دکترین
جملات حکیمانه
جملات حکیمانه
ما نمی توانیم از روی سخنان یک فرد تشخیص
دهیم که او یک انسان خوب است، حتی از ظاهر
او هم نمی توانیم به این شناخت برسیم.
:
اما می توانیم از فضایی که در حضور او به
وجود می آید، او را بشناسیم؛
چرا که هیچ کس قادر نیست فضایی ایجاد
کند که با روحش سازگاری نداشته باشد.
ایام تان بخیرونیکی پایندگی
#مدیریتی_اخلاقی_اجتماعی
خطکشِ همه کاره!
Join →
آغاز مجدد صدور و تمدید پروانه های کارشناسان رسمی ماده ۲۷
#ماده_27
با ما همراه باشید
لینک کانال مرجع اطلاع رسانی صدای مهندس
رسیدگی به تاخیرات پیمان و تمدید بیمه ای!
تشدید روند سوء استفاده از حق در پاسخ به استعلام ها توسط سازمان برنامه و بودجه در ادامه ابلاغ شاخص های تعدیل متناسب!
به کجا شکایت باید برد...
گروه فنی و مهندسی متره و امورپیمانها (متراپ)
کانال تلگرام
پیج اینستاگرام
عدالت
رجوع به کارشناس و خبره در فقه و حقوق در مسائل فنّی و تخصصی و کشف حقیقت به ویژه در دادرسی دارای اهمیت و ارزش بسیاری بوده تا جایی که نظریه کارشناسی از ارکان اصلی دادرسی به شمار می رود؛ بنابراین، برای معتبر بودن نظریه کارشناسی، کارشناس باید واجد شرایط خاصی باشد. برخی معتقدند برای معتبر بودن نظریه کارشناس، چه در دادرسی و چه در موارد دیگر، شرایط شهادت از جمله تعدّد، عدالت شاهد و ... باید رعایت شود و برخی دیگر اعتبار شرایط شاهد را لازم نمی دانند.
فارغ از مباحث در این خصوص این بخش از مطالب اختصاص به تعریف عدالت از منظر فقه دارد. تنسیق و ترتیب تعاریف بر اساس سیر تاریخی آن است. این تعاریف از پایان نامه آقای دکتر اردوان ارژنگ تحت عنوان «بررسی تحلیلی مفهوم عدالت شاهد» نقل شده است.
▪تعریف اوّل
برخی عدالت را تعریف کرده اند به «حسن ظاهر» (منسوب بـه بـرخـی قـدما، ر.ک انصاری، ۱۶۵/۳) در این تعریف ظاهر الصلاح بودن را عدالت دانسته اند. یعنـی هـمـیـن که فردی ظاهرش مورد اطمینان باشد متصف به صفت عدالت خواهد بود. یعنی انسان به ظاهر اعمال دینی بپردازد و ظاهر او موجب شک در مورد فسق او نشود، عادل خواهد بود.
▪تعریف دوم
«عدالت عبارت است از مسلمان بودن و عدم ظهور فسق.» این تعریف نظر بعضی از علمای امامیه (طوسی؛ الخلاف، ۲۱۷/۶؛ و نیز منسوب به ابن الجنيد است: انصاری ۱۶۵/۳) و نیز برخی از حنفیان چنین دیدگاهی دارند (کاسانی، ۴۰۷/۶ و ۴۰۸؛ حلبی، ص ١٨٨)
به نظر این گروه اصل این است که افراد در حالت سلامت روحی و اخلاقی و عدالتند و فسق، حالتی عارضی و اثباتش محتاج دلیل است و هـمـیـن کـه انسان، مسلمان باشد و فسقی از او ظاهر نشود، متصف به صفت عدالت خواهد بود.
▪تعريف سوم
«عدالت عبارت است از صرف ترک گناهان (کبیره و صغیره ) یا فقط ترک کبائر».
