دکترین
دارد ممکن نیست
دارد ممکن نیست. ولی هرگاه یکی از وارثان به دین مورث خود اقرار کند، گفتار او برای سایر وارثان هیچ الزامی به وجود نمی آورد و آنان می توانند به استناد اصل نسبی بودن اعتبار اقرار خود را از اثبات کذب بودن آن بی نیاز بدانند. لزوم ورود یا اعتراض ثالث زمانی احساس میشود که جریان دعوا و صدور حکم به گونه ای به حقوق معترضان خلل وارد کند مانند این که دادگاه به استناد اقرار یکی از وارثان حکم به مالکیت مدعی صادر کند که نوعی بودن مفهوم مالکیت اعتراض سایر وارثان را بر حکم اجباری می سازد. پس اگر کسی مالی را بفروشد و در اثر اقرار خریدار حکم به مالکیت دیگری داده شود، خریدار نمی تواند به استناد آن بهایی را که به فروشنده پرداخته است پس بگیرد و فروشنده میتواند به وسیله اعتراض ثالث تبعی کذب اقرار را اثبات کند.
طلبکاران را نباید قائم مقام بدهکار دانست هر چند که فزونی و کاستی اموال بدهکار در استیفای حقوق طلبکار مؤثر است، ولی او متعهد به پرداخت دین بدهکار نیست و بالا رفتن میزان طلبهای بدهکار بر حق او چیزی نمی افزاید بنابراین قائم مقام شمردن طلبکار از غلطهای مشهور است که باید از آن پرهیز کرد. پس اگر راهنی (مدیون) اقرار به مالکیت دیگری نسبت به عین مرهون کند این اقرار الزامی برای مرتهن ایجاد نمی کند و رهن را باطل نمی سازد و مقرله ناچار است که در دعوای بر راهن و مرتهن مالکیت خود را اثبات کند. با وجود این اگر طلبکار به قائم قائم مقامی بدهکار و به نام او اقدام کند ملزم به اقرار است برخلاف موردی که اقرار در برابر طلبکاری که بر بدهکار دعوا کرده یا در دعوای معامله به قصد فرار از دین.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
