دکترین
سبب: احکام سبب
۵.
۱ - تداخل اسباب در فرض اجتماع چند سبب، آیا اسباب باهم تداخل میکنند و در نتیجه نیازی به تکرار مسبب نخواهد بود و یک مسبب کفایت میکند، یا تداخل نمیکنند و در نتیجه به تعداد سبب، مسبب نیز متعدد میشود؟ در مواردی قطعاً اسباب تداخل پیدا میکنند، مانند کسی که خوابیده و بادی نیز از او خارج شده است که هر کدام سببی مستقل برای وجوب وضو جهت نماز است. در این فرض، یک وضو کفایت میکند و نیازی به تکرار آن نیست. در مواردی نیز اختلاف است. ۵.
۲ - تعدد اسباب و اختلاف حکم گاهی سبب متعدد و حکم مترتب بر آن نیز مختلف است و آن چند قسم است: ۵.۲.
۱ - امکان جمع و مندرج شدن یکی در دیگری ۱. امکان جمع و مندرج شدن یکی در دیگری وجود دارد، مانند کسی که داخل مسجدی میشود و میخواهد نماز واجب یا نافله راتب بخواند. در این صورت احتمال میرود نماز واجب یا نافله راتب از نماز تحیت مسجد کفایت کند. احتمال عدم کفایت و خواندن هر یک از نماز تحیت، واجب یا نافله نیز میرود. ۵.۲.
۲ - عدم امکان جمع وجود ۲. امکان جمع وجود ندارد، مانند اینکه فردی چند نفر را به قتل برساند. این اقدام یا دفعی انجام میگیرد، مانند اینکه دیوار را بر سر آنان خراب کند، یا تدریجی و پی در پی (و به تعاقب ). در صورت نخست، با تقاضای اولیای دم در ازای همه کشتگان، کشته میشود. برخی گفتهاند: در ازای یکی کشته میشود که به قرعه و یا تعیین قاضی مشخص میگردد و باقی اولیای دم ، از قاتل دیه دریافت میکنند. در صورت دوم ( تدریجی ) در ازای نخستین کشته، کشته میشود و با گذشت ولی دم یا مصالحه به مال ، در مقابل دومین کشته، کشته میشود و همین گونه تا آخرین کشته. بنابر این قول، اگر در مقابل نخستین مقتول قصاص شود، باید برای دیگر مقتولان دیه پرداخت شود. ۵.۲.
۳ - امکان اعمال هر دو سبب ۳. امکان اعمال هر دو سبب وجود دارد، مانند ارث دادن عمویی که دایی میت و جدّهای که خواهر او است، و آن در صورتی است که به سبب آمیزش به شبهه با میت دو نسبت پیدا شود. در این صورت هر دو سبب در ارث اعمال میشود. ۵.۲.
۴ - تباین هر دو سبب بایکدیگر ۴. دو سبب با یکدیگر تباین دارند و امکان اعمال هر دو وجود ندارد که یا سبب قویتر مقدم میشود، مانند ارث دادن برادری که پسر عموی میت نیز هست. در این صورت سبب برادری مقدم میشود و یا هر دو ساقط میگردند، مانند تعارض دو بینه که بنابر قول به تساقط ، هر دو ساقط میشوند. ۵.
۳ - اتحاد سبب و تعدد مسبب گاهی سبب یکی و مسبب متعدد است و آن دو گونه است. ۵.۳.
۱ - اندارج بعضی مسببها در بعضی دیگر ۱. بعضی مسببها در بعضی دیگر مندرج میشوند، مانند زنا و لمس به عنوان مقدّمه آن. لمس موجب تعزیر و زنا موجب حدّ است. در اینجا تعزیر مندرج در حدّ است و با اجرای حد ، تعزیر نمیشود، یا قطع عضوی که منجر به کشته شدن فرد آسیب دیده شود. در این صورت، دیه عضو ، مندرج در دیه نفس و یک دیه پرداخت میشود. ۵.۳.
۲ - عدم اندراج بعضی در بعضی دیگر ۲. بعضی در بعضی مندرج نمیشوند، مانند استحاضه متوسطه و کثیره که موجب وضو و غسل ، هر دو میشود و قتل خطایی که موجب دیه و کفاره و یا زنای غیر محصن با دختر باکره که موجب تازیانه ، تراشیدن سر و تبعید میگردد. ۵.
