Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

امپراتوری عثمانی که در جنگ جهانی اول شکست خورد، با دولت‌های متفق، قرارداد متارکۀ مُندرُس را در۲۴ محرم ۱۳۳۷ق/۳۰ اکتبر ۱۹۱۸ امضا کرد. جنگ ۴سالۀ جهانی پایان یافت، اما یک سلسله جنگ‌های تازه‌ای به مدت ۴ سال دیگر آغاز شد که تا ۱۹۲۳م طول کشید. فاصلۀ سال‌های ۱۹۱۸-۱۹۲۲م را سال‌های متارکه و سال‌های استقلال‌طلبی ترک‌ها می‌توان دانست. ۱۵. ۱ - قرارداد آتش بس مندرس به نوشتۀ حمزه اراوغلی قرارداد آتش بس مندرس، در واقع سقوط حکومت عثمانی را پیش‌بینی می‌کرد. گشوده شدن بُسفر و داردانل، واگذاری اداره و تأسیسات دفاعی به متفقین (مواد ۱ و ۲ و ۳)، تسلیم و خلع سلاح ارتش عثمانی و ناوگان ترکها (مواد ۵، ۶، ۱۶، ۱۷، ۱۸) و نیز کنترل حمل و نقل و تأسیسات خبررسانی (مواد، ۱۲، ۱۵) در متن قرارداد ملحوظ شده بود. ۶ ایالت آناتولی نیز در صورتی که در آن‌ها نابسامانی و اغتشاش بروز می‌کرد، به اشغال در می‌آمد. در متن انگلیسی این قرارداد از ایجاد ۶ ایالت ارمنی‌نشین در ولایت عثمانی سخن رفته، و نیز برای ایجاد یک دولت ارمنی در سرزمین‌های عثمانی تصمیمات قطعی گرفته شده بود. یکی دیگر از شرایط متارکه پایان خدمت همۀ اتباع آلمان در عثمانی بود. ۱۵. ۲ - قول متفین به ترک‌ها ترکها به قولی که متفقین پیش از متارکه به آلمان داده بودند، دل‌بسته و امیدوار شده بودند. ویلسن، رئیس‌جمهور ایالات متحدۀ آمریکا در اعلامیۀ ۸ ژانویۀ ۱۹۱۹ متعهد شده بود که در سرزمین‌هایی که بیش‌تر ترک‌ها در آن‌ها ساکن‌اند، و جزو قلمرو عثمانی بوده است، حاکمیتی مستقل تشکیل خواهد شد، و حاکمیت ملی و تمامیت ارضی برای ترک‌ها محفوظ خواهد ماند. افزون بر این، لوید جرج، نخست‌وزیر انگلیس نیز اعلام داشته بود که در پی آن نیست که ترک‌ها را از زندگی در پایتخت‌شان (استانبول) و از آناتولی و تراکیه که بیش‌تر ترک هستند، محروم کند. در حالی‌که دریادار کالتروب به صراحت اظهار داشته بود که «نگرش و تلقی همیشگی ما آن بوده است که به هیچ ترکی ابراز محبت نکنیم و هرگونه برخورد محبت‌آمیز و دوستانه‌ای شدیداً ممنوع است». نخست‌وزیر فرانسه (کلمانسو) نیز تعهد آمریکا و انگلیس را پذیرفته بود. در ۶ ماه اول متارکه استانبول به صورت پایگاه دریایی متفقین درآمد. فرانسوی‌ها ادنه، اورفه، مرعش، انطالیه و اسکندرون، و ایتالیایی‌ها قوش آداسی را اشغال کردند. سربازان انگلیسی نیز به بهانۀ جمع‌آوری سلاح و ادارۀ تأسیسات ارتباطی، وارد ازمیت و اسکی شهر و سامسون شدند. در ضمن نیروهای فرانسه وارد زونگولداغ، و نیروهای ایتالیایی نیز وارد قونیه شدند. در واقع از همان آغاز روشن بود که متفقین خواهان پذیرفتن اصول ۱۴گانۀ ویلسن نیستند و با عملی یک‌ جانبه، بخش بزرگی از سرزمین‌های عثمانی را اشغال کردند و با خواستهای یونانیان و ارامنه مخالفتی ابراز نمی‌داشتند. نیروهای یونانی ــ که در اواخر جنگ جهانی اول به متفقین پیوسته بودند ــ تحت حمایت کشتی‌های جنگی انگلیس، فرانسه و آمریکا، در بندر ازمیر پیاده شدند و پس از تصرف شهر و نواحی اطراف آن، شروع به پیشروی در نواحی داخلی آناتولی کردند و چند شهر از جمله بورسه را به تصرف درآوردند. «جمعیت دفاع از حقوق مردم» که چند ماه پس از امضای قرارداد متارکه شکل گرفته بود، با جذب نیروهای مردمی به مقابلۀ نظامی با نیروهای خارجی پرداخت. در سامسون نیز جمعیت «رد الحاق» شکل گرفت. ۱۵. ۳ - قوت گرایش ملی‌گرایی با ورود خارجی‌ها به سرزمین و مناطق مختلف قلمرو عثمانی گرایش‌های ملی‌گرایی در میان ترکان هرچه بیش‌تر قوت گرفت چنان‌که گروه‌های نظامی و غیرنظامی متعددی در استانبول و دیگر نقاط پدید آمدند. در ژانویۀ ۱۹۱۹، ولایات آناتولی جنوب شرقی برای دفاع و مقابله با فرانسوی‌ها اقدام به تشکیل جبهه‌های ملی نمودند. این جمعیت‌ها از یک‌سو برای حفظ حقوق ترک‌ها به تبلیغات همه‌جانبه دست زدند، و از دیگر سو نیز داوطلبانه به جمع‌آوری اسلحه و هرگونه آلات و ابزار لازم برای مقابله و جنگ پرداختند. بدین ترتیب این نیروهای آماده برای جنگ، قوای ملی (قوای ملیّه) نام گرفت. جمعیت‌های دفاع از حقوق مردم در واقع تشکیلاتی منطقه‌ای به‌شمار می‌آمدند و هریک از آن‌ها به دفاع از منطقۀ خود می‌پرداختند و فاقد برنامه‌ای مشترک و سازمان‌دهی لازم بودند. این جمعیت‌ها هیچ‌گونه پیوندی نیز با یکدیگر نداشتند و برای رفع این معضل نیاز به وجود یک مدیریت واحد بود؛ رهبری این مدیریت واحد را مصطفی کمال پاشا بر عهده گرفت که بعدها او را آتاتورک (پدر ترک‌ها) لقب دادند. ۱۵. ۴ - فعالیت مصطفی کمال مصطفی کمال از افسرانی بود که طی جنگ جهانی اول در جبهه‌های مختلف رشادت‌های لازم را نشان داده بود. مصطفی کمال پس از مدتی به عنوان بازرس لشکر نهم تعیین شد و ۵ روز پس از ورود یونانی‌ها به ازمیر در ۱۹ مۀ ۱۹۱۹ وارد سامسون شد و رهبری جنگ بر ضد نیروهای خارجی را بر عهده گرفت. مأموریت وی در سامسون، سامان بخشیدن به نابسامانی‌هایی بود که میان ترک‌ها و رومی‌های (یونانی‌ها) ساکن در آناتولی وجود داشت. مصطفی کمال خارج از وظیفه و مأموریت خود، برای تأمین و استحکام نیروهای ملی به فعالیت پرداخت و برای تشدید هیجانات مردم در برابر اشغال ازمیر، فرمان داد تظاهراتی برگذار شود. وی نوشته‌هایی برای فرماندهان سپاه مستقر در آناتولی و تراکیه فرستاد و از آنان لزوم همکاری همه‌جانبه را خواستار شد. از طرف دیگر در نامه‌ای محرمانه خطاب به فرماندهان تحت امر خود بر ضرورت تدارک یک نیروی چریکی مردمی تا زمانی که برای دفاع از کشور هنوز ارتشی منظم تدارک دیده نشده است، تأکید کرد. فعالیت‌های مصطفی کمال سبب نگرانی متفقین گردید که بر دربار عثمانی سلطۀ کامل داشتند. آنان سلطان را وادار کردند تا مصطفی کمال را برکنار کند و به مأموران آناتولی دستور دهد که از پذیرفتن فرمان‌های وی سرباز زنند. مصطفی کمال خود به سادگی از مقامش استعفا، و به عنوان یک یاغی در برابر دولت قد علم کرد؛ هرچند که در واقع همکاری نزدیک وی با برخی از کارگزاران رسمی ادامه یافت. مصطفی کمال از لحظۀ ورودش به سامسون به سرعت مشغول سازمان‌دهی کادرهایی برای ایجاد یک ارتش ملی در آناتولی شد تا زمینه را برای جنگی آزادی‌بخش فراهم کند. وی در ماه ژوئن همان سال محرمانه در آماسیه با علی فؤاد جبه‌سوی فرمانده نیروهای مستقر در آنکارا ، و حسین رئوف اوربای، وزیر پیشین دریاداری، و کلنل رفعت بِلِه فرمانده چند واحد نظامی در سامسون ملاقات کرد و تصمیمات اتخاذ شده با عنوان «پروتکل آماسیه» را برای ژنرال کاظم قرابکر فرمانده ارتش پانزدهم مستقر در ارزروم ارسال داشت که مورد قبول وی نیز قرار گرفت. این پروتکل کم و بیش به صورت نخستین فراخوان جنبش ملی بر ضد اشغالگران خارجی تلقی شد. در این موافقت‌نامه آمده بود: میهن و استقلال ملی در خطر است و حکومت استانبول نمی‌تواند وظایف خ. ر. ب. جای ‌آورد، در نتیجه موجودیت ملت هیچ انگاشته می‌شود و تنها با تلاش و عزم ملی است که استقلال تحقق خواهد یافت. در این موافقت‌نامه تأکید شده بود کنگره‌ای ملی متشکل از نمایندگان هر منطقه و ولایت در سیواس ــ که در آن موقع امن‌ترین منطقه در آناتولی بود ــ تشکیل گردد. ۱۵. ۵ - کنگره سیواس کنگرۀ سیواس در ۲۳ ژوئیۀ ۱۹۱۹ به ریاست مصطفی کمال تشکیل شد و در ۲۰ اوت، اعلامیه‌ای دایر بر تمامیت ارضی آناتولی و دعوت قوای ملی برای دفاع از آن تنظیم کرد. در این پیمان تصریح شده بود که استقلال ملی و تمامیت ارضی باید حفظ شود، و اگر حکومت استانبول نتواند وظایف خ. ر. ب. انجام برساند، حکومتی که از طرف کنگرۀ ملی برگزیده خواهد شد، این مهم را بر عهده خواهد گرفت. در این پیمان اطاعت نسبت به سلطان تصریح شده بود، و به جای نکوهش اعمال وی، وزیران او نکوهش شده بودند همچنین از تثبیت مرزهای ملی، مقاومت ملت در برابر هرگونه اشغال و اشغالگران و دفاع از حقوق مردم، و تشکیل یک حکومت موقت نیز سخن رفته بود که در واقع تصمیماتی انقلابی بود. بدین ترتیب نهضت آزادی ملی با آن‌که در آغاز تنها در برابر مهاجمان خارجی بود، رفته‌رفته به صورت انقلابی بر ضد قدرت داخلی درآمد. فکر بنیادین مصطفی کمال یعنی سیادت ملی مفهومی تازه بود و نمی‌توانست با سنت‌ها و مصالح سلطنت سازگار باشد. ناگزیر اختلاف میان این دو آشکار شد. در ۴ سپتامبر ۱۹۱۹ کنگرۀ سیواس بار دیگر برپا شد. در این کنگره نمایندگانی از سراسر کشور، از جمله نقطۀ دورافتاده‌ای چون تراکیه در این کنگره شرکت کردند. قطعنامۀ پذیرفته شده در ارزروم، در این کنگره به صورت یک درخواست ملی مطرح شد و به نام جمعیت دفاع از حقوق و منافع ولایات آناتولی و روم ایلی تغییر یافت و اعلام شد که این مصوبات در واقع خواست ملت دربارۀ امور داخلی و خارجی است و برای «مقررات آتی» اتخاذ شده است. در برابر مقاومت فزایندۀ ملی، صدراعظم، داماد فریدپاشا، استعفا کرد و جای او را علی‌رضا پاشا گرفت. در ۲۰-۲۲ اکتبر همان سال مذاکراتی در آماسیه صورت گرفت که در نهایت به دومین پروتکل آماسیه انجامید. به موجب این پروتکل از حکومت خواسته شد که در اصل به همۀ مفاد کنگرۀ ارزروم و سیواس گردن نهد و «جمعیت دفاع از حقوق و منافع ولایات آناتولی و روم ایلی» را به رسمیت بشناسد، و نیز متعهد شود که جلسۀ بعدی مجلس مبعوثان در استانبول