دکترین
تجسس: حکم تجسس
۷.
۱ - حکم تجسس در امر به معروف و نهی از منکر تجسس حتی برای اجرای فریضه امر به معروف و نهی ازمنکر هم ممنوع است. جلوگیری از وقوع آشکار منکرات یکی از وظایف نظام اسلامی است و در صدر اسلام چه بسا خود حاکمان این مهم را انجام می دادند. بعدها منصبی خاص با عنوان حسبه پدید آمد و متصدی آن ( محتسب ) موظف شد که با تظاهر «به ترک معروف » یا «انجام منکر » مقابله کند. به نوشته غزالی ، محتسب باید از منکر آشکار که نیاز به تجسس ندارد، جلوگیری کند. بر این اساس، محتسب یا ناهی از منکر مجاز نیست که در امور پنهانی مردم تجسس و اسرار مخفی آنان را افشا کند. بسیاری از مؤلفانی که به شرایط حسبه توجه داشتهاند، بر این نکته تصریح کرده و به حدیث مشهور نبوی استناد نمودهاند؛طبق آن حدیث ، اگر کسی مرتکب کاری منکر شود و کار خود را آشکار کند حد ّ بر او جاری خواهد شد. ۷.
۲ - سیره صحابه سیره صحابیان بزرگ هم آن بوده که تنها در صورت بروز و آشکار شدن منکر، گناهکار را مجازات می کردند و برای کشف منکر تجسس نمی نمودند. ۷.
۳ - نهی حاکمان اسلامی از تجسس حاکم اسلامی نه تنها از تفتیش بدون دلیل نهی شده، بلکه بر پایه گمان و تردید هم نمی تواند به تفحص و تجسس بپردازد. بنا بر حدیثی از پیامبر اکرم، این امر موجب فاسد شدن مردم می شود. ۷.
۴ - نهی امیر المومنین از تجسس در عهد نامه مالک اشتر امیر مؤمنان علیه السلام در عهد نامه مالک اشتر به وی توصیه فرمود که در عیوب مردم که بر وی پوشیده است، کنجکاوی نکند و تا حد ممکن خطا بخش و جرم پوش باشد. ۷.
۵ - حکم فقهای اهل سنت در باره تجسس فقهای اهل سنت ، بجز احمدبن حنبل به موجب برخی اقوال وی، تجسس از منکرات مخفی را جایز ندانسته ولی تصریح کردهاند که اگر حاکم از راه خبر ثقه یا راهی دیگر مطلع شود که عدم تجسس ممکن است موجب هتک حرمت گردد، می تواند تجسس کند. ۷.
۶ - اعتراض به تجسسهای عمر بن خطاب در منابع حدیثی اهل سنت مواردی از تفتیشهای عمربن خطاب از منازل مردم نقل شده که اعتراض صاحبان خانهها وی را از ادامه آن کار باز داشته است. در حدیث ، کسی که به رغم خواست افراد به گفتگوی آنان گوش دهد نکوهش شده و جزایش در روز قیامت ، ریختن سرب گداخته در گوش وی ذکر گردیده است. ۷.
۸ - ممنوعیت تجسس در قانون اساسی در اصل ۲۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز انواع تجسس، از جمله ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی و استراق سمع ، ممنوع شده است. ۷.
۹ - تجویز تجسس در مواد خاص هر چند در زمینه اسرار شخصی و مسائل خانوادگی اصل بر حرمت تجسس است، هنگامی که پای مصالح اجتماعی و حفظ امنیت جامعه به میان می آید، از تجسس و تفتیش گزیری نیست، زیرا دولت اسلامی ناگزیر باید از وضع دشمنان خارجی و فعالیتهای آنان و نیز فعالیتهای معارضان داخلی اطلاعات کافی کسب کند و بعلاوه، بر فعالیتهای کارگزاران و کارمندان خود نظارت نماید و از نیازها و مشکلات توده مردم نیز آگاه باشد. بدین ترتیب، در مواردی تجسس جایز و حتی واجب می شود، بدین قرار: مراقبت از تحرکات نظامی دشمنان بیگانه ، مراقبت از فعالیتهای مخالفان و معاندان داخلی و جاسوسان ، نظارت بر کارگزاران حکومت و نحوه عملکرد آنان و آگاه شدن از نیازها و مشکلات و شکایتهای مردم. ۷.۹.
۱ - مستندات فقها در موارد جواز یا وجوب تجسس فقیهانی که به فقه سیاسی اسلام پرداختهاند، برای جواز یا وجوب تجسس در این موارد، به آیات و احادیث و بویژه به سیره پیامبر اکرم و حضرت علی استناد کردهاند. از آنجا که حفظ نظام جامعه اسلامی در برابر تهدیدات نظامی دشمنان از مهمترین مصالح به شمار می رود، در جواز و ضرورت تجسس از نقشهها و تواناییهای بیگانگان تردید نشده است. ۷.۹.
