دکترین
حکومت با قانون
حکومت با قانون وقتی واقع می شود که حکومت قانون به فساد میانجامد. خوانشهای متفاوت حکومت با قانون خوانشهای متعددی از « حکومت با قانون » وجود دارد: گاهی حکومت قانون مترادف با مفهوم شکلی از «حکومت قانون» است و از آن به قانونمندی صوری یاد میشود. در اینجا حکومت با قانون عبارت از حکومت از طریق قواعدحقوقیِ عام، علنی، شفاف و واضح و رو به آینده و حکومت قانون مساوی با حاصل جمع «حکومت با قانون» و «اصول ماهوی»، مانند حقوق بشر، است.
اگر روایت شکلی از حکومت قانون را ترجیح دهیم، نمیتوان آنرا از «حکومت با قانون» تفکیک کرد؛ زیرادر اینصورت آنچه دربارهٔ ارزشها و نقصهای روایت شکلی از حکومت قانون مطرح میشود، دربارهٔ حکومت با قانون هم صادق است. گاهی دوگانه حکومتِ قانون/حکومت با قانون، بر اساس ارزشهای رویّهای ارزیابی میشوند؛ یعنی در هر دو حالت مجموعه قوانین فراوانی وجود دارد که همه ویژگیهای شکلی قانون [عام بودن، پیشبینی پذیر بودن، منتشر شدن و....] را دارند، اما برخی از شرطهای هنجاری حکومت قانون، مانند تفکیک قوا، استقلال قوه قضائیه را ندارد.
در اینصورت در حکومت قانون ارزشهای رویّهای مهم است تا قوانین بهطور عادلانه اجرا شوند؛ در حالیکه در حکومت با قانون به ارزشهای رویهای و منصفانه بودن فرایند اعمال قانون، توجه نمیشود و مقامات مجری قانون، قدرت خ. ر. ب. گونهای تبعیضآمیز، و غیرعادلانه اعمال میکنند. وجود قوه قضائیه مستقل بهطور مستقیم و نیز از طریق نظارتِ قضایی بر دیگر قوای حکومتی، عدالت را برای شهروندان دسترسپذیر میسازد؛ بر اساس برداشت دیگر، حکومت با قانون عبارت از استفاده ابزاری از قانون برای برآورده کردنِ اراده و خواست صاحبان قدرت است.
در این روش، دولت با ابزار قانون مردم را کنترل میکند؛ لیکن اجازه نمیدهد شهروندان با بکارگیری قانون، دولت را کنترل کنند. در این برداشت، دولت نگاهی ابزارگرایانه به قانون دارد و برای تحقق اقتدار خود به قانون متوسّل میشود، امّا خودش را محدود به قانون نمیداند.
منبع: «یادداشت سردبیر: حکومت قانون یا حکومت با قانون کدام مبنای مبارزه با فساد باشند ؟ ,»، دوفصلنامه تحقیق و توسعه در حقوق کیفری و جرمشناسی، شماره چهارم
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