۴ - تفاوت بین اجزای سبب و اسباب مجتمع هرگاه حکم بعد از چند صفت وارد شود، در صورت ترتب آن بر هر یک از صفات به طور مستقل و جداگانه، هر صفتی سببی مستقل خواهد بود، مانند ادرار ، خوابیدن و خروج باد معده که اسباب وضواند؛ اما اگر بر مجموع صفات من حیث المجموع مترتب گردد سبب یکی، لیکن مرکب از چند چیز به عنوان اجزای آن خواهد بود، مانند قتل عمدی عدوانی با تساوی قاتل و مقتول در دین ، که مجموع اینها سبب ثبوت قصاص است و هر کدام به تنهایی موجب قصاص نمیشود. مانند اینکه کسی کودکی را وصی خود قرار دهد و آن کودک هنگام وفات وصیت کننده بالغ شود، یا کافری را وصی خود قرار دهد و وی هنگام وفات موصی ، مسلمان شود. اینک اگر ملاک زمان تعلیق باشد، وصیت صحیح نخواهد بود؛ زیرا شرط صحت آن بلوغ و اسلام است؛ اما اگر ملاک، زمان وقوع باشد وصیت صحیح است؛ زیرا شرط بلوغ و اسلام تحقق یافته است. مسئله اختلافی است. ۵.
۶ - شک در سبب حکم چنانچه در سبب حکم شک شود، به اصل رجوع میشود، مگر اماره و نشانهای بر سبب حکم وجود داشته باشد. شک در سبب حکم دو صورت دارد: ۵.۶.
۱ - شک در سبب حلیت ۱. شک در سبب حلیت ، مانند شکاری که پس از اصابت تیر به آن، از بلندی فرومیافتد و سپس آن را مرده مییابند و معلوم نیست مرگ آن بر اثر اصابت تیر بوده یا فروافتادن از بلندی . در فرض نخست خوردن آن حلال و در فرض دوم، حرام است. در این صورت، اصل حرمت است. ۵.۶.
۲ - شک در سبب حرمت ۲. مقتضای اصل، حلیت است، مگر آنکه اماره و نشانهای معتبر بر سبب حرمت وجود داشته باشد، مانند پرنده بال چیده شده که نشانه مالک داشتن آن است. در این صورت، گرفتن آن تصرف در مال دیگری و حرام است؛ لیکن اگر امارهای نباشد، مانند اینکه یکی از دو مرد، ظهار همسرش را بر کلاغ بودن پرنده در حال پرواز و دیگری بر کلاغ نبودن آن معلق کند. در صورت عدم امکان شناسایی پرنده، مقتضای اصل، حلیت است و هیچ یک از دو زن بر شوهر خویش حرام نمیشود. ۵.
۷ - علم به سبب عبادت و شک در به جا آوردن آن چنانچه مکلف علم به سبب عبادتی و شک در به جا آوردن آن داشته باشد، اگر آن عبادت واجب باشد، به جا آوردن آن واجب و اگر مستحب باشد، به جا آوردن آن مستحب است، مانند کسی که پس از یقین به حدث ، شک در طهارت داشته باشد و قبل از خروج وقت نماز ، در به جا آوردن آن شک کند. ۵.
۸ - سبب بودن شک برای حکم شرعی گاهی شک سبب حکم شرعی میشود، مانند وجوب دو سجده سهو هنگام شک بین چهار و پنج و وجوب نماز احتیاط هنگام شک در عدد رکعات .
منبع: القواعد و الفوائد، ج۱، ص۴۳-۴۵ · القواعد و الفوائد، ج۱، ص۴۵-۴۶ · القواعد و الفوائد، ج۱، ص۴۷-۴۸ · نضد القواعد الفقهیة، ص۴۲ · القواعد و الفوائد، ج۱، ص۵۴-۵۵ · القواعد و الفوائد، ج۱، ص۵۵-۵۷ · القواعد و الفوائد، ج۱، ص۵۷ · القواعد و الفوائد، ج۱، ص۵۸
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
