دکترین
بند دوم از ۱۳۱۲ تا ۱۳۷۳
۳۹۵. حدود شصت سال بعد در حقیقت همان سازماندهی آزموده شده و ناموفق سالهای پیش از ۱۳۱۲ خورشیدی باز هم آزموده شد. در هر حوزه قضایی برای اجرای احکام مدنی دواحد اجرا پیش بینی گردید و عملاً اجرای آرای دادگاه ها از دادگاه ها شعب) گرفته شد و دوباره به واحدهای متمرکز اجرای احکام واگذار شد و پیامدهای نا مطلوب آن گریبان گیر مردم و دستگاه قضایی کشورمان گردید. در حقیقت به موجب ماده ۱۰ قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب ۱۳۷۳ در هر حوزه قضایی واحد اجرا تشکیل و معاون رئیس حوزه قضایی، رئیس واحد اجرای احکام و ابلاغ گردید (ماده ۲۶ .
ا. ق.ت.د.ع. ا، مصوب ۱۳۷۳) و چون صدور اجراییه با دادگاه نخستین بود (است) دفتر دادگاه نخستین پس از لازم الاجرا شدن حکم به دستور دادگاه اجراییه را تنظیم و پس از امضای رئیس دادگاه یا عضو علی البدل و ابلاغ آن را برای اجرا به واحد اجرای احکام حوزه قضایی می فرستاد. پس از ابلاغ اجراییه و مراجعه محکوم له به واحد متمرکز اجرای احکام قاضی اجرای احکام که در همان قانون پیش بینی شده بود امر اجرا را به یکی از دادورزان مأموران اجرا واگذار می نمود.
چنانچه در جریان عملیات اجرایی اشکالی پیش می آمد که از نظر قاضی اجرای احکام نیاز به تصمیم دادگاه داشت پرونده اجرایی به دادگاه فرستاده میشد و گاه بی آنکه تصمیمی گرفته شود پرونده برای اقدام شایسته دوباره به واحد متمرکز اجرای احکام برگردانده می شد. گاه برای تصمیم گیری نسبت به موضوعی میان قاضی اجرای احکام معاون قضایی حوزه قضایی و دادگاهی که حکم تحت نظر آن اجرا می گردید اختلاف نظر به وجود می آمد و حل این اختلاف مدتها به در ازا میکشید و تا حل اختلاف و تصمیم گیری، جریان اجرا عملاً متوقف می گردید.
نابه سامانی های دیگری نیز به وجود آمد که تا سال ۱۳۸۷ ادامه داشت و بنابراین حدود چهارده سال زمان لازم بود - البته زیانبار برای دستگاه قضایی و قضاوت شوندگان - تا خطای آن آزمون آزموده شده، مفهوم گردیده پذیرفته و چاره سازی شود.
۳۹۶. در حقیقت اگرچه ماده ۱۰ ق.ت.د.ع.
۱. در ۱۳۸۱/۷/۲۸ اصلاح گردید و اگرچه برای هر حوزه قضایی از جمله به تعداد لازم واحد اجرای احکام پیش بینی شد اما تعداد اعضای هر واحد شیوه انتخاب و شرایط آن چارچوب صلاحیت و اختیار هر واحد، نحوه اقدامات و تصمیم گیری ها و ... به آیین نامه ای واگذار شد که باید به پیشنهاد و تهیه وزیر دادگستری به تصویب رئیس قوه قضاییه می رسید تبصره ماده ۱۰ ق.ت.د.ع. .. این آیین نامه در تاریخ ۱۳۸۱/۱۱/۹ تصویب و در ماده ۳۴ آن، تصریح گردید که هر حوزه قضایی شهرستان از جمله دارای واحد اجرای احکام مدنی است که به تعداد لازم مدیر اجراء دادورز و... خواهد داشت اما به موجب همان ماده ریاست واحد اجرای احکام مدنی به عهده رئیس حوزه قضایی یا معاون وی قرار گرفت. تشکیلات اجرایی مدنی تا سال ۱۳۸۷ به همان ترتیبی بود که گفته شد.
موارد مرتبط 19
آرای مرتبط 2
-
رأی
هماستناد
رأی وحدت رویه شماره 694 دیوان عالی کشور در خصوص صلاحیت دادگاه رسیدگی کننده نسبت به اعتراض دستور ضبط وثیقه یا وجه الکفاله توسط دادستان
با اصلاحات و الحاقات بعدی
قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب 1381/7/28 و ماده 10
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره ۶۹۴ دیوان عالی کشور در خصوص صلاحیت دادگاه رسیدگی کننده نسبت به اعتراض دستور ضبط وثیقه یا وجه الکفاله توسط دادستان
قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب 1381/7/28 و ماده 10
نظریات مشورتی 2
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/83/6240 مورخ 1383/08/18 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص مسئولیت یکی از دادرسان علی البدل حوزه قضایی بخش در سمت های مختلف در پروندهای متعدد، با وجود حضور رئیس دادگاه
قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب و مواد 10
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/8085 مورخ 1383/10/27 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 10 آیین نامه اصلاحی قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب 1381 از تاریخ
مواد مرتبط 1
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 10 — قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب
ماده 10 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب 1373 در هر حوزه قضایی
دکترین 14
-
مقاله
هماستناد
الف - محکوم علیه یا نماینده قانونی وی — آیین دادرسی مدنی — جلد ۱ (نهرینی)
ماده 10 آیین نامه اصلاحی قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 1381/11/9
-
مقاله
هماستناد
الف - محکوم علیه یا نماینده قانونی وی — آیین دادرسی مدنی — جلد ۱ (نهرینی)
ماده 10 آیین نامه اصلاحی قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 1381/11/9
-
مقاله
هماستناد
الف - محکوم علیه یا نماینده قانونی وی — آیین دادرسی مدنی — جلد ۱ (نهرینی)
ماده 10 آیین نامه اصلاحی قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 1381/11/9
-
مقاله
هماستناد
الف - محکوم علیه یا نماینده قانونی وی — آیین دادرسی مدنی — جلد ۱ (نهرینی)
ماده 10 آیین نامه اصلاحی قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 1381/11/9:
-
مقاله
هماستناد
الف - محکوم علیه یا نماینده قانونی وی — آیین دادرسی مدنی — جلد ۱ (نهرینی)
ماده 10 آیین نامه اصلاحی قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 1381/11/9:
-
مقاله
هماستناد
اعتراض به حکم غیابی
ماده 10 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 1374 نیز حق اعتراض برای
-
مقاله
هماستناد
رسیدگی غیابی در امور مدنی ایران (قواعد فقه): در امور مدنى
ماده 10 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 1374 نیز حق اعتراض برای
-
مقاله
هماستناد
دادرسی غیابی (قواعد فقه): طرح اعتراض شخص غایب
ماده 10 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 1374 نیز حق اعتراض برای
-
مقاله
هماستناد
رسیدگی غیابی در حقوق ایران (قواعد فقه): در امور مدنى
ماده 10 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 1374 نیز حق اعتراض برای
-
مقاله
هماستناد
ماده هشتادوسه قانون اصول تشکیلات دادگستری عدلیه مقرر میداشت
ماده 10 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب 1373 در هر حوزه قضایی
-
مقاله
هماستناد
بند دوم از ۱۳۱۲ تا ۱۳۷۳ — حدود شصت سال بعد در حقیقت همان
ماده 10 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب 1373 در هر حوزه قضایی
-
مقاله
هماستناد
صلاحیت رسیدگی به مناقشه های مدنی
قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب و ماده 10
-
مقاله
هماستناد
صلاحیت رسیدگی به مناقشه های مدنی — یکی از اصول مهم حاکم بر منازعات
قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب و ماده 10
-
مقاله
هماستناد
صلاحیت رسیدگی به مناقشه های مدنی — یکی از اصول مهم حاکم بر منازعات
قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب و ماده 10
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
