یک قرارداد موظف و مکلف به انجام تعهدات ناشی از آن قرارداد می باشند؛ اما قانونگذار در مواردی حق فسخ و ابطال قرارداد را پیش بینی نموده است که از آن جمله خیار مجلس، خیار غبن، خیار شرط، خیار عیب، خیار تدلیس و.... که توضیح و توصیف هر یک نیاز به بررسی دقیق دارد.
1⃣«اسقاط کافه خیارات» در لغت به معنای ساقط کردن کلیه اختیاراتی است که در قانون برای فسخ یک قرارداد پیش بینی شده است .
#قرارداد
#قوه_قضاییه
نمونه اظهارنامه فسخ قرارداد
#قوه_قضائیه
#قرارداد_مشارکت_در_ساخت
#اظهارنامه
#فسخ_قرارداد
اسقاط کافه خیارات به چه معناست؟؟؟
به این جمله دقت کنید : اسقاط کافه خیارات ولو خیار غبن هر چند فاحش یا افحش از طرفین بعمل آمد.
این جمله کلیدی که در اکثر قراردادهای معاملاتی می آید بدین معناست که:
طرفین کلیه اختیارات فسخ قرارداد، از جمله ادعای متضرر شدن را از خود ساقط کردند و دیگر نمی توانند تحت هیچ شرایطی ادعای فسخ کنند حتی اگر این ضرر بزرگ و قابل چشم پوشی نباشد،
مثلا بگویند: این ملک را خیلی گران خریدم. یا خیلی ارزان فروختم. یا بگوید این خانه دارای عیوب و ایرادات مختلف است. یا چون بها وثمن معامله را ندادی پس قرارداد را فسخ میکنم و...
#حقوقی
#قرارداد
ابطال به چه معناست؟
اصطلاح ابطال از نظر حقوقی به معنای باطل کردن و فسخ کردن قرارداد می باشد که بیشتر در زمینه ی معاملات و انعقاد قراردادها مطرح می شود. ابطال به شرایطی اشاره می کند که شرایط قرارداد از ابتدا صحیح است، اما در ادامه طرفین قرارداد و یا یکی از آنها قصد برهم زدن قرارداد را دارند. برهم زدن و فسخ قرارداد می تواند به دنبال حق فسخ قرارداد، حکم دادگاه و یا خیارات قانونی صورت پذیرد.
نکته ی مهمی که در رابطه با ابطال قابل ذکر است صحیح، مشروع بودن و قانونی بودن جهت معامله از ابتدای ایجاد آن است. در واقع ابطال در هر شرایطی قابل اعمال است و انتخابیست که یه دنبال اراده و قصد یکی از طرفین یا هر دو طرف معامله صورت می پذیرد. بنابراین ابطال به شرایط قهری و اجباری که موجب برهم خوردن معامله می باشد، ناظر نیست. همانطور که یک معامله به موجب قصد و اراده ی طرفین آن ایجاد می گردد، با قصد و اراده ی ثانویه ی طرفین آن نیز قابل فسخ و باطل شدن است. بنابراین یک ارزش حقوقی ایجاد شده توسط به وجود آورندگان آن قابل ساقط شدن می باشد.
بطلان به چه معناست؟
ریشه ی کلمه ی بطلان از باطل شدن می آید. از نظر مفهوم حقوقی بطلان در شرایطی مطرح می شود که معامله ای از ابتدای امر باطل و یا نامشروع است. بر اساس ماده ی ۱۹۰ قانون مدنی برای صحت تمامی معاملات منعقده میان افراد شرایط زیر در نظر گرفته شده است:
قصد طرفین و رضای آنها
اهلیت طرفین
موضوع معین که مورد معامله باشد.
