Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

دکترین

نکتهٔ فقهی: تعریف خشونت

#خشونت #حقوق

خشونت عبارت است از اقدام علیه جسم ، جان ، شرف ، مال، حقوق فطری ، طبیعی، اجتماعی و معنوی فرد، افراد، هویت‌ها و هنجارهای اجتماعی. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): خشونت عبارت است از اقدام علیه جسم، جان، شرف، مال، حقوق فطری، طبیعی، اجتماعی و معنوی فرد، افراد، هویت‌ها و هنجارهای اجتماعی. شاخه: کیفری

بخش‌های دیگرِ همین مبحث 9

خشونت: نکته
که در زمره ستمکاران درآیید! • پس شیطان آن دو را به خطا وا داشت و از بهشتی که در آن بودند بیرون راند. گفتیم: پایین روید، برخی دشمن برخی دیگر؛ به دیگر سخن؛ منبع: بقره/سوره۲، آیه۳۵ · عهد عتیق، سفر پیدایش
خشونت: نکته
به عقیده برخی از روانکاوان، برتری‌طلبی، مهرخواهی و عزلت‌گزینی ـ که جملگی رفتارهای نابسامان و ناهنجار هستند ـ سازوکار کلی برای رفتارشناسی و طبقه‌بندی رفتاری آنان به شمار می‌رود. این دو رویداد در آیات ۲۷ سوره مائده و ۱۵ و ۱۶ سوره قصص آمده است. وضعیت خشونت‌بار اجتماعی پیش گفته، ممکن است معطوف به روابط درون گروهی و طبقات اجتماعی باشد؛ چه در روابط و تعامل درون قومی و چه در تعامل آنان با سایر اقوام و گروه‌های اجتماعی که به نوعی با آنان در تماس بوده‌اند، زیرا آنان روزی به کشتار دسته جمعی یکدیگر می‌پرداختند و روزی پیامبران‌شان را که داعیان صلح و هم زیستی مداراجویانه، ر فاه اجتماعی ، عدالت و یگانه پرستی بودند از دم تیغ می‌گذراندند و گاه از دستورات فرمانروایی که به درخواست خود آنان و گزینش و انتخاب پیامبران ایشان، تعیین شده بود سرپیچی می‌کردند. «و قال لهم نبیهم ان الله قد بعث لکم طالوت ملکا قالوا انی یکون له الملک علینا و نحن احق بالملک منه و لم یؤت سعة من المال قال ان الله اصطفیه علیکم و زاده بسطة فی العلم و الجسم و الله یؤتی ملکه من یشاء و الله واسع علیم» و گاه حتی بر سر چشمه آبی که خداوند به معجزه حضرت موسی (علیه‌السّلام) برای آنان جاری ساخته بود به نزاع و جدال پرداخته، هر قومی (فرزندان مربوط به یک برادر از دوازده برادر فرزندان یعقوب ) خواهان آبشخور جداگانه می‌گردیدند. «و اذ استسقی موسی لقومه فقلنا اضرب بعصاک الحجر فانفجرت منه اثنتا عشرة عینا قد علم کل اناس مشربهم کلوا و اشربوا من رزق الله و لاتعثوا فی الارض مفسدین؛ و (به یاد آورید) زمانی را که موسی برای قوم خویش آب طلبید، به او دستور دادیم: عصای خود را بر آن سنگ بزن! ناگاه دوازده چشمه آب از آن جوشید، آن گونه که هر یک (از طوایف دوازده گانه بنی‌اسرائیل) چشمه مخصوص خود را می‌شناختند. و گفتیم: از روزی‌های الهی بخورید و بیاشامید، و در زمین فساد نکنید.» «و اذ اخذ میثاقکم لاتسفکون دمائکم و لاتخرجون انفسکم من دیارکم ثم اقررتم و انتم تشهدون • ثم انتم هؤلاء تقتلون انفسکم