دیدگاه برخی از فقیهان امامیه (از قبیل ابن ادریس ١١٧/٢؛ ابن البراج و ابو صلاح حلبی، رش. مروارید) و دیدگاه علمای شافعی مذهب (شربینی، ۴٢٧/۴؛ ابوالقاسم، ۶/۶؛ رملی، ٢٩۴/٨ ؛ سیوطی، ۶٨١/٢ ) و برخی از حنفی ها است (العینی، ١٢٣/٨؛ ابن عابدین٢٧٧/۴ ؛ کاسانی، ۴٠٨/۶)
▪تعریف چهارم
عدالت عبارت است از «اجتناب از کبائر، حفظ از صغائر و محافظت بر مروت.»
این تعریف را علمای مالکی (زحیلی۲۷۶/۴؛ القرافی ٢٠١/١٠و ۲۲۳) و نیز فقهای حنبلی بیان کرده اند (عبدالله ابن احمد ٣٢/١٢) بر اساس این تعریف در تحقق عدالت سه قید لازم است. یکی عدم انجام گناه کبیره و دیگری حفظ از صغائر و سوم محافظت و داشتن مروت
▪تعریف پنجم
عدالت عبارت است از «استقامت (عدم انجام گناه) فعلی که از سر ملکه و حالــت پایدار درونی باشد.» (شیخ مفید ۷۲۵؛ شیخ طوسی، المبسوط، ۲۱۷/۸؛ همو، النهاية، ۵۲/۲؛ حلی (محقق)، ۹۱۱/۴) بر اساس این تعریف، صرف ترک گناه منجر به اتصاف فرد به عنوان عادل نمی شود بلکه باید عدم ارتکاب معصیت ناشی از ملکه درونی باشد.
▪تعریف ششم
عدالت «ملکه ای درونی و نفسانی است که فرد را بر تقوی و مروت وادار می کند».
این تعریف نظر مشهور بین علمای امامیه بعد از علامه یعنی از شهید اول بـه ایــن سـو است (حلی (علامه) ۱۲۹/۲؛ شهید اول، القواعد و الفوائد ۲۵۰/۲). در این تعریف دو چیز دیده می شود اولاً اصل عدالت ملکه ای درونی دانسته شده است؛ ثانیاً حالــت فـوق باید منجر به نمود و بروزی شود که در این تعریف تقــوی (اجتناب از کبائر و عـدم اصرار بر صغایر) و مروت، تظاهر و نمود آن حالت دانسته شده است. مزیت ایــن تعریف آن است که محور تعریف عدالت، همان حالت درونی دانسته شده و تقوی (اجتناب از گناه) و مروت نتیجه آن حالت تلقی شده است. ناگفته نماند مراد ما از ملکه، حالت ثابت، راسخ و پایدار درونی است.
▪تعریف پیشنهادی
با توجه به اینکه تعاریف مختلف امامیه و غیر امامیه اشکالات فراوان دارد، می توان عدالت را به گونه ذیل تعریف نمود: «عدالت حالتی درونی و نفسانی (نه ملکه) در وجود غیر معصوم است که منجر به ترک کبائر و عدم اصرار بر صغائر می شود».
پی نوشت
فسق، مقابل عدالت عبارت است از خارج شدن از طاعت به سبب گناه کردن و ترک دستورهای خدای تعالی. بیشترین موارد کاربرد فسق نسبت به کسانی است که بر حسب اعتقاد، مسلمان و مؤمناند؛ لیکن در مقام عمل کوتاهی میکنند و مرتکب حرام یا ترک واجب میشوند. عنوان فسق بر منافقان و مشرکان نیز که بر حسب اعتقاد گمراهاند، اطلاق شده است.
اسباب فسق
ارتکاب گناهان بزرگ و اصرار بر گناهان کوچک موجب فسق و خروج فرد از عدالت است.
ارتکاب اسباب فسق از روی عمد و آگاهی حرام و در برخی اسباب آن موجب ثبوت حد ، تعزیر و قصاص است.
دو اثر مهم فسق
مناصبی که جواز تصدی آن مشروط به عدالت است، مانند امامت جماعت و جمعه، قضاوت و مرجعیت ، فاسق اهلیّت تصدی آن مناصب را ندارد.
شهادت فاسق نزد قاضی پذیرفته نیست و هیچ اثری بر آن مترتب نمیشود.
Show comments
مروت
یکی از واژه هایی که همیشه در مورد انسان های خودساخته و آزاده بکار برده می شود همین صفت «مروّت» است. این کلمه ـ که از ریشه «مرء» گرفته شده است که به معنای «مرد» است ـ معادل مردی و مردانگی است و مراد از آن، شخصیت انسانی و انسانیت است. در حقیقت، مروت صفتی است نفسانی که انسان را به کسب اخلاق پسندیده و ترک اخلاق فاسد و پست، وادار می کند. معادلهایی که برای این واژه نقل شده است، بسیار است. از آن جمله جوانمردی، بزرگواری، انصاف، عیّاری، رجولیت و فتوت است.
مروت تعریف شده است به تخلق به اخلاق و رفتارهایی که مناسب احوال انسان (با توجه به زمان و مکان) است. مروت یعنی اینکه انسان کارهایی که مناسبت یا مناسب شأن او نیست، انجام ندهد (شهید ثانی، ۱۰۳/۳؛ فیض کاشانی، ۲۰/۱). گرچــه فقهای عظام به ذکر مثالهایی از جمله خوردن غذا در بازار، پوشیدن لباس سرباز توسط فقیه و ... به عنوان اعمال خلاف مروت پرداخته اند (شهید ثانی ۱۰۴/۳؛ فیض کاشانی، ۲۰/۱) باید دانست مصداقهای مروت دقیقاً امری عرفی بوده و با توجه به زمان، مکان و شخص تفاوت می کند. یعنی چه بسا رفتار شخصی در یک محیط مخالف مروت باشد و در محیط دیگر خلاف مروت نباشد.
مروّت يعنى كمال انسانيت كه گاه به جوانمردى نيز تعبير مىشود. روش و رفتار جوانمردانه؛ يعنى انجام كارهايى كه زينت و كمال يك انسان فرهيخته باشد. بنا بر اين هر گونه عملى كه از نظر عرف جامعه دينى، عيب و نقص باشد، خلاف مروت و جوانمردى است؛ حتى اگر آن عمل، عمل مباح باشد.
برخى از فقها معتقدند يكى از مؤلفههاى عدالت، مروّت است؛ يعنى امام جماعت نبايد مرتكب كارى شود كه از نظر عرف جامعه عملى ناپسند و زشت تلقى مىشود. برخى از فقها مروت را به معناى دورى از كارهاى پست و بىارزش مىدانند كه در شأن افراد فرهيخته و دانشمند نيست؛ مانند مسخره كردن افراد يا غذا خوردن در خيابان و يا حتى پوشيدن لباسى كه در شأن آنها نباشد.
فقها معمولاً اين مسئله را در ضمن تعريف عدالت مطرح مىكنند. برخى از فقها معتقدند يكى از مؤلفههاى عدالت مروّت است;
معتقدان به لزوم قید مروت در تعریف عدالت به دو دلیل تمسک می کنند: یکی روایت معروف در این زمینه که در آن روایت امام معصوم (ع) فرموده است: شخص عادل، ساتر و پوشاننده تمام عیوبش می باشد. معتقدان چنین استدلال می کننـد کـه پوشاندن عیب، شامل عیوب شرعی و عیوب عرفی می شود که پوشاندن عيوب عرفی، همان مروت است. دلیل دیگر تمسک به آن بخشی از روایت فوق است که نشانه عدالت را عفت شکم و غریزه جنسی و حفظ دست و زبان از انجام کارهای حرام می داند. با این توجیه که اینکه منشأ گناهند و اموری که منافی عفت باشند، منشأ این امور ناپسند و گناه می شوند. همچنین حسن شهرت و تقيـد بـه فـرائض هـم از دیگر نشانه های عدالت بر شمرده شده است. این روایت در وسائل الشيعة، ۲۸۸/۱۸ آمده است.
انجام اعمال منافی مروت یا به خاطر فساد عقل است یا نقصان عقل و یا ناشی از کم توجهی و قلت مبالات و کم حیائی است و در هر صورت از گفته چنین فردی برای انسان، اطمینان حاصل نمی شود (فیض کاشانی، ۲۱/۱).
مروت را به معناى رفتار اجتماعى برحسب موازين عرفى مىدانند. به همين دليل مروت به حسب افراد مختلف است. هر چه دانش و مسئوليت يك فرد بالاتر باشد، مواظبت رفتارى وى نيز بايد بيشتر باشد. براى يك فرد غذا خوردن هنگام راه رفتن در خيابان خلاف مروت نيست؛ اما براى يك فقیه يا قاضى خلاف مروت است. مصاديق مروت در زمانها و مكانهاى مختلف نيز تغيير مىكند. زيرا موازين عرفى از يك زمان تا زمان ديگر و از يك مكان تا مكان ديگر متفاوت است.
گاهی در روایات، خوشخلقی را یکی از مولفههای مروت ذکر فرمودهاند و در روایات بسیار دیگر، مولفههای مروت را هم از مولفههای خوش خلقی بیان نمودهاند. بنابراین این دو با هم ارتباطی وثیق دارند.
افراط و زیاده روی در شوخی از مصادیق خلاف مروت شمرده شده است.
پی نوشت
ارکان مروّت
با توجه به مطالب و احادیث و نقل چند نمونه، به این نتیجه می رسیم که مروّت، عبارت است از: انسانیت و تخلّق به جمیع صفات پسندیده و دوری از تمامی صفات زشت. این مطلب را می توان به صورت یک فرمول، بیان نمود که:
ارکان مروت، سه چیز است:
١-زندگی کردن با خود به عقل
٢-ارتباط با خلق به صبر
٣-ارتباط با حق به نیاز (مناجات)
نشانه ارتباط و زندگی با خود بر مدار عقل سه چیز است:
١-قدر خود دانستن
٢-اندازه کار خود دیدن
٣-در خیر خویش کوشیدن
و نشانه ارتباط و زندگی کردن با خلق به صبر، سه چیز است:
١-به اندازه قدرتشان از ایشان انتظار داشتن
٢-عذرهای ایشان را پذیرفتن
٣-از قدرت خویش به ایشان دادن
و نشانه زندگانی با حق به نیاز سه چیز است:
١-بر هر چه به تو رسد، شکر کنی
٢-هر کاری که برای حق کنی، عذرخواهی
٣-کار حق بر کار خود، ارجح بدانی
Show comments
⁉استعلام در خصوص پذیرش مدرک کارشناسی معدن و کارشناسی ارشد راه و ترابری به عنوان سرپرست عوامل فنی کارگاهی
رییس امور نظام فنی و اجرایی مشاورین و پیمانکاران
Join →
عنوان :
حقوق شهرسازی : نوگرایی در حقوق و همگرایی با ثبت اسناد و املاک
نویسنده : غلامرضا کامیار
مجله : نشریه پژوهش های حقوق ثبت، دوره اول، شماره اول، پائیز و زمستان 1400
#مقاله
*چطور میتوان در معامله از جعلی بودن سند آگاه شد؟*
اگر پشت سند ، هولوگرام سازمان ثبت اسناد الحاق نشده باشد ، سند جعلی است.
اگر وسط سند آرم بزرگ الله و در وسط الله و اطراف آن آرم کوچک الله حک نشده باشد سند جعلی است.
اگر نام دریای خزر و خلیج فارس به رنگ آبی در نقشه ایران نباشد سند جعلی است.
اخذ استعلام اصالت سند با مراجعه به دفاتر اسناد رسمی منطقه میتواند راهگشا باشد.
یکی از آسان ترین راه ها استعلام از سایت زیر است:
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