۳ - توصیه پیامبر به فرماندهان نظامی بنا بر روایات، آن حضرت به فرماندهان نظامی توصیه میکردند که ابتدا جاسوسان ( عیون ) را گسیل کنند. این نکته در سیره امیرمؤمنان نیز گزارش شده است. همچنین فرستادن جاسوسان به هنگام جنگ از شیوه های آن حضرت بوده است. ۷.۹.
۴ - تجسس در غیر موارد جنگ ضرورت شناسایی دشمنان اختصاص به زمان جنگ ندارد، بلکه با استناد به آیات و احادیث در زمان صلح نیز این تجسس مطلوب و حتی ضروری است. ۷.۹.
۵ - تجسس در باره مخالفان نظام اسلامی از موارد مهم جواز یا لزوم تجسس، گردآوردن اطلاعات کافی در باره مخالفان نظام اسلامی، از قبیل منافقان و جاسوسان و گروههای مخفی ، است تا از نظام در برابر آنان محافظت شود. ۷.۹.
۷ - امر خضرت علی در عهد نامه حذیفه بن یمان در پارهای موارد امیرالمؤمنین به کارگزارانش امر کرده است که در مورد اشخاص منافق و مشکوک ، شدت عمل داشته باشند، از جمله در عهدنامه حذیفه بن یمان حاکم مداین . بنا بر متون اسلامی ، با کسانی که در جامعه اسلامی به سود بیگانگان جاسوسی می کنند، باید با شدت رفتار شود. ۷.۹.
۸ - برخورد امام حسن با جاسوسان معاویه برای نمونه، معاویه بعد از شهادت حضرت علی ، دو نفر را به جاسوسی در کوفه و بصره گماشت ؛ امام حسن از ماجرا آگاه شد و بی درنگ فرمان داد هر دو را دستگیر و اعدام کنند، سپس به معاویه نامه نوشت و او را به سبب کار زشت گماشتن جاسوس نکوهید. ۷.۹.
۹ - شکسته شدن پیمان ذمه با جاسوسی کردن کافر ذمی از دیدگاه فقهی، اگر کافر ذمی برای دشمن جاسوسی کند، پیمان ذمه شکسته می شود ، حتی بسیاری از فقها چنین جاسوسی را مستحق کیفر اعدام دانستهاند ، اما برخی شافعیان بر آناند که پیمان ذمه با جاسوسی کردن کافر ذمی نقض نمی شود ۷.
۱۰ - تجسس در باره مسئولان حکومتی از مهمترین وظایف حکومت ، اطلاع یافتن از کارکرد مسئولان و کارگزاران حکومتی و نظارت بر آنان است تا درباره انجام یافتن وظایف واگذار شده اطمینان حاصل شود، از ظلم و فساد اداری پیشگیری گردد و عدالت اجتماعی تحقق یابد. بنا بر حدیثی از امام رضا علیه السلام، پیامبر اکرم هنگامی که لشکری گسیل می داشت، همراه فرمانده افراد مطمئنی میفرستاد تا در کارهای او تجسس کنند. ۷.
۱۱ - فرمان حضرت علی به تجسس درباره مسئولان امیرمؤمنان نیز در عهدنامه مالک اشتر به وی فرمان داد که کارهای کارگزارانش را پیگیری کند و بازرسانی صادق و وفادار برای نظارت بر آنان بگمارد. همچنین به کعب بن مالک ، یکی از کارگزارانش، فرمود که به نظارت و بازرسی عملکرد مسئولان شهرها و قرای عراق بپردازد. از تعبیر « بلغنی » در نامه امیرمؤمنان به عثمان بن حنیف بر می آید که در بصره بازرس و گزارشگری از جانب آن حضرت مستقر بوده است. ۷.
۱۲ - تجسس برای گزینش مسئولان حکومتی گزینش مسئولان و کارگزاران حکومتی نیز نیازمند شناخت دقیق آنان، از نظر تعهد و ایمان و مسئولیت پذیری و تخصص ، است و به دست آوردن این شناخت، به بررسی و تجسس نیاز دارد. در نامه حضرت علی علیه السلام به مالک اشتر ، شرایط انتخاب عاملان و مقامات حکومتی ذکر شده است.حاکم اسلامی برای انجام دادن وظایف خود باید از افکار و آرا و نیازها و درخواستها و شکایتهای مردم آگاه باشد و این آگاهی مستلزم نوعی تجسس از جانب حاکم نسبت به امور مذکور است. علاوه بر آنکه مصالح نظام اسلامی اینگونه تجسس را اقتضا می کند، احادیث و سیره نبوی و علوی نیز بر آن تأکید دارد. ۷.