و تخرجون فریقا منکم من دیارهم تظاهرون علیهم بالاثم و العدوان و ان یاتوکم اسری تفادوهم و هو محرم علیکم اخراجهم…؛ و هنگامی که از شما (بنی‌اسرائیل) پیمان گرفتیم که خون هم را نریزید و یکدیگر را از سرزمین خود، بیرون نکنید، پس شما اقرار کردید و بر این پیمان گواه بودید. • اما این شما هستید که یکدیگر را می‌کشید و جمعی از خودتان را از سرزمین‌شان بیرون می‌کنید و در این گناه و تجاوز به یکدیگر کمک می‌نمایید؛ (و اینها همه نقض پیمانی است که با خدا بسته‌اید) حال آنکه اگر بعضی از آنها به صورت اسیران نزد شما آیند فدیه می‌دهید و آنان را آزاد می‌سازید، با اینکه بیرون ساختن آنان بر شما حرام بود.» «…افکلما جائکم رسول بما لاتهوی انفسکم استکبرتم ففریقا کذبتم و فریقا تقتلون؛ چه هم اکنون در دنیای معاصر، صهیونیسم یهودی خشونت‌بارترین رفتار را نسبت به جوامع مذهبی و قومی مسلمان و عرب انجام می‌دهد. و به سوی مدین برادرشان شعیب را فرستادیم، گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستید، که جز او معبودی ندارید، دلیل روشنی از طرف پروردگارتان برای شما آمده است؛ بنابراین، حق وزن و پیمانه را ادا کنید و از اموال مردم چیزی نکاهید، و در روی زمین، پس از آنکه (در پرتو ایمان و دعوت انبیا ) اصلاح نشده است، فساد نکنید، این برای شما بهتر است، اگر با ایمان هستید • و بر سر هر راه ننشینید که (مردم با ایمان را) تهدید کنید و مؤمنان را از راه خدا باز دارید و (با القای شبهات ) آن را کج و معوج نشان دهید • و به خاطر بیاورید زمانی را که اندک بودید و او شما را فزونی داد و بنگرید سرانجام مفسدان چگونه بود • و اگر گروهی به آنچه من به آن فرستاده شده‌ام، ایمان آورده‌اند و گروهی ا یمان نیاورده‌اند، صبر کنید تا خداوند میان ما داوری کند که او بهترین داوران است • اشراف زورمند و متکبر از قوم او گفتند: ‌ای شعیب! به یقین ، تو و کسانی را که به تو ایمان آورده‌اند از شهر و دیار خود بیرون خواهیم کرد؛ مگر اینکه به آیین ما بازگردید. گفت: آیا می‌خواهید ما را باز گردانید هرچند مایل نباشیم؟!» «یا ایها الذین آمنوا لاتتخذوا عدوی و عدوکم اولیاء تلقون الیهم بالمودة و قد کفروا بما جائکم من الحق یخرجون الرسول و ایاکم ان تؤمنوا بالله ربکم…• ان یثقفوکم یکونوا لکم اعداءا و یبسطوا الیکم ایدیهم و السنتهم بالسوء و ودوا لو تکفرون؛ ‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید! شما نسبت به آنها اظهار محبت می‌کنید؛ و بسط السن (زبان گشایی) کنایه از دشنام و ناسزاگویی است». اگر حکومت به رفتار خودسرانه و غیرقانونی دست بزند و یا حکومت خودفرمان و فاقد قانون مدون وضعی و یا عرفی باشد و خشونت‌های قانونی خواهد بود؛ و (نیز به یاد آورید) آن زمان که شما را از چنگال فرعونیان رهایی بخشیدیم؛ هم ایشان که همواره شما را به بدترین صورت آزار می‌دادند: پسران شما را سر می‌بریدند و زنان شما را (برای کنیزی) زنده نگه می‌داشتند. منبع: مائده/سوره۵، آیه۲۷ · ترجمه سید حسن منصور و سید حسن حسینی کلجاهی، چاپ اول، شرکت سهامی کتابهای جیبی، تهران، ۱۳۵۵، ص۲۴۸ · ترجمه علی مرشدی راد، چاپ اول، انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی، تهران، ۱۳۷۷، ص۳۲ · بقره/سوره۲، آیه۲۴۷ · بقره/سوره۲، آیه۶۰ · بقره/سوره۲، آیه۸۴ · بقره/سوره۲، آیه۸۷ · فصل ۶، آیه۲۱ · ترجمه سید مهدی آیت اللهی، تهران، انتشارات جهان آرا، بی تا، ص۱۱۱ · اعراف/سوره۷، آیه۸۵ · ممتحنه/سوره۶۰، آیه۱ · بقره/سوره۲، آیه۴۹ · فراسوی خشونت، ترجمه محمدجعفر مصفا، چاپ اول، نشر گفتار، تهران، ۱۳۷۸، ص۹۵
خشونت: نکته
چه اینکه زور و قدرت ابزاری است که می‌توان به وسیله آن به اهداف مشروع و نامشروع، خشن و غیرخشن دست یازید. پس در حقیقت «قدرت از آن مردم است» و «بدون مردم یا گروه قدرت وجود نخواهد داشت». اگر درباره شخص یا فرد، قدرتمند به کار برده می‌شود کاربرد مجازی و استعاری است؛ زیرا آنچه در واقع در این فرق متصور است آن است که این شخص نیرومند است؛ چه این نیرو است که بر چیز منفرد و موجود یگانه دلالت می‌کند و خاصیت یک شیء و یا شخص است، نه قدرت که فرآیند جمع است. چنان که زور در اصطلاح فلسفه سیاسی بر انرژی که از جنبش‌های جسمانی یا اجتماعی حاصل می‌گردد دلالت دارد. روا و مشروع بودن این اقدامات را نمی‌شود سبب آن دانست که هویت خشن و سرکوبگرانه آن را نادیده بینگاریم. زیرا که برآیند تعریف چنین می‌شود: هرآنچه خلاف قانون است، خلاف قانون است. و یا «کاربرد نیروی فیزیکی و یا تهدید ناشی از کاربرد نیروی فیزیکی که می‌تواند لطمات جسمی، معنوی، بر شخص یا اشخاص بگذارد». از جمله اینکه: ۱. این تعریف بر پیش فرض سرشت و طبیعت پیشینی داشتن انسان استوار است. ۲. گمان نمی‌رود کسانی که از تعریف پیش گفته دفاع کرده‌اند، جسارت پذیرش این فرآیند را داشته باشند. دو. سه. واژه اقدام در این تعریف شامل اقدام فیزیکی چون قتل ، ضرب ، جرح ، غارت ، دزدی و نیز اقدام‌های معنوی مانند تهدید، توهین ، بهتان، سخریه و… می‌گردد؛ منبع: قدرت و قانون، ترجمه: عزت الله فولادوند، ۸۹ـ۷۹. به نقل: دکتر غلامحسین الهام، خشونت‌های قانونی و نظام‌های سیاسی، کتاب نقد، ش۱۴و۱۵، ص۳۳ · ترجمه مرتضی محسنی، به نقل: دکتر غلامحسین الهام، خشونت‌های قانونی و نظام‌های سیاسی، کتاب، نقد، ش۱۴و۱۵، ص۳۳ · ترجمه عزت الله فولادوند، چاپ اول، انتشارات خوارزمی، تهران، ۱۳۵۹، ص۶۳ · ترجمه عزت الله فولادوند، چاپ اول، انتشارات خوارزمی، تهران، ۱۳۵۹، ص۷۱ـ۶۴ · ترجمه عزت الله فولادوند، چاپ اول، انتشارات خوارزمی، تهران، ۱۳۵۹، ص۷۱ · عبدالرحمن عالم، بهرام، زیر نظر جمشید ممتاز، تجاوز در حقوق بین المللی، ص۴۶-۴۷ · (مورد مطالعاتی: قومیت و خشونت در ایران) فصلنامه مطالعات راهبردی، شماره پنجم و ششم، پاییز و زمستان۱۳۷۸هـ. ش به نقل: دکتر بهرام اخوان کاظمی، امام علی، عدالت و خشونت، کتاب نقد، ش۱۴و۱۵، ص۶۹ · پرسش از تکنولوژی و خشونت، ماهنامه کیان، سال هشتم، بهمن ـ اسفند، ۱۳۷۷، شماره۴۵، ص۱۲۳ · دیانت، مدارا و امنیت، ماهنامه کیان، سال هشتم، بهمن ـ اسفند۱۳۷۷، ش۴۵، ۲۰ص · خشونت، و مجازات، کتاب نقد، ش۱۴و۱۵، ص۱۲۷
خشونت: مفهوم ظلم
ظلم در کاربرد لغوی به معنای ناقص کردن حق و گذاشتن شیء در غیر موضع آن (خلاف عدل) م. ب.. ظلم گذاشتن چیزی در غیر محل آن است.». او سپس می‌افزاید: اصل ظلم، جور و تجاوز از حد است. این قانون، واژگان هم خانواده و هم مفهوم با ظلم، مانند تحدی و تجاوز را نیز در بر می‌گیرد. منبع: لسان العرب، ج۱۲، ص۳۷۶، ماده ظلم · قاموس قرآن، ج۷، ص۲۴۰ · المفردات فی غریب القرآن، ج۱، ص۳۱۵ · تفسیر مجمع البیان، ج۱، ص۱۶۶
خشونت: نکته
«اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا و ان الله علی نصرهم لقدیر • الذین اخرجوا من دیارهم بغیرحق الا ان یقولوا ربنا الله…؛ کیست ستمکارتر از آن کس که از بردن نام خدا در مساجد او جلوگیری کرده و تلاش در جهت ویرانی آنها نمود؟! چه آنکه مدارا یعنی: «عدم مداخله و ممانعت یا اجازه دادن از روی قصد و آگاهی به اعمال یا عقایدی که مورد پذیرش و پسند شخص نباشد. ۲. انسان‌هایی که اهل مدارا، ملایمت، لطف و نرمی درکردار و رفتار نباشند خشن به شمار می‌آیند. این تقابل در کاربردهای قرآنی نیز دیده می‌شود. در آیه ۱۵۹ سوره آل عمران آمده است: «فبما رحمة من الله لنت لهم و لوکنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک…؛ به ( برکت ) رحمت الهی در بر آنان (مردم) نرم و مهربان شدی؛ و جزاؤ سیئة سیئة مثلها فمن عفا و اصلح فاجره علی الله انه لایحب الظالمین؛ منبع: تفسیر مجمع البیان، ج۷، ص۱۵۶ · حج/سوره۲۲، آیه۳۹ · ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۳۸۳ · بقره/سوره۲، آیه۱۱۴ · آل عمران/سوره۳، آیه۱۵۹ · شوری/سوره۴۲، آیه۳۷
خشونت: فراخنای مفهومی ظلم
چه اینکه در جملگی این عرصه‌ها انسان ستمگر و خشونت‌پیشه، حقوق فطری، نیازهای اصلی و اساسی را که ریشه در زیرین‌ترین لایه‌های وجود او دارند، زیر پا می‌نهد و راه رشد، حرکت آزاد، تکاملی و بالنده را بر خود می‌بندد؛ پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار گردان. دگرگونی در آفرینش الهی نیست. هر زاده‌ای بر سرشت توحید زاده است، پس والدین وی، او را یهودی، نصرانی یا مجوسی گردانند.». ۲. ۳. و پیامبرشان به آنها گفت: خداوند طالوت را برای زمامداری شما مبعوث (و انتخاب ) کرده است. گفتند: چگونه او بر ما حکومت کند، با اینکه ما از او شایسته تریم و او ثروت زیادی ندارد؟! گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشیده است، خداوند ملکش را به هر کس بخواهد می‌بخشد و احسان خداوند وسیع است و (از لیاقت افراد برای منصب‌ها) آگاه است. منبع: روم/سوره۳۰، آیه۳۰ · غوالی اللئالی، ج۱، ص۳۵ · فراسوی خشونت، ص ۹۵ · ترجمه تفسیر المیزان، ج۷، ص۲۰۰
