دکترین
تهران: نکته
سرانجام نیز به بلوغ و بالندگی آنها و ورودشان به جامعه علمی و دانشگاهی خواهیم پرداخت. ۲.
۳. برخی از تعزیهخوانان دورهگرد که ایمان و اعتقادی راسخ و راستین به مذهب و تعزیهخوانی نداشتند و به اصطلاح از تیره یزیدی بودند، پس از ماه صفر به جامه مطربی درمیآمدند و در مجالس سرور و عروسی مردم به آوازخوانی و بازیگری میپرداختند. حاج سیدحسن در روضهخوانی طرز خاصی داشت و پیوسته ۱۰ تا ۱۵ نفر بچه سیّدِ نوحهخوانِ پامنبری با او همراهی میکردند. در پایان روضهخوانی آقا هم پامنبریها با او در خواندن نوحه همراهی میکردند.
در هر یک از دستههای مطرب مردانه چند زن نیز همکاری میکردند، اما در دستههای مطرب زنانه همه اعضای آنها زن بودند. مطربان دستـههای مردانه (کـه مخصوص مجالس مردان بودند) از چند نوازنده تار، کمانچه، سنتور و ضرب و یک خواننده و یکی دو رقاص پسر (زن پوش) و چند بازیگر تشکیل میشدند. براون اعضای دسته مطرب مردانه را معمولاً یک سهتارنواز، یک دنبکزن و یک آوازهخوان و گاهی یک پسربچه رقاص نوشته است. یکی از آنها به دسته کورها و دیگری دسته مؤمن کور شهرت داشتند. ۳ مرد دیگر، دوتن دف و یکی دنبک میزدند.
دخترکریم کمانچه میکشید و زن دیگر آواز میخواند. ۳ عضو دیگر دسته، همسر و دو دختر او بودند که همسرش ضرب میگرفت و دو دخترش یکی ارگ مینواخت و دیگری میرقصید. دستههایِ مطربِ جاسنگین به خانههای اعیان و سرشناس، و دستههایِ مطربِ معمولی به مجالس عیش و طرب عامه مردم میرفتند. دسته مطربهای زنانه در هر دو مجلس مردانه و زنانه شرکت میکردند. در دستههای زنانه، زنانی مردپوش میشدند و به لباس مردان درمیآمدند و رقصها و بازیهای مردانه میکردند.
همه نوازندگان جامه سبز میپوشیدند و هر دسته در بالای سفرهای در اتاقهای متعدد تالار سبز مینشستند و تا آخر مهمانی مینواختند. این زنان وقتی از کار میافتادند از اندرون بیرون میرفتند و دم و دستگاهی برپا میکردند و دسته مطربی ترتیب میدادند و در مجالس عروسی و بزم حضور مییافتند. پاتوغ آنها محله سرقبرآقا (باغ فردوس کنونی) بود. قرار و مدار آنها با صاحبان مجالس دستمزد با شاباش یا بیشاباش بود. برای گرفتن شاباش در مجلس عرقچینی را میان حاضران میگرداندند و در آن پول جمع میکردند.
از این رو، رسم شاباش گرفتن را عرقچین گردونی هم میگفتند. گاهی رندان از این مطربان برای ریشخندکردن و دستانداختن رجال و بزرگان استفاده میکردند و تصنیفها و ترانههایی میساختند و میدادند تا آنها در مجالس شادی مردم بخوانند. خانوادههای مقدسمآب در مجالس شادیِ مردانه خود مداح و لعنتچی (کسانی که به اشقیا و لئیمان کربلا لعن و نفرین میفرستادند)، و در مجالس زنانه خود مولودیخوان با دایره و دف میآوردند. زنان مطرب، مانند مطربان مرد، دو ماه محرم و صفر را تعطیل میکردند.
در این ماهها به جای مطربی مولودی میخواندند. از معروفترین این زنان مطرب زهرا سیاه، زعفران باجی و ملاهاجر بودند. زهرا سیاه تا اوایل مشروطه زنده بود. زعفران باجی پس از سالها مطربی توبه کرد و دسته روضهخوان زنانه راه انداخت و در اواخر عمر آبانبار و سقاخانهای هم ساخت. در زمره زنان هنرمند قدسی ضرب ـ گیر، شاگرد حاجیخان، محترم کلیمیِ تارزن شاگرد درویشخان، و نگار اُرگ زن، از زنان نوازندهای بودند که مهارت و شهرتی داشتند.
