دکترین
حجر (فقه): ادلّه فقهی حجر کودک
این حکم میان فقیهان اجماعی است. شبیه این تعبیر در کلمات دیگر فقها نیز ذکر شده است. یتیمان را مورد آزمایش قرار دهید تا به سن بلوغ برسند پس هرگاه رشد آنان را احراز نمودید اموالشان را به آنان بازگردانید.» این آیه خطاب به اولیای ایتام است و خداوند متعال امر فرموده ایتام را آزمایش کنید تا فهم و درکشان معلوم شود که آیا توانایی بر اصلاح امور و تصرّف در اموالشان را دارند. جمله «اِذَا بَلَغُوا النِّکَاحَ» کنایه بر بلوغ و قدرت مجامعت است.
بعضی از فقها در مورد استفاده از آیه مبارکه برای محجوریت کودک، فرمودهاند: «امر به آزمایش ایتام و کودکان، دلالت بر وجوب حجر بر آنان دارد و اینکه نمیتوانند در اموال خود تصرّف نمایند، در غیر اینصورت آزمایش بیفایده میماند. به بیان دیگر، آیهی مبارکه به دو وجه بر حکم یاد شده دلالت دارد، زیرا اوّلاً: متعلّق آزمایش را ایتام قرار داده است و یتیم در لغت و اصطلاح شرع ، کسی است که پدر خود را از دست داده و به سن بلوغ نرسیده باشد. ثانیاً: آخرین مهلت برای آزمایش را زمان قبل از بلوغ معین نموده است. بنابراین باید آزمایش قبل از بلوغ صورت پذیرد، زیرا اگر در وقت بلوغ و بعد از آن آزمایش شوند، بهسبب طولانی شدن زمان حجر، متضرّر میگردند. ۱۲.
۲ - آیه دوم «وَ لاَ تُؤتُوا السُّفَهآءَ اَموَالَکُمُ التَّیِ جَعَلَ اللهُ لَکُم قِیاماً؛ اموالتان که خداوند قوام زندگانی شما را به آن مقرّر داشته در اختیار سفیهان [ افراد غیررشید ] قرار ندهید.» بسیاری از فقیهان و مفسّران در شیوه استدلال به این آیه برای اثبات حجر کودک فرمودهاند: «این آیه به طور عام دلالت دارد که اموال خود را در اختیار سفیه قرار ندهید. مرد باشد یا زن، بالغ باشد یا غیربالغ. و اطلاق آن کودک را نیز شامل میگردد.
مقصود از «اَموَالَکُم» اموال ایتام است و استفاده از این تعبیر، به اینجهت است که اوصیا در حقیقت اموال ایتام را حفظ و نگهداری مینمایند و در موردی که نیاز است مصرف میکنند. شاهد بر اینکه مقصود، اموال ایتام است، جملهی بعد است که میفرماید: «وَ ارزُقُوهُم فِیهَا و اکسُوهُم وَ قُولُوا لَهُم قَولاً مَّعرُوفاً؛ از مالشان نفقه و لباس به آنها بدهید و با گفتار خویش آنان را خرسند سازید.» ضمیرهایی که در این جمله ذکر شده بهطور قطع به ایتام برمیگردد.
پس مقصود، نفقه دادن به آنها از اموال خودشان میباشد، زیرا در غیر این صورت مفاد آن، چنین میشود: نفقهی سفها و صغار بر غیرخودشان و یا بر اولیای آنها از اموالی که در مالکیت صغار و سفها نیست، واجب است و کسی قائل بهچنین حکمی نشده است. بنابراین از اطلاق آیه شریفه استفاده میشود، اولیای کودکان به نیابت از آنها در اموالشان تصرّف مینمایند و آنها از تصرّف در اموال خود ممنوع گردیدهاند و مقصود از محجور بودن کودک، همین معنی است. ۱۲.
۳ - روایات روایاتی از ائمه معصومین (علیهمالسّلام) در حدّ استفاضه وارد شده است بر اینکه کودک غیربالغ از دخالت در امور خود محجور است. دلالت این روایت بر حجر کودک صریح و روشن است. یعنی به طور کلّی یکی از علائم بلوغ در او مشاهده شود. مبنای حقوقی حجر حمایتی فقدان یا ضعف عقل و اراده است. به دیگر سخن برای انجام دادن اعمال حقوقی، وجود اراده انشایی یا حقوقی لازم است. این اراده مستلزم وجود تمیز و درک است و چون شخص محجور فاقد تمیز و اراده م. ب. (صغیر غیرممیز و مجنون) یا قوّهی تمیز و ارادهی او ناقص است (صغیر ممیز و سفیه)، نمیتواند خود، اعمال حقوقی انجام دهد و به حکم قانون، ممنوع از تصرّف در امور و اعمال حقوقی شده است.
منبع: تذکرة الفقها، ج۱۴، ص۱۸۵ · مجمع الفائدة و البرهان، ج۹، ص۱۸۲ · نساء/سوره۴، آیه۶ · مجمع البیان، ج۳، ص۲۰ · کنز العرفان، ج۲، ص۱۳۸ · مسالک الافهام، ج۴، ص۱۶۶ · نساء/سوره۴، آیه۵ · تفسیر التبیان، ج۳، ص۱۱۲ · مجمع الفائدة و البرهان، ج۹، ص۱۹۷ · تذکرة الفقها، ج۱۴، ص۲۰۲ · زبدة البیان، ج۱، ص۴۸۷ · الخصال، ص۴۹۵، ح۳ · وسائل الشیعة، ج۱۸، ص۴۰۹، باب ۱ من ابواب احکام الحجر، ح۱ · وسائل الشیعة، ج۱، ص۴۳، باب ۴ من ابواب مقدمة العبادات، ح۲ · حقوق مدنی اشخاص و محجورین، ص۱۶۶-۱۶۷
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
