دکترین
رهن (فقه): استیفای دین از مرهون
چنان که گذشت هیچ یک از راهن و مرتهن جز با اجازه دیگری نمیتواند در مال رهنی تصرف کند؛ لیکن در موارد زیر مرتهن میتواند حق خود را از مرهون استیفا نماید:
۱. چنانچه راهن قبل از ادای دین بمیرد و مرتهن بیم انکار دین توسط ورثه داشته باشد، و نزد قاضی شهود قابل قبول نیز نداشته باشد، میتواند بدون مراجعه به ورثه ، دین خود را از مال رهنی استیفا کند، هرچند راهن در فروختن مال رهنی یا استیفای دین از آن، او را وصی خود قرار نداده باشد. برخی، نداشتن بینه را شرط ندانسته و استیفای دین، حتی با وجود آن را جایز دانستهاند.
۲. مرتهن در فروش مال رهنی از جانب راهن وکالت داشته باشد، که در این فرض، او میتواند در صورت رسیدن زمان پرداخت دین یا حالّ بودن آن، مال رهنی را بفروشد و طلب خود را استیفا نماید و در فرض مطلق بودن وکالت بنابر مشهور، میتواند مرهون را حتی به خودش (مرتهن) بفروشد.
۳. هرگاه مرتهن در فروش مرهون از جانب راهن وکیل نباشد، با خودداری راهن از ادای دین، مرتهن به حاکم شرع رجوع میکند و حاکم، راهن را ملزم به فروختن مال رهنی و ادای دین خود مینماید و در صورت امتناع راهن، حاکم یا وکیل او، اقدام به فروش مرهون و پرداخت طلب مرتهن میکند. در صورت عدم وجود حاکم یا عدم قدرت او، مرتهن میتواند مرهون را به قیمت متعارف فروخته و حق خود را استیفا نماید. همچنین است اگر با وجود حاکم ، به جهت نداشتن بینه نتواند حق خود را نزد او اثبات کند.
برخی گفتهاند: در فرض عدم امکان اثبات حق نزد حاکم ، چنانچه مرتهن بتواند از حاکم شرع اذن عمومی بگیرد؛ به گونهای که رهن نیز در آن بگنجد، لازم است چنین کاری بکند. با ورشکسته شدن یا مردن راهن، در صورتی که وی جز مرتهن طلبکارانی دیگر داشته باشد، مرتهن در استیفای حق خود از مال رهنی، نسبت به سایر طلبکاران اولویت دارد و آنان حق ندارند مزاحم او بشوند.
منبع: مسالک الأفهام، ج۴، ص۴۱ · مجمع الفائدة، ج۹، ص۱۶۲ · جواهر الکلام، ج۲۵، ص۱۷۳ · جواهر الکلام، ج۲۵، ص۲۱۷-۲۲۰ · جواهر الکلام، ج۲۵، ص۲۲۰
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