خشونت: نکته
کسی که خدا کشتنش را حرام کرده است مکشید؛ من بر تو دست نگشایم که تو را بکشم، من ازخداوند که پروردگار جهانیان است می‌ترسم • می‌خواهم که هم گناه مرا به گردن بگیری و هم گناه خود را تا از دوزخیان گردی که این است پاداش ستمکاران.» در این آیه مبارکه نیز خشونت‌گری منتهی به قتل، ستمگری و قاتل خشونت‌گر، ستمکار توصیف شده و کیفریکسان اخروی برای آن دو (قاتل ـ ظالم) پیش بینی شده است. ۸.۱. ۳ - قتل مرد فرعونی در داستان حضرت موسی (علیه‌السّلام) بدان گونه که در سوره قصص آمده است؛ به هنگام منازعه و درگیری یکی از پیروان موسی با فردی از مخالفان وی، موسی به طرفداری از پیرو خویش دخالت کرده و با ضربت مشتی مرد فرعونی را از پا در آورد. اما بی درنگ از این عمل خویش ابزار پشیمانی کرد و ارتکاب قتل را ظلم و ستم بر خویشتن نامید: «قال رب انی ظلمت نفسی فاغفر لی…؛ گفت: ‌ای پروردگار من، من به خود ستم کردم. مرا بیامرز! ۸.۱. ۴ - خود محدود سازی گروهی از مسلمانان صدر اسلام به انگیزه خداخواهی، معنویت گرایی و پرهیز از دنیا برخی از خوردنی‌ها و پوشیدنی‌های لذیذ و زینتی را بر خود ناروا می‌شمردند و از تمتع جنسی از همسران‌شان دوری می‌کردند، در پی آن، آیه زیر نازل گردید: «یا ایها الذین آمنو لاتحرموا طیبات ما احل الله لکم و لاتعتدوا ان الله لایحب المعتدین؛ با آمدن دین اسلام، مقررات و قوانین ویژه‌ای در این باره تشریع و پس از تشکیل حکومت نبوی در مدینه و سایر نقاط که در قلمرو حکومت اسلامی قرار گرفت به اجرا درآمد. در آیه ۲۳۰ از تضییع حقوق زن مطلقه‌ای سخن می‌گوید که شوهرش در آخرین فرصت‌های سرآمدن عده به زن خود رجوع می‌کند و طلاق را بر هم می‌زند؛ اینها حدود (قوانین) الهی است، از آن تجاوز مکنید. ‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید، تقوای الهی پیشه کنید و آنچه از (مطالبات) ربا باقی مانده است رها کنید اگر ایمان دارید • و اگر توبه کنید سرمایه‌های شما از آن شما است (اصل سرمایه بدون سود) نه ستم می‌کنید و نه ستم بر شما وارد می‌شود.» عمل رباخواری که گویی برای شفاف نمایاندن و ترسیم هر چه گویاتر زشتی و خشونت‌باری آن به مثابه جنگ با خدا توصیف شده است، عملکرد ظالمانه و ستمگرانه نیز به شمار می‌آید، چه خداوند فرموده است اگر رباخوار از کرده خود پشیمان گردد و از رباخواری دست بردارد، نه بر او و نه بر ربا دهنده ستم نخواهد شد، مفهوم این بیان این است که در صورت استمرار این برنامه، رباخوار، هم زمان عمل خشونت‌بار جنگ با خدا را که ستمکاری نیز م. ب. مرتکب می‌گردد. ‌ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند؛ چه طبع هر انسانی از دریدن و خوردن گوشت انسان مرده انزجار و نفرت