مشروعیت جهت معامله
چنانچه هر یک از مورد بالا در رابطه با معامله ای لحاظ نشود و از نظر قانونی احراز نگردد، معامله ی مذکور با مشکلات حقوقی متعددی همراه می باشد که می تواند در نهایت به بطلان آن معامله منجر شود. هرگاه بطلان یک معامله و یا امر حقوقی اعلام شود به این معناست که آثار و تبعات ناشی از آن قرارداد از روز اول ایجاد آن باطل و بی اثر می باشد. به عبارت دیگر اثرات بطلان علاوه بر حال و آینده، ناظر به گذشته نیز می باشد.
متذکر می شویم که بطلان قراراداد با فسخ آن تفاوت های زیادی را داراست. یکی از مهم ترین این تفاوت ها از این امر ناشی می شود که فسخ در شرایطی امکانپذیر است که یکی از شروط و یا تعهدات مندرج در قرارداد رعایت نشود. برای مثال خودرویی با این شرط فروخته شود که بدون رنگ و تصادف است، اما خلاف آن ثابت شود. در چنین شرایطی می توان به استناد حق فسخ معامله را برهم زد. اما بطلان در شرایطی قابل طرح است که یکی از شرایط اصلی صحت معامله یا قرارداد از همان ابتدا وجود نداشته باشد. برای مثال یکی از طرفین معامله اهلیت قانونی برای انجام معامله را نداشته باشد و یا جهت معامله نامشروع باشد. مثلا خانه ای با هدف راه اندازی یک قمارخانه به اجاره برود.
۴ تفاوت مهم ابطال و بطلان در یک نگاه
آثار حقوقی ابطال ناظر به حال و آینده است و گذشته را شامل نمی شود. اما اثرات بطلان علاوه بر حال و آینده، گذشنه ی یک معامله را در بر می گیرد.
در رابطه با ابطال معامله یا قرارداد منعقده از ابتدای امر صحیح می باشد. در حالی که بطلان تنها در شرایطی مطرح می شود که معامله یا قرارداد از ابتدای امر باطل است.
ابطال موضوعیست که صرفا از طریق یکی از طرفین معامله یا هر دو طرف آن قابل اعمال می باشد. بطلان منوط به حکم قانون و دادگاه است. در صورت اعلام آن توسط دادگاه آثار آن قطعی می گردد و لازم الاجراست.
در برخی شرایط بطلان معامله موجب باطل شدن و از بین رفتن معامله نمی شود و صرفا ممکن است آن را به صورت غیرنافذ در بیاورد. در چنین شرایطی با تنفیذ معامله، آثار و تبعات حقوقی صحیح آن آغاز می گردد. در حالی که با ابطال معامله آثار و تبعات حقوقی آن برای همیشه به پایان می رسد.
#قراردادها_حقوقی_قوی
#ابطال_بطلان
اشتباهات رایج در تنظیم قراردادها
امضا نکردن تمام صفحات قرارداد
امضا نداشتن حتی یکی از صفحات قرارداد میتونه باعث خدشه دار شدن قرارداد گردد.
درج نکردن مشخصات دفترخانه
عدم تعیین دفترخانه برای تنظیم و انتقال سند رسمی ملک باعث میشه هر یک از طرفین، به همین علت، دلایل واهی برای تنظیم سند بیاورند و در روز مشخص شده در دفترخانه حاضر نگردند.
عدم تعیین مدت معین برای حق فسخ
حق فسخ ای که در قرارداد تحت شرایط قرار می دهید؛ باید مدت دار باشد در غیر این صورت هم شرط فسخ باطله و هم قرارداد و طرف مقابلتون به راحتی میتونه به همین مورد برای ابطال قرارداد استناد کنه.
تعیین وجه التزام نا متعارف
تعیین وجه التزام و خسارت یکی از مهمترین مفاد قرارداد است؛ اما زمانی که خسارت خارج از عرف و توان طرفین باشه مثلاً تعیین روزانه ۵ میلیون وجهالتزام، خارج از حد عرفی بوده و عملا این خسارت قابلیت اجرایی خودش را از دست میدهد.
