دکترین
اگر جهت اعاده دادرسی مغایرت دو حکم باشد
اگر جهت اعاده دادرسی مغایرت دو حکم باشد، دادگاه پس از قبول اعاده دادرسی حکم دوم را نقض و حکم اول به قوت خود باقی خواهد بود. به عنوان اصحاب دعوی دخالت نداشته باشد و به سبب حکم نیز به حقوق ایشان خلی وارد شده باشد. ب. ت. ب. دو شرط فوق الذکر متقاضی می تواند دادخواست اعتراض ثالث حکمی را مطرح نماید. به عنوان مثال، علی دادخواست تحویل مبیع (یک باب منزل مسکونی) به طرفیت اکبر را مطرح می نماید و قاضی دادگاه بعد از تشکیل جلسه دادرسی و احراز رابطه قراردادی بین علی و اکبر حکم به محکومیت اکبر نسبت به تحویل یک باب منزل مسکونی به نفع علی را صادر و اعلام می نماید و بعد از صدور حکم، علی درخواست اجراییه را تقدیم شعبه صادر کننده رای می نماید و هنگام اجرای حکم مامور اجرا ملاحظه می نماید که بهنام در ملک ساکن م.
ب. حال بهنام ب. ت. ب. اینکه در دادرسی که بین اکبر و علی رخ داده است حضور نداشته و این رای نیز که به نفع علی صادر شده است به حقوق ایشان خلل وارد کرده است، به طرفیت علی و اکبر مطرح نماید؛ در خصوص اعتراض ثالث حکمی، متفرعاتی وجود دارد که به شرح ذیل به این مباحث اشاره میشود.
از جهات یاد شده باشد، مجاز به ورود به اعاده دادرسی و صدور رأی نیست. دادخواست اعتراض ثالث و ورود ثالث در اعاده دادرسی امکان پذیر نمی باشد، چرا که ماده اعاده دادرسی نسبت به آن مطرح شده است، مبادرت به صدور حکم نماید، سوالی که مطرح می شود این است که اگر شخص مجدداً دادخواست اعاده دادرسی را مطرح نماید، چنین دادخواستی قابل پذیرش م. ب. یا خیر؟ در این خصوص بیان میدارد نسبت به حکمی که پس از اعاده دادرسی صادر می گردد دیگر اعاده دادرسی از همان جهت پذیرفته نخواهد شد، بنابراین قاضی دادگاه می بایست دقت نماید اگر جهتی که به استناد آن دادخواست اعاده دادرسی مطرح شده است قبلاً مورد رسیدگی قرار گرفته باشد به استناد میبایست قرار رد اعاده دادرسی صادر نماید.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