دارد: «…ولایغتب بعضکم بعضا ایحب احدکم ان یاکل لحم اخیه میتا فکرهتموه…؛ و هیچ یک از شما دیگری را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! به یقین همه شما از این امر کراهت دارید.» در روایتی از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) سیمای ملکوتی و معنوی (واقعی) خشونت‌های گفتاری پیش گفته، بدین گونه ترسیم شده است: «آن گاه که مرا به معراج بردند به مردمانی گذشتم که چنگال‌هایی مسین داشتند و با آن چهره‌ها و سینه هاشان را چاک می‌زدند، از جبرئیل پرسیدم: اینها کیانند؟ گفت: اینها کسانی هستند که گوشت مردم را می‌خوردند و آبرو و حیثیت مردم را خدشه دار می‌ساختند». خداوند دوست ندارد کسی با سخنان خود، بدی‌های دیگران را اظهار کند؛ آرایه‌ای که خدای انسان نیز بدان آراسته است. از جمله در سوره مبارکه قصص که در آیات نخستین آن، شیوه حکومت فرعونی چنین توصیف شده است: «ان فرعون علا فی الارض و جعل اهلها شیعا یستضعف طائفة منهم یذبح ابنائهم و یستحیی نسائهم انه کان من المفسدین؛ فرعون در آن سرزمین برتری جست و مردمش را فرقه فرقه ساخت. فرقه‌ای را زبون می‌داشت و پسران شان را می‌کشت و زنان شان را زنده می‌گذاشت؛ که او از تبهکاران بود.» در آیه ۲۱ همین سوره به نقل از موسی (علیه‌السّلام) چنین شیوه حکومتی و عملکرد خشن و مستبدانه را ظلم و ستم، و فرعون و دستگاه وی را ستمکاران (خشونت‌گران) معرفی می‌کند: «فخرج منها خائفا یترقب قال رب نجنی من القوم الظالمین؛ ترسان و نگران از شهر بیرون شد، گفت: ‌ای پروردگار من، مرا از ستمکاران رهایی بخش! » چنان که بار دیگر درهمین سوره به حکایت از حضرت شعیب (علیه‌السّلام) حکومت فرعونی و شیوه جبارانه و خشن او را ستمکاری و دستگاه او را ستمکاران می‌نامد: «قال لاتخف نجوت من القوم الظالمین؛ گفت: مترس، که از مردم ستمکار نجات یافته‌ای.» در آیات ۳۸ تا ۴۰ همین سوره، داعیه خداوندگاری فرعون بر رعیت و مردم، استبداد ، استکبار و ستمکاری وی یاد شده و فرورفتن فرعون با خیل و حشم و لشکریانش در اعماق رود نیل ، نمونه‌ای از پایان شوم و عبرت آموز تمامی حاکمیت‌های خشونت‌گر و خودکامه دانسته شده است: «و قال فرعون یا ایها الملا ما علمت لکم من اله غیری… و استکبر هو و جنوده فی الارض بغیر الحق… فاخذناه و جنوده فنبذناهم فی الیم فانظر کیف کان عاقبة الظالمین؛ فرعون گفت: ‌ای جمعیت اشراف! من خدایی جز خودم برای شما سراغ ندارم … و سرانجام فرعون و لشکریانش به ناحق در زمین استکبار کردند… ما نیز او و لشکریانش را گرفتیم و به دریا افکندیم، اکنون بنگر پایان کار ظالمان چگونه بود.» ۸.