عدم درج اثر انگشت
اکثرا در قراردادها میبینم که فقط امضای طرفین هست اما حتما باید اثر انگشت در کنار امضا باشد چون در موارد زیادی تشخیص اصالت امضا مشخص نیست و همین باعث دردسر میشه؛ پس صرفا به امضا اکتفا نکنید و حتما همراه با اثر انگشت زیر تمام صفحه های قرارداد رو امضا کنند.
#قرارداد
#حقوق_وکالت
#قرارداد پ_مشارکت_در_ساخت
نمونه ای از خیار شرط منعکس شده در یک سند رسمی مالکیت
در تصویر ظهر یک سند تکبرگ نمونه ای از خیار شرط درج شده است با این مضمون: «متن شرط: فروشنده حق فسخ این معامله را مادام العمر برای خود حفظ می نماید و ضمنا بین متعاملین شرط و مقرر گردید هر زمان که معامله قصد استفاده از حق فسخ را داشته باشد بدون تودیع نمودن ثمن معامله اقدام نماید.»
همانطور که ملاحظه می فرمایید مدت اعمال خیار شرط توسط فروشنده حسب توافق با خریدار، مقید به طول عمرش شده است. دیدیم در عقد بیع ممکن است شرط شود که در مدت معین برای بایع یا مشتری یا هر دو یا شخص خارجی اختیار فسخ معامله باشد. برخلاف سایر خیارات، خیار شرط، با تراضی متعاقدین به وجود آمده؛ و مبنای آن، تصمیمگیری آگاهانه طرفین است،لذا ایجاد خیار شرط، بدون تراضی طرفین، منتفی است. به موجب <a class="artref" href="/ماده/ماده-401-a_0815110236048">ماده ۴۰۱ قانون مدنی</a>: «اگر برای خیار شرط، مدت معین نشده باشد هم شرط خیار و هم بیع باطل است.»
مجهول بودن مدت خیار شرط، سبب بیاعتباری عقد و شرط میگردد. شرط نیز همانند عقد اصلی، نوعی معامله بوده؛ که موضوع آن خیار است؛ لذا معلوم نبودن مدت خیار، به دلیل فقدان یکی از شرایط اساسی صحت قراردادها، باعث بطلان شرط خیار میگردد.
دلیل وضع این ماده، جلوگیری از غرری است که در خیار شرط بدون مدت، مشهود است.هرچند مجهول بودن مدت خیار شرط، لطمه ای به معلوم بودن موضوع قرارداد وارد نمیسازد؛ اما موجب مبهم شدن قلمرو پایبندی به مفاد آن، میگردد، چرا که مشروطٌ علیه، نمیداند که تا چه حدی، باید به التزام طرف مقابل به مفاد قرارداد، اعتماد نماید، در چنین شرایطی، همه چیز به سود صاحب خیار بوده؛ و هرگاه خود را در معرض زیان، یا سود کمتر ببیند؛ میتواند عقد را فسخ کند، ابهام و غرر این گونه معاملات، بالا بوده و از ارزش مورد معامله کم نموده و باعث محدود شدن اختیار مشروطٌ علیه، در تصرف نسبت به اموال خود میگردد.
به موجب نظریه مشورتی شماره ۷۳۲۶/۷ مورخه ۱/۱۰/۱۳۸۳ اداره حقوقی قوه قضاییه، اگر ضمن عقد بیع، برای فروشنده خیار شرط تعیین گردیده باشد؛ در این صورت مشتری نمیتواند در زمان وجود خیار مزبور، نسبت به مبیع، معامله ای نماید که با حق خیار بایع در تعارض باشد و انتقال مبیع توسط خریدار در این مدت، نافی حق فسخ فروشنده اول نبوده؛ و وی پس از اعمال خیار خود، میتواند دوباره کالا را به دست آورد؛ و در صورت بقای عین، دلیلی بر رد مثل یا قیمت به وی وجود ندارد.
