دکترین
حدود: واژهشناسی
ریشهٔ « حد » در کاربردهای کهن، در زبان آفروآسیایی به دو معنای «بریدن» و «با شدت گرفتن» به کار رفتهاست. همچنین این ریشه نزد سامیان در صورت فعلی، به معنای «بریدن» و در صورت اسمی، به معنای «لبه و تیزی» کاربرد داشتهاست، حد در معنای لبه و تیزی، از جهت تناسبی که با شیارهای میان زمینها، که جدا کنندهٔ حدود املاک مردم بوده، داشته، موجب ساخت معنای اسمی و فعلی «مرز و مرزبندی» از این واژه شدهاست؛ بنابراین، واژه حد در معنای «فاصله و مرز» و در معنایی نزدیک، به معنای «نهایت و پایان چیزی»، متأثر از یکی از کاربردهای کهن ریشه آن نزد سامیان بوده و البته این معنا مورد اشاره اهل لغت نیز قرار گرفتهاست.
در قرآن کریم، «حاد» در باب مفاعله در معنای «دشمنی کردن» به کار رفتهاست که معنایی نزدیک به «با شدت گرفتن» در کاربرد آفروآسیایی آن است. راغب اصفهانی اصرار دارد تا با دشواری، فعل «یحادون» در آیه پنجم سوره مجادله را به معنای «بریدن» برگرداند. از ریشه حد، افزون بر واژه «حدید» به معنای آهن، در کاربرد وصفی به معنای «تیز»، هم برای زبان تیز و هم برای چشم تیز در قرآن کریم مواردی دیده میشود که نزدیک به معنای «بریدن» م. ب.. در قرآن کریم، واژه حد به صورت جمع «حدود»، چهارده مرتبه به کار رفتهاست.
واژه حدود در یک مورد به ضمیر راجع به خداوند اضافه شده و به صورت «حدوده» آمدهاست. در موردی دیگر، این واژه به صورت «حدود ما انزل الله» استفاده شده و بهطور کلی راجع به آن چیزی است که از طرف خداوند بر پیامبرش فرو فرستاده شدهاست. به جز این دو مورد، در همه دوازده مرتبهٔ باقیمانده، واژه حدود به کلمهٔ «الله» اضافه شده و به صورت ترکیب «حدود الله» به کار رفتهاست. در همه موارد کاربرد واژه حدود در قرآن کریم، معنای «مرزبندی» به عنوان معنای صریح، و معنای «حکم و قانون» به عنوان معنای جانبی از آن قابل برداشت بوده و مورد تأکید محققان واژگان قرآنی نیز قرار گرفتهاست.
واژه حد در معنای یادشده، تا اواخر قرن سوم هجری قمری همچنان کاربرد داشتهاست، اما از اوایل قرن دوم هجری قمری این معنا رو به حاشیه نهاده و طی دو قرن اول هجری قمری، که عصر شکلگیری اصطلاح متشرّعه است، تحولات مهمی در معنای حد رخ دادهاست؛ چه اینکه از طرفی از دامنهٔ معنایی آن کاسته شدهاست و از طرف دیگر معنا از واژه به ملازم آن منتقل شدهاست. درباره کاهش دامنهٔ معنایی واژه حد باید گفت که موارد بکارگیری واژه «حدود الله» در قرآن کریم، از لحاظ موضوعی، در یک مورد به احکام روزه و اعتکاف و مسجد ناظر است؛ نُه بار به مقررات مربوط به طلاق ، ازدواج و رعایت حقوق متقابل در خانواده مربوط است؛ دو بار درباره احکام ارث ؛ و یک بار نیز بهطور کلی آمده و بر حفظ آن تأکید شدهاست، که هیچیک به احکام جزایی مربوط نیست، اما در اصطلاح متشرّعان، طی یک قرن، دامنه کاربرد حد به احکام جزایی، و حتی نه همهٔ مجازاتها، کاهش یافتهاست.
این بازتعریف حد نزد متشرّعه، گامی برای ایجاد عنوانی برای گونههای متنوع مجازات معینشده از سوی شارع بوده که عنوان معینی از پیش نداشتهاند. از قرن چهارم هجری قمری به بعد، اهل لغت معنای «منع» را به عنوان اصلیترین معنای ریشهٔ حد معرفی کردند، اما این معنا نه جایی در کاربردهای قرآنی آن دارد و نه در زبانشناسی سامی. به نظر میرسد اهل لغت در جهت تحول معنای حد، تلاش کردهاند که با استخراج خلاقانهٔ یک وجه جامع از تمامی کاربردهای مادهٔ «حدد»، معنای منع را بر کاربردهای قرآنی تحمیل کنند و یک بار معنایی زور و اجبار را به معنای حد بیافزایند تا با کاهش دامنه معنایی حد به مجازات، مناسبت داشته باشد.
منبع: «بازخوانی انتقادی انگارهٔ «دوگانگی کیفر»، در نظام کیفری اسلام در پرتو کاربردشناسی حد و تعزیر"، 1402
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