۴. ۲ - سلب حقوق و آواره‌گی چنان که در سوره انفال ، حکومت فرعون و حاکمیت‌های همانند آن را که تبعیض، سلب آزادی‌های سیاسی اجتماعی، حقوق شهروندی و نادیده انگاشتن حقوق انسانی ، حقوق و مقررات الهی، شیوه و سیاست اصلی حکومت آنان بوده است و با مردم چونان بندگان و بردگان رفتار کرده و از هیچ گونه برخورد خشن و غیرانسانی چون نسل کشی و برده‌گیری ابا نمی‌ورزیده‌اند، در یک قاعده و حکم کلی، حکومت‌های جور و ستمکار معرفی می‌کند: «کداب آل فرعون و الذین من قبلهم کذبوا بآیات ربهم فاهلکناهم بذنوبهم و اغرقنا آل فرعون و کل کانوا ظالمین؛ شبیه آل فرعون و کسانی که پیش از آنها بودند، آیات پروردگارشان را تکذیب کردند، ما هم به علت گناهان شان آنها را هلاک کردیم و خاندان فرعون را غرق کردیم و همه آنها ظالم و ستمگر بودند.» آواره کردن گروهی مردمان یک سرزمین از زادبوم و سرزمین آبایی و اجدادی شان، چه به وسیله حکومت‌ها و چه گروه‌های قومی، زبانی، مذهبی دیگر، بی گمان رفتار خشونت‌آمیز به شمار می‌رود. منبع: اسراء/سوره۱۷، آیه۳۳ · مائده/سوره۵، آیه۲۸ · قصص/سوره۲۸، آیه۱۶ · روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، ج۴، ص۹ · مائده/سوره۵، آیه۸۷ · بقره/سوره۲، آیه۲۳۰ · بقره/سوره۲، آیه۲۲۹ · بقره/سوره۲، آیه۲۷۸ · مائده/سوره۵، آیه۳۹ · حجرات/سوره۴۹، آیه۱۱ · حجرات/سوره۴۹، آیه۱۲ · الجامع لاحکام القرآن، ج۱۶، ص۳۳۶ · الجامع لاحکام القرآن، ج۱۶، ص۳۳۵ · التفسیر الکبیر، ج۲۸، ص۱۱۰ · نساء/سوره۴، آیه۱۴۸ · قصص/سوره۲۸، آیه۴ · قصص/سوره۲۸، آیه۲۱ · قصص/سوره۲۸، آیه۲۵ · قصص/سوره۲۸، آیه۳۸ · انفال/سوره۸، آیه۵۴
نکتهٔ فقهی: معیار بازشناسی خشونت از غیر خشونت
عدالت و ستم برروی هم معیار بازشناسی خشونت از غیر خشونت است، به این معنی که هر رفتار، گفتار و عملکردی که در قلمرو مفهومی ظلم و ستم قرار گیرد، عمل خشونت‌بار است، چنان که تمامی آن دسته از گفتارها و رفتارها و باورهایی که در چار چوب مفهومی عدالت بگنجد، خشونت به حساب نمی‌آید، هر چند که با شدت عمل، زجر و رنج همراه باشد. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): هر رفتار، گفتار و عملکردی که در قلمرو مفهومی ظلم و ستم قرار گیرد، عمل خشونت‌بار است و هر آنچه در چارچوب مفهومی عدالت بگنجد، خشونت به حساب نمی‌آید، حتی اگر با شدت عمل، زجر و رنج همراه باشد. شاخه: اصول فقه (روش استنباط)
نکتهٔ فقهی: عوامل خشونت
از سوی دیگر، تمامی زمینه‌ها و عواملی که در تعامل و روابط انسانها با خود، دیگران، روابط دولت ، ملت و یا روابط بین المللی باعث رویکرد و رفتار ستمگرانه و ظالمانه می‌شود، همان زمینه‌ها و عوامل، اسباب رویکرد به خشونت نیز هستند. — برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): تمامی زمینه‌ها و عواملی که در تعامل و روابط انسان‌ها با خود، دیگران، روابط دولت، ملت و یا روابط بین‌المللی باعث رویکرد و رفتار ستمگرانه و ظالمانه می‌شود، همان زمینه‌ها و عوامل، اسباب رویکرد به خشونت نیز هستند. شاخه: اصول فقه (روش استنباط)

موارد مرتبط

برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین