دکترین
خیار عیب: معنی خیار عیب
خیار عیب خیار ثابت بر اثر عیب موجود در یکی از دو عوض معامله م. ب.. پس بین فسخ و نگهداشتن آن با ارش مخیّر است؛ مادامیکه با قول یا فعلی که دلالت بر اسقاط دارد، رد را (که نتیجه فسخ است) ساقط نکرده؛ و در مبیع تصرفی نکرده باشد که عین را تغییر میدهد؛ و نزد او عیبی در آن - بعد از خیاری که برای مشتری است و ضمانت آن بر بایع است، مانند خیار حیوان و خیار مجلس و شرط، درصورتیکه برای خصوص مشتری باشند - پیدا نشده باشد. و ظاهر آن است که معیار سقوط خیار ، این است که مبیع به عینه سر پا نباشد خواه به جهت تلفشدن یا آنچه در حکم آن است، یا به جهت عیب و یا به جهت نقص اگرچه عیب نباشد.
البته ظاهر این است که تغییر یافتنی که بهواسطه زیاده باشد درصورتیکه مستلزم نقصی - ولو بهمانند پیداشدن شرکت - نباشد، آن را ساقط نمیکند. و درهرصورت با وجود چیزی از آنچه ذکر شد، حق رد ندارد، بلکه فقط میتواند ارش بگیرد. و همانطور که این خیار برای مشتری درصورتیکه عیبی را در مبیع بیابد هست، همچنین برای بایع درصورتیکه عیبی را در ثمن معیّن بیابد ثابت است. و مقصود از عیب، هر چیزی است که زیادتر و یا کمتر از جریان طبیعی و خلقت اصلی باشد؛ مانند کوری و لنگی و غیر اینها.
منبع: موسوعة الامام الخمینی، ج۲۲، تحریرالوسیلة، ج۱، ص۵۶۲، کتاب البیع، القول فی الخیارات، السابع خیار العیب، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۹ ه ش
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