امیرزاده بهترین صدا را داشت و مرضیه کسی بود که شیدا برایش تصنیف ساخت. سرانجام، درویشخان به سبب روح آزادگی که داشت از دربار دوری جست و رشتههای وابستگی خود به دربار و اعیان را گسست و به حرفه نوازندگی و امرار معاش از این راه رو آورد. علینقیخان وزیری از برجستهترین موسیقیدانان ایرانی یکی از شاگردان او بود.
۳- نقاشیهای تفننی درباری از مراسم مختلف، بهویژه مراسم زنانه مانند رقص و حرکات بندبازی؛
۴- نقاشیهای خیالی عامیانه یا نقاشی قهوهخانهای، که بنیانگذاران آن گروهی نقاش ساختمان و کاشیگر و پردهساز بودند. هر یک از این گروهها نیز شاخههایی با ویژگیهای مخصوص خود داشته است. او پس از بازگشت از اروپا، در نقاشیهایش از شیوه آثار استادان سبک باروک مانند رامبران، رافائل و دیگران الهام میگرفت. در آغاز مینیاتورهای قدیمی را کپی میکرد. نگارگران این سبک نقاشی عامیانه با سادهاندیشیهای خود صورتهایی سرشار از ملاحت بیمانندی پدید آوردند که نمونههای آن بر روی قلمدانها، دیوار برخی از بناهای سلطنتی و شخصی و کتابهای آن زمان دیده میشود.
از آثار ماندگار قوللر آقاسی میتوان به نبرد رستم و اشکبوس (جنگ هفت لشکر)، رستم و سهراب، مصیبت کربلا و کشتهشدن دیو سفید به دست رستم، و از آثار برجسته مدبر میتوان به مصیبت کربلا، قتلگاه ، دارالانتقام مختار ، رفتن حضرت مسلم به کوفه و کشتهشدن سیاوش اشاره کرد. اونگارگری چیرهدست بود و در نقاشی رنگ و روغن هم دست داشت. او مدتی هم ریاست هنرستان هنرهای زیبا را برعهده داشت. بازیگران همراه یک رشته عملیات شیرینکاری و بندبازی و رقص و آواز، برخی شخصیتها و افراد را استهزا میکردند و با عباراتی طنزآمیز و دوپهلو بر فرمانروایان و رجال و برخی آخوندها میتاختند.
بازیها و موضوع بازیها و تقلید موضوع بازیها و تقلیدهای هر دسته تقلیدچی بالبداهه و متناسب با روحیه و ذوق مردم محله بود. هدف در نمایشهای تخت حوضی سرگرم کردن مردم و ساختن فضای شاد و خنده برای آنها از راه هجو کردن مسائل جدی جامعه و طنزگویی و بذلهگویی بوده است. در کتاب کهنههای همیشه نو نام ۱۶ دسته از این دستهها آمده است. وی به همه درباریها و رجال مملکتی متلک میگفت و سربه سر آنها میگذاشت. پس از مهارت یافتن در بازیگری، خود دستهای مستقل تشکیل داد و از استادان برجسته این نمایشها شد.
او را از نیکمردان خیّر در گروه تقلیدچیان و مطربان معرفی کردهاند. مردم به پاس حرمت و بزرگمنشی او خیابانی را که بنای مسجد در آن بود (خیابان مولوی کنونی)، به نام او کردند. او صدایی همچون صدای گاو از حلقوم خود در میآورد و موجب خنده همگان میشد. اینها در میان توده مردم تهران تقلید در میآوردند و با شوخیها و گفتههای هزل و رکیک و شکلک درآوردنهای خود آنان را سرگرم و شاد میکردند. در این بنگاهها دستههای مطرب و بازیگر برای مجالس بزم و شادمانی فراهم میکردند و به خانههای مردم میفرستادند.
درتهران نخستین جایگاهنمایش خیمهشببازی قهوهخانهها بودهاند. در خیمهشببازی دستکم ۳ تن دست اندرکارند. یک عروسکگردان که همراه با دمیدن به سوتک، به جای عروسکها صحبت میکند؛ یکی دیگر مرشدِ تنبک نواز که در جلوپرده یا خیمه مینشیند و ضرب میگیرد و همراه با گفتوگو با عروسکها، حرفهای نامفهوم آنها را بازگو میکند؛ و نفر سوم که ساز مینوازد، و ساز او معمولاً کمانچه است. داستانهای خیمهشببازی برگرفته از داستانهای عامه و روایات شفاهی مردم و رویدادهای معمولی درون جامعه بود.
از ۵۰ سال پیش تاکنون نمایشهای خیمهشببازی سنتی نیز مانند نمایشهای روحوضی و خیلی چیزهای دیگر متعلق به جامعه سنتی گذشته کموبیش از میان رفتهاند. شمار این بازیهای نمایشی بسیار بود؛ به جـز خیمهشببـازی همه نمایشهای سنتی در حوزه هنرهای عامه بیآنکه تغییر و تحولی یابند و متناسب با روند پیشرفت جامعه تطور یابند، زمانی چند در جامعه فعال و مقبول بودند و رفته رفته مقبولیت خود را از دست دادند و از صحنه بیرون رفتند. برخی از آنان در این هنر آنچنان مهارتی داشتند که میتوان نام هنرمندان اصیل را بر آنها نهاد.
پس از آن نیز مردم نه تنها تکیه نساختهاند، بلکه شمار بسیاری از تکیههای معمور و فعال قدیم را نیز به سبب کمتوجهی به هنر اصیل مذهبی شبیهخوانی خراب کرده، یا آنها را به کاروانسرا و پاساژ و پایگاههای اقتصادی و شغلی تبدیل کردهاند. تالار چاپخانه گنجایش ۲۵ تماشاچی را داشت. بعدها در ۱۳۰۷ش نمایشنامههایی مانند بیژن و منیژه و لیلی و مجنون به کارگردانی ظهیرالدینی و مریض خیالی مولیر و کمدی حاج عبدالشکور را زیر نظر سیدعلی نصر به صحنه آوردند.
همه تماشاچیان میدانستند که بامزگیها و بانمکیهای او صورت بداهه دارند و از ابداعات خود او ست. Carlhian) نام میبرد و مینویسد که در ۱۲۸۰ق/۱۸۶۴م به لقب عکاسباشی سرافراز میگردد. او مدت ۲۷ سال عکاسخانه مبارکه را میگرداند و در ۱۳۰۷ق/۱۸۹۰م بهطور ناگهانی در آجودانیه شمیران فوت کرد. او در گرفتن پرتره و تکچهره شهرت داشت. آ. باخت و ملیک، هر دو در ناحیهای میان لالهزار و مخبرالدوله؛ او به خدمت دربار درآمد و عکاس مخصوص دربار شد.
سالن سینمای صحافباشی بیش از یک ماه دایر بود و تماشاچیان آن پولداران بودند و هنوز مردم معمولی در آن راهی نداشتند. این فیلم شاید نخستین فیلمبرداری از تجمع مذهبی مردم برای عزاداری بوده باشد. رِنگها موسیقیهای رقصاند که شماری از آنها، مثل «باباکرم»، با کلام همراه شدهاند و میتوان آنها را تصنیف ـ رنگ نامید. این قطعات به تمامی، غیر از یک مورد («خاله رو رو»)، غیرملودیک بوده، و براساس ریتم خاصی که در موسیقیشناسی «ریتم کودکانه» نامیده میشود، اجرا میشدهاند.