و اما علت قید چنین شروطی محدود کننده در سند:
طبق تبصره ٢ ماده ١۵ و ماده ١٧ «دستورالعمل نحوه صدور سند مالکیت تک برگی» در مرحله صدور سند جدید، کلیه محدودیتهای قبلی نظیر « اسناد رهنی که تا کنون فک رهن نشده و بازداشتهایی که رفع بازداشت نشده » ذیل حدود ، درج می شود . ودر کادر مختص به محدودیتها و انتقالات ، قسمتی جهت اعمال محدودیتها نظیر « بازداشت اصل و مازاد » ، « رهن » ، « اجاره» و موارد دیگر پیش بینی شده است و قسمتی جهت درج «انتقالات رسمی » در نظر گرفته شده است .
بدیهی است درج سابقه بازداشت و رفع بازداشت ملک در سند توسط واحد ثبتی و نیز درج سابقه عقود منعقده مربوط به ملک نظیر (بیع ، رهن ، اجاره بیش از سه سال) توسط دفاتر اسناد رسمی به وسیله سیستم صورت خواهد گرفت ، لکن تا تجهیز کامل واحدهای ثبتی و دفاتر تابعه به سیستم مربوط ، اقدامات مذکور به وسیله مهر با نقوش ( نمونه زیر) حسب مورد انجام گردد .
و در نهایت ضرورت دقت کارشناسان به بخش اختصاص داده شده به محدودیت ها در ظهر سند تک برگ:
کارشناسان رسمی در ارزیابی چنین املاکی باید توجه داشته باشند، فروشنده می تواند به جهت وجود شرط خیار به نفع خود در طول مدت عمرش، هر آن که بخواهد از حق فسخ خود استفاده کند و ملک خود را به دست آورد حتی اگر به دیگری واگذار شده باشد.
این اختیار مهم، برای فروشنده اول، عملا ارزش ملک را به شدت کاهش می دهد و قیدی است که مانع تصرفات در ملک توسط خریدار می شود.
پی نوشت
ارزیابی و تقویم چنین املاکی چالش های خاص خود را دارد و البته این ضرورت مهم را یادآوری می نماید که در بررسی مسائل کارشناسی تاسیس واحد پژوهش کارشناسان امری ضروری است تا با آموزش و ارایه نظریه های مشورتی رویه های مورد اطمینان را بنیان گذارد و پاسخگوی چالش های کارشناسی باشد.
#حقوق_کاربردی
#قراردادهای_مشارکت
#قرارداد_عمرانی_غیرعمرانی
حق فسخ یا شرط فاسخ در یک قرارداد،
کدام بهتر است؟
شرط فاسخ شرایطی را در نظر می گیرد که با وقوع آن، معامله خود به خود فسخ می شود و دیگر نیازی به اقدام هیچ کدام از طرفین نیست؛ مانند اینکه طرفین توافق کنند در صورت عدم نقد شدن یکی از چک های در موعد مقرر، قرار داد منفسخ است.
حق فسخ که به صورت شرط ضمن عقد در قرارداد به نفع یکی یا هر دو طرف معامله درج می شود و حق بر هم زدن معامله را برای یکی یا هر دو در نظر می گیرد، خواه ایجاد آن مشروط به واقعه خاصی باشد یا نباشد.
با توجه به توضیحات فوق، برای پیشگیری از بروز مشکلات پیش بینی نشده همواره پیشنهاد میگردد تا سرنوشت معامله را شخص کنترل نماید. یعنی بهتر است با درج حق فسخ اختیار (خیار) بر هم زدن معامله را به دست آورید تا در صورت عدم تمایل به استفاده از آن به دلایلی مانند تغییرات ناگهانی قیمت و امثال آن، قرارداد بر هم نخورد.
#حقوقی
#حق_فسخ_در_قراردادها
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
