دکترین
تخصیص حکم به همسر و اولاد صغیر — بر خلاف گروه نخست از بستانکاران دارای
قانونگذار پس از آن که برای دادبردگان دارای وثیقه قراردادی و قضایی و طرف معامله شرطی و امثال آن با دادباخته در گروه نخست از صاحبان حق تقدم به نسبت آن چه توقیف شده یا موضوع معامله شرطی و امثال آن است، حق تقدم قایل شده و پس از ایشان برای کارگر و مستخدم داد باخته به نسبت حقوق و دستمزد شش ماهه حق تقدم در نظر گرفت، در طبقه سوم همسر و اولاد داد باخته را از تقدم به دریافت وجوه بدست آمده، برخوردار ساخت.
بر خلاف گروه نخست از بستانکاران دارای حق تقدم که جنس طلب و مبنای بستانکاری ایشان موجب شناسایی حق تقدم شد و بر خلاف گروه دوم که جنس طلب و شخصیت ایشان توامان مبنای وضع حق اولویت شده در طبقه سوم شخصیت و وابستگی اشخاص مقنن اجرا را به شناسایی این حق وادار ساخت. همسر و فرزندان صغیر داد باخته به جهت وابستگی عاطفی و پیوند روحی به او، وانگهی نیاز مبرم به نفقه، هزینه زندگی و بخشی از مهریه باین منظور، در بین داد بردگان شایسته برتری و تقدم دانسته شدند. در این میان همسر داد باخته خواه دارای پیمان زناشویی همیشگی با او باشد و یا رابطه زناشویی موقت داشته باشد برای دریافت مهریه تا مبلغ دویست هزار ریال و نیز همسر و اولاد صغیر بابت نفقه و هزینه نگاهداری تا مدت شش ماه نسبت به بستانکاران عادی و بستانکاران دارای حق تقدم در دامنه طلب مازاد بر این حق در اولویت می باشند.
ممکن است داد باخته دارای چند همسر و نیز فرزندان متعدد باشد. شمار این افراد اثری در برخورداری از حق مزبور ندارد. مهم نسبت زن - شوهر و پدر - فرزندی و داشتن حکم و اجرائیه علیه داد باخته است. نیز ممکن است در هنگام پرداخت محکوم به، بین زن و شوهر جدایی صورت گرفته باشد. بقای پیمان زناشویی یا جدایی زوجین بی تاثیر در اجرای حکم است.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
