دکترین
تجلی: معنای سلوکی تجلی
تجلی در این معنی، منشأ احوال و مقامات عرفانی است و اصولاً سلوک که آغاز آن ارادت (مرید شدن) است، از تجلی ارادت حق نشئت میگیرد و درد طلب در مرید بیدار میشود. نهایت سلوک نیز که فنا و بقاست، به تجلی ذاتی ختم میگردد. به نظر عرفا، زهد و ریاضت و حتی سماع سالک برای تجلی است و کوشش و تحقیق (تکلف سالک برای دریافت حقیقت ) با تجلی به ثمر میرسد. ۲.
۱ - ارتباط تجلی با اصطلاحات صوفیه تا تجلی نباشد، انس و تعلق به دنیا از دل زدوده نمیشود. حصول معرفت و کشف اسرار و حتی رسیدن به مقام نبوت و ولایت ، همه موقوف به نزول تجلیات ربانی است ازینرو، تجلی با بسیاری از اصطلاحات صوفیه مانند انس، هیبت ، فنا ، بقا ، محاضره ، مکاشفه ، وجد ، محو ، طمس ، محق ، لوامع ، بوارق ، طوالع ، شطح و انسان کامل ارتباط دارد. در کلمات صوفیان متقدم تجلی با نور و اشراق و رؤیت ، که نمادهای بصریاند، و نیز با مفهوم قلب پیوند دارد، از جمله گفتهاند که تجلی، تابش نور حق است بر قلب مقبلان.
همچنین گفتهاند که تجلی برخاستن حجابِ میان بنده و حق است به واسطه غیبت صفات بشری. عرفا برخی تعبیرات قرآنی مانند «... به نظر عرفا در سلوک عرفانی، تکرار تجلیِ واحد بر یک شخص و تجلی واحد بر دو شخص محال است. این نکته گذشته از ارتباط آن با اندیشه فلسفی خلق جدید به تازگی و نو و منحصر به فرد بودن هر تجلی اشاره دارد. ۲.
۳ - دایمی بودن تجلی تجلی حق از حیث قابلیت سالک دایمی نیست و اگر باشد نادر است. اما از حیث فاعلیت حق، تجلی دایمی بوده، حجابی بر آن نیست. وی خداوند را از هر سو و در هر چیز متجلی میدیده است. بدین ترتیب، در سلوک عرفانی هر تجلی در مقایسه با حقیقتِ حق و تجلیِ حقیقی، حجاب و پنداری بیش نیست. ۲.
۴ - مفهوم ستر مقابل تجلی مفهوم مقابل تجلی، ستر و استتار است. به معنای پوشیدگی و در حجاب شدن حق. استتار آن است که صفات بشری میان سالک و دیدن غیب حایل و حجاب گردد. مقصود از استتار این نیست که ذات حق گاه آشکار و گاه پوشیده میشود، بلکه ظهور صفات بشری و مشغول شدن به آنها موجب ندیدن غیب میگردد و این را پوشیدگی و در حجاب رفتن حق میگویند. استتار معنای دیگری نیز دارد و آن استتارِ عالم شهادت است؛ همانگونه که دیدن غیرحق موجب استتار حق میشود، تجلی و مشاهده حق نیز موجب استتار اشیا و دیده نشدن آنها میگردد.
در چنین حالی پیر کاملی لازم است تا سالک را از گمراهی برهاند. بر این اساس تجلی را بر حسب مبدأ ظهور آن به دو نوع تجلی روحانی و تجلی ربانی (حقانی) تقسیم کردهاند. تجلی روحانی ممکن است موجب بیشتر شدن عجب و غرور سالک و نقصان خوف و طلب گردد، اما در تجلی ربانی هستی به نیستی بدل میشود و خوف و طلب فزونی مییابد.
منبع: کشف المحجوب، ج۱، ص۴۹۲، چاپ و ژوکوفسکی، لنینگراد ۱۹۲۶، چاپ افست تهران ۱۳۵۸ ش · کشف المحجوب، ج۱، ص۴۹۰، چاپ و ژوکوفسکی، لنینگراد ۱۹۲۶، چاپ افست تهران ۱۳۵۸ ش · ج۱، ص۳۶۳، چاپ رینولد آلن نیکلسون، لیدن ۱۹۱۴ · التعریف لمذهب اهل التصوف، ج۱، ص۱۲۲، دمشق ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶ · مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز، ج۱، ص۱۵۰ـ۱۵۱، چاپ کیوان سمیعی، تهران (۱۳۳۷ش) · مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز، ج۱، ص۱۰۲، چاپ کیوان سمیعی، تهران (۱۳۳۷ش) · حجر/سوره۱۵، آیه۲۹ · ج۱، ص۳۷۷ـ ۳۷۸، به تصحیح و مقدمة فرانسوی از هانری کوربن، تهران ۱۳۴۴ش · الفتوحات المکیة، ج۷، ص۲۰۶، چاپ عثمان یحیی، قاهره، ج ۱ـ۳، ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵، ج ۴، ۱۳۹۵/ ۱۹۷۵، ج ۷، ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱، ج ۸، ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳، ج ۱۳، ۱۴۱۰/ ۱۹۹۰ · الفتوحات المکیة، ج۲، ص۳۰۳، چاپ عثمان یحیی، قاهره، ج ۱ـ۳، ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵، ج ۴، ۱۳۹۵/ ۱۹۷۵، ج ۷، ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱، ج ۸، ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳، ج ۱۳، ۱۴۱۰/ ۱۹۹۰ · اخبار الحلاج، ج۱، ص۱۱، أو، مناجیات الحلاج، چاپ ل ماسینیون و پ کراوس، پاریس ۱۹۳۶ · اخبار الحلاج، ج۱، ص۶۳، أو، مناجیات الحلاج، چاپ ل ماسینیون و پ کراوس، پاریس ۱۹۳۶ · مصنفات فارسی، ج۱، ص۱۴۸، چاپ نجیب مایل هروی، تهران ۱۳۶۹ش · اسماعیل بن محمد، ج۴، ص۱۵۴۷ـ ۱۵۴۸، شرح التعرّف لمذهب التصوف، چاپ محمد روشن، تهران ۱۳۶۳ـ۱۳۶۶ش · شرح التعرّف لمذهب التصوف، ج۴، ص۱۵۶۴، چاپ محمد روشن، تهران ۱۳۶۳ـ۱۳۶۶ش · الفتوحات المکیة، ج۱، ص۸۹، بیروت: دارالصادر
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