برگذار نشود تا بدین طریق مجلس از سلطۀ بیگانگان رهایی یابد. از دیگر خواسته‌های ملی‌گرایان، حفظ یکپارچگی میهن، ندادن هیچ امتیازی به غیرمسلمانان، نپذیرفتن هیچ‌گونه قیمومت و فرستادن نمایندگان مورد تأیید کمیتۀ نمایندگان ملت به کنفرانس‌های صلح که از سوی متفقین برگذار می‌شد، بود. در پی آن حکومت استانبول انتخابات مجلس را در استانبول برگذار کرد و با آن‌که بیش‌تر اعضای این مجلس از هواداران ملی‌گرایان بودند، این انتخابات از سوی گروه‌های ملی‌گرا نقض آشکار پروتکل آماسیه قلمداد شد. سرانجام، مجلس استانبول که در واقع آخرین مجلس عثمانی نیز به‌ شمار می‌رفت، اندک زمانی بعد به «میثاق ملی» بر اساس اعلامیه‌های ارزروم و سیواس رأی داد، و بدین ترتیب تقاضاهای اساسی، یعنی تمامیت ارضی و استقلال ملی را رسمیت بخشید. در این زمان حکومت استانبول اعلام کرد که با تشکیل مجلس مبعوثان، دیگر نیازی به هیئت نمایندگان و نیز قوای ملی نمانده، و از آنان خواست که پراکنده شوند. اما حوادث بعدی نشان داد که این درخواست تا چه حد بی‌جا و بیهوده بوده است، زیرا متفقین در کنفرانس سان رمو که در ۱۹۲۰م تشکیل شده بود، چنین تصمیم گرفتند که قیمومت سوریه و لبنان را به فرانسوی‌ها، و قیمومت عراق و فلسطین را به انگلستان، و ولایات آیدین، در آناتولی و نیز تراکیۀ شرقی را به یونانی‌ها واگذار نمایند. در این زمان انگلیسی‌ها نیز پس از اشغال استانبول، سلطان را وادار به انحلال مجلس کردند، و عده‌ای از مردم و نیز نمایندگان هواخواه ملی‌گرایان را دستگیر و به جزیرۀ مالت تبعید نمودند. در این میان به خواست متفقین داماد فریدپاشا بار دیگر به صدراعظمی منصوب، و مأمور تشکیل کابینه شد تا به سرکوب ملی‌گرایان بپردازد. پس از آن نیز در دادگاه ویژۀ حکومت نظامی که در استانبول تشکیل شده بود، غیاباً محکوم به مرگ شدند. ۱۵. ۷ - قرارداد سور امضای قرارداد «سور» در اوت ۱۹۲۰ از طرف حکومت استانبول، سبب کاهش بیش از حد محبوبیت سلطان گردید، و خشم مردم بر ضد سلطان و حکومت او فزونی یافت. طبق این قرارداد مقرر شده بود که سرزمین‌های عرب‌نشین عثمانی از این امپراتوری منتزع شود، ازمیر و برخی از اراضی ماورای آن استقلال داخلی یابد، ارمنستان کشوری مستقل گردد و تراکیه به استثنای باریکه‌ای از آن به یونان واگذار شود و بسفر و داردانل تحت نظارت یک کمیسیون بین‌المللی قرار گیرد. در ضمن، مفاد یکی دیگر از قراردادهای متفقین، کلیکیه و کردستان جنوبی را به فرانسه، و آناتولی جنوبی تا حوالی ازمیر را به ایتالیا به عنوان امتیاز واگذار می‌کرد. اصول کاپیتولاسیون همچنان پابرجا مانده، امور اقتصادی، گمرک، پلیس و مدارس تحت نظارت کمیسیون متفقین درمی‌آمد. ارتش به کلی ملغا و جای آن را تشکیلات مختصر ژاندارمری می‌گرفت. مصطفی کمال در اوت ۱۹۲۰ مفاد عهدنامۀ سور را رد و مردم را به جهاد عمومی در برابر آن دعوت کرد و دولت «نجات ملی» تشکیل داد و در ماه سپتامبر همان سال ارتش مختصری را که در اختیار داشت، به نواحی ارمنی‌نشین گسیل کرد. سربازان ترک در آن نواحی دست به کشتار زدند تا آن‌که به موجب قرارداد «گومرو» ایالات شرقی، یعنی قارص، اردهان و... به ترک‌ها اعاده شد. در این میان ارتش یونان با حمایت کامل انگلستان از ازمیر به داخل آناتولی سرازیر شد و نیروهای ملی ترک را پی‌درپی مجبور به عقب‌نشینی کرد. در نقاط دیگر ملیون، بر اثر انقلابات محلی که ظاهراً به تحریک طرفداران سلطان که ملیون را کافر اعلام کرده بود، به ستوه آمدند. پیشرفت یونانی‌ها در آناتولی همچنان ادامه داشت تا این‌که در ناحیۀ ساکاریا (زکریا) با نیروهای ملی ترک برخورد کردند که به پیروزی ترک‌ها انجامید. یونانی‌ها پس از شکست ساکاریا به ازمیر بازپس نشستند و سرانجام یک سال بعد در ۹ سپتامبر ۱۹۲۲ با کشتی‌های متفقین از آن‌جا رانده شدند. ۱۵. ۸ - جلوگیری از پیشروی فرانسویان ملیون در جبهۀ جنوب شرقی از پیشروی فرانسویان نیز جلوگیری کردند که سرانجام با پیمانی در اکتبر ۱۹۲۱ مرز جنوبی نیز مشخص شد که از مرز تعیین شده در معاهدۀ سور برای ترک‌ها بسیار مساعدتر بود و بجز آن تخلیۀ کلیکیه را از نیروهای فرانسوی تضمین می‌کرد. پس از آن فرانسویان نیز همانند روس‌ها علناً مهمات فراوانی به ترک‌ها رساندند، و با وجود مخالفت لندن، حکومت کمال پاشا را به صورت «دوفاکتو» شناختند. از این‌رو مجبور به عبور از تنگۀ داردانل بود که هنوز تحت اشغال قوای متفقین قرار داشت. مدت‌ها انتظار برخورد میان انگلیسی‌ها و ترک‌ها می‌رفت سرانجام متفقین قراردادی با ملیون ترک در مودنیا امضا و بر اساس آن آناتولی ، تراکیۀ شرقی تا رودخانۀ ماریتزا (مریچ)، استانبول و تنگه‌های بسفر و داردانل را تخلیه کردند. ۱۵. ۹ - وقایع بزرگ در انقلاب ترک‌ها از متارکۀ مندرس تا پیش از معاهدۀ لوزان در ۱۳۰۲ش/ ۱۹۲۳م دو واقعۀ بزرگ در انقلاب ترک‌ها روی داد: یکی تثبیت مرزهای ملی و رانده شدن نیروهای متفقین از آناتولی، و دیگری تأسیس مجلس کبیر ملی. این در حالی بود که حکومت سلطنتی هنوز در استانبول برجا بود. حکومت استانبول نه تنها از جنگ‌های نیروهای ملی‌گرا با متفقین پشتیبانی نمی‌کرد، بلکه با دشمنان آنان نیز همکاری داشت. از این‌رو اعتبار خود را نزد مردم از دست داد. از طرف دیگر اندیشه‌های سلطان با ساختار دولت جدید ترک‌ها با مرکزیت آنکارا یکسان نبود. بنابراین سقوط سلطنت برای ملی‌گرایان به یک ضرورت تاریخی بدل شده بود. یعنی در واقع متفقین می‌خواستند به سلطان فرصت دیگری داده شود تا قدرت و حیثیت از دست رفتۀ خود را در برابر ملیون تجددخواه که در آنکارا قدرت را در دست گرفته بودند، دوباره بازیابد. اما مجلس کبیر ملی در ۸ مارس ۱۹۲۰ در آنکارا اعلام داشت که قدرت سلطان به پایان رسیده، و اینک قدرت از آن ملت است و این مجلس به نمایندگی از جانب ملت، یگانه کانون تصمیم‌گیری در همۀ امور داخلی و خارجی است. از این‌رو، مجلس کبیر ملی قانون جدیدی را به تصویب رساند که بنابر آن سلطنت از خلافت تفکیک و خلافت لغو شد و مقام خلیفه به یک مقام برجستۀ مذهبی تنزل یافت که مجلس کبیر ملی به اختیار خود وی را انتخاب می‌کرد. با این قانون حکومت استانبول مبانی مذهبی و شرعی خود را از دست داد و از تمامی طبقۀ حاکمۀ عثمانی که مقام و درجۀ آنان را سلطان تعیین می‌کرد، خلع ید شد و روزنامۀ رسمی عثمانی با عنوان تقویم وقایع آخرین شمارۀ خود را منتشر کرد و بدین ترتیب حکومت عثمانی به سادگی برچیده شد، و حکومت ۶۲۳ سالۀ امپراتوری عثمانی پایان یافت. ۱۵. ۱۱ - فتوا برای خلع سلطنت به پیشنهاد مصطفی کمال، شیخ‌الاسلام فتوایی مبنی بر این‌که امام مسلمین (خلیفه) عاجز از دفاع از حقوق مسلمانان بوده و با بیگانگان برضد منافع آنان همکاری کرده، او را از مقام خود خلع کرد. در حالی که صدراعظم توفیق پاشا اعلام داشته بود که سلطان به هیچ‌وجه قصد کناره‌گیری از سلطنت و ترک کشور را ندارد. بدین ترتیب آخرین صفحات تاریخ عثمانی ورق خورد و سلطان وحیدالدین (محمد پنجم) با پسرش و چند تن از درباریان با یک ناوشکن بریتانیایی از استانبول گریخت. سلطان را با این ادعا که جانش در خطر است، ابتدا به جزیرۀ مالت و سپس به تبعیدگاه دائمی‌اش در سان رمو بردند؛ و روز بعد مجلس کبیر وحیدالدین را رسماً از مقام خلافت عزل کرد و رأی به انحلال دستگاه سلطنت داد، اما یکی از شاهزادگان عثمانی به نام عبدالمجید (دوم) را به عنوان خلیفۀ جدید معرفی نمود. مصطفی کمال با پذیرش ابقای دستگاه خلافت امیدوار بود که بتواند مخالفان مذهبی خود را نسبت به تغییرات سیاسی جدید خلع سلاح کند و به استبداد شخصی سلطان نیز خاتمه دهد. بدین ترتیب فقط نمایندۀ حکومت آنکارا در کنفرانس و معاهدۀ صلح لوزان شرکت کرد. اگرچه تعیین تکلیف نهایی به مذاکرات مستقیم میان جناح‌های درگیر موکول شده بود، سرانجام جامعۀ ملل مالکیت دائمی آن را به عراق وا گذارد. اما اصرار داشت که کلیۀ حقوق برون‌مرزی خارجی‌ها لغو شود و غرامتی نیز پرداخت نشود و متعهد شد که تنگه‌ها باز، اما مستحکم نگردد. کنفرانس لوزان با یک سلسله تحولات سیاسی مواجه شد. در اواخر سال ۱۹۲۳م تصمیماتی اساسی اتخاذ گردید. رئیس‌ جمهور از طرف مجلس برای مدت ۴ سال انتخاب، و مدت نمایندگی مجلس نیز ۴ سال تعیین گردید. نخست‌وزیر توسط رئیس‌ جمهور تعیین می‌شد و کابینه برای کسب رأی اعتماد می‌بایست به مجلس معرفی گردد. در فصل پنجم این قانون اساسی که مربوط به «حقوق عمومی اتباع ترک» است، به مردم آزادی و امتیازاتی داده شد که در اروپا معمول است که اهم آن «آزادی شخصی، لغو امتیازات فردی و اجتماعی، آزادی مذهب، اندیشه، بیان، قلم، حق کار، مالکیت و شرکت، و منع بازداشت خودسرانۀ مردم، منع شکنجه و بیگاری، مصونیت مسکن و مراسلات، آموزش اجباری و رایگان ابتدایی و لغو امتیازات مذهبی و نژادی» بود. مدارس دینی تعطیل شد، و امور آموزشی را به وزارت آموزش ملی واگذار نمود. ساختار دولت منعکس‌کنندۀ زمینۀ انقلابی آن بود. از این‌رو، واکنش در برابر گروه قدرت در حزب جمهوری خلق ، در ۱۹۲۴م به صورت حزب جمهوری ترقی‌خواه تجلی کرد که دستیاران سابق مصطفی کمال آن را تأسیس کردند. هدف ظاهری این حزب جدید مخالفت با تجمع قدرت در دست یک عده و پیشبرد دموکراسی و آزادی بود، اما در باطن هدف آنان احیای دستگاه خلافت بود. ۱۵. ۱۴ - سیاست جدایی دین از حکومت به موجب تصمیمات هیئت دولت در ۳۱ شهریور ۱۳۰۴ش/۲۲ سپتامبر ۱۹۲۵م، تکیه‌ها، خانقاه‌ها و زاویه‌ها تعطیل و مقرراتی برای تغییر لباس روحانیان اعلام شد. سیاست جدایی دین از حکومت و بستن خانقاه‌ها و تکیه‌ها سبب بروز ناخرسندی‌هایی شد که شورش‌هایی به دنبال داشت. در این جنبش، روشن‌فکران، آزادی‌خواهان و افسران کرد، رؤسای عشایر، طوایف و طبقات مردم شرکت داشتند. هدف این شورش، رهایی قوم کرد از فشار ترک‌ها، فراهم آوردن فرصت آزادی برای آنان برای بهبود وضع خود با تکیه بر حمایت‌های بریتانیا بود. البته موج سرکوب، ترکان مخالف را نیز در بر گرفت و تلفات سنگینی بر آنان وارد آورد. در اثنای شورش کردها، قانونی با عنوان «تقریر سکون» (برقراری نظم ) وضع شد که به موجب آن قوۀ مجریه اختیار تام داشت تا در فعالیت هر سازمان، نهضت و نشریه‌ای که خطری از آن متوجه ثبات مملکت و نظم اجتماعی شود و یا واکنش و طغیانی را دامن زند، به‌طور رسمی جلوگیری کند. دادگاه‌های استقلال که طی جنگ‌های رهایی‌بخش شکل گرفته بود، دوباره به فعالیت پرداخت و حزب جمهوری ترقی‌خواه، همراه با دیگر انجمن‌ها و جمعیت‌ها نظیر سازمان کارگزاران، منحل و تعطیل شد و مصطفی کمال با استفاده از این اختیارات به معرفی کردن مؤسسات و سازمان‌های اجتماعی ادامه داد. در ۲۵ نوامبر ۱۹۲۵ با به تصویب رساندن قانونی استفاده از کلاه فس ، فینه و عمامه و دیگر کلاه‌های سنتی ممنوع شد. زنان نیز به ترک حجاب و پوشاک‌های سنتی و مشارکت در زندگی اجتماعی و حضور در اماکن عمومی تشویق شدند. حق استفاده از پوشش روحانیان ، برای مردم عادی ممنوع گشت، علمای دینی نیز به موجب قانونی که در ۱۳۱۳ش/۱۹۳۴م به تصویب رسید، بجز زمانی که می‌بایست مراسم دینی به عمل آورند، از استفاده از لباس روحانیان منع گردیدند. در ۱۹۳۴م زنان از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن در نهادهای گوناگون ازجمله مجلس کبیر ملی بهره‌مند شدند. تمام امور مربوط به آموزش و پرورش وابسته به وزارت آموزش ملی شد. در کنار این اقدامات استفاده از الفبای عربی ممنوع، و الفبای ترکی جدید با استفاده از الفبای لاتین از ۱۹۲۸م رایج شد و اقداماتی برای از میان برداشتن مفاهیم و حروف عربی از خط و زبان ترکی صورت گرفت. در همان سال اشاره به نام اسلام از قانون اساسی حذف گردید. با این‌همه، در فرصت‌های مناسب، مطبوعات و عامۀ مردم در برابر اسلام‌زدایی دولت واکنش نشان دادند. با این‌که تغییر خط، کلیۀ میراث فرهنگی یک ملت را دگرگون می‌کند، اما مصطفی کمال احساس می‌کرد که فواید آن از زیان‌هایش بیش‌تر است. نخست آن‌که تمایلات ملی‌گرایانه موافق ایجاد یک خط مشخص ترکی بود، از این‌رو، این اقدام از جهاتی جنبۀ حیاتی داشت. دیگر این‌که نظام رهبری می‌خواست جوانان را از ادبیات موروثی که شدیداً جنبۀ دینی داشت، جدا کند. ۱۵. ۱۷ - تأسیس بنیاد تاریخ ترک برای ترویج اخلاق ملی و غیر دینی، تاریخ ملی نیز مورد توجه قرار گرفت، و دولت دستور داد که در تاریخ ملی، نقشی که ترک‌ها در تاریخ داشته‌اند، آموزش داده شود. با این اقدامات، به‌ویژه با تغییر الفبای عربی به لاتین، میراث فرهنگی امپراتوری عثمانی برای نسل‌هایی که با خط جدید درس می‌خواندند، غیرقابل دسترس شد. امتیازات بسیاری که به‌ویژه برابر قانون کاپیتولاسیون به بیگانگان واگذار شده بود، درآمد دولت را محدود کرده، و سبب مقروض شدن حکومت گشته بود. عدم تناسب با پیشرفت تکنولوژی غرب و نداشتن دانش اقتصادی صاحبان ثروت و بی‌اعتنایی دولت نسبت به مسئلۀ کارگران، و حیات مادی و فرسوده شدن نیروی کار به سبب «فلسفۀ قَدَری» و وابسته به دین ، همۀ این‌ها میراثی بود برای ترکیۀ جدید که می‌بایست با آن‌ها به مقابله بپردازد. هنگام طراحی و سازمان‌دهی جنگ‌های استقلال، جایگاهی نیز برای استقلال اقتصادی در نظر گرفته شده بود. جنگ استقلال نابسامانی‌هایی را که از امپراتوری عثمانی برجا مانده بود، عمیق‌تر کرده، و منابع ثروت از طرف نیروهای استیلاگر به یغما رفته بود و به علت مهاجرت‌های شهروندان تولیدکننده، امور اقتصادی به حالت نابودی درآمده بود. دولت جمهوری در این شرایط ناچار بود که فعالیت‌های اقتصادی را تقریباً از صفر شروع کند. اهمیت اقتصاد به عنوان اساس یک دولت نوین ــ که پیش از آن توسط «حزب اتحاد و ترقی» پذیرفته شده بود ــ در نظام جمهوری نیز مورد تصویب قرار گرفت، و نشانۀ آن کنگرۀ اقتصادی بود که در ۱۹۲۳م در ازمیر تشکیل شد. دولت نقش عمده‌ای برای رسیدن به اهداف خودکفایی ایفا می‌کرد که مستلزم بردباری شهروندان بود. مصطفی کمال در نطق خود در کنگرۀ اقتصادی ازمیر اظهار داشت که حاکمیت ملی باید همراه با حاکمیت اقتصادی باشد، و بدین ترتیب اظهار داشت که این حاکمیت باید توسط حکومت تأمین شود. از جمله: «بانک مرکزی» که حق نشر اسکناس و نظارت بر کلیۀ امور اقتصادی کشور را دارا بود؛ «سومر بانک» که تأسیسات صنعتی دولت را اداره می‌نمود؛ «اتی بانک» که امور مالی معادن را اداره می‌کرد؛ «ایش بانک»؛ «بانک بازرگانی» (کار و صنعت)؛ و «بانک کشاورزی» که بر کارهای کشت و زرع نظارت می‌کرد. با این همه، توسعۀ اقتصادی به علت عدم دانش و آگاهی، رشد چندانی نیافت. مصطفی کمال که تا آن زمان به جای نام فامیل از القاب و عناوینی نظیر پاشا و غازی استفاده می‌کرد، به تصمیم مجلس کبیر ملی عنوان و نام فامیل «آتاتورک» یافت و استفاده از عنوان‌های رسمی رایج در امپراتوری عثمانی مانند «بیگ»، «پاشا» و «افندی» منع شد و همۀ مقام‌ها و درجات مربوط به این عنوان‌ها منسوخ گردید. ۱۵. ۲۰ - وضعیت آموزش عمومی در این زمان آموزش عمومی به کلی از مذهب جدا و آموزش دروس دینی نیز ممنوع شد و محدود به خانواده‌ها و روحانیانی گردید که‌ به‌ طور پراکنده و فردی، و بیش‌تر در روستاهای کوچک زندگی می‌کردند. آموزش ابتدایی برای همۀ کودکان اجباری و رایگان شد تا از این طریق امکان آموزش همگانی فراهم شود. ساختار اساسی آموزش ابتدایی، متوسطه و دبیرستان به جای مانده از سدۀ ۱۹م همچنان حفظ شد و در محتوا و طول دوره‌های تحصیلی تغییراتی ایجاد شد تا سطوح پایین‌تر آموزشی به لحاظ کیفیت تقویت شود. پس از تعطیل مکتب‌خانه‌ها و مجالس درس روحانیان و حذف دروس مذهبی از برنامه‌های مدارس، آموزشگاهی با عنوان «پیش‌نمازان و وعاظ» تأسیس شد که اندکی بعد آن نیز به تعطیلی کشانده شد. در سطوح عالی‌تر نیز تشکیلات آموزشی جدیدی ایجاد شد. در نتیجه اصلاحات دورۀ تنظیمات بر جای ماند، اما نوسازی گردید، و در این تلاش‌ها بیش‌تر از کارشناسان و مربیان خارجی کمک گرفته شد. دانشگاه عثمانی (دارالفنون) در ۱۹۳۳م به صورت دانشگاه استانبول تجدید سازمان گردید. در طرح‌ریزی و اجرای همۀ این اصلاحات، از استادان اروپایی بهره گرفته شد و بیش‌تر استادان این دانشگاه نوپا اروپایی بودند. در ۱۹۳۶م دانشکدۀ زبان، تاریخ و جغرافیا به عنوان هستۀ اصلی دانشگاه جدید افتتاح شد و بر شمار مدارس حرفه‌ای و تربیت معلم افزوده گردید. آکادمی‌های فنی توسعه یافت و شمار دانشکده‌ها و مدارس عالی فنی از ۹ به ۲۰ رسید. این ارقام بیانگر پیشرفتـی ــ اگر چه نـه اساسـی ــ اما قابل توجه بود. ۱۵. ۲۱ - ناآرامی‌ها در تغییر ظاهر ترکان اصلاحات حکومت جمهوری که نه تنها بر آن بود ظاهر ترکان را تغییر دهد، بلکه درصدد بود که ژرف‌ترین گوشه‌های هشیار و ناهشیار ذهن آنان را نیز یک شبه و به زور دگرگون سازد، طبیعتاً به مذاق همگان خوش نمی‌آمد و سبب بروز مخالفت‌ها و شورش‌هایی شد. ستیز با حکومت مرکزی در مرعش و ارزروم، نیز اعتراضات مردم به تغییر کلاه، چنان خشم دولت را برانگیخت که چند نفر محکوم به مرگ شدند. در تظاهرات ضد دولتی در ازمیر در ۱۹۳۰م دفتر حزب حاکم (جمهوری خلق) به آتش کشیده شد. اما بیش از همۀ این رویدادها، واقعۀ مِنه مِن بود که شکاف ژرف و گسترده‌ای که مردم را از دولت جدا می‌کرد، به روشنی عیان ساخت. در دسامبر ۱۹۳۰ در شهر کوچک منه من در نزدیکی ازمیر محمد نامی دعوی مهدویت کرد و به همراه تنی چند از نخستین مریدانش آهنگ مسجد شهر نمود. این شورش با رهبری وی و لوای سبز و صدای تکبیر صورت گرفت. ۱۵. ۲۳ - وفات آتاتورک مصطفی ‌کمال آتاتورک در ۱۰ نوامبر ۱۹۳۸ فوت کرد. یک ضلع این مثلث را اشراف (بزرگ مالکان و تجار) تشکیل می‌دادند و ضلع دوم را بوروکرات‌هایی که در جنگ استقلال شرکت کرده بودند، و ضلع سوم را کسانی تشکیل می‌دادند که‌ به‌طور کلی خارج از دایرۀ جنگ استقلال بودند و اعضای هر کدام از این ۳ ضلع، ‌منافع خود را دنبال می‌کردند. دربارۀ جانشینی آتاتورک هیچ‌گونه اختلاف‌نظری بروز نکرد. عصمت اینونو که بیش از هر کس دیگر به مصطفی کمال نزدیک بود، جانشین او تعیین گردید. ۱۵. ۲۴ - بحران‌های رئیس جمهور جدید رئیس جمهور جدید که فقط با یک رأی مخالف به این مقام برگزیده شده بود، با دو بحران اساسی‌ رو ‌به ‌رو شد: یکی جنگ جهانی دوم که کمتر از یک سال پس از به قدرت رسیدن وی آغاز شد، و دیگری تقاضای فزاینده برای به کار بستن اصلاحات لیبرالی که پس از جنگ مطرح شد. در ۱۹۴۴م نیز روابط سیاسی خود را با آن کشور قطع نمود و سرانجام نیز طی همان سال به آلمان اعلان جنگ داد. دولت که با مشکلات اقتصادی فراوان رو به رو شده بود، در ۱۹۴۲‌م قانونی با عنوان عوارض دارایی وضع کرد. دولت این قانون را در واقع برای تأمین عدالت اجتماعی و بقای ملی در مقابل کسانی که در جنگ به مال و مکنت رسیده بودند، از تصویب گذراند؛ این قانون که در آغاز به شدت پی‌گیری می‌شد، سبب ورشکستگی پیشه‌وران و سوداگران کوچک گردید، و نیز به اعتبار کشور در خارج خدشه وارد ساخت و اعتماد بخش خصوصی را از دولت سلب کرد و سبب فرار سرمایه‌ها به خارج شد که آسیب‌های بسیاری به اقتصاد کشور وارد آورد. از این رو، در ۱۹۴۴م این قانون لغو گردید. ۱۵. ۲۶ - تأسیس حزب دموکرات بحران اقتصادی شدید در طول جنگ و پس از آن سبب شد که صفوفی مختلف از مردم خواهان پایان دادن به مدیریت و سلطۀ سیاست تک حزبی شوند و انتظار آن را داشته باشند که یک نظام و شیوۀ حکومت مدرن که ره‌آوردش رفاه باشد، به وجود آید. در آن زمان چنین گرایش‌هایی رو به رشد نهاد و یک گروه ۵ نفری از نمایندگان مجلس که در رأس آنان جلال بایار قرار داشت، ب. ت. ب. گرایش مردم و عدم علاقه به نظام تک حزبی از حزب جمهوری خلق جدا شدند و حزب دموکرات را در ۷ ژانویۀ ۱۹۴۶ تأسیس کردند. از نظر مردم نیز دموکراسی می‌توانست به بحران اقتصادی پایان دهد و اعتماد، امنیت و رفاه را نصیب کشور کند. ۱۵.