دکترین
بیماری: آثار بیماری
بیماری به لحاظ ایجاد ضعف و ناتوانی جسمانی و- در مواردی- عقلانی در بیمار ، در تغییر احکام به لحاظ تغییر موضوع آن، آثاری در پی دارد که بدان اشاره میشود. ۴.
۱ - رفع تکلیف تکالیف زیر از بیمار ساقط است: نماز جمعه ؛ جهاد ، در صورت عجز از جنگیدن ؛ روزۀ ماه رمضان از بیماری که روزه برای او ضرر دارد چه آنکه «از شرایط صحیح بودن روزه آن است که بیماری یا چشمدردی نداشته باشد که روزه برایش ضرر دارد، بهطوری که باعث این شود که مرض شدید شود، یا بهبودش طولانی شود و یا درد آن بیشتر گردد، چه یقین کند که روزه ضرر دارد و چه احتمال ضرری بدهد که باعث خوف ضرر گردد. و خوف از پیدایش مرض و ضرر بهواسطه آن، اگر منشا آن عقلایی و مورد اعتنای عقلا باشد ملحق به موردی است که روزه برای مرض موجود ضرر دارد، بنابراین اگر با وجود چنین خوفی روزه بگیرد، صحیح نیست و روزه نگرفتن جایز، بلکه واجب است.» و حج ؛ چه آنکه وجوب آن مشروط به استطاعت بدنی است و با فقدان سلامت جسمانی جهت رفتن به مکّه و انجام دادن مناسک ، شخص، مستطیع شمرده نمیشود و حج از او ساقط میگردد. البتّه در اینکه بر چنین شخصی نایب گرفتن واجب است یا نه، اختلاف است؛ لیکن اگر حج بر او مستقر شده باشد در صورت یأس از بهبود، گرفتن نایب به اتفاق آرا واجب خواهد بود. ورود به مکّه باید با احرام باشد. چند گروه، از جمله بیماران از این امر مستثنا هستند. ۴.
۲ - تبدیل تکلیف بیماری در مواردی سبب انتقال تکلیف به بدل آن میشود، مانند موردی که استعمال آب برای شخصی به جهت بیماری ضرر داشته باشد. در این صورت وظیفۀ مکلّف برای نماز ، تیمّم بدل از وضو یا غسل خواهد بود. همچنین کسی که بر اثر بیماری، ناتوان از ایستادن است، نشسته و در صورت ناتوانی از آن، خوابیده نماز میخواند. ۴.
۳ - حجر بیماری از اسباب حجر شمرده شده است. بنابر قول جمعی از فقها، انسان در بیماری منجرّ به مرگ، نمیتواند در افزون بر یک سوم از اموال خود تصرّف کند، بدینصورت که پیش از مرگ خود، آن را رایگان و بلا عوض به دیگری بدهد، مانند آنکه ببخشد یا ضمانت بلاعوض نماید. ۴.۳.
۱ - ملاک در بیماری موجب حجر در اینکه چه نوع بیماریای موجب حجر میشود و ملاک آن چیست، اختلاف است. برخی گفتهاند: ملاک، آن نوع بیماریای است که از نظر عرف بیماری مرگ بر آن صادق باشد. برخی دیگر گفتهاند: مراد هر نوع بیماری است که منجرّ به مرگ گردد و گروه سوم، ملاک را بیماری خطرناکی دانستهاند که غالبا سبب مرگ میگردد. بیماریهای دراز مدت که چندین سال طول میکشد و نیز بیماریهایی که در نظر عرف به منزلۀ عدم بیماری است، ملاک نخواهد بود. ۴.
۴ - تأخیر حد اجرای حدّ تازیانه بر بیمار تا زمان بهبود وی به تأخیر میافتد و چنانچه مصلحت در تعجیل اجرای حد باشد با دستهای از گیاه - که مشتمل بر عدد تازیانه باشد- حد جاری میگردد.
منبع: جواهر الکلام، ج۱۱، ص۲۶۱ · جواهر الکلام، ج۲۱، ص۱۹ · جواهر الکلام، ج۱۶، ص۳۴۵ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۲، تحریرالوسیلة، ج۱، ص۳۰۹، کتاب الصوم، القول فی شرائط صحة الصوم و وجوبه، مسالة۱، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۹ ه ش · جواهر الکلام، ج۱۷، ص۲۸۱-۲۸۲ · ریاض المسائل، ج۶، ص۳۴۹ · الإقتصاد، ص۲۵۱ · المقنعة، ص۲۱۵ · جواهر الکلام، ج۲۶، ص۴ · جواهر الکلام، ج۲۶، ص۶۳-۶۴ · مسالک الافهام، ج۴، ص۲۱۰ · جواهر الکلام، ج۲۶، ص۷۴ · جواهر الکلام، ج۴۱، ص۳۳۹-۳۴۰
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
