دکترین
حق عینی ودینی
تعریف حق عینی: حق عینی سلطهای است که شخص نسبت به چیزی دارد و میتواند آن را به گونهای مستقیم و بیواسطه اجرا کند. حق عینی به طور مستقیم بر موضوع خود اعمال میشود و لازم نیست که اجرا و رعایت آن از شخص دیگری مطالبه شود. حق عینی اصلی و تبعی:
الف)حق عینی اصلی، که به شخص اختیار استعمال و انتفاع از چیزی را به طور کامل یا ناقص میدهد: کامل ترین حق عینی اصلی(مالکیت) است که به موجب آن مالک حق هرگونه تصرف و انتفاع را در ملک خود پیدا میکند. تعریف و مشخصات حق انتفاع و ارتفاق را باید در کتابهای حقوق مدنی مالکیت مطالعه کرد. ولی به اجمال در تعریف آنها میتوان گفت:
1-حق انتفاع عبارت است از حقی که به موجب آن شخص میتواند از مالی که عین آن ملک دیگری است یا مالک خاصی ندارد استفاده کند مانند حق سکونت در خانه و استفاده از وقف. بنابراین حق ارتفاق وابسته به مالکیت و تابع آن است برخلاف انتفاع، حق مستقلی به شمار نمیرود: مانند حق عبور و بردن آب و داشتن پنجره به ملک همسایه. ولی د. ح. عینی تبعی، منافع وثیقه به مدیون تعلق دارد و مرتهن فقط میتواند، در صورت خودداری مدیون از پرداخت دین، طلب خود را از حاصل فروش عین بردارد.
2-حق عینی تبعی مستقل نیست و در صورت پرداختن دین از بین میرود، ولی حق عینی اصلی تابع هیچ دینی نیست و اصالت دارد. از نتایج همین عدم استقلال است که، برای استفاده از حق عینی تبعی، ابتدا باید طلب را از شخص مدیون خواست. حق دینی: حق دینی حقی است که شخص نسبت به دیگری پیدا میکند و به موجب آن میتواند انجام کاری را از او بخواهد. کسی که دارای حق دینی است فقط به وسیله مدیون و به طور غیرمستقیم میتواند آن را بر روی اشیا اعمال کند و راه عملی اجرای حق این است که الزام مدیون را به اجرای تعهد از دادگاه بخواهد. موضوع حق دینی ممکن است یکی از این سه امر باشد:
1-انتقال مال: مانند اینکه مالک زمینی در قولنامه تعهد میکند که با شرایط معین آن را به دیگری منتقل سازد.
2-انجام دادن کاری: مانند تعهد بر ساختن مجسمه، کشیدن نقاشی، انجام عمل جراحی و حمل کالا 3-خودداری از انجام دادن کار: که به موجب آن مدیون تعهد میکند که از انجام کار معین خودداری کند: مانند تعهد انتقال دهنده حق سرقفلی بر این که در آن شهر یا محله با انتقال گیرنده رقابت تجارتی نکند و سازمانی مشابه با او دایر نسازد.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