محتوای این ضربیها تنوع چندانی ندارد. سهم بزرگی از آن به ابراز تنفر نسبت به هوو، مادرشوهر یا خواهرشوهر اختصاص دارد. بخشی از آن به مسئله ازدواج اجباری میپردازد و بخشی دیگر، به صراحت، از روابط نامشروع صحبت میکند، بدون آنکه آن را مذموم بداند. غزلخوانی در موقعیتها و مکانهای متفاوتی اجرا میشود: در قهوهخانهها، به خصوص در شبهای ماه رمضان پس از افطار و در حین ترنابازی؛ در خرابات و مجالس استعمال بنگ و حشیش ؛ در مراسم مذهبی ماه محرم ، قبل یا بعد از نوحهخوانی و در جمع دوستان و مجالس خصوصی
منبع: یادداشتهای علی بلوکباشی · سفرنامه، ج۱، ص۲۵۳، ترجمه حسین نورصادقی، تهران، ۱۳۵۶ش · موسیقی، ج۱، ص۳۳۶، سیمای فرهنگی ایران، به کوشش عباس نامجو، تهران، ۱۳۷۸ش · ص۲۷، تهران، ۱۳۸۱ش · تعزیهخوانی حدیث قدسی مصایب در نمایش آیینی، ج۱، ص۶۲، تهران، ۱۳۸۳ش · تعزیهخوانی حدیث قدسی مصایب در نمایش آیینی، ج۱، ص۱۵۷، تهران، ۱۳۸۳ش · سرگذشت موسیقی ایران، ج۱، ص۳۴۸، تهران، ۱۳۶۸ش · پژوهشی در تعزیه و تعزیهخوانی، ج۱، ص۶۸۶، تهران، ۱۳۸۰ش · سرگذشت موسیقی ایران، ج۱، ص۵۸، تهران، ۱۳۶۸ش · تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ج۵، ص۵۳۹-۵۴۰، تهران، ۱۳۶۸ش · پژوهشی در تعزیه و تعزیهخوانی، ج۱، ص۴۷۶، تهران، ۱۳۸۰ش · نمایش در ایران، ج۱، ص۷۲-۷۳، تهران، ۱۳۴۴ش · موسیقـی مذهبی، ج۱، ص۱۶، تهران، ۱۳۵۰ش · موسیقـی مذهبی، ج۱، ص۱۶-۱۸، تهران، ۱۳۵۰ش · شرح زندگانی من، ج۱، ص۲۸۲-۲۸۳، تهران، ۱۳۴۱ش · سرگذشت موسیقی ایران، ج۱، ص۲۳، تهران، ۱۳۶۸ش · المآثر و الآثار، ج۱، ص۴۸، به کوشش ایرج افشار، تهران، ۱۳۶۳ش · سرگذشت موسیقی ایران، ج۱، ص۴۷۰، تهران، ۱۳۶۸ش · A Year amongst the Persians، ج۱، ص۱۱۹-۱۲۰، London، ۱۹۵۰ · یادداشتهایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه، ج۱، ص۱۹، تهران، ۱۳۶۱ش · سرگذشت موسیقی ایران، ج۱، ص۲۹، تهران، ۱۳۶۸ش · نمایش در ایران، ج۱، ص۲۱۶-۲۱۷، تهران، ۱۳۴۴ش · یادداشتهایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه، ج۱، ص۶۲-۶۳، تهران، ۱۳۶۱ش · سرگذشت موسیقی ایران، ج۱، ص۴۷۱-۴۷۲، تهران، ۱۳۶۸ش · ج۱، ص۷۱، به کوشش سیروس سعدوندیان، تهران، ۱۳۸۰ش · از صبا تا نیما، ج۲، ص۱۵۸، تهران، ۱۳۵۵ش · ج۱، ص۵۵، به کوشش سیروس سعدوندیان، تهران، ۱۳۸۰ش · ج۱، ص۱۷۳-۱۷۴، به کوشش سیروس سعدوندیان، تهران، ۱۳۸۰ش · ج۱، ص۱۷۴، به کوشش سیروس سعدوندیان، تهران، ۱۳۸۰ش · طهران قدیم، ج۱، ص۳۰۲، تهران، ۱۳۷۱ش · ج۱، ص۴۱، تهران، ۱۳۸۱ش · سرگذشت موسیقی ایران، ج۱، ص۲۲۱، تهران، ۱۳۶۸ش · ج۱، ص۵۴-۵۵، تهران، ۱۳۸۱ش · درویش خان، ج۱، ص۷۹۲-۷۹۳، پشتیبان هنر حرفهای، چیستا، تهران، ۱۳۷۲ش، س ۱۰، شم ۸ · درویش خان، ج۱، ص۷۹۳-۷۹۴، پشتیبان هنر حرفهای، چیستا، تهران، ۱۳۷۲ش، س ۱۰، شم ۸ · ج۱، ص۱۳۴-۱۳۹ برای شرح حال و آثار و خدمات وزیری، تهران، ۱۳۸۱ش · ج۱، ص۲، تهران، ۱۳۸۱ش · تأثیر موسیقی غرب بر موسیقی ایران (۲)، ج۱، ص۱۰۶، آهنگ، تهران، ۱۳۶۸ش، س ۲، شم ۲ و ۳ · موسیقی، ج۱، ص۳۳۷، سیمای فرهنگی ایران، به کوشش عباس نامجو، تهران، ۱۳۷۸ش · مروری در نقاشی سدههای دوازدهم و سیزدهم ایران، ج۱، ص۱۰۷، نگاهی بهنگارگری ایران در سدههای دوازدهم و سیزدهم، تهران، ۱۳۵۴ش، ج ۱ · هنرهای تجسمی، ج۱، ص۳۲۳، سیمای فرهنگی ایران، به کوشش عباس نامجو، تهـران، ۱۳۷۸ش · Painting in the Post Safavid Period، ج۱، ص۲۲۸، The Arts of Persia، ed R W Ferrier، New Haven/ London، ۱۹۸۹ · Painting in the Post Safavid Period، ج۱، ص۲۲۹، The Arts of Persia، ed R W Ferrier، New Haven/ London، ۱۹۸۹ · زندگی و آثار استاد صنیعالملک ابوالحسن غفاری، ج۱، ص۴۹-۵۰، به کوشش سیروس پرهام، تهران، ۱۳۸۲ش · زندگی و آثار استاد صنیعالملک ابوالحسن غفاری، ج۱، ص۴۷، به کوشش سیروس پرهام، تهران، ۱۳۸۲ش · زندگی و آثار استاد صنیعالملک ابوالحسن غفاری، ج۱، ص۳۰، به کوشش سیروس پرهام، تهران، ۱۳۸۲ش · محمودخان ملکالشعراء، ج۱، ص۸۶-۸۷، نگاهی به نگارگری ایران در سدههای دوازدهم و سیزدهم، تهران، ۱۳۵۴ش، ج ۱ · From Workshop and Bazaar to Academy، ج۱، ص۶۱-۶۲، Royal Persian Paintings، ed L Diba and M Ekhtiar، London، ۱۹۹۹ · دایرةالمعارف فارسی، ج۲، ص۲۲۶۱ · هنر و مردم، تهران، ۱۳۴۲ش، شم ۱۲، ۱۳۴۷ش، شم ۷۰ · دایرةالمعارف فارسی، ج۱، ص۳۲۹ · مروری در نقاشی سدههای دوازدهم و سیزدهم ایران، ج۱، ص۱۰۸، نگاهی بهنگارگری ایران در سدههای دوازدهم و سیزدهم، تهران، ۱۳۵۴ش، ج ۱ · کاخ گلستان گزینهای از شاهکارهای نگارگری و خوشنویسی، ج۱، ص۳۰۰، تهران، ۱۳۷۹ش · قهوهخانههای ایران، ج۱، ص۹۷، تهران، ۱۳۷۵ش · نقاشیهای قهوهخانه، ج۱، ص۱۴، تهران، ۱۳۶۹ش · قهوهخانههای ایران، ج۱، ص۹۷-۹۸، تهران، ۱۳۷۵ش · قهوهخانههای ایران، ج۱، ص۹۸، تهران، ۱۳۷۵ش · نقاشیهای قهوهخانه، ج۱، ص۱۵-۱۶، تهران، ۱۳۶۹ش · نگاهی دیگر به نقاشیهای عامیانه، هنر و مردم، ص۵۰، تهران، ۱۳۸۵ش، شم ۶ · واژهنامه مصورهنرهای تجسمی، ج۱، ص۹۴ شیوه نقاشی ساده نقاشانِ مکتبندیده فرانسوی، تهران، ۱۳۶۵ش · نقاشیهای قهوهخانه، سراسر اثر، برای آگاهی بیشتر درباره این سبک نقاشی و گروه نقاشان عامه، تهران، ۱۳۶۹ش · هنرهای تجسمی، ج۱، ص۳۲۵، سیمای فرهنگی ایران، به کوشش عباس نامجو، تهـران، ۱۳۷۸ش · از صبا تا نیما، ج۱، ص۳۲۵-۳۲۶، تهران، ۱۳۵۵ش · نمایش در ایران، ج۱، ص۱۷۱-۱۷۲، تهران، ۱۳۴۴ش · قهوهخانههای قدیم جلوه خاصی داشتند، ج۱، ص۳۵، تهران، ۱۳۲۴ش، س ۱۵، شم ۱۰۴ · دانشنامه بزرگ اسلامی، روحوضی، نمایش · نمایش در ایران، ج۱، ص۱۷۹، تهران، ۱۳۴۴ش · ج۱، ص۹۱۴-۹۱۵، تهران، ۱۳۴۲ش · Why Do the Laugh، ج۱، ص۵۱۲، Journal of American Folklore، ۱۹۸۱، vol XCIV · Beeman، W O، Status، Style and Strategy in Iranian Interaction، Antropological Linguistics، ۱۹۷۶ · تخت حوضی چیست؟، ج۱، ص۱۰۹-۱۱۰ برای شرح مفصلتر، فصلنامه تئاتر، تهران، ۱۳۷۰ش، شم ۱۳ · کهنههای همیشه نو، ج۱، ص۷-۸، تهـران، ۱۳۸۰ش · نمایش در ایران، ج۱، ص۱۸۴، تهران، ۱۳۴۴ش · کهنههای همیشه نو، ج۱، ص۸، تهـران، ۱۳۸۰ش · قهوهخانههای ایران، ج۱، ص۱۱۹، تهران، ۱۳۷۵ش · شرح زندگانی من، ج۱، ص۳۵۹-۳۶۰، تهران، ۱۳۴۱ش · ج۱، ص۹۱۴، تهران، ۱۳۴۲ش · شرح زندگانی من، ج۱، ص۳۶۱، تهران، ۱۳۴۱ش · شرح زندگانی من، ج۱، ص۳۴۸-۳۴۹، تهران، ۱۳۴۱ش · بنیاد نمایش در ایران، ج۱، ص۵۶، تهران، ۱۳۳۳ش · بنیاد نمایش در ایران، ج۱، ص۵۷، تهران، ۱۳۳۳ش · نمایش در ایران، ج۱، ص۱۹۱، تهران، ۱۳۴۴ش · نمایش در ایران، ج۱، ص۱۱۰، تهران، ۱۳۴۴ش · نمایش در ایران، ج۱، ص۱۰۴-۱۰۵، تهران، ۱۳۴۴ش · بازدارندههای روند تحول و رشد هنر مردمی و رمزگرای خیمه شب بازی (متن سخنرانی)، همایش بزرگداشت میراث فرهنگی در روز جهانی موزه، تبریز، اردیبهشت ۱۳۸۲ش · نمایش در ایران، ج۱، ص۱۱۰-۱۱۱، تهران، ۱۳۴۴ش · کتاب نمایش، ج۱، ص۱۰۹، تهران، ۱۳۶۵ش · نمایش در ایران، ج۱، ص۱۱۱-۱۱۲، تهران، ۱۳۴۴ش · نمایشهای شادیآور زنانه در تهران، ج۱، ص۴۶-۴۷، پیام نوین، تهران، ۱۳۴۴ش، س۷، شم ۷ · تهران، ۱۳۴۴ش، س۷، شم ۷ · بازیهای نمایشی، سراسر اثر برای مجموعهای از بازیهای نمایشی زنانه در ایران از جمله تهران، تهران، ۱۳۵۲ش · کهنههای همیشه نو، ج۱، ص۱۰، تهـران، ۱۳۸۰ش · Popular Entertainment، ج۷، ص۷۷۰، Media and Social Change in Twentieth - Century Iran، The Cambridge History of Iran، ۱۹۹۱، vol VII · نمایش در ایران، ج۱، ص۲۲۲-۲۲۴ برای این بحث، تهران، ۱۳۴۴ش · قهوهخانههای ایران، ج۱، ص۸۷-۸۹، تهران، ۱۳۷۵ش · نگاهی به تاریخ نمایش در ایران، ج۱، ص۲۰، هنر و مردم، تهران، ۱۳۵۲ش، شم ۱۲۹ و ۱۳۰ · تعزیهخوانی حدیث قدسی مصایب در نمایش آیینی، ج۱، ص۱۷، تهران، ۱۳۸۳ش · ج۱، ص۴۸، تهران، ۱۳۶۸ش · ج۱، ص۳۵۵، تهران، ۱۳۶۸ش · تعزیهخوانی حدیث قدسی مصایب در نمایش آیینی، ج۱، ص۷۶، تهران، ۱۳۸۳ش · تئاتر ایران، ج۱، ص۳۱، پیام نو، تهران، ۱۳۲۴ش، س ۱، شم ۹ · تعزیهخوانی حدیث قدسی مصایب در نمایش آیینی، ج۱، ص۱۵۱، تهران، ۱۳۸۳ش · نثر فارسی در دوره اخیر، ج۱، ص۱۶، نخستین کنگره نویسندگان ایران، تهران، ۱۳۲۶ش · قهوهخانههای قدیم جلوه خاصی داشتند، ج۱، ص۳۷، تهران، ۱۳۲۴ش، س ۱۵، شم ۱۰۴ · بنیاد نمایش در ایران، ج۱، ص۵۹، تهران، ۱۳۳۳ش · روزنامه خاطرات، ج۱، ص۴۱۷، به کوشش ایرج افشار، تهران، ۱۳۵۶ش · ج۱، ص۹۱۷، تهران، ۱۳۴۲ش · کتاب نمایش، ج۲، ص۴۱۷ که مأخذی برای این رقم نداده است، تهران، ۱۳۶۵ش · بنیاد نمایش در ایران، ج۱، ص۶۱، تهران، ۱۳۳۳ش · ج۱، ص۹۲۰ که ظاهراً به اشتباه ۲۵۰ نفر نوشته است، تهران، ۱۳۴۲ش · کتاب نمایش، ج۲، ص۴۰۸-۴۰۹، تهران، ۱۳۶۵ش · بنیاد نمایش در ایران، ج۱، ص۶۲-۷۲ حاشیه برای نقدهای خان ملک بر این نمایشها، تهران، ۱۳۳۳ش · از صبا تا نیما، ج۱، ص۳۴۱، تهران، ۱۳۵۵ش · بنیاد نمایش در ایران، ج۱، ص۶۳-۶۴ برای صورت نام هنرمندانی که به نصر پیوسته بودند، تهران، ۱۳۳۳ش · ج۱، ص۹۲۱، تهران، ۱۳۴۲ش · بنیاد نمایش در ایران، ج۱، ص۶۵، تهران، ۱۳۳۳ش · آندرانیک، ج۱، ص۶۷-۶۸ به نقل از هایگ کارکاراش، سالن نمایش زرتشتیان و تئاتر سیروس، فصلنامه تئاتر، تهران، ۱۳۶۹ش، شم ۹، ۱۰ · بنیاد نمایش در ایران، ج۱، ص۷۵، تهران، ۱۳۳۳ش · حاج عبدالنبی: قدیمترین نمایش روحوضی مکتوب، ج۱، ص۴۱، فصلنامه تئاتر، تهران، ۱۳۷۰ش، شم ۱۶ · نمایش، ج۱، ص۲۹۲، سیمای فرهنگی ایران، به کوشش عباس نامجو، تهران، ۱۳۷۸ش · دایرةالمعارف هنر، ج۱، ص۲۱۱-۲۱۲، تهران، ۱۳۸۳ش · نگاهی به تاریخ نمایش در ایران، ج۱، ص۳۵، هنر و مردم، تهران، ۱۳۵۲ش، شم ۱۲۹ و ۱۳۰ · آشنایی با سینما و نخستین گامها در فیلمبرداری و فیلمسازی در ایران، ج۱، ص۵۹، طاووس، تهران، ۱۳۷۹ش، شم ۵ و ۶ · مرآة البلدان، ج۳، ص۱۴۴۸، به کوشش عبدالحسین نوایی و هاشم محدث، تهران، ۱۳۶۸ش · المآثر و الآثار، ج۱، ص۱۳۱، به کوشش ایرج افشار، تهران، ۱۳۶۳ش · تاریخچه ورود عکاسی به ایران، ج۱، ص۳۴، گنجینه عکسهای ایران، تهران، ۱۳۷۱ش · تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران، ج۱، ص۸، تهران، ۱۳۷۶ش · تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران، ج۱، ص۱۲، تهران، ۱۳۷۶ش · تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران، ج۱، ص۴۷-۵۵ برای شرح حال و عکسهای او، تهران، ۱۳۷۶ش · تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ج۳، ص۱۵۷، تهران، ۱۳۶۸ش · تاریخچه ورود عکاسی به ایران، ج۱، ص۳۵، گنجینه عکسهای ایران، تهران، ۱۳۷۱ش · مرآة البلدان، ج۳، ص۱۴۴۵، به کوشش عبدالحسین نوایی و هاشم محدث، تهران، ۱۳۶۸ش · تاریخچه ورود عکاسی به ایران، ج۱، ص۴۲، گنجینه عکسهای ایران، تهران، ۱۳۷۱ش · ناصرالدین شاه عکاس، ج۱، ص۵۲، تهران، ۱۳۸۱ش · تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران، ج۱، ص۱۳۶، تهران، ۱۳۷۶ش · تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران، ج۱، ص۱۴۶، تهران، ۱۳۷۶ش · تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ج۳، ص۱۷۹، تهران، ۱۳۶۸ش · تاریخ سینمای ایران، ج۱، ص۸-۹، فرهنگ و زندگی، تهران، ۱۳۵۴ش، شم ۱۸ · ج۱، ص۱۰۰-۱۰۱ برای جزئیات، تحریر میرزا مهدیخان کاشانی، به کوشش علی دهباشی، تهران، ۱۳۶۱ش · ج۱، ص۱۶۰، تحریر میرزا مهدیخان کاشانی، به کوشش علی دهباشی، تهران، ۱۳۶۱ش · تهران، ج۱، ص۱۰۰، تهران، ۱۳۸۲ش · تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران، ج۱، ص۱۰۹، تهران، ۱۳۷۶ش · مقدمه بر سفرنامـه ابراهیم صحافباشـی، ج۱، ص۱۵، تهران، ۱۳۵۷ش · سینمای ایران، ج۱، ص۱۸، تهران، ۱۳۸۰ش · مقدمه بر سفرنامـه ابراهیم صحافباشـی، ج۱، ص۱۶، تهران، ۱۳۵۷ش · سینمای ایران، ج۱، ص۱۶-۱۷، تهران، ۱۳۸۰ش · تاریخ سینمای ایران، ج۱، ص۱۰، فرهنگ و زندگی، تهران، ۱۳۵۴ش، شم ۱۸ · یحیی، ج۱، ص۱۵۰ حاشیه ۵، تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران، تهران، ۱۳۷۶ش · تاریخ سینمای ایران، ج۱، ص۱۷، تهران، ۱۳۷۰ش · تاریخ سینمای ایران، ج۱، ص۱۷-۱۸، تهران، ۱۳۷۰ش · تاریخ سینمای ایران، ج۱، ص۱۲، فرهنگ و زندگی، تهران، ۱۳۵۴ش، شم ۱۸ · تاریخ سینمای ایران، ج۱، ص۲۲، تهران، ۱۳۷۰ش · تاریخ سینمای ایران، ج۱، ص۲۱، تهران، ۱۳۷۰ش · تاریخ سینمای ایران، ج۱، ص۱۵، فرهنگ و زندگی، تهران، ۱۳۵۴ش، شم ۱۸ · شکلگیری روحوضی و تحول سنت مطربی، ج۱، ص۱۱۵ بب، فصلنامه موسیقی ماهور، تهران، ۱۳۸۱ش شم ۱۸ · یادداشتهای ساسان فاطمی · شکلگیری روحوضی و تحول سنت مطربی، ج۱، ص۱۱۶، فصلنامه موسیقی ماهور، تهران، ۱۳۸۱ش شم ۱۸ · شکلگیری روحوضی و تحول سنت مطربی، ج۱، ص۱۲۲ ff.، فصلنامه موسیقی ماهور، تهران، ۱۳۸۱ش شم ۱۸ · کهنههای همیشه نو، تهران، ۱۳۸۰ش، جم · بازیهای نمایشی، تهران، ۱۳۵۲ش · طهران قدیم، ج۲، ص۱۵۹، تهران، ۱۳۷۶ش · من و زندگی، ج۱، ص۸۲، تهران، ۱۳۷۸ش · مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، دانشنامه بزرگ اسلامی، غزلخوانی
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
