دکترین
سقط جنین (فقه): اسقاط جنین در حقوق جزاء
قوانین و سیاستهای اجرایی مربوط به سقط جنین، محصول تاثیر متقابل و پیچیده اوضاع اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، دینی و فرهنگی کشورهای مختلف است. از اینرو، کشورهای جهان هر کدام بهگونهای درباره آن بهبحث پرداخته و مقرّرات و قوانین خاصی برای خود درنظر گرفتهاند. بررسی تمام اوضاع و احوال حاکم بر هر کشور و قوانین مربوط به آن، هر کدام بحث گسترده و جداگانهای میطلبد، بنابراین فقط بهبررسی بخشی از مواد قانونی سقط جنین در قانون جزایی ایران که برگرفته از فقه امامیه میباشد، اکتفا میگردد.
در حقوق ایران، مساله سقط جنین و کیفر آن در مواد ۶۲۲ تا ۶۲۵ و ۷۱۵ و ۷۱۶ قانون مجازات اسلامی (بخش تعزیرات) مصوّب ۱۳۷۵ ذکر گردیده است. از دیدگاه حقوقی، به جنین تا زمانی که در رحم مادر است، فرزند اطلاق میشود و مبدا آن، زمان آبستن شدن زن و انتهای آن، لحظه قبل ولادت است. بنابراین اسقاط جنین، جرمی است که نتیجه آن، بیرون انداختن جنین از رحم پیش از موعد طبیعی زایمان باشد. فاعل جرم باید قصد این نتیجه را داشته باشد، خواه وسایلی بهکار برده باشد، خواه نه.
مورد صدق این عمل این است که جنین پس از ساقط شدن، عادتاً قادر به ادامه زندگی نباشد. ماده ۶۲۲ قانون مجازات اسلامی مقرّر میدارد: «هر کس عالماً و عامداً به واسطه ضرب یا اذیّت و آزار زن حامله، موجب سقط جنین وی شود، علاوه بر پرداخت دیه یا قصاص حسب مورد به حبس از یک تا سه سال محکوم خواهد شد». این ماده ناظر به افراد غیرمتخصّص و غیرحرفهای است که در نزاع و یا حادثهای عمداً موجب سقط جنین میشوند و معمولاً این جرم همراه با خشونت م.
ب.. در ماده ۶۲۳ همان قانون آمده است: «هرکس بهواسطه دادن ادویه یا وسایل دیگری موجب سقط جنین زن گردد، به شش ماه تا یک سال حبس محکوم میشود و اگر عالماً و عامداً زن حاملهای را دلالت به استعمال ادویه و یا وسایل دیگر نماید که جنین وی سقط گردد به حبس از سه تا شش ماه محکوم خواهد شد، مگر اینکه ثابت شود این اقدام برای حفظ مادر م. ب. و در هر مورد، حکم به پرداخت دیه، مطابق مقرّرات مربوط داده خواهد شد». این ماده به جرم سقط جنین توسط افراد غیرمتخصّص با رضایت زن اشاره دارد.
ماده ۶۲۴ نیز مقرّر میدارد: «اگر طبیب یا ماما یا دارو فروش و اشخاصی که بهعنوان طبابت یا مامایی یا جرّاحی یا دارو فروشی اقدام میکنند، وسایل سقط جنین فراهم سازند و یا مباشرت به اسقاط جنین نمایند به حبس از دو تا پنج سال محکوم خواهند شد و حکم به پرداخت دیه مطابق مقرّرات مربوط صورت خواهد پذیرفت».
منبع: ترمینولوژی حقوق، ص۲۰۱ · حقوق کیفری اختصاصی، ج۱، ص۳۵۵
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
