دکترین
حق التالیف: نکته
در حالی که ایشان، این نظریه را نپذیرفته و برای همین، عنوان (ارزش افزوده) را بر گزیدهایم). اگر همه کارها از قبیل عملگی بود، مطلب از همین قرار بود، کارهای به اصطلاح ساده همین طور است، اما کارهای عالی و انسانی این طور نیست. آیا ارزش تألیفات نقاشیها، خطاطیها، منبت کاریها، خاتم کاریها، کاشی سازیها بستگی به مقدار کاری دارد که صرف آنها شده است؟) ۱۰.۲.
۲ - فقهاء فقیهان نیز از این ارزش افزوده ، سخن گفتهاند؛ ارزش افزوده، به طور خلاصه میگوید: اگر یک قطعه آهن به ارزش الف، فرضاً به یک کوزه تبدیل شود با ارزش ب، اختلاف ارزش الف و ب ارزش افزوده محسوب میشود که ثمره کاری است که روی قطعه فلز انجام شده است. بنیاد این تئوری از یک طرف، بر اساس نظریه نیوتن بود و از طرف دیگر، همین بنیاد در تئوری ارزش افزوده مارکس هم مطرح شد و مشکل بزرگ این تئوری این بود که اگر کارگری کوزه را تبدیل به یک قطعه آهن بکند، چرا ارزش آن منفی میشود؟ پاسخی وجود نداشت بعدها که تئوری سیبرینتیک و تئوریهای دیگر عنوان شد، این نتیجه حاصل شد که در انرژی کارگر دانشی نهفته است؛ آن دانشی است که باعث ارزش افزوده میشود و در حالت عکس دانشی به کار گرفته نمیشود. ۱۰.
۳ - منفعت ۱۰.۳.
۱ - معانی منفعت یا نفع ، چنین معنی میشود: الف. معنای منفعت در برابر چهار اصطلاح: عینی، دینی، حق مالی و انتفاع بیشتر سخن از نفع عین (غیر از پول نقد) است، مانند: نفع خانه، باغ و ماشین که به اجاره داده میشود؛ ب. نفع پول (یا ربح پول) که بیشتر به کلمه پول اضافه میشود؛ ج. نفع مال، بیشتر اسم معنی است و از امور جسمانی شمرده نمیشود، اما گاهی پارهای از امور جسمانی را هم نفع میگویند، مانند: میوه درخت و پشم گوسفند . بنابر فرموده پیامبر : (اللهم ارزقنی علماً نافعاً)؛ خدایا به من علمی نافع عطا فرما! بی تردید کار انسان آزاد مال شمرده میشود و همانند کار عبد مورد رغبت و خواست قرار میگیرد و در برابر آن پول میپردازند. هر چند آخوند درباره عمل حرام چنین گفته، اما به بیانی عمل نیز از موارد و مصادیق منفعت است و خود مال شمرده میشود، بی اینکه در منفعت گنجانده شود. ناگزیر کار شخص آزاد، کاسب یا دیگر، که لباس میدوزد و نهر حفر میکند، مالی است که در برابر آن ثمن میپردازند و مال چیزی نیست جز آنچه مورد میل و رغبت و خواست عقلا قرار میگیرد و در برابرش ثمن میپردازند. ایشان مال را چیزی میداند که عقلا آن را برای داشتن پسند میکنند و در برابر آن ثمن میپردازند. ۱۰.۳.
۴ - مالیت عمل و منفعت چندین فقیه ، عمل و منفعت را مال شمردهاند؛ این در صورتی است که در مهر زن بگوییم: اصل مال بودن مهر است و مهر قرار دادن (آموزش قرآن کریم ) تنها از باب تبرّک نیست، بلکه مصداقی است برای صداق واقع شدن (عمل انسان)؛ ایشان در جای دیگر، در باب غصب منافع، میفرماید: (المنافع تضمن بالغصب کالاعیان). برخی از فقیهان، آشکارا حقّ التألیف را جزئی از منفعت دانستهاند. (البته کلمات ایشان در این باره مضطرب است). و در پایان، یادآور میشویم: هر چند مال شناختن حقّ التألیف، ملازمهای عرفی با مشروعیت آن دارد و عرف فقها نیز بیشتر چنین بر میتاباند، اما میان آن دو ملازمه عقلی وجود ندارد، زیرا گاه در برخی از معاملات عرفی ، عرف چیزی را مال میشمرد، اما شرع مالیت آن را نمیپذیرد.
منبع: ش۵۹۵، ص۱۱، میزگرد پیرامون حقوق مالکیتهای فکری، بیستم دی، ۱۳۷۳ه. ش · ج۲۰، ص۴۸۷، انتشارات صدرا، چاپ اول، تهران، ۱۳۸۰ه. ش (۱۴۲۲ه.
ق) · مصباح الفقاهة فی المعاملات، ص۳۰۴ · ص۲۲۵، مؤسسه دارالکتاب، چاپ چهارم، قم، ۱۴۱۴ه. ق · ترمینولوژی حقوق، ص۷۱۸ · الفقه، ص۲۵۰ · حقّ الابتکار فی الفقه الاسلامی المقارن، ص۱۲ · ج۹۰، ص۱۸۹، مؤسسة الوفاء، بیروت، ۱۴۰۳ه. ق (۱۹۸۳م) · ج ۲، ص۲۲، مؤسسة الوفاء، بیروت، ۱۴۰۳ه. ق (۱۹۸۳م) · ج۱، ص۱۸ · البیع، ج۱، ص۳۷ · ص۲۹۱، مؤسسه نشر اسلامی، قم، ۱۴۱۵ه. ق · ج۴، ص۳۶۶، مؤسسه نشر اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۵ه. ق · ج۳، ص۴۰۲، مؤسسه نشر اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۵ه. ق · الفقه، ص۲۵۱ · الوسیط، ص۲۸۱
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