۲۶. ۲ - شعار آزادی دین و وجدان حزب دموکرات پیش از به قدرت‌ رسیدن، شعار آزادی دین و وجدان و لزوم گنجاندن دوبارۀ آموزش‌های دینی را در برنامه‌های درسی دبستان‌ها و دبیرستان‌ها، به عنوان یکی از مایه‌های اصلی کارزار سیاسی و انتخاباتی خود برگزید، و این امر سبب شد تا حکومت اینونو برای رویارویی با عیب‌جویی‌های مخالفان، امتیازهایی به اهل دین و طریقت بدهد. سفر حج آزاد شد و از ۱۹۴۹م تعلیمات دینی به صورت اختیاری به برنامۀ درسی دبستان‌ها افزوده گشت و در همان سال دانشکدۀ الاهیات آنکارا تأسیس شد و در آستانۀ انتخابات ۱۹۵۰م، دولت تصمیم گرفت که ممنوعیت فعالیت تکیه‌ها و خانقاه‌ها را که در ۱۹۲۵م به تصویب رسیده بود، از میان بردارد و کار مرمت ۲۰ تکیه را نیز بر عهده گرفت. اما به رغم همۀ این اقدامات که نوعی عقب‌نشینی چشم‌گیر بود، حزب دموکرات پیروز شد و مسئولیت حکومت را عهده‌دار شد. یکی از نخستین تصمیمات حکومت حزب دموکرات در ۱۹۵۰م لغو ممنوعیت خواندن اذان و نماز به زبان عربی بود. نخستین بار از رادیو نوای قرآن به گوش رسید. عدنان مندرس، نخست وزیر جدید، ضمن دلبستگی صمیمانه به برقراری آزادی‌های دینی، بر آن بود که اسلام سلاح نیرومندی برای مبارزه با گرایش‌های چپ ( کمونیسم ) است، و باید به یاری اسلام، از اشاعۀ مارکسیسم در میان جوانان جلوگیری کرد. ۱۵.۲۶. ۳ - سیاست در برخورد با طبقات پائین ب. ت. ب. اختلاف میان شعارها و اندیشه‌های حزب جمهوری خلق و حزب دموکرات می‌توان گفت که حزب دموکرات برای دست‌یابی به قدرت سیاسی، تکیه بر طبقات پایین اجتماعی داشت و در واقع ائتلافی از بازرگانان کوچک، زمین‌داران و وابستگان روستایی هوادار آن‌ها و دهقانان متوسط بود و شعارهای لیبرالیستی را اساس فعالیت‌های خود قرار داده بود، در حالی‌که اساس حزب جمهوری خلق را روشن‌فکران آرمانگرا، دیوان‌سالاران و محافل ثروتمندی که دست‌اندر کار معاملات دولتی بودند، تشکیل می‌داد و تأکید این حزب بر اتاتیسم (دولت‌گرایی) بود. با این حال، حزب دموکرات تا ۱۹۶۰م یعنی به مدت ۱۰ سال قدرت را در دست داشت. این حزب در زمان حاکمیت خود نشان داد که تحمل انتقادهای مخالفان خود را ندارد و در واقع عملکرد آن با دموکراسی سازگاری نداشت. تأسیس حزب حریت که مانند حزب دموکرات از بطن حزب جمهوری خلق زاده شده بود، خود بیانگر اختلاف نظرها در ادارۀ امور کشور بود. در دورۀ زمامداری حزب دموکرات به سیاست اقتصاد آزاد توجه بیشتری شد. بخش خصوصی و سرمایه‌گذاری‌های خارجی مورد تشویق قرار گرفت و سیاست خارجی این روند را تقویت کرد. با این همه، این‌گونه استراتژی‌های برنامه‌ریزی نشده، منجر به بحران مالی بزرگی شد و موجبات افزایش تورم، کاهش ارزش پول رایج، کسری بودجه و بدهی‌های خارج را فراهم آورد. ۱۵.۲۶. ۴ - مشکلات اساسی دولت دموکرات دولت دموکرات در واقع با سه مشکل اساسی اقتصادی، مذهبی و سیاسی رو به رو بود. سرانجام نیز بر اثر این مشکلات، حکومت و حزب دموکرات در تنگنا قرار گرفت. این مشکلات خصومت شدیدی را میان حکومت و حزب جمهوری خلق ــ که در ایـن زمـان در جبهـۀ مخالف قرار گرفته بـود ــ برانگیخت و سرانجام آن را به سوی همان استبدادی که درگذشته به شدت از آن انتقاد می‌کرد، سوق داد. حزب دموکرات همراه با مجلس منحل شد و عدنان مندرس، نخست وزیر و چند تن از وزیران و وابستگان به حزب دموکرات و نیز رئیس مجلس اعدام شدند. فعالیت احزاب سیاسی متوقف گردید و ادارۀ کشور به «کمیتۀ وحدت ملی» واگذار شد که در رأس آن ارتشبد جمال گورسل قرار داشت. وی دولتی تشکیل داد که افراد کابینۀ آن هیچ‌گونه ارتباطی با احزاب سیاسی نداشتند. عاملان کودتای ۲۷ مۀ ۱۹۶۰ از میـان نظـامیـان و بـوروکـرات‌هـای هـوادار سیـاست‌هـای آتاتورک بودند که به این ترتیب انتقام خود را از حزب دموکرات گرفتند. کمیتۀ وحدت ملی که با عضویت عاملان اصلی کودتا تشکیل شد، یک سال و نیم حکومت کرد و سپس در پی انتخابات ۱۳۴۰ش/۱۹۶۱م اجازه داد که یک دولت غیرنظامی ادارۀ کشور را به دست گیرد. این نظام جدید مبتنی بر تقسیم قدرت بود و اهرم‌های بازدارندۀ متعادل کننده از ایجاد حکومت مطلقه جلوگیری می‌کرد. در این قانون اساسی نقش قوۀ قضائیه تقویت شد، مجلس قانون‌گذاری دومی (مجلس سنا) به عنوان ناظر بر مصوبات مجلس کبیر ملی به وجود آمد، قدرت ریاست جمهوری افزایش یافت و بسیاری موارد آزادی تضمین شد، به دانشگاه‌ها و رسانه‌های همگانی آزادی عمل و خودمختاری، و به اتحادیه‌های کارگری حق اعتصاب اعطا کرد. ب. ت. ب. ساختار حکومتی که در قانون اساسی ۱۹۶۱م پیش‌بینی شده بود، همۀ گروه‌های سیاسی مجبور بودند در چارچوب احزاب سیاسی فعالیت کنند. یکی دیگر از احزاب سیاسی که در این دوره سر برآورد، « حزب ملی دهقانان جمهوری‌خواه » بود که از «حزب ترکیۀ جدید» قدری محافظه‌کارتر می‌نمود. «حزب ملت» از دیگر احزاب این دوره بود که در ۱۹۶۲م تأسیس شد و بر فعالیت اقتصادی و برنامه‌ریزی دولتی تأکید داشت. با این همه، بیشتر آراء حزب دموکرات‌ نصیب «حزب عدالت» شد که در ۱۹۶۱م شکل گرفته بود. این حزب در ۱۹۶۱م به کوشش شماری از رهبران اتحادیه‌های کارگری استانبول به رهبری محمدعلی آی‌بار تشکیل شد. این حزب در اوایل تأسیس فقط به ظاهر حزب کارگری به شمار می‌رفت. قانون اساسی جدید به دانشگاه‌ها، ریاست جمهوری و احزابی که دارای نماینده در پارلمان بودند، حق می‌داد که دادگاه قانون اساسی را به داوری دربارۀ مطابقت هر قانون، اعم از قدیم و جدید با قانون اساسی، فرا خواند. پس از کودتای ۱۹۶۰م گمان می‌رفت که نظامیان سیاست‌های دین‌پرورانۀ حزب دموکرات را کنار بگذارند و روش‌های سخت‌گیرانۀ گذشته را پیش گیرند، اما رهبران جدید راه و روش آشتی‌جویانه در پیش گرفتند. ۱۵. ۲۹ - راه و روش حزب عدالت در دهۀ ۱۹۶۰م حزب عدالت به رهبری سلیمان دمیرل راه و روش حزب دموکرات را در دفاع از اسلام پیش گرفت. در حقیقت این واکنش‌ها به جایی رسیده بود که احزاب ناچار بودند برای بقای خود در مقابل مردم، به نحوی پاسخگو باشند. جامعه عطش خاصی داشت و نیاز به تعریف مجدد از سکولاریسم ترکی برای آن دسته از مردم که اسلام را تنها راه حیات می‌دانستند، احساس می‌شد. شبکه‌های ارتباطی خود را آفریدند و حامیان و دست پروردگانی در محافل سیاسی و اقتصادی کشور یافتند و به گروه‌های نیرومندی تبدیل شدند. از این‌رو کمیتۀ وحدت ملی از بیم آن‌که هیچ‌یک از احزاب نتوانند حکومت مقتدری ایجاد کنند، انحلال انتخابات را پیشنهاد کرد. سرانجام، پس از آن‌که حزب جمهوری خلق به رهبری اینونو و حزب عدالت برای ائتلاف موافقت کردند، عصمت اینونو به عنوان نخست وزیر انتخاب شد، و برای نظارت بر اوضاع کشور ژنرال جمال گورسل به ریاست جمهوری برگزیده شد. کمیتۀ وحدت ملی وضع موجود را پذیرفت و از سیاست کناره گرفت. طی ۴ سال نخست‌وزیری اینونو (۱۹۶۱-۱۹۶۴م) مشکلات لاینحلی که کمیتۀ وحدت ملی را به هراس افکنده بود، پیش آمد و اینونو مجبور شد که با ۳ ائتلاف پی‌در‌پی به حکومت ادامه دهد. ائتلاف با حزب عدالت به سبب اختلافات سیاسی در ۱۹۶۲م بر هم خورد و اینونو مجبور شد با احزاب کوچک ائتلاف کند. این ائتلاف نخست با حزب ترکیۀ جدید و سپس با حزب دهقانان صورت گرفت؛ با این حال حزب جمهوری خلق به رهبری اینونو نتوانست بر مشکلات فایق آید. این حزب در انتخابات شهرداری‌ها در نوامبر ۱۹۶۳ نیمی از آراء خود را از دست داد. نتیجۀ این انتخاب نشان داد که پیروزی حزب عدالت در انتخابات بعدی مجلس قطعی به نظر می‌رسد. تا آن‌که در ۱۲ مارس ۱۹۷۱ با کودتایی نظامی ساقط شد. ۱۵.