Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

این دو اصطلاح در حقوق ماگاه به جای هم به کار می رود و سبب اختلاط و آشفتگی در ذهن می شود اماره، معادل واژه (Presomption) در زبان فرانسه است و بر مبنای غلبه و احتمال راهی با واسطه به واقع دارد و به همین اعتبار در زمره دلیل های اثبات است. در اماره قانونی قانونگذار حکم غالب و ظاهر را با وضع قاعده گسترش می دهد؛ چندان که همه مصداقهای مشابه را در برگیرد و به بیان دیگر رویداد غالب را کاشف از حقیقت تلقی می کند. در اماره ها مقصود وضع ثابت حقوقی نیست؛ هدف این است که در مقام اثبات رویدادی را کاشف از واقع قرار دهد و مدعی را از اثبات امری که موافق با آن است معاف کند. به همین جهت هرگاه به دلیلی ثابت شود که موضوع دعوا تابع قانون غالب نیست اماره اعتبار خود را از دست می دهد. وانگهی چهره کاشف بودن اماره ایجاب می کند که خلاف آن را بتوان اثبات کرد، یعنی اماره تاب مقاومت در برابر دلیل را ندارد. به عنوان مثال اگر گفته می شود که اقرار اماره بر واقع یا همراه چنین اماره ای است، بدین معنی است که، چون انسان متعارف به دروغ به زبان خود سخنی نمیگوید، قانونگذار از این حکم غالب به تأسیس قاعده ای پرداخته است که چنین خلاصه میشود: اقرار کاشف از واقع است، مگر این که خلاف آن اثبات شود ماده ۱۳۲۳ ق.م.). ولی فرض حقوقی که معادل واژه (Fiction) در زبان فرانسه است، در واقع نوعی مجاز و استعاره حقوقی است که به منظور انحراف یا تعدیل قاعده ماهوی جعل می شود و ممکن است هیچ راهی به واقع نداشته و حتی مخالف آن باشد. به بیان دیگر فرض حقوقی حکمی است تعدی که خلاف آن را نمی توان ثابت کرد، چرا که کاشف از واقع نیست. بدین ترتیب، اگر سید حسن موسوی بجنوردی، القواعد الفقهیة، ج ۳، ص ۳۷: وجود هذا القسم من الاقرار علی النفس اتفاقاً، صارسبباً لان یکون من الامارات الطنیة القویه، ولذلک العقلاء بنا علی حجینه؛ همچنین رک ص ۴۲: اتفاق العقلاء علی ان اقرار العاقل علی نفسه امارة علی ثبوت ما أقربه من حیث انه علی نفسه لا بقول مطلق. همان کتاب ص ۴۴ - ۴۸. ناصر کاتوزیان اعتبار امر قضاوت شده ش ۱۰. دلالت اقرار به وجود حق فرض قانونی باشد، حکمی است تعبدی که از حدیث نبوی اقرار العقلاء علی انفسهم جایز گرفته شده و حکم <a class="artref" href="/ماده/ماده-1259-a_0815110236921">ماده ۱۲۵۹ ق.م</a> که اقرار را اخبار به حق می داند باید رعایت کرد و نمی توان ثابت کرد که اقراری اخبار به ناحق است همچنان که اگر گفته می شود، فرزند خوانده از جهت حضانت و ولایت در حکم فرزند طبیعی است (ماده ۱۱ قانون حمایت از کودکان بی سرپرست دیگر اثبات بیگانه بودن کودک هیچ فایده ای در اسقاط تکلیف حضانت از او ندارد، زیرا حکم تعبدی و ماهوی است و به بیان دیگر کاشف از حقیقت نیست؛ حقیقت قانونی است. با این مقدمه پرسشی که عنوان شده، قابل طرح است که آیا حکم اقرار اماره بر وجود واقع حق به سود دیگری است با فرض قانونی؟ فایده عملی جستجوی پاسخ مناسب در این است که گذشته از امکان اثبات خلاف هرگاه اعتبار اقرار به لحاظ دلالت آن بر واقع باشد، باید به همه آثار و لوازم آن پای بند بود، در حالی که حکم تعبدی و مجازی تنها در مورد نص قابل اجرا است و شامل لوازم دور و نزدیک آن نیست. به عنوان مثال هرگاه به این نتیجه رسیدیم که حکم ماده ۱۲۵۹ نوعی فرض حقوقی است و قانونگذار اقرار خوانده دعوا را در حکم واقع می داند این اقرار تنها در زمینه ای اعتبار دارد که به سود دیگری و زبان مقر باشد و تغییری در واقع محفوظ نمی دهد تا چهره موافق آن نیز به سود مقر قابل استناد باشد به عنوان مثال اگر کسی اقرار به نسب دیگری کند مقوله فرزند او به حساب می آید و از او ارث می برد، ولی مقر از آن فرزند ارث نمی برد. چرا که از لوازم نفوذ اقرار و به سود او است. اما اگر اقرار اماره و کاشف از واقع باشد، باید به لوازم آن نیز پایبند بود و رابطه پدر و فرزندی را واقعیت کشف شده تلقی کرد. همچنین اگر مردی به همسری با زنی اعتراف کند، باید نفقه او را بپردازد و زن از او ارث می برد؛ ولی این اقرار برای زن الزامی به وجود نمی آورد. ۲ پاره ای از فقیهان در عین حال که اقرار را اماره نامیده اند ثبوت مفاد اقرار را واقعی نشمرده اند و می گویند، ثبوت موضوع اقرار تعبدی و به لحاظ آثاری است که بر جای می نهد. پس، ممکن است این تعبد تنها نسبت به بعضی آثار باشد؛ چنان که ثبوت موضوع اقرار به لحاظ آثاری است که به زبان او به وجود می آید. به بیان دیگر نفوذ اقرار مفید به آثار مضر است نه همه آثار و لوازم ۱ رک ناصر کا توزیان، خانواده، ج ۲، ش ۵۴۴ میرزا حسن بجنوردی القواعد الفقهیة، ج ۳، ص ۴۲. آن هر چند که به سود او باشد. این گفته با اماره بودن اقرار منافات دارد، زیرا اماره به امری گفته می شود که در نظر شارع کاشف از واقع باشد و حکم غالبی را گسترش دهد. پس حکم ثبوت اقرار نمی تواند تعبدی و تنها مستند به اراده قانونگذار باشد و جهت معقول و متعارفی در آن منظور نشود؛ چنان که در اثبات اعتبار اقرار نیز گذشته از قرآن و حدیث گفته شده است که هیچ عاقلی به زبان خود سخن نمی گوید. بیگمان، در هر اماره قانونی رنگی از تعبد هم وجود دارد، زیرا قانونگذار است که حکم غالب را به صورت قاعده عام در می آورد و از آن اماره قانونی می سازد. ولی این اندازه از تعبد کافی نیست که آن را فرض حقوقی یا قانونی بنامیم در عین حال، چون گسترش حکم غلبه و تأسیس اماره قانونی با قانونگذار است، می تواند آن را اختصاص به پاره ای از آثار دهد و به نظر می رسد که مقصود از تعبدی بودن ثبوت اقرار به لحاظ آثار آن اشاره به همین نکته باشد و دو وصف متضاد از جهتی قابل جمع شود.

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1

موارد مرتبط 38

آرای مرتبط 2

مواد مرتبط 1

دکترین 35

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین