دکترین
بیع (فقه): آثار بیع
نخستین اثر بیع، تبدیل در مالکیت است. به نحوی که میتوانند بر اساس قاعدۀ تسلیط ، هرگونه تصرفی در آنها داشته باشند. از جملۀ این تصرفها، انتقال ب. غ. یا معاوضه و فروش آنهاست؛ حتی اگر قبض و اقباض یا تسلیم مبیع به خریدار صورت نگرفته باشد. قبض استیلای مشتری بر مبیع به گونهای است که هرگونه مانع تصرف از میان برداشته شود. اقباض یا تسلیم نیز همان است که بایع، مبیع را به تصرف مشتری درآورد، به نحوی که بتوانند در آن همهگونه تصرف و انتفاع داشته باشد.
تسلیم زمانی تام و تمام است که در زمان و مکان مقرر در عقد، و مطابق شرایط از پیش تعیین شده باشد. بر پایۀ قاعدۀ فقهی مشهور «اِذا تَلِفَ المبیعُ قبلَ قَبضِهِ فَهو مِن مالِ بائِهِه»، چنانچه مبیع پیش از تسلیم به مشتری و بیآنکه بایع نسبت به آن تقصیر کرده باشد، تلف گردد، بیع منفسخ میشود. در این حالت، فروشنده ملزم است که ثمن را به مشتری بازگرداند، مگر آنکه تلف حاصل از فعل مشتری باشد که در این صورت، خللی به بیع واقع شده، وارد نمیآید و بایع متعهد به استرداد ثمن نخواهد بود.
اثر دیگر عقد بیع، تعهداتی است که برای هریک از طرفین در ضمانت جنس مورد معامله و بهای آن ایجاد میگردد. در صورتی که به فساد بیع جاهل باشد، بایع باید از عهدۀ خسارتهایی که از این ناحیه به مشتری وارد آمده است، برآید. در صورتی که ثمن نیز مال غیر بوده، همین قاعده حاکم است. تعهد بایع بر ارائۀ مبیع بنابر شرطهای مورد توافق، و تعهد مشتری بر تادیۀ ثمن، یکی دیگر از آثار بیع است. به واسطۀ آن، هر یک از بایع و مشتری میتوانند یکدیگر را به ایفای تعهد بر اساس آنچه که در ضمن عقد مقرر شده است، وادار نمایند.
بر پایۀ قاعدۀ فقهی «المؤمنون عند شروطهم» و وجوب وفا به شرط، متبایعین میتوانند در ضمن عقد بیع هر شرطی را مقرر کنند؛ مگر آنکه با عقل یا شرع مخالف باشد. در آن صورت، شرط فاسد است؛ ولی به عقد خللی وارد نمیآید. شرط خلاف مقتضای عقد و نیز شرطی که منجر به جهل در عوضین گردد، افزون بر اینکه فاسد است و لازم الوفاء نخواهد بود، موجب بطلان عقد بیع نیز میشود. افزون بر شرایطی که متبایعین خود میتوانند ضمن عقد تعیین کنند، برخی شرایط دیگر نیز در فقه اسلامی مقرر شده است که به اقتضای آن، هریک از متبایعین از حق فسخ معامله برخوردار میشود.
از این شرایط به « خیارات » تعبیر شده است. اینگونه خیارات هنگامی از میان خواهند رفت که طرفین در ضمن عقد بیع خود را از آن محروم کنند. در صورتی که حق خیار برای کسی در میان نباشد، عقد بیع، لازم خواهد بود. لزوم عقد بیع که برخاسته از قاعدۀ « اصالة اللزوم » در عقود است. بدین معناست که متبایعین بدون دلیل نمیتوانند آن را برهم زنند؛ مگر آنکه هر دو طرف با رضایت بگذرند و به اصطلاح، بیع را « اقاله » کنند. در شمار خیارات میان فقیهان اختلاف است. در متون فقهی اهل سنت گاه تا ۱۷، و در کتابهای فقیهان امامیه نیز ۱۴ نوع خیار یاد شده است. مهمترین انواع خیارات ۱۰ قسم هستند که قانون مدنی به آن پرداخته است. خیار چون حق مالی است، پس از فوت به وراث منتقل میشود.
منبع: الخلاف، ج۳، ص۱۵۴، به کوشش علی خراسانی و دیگران، قم، ۱۴۱۵ق · القواعد الفقهیة، ج۳، ص۲۴۷ بب، به کوشش مهدی مهریزی و محمدحسن درایتی، قم، ۱۴۱۹ق · القواعد الفقهیة، ج۵، ص۱۹۵بب، به کوشش مهدی مهریزی و محمدحسن درایتی، قم، ۱۴۱۹ق · الفقه الاسلامی و ادلته، ج۴، ص۳۱۰۴، دمشق، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م · اللمعة الدمشقیة، ج۱، ص۱۰۸، به کوشش علی کورانی، قم، ۱۴۱۱ق · قانون مدنی، مادۀ ۳۹۶-۴۵۷ · المقنعة، ج۱، ص۵۹۲، قم، ۱۴۱۰ق
موارد مرتبط 21
آرای مرتبط 16
-
رأی
هماستناد
نحوه تعیین اجرت المثل تصرف مازاد بر مدت اجاره
قانون مدنی و مواد 396
-
رأی
هماستناد
توافق بعد از انفساخ قرارداد
مواد 396، 402 و 395 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
شماره 9000 /5874 / 110 – 20 /4 / 140 1
مواد 396، 416، 417 و 418 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
رأی وحدت رویه شماره 821 هیأت عمومی دیوان عالی کشور درخصوص حق فسخ معامله با وجود شرط اسقاط خیارات با اصلاحات و الحاقات بعدی
مواد 396، 416، 417 و 418 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تفاوت غبن فاحش و افحش
ماده 396 قانون مدنی دادنامه ی صادره به علت نقص رسیدگی نقض و رسیدگی بعدی با
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای بازداشت بودن ملک مورد معامله
ماده 396 از قانون مدنی می باشد که در مانحن فیه صرف بازداشت بودن پلاک و یا عدم
-
رأی
هماستناد
ضمان معاوضی در عقد بیع
ماده 396 قانون مدنی به بعد معامله بین طرفین فسخ گردیده است یا آنکه با تراض
-
رأی
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 821 مورخ 1401/02/20 هیات عمومی دیوان عالی کشور | شرط سقوط خیار غبن و تأثیر آن بر مراتب افحش غبن در قراردادها
مواد 396، 416، 417 و 418 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای بازداشت بودن ملک مورد معامله
ماده 396 از قانون مدنی می باشد که در مانحن فیه صرف بازداشت بودن پلاک و یا عد
-
رأی
هماستناد
تفاوت غبن فاحش و افحش
ماده 396 قانون مدنی دادنامه ی صادره به علت نقص رسیدگی نقض و رسیدگی بعدی با
-
رأی
هماستناد
توافق بعد از انفساخ قرارداد
مواد 396 و 402 و395 قانون مدنی حکم به اعلان فسخ مبایعه نامه شماره 017736 مورخ 26/6/91
-
رأی
هماستناد
تقسیم بندی خیار غبن به فاحش و افحش
مواد396و416قانون مدنی که درمقام شناسائی خیارات وتعریف وشرایط خیارغبن میباشدت
-
رأی
هماستناد
حق مشروط له در صورت تحقق تخلف از شرط فعل
ماده 396 قانون مدنی که خیار حقی است
-
رأی
هماستناد
ضمان معاوضی در عقد بیع
ماده 396 قانون مدنی به بعد معامله بین طرفین فسخ گردیده است یا آنکه با تراض
-
رأی
هماستناد
درخواست طلاق زوجه به دلیل ناباروری زوج
قانون مدنی و ماده 396
-
رأی
هماستناد
تقسیم بندی خیار غبن به فاحش و افحش
مواد 396، 416 و 448 قانون مدنی
مواد مرتبط 1
-
استناد
از این صفحه
ماده 396 — قانون مدنی
قانون مدنی، ماده 396
دکترین 4
-
مقاله
هماستناد
تفسیر تحلیلی مبانی فسخ قرارداد — فرق بین فسخ با منفسخ عبارت است
مواد 396 تا 457 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تفسیر تحلیلی مبانی فسخ قرارداد — رک مواد ۳۹۶ تا ۴۵۷ ق
مواد 396 تا 457 ق.م
-
مقاله
هماستناد
واکاوی اعمال خیارات ماده 396 قانون مدنی در قراردادهای هوشمند
ماده 396 قانون مدنی در قراردادهای هوشمند نویسندگان: امیررضا محمودی مریم بح
-
مقاله
هماستناد
خیار مجلس در قراردادهای الکترونیکی (مقاله علمی وزارت علوم)
ماده 396 ق.م به نحو خاص خیاراتی را برای حفظ حقوق طرفین معامله پذیرفته اس
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