۲۹. ۱ - سیاست دولت دمیرل سیاست دولت دمیرل بازتابی بود از تمایل این حزب به بهبود بخشیدن به اوضاع آشفتۀ اقتصادی و عدالت اجتماعی. رابطۀ دولت دمیرل با ارتش بهتر از آن بود که انتظار می‌رفت، و این بیش‌تر از تصمیم دمیرل مبنی بر وادار کردن حزب به انتخاب ژنرال دیگری به نام جودت سونای به ریاست جمهوری پس از مرگ گورسل در ۱۹۶۶م بود. دمیرل همچنین به تلاش خود مبنی بر نوسازی ارتش، بهبود شرایط زندگی افسران و کارمندان، و اجتناب از مداخله در امور آنان ادامه داد. در حالی که رئیس جمهور نیز به نوبۀ خود افسران و کارمندان را از مداخلۀ بیش از اندازه در امور سیاسی باز می‌داشت. دولت دمیرل در مناسبات خارجی خود نیز در قیاس با دولت عدنان مندرس، موفق‌تر عمل کرد، و زمانی که تیرگی روابط آمریکا و روسیه رو به پایان می‌رفت، از موقعیت به خوبی استفاده کرد و توانست روابط اقتصادی خود را با شوروی توسعه دهد. اما روابط دولت با حزب جمهوری خلق بیش از پیش تیره شد. در آغاز اختلافات میان دولت و این حزب از انتقاد حزب از گرایش حکومت به دست زدن به برخی از اقدامها ناشی می‌شد. در حالی‌ که بیش‌تر مردم از سیاست‌های دولت دمیرل که دست به اقدامات افراطی مختل کننده نمی‌زد، خشنود بودند، سازمان‌های چپ‌گرا سرسختانه از آن دولت انتقاد می‌کردند و انتظار داشتند که دولت سریع‌تر عمل کند. ۱۵. ۳۰ - اغتشاشات چپ‌گرایان در این احوال چپ‌گرایان افراطی هر چه بیش‌تر به خیابان‌ها ریختند و خواستار تحولات اساسی در ساختار جامعه و اصلاحات اجتماعی شدند. در واقع در این اوضاع و احوال، دانشجویان و کارگران نیروهای اصلی، فعال و پویای سیاست بودند که از ۱۹۶۱م به بعد روز به روز قدرت بیشتری می‌یافتند. ناتوانی دولت در مهار کردن چپ‌های افراطی، حمایت مردم از دولت را به رغم ادامۀ توسعه و افزایش سطح رفاه، تضعیف کرد و تورم، موجب تشدید خشونت شد. بالا گرفتن خشونت، ارتش را در ۱۲ ماه مارس ۱۹۷۱ بار دیگر به مداخله واداشت. کودتاگران دولت دمیرل را وادار به استعفا کردند، اما این بار فرماندهان ارتش، قانون اساسی را به حال تعلیق درنیاوردند و نظامیان را بر مسند قدرت ننشاندند، بلکه دولت‌های غیرنظامی را برگماردند و آنان را ناگزیر به مشورت با ارتش و افسران کردند؛ حزب کارگران منحل شد، برای محدودکردن آزادی‌های مصرح در قانون اساسی تجدید نظر به عمل آوردند و در برخی استان‌ها حکومت نظامی اعلام شد. ارتش که برای تصحیح روند توسعۀ سیاسی دست به اقدامات زده بود، بار دیگر در ۱۳۵۲ش/۱۹۷۳م خود را از صحنۀ سیاسی کشور کنار کشید. تا پیش از برگزاری انتخابات جدید در ۱۴ اکتبر ۱۹۷۳، ائتلاف‌های غیر حزبی به رهبری نیهت (نهاد) اریم، فریدْ مِلِن و نعیم تَلو به عنوان نخست وزیر بر کشور حکومت کردند و فخری کورتورک مقام رئیس جمهوری داشت. در آغاز این دوره هر دو حزب (عدالت و جمهوری خلق) تحت فشار ارتش با حکومت جدید همکاری می‌کردند. اما از آن‌جا که بولنت اجویت درصدد تجدید سازمان حزب جمهوری خلق به عنوان یک نیروی ترقی‌خواه چپ‌گرا بود، در ۱۹۷۲م به این بهانه که حکومت در واقع ائتلافی دست راستی است، حمایت حزب جمهوری خلق را از دولت قطع کرد. ب. ت. ب. این‌که حزب عدالت هنوز در میان دو جناح لیبرال و محافظه کار خود تقسیم می‌شد، و حکومت‌های غیر حزبی به ظاهر نمی‌توانستند تروریست‌ها را سرکوب کنند و برنامه‌های اصلاحی جدید و مهمی را تحقق بخشند، تودۀ مردم به تدریج به حزب جمهوری خلق و نیز احزاب افراطی‌تر گرایش یافتند. برای احزاب بیش از هر زمان دیگر دشوار شد که اکثریتی کسب کنند، چه رسد به این‌که حکومتی هم‌آهنگ تشکیل دهند و از سیاستی معقولانه پیروی کنند. ۱۵. ۳۱ - انتخابات اکتبر ۱۹۷۳ در اکتبر ۱۹۷۳ انتخابات بار دیگر برگذار شد که نتایجی خلاف انتظار به بار آورد. ناظران سیاسی بر این عقیده بودند که پیروزی از آن حزب عدالت خواهد شد؛ اما این حزب از ۴۵۰ کرسی، تنها توانست ۱۴۹ کرسی به دست آورد. نتیجۀ به دست آمده، هر دو حزب را واداشت که برای تشکیل دولت درصدد کسب حمایت احزاب کوچک‌تر برآیند. هر چند حزب جمهوری خلق بیشترین آراء را به دست آورده بود، اما از آن‌جا که دیگر احزاب کوچک‌تر افراطی‌تر بودند، در آغاز از ائتلاف با آن‌ها اجتناب می‌کرد. بیشترین احتمال این بود که میان دو حزب عدالت و ملت که سیاست‌های مشابهی داشتند، ائتلاف صورت گیرد. سرانجام حزب جمهوری خلق با حزب رستگاری ملی که ۸/۱۱٪ از آراء و ۴۸ کرسی در مجلس را در اختیار داشت، دولتی ائتلافی تشکیل داد. اما این پیوندی ناپایدار بود که تنها مدت ۶ ماه تداوم داشت (فوریه تا سپتامبر ۱۹۷۴) و سرانجام این ائتلاف به سبب اختلاف نظرهای اساسی میان دو حزب بر سر سیاست‌های داخلی و خارجی از هم پاشید. حزب رستگاری ملی در واقع جانشین و وارث حزب نظام ملی بود که در ۱۹۷۰ م توسط نجم‌الدین اربکان ، عضو سابق حزب عدالت تأسیس شده بود؛ اختلاف نظر میان احزاب سیاسی، اوضاع داخلی را بیش از پیش دچار تشنج کرد. در طول دهۀ ۱۹۷۰م اکثریت عظیمی از مردم به یکی از احزاب بزرگ، خواه حزب جمهوری خلق چپ‌ میانه و خواه حزب عدالت راست میانه رأی دادند. با این وصف، بیشتر دولت‌ها ترکیبی بودند از یکی از این دو حزب با احزاب کوچک‌تر، اما افراطی‌تر. این الگو، نفوذ احزاب کوچک را بیش‌تر می‌کرد و بر مطالبات آن‌ها برای کسب امتیاز می‌افزود. در این دوره چهره‌های سرشناسی ترور شدند. فرار سرمایه و عدم امنیت جانی، اذهان مردم به ویژه صاحبان صنایع را نسبت به دموکراسی حاکم مشوش کرد. از نظر عوامل داخلی مشکلات موجود امنیتی، نفوذ ایالات متحدۀ آمریکا در اثر پیروزی حزب جمهوری خواه و چالش‌های موجود در منطقه که پس از انقلاب ایران بروز کرده بود، زمینه را برای کودتای ۱۹۸۰م مساعد ساخت. حزب رستگاری ملی در اوت ۱۹۸۰ تظاهراتی در شهر قونیه با شرکت ۸۰ هزار نفر بر پاداشت. ارتش به رهبری ژنرال کنعان اِورَن ــ که متقاعد شده بود دولت‌مردان غیرنظامی دیگر قادر نیستند از عهدۀ ادارۀ امـور برآیند ــ بار سوم در ۱۹۸۰م قاطعانه‌تر از ۱۹۷۱م دست به مداخله زد و اقدامات امنیتی را برای متوقف کردن خشونت سیاسی افزایش داد. برخی از احزاب به فعالیت پرداختند و انتخابات مجلس در ۱۹۸۳م برگذار شد. به رغم ادعای نظامیان دربارۀ «خطر اسلام» ارزیابی آنان این بود که به مبارزه خواندن دین، و سرکوب اهل دین نه ممکن است و نه سودمند. جامعه‌ای که درگیری‌های تند ایدئولوژیک و ستیزه‌های قومی و دینی، آن را به سوی از هم گسیختگی و پاشیدگی می‌راند. حقوق عطا شده در ۱۹۶۱م را ــ به خصوص با ممنوع کردن آن حقوقی که با استفاده از آن‌ها قانـون اساسی تضعیف می‌شد ــ محدود کرد. به موجب این قانون اساسی ژنرال کنعان اورن به ریاست جمهوری انتخاب گردید. او برای محدود کردن نفوذ احزاب کوچک، نمایندگی پارلمانی برای هر حزبی را که کمتر از ۱۰٪ آراء را به دست می‌آورد، لغو کرد. انتخابات با شرکت تمام احزاب در ۱۹۸۳م برگذار شد و برندۀ انتخابات هیچ‌کدام از دو حزبی که ارتش آن‌ها را ترجیح می‌داد، نبود، بلکه حزب مام میهن به رهبری تورگوت اوزالِ، فن سالار و متصدی و سرپرست برنامۀ اقتصادی کشور اکثریت را در این انتخابات به دست آورد. اوزال در گفت‌ و گو با نهادهای مالی بین‌المللی چیره‌دستی نشان داده، و در آخرین دولت دمیرل پیش از کودتای ۱۹۸۰م مشاور اقتصادی او بود. اما پس از کودتا اقبال به او روی آورد، و به وزارت، نخست وزیری و سپس در ۱۳۶۸ش/۱۹۸۹م به ریاست جمهوری رسید. بینش اجتماعی اوزال که در چهارچوب گرایشی در اسلامِ ترک جای می‌گرفت، با دیدگاه‌های نظامیان متفاوت بود. او به تقدم فرهنگ بر سیاست و فرد در جامعه و دولت باور داشت. با روی کارآمدن دولت اوزال طی یک رشته اصلاحات اجتماعی، تلاش شد که تعادلی میان روند رو به رشد و گسترش غرب‌گرایی، و فرهنگ سنتی مذهبی جامعه برقرار گردد، و تدابیری نظیر تعقیب و مجازات اهانت‌کنندگان به مقدسات مردم و اماکن مقدس و محدودیت در فروش مشروبات الکلی اتخاذ شد. برنامۀ وی رشد تولید سرانۀ ناخالص داخلی را حفظ، و به نحو چشمگیری نرخ رشد صادرات را دو برابر کرد. با این همه، به مرور زمان انتقاد از وی نیز رو به فزونی نهاد، و حمایت از او کاستی گرفت. پس از پایان ممنوعیت فعالیت سیاسیِ سیاست‌مداران قدیمی در ۱۹۸۷م احزاب نوینی شبیه به احزاب قدیم پای به عرصۀ سیاست نهادند. با پایان یافتن اقتدار سیاسی تورگوت اوزال هر چند در مقام ریاست جمهوری باقی ماند، اما یلدرم آق بلوت از حزب مام میهن به عنوان نخست وزیر جدید کابینۀ دولت را تشکیل داد. اما دولت وی چندان دوامی ‌نیاورد، و جناح دیگر آن حزب به رهبری مسعود یلماز حکومت را به دست گرفت. انتخابات سال ۱۳۷۰ش/۱۹۹۱م به تشکیل دولتی ائتلافی با رهبری سلیمان دمیرل از حزب راه راست (باز ساختۀ حزب عدالت) انجامید. ۱۵. ۳۵ - رئیس جمهوری سلیمان دمیرل در ۱۹۹۳م به دنبال فوت تورگوت اوزال، سلیمان دمیرل به ریاست جمهوری انتخاب گردید. اما نشانه‌های تغییر، جملگی معطوف به مسیری واحد نبود. در دهۀ ۱۹۹۰م بود که حزب رفاه (بازسازی شدۀ حزب رستگاری ملی) به رهبری نجم‌الدین اربکان تا انتخابات ۱۹۹۱م در خارج از مجلس به مخالفت‌های خود ادامه داد. سرانجام در انتخابات همان سال با ائتلاف با حزب ملی‌گرای کار به مجلس راه یافت و تا ۱۹۹۵م به مخالفت در درون مجلس پرداخت. با این‌ همه، حزب رفاه موفق به تشکیل کابینه با دو حزب راه راست به رهبری چیللر و مام میهن به رهبری مسعود یلماز نگردید. در نتیجه پس از مدتی این دو حزب با یکدیگر ائتلاف نمودند و دولت را تشکیل دادند. اما عمر این دولت ائتلافی بسیار کوتاه بود. سلیمان دمیرل رئیس‌ جمهور پس از گفت و گوهای طولانی، از حزب رفاه دعوت کرد که دوباره برای تشکیل دولت تلاش کند. حزب رفاه در سازمان‌دهی مردم و در ادامۀ خدمات در مناطقی‌که قدرت را در دست داشت، از رقیبان خود پیشی گرفته‌ بود. در حالی‌ که‌ نیمۀ ‌چپ طیف ‌سیاسی‌ ترکیه‌ به ‌سبب پراکندگی و نبود ایده‌هایی مناسب زمان، بعد از جنگ سرد، تقریباً در حال نزع بود. اما یک سال بعد مخالفت هواداران حکومت غیرمذهبی، به خصوص ارتش، اربکان را ناگزیر از کناره‌گیری کرد، در حالی که اتهام فساد مالی از همه سو متوجه چیللر بود. پس از آن مسعود یلماز رهبر جناح دیگر حزب مام میهن مأمور تشکیل دولت شد که دوران نخست وزیری وی تا ۱۹۹۹م طول کشید. لهجه‌های مختلف موجود در آناتولی و روم ایلی تحت تأثیر سوادآموزی و رسانه‌های عمومی، و ارتقای فرهنگ عمومی از میان رفته‌اند. زبان ترکی سومین زبان جهان اسلام است و از نظر اهمیت فرهنگی و ادبی پس از زبان‌های عربی و فارسی قرار می‌گیرد. ترکی از شاخۀ زبان‌های آلتایی است و با زبان‌هایی ارتباط دارد که آن‌ها را اورال ـ آلتائیک می‌نامند که شامل مغولی ، منچویی ، ترکی و تاتاری است. از این‌رو، اولیای امور بر آن شدند که زبان ترکی را از واژگان فارسی و عربی بزدایند. در آن سال‌ها واژه‌های خارجی در زبان نوشتاری که حدود ۶۰٪ بود، به ۲۰ تا ۲۵٪ کاهش یافت و حدود۷- ۸ هزار اصطلاح علمی که در دورۀ عثمانی همه عربی بود، به ترکی برگردانده شد. زبان پیرایان بر آن شدند که بجز واژه‌های فارسی و عربی که از زبان ترکی خارج می‌کنند، مقداری از واژه‌های غیرمصطلح ترکی و یا به عبارت دیگر لغات «مرده» را زنده سازند. آنان هرچند به برخی از لغات ترکی معانی تازه‌ای دادند، و شماری واژه با ریشۀ ترکی ساختند، برخی لغات فرانسه ، آلمانی و اندکی انگلیسی نیز در زبان خود گنجانیدند. حذف کلمات عربی و فارسی موجود از زبان ترک‌ها چنان تغییری در زبان آنان به وجود آورد که اختلاف میان ترکی ۱۹۲۰م با ترکی امروز، به مراتب بیش از اختلاف انگلیسی امروز با انگلیسی ۶۰۰ سال پیش است. با این همه، هنوز هم شمار بسیاری لغت فارسی و عربی در ترکی وجود دارد. به ویژه در اشعاری که سروده می‌شود، به کار‌گیری این لغات چشمگیرتر است. ۱۵. ۳۷ - تئاتر هر چند ترکان از دورۀ تنظیمات عثمانی به تئاتر و نمایش‌های صحنه‌ای علاقه‌ای مفرط نشان می‌دادند و محیطی مناسب برای پیشرفت آن فراهم آوردند، اما با این حال در آن دوره تئاتر هیچ‌گاه از حد نمایش‌های عامه‌پسند تجاوز نکرد و هدف اصلی آن سرگرمی و وسیله‌ای برای تفریح عامۀ مردم بود. نمایشنامه‌های ترک‌ها که از دورۀ تنظیمات عثمانی به بعد رایج شده بود، با این‌که تحت تأثیر غرب قرار گرفته بود، هنوز به سنت‌های ترکی پایبند بود. با مطالعۀ دوران عثمانی می‌توان چند دورۀ مشخص و کاملاً غنی در حیطۀ تئاتر قائل شد، از جمله «قره گوز» که در واقع مبنای اصلی سینما بود و بازیگران مقوایی به رنگ‌های مختلف به شکل عروسک‌هایی از پشت پردۀ نورانی ظاهر می‌شدند. دیگر «بازی‌های جنگی» بود که البته تنها بازی و عملیات جنگی نبودند، و صحنه‌های حقیقی جنگ دریایی و تصرف شهرها را نشان می‌دادند. سوم «اورتا اویون» یا «کول اویون»، نمایشنامه‌هایی بود که از حوادث شهرها و یا محلات، و گاهی آمیخته با شوخی‌ها و افسانه‌ها اقتباس می‌شد. این نمایشنامه‌ها هیچ‌گاه پیش‌تر تدوین و تنظیم نمی‌شد و بازیگران به دلخواه خود هرچه را که می‌خواستند در موقع بازی می‌گفتند. بازیگران ترک عضو دسته‌های منظم و مشخصی بودند که حرفۀ آن‌ها فقط تئاتر بود و از میان افراد تربیت شده برای این کار انتخاب می‌شدند. با این همه، هنر تئاتر در عثمانی هنوز مراحل اولیه را سیر می‌کرد، اما در دورۀ جمهوری اولین آثار و تئاترهای ملی که اصولاً جنبۀ محلی داشت و به هیچ وجه تقلید و یا اقتباس از آثار اروپایی نبود، ظهور کرد. فعالیتهای تئآتر با عنوان «تئاتر بزرگ دولت» آغاز شد. ۱۵. ۳۸ - موسیقی موسیقی سنتی و فولکلوریک ترکیه‌ به‌طور کلی شرقی است و از معنی و مفهوم حقیقی آهنگ موزون برخوردار است و هنگامی‌ که با آواز همراه باشد، با ارتعاشات گوشه‌های آن هماهنگی می‌کند و می‌توان آن را به سه دستۀ موسیقی مذهبی و عرفانی، فولکلوریک و موسیقی اماکن عمومی مانند قهوه‌خانه‌ها و کاباره‌ها تقسیم کرد. هرچند موسیقی سنتی به شدت با نفوذ موسیقی غربی به مبارزه برخاست، اما نتوانست راه را بر آن سد کند. در این میان نیز دارالتعلیم موسیقی موجود در استانبول با گسترش فعالیت‌هایش به صورت کنسرواتوار وابسته به شهرداری درآمد. شعر غنایی که در اپرا از آن استفاده می‌شد، نخستین‌بار در ۱۹۳۴م روی صحنه آمد، و در ۱۹۴۰م برای گسترش باله و اپرا، مؤسسه‌ای وابسته به کنسرواتوار دولتی آنکارا دایر گردید. مهم‌ترین این ارکستر سمفونیها، ارکستر سمفونی ریاست جمهوری است که ریشه در مدرسۀ همایونی موسیقی دارد که در ۱۸۲۶م دایر گشته بود. ۱۵. ۳۹ - سینما نخستین فیلم سینمایی در ۱۸۹۶م در کاخ «یلدز» (ستاره) واقع در استانبول به نمایش گذارده شد و یک سال بعد در محلۀ «بَی اوغلی» و «شهزاده باشی» استانبول در معرض تماشای عمومی قرار گرفت. نخستین سالن سینما در ۱۹۰۸م گشایش یافت، و نخستین فیلم ترکی نیز توسط فؤاد اُوزکنای در ۱۹۱۴م ــ کـه فیلمـی مستنـد بـود ــ ساختـه شد. در سال‌های جنگ جهانی اول فیلم‌های مستند بسیاری از طرف «ادارۀ سینمای اردوی مرکز» ساخته شد. نخستین فیلم‌های موضوعی به نام‌های «جاسوسی» و «پنجه» در ۱۹۱۷م توسط سداد سماوی ساخته شد. او در فاصلۀ سال‌های ۱۹۲۳- ۱۹۲۵م، ۱۷ فیلم را کارگردانی کرد. نخستین فیلم غیرصامت باز در همین دوره توسط همان کارگردان روی صحنه آمد. نخستین فیلم رنگی در دهۀ ۱۹۵۰ ساخته شد. پس از مشروطیت دوم (۱۹۰۸م) که اندیشۀ ملی‌گرایی نضج بیشتری گرفت، معماری عثمانی نیز از تأثیر معماری غرب به تدریج رهایی یافت و عناصری از معماری کلاسیک عثمانی را وارد معماری ترکیۀ جدید نمود و سبک نوینی به وجود آورد. معماری کلاسیک عثمانی با سر ستون‌ها و ایوان‌هایش، در دورۀ جمهوری نیز پذیرفته شد. شهر کوچک آنکارا در ۱۹۲۳م به عنوان پایتخت تعیین گردید. در زمان گذر از امپراتوری عثمانی به ترکیۀ جدید، رژیم جدید در صدد برآمد تا با تغییراتی بنیادین این شهر را به صورت امروزی درآورد. آرامگاه آتاتورک که طرح آن میان مشهورترین مهندسان اروپایی به مسابقه گذارده شد، از مهم‌ترین بناها و آثار دورۀ جمهوری است. آتاتورک از نظر هنر معماری دو هدف را دنبال می‌کرد، یکی زینت بخشیدن به شهرها و میدان‌ها با مجسمه‌، و دیگری احداث شهرهای جدید. در ۱۹۲۶م آتاتورک در استانبول از مجسمۀ خود که توسط مجسمه‌سازی ونیزی ساخته شده بود، پرده‌برداری کرد و به دنبال آن دو مجسمۀ دیگر از خود، اثر مجسمه‌سازان ایتالیایی در آنکارا برپا کرد، اما تنها به این کارها اکتفا نشد و با ساختن بناهای یادگاری به تدریج آنکارا چهره‌ای غربی به خود گرفت که به هیچ وجه ارتباطی با هنر ترک نداشت، بلکه تظاهری بود از روحیۀ هنری، سیاسی و اجتماعی آن. برای ساختن مدارس و یا دانشگاه از طرف وزارت تعلیم و تربیت ملی ارنست آرنولداگلی که به عنوان مشاور برگزیده شده بود، مؤثرترین نمونه‌های معماری را ارائه داد که سبب ساخت بناهایی گردید که تا ۱۹۵۵م، تنها تکنیک بین‌المللی مورد قبول بود. استادان معماری از استرالیا و آلمان برای کار در دانشگاه فنی استانبول استخدام شدند و تا ۱۹۴۰م استادی این دانشگاه را برعهده داشتند. از آن جمله است: ساختمان دانشکدۀ زبان، تاریخ و جغرافیا (دانشکدۀ ادبیات)، کاخ ریاست جمهوری، و سدّ چوبوک. ویژگی کلی معماری در این دوره دنباله‌روی و اجرای معماری غربی بود. رابطه با غرب در دورۀ معماری ملی تنها منحصر به استفاده از معماری آلمان نشد و تا دیگر سرزمین‌های اروپایی و آمریکا گسترش یافت. نخستین کسانی که از معماری ملی دورۀ دوم دور شدند، امین اونات و سداد حقی‌الدم بودند که کاخ دادگستری استانبول را طراحی کردند. اما از میان معمارانی که کارهای آنان ویژگی‌های دورۀ پس از ۱۹۵۹م را منعکس می‌کند، باید از بهروز چینی‌چی، تئومان انور توکای، اورخان بوزقورت، اوزخان بولاق و غضنفر بکَنَ نام برد. ۱۵. ۴۱ - هنرهای زیبا در سال‌های تأسیس نظام جمهوری، در هنر نقاشی در حد امکانات موجود، پیشرفت‌هایی دیده می‌شد. آنان تحت تأثیر هنر نقاشی غرب قرار داشتند و نقاشانی نظیر چالی ابراهیم، آثاری به وجود آوردند که در آن‌ها نور و رنگ نقشی اساسی داشتند؛ و نیز حکمت اونات در آثار خود مناظر کهن استانبول و تابلوهای دورنما را احیا کرد. هنرمندان نقاشی در این دوره و نسل نقاشانی که در فرانسه تعلیم یافته بودند، جریان هنر معاصر غرب را بیش‌تر پی گرفتند و به سبک و شیوۀ کوبیسم علاقه نشان دادند. در میان این نقاشان کسانی بودند که از مکتب هنرمندانی مانند عابدین دینو، نظمی ضیاء و حکمت اونات بهره برده بودند و نقاشانی چون مالک آقسل، عارف کاپیتان و صبری بَرکل ترکیب هنر نقاشی غرب را با نقاشی ادبی آمیختند. پس از جنگ جهانی دوم، هنرمندان جوان این رشته از هنرهای زیبا، گروه‌های هنری مدرن به وجود آوردند. بدین ‌جهت شمار کسانی که به این هنر علاقه داشتند، از زمان افتتاح بخش مجسمه‌سازی در مدرسۀ «صنایع نفیسه» تا سال‌های تشکیل جمهوری بسیار محدود بود. مجسمه‌سازان ترک پس از ۱۹۵۰م در کل به سوی سبک تجرید گرایش پیدا کردند. از میان مجسمه‌سازان خارجی که بیشترین مجسمه‌ها را ساختند، باید از پیترو کانونیکای هلندی نام برد. در آموزش