۱۳ - اشخاصی به عنوان نقیب واسطه میان مردم ومسئولان در صدر اسلام اشخاصی به عنوان « نقیب » و « عریف » واسطه میان دستگاه حاکم و مردم بودند. به گزارش برخی منابع، پیامبر را دوازده نقیب از مردم مدینه ، که خود برگزیده بود، از امور مردم آگاه میکردند. از آن حضرت این حدیث نقل شده است که «نیاز کسی را که نمی تواند نیازش را به من برساند، به من برسانید». همچنین گزارش شده است که ایشان از حال یاران خود جویا میشدند و از مردم در باره امورشان پرسش می کردند. امیرمؤمنان علیه السلام در عهدنامه مالک اشتر از وی خواست که جویای حال کسانی باشد که به وی دسترسی ندارند.
منبع: حسینعلی منتظری، دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیة ج۲، ص۵۳۹ ـ ۵۴۵ · بقره/سوره ۲، آیه۱۸۹ · نور/سوره۲۴، آیه۲۷ · مسلم بن حجاج، الجامع الصحیح ج۶، ص۱۸۰ـ۱۸۱ · علی بن محمد ماوردی، الاحکام السلطانیة و الولایات الدینیة ص۴۱۳ · محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدین ج۳، ص۲۸ · مالک بن انس، الموطا ج۲، ص۸۲۵ · سلیمان بن اشعث ابوداود، سنن ابوداوود ج۴، ص۲۷۲ـ۲۷۳ · سلیمان بن اشعث ابوداود، سنن ابوداوود ج۴، ص۲۷۲ · علی بن ابی طالب (علیه السلام ) امام اول، نهج البلاغة نامه ۵۳ · حر عاملی ج۲۸، ص۵۷ · محمد رواس قلعه جی، الموسوعة الفقهیة المیسرةج۱۰، ص۱۶۲ · علی بن محمد ماوردی، الاحکام السلطانیة و الولایات الدینیة ص۴۰۶ · عبد علی بن جمعه حویزی، کتاب تفسیر نورالثقلین ج۵، ص۹۳ · حسینعلی منتظری، دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیة ج۲، ص۵۴۶ـ۵۵۰ · انفال/سوره۸، آیه۶۰ · محمد بن عمر واقدی، کتاب المغازی للواقدی ج۱، ص۱۹ · ابن هشام، السیرة النبویة ج۲، ص۲۶۷ـ ۲۶۸ · محمد عبد الحی بن عبد الکبیر کتانی، نظام الحکومة ج۱، ص۳۶۰ـ۳۶۱ · محمد بن عمر واقدی، کتاب المغازی للواقدی ج۱، ص۲۰۶ · ابن سعد، طبقات کبری ج۲، ص۲۵ · محمد بن عمر واقدی، کتاب المغازی للواقدی ج۲، ص۴۶۰ · محمد بن عمر واقدی، کتاب المغازی للواقدی ج۱، ص۴۰۴ · طبرسی، جوامع الجامع ذیل آیه ۱۶_۲۰سوره فتح · محمد بن عمر واقدی، کتاب المغازی للواقدی ج۳، ص۸۹۳ · محمد عبد الحی بن عبد الکبیر کتانی، نظام الحکومة ج۱، ص۳۶۱ـ۳۶۳ · عبد علی بن جمعه حویزی، کتاب تفسیر نورالثقلین ج۵، ص۶۵۲ · ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة نامه ۳۳ · نعمان بن محمد قاضی نعمان، دعائم الاسلام و ذکر الحلال و الحرام ج۱، ص۳۶۹ · نساء/سوره ۴، آیه۱۰۲ · ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة نامه ۵۳ · منافقون/سوره۶۳، آیه۴ · سوره منافقون ذیل آیه ۶، ۱۱ · ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات ج۱، ص۳۳۲ـ ۳۳۸ · محمد باقر محمودی، نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغة ج۴، ص۲۴ · ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات ج۱، ص۲۰۸ · محمد بن مسعود عیاشی، کتاب التفسیر ج۲، ص۹۹ · جعفر سبحانی، مفاهیم القرآن ج۲، ص۵۵۶ · ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین ص۳۳ · جعفر بن حسن محقق حلی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام ج۱، ص۳۲۹ · محمد بن عبدالله خرشی، حاشیة الخرشی علی مختصر خلیل ج۴، ص۲۸ · محمد رواس قلعه جی، الموسوعة الفقهیة المیسرة ج۱۰، ص۱۶۶ · عبدالله بن جعفر حمیری، قرب الاسناد ص۳۴۲ · ابو یوسف قاضی، کتاب الخراج ص۱۱۸ · ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة نامه ۳ · جعفر سبحانی، مفاهیم القرآن ج۲، ص۵۴۴ · الصحاح، إسماعیل بن حماد الجوهری ذیل «نقب » و «عرف » · ابن هشام، السیرة النبویة ج۲، ص۸۵ · ابن بابویه عیون اخبار الرضا ج۱، ص۳۱۷ · نهج البلاغة نامه ۵۳
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
