دکترین
بیع شرط: شرط اجاره در بیع شرط
در این حالت، بیع شرط عقد اصلی است و ضمن آن شرط میشود که خریدار، مبیع را برای مدت معینی به فروشنده اجاره دهد. در نتیجه، مالکیت عین به موجب بیع شرط به خریدار منتقل میشود، اما منافع مال به موجب عقد اجاره در اختیار فروشنده قرار میگیرد و فروشنده میتواند با وجود انتقال مالکیت عین، در مدت مقرر از مال استفاده کند. برای صحت این ترتیب، مدت شرط و مدت اجاره باید معین باشد. همچنین مدت اجاره اصولاً باید مساوی یا کوتاهتر از مدت خیار فروشنده باشد؛ زیرا خریدار در مدتی که حق فسخ برای فروشنده وجود دارد، نمیتواند منافع مبیع را به نحوی واگذار کند که اعمال خیار و بازگشت مبیع به فروشنده با مانع مواجه شود.
بر همین مبنا، اجاره دادن مبیع برای مدتی بیش از مدت خیار میتواند از مصادیق تصرف منافی با حق فروشنده باشد، مگر آنکه در قرارداد ترتیبی برای حفظ حق فسخ فروشنده پیشبینی شده باشد. در تحلیل این نوع قرارداد، قصد واقعی طرفین نیز اهمیت دارد. در برخی موارد ممکن است بیع شرط و اجاره در ظاهر منعقد شوند، در حالی که هدف اصلی طرفین دریافت و پرداخت وجه و تحصیل سود باشد. در صورتی که احراز شود طرفین قصد واقعی انعقاد بیع را نداشتهاند، قرارداد بر مبنای قصد واقعی آنان ارزیابی میشود. همچنین اگر ثمن بیع و اجارهبها به گونهای تعیین شوند که اجارهبها در عمل بر پایه سود ثابت مبلغ پرداختشده محاسبه شود، مشروعیت قرارداد از جهت احتمال ربا میتواند محل بحث قرار گیرد.
منبع: «بیع شرط و عقد اجاره»، sanad.iau.ir
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