هنر مجسمه‌سازی از متخصصان خارجی بهره‌گیری شد؛ با این‌همه، خود ترک‌ها نیز به تدریج به مرحله‌ای از استعداد آموزش رسیدند. در این زمان سعید چلبی، پسر ییرمی سگیز محمد چلبی، سفیر عثمانی در فرانسه، نخستین چاپخانه در این کشور را تأسیس کرد. اولین کتاب مصوری که در این چاپخانه به طبع رسید، تاریخ هند غربی و نخستین کتاب دارای نقشه و نقاشی، کتاب جهان‌نما بود. در دورۀ مشروطیت دوم با آزادی مطبوعات و خبررسانی، شمار روزنامه و نشریات فزونی گرفت. با تشکیل نظام جمهوری، هنرهای گرافیکی توسعه یافت. آکادمی هنرهای زیبا و مدرسۀ عالی هنرهای زیبای تطبیقی مؤسساتی بودند که در این دوره به آموزش هنر گرافیک می‌پرداختند. از دیگر هنرهایی که می‌توان برشمرد، هنر حکاکی است که تاریخچۀ آن را به ۱۸۸۲م می‌توان رساند. آموزش این هنر از ابتدا تحت نظر هنرمندان اروپایی صورت می‌گرفت، اما به سبب علاقۀ اندکی که به این هنر نشان داده شد، آموزشگاه آن در ۱۹۲۴م تعطیل گردید. بعدها با افزایش امکانات، با تأسیس انستیتو آموزشی غازی در ۱۹۴۷م، این هنر دوباره مورد توجه قرار گرفت و از ۱۹۷۵م به بعد آموزش آن در آکادمی هنرهای زیبا (دانشگاه معمارسنان بعدی) دوباره آغاز شد. در سدۀ ۱۹م با جان گرفتن دوبارۀ مطبوعات، توجه نشریات طنز به کاریکاتور در اندک زمانی بیش‌تر شد. کاریکاتور اولین بار در دورۀ مشروطیت اول در نشریات استانبول جایگاهی برای خود یافت و در ۱۸۷۰م در مجلۀ دیوژن که نشریه‌ای فکاهی بود، اعتبار ‌یافت. در زمان سلطان عبدالحمید دوم، نشریات فکاهی تعطیل شد. از این‌رو، کاریکاتور نیز برای مدتی از نشریات حذف گردید، اما در دورۀ «ترکان جوان» طرفداران آن از کاریکاتور برای بیان خواسته‌های خود استفاده کردند. بیشتر این نشریات در خارج چاپ و منتشر می‌شد. در ۱۹۶۰م، پس از آن‌که حزب دموکرات از اقتدار افتاد، فضایی بازتر برای هنر کاریکاتور از نو پیدا شد. کاریکاتوریست‌ها در ۱۹۶۹م با تشکیل انجمنی سازمان یافتند. این انجمن با برپایی نمایشگاه و مسابقاتی، سبب پیشرفت و گسترش صنعت کاریکاتور فنی شد. ۱۵. ۴۲ - هنرهای دستی تا سدۀ ۱۹م، طی قرن‌های متمادی «ارباب هنر» قابل احترام‌ترین صنف از گروه‌های مردم به حساب می‌آمدند. در ربع آخر سدۀ ۱۸م با راه یافتن تکنولوژی غربی به عثمانی و گسترش آن در سدۀ ۱۹م و سپس توسعۀ آموزش عالی در سدۀ ۲۰م و تدریس علوم فنی ـ مهندسی در دانشگاه‌ها، از توجه به صنایع دستی کاسته شد و هنرمندان و استادکاران آن مهجور ماندند. بدین‌ترتیب، از شمار هنرمندان کارآمد و با استعداد هنرهای دستی و سنتی کاسته شد و به سبب افزایش تولیدات ماشینی و کارخانه‌ای شاخه‌هایی از هنرهای ظریف از میان رفت. در هنرهای چینی‌سازی، کاشی‌کاری و سرامیک با بسته شدن و تعطیلی کوره‌های «ازنیک» تولید کاشی و چینی آن به تاریخ پیوست. در قالی‌بافی به علت تقاضای بالای داخلی و خارجی به فرش ماشینی روی آورده شد که در بافت آن طرح‌ها و نقش‌مایه‌های‌ سنتی جایگاه خود را حفظ کرد. تولیدات فلزکاری به کارخانه‌ها کشیده شد. اما هنر مینیاتور ، تذهیب و جلدسازی با تلاش استادان این هنرها هنوز زنده نگاه داشته شده‌ است. هنر خطاطی به رغم تغییر الفبا و یا انقلاب خط به علت فعالیت استادان اندک آن هنوز در سطحی محدود به حیات خود ادامه می‌دهد. در کنار اینها طرح‌های برگرفته از مفاهیم مجرد، نظیر درخت زندگی و یا دروازۀ جهان هم کاربرد دارد. دست در بدو امر به عنوان علامت انسان، و نماد اسلام ، یعنی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) ، ۴ خلیفه و حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) ، و ستاره‌های چند پر، اشکال چند ضلعی و یا طرح‌های متنوع و نقش‌مایه‌هایی از اشکال مختلف هندسی از دیگر نقوش مورد استفاده است. ۱۵. ۴۳ - نساجی از اواخر سدۀ ۱۹م، تولید کارخانه‌ای منسوجات در عثمانی آغاز ‌گردید. در دورۀ جمهوری برای کاهش واردات پارچه، چند کارخانۀ بافندگی تأسیس و بدین‌سان بر میزان تولید افزوده شد؛ به‌ویژه از ۱۹۳۳م به بعد کارخانه‌های مختلف نساجی در شهرهای مختلف، از جمله باقرکوی، قیصری، بورسه، ملطیه و اسکی‌شهر دایر شد. در دهۀ ۱۹۶۰م با مشارکت بخش خصوصی، صنایع و تولیدات نساجی و بافندگی رشد و گسترش بسیار یافت و در طراحی پارچه نیز تحولاتی روی داد. برای آموزش طراحان، بخش یا دپارتمانی ویژۀ طراحی پارچه در آکادمی هنرهای زیبا، به ویژه از ۱۹۴۰م به بعد دایر شد. در ۱۹۵۷م نیز، دپارتمان نساجی در آموزشگاه تطبیقی هنرهای زیبا و در ۱۹۷۷م در دانشکدۀ هنرهای زیبای در دانشگاه اژه، واقع در ازمیر افتتاح گردید. استادان نساجی در طراحی نقوش پارچه از طرح‌های بومی نیز استفاده کردند. ۱۵. ۴۴ - موزه‌ها و مراکز اسناد و کتابخانه‌ها ب. ت. ب. این‌که امپراتوری عثمانی خود را وارث امپراتوری بیزانس می‌دانست، افزون بر آنچه خود از نظر بناهای تاریخی به وجود آورده بود، آثار هنری و بناهای برجای مانده از دورۀ امپراتوری بیزانس را نیز حفظ نمود. از این‌رو، آثار هنری بسیاری را به دوران جمهوریت منتقل کرد. کلیسای «سنت صوفی» که در زمان عثمانیان تبدیل به مسجد ایاصوفیه شد، در دورۀ جمهوریت به صورت موزۀ هنرهای بیزانس درآمد. موزۀ کاخ توپکاپی، موزۀ آثار باستانی استانبول و دُلمه باغچه از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین موزه‌های شهر استانبول است. عثمانی تا اشاعۀ نفوذ روش‌های اداری غرب در قرن ۲۰م، تنها مملکت منطقه بود که از اواسط قرون وسطی تا آن عصر تداوم سیاسی خود را از دست نداده بود. از این‌رو، سوابق و بایگانی‌اش نیز کم و بیش دست نخورده باقی ماند. در استانبول صدها کتابخانه‌ وجود داشته است که از راه ادغام، امروزه در ۱۷ کتابخانه استقرار یافته‌اند و می‌توان از کتابخانۀ سلیمانیه، کتابخانۀ موزۀ باستان‌شناسی، کتابخانۀ ایاصوفیه، کتابخانۀ دولتی بایزید و کتابخانۀ شهرداری نام برد. بناهای تاریخی، آثار باستانی باقی‌مانده از دوران گذشته به ویژه بیزانسی‌ها، مساجد، موزه‌ها، شهرهای کهن نظیر استانبول و ویرانه‌های شهرهای کهن دیگر، از عوامل جذب جهانگرد به شمار می‌آیند. در ۱۹۴۹م ادارۀ مدیریت کل توریسم و نشر مطبوعات وابسته به نخست‌وزیری تشکیل شد. سازمان‌های توریستی وابسته به بخش خصوصی عموماً سندیکایی دارند که مهم‌ترین آن‌ها سندیکای کارفرمایی صنعت توریسم و سندیکای کارفرمایی هتل و رستوران است. سهم عایدات حاصل از توریسم همواره یکـی از منابع تأمین مالی در جهت صنعتی کردن کشور محسوب گردیده است. اروپایی‌ها به وسیله ترک‌ها قهوه را شناختند. گل‌های زیبای لاله که امروزه مرکز پرورش آن در هلند است برای اولین بار در سال‌های ۱۵۰۰ میلادی از استانبول به وین و از آنجا به هلند برده شده است. کلیسای reteP. هر ساله در ۲۹ ژوئن، مسیحیان از سراسر جهان برای زیارت به این مکان سفر می‌کنند. این مکان میزبان زیارت گران مسیحی از سراسر دنیا م. ب.. آناتولی، محل تولد تعداد زیادی از شخصیت‌های افسانه‌ای چون هومر شاعر ، پادشاه میداس، هرودوت و luaP. salohciN. tS که امروزه به بابا نوئل معروف است، در منطقه) ermeD سواحل دریایی مدیترانه) به دنیا آمده و در آنجا زندگی خود را سپری کرده است. مردم معتقدند تابوتی که در کلیسای salohciN. tS قرار دارد متعلق به بابا نوئل م. ب.. ۱۴. منبع: شرق نزدیک در تاریخ، ج۱، ص۵۱۹، ترجمۀ قمر آریان، تهران، ۱۳۵۰ش · ج۱، ص۸۸، ۱۹۹۰ · ج۲، ص۳۲۷-۳۳۰، ۱۹۸۷ · آتاتورک، ج۱، ص۲۷، ترجمۀ حمید نطقی، تهران، ۱۳۴۸ش · IA، ج۱۲، ص۳۸۲ · ج۲، ص۳۲۵_۳۲۹، ۱۹۸۷ · ج۱، ص۵۲۷، ed PM Holt، et al، Cambridge، ۱۹۸۰، vol Ib · ج۲، ص۳۳۰-۳۳۲، ۱۹۸۷ · ج۲، ص۳۲۹، ۱۹۸۷ · ظهور ترکیۀ نوین، ج۱، ص۳۳۷، ترجمۀ محسن علی سبحانی، تهران، ۱۳۷۲ش · دولت عثمانی از اقتدار تا انحلال، ج۱، ص۱۹۰، ترجمۀ رسول جعفریان، قم، ۱۳۷۹ش · ۱۹۹۲، ج۱۲، ص۳۶۹ · شرق نزدیک در تاریخ، ج۱، ص۵۲۰، ترجمۀ قمر آریان، تهران، ۱۳۵۰ش · ج۱، ص۲۹، ۱۹۸۱ · تاریخ ترکیه، ج۱، ص۳۹۰، ترجمۀ سعید نفیسی، تهران، ۱۳۱۶ش · ج۱، ص۳۰، ۱۹۸۱ · ج۲، ص۳۴۳، ۱۹۸۷ · ظهور ترکیۀ نوین، ج۱، ص۳۴۶-۳۴۷، ترجمۀ محسن علی سبحانی، تهران، ۱۳۷۲ش · ظهور ترکیۀ نوین، ج۱، ص۳۴۷- ۳۴۸، ترجمۀ محسن علی سبحانی، تهران، ۱۳۷۲ش · ج۱، ص۴۳۹-۴۴۰، ۱۹۵۹ · ج۱، ص۴۶، ۱۹۸۰ · آتاتورک، ج۱، ص۱۱۳، ترجمۀ حمید نطقی، تهران، ۱۳۴۸ش · ج۱، ص۴۴، ۱۹۸۱ · ج۱، ص۵۲-۵۳، ۱۹۸۰ · ج۲، ص۳۴۶، ۱۹۸۷ · ج۱، ص۵۲۹، ed PM Holt، et al، Cambridge، ۱۹۸۰، vol Ib · ظهور ترکیۀ نوین، ج۱، ص۳۵۱-۳۵۲، ترجمۀ محسن علی سبحانی، تهران، ۱۳۷۲ش · IA، ج۱۲، ص۳۸۷ · ج۳، ص۳۵۷-۳۵۸، ۱۹۸۷ · دولت عثمانی از اقتدار تا انحلال، ج۱، ص۱۹۱، ترجمۀ رسول جعفریان، قم، ۱۳۷۹ش · ج۳، ص۳۴۹، ۱۹۸۷ · ج۱، ص۴۴۰-۴۴۱، ۱۹۵۹ · جریانهای بزرگ تاریخ معاصر، ج۱، ص۳۶، ترجمۀ رضا مشایخی، تهران، ۱۳۵۷ش · جمهوری اول ترکیه، ج۱، ص۷۵، ترجمۀ ایرج امینی، تبریز، ۱۳۴۷ش · ظهور ترکیۀ نوین، ج۱، ص۳۵۵، ترجمۀ محسن علی سبحانی، تهران، ۱۳۷۲ش · جمهوری اول ترکیه، ج۱، ص۷۶، ترجمۀ ایرج امینی، تبریز، ۱۳۴۷ش · ظهور ترکیۀ نوین، ج۱، ص۳۵۵_۳۵۶، ترجمۀ محسن علی سبحانی، تهران، ۱۳۷۲ش · جریانهای بزرگ تاریخ معاصر، ترجمۀ رضا مشایخی، ج۱، ص۴۰، تهران، ۱۳۵۷ش · جمهوری اول ترکیه، ج۱، ص۷۷، ترجمۀ ایرج امینی، تبریز، ۱۳۴۷ش · ظهور ترکیۀ نوین، ج۱، ص۳۵۶، ترجمۀ محسن علی سبحانی، تهران، ۱۳۷۲ش · ۱۹۹۲، ج۷، ص۳۷۰ · ج۱، ص۵۳۲-۵۳۳، ed PM Holt، et al، Cambridge، ۱۹۸۰، vol Ib · ج۱، ص۱۷۴، ۱۹۸۰ · ج۲، ص۳۶۵، ۱۹۸۷ · ج۱، ص۱۷۵-۱۷۶، ۱۹۸۰ · ج۱، ص۲۴۹، Ankara، ۱۹۷۱ · ج۲، ص۳۶۵-۳۶۷، ۱۹۸۷ · ج۱، ص۱۷۸-۱۷۹، ۱۹۸۱ · ج۱، ص۵۳۳، ed PM Holt، et al، Cambridge، ۱۹۸۰، vol Ib · تاریخ خاورمیانه، ج۱، ص۱۲۴، ترجمۀ ‌هادی جزایری، تهران، ۱۳۳۷ش · ج۱، ص۱۷۶-۱۷۷، ۱۹۸۰ · ترکیه در یک نگاه، ج۱، ص۱۲۳_۱۲۵، تهران، ۱۳۷۸ش · ترکیه در یک نگاه، ج۱، ص۱۷، تهران، ۱۳۷۸ش · ج۱، ص۵۳۴-۵۳۶، ed PM Holt، et al، Cambridge، ۱۹۸۰، vol Ib · ج۱، ص۲۳۶، ۱۹۸۰ · قومیت‌گرایی کرد، ترجمۀ عبدالله عبدالله‌زاده، ج۱، ص۶۱، تهران، ۱۳۸۱ش · قومیت‌گرایی کرد، ترجمۀ عبدالله عبدالله‌زاده، ج۱، ص۶۲، تهران، ۱۳۸۱ش · کردستان ترکیه، ترجمۀ نامیق صفی‌زاده بورکه‌یی، ج۱، ص۵۱، تهران، ۱۳۷۹ش · ج۱، ص۱۸۰، ۱۹۸۱ · «دین و دولت در ترکیه: از تنظیمات تا امروز»، نگاه نو، ج۱، ص۱۸، تهران، ۱۳۷۴ش، شم‌ ۲۵ · تاریخ جوامع اسلامی، ترجمۀ محسن مدیر شانه‌چی، ج۲، ص۸۴، مشهد، ۱۳۷۶ش · ۱۹۹۲، ج۱۲، ص۳۷۱ · ج۱، ص۵۳۵، ed PM Holt، et al، Cambridge، ۱۹۸۰، vol Ib · جمهوری اول ترکیه، ج۱، ص۸۷_۸۸، ترجمۀ ایرج امینی، تبریز، ۱۳۴۷ش · ج۱، ص۴۴۶-۴۴۸، ۱۹۵۹ · جهان در قرن بیستم، ج۱، ص۳۳۱، ترجمۀ بهرام معلمی، تهران، ۱۳۷۹ش · ج۱، ص۵۳۸-۵۳۹، ed PM Holt، et al، Cambridge، ۱۹۸۰، vol Ib · تاریخ خاورمیانه، ج۱، ص۱۳۰، ترجمۀ ‌هادی جزایری، تهران، ۱۳۳۷ش · تاریخ خاورمیانه، ج۱، ص۱۳۰_۱۳۱، ترجمۀ ‌هادی جزایری، تهران، ۱۳۳۷ش · تاریخ خاورمیانه، ترجمۀ ‌هادی جزایری، تهران، ۱۳۳۷ش · ج۱، ص۱۹۴، ۱۹۸۱ · ج۲، ص۳۸۶، ۱۹۸۷ · آتاتورک، ترجمۀ حمید نطقی، ج۱، ص۱۴۵-۱۴۸، تهران، ۱۳۴۸ش · جامعه‌شناسی غرب‌گرایی، ج۱، ص۱۸۸، تهران، ۱۳۷۷ش · ج۲، ص۳۸۷، ۱۹۸۷ · «دین و دولت در ترکیه: از تنظیمات تا امروز»، نگاه نو، ج۱، ص۲۰، تهران، ۱۳۷۴ش، شم‌ ۲۵ · ۱۹۹۲، ج۱۲، ص۳۷۲ · مسئلۀ کرد و روابط ایران و ترکیه، ج۱، ص۴۳، ترجمۀ ابراهیم یونسی، تهران، ۱۳۸۰ش · قومیت‌گرایی کرد، ج۱، ص۶۴-۶۵، ترجمۀ عبدالله عبدالله‌زاده، تهران، ۱۳۸۱ش · ج۲، ص۳۹۶، ۱۹۸۷ · IA، ج۱۲، ص۴۰۱ · جهان در قرن بیستم، ج۱، ص۶۸۴، ترجمۀ بهرام معلمی، تهران، ۱۳۷۹ش · ج۱، ص۵۴۴-۵۴۵، ed PM Holt، et al، Cambridge، ۱۹۸۰، vol Ib · تاریخ جوامع اسلامی، ترجمۀ محسن مدیر شانه‌چی، ج۲، ص۸۵، مشهد، ۱۳۷۶ش · ج۱، ص۵۶۷، مشهد، ۱۳۶۹ش · جمهوری اول ترکیه، ج۱، ص۱۲۳، ترجمۀ ایرج امینی، تبریز، ۱۳۴۷ش · ج۱، ص۵۴۶-۵۴۷، ed PM Holt، et al، Cambridge، ۱۹۸۰، vol Ib · درآمدی بر روابط بین‌الملل، ترجمۀ عباس آگاهی، ج۱، ص۲۷۲، مشهد، ۱۳۷۶ش · ترکیه، ج۱، ص۱۴۱-۱۴۲، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه، تهران، ۱۳۷۴ش · «دین و دولت در ترکیه: از تنظیمات تا امروز»، نگاه نو، ج۱، ص۲۳، تهران، ۱۳۷۴ش، شم‌ ۲۵ · ج۲، ص۴۰۹، ۱۹۸۷ · ج۱، ص۵۴۸، ed PM Holt، et al، Cambridge، ۱۹۸۰، vol Ib · ترکیه، ج۱، ص۱۶۰، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه، تهران، ۱۳۷۴ش · جهان در قرن بیستم، ج۱، ص۶۸۴_۶۸۵، ترجمۀ بهرام معلمی، تهران، ۱۳۷۹ش · ترکیه، ج۱، ص۱۴۲، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه، تهران، ۱۳۷۴ش · ج۲، ص۴۰۵-۴۰۶، ۱۹۸۷ · » Siyasi tarih (۱۹۶۰، ۱۹۸۰) «، Türkiye tarihiçağaԫ Türkiye ۱۹۰۸-۱۹۸۰، ج۱، ص۱۹۴-۱۹۵، Istanbul، ۱۹۹۰ · » Siyasi tarih (۱۹۶۰، ۱۹۸۰) «، Türkiye tarihiçağaԫ Türkiye ۱۹۰۸-۱۹۸۰، ج۱، ص۱۹۸-۱۹۹، Istanbul، ۱۹۹۰ · کردستان ترکیه، ترجمۀ نامیق صفی‌زاده بورکه‌یی، ج۱، ص۷۸، تهران، ۱۳۷۹ش · ج۲، ص۴۱۶-۴۱۷، ۱۹۸۷ · ۱۹۹۲، ج۱۲، ص۳۷۳ · ج۲، ص۴۲۱-۴۲۲، ۱۹۸۷ · ج۲، ص۴۲۲-۴۲۵، ۱۹۸۷ · کردستان ترکیه، ج۱، ص۸۶، ترجمۀ نامیق صفی‌زاده بورکه‌یی، تهران، ۱۳۷۹ش · کردستان ترکیه، ج۱، ص۸۶-۸۷، ترجمۀ نامیق صفی‌زاده بورکه‌یی، تهران، ۱۳۷۹ش · «دین و دولت در ترکیه: از تنظیمات تا امروز»، نگاه نو، ج۱، ص۲۴، تهران، ۱۳۷۴ش، شم‌ ۲۵ · «دین و دولت در ترکیه: از تنظیمات تا امروز»، نگاه نو، ج۱، ص۲۵، تهران، ۱۳۷۴ش، شم‌ ۲۵ · تعامل دین و دولت در ترکیه، ص۱۱۵، تهران، ۱۳۵۰ش · کردستان ترکیه، ج۱، ص۸۰، ترجمۀ نامیق صفی‌زاده بورکه‌یی، تهران، ۱۳۷۹ش · ج۲، ص۴۲۴، ۱۹۸۷ · ج۱، ص۲۱۷، H، » Siyasi tarih (۱۹۶۰-۱۹۸۰) «، Türkiye tarihiçağaԫ Türkiye ۱۹۰۸-۱۹۸۰، Istanbul، ۱۹۹۰ · ج۲، ص۴۲۶، ۱۹۸۷ · » Siyasi tarih (۱۹۶۰، ۱۹۸۰) «، Türkiye tarihiçağaԫ Türkiye ۱۹۰۸-۱۹۸۰، ج۱، ص۲۱۷، Istanbul، ۱۹۹۰ · تاریخ جوامع اسلامی، ترجمۀ محسن مدیر شانه‌چی، ج۲، ص۸۸، مشهد، ۱۳۷۶ش · ج۲، ص۴۲۷-۴۲۸، ۱۹۸۷ · » Siyasi tarih (۱۹۶۰، ۱۹۸۰) «، Türkiye tarihiçağaԫ Türkiye ۱۹۰۸-۱۹۸۰، ج۱، ص۲۲۶، Istanbul، ۱۹۹۰ · جهان در قرن بیستم، ج۱، ص۶۸۷، ترجمۀ بهرام معلمی، تهران، ۱۳۷۹ش · » Siyasi tarih (۱۹۶۰، ۱۹۸۰) «، Türkiye tarihiçağaԫ Türkiye ۱۹۰۸-۱۹۸۰، ج۱، ص۲۳۴، Istanbul، ۱۹۹۰ · ج۲، ص۴۲۹، ۱۹۸۷ · «درآمدی بر حزب رفاه ترکیه»، سیاست خارجی، ج۱، ص۵۲۹، وزارت امور خارجه، تهران، ۱۳۷۵ش، س ۱۰، شم‌ ۲ · جامعه‌شناسی غرب‌گرایی، ج۱، ص۱۱۵_۱۱۷، تهران، ۱۳۷۷ش · جهان در قرن بیستم، ج۱، ص۶۸۸، ترجمۀ بهرام معلمی، تهران، ۱۳۷۹ش · » Siyasi tarih (۱۹۶۰، ۱۹۸۰) «، Türkiye tarihiçağaԫ Türkiye ۱۹۰۸-۱۹۸۰، ج۱، ص۴۲۷، Istanbul، ۱۹۹۰ · «دین و دولت در ترکیه: از تنظیمات تا امروز»، نگاه نو، ج۱، ص۳۰-۳۱، تهران، ۱۳۷۴ش، شم‌ ۲۵ · «درآمدی بر حزب رفاه ترکیه»، سیاست خارجی، ج۱، ص۵۳۰، وزارت امور خارجه، تهران، ۱۳۷۵ش، س ۱۰، شم‌ ۲ · جهان در قرن بیستم، ج۱، ص۶۸۸_۶۸۹، ترجمۀ بهرام معلمی، تهران، ۱۳۷۹ش · «دین و دولت در ترکیه: از تنظیمات تا امروز»، نگاه نو، ج۱، ص۳۳، تهران، ۱۳۷۴ش، شم‌ ۲۵ · ترکیه، ج۱، ص۱۴۷، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه، تهران، ۱۳۷۴ش · «دین و دولت در ترکیه: از تنظیمات تا امروز»، نگاه نو، ج۱، ص۳۷، تهران، ۱۳۷۴ش، شم‌ ۲۵ · ج۱، ص۳۷، تهران، ۱۳۷۴ش، شم‌ ۲۵ · ترکیه، ج۱، ص۱۴۵، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه، تهران، ۱۳۷۴ش · جهان در قرن بیستم، ج۱، ص۶۸۹، ترجمۀ بهرام معلمی، تهران، ۱۳۷۹ش · جهان در قرن بیستم، ج۱، ص۶۹۰، ترجمۀ بهرام معلمی، تهران، ۱۳۷۹ش · Encarta reference Library، ۲۰۰۵ · ۱۹۹۲، ج۱۲، ص۳۸۰ · ترکیه، ج۱، ص۲۶۳، ترجمۀ خانبابا بیانی، تهران، ۱۳۵۲ش · نگاهی به روند نفوذ و گسترش زبان و ادب فارسی در ترکیه، ج۱، ص۵۲۴، تهران، ۱۳۷۴ش · ترکیه، ج۱، ص۲۸۲، ترجمۀ خانبابا بیانی، تهران، ۱۳۵۲ش · ترکیه، ج۱، ص۲۸۶-۲۸۷، ترجمۀ خانبابا بیانی، تهران، ۱۳۵۲ش · ج۱، ص۴۲۳، sanat «، Türkiye tarihi cağdas Türkiye ۱۹۰۸-۱۹۸۰، Istanbul، ۱۹۹۰ · ترکیه، ج۱، ص۲۸۷، ترجمۀ خانبابا بیانی، تهران، ۱۳۵۲ش · ج۱، ص۴۳۹، sanat «، Türkiye tarihi cağdas Türkiye ۱۹۰۸-۱۹۸۰، Istanbul، ۱۹۹۰ · ۱۹۹۲، ج۱۲، ص۳۸۲ · ۱۹۹۲، ج۱۲، ص۳۸۳ · » Mimarlik ve sanat tarihin «، Türkiye tarihiçağaԫ Türkiye ۱۹۰۸-۱۹۸۰، ج۱، ص۵۲۳، Istanbul، ۱۹۹۰، vol IV · ترکیه، ج۱، ص۳۱۲، ترجمۀ خانبابا بیانی، تهران، ۱۳۵۲ش · » Mimarlik ve sanat tarihin «، Türkiye tarihiçağaԫ Türkiye ۱۹۰۸-۱۹۸۰، ج۱، ص۵۳۰، Istanbul، ۱۹۹۰، vol IV · » Mimarlik ve sanat tarihin «، Türkiye tarihiçağaԫ Türkiye ۱۹۰۸-۱۹۸۰، ج۱، ص۵۳۱، Istanbul، ۱۹۹۰، vol IV · ترکیه، ج۱، ص۳۱۲-۳۱۳، ترجمۀ خانبابا بیانی، تهران، ۱۳۵۲ش · » Mimarlik ve sanat tarihin «، Türkiye tarihiçağaԫ Türkiye ۱۹۰۸-۱۹۸۰، ج۱، ص۵۴۸، Istanbul، ۱۹۹۰، vol IV · » Mimarlik ve sanat tarihin «، Türkiye tarihiçağaԫ Türkiye ۱۹۰۸-۱۹۸۰، ج۱، ص۵۴۹، Istanbul، ۱۹۹۰، vol IV · » Mimarlik ve sanat tarihin «، Türkiye tarihiçağaԫ Türkiye ۱۹۰۸-۱۹۸۰، ج۱، ص۵۳۸، Istanbul، ۱۹۹۰، vol IV · » Mimarlik ve sanat tarihin «، Türkiye tarihiçağaԫ Türkiye ۱۹۰۸-۱۹۸۰، ج۱، ص۵۴۴، Istanbul، ۱۹۹۰، vol IV · » Mimarlik ve sanat tarihin «، Türkiye tarihiçağaԫ Türkiye ۱۹۰۸-۱۹۸۰، ج۱، ص۵۶۷، Istanbul، ۱۹۹۰، vol IV · » Mimarlik ve sanat tarihin «، Türkiye tarihiçağaԫ Türkiye ۱۹۰۸-۱۹۸۰، ج۱، ص۵۶۹، Istanbul، ۱۹۹۰، vol IV · » Mimarlik ve sanat tarihin «، Türkiye tarihiçağaԫ Türkiye ۱۹۰۸-۱۹۸۰، ج۱، ص۵۷۱-۵۷۴، Istanbul، ۱۹۹۰، vol IV · » Mimarlik ve sanat tarihin «، Türkiye tarihiçağaԫ Türkiye ۱۹۰۸-۱۹۸۰، ج۱، ص۵۷۸-۵۷۹، Istanbul، ۱۹۹۰، vol IV · » Mimarlik ve sanat tarihin «، Türkiye tarihiçağaԫ Türkiye ۱۹۰۸-۱۹۸۰، ج۱، ص۵۸۰-۵۸۳، Istanbul، ۱۹۹۰، vol IV · » Mimarlik ve sanat tarihin «، Türkiye tarihiçağaԫ Türkiye ۱۹۰۸-۱۹۸۰، ج۱، ص۵۸۳-۵۸۴، Istanbul، ۱۹۹۰، vol IV · » Mimarlik ve sanat tarihin «، Türkiye tarihiçağaԫ Türkiye ۱۹۰۸-۱۹۸۰، ج۱، ص۵۸۳_۵۸۴، Istanbul، ۱۹۹۰، vol IV · ترکیه، ج۱، ص۳۱۳-۳۱۴، ترجمۀ خانبابا بیانی، تهران، ۱۳۵۲ش · ترکیه، ج۱، ص۵۹، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه، تهران، ۱۳۷۴ش · ترکیه، ج۱، ص۱۳۴، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه، تهران، ۱۳۷۴ش · Wikipedia، en wikipediaorg/wiki/ TurkeyYYYY · آشنایی با کشورهای اسلامی، حسن روحانی، ص۲۵-۲۶

موارد مرتبط

برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین